پرش به محتوا

صفات الهی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۲: خط ۶۲:
همچنین، هرکسی که بخواهد صفتی را به خدا نسبت دهد، آن صفت در [[روایات]] و [[آیات]] وجود دارد و فقط در [[دعای جوشن کبیر]] هزار اسم و صفت [[الهی]] مطرح شده است. البته [[ادب]] [[دینی]] اقتضا می‌کند که خدا را به آن کمال و صفاتی توصیف کنیم که خدا خود را در [[قرآن]] و روایات توصیف کرده است؛ هرچند اطلاق هر صفتی به خدا با دو شرط امکان‌پذیر خواهد بود:
همچنین، هرکسی که بخواهد صفتی را به خدا نسبت دهد، آن صفت در [[روایات]] و [[آیات]] وجود دارد و فقط در [[دعای جوشن کبیر]] هزار اسم و صفت [[الهی]] مطرح شده است. البته [[ادب]] [[دینی]] اقتضا می‌کند که خدا را به آن کمال و صفاتی توصیف کنیم که خدا خود را در [[قرآن]] و روایات توصیف کرده است؛ هرچند اطلاق هر صفتی به خدا با دو شرط امکان‌پذیر خواهد بود:
اولاً، آن [[صفت کمالی]] به هیچ وجه بر [[نقص]] و محدودیت دلالت نکند؛ و ثانیاً، به بالاترین درجه در مورد خدا به کار رود، چون خدا [[اهل]] هر خیر و کمالی است.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[توفیقی بودن صفات الهی (مقاله)|مقاله «توفیقی بودن صفات الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۷۴.</ref>
اولاً، آن [[صفت کمالی]] به هیچ وجه بر [[نقص]] و محدودیت دلالت نکند؛ و ثانیاً، به بالاترین درجه در مورد خدا به کار رود، چون خدا [[اهل]] هر خیر و کمالی است.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[توفیقی بودن صفات الهی (مقاله)|مقاله «توفیقی بودن صفات الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۷۴.</ref>
==رابطه صفات با [[ذات]]==
از مباحث مهمی مربوط به [[صفات خداوند]] میان [[اندیشمندان اسلامی]] و [[متکلمان]] مسئله رابطه صفات [[حق تعالی]] با ذات و مراد از این بحث آن است که رابطه صفات با ذات عینیت است یا خیر؟ و نیز آن صفات، همانند ذات، قدیم است و [[ازلی]] یا حادث زمانی؟ در این باره با جداسازی [[صفات فعل]] و ذات درباره هر یک و اقوال مطرح در این باره مطالبی بیان می‌شود.
===رابطه صفات اضافی با ذات===
صفات اضافی همانند عالمیت و قادریت، امور اعتباری و زائد بر ذات است؛
دلیل: این صفات معانی اعتباری و انتزاعی است و حقیقتی در عالم ندارد، بلکه صرفاً منشأ انتزاع دارد؛ بنابراین اینها زائد بر ذات است<ref>طباطبایی، محمد حسین، بدایة الحکمه، ص۱۶۲.</ref>.
همچنین، وصوف این صفات هم به دلیل اعتباری و نسبی بودن و نداشتن [[واقعیت]] منحازی در عالم نیز ویژگی وصف خود را می‌گیرد و نسبی و اعتباری خواهد شد؛ بنابراین، عینیت این اوصاف با [[ذات حق تعالی]] نسبی و اضافی شدن ذات حق تعالی خواهد شد که امری محال است<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۶، ص۱۱۹.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رابطه صفات با ذات (مقاله)|مقاله «رابطه صفات با ذات»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۶.</ref>
===رابطه [[صفات ذاتی]] با ذات حق تعالی===
مراد از [[صفات ذات]] در این بحث صفات ذاتی [[حقیقی]] است؛ خواه حقیقی محض و خواه حقیقی دارای اضافه. در این باره چندین دیدگاه مطرح شده است:
۱. '''دیدگاه [[امامیه]] و [[حکما]]''': امامیه و [[فلاسفه]] معتقدند، صفات ذاتی حق تعالی ازنظر مصداقی عین ذات حق تعالی و عین یکدیگر، ولی از نظر مفهومی با هم متفاوت است. در [[روایات]] نیز به این مسئله اشاره و در [[نهج‌البلاغه]] کمال [[اخلاص]] [[پروردگار]]، [[نفی]] صفات زائد بر ذات از حق تعالی دانسته شده است: {{متن حدیث|كَمَالُ التَّوْحِيدِ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه اول.</ref>.
در دیدگاه امامیه، چند ادعا وجود دارد که لازم است دلیل هر یک بیان شود:
# ذات حق تعالی اوصاف کمال را دارد:
## [[واجب‌الوجود]]، علت تامه موجودات است؛
##همه موجودات ممکن‌الوجود، در نهایت از او ایجاد شده‌اند؛
##هر علتی در مرتبه [[علیت]] خود [[کمالات]] معلول را به صورتی [[برتر]] و شریف‌تر داراست (چون بدیهی است که [[ذات]] نایافته از هستی‌بخش، کی تواند که شود هستی‌بخش). نتیجه: [[واجب‌الوجود]]، همه صفات را در خود دارد<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۶، ص۱۳۴.</ref>.
#این اوصاف عین [[ذات]] و عین یکدیگر است، نه زائد بر هم:
##وجود [[واجب تعالی]]، وجود صرف، بسیط و دارای [[وحدت]] حقه است؛
##پس، جهات متعدد و حیثیات متغایر در ذات [[واجب]] راه ندارد. بنابراین، هر [[کمال وجودی]] مفروضی در واجب تعالی، عین ذات واجب و عین کمال مفروض دیگر خواهد بود.
#مفاهیم این اوصاف با هم تفاوت دارد. چون این بحث به واژه‌ها و معانی آنها مربوط است، چگونگی آن را باید با مراجعه به عرف و واژه‌پژوهان دانست و با مراجعه به آنها نیز مشخص می‌شود که معانی این اوصاف کاملاً با هم تفاوت دارد. [[علم]] با [[قدرت]]، [[اراده]]، [[حیات]] و... فرق دارد و مترادف با آنها نیست و همینطور باقی صفات.
۲. '''[[اشاعره]]''': بر اساس دیدگاهی که از اشاعره نقل شده اوصاف ذاتی، اموری زائد بر ذات ولی ملازم با آن است؛ بنابراین این اوصاف در عین زیادت بر ذات قدیم هم شمرده می‌شود<ref>اشعری، علی، اصول اهل السنة و الجماعه، ص۶۲-۶۶؛ تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۴، ص۶۹-۷۰.</ref>. به همین دلیل، ایشان را قائل به قدمای ثمانیه (ذات به همراه هفت صفت ذاتی) می‌دانند. از نظر برخی از اشاعره همچون [[فخر رازی]] که اشاعره در این باره به دو قدیم قائل است، ذات و نسبت؛ مثلاً در وصف علم، [[خدا]] و نسبت عالمیت است؛ بدین صورت که این نسبت را جدای از ذات و در عین حال [[ازلی]] می‌دانند<ref>فخر رازی، المطالب العالیة فی العلوم الالهیه، ج۳، ص۲۲۴.</ref>. بطلان دیدگاه اشاعره در [[کلام]] [[حضرت علی]]{{ع}} چنین نیز بیان شده است: {{متن حدیث|... لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ...}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه اول.</ref>.
حضرت با این بیان ساده که به یک مسئله بدیهی اشاره دارد به بطلان ادعای زیادت و عروض صفات اشاره می‌کند؛ چراکه اگر صفتی زائد بر [[ذات]] باشد بنابراین، این دو با هم تفاوت دارند که در کنار هم قرار گرفته‌اند. بنابراین [[اثبات]] صفات زائد بر ذات، موجب مقارن کردن ذات با این صفات (عروض) و عروض با ترکیب، سازگار و ترکیب موجب [[نیازمندی]] است<ref>شیرازی، صدرالدین محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج۶، ص۱۴۱.</ref>.
۳. '''[[کرامیه]]''': از نظر کرامیه [[صفات ذاتی]]، [[اعراض]] که حادث بر [[ذات الهی]] است<ref>سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، ج۳، ص۲۰۱.</ref>.
۴. '''[[معتزله]]''': [[پیروان]] معتزله از آنجاکه [[ذات حق تعالی]] را خالی از هرگونه صفت می‌داند<ref>عواد معتق، المعتزلة و اصولهم الخمسه، ص۹۷.</ref>؛ بلکه ذات حق تعالی را [[جانشین]] و [[نائب]] اوصاف ذاتی معرفی کرده‌اند، در این بحث نیز قاعدتاً سخنی ندارند.
'''بررسی اقوال''': سایر دیدگاه‌هایی مطرح شده در مقابل دیدگاه [[حکما]] و [[امامیه]] همگی ایراد دارند که در ادامه مطرح می‌شود:
#'''ایراد نظر [[اشاعره]]''': ایراد سخن ایشان آن است که این صفات یا همانند خود [[ذات]]، [[واجب‌الوجود]] است، یا ممکن الوجود؛ اگر واجب‌الوجود و [[بی‌نیاز]] از علت است، این فرض با [[ادله توحید]] واجب‌الوجود رد می‌شود و اگر ممکن‌الوجود و نیازمند است، علت آنها خود، ذات واجب‌الوجود است یا امری دیگر. ایراد این فرض که علت ایجاد این صفات خود ذات است آن است که خود ذات در مرتبه علت، فاقد این اوصاف است (وگرنه هستی‌بخشی معنا نداشت). درحالی‌که علت هستی‌بخش نمی‌تواند چیزی را ایجاد کند که خودش فاقد آن است. فرض دوم (که علت ایجاد، امری خارج از ذات [[واجب]] باشد) با وجود [[وجوب]] بالغیر از اینها درست خواهد بود که واجب‌الوجود بالذات دیگری آنها را ایجاد کرده که برهان‌های [[توحید]] ناقض آن است. همچنین، نیازمندی و [[نقص]] در ذات واجب‌الوجود در پی خواهد داشت که [[خلف]] فرض وجوب وجودش است<ref>طباطبایی، محمد حسین، نهایة الحکمه، ص۲۸۶.</ref>.
#'''ایراد نظر کرامیه''': ایراد این سخن آن است که حدوث، نتیجه امکان و نیازمندی به علت است و علت آن یا خود ذات است یا غیر ذات واجب و در فرض [[علیت]] خود ذات باید علت چیزی را بدهد و ایجاد کند که خودش در مرتبه علیت آن را ندارد. پس، فرض علیت غیر ذات، گذشته از اینکه به وجود امر امکانی در [[ذات]] می‌انجامد، موجب سلب [[کمالات وجودی]] از ذات است؛ درحالی‌که این دو لازمه محال و [[باطل]] است<ref>طباطبایی، محمد حسین، نهایة الحکمه، ص۲۸۶.</ref>.
#'''ایراد قول [[معتزله]]''': طبق این دیدگاه [[ذات حق تعالی]] کمالاتی را ایجاد کرده است که خودش آنها را ندارد. همچنین، در این صورت، [[ذات]] باید اوصاف کمال را نداشته باشد که این موضوع با بساطت ذات ناسازگار است<ref>طباطبایی، محمد حسین، نهایة الحکمه، ص۲۸۷.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رابطه صفات با ذات (مقاله)|مقاله «رابطه صفات با ذات»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۶.</ref>
===رابطه [[صفات فعل]] با ذات===
درباره رابطه صفات فعل با ذات حق تعالی، باز هم چند نظر مطرح شده است.
دیدگاه [[حکما]] و [[امامیه]]: بر اساس دیدگاه امامیه و [[فلاسفه]]، صفات فعل، زائد بر ذات و حادث است و این ادعا دو مدعا دارد: حادث بودن و زائد بر ذات بودن این اوصاف.
ایشان برای [[اثبات]] حادث بودن این اوصاف این‌چنین گفته‌اند:
# [[حقیقت]] صفات فعلی، اضافه و نسبتی بین [[واجب‌الوجود]] و غیر اوست؛
#تحقق امور اضافی و نسبی، به تحقق هر دو طرف اضافه وابسته است؛
#طرف اضافه [[حق تعالی]] در انتزاع این اوصاف، [[مخلوقات]] هستند که معلول و متأخر از ذات حق تعالی هستند؛ بنابراین، این اوصاف متأخر از ذات و حادث‌اند<ref>طباطبایی، محمد حسین، نهایة الحکمه، ص۲۸۷.</ref>.
با اثبات حدوث این اوصاف، دیگر به اثبات زیادت آنها بر ذات نیازی نیست؛ چراکه اگر وصفی حادث، باشد آن قطعاً نمی‌تواند با ذات قدیم زمانی و [[ازلی]] عینیت داشته باشد. علاوه بر اینکه برای اثبات زیادت این اوصاف بر [[ذات الهی]] می‌توان گفت:
#این اوصاف، حادث است؛
#امور حادث، تغییرپذیر است؛
# [[اتحاد]] و عینیت دو چیز به سرایت اوصاف آنها به یکدیگر می‌انجامد؛
# [[تغییر]]، نشانه [[ضعف]] و نقصان و [[حرکت]] به سمت کمال است.
بنابراین، فرض عینیت این اوصاف با ذات حق تعالی، سرایت تغییر در اوست که امری محال است.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رابطه صفات با ذات (مقاله)|مقاله «رابطه صفات با ذات»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۱۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۸: خط ۱۱۶:
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[اقسام صفات الهی (مقاله)|مقاله «اقسام صفات الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[اقسام صفات الهی (مقاله)|مقاله «اقسام صفات الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[توفیقی بودن صفات الهی (مقاله)|مقاله «توفیقی بودن صفات الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[توفیقی بودن صفات الهی (مقاله)|مقاله «توفیقی بودن صفات الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رابطه صفات با ذات (مقاله)|مقاله «رابطه صفات با ذات»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۱٬۹۱۳

ویرایش