ترس از مرگ: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۸ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
 
== مقدمه ==
از میان عوامل گوناگون که موجب [[ترس]] و [[وحشت]] [[انسان]] می‌شود، شاید هیچ‌یک به اندازه [[اندیشه]] [[مرگ]]، [[آدمی]] را به وحشت و [[هراس]] نیندازد، هرچند ممکن است که انسان با پرداختن به امور دیگر خود را از اندیشه مرگ [[غافل]] کند، اما هرگاه که حوادثی همچون مرگ [[خویشان]] و [[نزدیکان]] پیش آید، خود را گرفتار این اندیشه و [[ناتوان]] از [[درک]] [[حقیقت]] آن می‌بیند و سرانجام [[رهایی]] خود را دگربار در همان [[غفلت]] از مرگ جست‌وجو می‌کند.
از میان عوامل گوناگون که موجب [[ترس]] و [[وحشت]] [[انسان]] می‌شود، شاید هیچ‌یک به اندازه [[اندیشه]] [[مرگ]]، [[آدمی]] را به وحشت و [[هراس]] نیندازد، هرچند ممکن است که انسان با پرداختن به امور دیگر خود را از اندیشه مرگ [[غافل]] کند، اما هرگاه که حوادثی همچون مرگ [[خویشان]] و [[نزدیکان]] پیش آید، خود را گرفتار این اندیشه و [[ناتوان]] از [[درک]] [[حقیقت]] آن می‌بیند و سرانجام [[رهایی]] خود را دگربار در همان [[غفلت]] از مرگ جست‌وجو می‌کند.
البته [[ترس از مرگ]] از ویژگی‌های انسان است. [[حیوانات]] درباره مرگ نمی‌اندیشند و آنچه در حیوانات دیده می‌‌شود [[غریزه]] [[فرار]] از خطر و میل به [[حفظ]] [[حیات]] است. علاقه به بقا و [[عشق به زندگی]] از خصایص جدانشدنی موجودات به‌شمار می‌رود، ولی آدمی غیر از علاقه به حفظ حیات خویش، آرزوی [[خلود]] نیز دارد و او می‌خواهد به حیات [[ابدی]] دست یابد و جاودان و ماندگار بماند؛ ازاین‌رو با تمام توان با عوامل [[پیری]] و مرگ می‌‌جنگد و برای دستیابی به چشمه حیات و [[راز]] بقا می‌کوشد و بر اساس اینکه هیچ میل و علاقه‌ای در انسان بی‌حکمت و [[مصلحت]] نیست و معنی ندارد که در انسان میلی ایجاد گردد ولی هیچ‌گاه تحقق نپذیرد. چنانچه [[تشنگی]] نشان‌دهنده وجود آب و [[گرسنگی]] نشان‌دهنده وجود غذاست. میل و علاقه به [[زندگی]] پیوسته و [[جاودانه]]، [[گواه]] بر این است که [[بشر]] علاوه بر این [[زندگی دنیوی]]، زندگی دیگری دارد که تجلی‌گاه این میل طبیعی است<ref>شریعتی سبزواری، محمدباقر، معاد در نگاه عقل و دین، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[ترس از مرگ (مقاله)|مقاله «ترس از مرگ»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۳.</ref>


==عوامل ترس از مرگ==
البته ترس از مرگ از ویژگی‌های انسان است. حیوانات درباره مرگ نمی‌اندیشند و آنچه در حیوانات دیده می‌‌شود غریزه فرار از خطر و میل به [[حفظ]] [[حیات]] است. علاقه به بقا و عشق به زندگی از خصایص جدانشدنی موجودات به‌شمار می‌رود، ولی آدمی غیر از علاقه به حفظ حیات خویش، آرزوی [[خلود]] نیز دارد و او می‌خواهد به حیات [[ابدی]] دست یابد و جاودان و ماندگار بماند؛ ازاین‌رو با تمام توان با عوامل [[پیری]] و مرگ می‌‌جنگد و برای دستیابی به چشمه حیات و راز بقا می‌کوشد و بر اساس اینکه هیچ میل و علاقه‌ای در انسان بی‌حکمت و [[مصلحت]] نیست و معنی ندارد که در انسان میلی ایجاد گردد ولی هیچ‌گاه تحقق نپذیرد. چنانچه [[تشنگی]] نشان‌دهنده وجود آب و [[گرسنگی]] نشان‌دهنده وجود غذاست. میل و علاقه به [[زندگی]] پیوسته و [[جاودانه]]، [[گواه]] بر این است که [[بشر]] علاوه بر این [[زندگی دنیوی]]، زندگی دیگری دارد که تجلی‌گاه این میل طبیعی است<ref>شریعتی سبزواری، محمدباقر، معاد در نگاه عقل و دین، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[ترس از مرگ (مقاله)|مقاله «ترس از مرگ»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۳.</ref>
می توان عوامل ترس از مرگ را به دو نوع طبیعی و [[غیر طبیعی]] تقسیم کرد. عامل طبیعی مرگ، ریشه در انس و [[الفت]] انسان با عزیزان خویش مانند [[همسر]]، فرزند، [[دوستان]] و... دارد و [[گسستن]] از این انس و الفت به‌طور طبیعی در هر [[انسانی]] موجب [[نگرانی]] و [[رنج]] خواهد بود<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۹، ص۲۱۵.</ref>.
 
== عوامل ترس از مرگ ==
می توان عوامل ترس از مرگ را به دو نوع طبیعی و غیر طبیعی تقسیم کرد. عامل طبیعی مرگ، ریشه در انس و [[الفت]] انسان با عزیزان خویش مانند [[همسر]]، فرزند، [[دوستان]] و... دارد و گسستن از این انس و الفت به‌طور طبیعی در هر [[انسانی]] موجب نگرانی و [[رنج]] خواهد بود<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۹، ص۲۱۵.</ref>.
 
عمده‌ترین عوامل ترس و نگرانی [[غیر طبیعی]] از [[مرگ]] عبارت‌اند از:
عمده‌ترین عوامل ترس و نگرانی [[غیر طبیعی]] از [[مرگ]] عبارت‌اند از:


۱. [[ناآگاهی]] از [[حقیقت]] مرگ: از عوامل مهم [[ترس از مرگ]] آن است که [[انسان]] از حقیقت مرگ، که انتقال از سرای فانی به سرای باقی است [[غافل]] باشد و چنین پندارد که با [[مرگ]]، هستی او پایان می‌‌پذیرد و به‌طور طبیعی چنین [[انسانی]] که به صورت [[فطری]] خواستار بقا و [[زندگی جاودان]] است، از فرارسیدن مرگ در [[هراس]] خواهد بود. [[تعالیم اسلام]] با تشریح [[حقیقت]] مرگ به [[مبارزه]] با این عامل برمی‌‌خیزد و [[اسلام]] مرگ را تولدی تازه معرفی می‌کند که از رهگذر آن، [[انسان]] عالم فانی و گذرا را ترک می‌گوید و به جهانی باقی و جاودان گام می‌‌نهد. [[امام هادی]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خویش که در بستر [[بیماری]] بود و از [[ترس]] مرگ [[بی‌تابی]] کرده، می‌‌گریست، فرمود:
۱. [[ناآگاهی]] از [[حقیقت]] مرگ: از عوامل مهم ترس از مرگ آن است که [[انسان]] از حقیقت مرگ، که انتقال از سرای فانی به سرای باقی است [[غافل]] باشد و چنین پندارد که با [[مرگ]]، هستی او پایان می‌‌پذیرد و به‌طور طبیعی چنین [[انسانی]] که به صورت [[فطری]] خواستار بقا و زندگی جاودان است، از فرارسیدن مرگ در [[هراس]] خواهد بود. [[تعالیم اسلام]] با تشریح [[حقیقت]] مرگ به [[مبارزه]] با این عامل برمی‌‌خیزد و [[اسلام]] مرگ را تولدی تازه معرفی می‌کند که از رهگذر آن، [[انسان]] عالم فانی و گذرا را ترک می‌گوید و به جهانی باقی و جاودان گام می‌‌نهد. [[امام هادی]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خویش که در بستر [[بیماری]] بود و از [[ترس]] مرگ [[بی‌تابی]] کرده، می‌‌گریست، فرمود: {{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ تَخَافُ مِنَ الْمَوْتِ لِأَنَّكَ لَا تَعْرِفُهُ}}<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۹.</ref>. ای [[بنده خدا]]، تو از مرگ می‌ترسی به دلیل آنکه حقیقت آن را نمی‌شناسی.
{{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ تَخَافُ مِنَ الْمَوْتِ لِأَنَّكَ لَا تَعْرِفُهُ}}<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۹.</ref>.
 
ای [[بنده خدا]]، تو از مرگ می‌ترسی به دلیل آنکه حقیقت آن را نمی‌شناسی.
همچنین، وقتی از [[امام جواد]]{{ع}} در مورد ترس [[مسلمانان]] آن [[زمان]] از مرگ سؤال شد، فرمودند: {{متن حدیث|لِأَنَّهُمْ جَهِلُوهُ فَكَرِهُوهُ وَ لَوْ عَرَفُوهُ وَ كَانُوا مِنْ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَأَحَبُّوهُ وَ لَعَلِمُوا أَنَّ الْآخِرَةَ خَيْرٌ لَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۸.</ref>؛ چون بدان [[جهل]] دارند، پس آن را ناخوشایند می‌دارند و اگر آن را می‌‌شناختند و از [[دوستان]] [[خداوند]] بودند، بدان [[محبت]] می‌ورزیدند و می‌دانستند که [[آخرت]] برای آنان از [[دنیا]] بهتر است.
همچنین، وقتی از [[امام جواد]]{{ع}} در مورد ترس [[مسلمانان]] آن [[زمان]] از مرگ سؤال شد، فرمودند: {{متن حدیث|لِأَنَّهُمْ جَهِلُوهُ فَكَرِهُوهُ وَ لَوْ عَرَفُوهُ وَ كَانُوا مِنْ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَأَحَبُّوهُ وَ لَعَلِمُوا أَنَّ الْآخِرَةَ خَيْرٌ لَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۸.</ref>؛
 
چون بدان [[جهل]] دارند، پس آن را ناخوشایند می‌دارند و اگر آن را می‌‌شناختند و از [[دوستان]] [[خداوند]] بودند، بدان [[محبت]] می‌ورزیدند و می‌دانستند که [[آخرت]] برای آنان از [[دنیا]] بهتر است.
۲. دل‌بستگی شدید به دنیا: یکی دیگر از عوامل مهم ترس انسان از مرگ، دل‌بستگی شدید به دنیاست، به گونه‌ای که از آخرت خویش کاملاً غافل گردد و حیات دنیوی را [[هدف]] نهایی خود قرار دهد. چنین انسانی برای بهره‌مند شدن هرچه بیشتر از [[لذایذ]] [[دنیوی]] به دنبال زندگی ابدی در این دنیاست و همواره از فرا رسیدن مرگ خویش در نگرانی و [[اضطراب]] به سر می‌‌برد؛ زیرا چنین می‌پندارد که مرگ پایان‌بخش تمام [[لذت‌ها]] و کامیابی‌های اوست و او را از علایق و دل‌بستگی‌هایش برای همیشه جدا می‌‌سازد.
 
اسلام برای برطرف کردن این عامل، همواره [[حقارت]] و [[زبونی]] دنیا را گوشزد می‌‌کند و به [[انسان]] هشدار می‌‌دهد که دنیای فانی و زودگذر شایسته دل‌بستگی نیست. [[قرآن کریم]] [[دنیا]] را با تمام نعمت‌هایش ناچیز و [[آخرت]] را [[برتر]] و بهتر معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى}}<ref>«بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>.
 
علی‌{{ع}} نیز با گذرا خواندن [[دنیا]] و جاودان خواندن آخرت، در همه [[انسان‌ها]] این انگیزه را ایجاد می‌کند که به دنیای زودگذر [[دل]] نبندند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ}}<ref>سید [[رضی]]، [[نهج‌البلاغه]]، [[ترجمه]] [[محمد دشتی]]، [[خطبه ۲۰۳]].</ref>؛ ای [[مردم]]، دنیا سرای گذرا و آخرت [[خانه]] جاودان است.


۲. دل‌بستگی شدید به دنیا: یکی دیگر از عوامل مهم ترس انسان از مرگ، دل‌بستگی شدید به دنیاست، به گونه‌ای که از آخرت خویش کاملاً غافل گردد و [[حیات دنیوی]] را [[هدف]] نهایی خود قرار دهد. چنین انسانی برای بهره‌مند شدن هرچه بیشتر از [[لذایذ]] [[دنیوی]] به دنبال [[زندگی ابدی]] در این دنیاست و همواره از فرا رسیدن مرگ خویش در [[نگرانی]] و [[اضطراب]] به سر می‌‌برد؛ زیرا چنین می‌پندارد که مرگ پایان‌بخش تمام [[لذت‌ها]] و کامیابی‌های اوست و او را از علایق و دل‌بستگی‌هایش برای همیشه جدا می‌‌سازد.
اسلام برای برطرف کردن این عامل، همواره [[حقارت]] و [[زبونی]] دنیا را گوشزد می‌‌کند و به [[انسان]] هشدار می‌‌دهد که دنیای فانی و زودگذر شایسته دل‌بستگی نیست. [[قرآن کریم]] [[دنیا]] را با تمام نعمت‌هایش ناچیز و [[آخرت]] را [[برتر]] و بهتر معرفی می‌کند:
{{متن قرآن|قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى}}<ref>«بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>.
علی‌{{ع}} نیز با گذرا خواندن [[دنیا]] و جاودان خواندن آخرت، در همه [[انسان‌ها]] این انگیزه را ایجاد می‌کند که به دنیای زودگذر [[دل]] نبندند:
{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ}}<ref>سید [[رضی]]، [[نهج‌البلاغه]]، [[ترجمه]] [[محمد دشتی]]، [[خطبه ۲۰۳]].</ref>؛
ای [[مردم]]، دنیا سرای گذرا و آخرت [[خانه]] جاودان است.
کسی که براثر [[تعالیم دینی]]، [[جهان آخرت]] را سرای برتر و [[لذایذ]] آن را ارزشمندتر از نعمت‌های [[دنیوی]] بداند و دل‌بستگی [[حقیقی]] او به [[جهان]] جاودان باشد از اینکه با [[مرگ]] از لذت‌های دنیوی [[محروم]] گردد، هراسی نخواهد داشت.
کسی که براثر [[تعالیم دینی]]، [[جهان آخرت]] را سرای برتر و [[لذایذ]] آن را ارزشمندتر از نعمت‌های [[دنیوی]] بداند و دل‌بستگی [[حقیقی]] او به [[جهان]] جاودان باشد از اینکه با [[مرگ]] از لذت‌های دنیوی [[محروم]] گردد، هراسی نخواهد داشت.


۳. [[ترس]] از [[حسابرسی]] [[اعمال]]: یکی دیگر از علل [[ترس از مرگ]]، [[بیم]] از حسابرسی اعمال است. این عامل به آن گروه از انسان‌ها اختصاص دارد که از یک‌سو به [[معاد]] [[اعتقاد]] دارند و از سوی دیگر از اعمال خویش [[راضی]] نیستند. بدیهی است که این دسته از [[گنهکاران]] به شدت از مرگ می‌‌ترسند؛ زیرا می‌‌دانند که با مرگ مهلت آنان به پایان می‌رسد و [[زمان]] [[کیفر]] اعمالشان آغاز می‌‌شود. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] از برخی از [[یهودیان]] یاد می‌کند که به سبب اعمال زشتشان هرگز [[آرزوی مرگ]] را نکرده، از مرگ هراسانند:
۳. [[ترس]] از [[حسابرسی]] [[اعمال]]: یکی دیگر از علل ترس از مرگ، [[بیم]] از حسابرسی اعمال است. این عامل به آن گروه از انسان‌ها اختصاص دارد که از یک‌سو به [[معاد]] [[اعتقاد]] دارند و از سوی دیگر از اعمال خویش [[راضی]] نیستند. بدیهی است که این دسته از [[گنهکاران]] به شدت از مرگ می‌‌ترسند؛ زیرا می‌‌دانند که با مرگ مهلت آنان به پایان می‌رسد و [[زمان]] [[کیفر]] اعمالشان آغاز می‌‌شود. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] از برخی از [[یهودیان]] یاد می‌کند که به سبب اعمال زشتشان هرگز آرزوی مرگ را نکرده، از مرگ هراسانند: {{متن قرآن|وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«و هرگز آن (مرگ) را برای کارهایی که کرده‌اند آرزو نخواهند کرد و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره جمعه، آیه ۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«و هرگز آن (مرگ) را برای کارهایی که کرده‌اند آرزو نخواهند کرد و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره جمعه، آیه ۷.</ref>.


شخصی از [[امام مجتبی]]{{ع}} پرسید: به چه دلیل ما مرگ را ناخوشایند می‌‌دانیم؟ [[امام]]{{ع}} پاسخ دادند:
شخصی از [[امام مجتبی]]{{ع}} پرسید: به چه دلیل ما مرگ را ناخوشایند می‌‌دانیم؟ [[امام]]{{ع}} پاسخ دادند: {{متن حدیث|إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْيَاكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرَانِ إِلَى الْخَرَابِ}}<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۱۲۹، ح۱۸.</ref>؛ «زیرا شما آخرت خویش را (به دلیل [[گناهان]] و اعمال زشت) ویران و دنیای خود را آباد کردید و [[دوست]] نمی‌دارید که از آبادی به ویرانی روید».
{{متن حدیث|إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْيَاكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرَانِ إِلَى الْخَرَابِ}}<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۱۲۹، ح۱۸.</ref>؛
«زیرا شما آخرت خویش را (به دلیل [[گناهان]] و [[اعمال زشت]]) ویران و دنیای خود را آباد کردید و [[دوست]] نمی‌دارید که از [[آبادی]] به ویرانی روید».
[[اسلام]] برای خنثی کردن این عامل همواره بر گشودگی در [[توبه]] و [[بخشندگی]] و توبه‌پذیری [[خداوند]] تأکید می‌کند؛ زیرا [[جرم]] و [[گناه]] [[انسان]] هر قدر هم که سنگین باشد در صورت توبه [[حقیقی]] و جبران [[حقوق]] تضیع شده، قابل [[بخشش]] است و [[ناامیدی از رحمت خدا]] خود گناهی بس بزرگ شمرده می‌‌شود. از سوی دیگر انسان بر اساس آموزه [[شفاعت]] می‌تواند با ایجاد [[شایستگی]] و قابلیت لازم در خود به شفاعت [[شفیعان]] در [[آخرت]] [[امیدوار]] باشد<ref>سعیدی‌مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۲۳۴-۲۳۶.</ref>.
نکته قابل توجه اینکه همه عوامل ذکر شده برای [[ترس از مرگ]] در خود فرد ریشه دارند و [[مرگ]] به خودی خود برای انسان ترس‌آور نیست. اگر انسان [[شناخت]] صحیحی از مرگ داشته باشد، [[دل]] از [[دنیا]] بکند و از اعمال زشت دست بردارد نه‌تنها از مرگ هراسان نخواهد بود، بلکه به آن [[رغبت]] نیز پیدا می‌‌کند؛ چنان‌که انسان‌های [[معصوم]] نمونه بارز این موضوع هستند.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[ترس از مرگ (مقاله)|مقاله «ترس از مرگ»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۴.</ref>


==واکنش گوناگون [[آدمیان]] در برابر مرگ==
[[اسلام]] برای خنثی کردن این عامل همواره بر گشودگی در [[توبه]] و [[بخشندگی]] و توبه‌پذیری [[خداوند]] تأکید می‌کند؛ زیرا [[جرم]] و [[گناه]] [[انسان]] هر قدر هم که سنگین باشد در صورت توبه [[حقیقی]] و جبران [[حقوق]] تضیع شده، قابل [[بخشش]] است و [[ناامیدی از رحمت خدا]] خود گناهی بس بزرگ شمرده می‌‌شود. از سوی دیگر انسان بر اساس آموزه [[شفاعت]] می‌تواند با ایجاد شایستگی و قابلیت لازم در خود به شفاعت [[شفیعان]] در [[آخرت]] [[امیدوار]] باشد<ref>سعیدی‌مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۲۳۴-۲۳۶.</ref>.
 
نکته قابل توجه اینکه همه عوامل ذکر شده برای ترس از مرگ در خود فرد ریشه دارند و [[مرگ]] به خودی خود برای انسان ترس‌آور نیست. اگر انسان [[شناخت]] صحیحی از مرگ داشته باشد، [[دل]] از [[دنیا]] بکند و از اعمال زشت دست بردارد نه‌تنها از مرگ هراسان نخواهد بود، بلکه به آن رغبت نیز پیدا می‌‌کند؛ چنان‌که انسان‌های [[معصوم]] نمونه بارز این موضوع هستند<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[ترس از مرگ (مقاله)|مقاله «ترس از مرگ»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۴.</ref>.
 
== واکنش گوناگون [[آدمیان]] در برابر مرگ ==
واکنش [[انسان‌ها]] در برابر مرگ سه گونه است:
واکنش [[انسان‌ها]] در برابر مرگ سه گونه است:


۱. برخی از انسان‌ها در [[زندگی دنیوی]] غوطه‌ور شده بدان دل خوش می‌کنند، تا جایی که در خود هدفی جز رسیدن به متاع آن ندارند. این گروه همواره از [[یاد مرگ]] غافل‌اند و هرگاه که به سببی از اسباب هشداردهنده به یاد مرگ می‌افتند می‌کوشند که خود را از آن رها سازند. [[قرآن کریم]] در مورد این دسته از افراد می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ}}<ref>«بگو: مرگی که از آن می‌گریزید بی‌گمان با شما دیدار خواهد کرد» سوره جمعه، آیه ۸.</ref>.
۱. برخی از انسان‌ها در [[زندگی دنیوی]] غوطه‌ور شده بدان دل خوش می‌کنند، تا جایی که در خود هدفی جز رسیدن به متاع آن ندارند. این گروه همواره از [[یاد مرگ]] غافل‌اند و هرگاه که به سببی از اسباب هشداردهنده به یاد مرگ می‌افتند می‌کوشند که خود را از آن رها سازند. [[قرآن کریم]] در مورد این دسته از افراد می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ}}<ref>«بگو: مرگی که از آن می‌گریزید بی‌گمان با شما دیدار خواهد کرد» سوره جمعه، آیه ۸.</ref>.


۲. گروه دیگر با یاد مرگ در قلبشان [[خوف]] و [[خشیت]] ایجاد شده خود و [[اعمال]] خویش را برای آن آماده می‌‌کنند. در واقع خوف این گروه از آن جهت است که مبادا بدون [[آمادگی]] و [[توبه کامل]] و [[توشه]] کافی پای به [[حیات]] پس از [[مرگ]] نهند.
۲. گروه دیگر با یاد مرگ در قلبشان [[خوف]] و [[خشیت]] ایجاد شده خود و [[اعمال]] خویش را برای آن آماده می‌‌کنند. در واقع خوف این گروه از آن جهت است که مبادا بدون آمادگی و توبه کامل و توشه کافی پای به [[حیات]] پس از [[مرگ]] نهند.
 
۳. دسته‌ای دیگر پیوسته به [[یاد مرگ]] بوده [[مشتاق]] دیدار آن‌اند؛ زیرا مرگ را [[زمان]] دیدار محبوب و [[رهایی]] از [[دنیا]] می‌‌دانند و اگر در این [[جهان]] مانند دیگران [[زندگی]] می‌کنند، به جهت [[خواست خداوند]] است وگرنه کمترین دلبستگی و رغبت به حیات دنیوی در آنان نیست. [[حضرت علی]]{{ع}} [[عشق]] خویش به [[مرگ]] را چنین بیان می‌کند: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۵.</ref>. [[سوگند]] به [[خدا]] انس پسر [[ابوطالب]] به مرگ بیشتر از انس طفل به پستان مادر است. {{متن حدیث|فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۵۴.</ref>؛ پس، سوگند به خدا! هیچ باکی ندارم از داخل شدن در مرگ یا اینکه ناگاه مرگ مرا دریابد.


۳. دسته‌ای دیگر پیوسته به [[یاد مرگ]] بوده [[مشتاق]] دیدار آن‌اند؛ زیرا مرگ را [[زمان]] دیدار محبوب و [[رهایی]] از [[دنیا]] می‌‌دانند و اگر در این [[جهان]] مانند دیگران [[زندگی]] می‌کنند، به جهت [[خواست خداوند]] است وگرنه کمترین [[دلبستگی]] و [[رغبت]] به [[حیات دنیوی]] در آنان نیست. [[حضرت علی]]{{ع}} [[عشق]] خویش به [[مرگ]] را چنین بیان می‌کند: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۵.</ref>. [[سوگند]] به [[خدا]] انس پسر [[ابوطالب]] به مرگ بیشتر از انس طفل به پستان مادر است. {{متن حدیث|فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۵۴.</ref>؛ پس، سوگند به خدا! هیچ باکی ندارم از داخل شدن در مرگ یا اینکه ناگاه مرگ مرا دریابد.
و در توصیف حال [[پرهیزگاران]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۴.</ref>؛ و اگر نبود [[اجل]] و مدتی که خدا برای ایشان تعیین فرموده است از [[شوق]] [[ثواب]] و [[بیم]] [[عذاب]] [[چشم]] برهم زدنی [[جان]] در بدنشان قرار نمی‌گرفت.
و در توصیف حال [[پرهیزگاران]] می‌‌فرماید:
{{متن حدیث|وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۴.</ref>؛
و اگر نبود [[اجل]] و مدتی که خدا برای ایشان تعیین فرموده است از [[شوق]] [[ثواب]] و [[بیم]] [[عذاب]] [[چشم]] برهم زدنی [[جان]] در بدنشان قرار نمی‌گرفت.


ازاین‌رو [[خداوند]] به [[یهودیان]] که ادعای [[دوستی خدا]] را دارند، می‌فرماید که اگر صادقید مرگ را از خداوند بخواهید:
ازاین‌رو [[خداوند]] به [[یهودیان]] که ادعای دوستی خدا را دارند، می‌فرماید که اگر صادقید مرگ را از خداوند بخواهید:
{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بگو: ای یهودیان! اگر می‌پندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید» سوره جمعه، آیه ۶.</ref>.<ref>دیوانی، امیری، حیات جاودانه، ص۱۴۲-۱۴۴.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[ترس از مرگ (مقاله)|مقاله «ترس از مرگ»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۶.</ref>
{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بگو: ای یهودیان! اگر می‌پندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید» سوره جمعه، آیه ۶.</ref>.<ref>دیوانی، امیری، حیات جاودانه، ص۱۴۲-۱۴۴.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[ترس از مرگ (مقاله)|مقاله «ترس از مرگ»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۶.</ref>


۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش