←وجوب نصب حاکم از دیدگاه عقل
(←مقدمه) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
مراد از [[نصب الهی حاکم]] این است: [[خداوند]] که [[حاکم]] بالذات است برای اِعمال [[حاکمیت]] خویش در هر دوره و زمانی حاکمی میگمارد و به او اختیارات حاکمیت در محدودۀ [[قوانین]] و [[دستورات]] خویش میدهد و بدین وسیله حاکمیت خویش را بر [[جامعۀ بشر]] [[اعمال]] میکند و هر حاکمی که از سوی خداوند برای اِعمال [[حاکمیت خدا]] از سوی او [[منصوب]] نگردد و به او از سوی خداوند[[حق]] اِعمال حاکمیت خداوندی داده نشده باشد حاکمی ناروا و [[تجاوزگر]] و [[طاغوت]] و غاصبِ [[حق حاکمیت]] خداوندی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۴ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۴، ص ۲۵.</ref>. | مراد از [[نصب الهی حاکم]] این است: [[خداوند]] که [[حاکم]] بالذات است برای اِعمال [[حاکمیت]] خویش در هر دوره و زمانی حاکمی میگمارد و به او اختیارات حاکمیت در محدودۀ [[قوانین]] و [[دستورات]] خویش میدهد و بدین وسیله حاکمیت خویش را بر [[جامعۀ بشر]] [[اعمال]] میکند و هر حاکمی که از سوی خداوند برای اِعمال [[حاکمیت خدا]] از سوی او [[منصوب]] نگردد و به او از سوی خداوند[[حق]] اِعمال حاکمیت خداوندی داده نشده باشد حاکمی ناروا و [[تجاوزگر]] و [[طاغوت]] و غاصبِ [[حق حاکمیت]] خداوندی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۴ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۴، ص ۲۵.</ref>. | ||
== [[وجوب نصب حاکم از | == وجوب نصب حاکم از دیدگاه عقل == | ||
{{اصلی|وجوب نصب حاکم در کلام اسلامی}} | |||
ادلّه [[عقلی]] فراوانی [[وجوب عقلی نصب حاکم]] از سوی [[خداوند]] را [[اثبات]] میکنند که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره میکنیم: | |||
'''دلیل اول''': این دلیل دو مقدمه دارد: | |||
# [[حاکمیت]] برای [[خداوند متعال]] ذاتی است. این مطلب با براهین عقلی و [[نقلی]] اثبات شده است. | |||
# عدم اِعمال حاکمیت از سوی خداوند به دلیل ذاتی بودن حاکمیت برای خداوند محال است. | |||
بر اساس دو مقدمه فوق عدم نصب حاکم از سوی خداوند محال است؛ زیرا اِعمال [[حاکمیت خداوند]] تنها از طریق نصب حاکم تحقق میپذیرد، و عدم نصب حاکم به معنای عدم اِعمال حاکمیت از سوی خداوند است. | |||
'''دلیل دوم''': این دلیل سه مقدمه دارد: | |||
# وجود [[حاکم]] برای [[جامعه بشر]] [[ضرورت عقلی]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]] است. | |||
# در نتیجه [[ضرورت]] وجود حاکم در جامعه بشر، لازمه عدم نصب حاکم از سوی خداوند واداشتن [[مردم]] ـ به تعبیری دیگر: [[الجاء]] مردم ـ به [[خضوع]] و [[سرسپردن]] به [[حکومت طاغوت]] است. هر حاکمی بهجز خداوند و [[حاکمان]] [[مأذون]] و [[منصوب]] از سوی او؛ [[طاغوت]] یعنی حاکم ناروا و نابحق است. | |||
# همان گونه که حکومت طاغوت عقلاً [[قبیح]] و نارواست، واداشتن و الجاء مردم به [[سرسپردگی]] به حکومت طاغوت نیز عقلاً قبیح و نارواست. | |||
نتیجه آنکه: عدم نصب حاکم از سوی خداوند عقلاً ناروا و قبیح است و فعل ناروا بر [[خدای حکیم]] محال است. | |||
'''دلیل سوم''': عدم نصب حاکم از سوی خداوند معلول یکی از چند سبب است که همگی ممتنع است: | |||
# عجز از نصب حاکم شایسته؛ | |||
# [[جهل]] به حاکم شایسته؛ | |||
# اهمال و ترک اِعمال حاکمیت. | |||
این سه مورد بر [[ذات خداوند]] محال است؛ بنابراین ترک نصب حاکم شایسته از سوی خداوند محال است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۴ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۴]]، ص ۲۶ ـ ۲۹.</ref>. | |||
== [[وجوب نصب حاکم در قرآن]] == | == [[وجوب نصب حاکم در قرآن]] == | ||
== [[وجوب نصب حاکم در حدیث]] == | == [[وجوب نصب حاکم در حدیث]] == | ||