تفویض در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۱۷۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}
== مقدمه ==
در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] تفویض که در آن، کلمه تفویض به صورت مصدر و یا مشتقات آن ذکر شده باشد، منحصر به [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]] (غافر) است. ما در این جا علاوه بر این آیه، از چهار آیه دیگری که در سوره‌های [[انفال]] و [[توبه]] است و در آن، الفاظ: {{متن قرآن|حَسْبَكَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|حَسْبُنَا اللَّهُ}} آمده، استمداد نموده و معنای تفویض را با آنها تبیین می‌کنیم. بنابراین، ابتدا از منابع لغت، به بررسی لغوی تفویض می‌پردازیم، و پس از آن، با استفاده از کتب [[تفسیر]]، آیات مذکور را تحقیق کرده و سپس با استفاده از کتب [[تفسیر روایی]]، [[روایات]] مربوط به آیات را بررسی می‌نماییم، و سرانجام با استمداد از عنایات خاص و الطاف [[حضرت حق]] جل و علا، به [[تدبر در آیات]] مذکور می‌پردازیم<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۳۶۹.</ref>.
== معناشناسی ==
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می‌گوید: قوله: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ یعنی آن را به سوی او باز گردانم، و اصل آن از قول: {{عربی|ما لهم‏ فَوْضَى‏ بينهم‏}} است؛ یعنی آنچه برای آنان است، در بینشان به طور مساوی است و از آن مورد است: {{عربی|شرکة المفاوضه}}؛ یعنی شرکتی که در آن، [[تساوی]] در کار شرکت باشد<ref>مفردات، ص۴۰۱.</ref>. فخرالدین در [[مجمع‌البحرین]] فرموده: قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ یعنی آن را به او رد نمودم (باز گرداندم)، و از آن است دعای: {{عربی|فوضت امری الیک}}؛ یعنی آن را به تو واگذار کردم و تو را در آن [[حاکم]] قرار دادم، و از آن است قوله: {{متن حدیث|قَدْ فَوَّضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} أَمْرَ دِينِهِ وَ لَمْ‏ يُفَوِّضْ‏ إِلَيْهِ‏ تَعَدِّيَ‏ حُدُودِهِ}}؛ یعنی [[خدای تعالی]] [[امر]] دینش را به [[پیامبر]]{{صل}} واگذار نموده، و [[تجاوز]] کردن از حدودش را به او واگذار نکرده است، و قول معصوم{{عم}} است که: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ‏ إِلَى‏ الْمُؤْمِنِ‏ أُمُورَهُ‏ كُلَّهَا}}؛ یعنی [[خداوند]] همه امورش را به [[مؤمن]] واگذار نموده است. شاید مراد از آن، واگذار نمودن امور [[مباح]] است؛ به این معنا که در [[محاسبه]]، آن را از او مؤاخذه نمی‌کند، و آن از قبیل [[اذن]] است برای مؤمن در هر چیزی به جز [[اهانت]] نمودن به نفس خودش، لکن آن از چیزهایی است که [[ثواب]] [[تواضع]] برای [[خدا]] و [[ذلیل]] نمودن نفس را از بین می‌برد. مفاوضه به معنای [[مساوات]] و مشارکت داشتن در هر چیزی است، و آن، از باب مفاعله است و از آن جمله است، تفاوض دو [[شریک]] در [[مال]]، هنگامی که در جمیع آن با هم شریک باشند. در [[حدیث]] است: {{متن حدیث|مَنْ قَالَ‏ بِالتَّفْوِيضِ‏ فَقَدْ أَخْرَجَ‏ اللَّهَ‏ عَنْ‏ سُلْطَانِهِ‏}}: کسی که قایل به تفویض شود، خداوند را از [[سلطه]] نسبت به آن، خارج نموده است، و در خبر است: {{متن حدیث|لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ‏ أَمْرٌ بَيْنَ‏ أَمْرَيْنِ‏}}: نه [[اجبار]] محض است و نه [[اختیار]] مطلق؛ لکن امری بین اجبار و اختیار است. کسانی که قایل به تفویض هستند، [[معتزله]] می‌باشند؛ نظر آنان این است که خدا کار [[بندگان]] را به خودشان واگذار نموده است<ref>مجمع البحرین، ص۳۳۲.</ref>.
در [[فرهنگ]] لغات فرموده: تفویض؛ یعنی واگذار کردن امر یا چیز، و تفاوض؛ یعنی شریک شدن در کار و کنکاش کردن در امری با هم. مفاوضه؛ یعنی شریک و برابر بودن در چیزی، [[برابری]] کردن در کار و شخص، [[مذاکره]] در امری یا [[علمی]]، بیان کردن هر کس رأی خود را در آن<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۶۵۴.</ref>.
در فرهنگ عمید گفته: تفویض؛ یعنی واگذار کردن کاری یا چیزی به کسی، واگذاشتن و سپردن، نام طریقه و مسلکی هم هست که طرفداران آن، [[مفوضه]] نامیده می‌شوند؛ به [[عقیده]] آنان، [[خداوند]] به ایشان [[آزادی]] و [[قدرت]] داده و [[اختیار]] را به او تفویض کرده، و هر کسی در [[اعمال]] و [[افعال]] خود قادر و مختار می‌باشد (ضد جبریه)<ref>فرهنگ عمید، ص۹۶ و ۴۰۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۳۷۰.</ref>


== تنظیم آیات تفویض به ترتیب [[مصحف]] ==
== تنظیم آیات تفویض به ترتیب [[مصحف]] ==
۱۲۹٬۵۷۹

ویرایش