بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
رجعت، از [[عقائد]] معروف [[شیعه]] و این واژه در لغت به معنای بازگشتن و برگشتن است<ref>معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۲، ص۱۶۴۰.</ref>. در اصطلاح نیز بدین معناست که پس از [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و قبل از برپاشدن [[قیامت]]، گروهی از [[مؤمنان خالص]] و [[کافران]] بسیار [[شرور]] به این [[دنیا]] برمیگردند<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۴۶.</ref>. این [[عقیده]] از عقایدی است که اهمیت زیادی میان [[شیعیان]] دارد تا جایی که برخی آن را از [[ضروریات مذهب شیعه]] دانسته<ref>ر.ک: شیخ مفید، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۲۹۳.</ref>، برخی نیز آن را بالاترین نشانه واضح در [[تشیع]] به شمار آوردهاند<ref>گلپایگانی، سید محمدرضا، ارشاد السائل، ص۲۰۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۳۹.</ref> | رجعت، از [[عقائد]] معروف [[شیعه]] و این واژه در لغت به معنای بازگشتن و برگشتن است<ref>معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۲، ص۱۶۴۰.</ref>. در اصطلاح نیز بدین معناست که پس از [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و قبل از برپاشدن [[قیامت]]، گروهی از [[مؤمنان خالص]] و [[کافران]] بسیار [[شرور]] به این [[دنیا]] برمیگردند<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۴۶.</ref>. این [[عقیده]] از عقایدی است که اهمیت زیادی میان [[شیعیان]] دارد تا جایی که برخی آن را از [[ضروریات مذهب شیعه]] دانسته<ref>ر.ک: شیخ مفید، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۲۹۳.</ref>، برخی نیز آن را بالاترین نشانه واضح در [[تشیع]] به شمار آوردهاند<ref>گلپایگانی، سید محمدرضا، ارشاد السائل، ص۲۰۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت - رضائی (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۳۹.</ref> | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۱۶۵: | خط ۱۶۵: | ||
== زمان رجعت == | == زمان رجعت == | ||
درباره بروز رجعت قبل از [[قیامت]]<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۴۶.</ref> اختلافی میان علمای شیعه وجود ندارد، اما درباره اینکه پیش از ظهور یا پس از آن بودن، بین علمای شیعه وجود دارد و بیشتر [[علما]] آن را ویژه [[زمان]] پس از ظهور حضرت میدانند<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۳۲۴.</ref>. با این حال، در [[ادله]] گفته شده برای رجعت برخی تعابیر همچون درخواست بازگشت در [[دعای عهد]] به [[زمان ظهور]] اشاره دارد. برخی دیگر همچون ادلهای که در آنها به [[رجعت ائمه]] اشاره شده، مربوط به پس از زمان ظهور ایشان است. به همین دلیل، برخی از اندیشمندان بر اساس جمعبندی روایات مربوط به زمان رجعت، دو مرحله را برای آن برشمردهاند. نخست، رجعت افرادی است که برای کمک به امام زمان در آستانه ظهور صورت میگیرد. ایشان از [[یاران]] حضرت هستند که قبل از ظهور از [[دنیا]] رفته و در آستانه ظهور به دنیا بازمیگردند. دوم، رجعتی که پس از دوره [[حکومت]] ایشان صورت میگیرد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۷۹؛ [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۱.</ref>. | درباره بروز رجعت قبل از [[قیامت]]<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۴۶.</ref> اختلافی میان علمای شیعه وجود ندارد، اما درباره اینکه پیش از ظهور یا پس از آن بودن، بین علمای شیعه وجود دارد و بیشتر [[علما]] آن را ویژه [[زمان]] پس از ظهور حضرت میدانند<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۳۲۴.</ref>. با این حال، در [[ادله]] گفته شده برای رجعت برخی تعابیر همچون درخواست بازگشت در [[دعای عهد]] به [[زمان ظهور]] اشاره دارد. برخی دیگر همچون ادلهای که در آنها به [[رجعت ائمه]] اشاره شده، مربوط به پس از زمان ظهور ایشان است. به همین دلیل، برخی از اندیشمندان بر اساس جمعبندی روایات مربوط به زمان رجعت، دو مرحله را برای آن برشمردهاند. نخست، رجعت افرادی است که برای کمک به امام زمان در آستانه ظهور صورت میگیرد. ایشان از [[یاران]] حضرت هستند که قبل از ظهور از [[دنیا]] رفته و در آستانه ظهور به دنیا بازمیگردند. دوم، رجعتی که پس از دوره [[حکومت]] ایشان صورت میگیرد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۷۹؛ [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت - رضائی (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۱.</ref>. | ||
== رجعتکنندگان هنگام ظهور == | == رجعتکنندگان هنگام ظهور == | ||
| خط ۱۷۲: | خط ۱۷۲: | ||
در برخی از [[احادیث]]، از رجعت برخی [[اقوام]] یا گروهی از هر [[امت]] و مانند آن سخن گفته شده؛ اما اجمال یا ابهام در این تعابیر را باید با [[احادیث]] دیگری که آن [[اقوام]] یا گروه را توضیح دادهاند، برطرف کرد. نتیجه همان است که پیشتر گفته شد؛ یعنی [[خالصان]] از هر دسته، رجعت خواهند کرد. | در برخی از [[احادیث]]، از رجعت برخی [[اقوام]] یا گروهی از هر [[امت]] و مانند آن سخن گفته شده؛ اما اجمال یا ابهام در این تعابیر را باید با [[احادیث]] دیگری که آن [[اقوام]] یا گروه را توضیح دادهاند، برطرف کرد. نتیجه همان است که پیشتر گفته شد؛ یعنی [[خالصان]] از هر دسته، رجعت خواهند کرد. | ||
تنها یک مورد است که گویا مقداری عامتر به نظر میرسد و آن عنوان "همۀ [[مؤمنان]]" است. این مورد در حدیثی ذکر شده که به رجعت [[شهدا]] نیز اشاره کرده است. از [[امام باقر]] {{ع}} دربارۀ [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ}}<ref>اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.</ref> پرسیدند [[امام]] {{ع}} پاسخ فرمود: {{متن حدیث|أَ تَدْرِي يَا جَابِرُ مَا سَبِيلُ اللَّهِ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ قَالَ سَبِيلُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَ ذُرِّيَّتُهُ فَمَنْ قُتِلَ فِي وَلَايَتِهِ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ مَاتَ فِي وَلَايَتِهِ مَاتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَيْسَ مَنْ يُؤْمِنُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا وَ لَهُ قِتْلَةٌ وَ مِيتَةٌ قَالَ إِنَّهُ مَنْ قُتِلَ يُنْشَرُ حَتَّى يَمُوتَ وَ مَنْ مَاتَ يُنْشَرُ حَتَّى يُقْتَل}}<ref>ای جابر! آیا میدانی راه خدا کدام است؟ کشته شدن در راه [[علی]] {{ع}} و فرزندانش است. اگر کسی در راه ولایت وی کشته شود، در راه خدا کشته شده است و کسی نیست که به این آیه [[ایمان]] داشته باشد، مگر آن که هم کشته میشود و هم میمیرد. کسی که کشته شده، از قبر بیرون میآید تا بمیرد و کسی که مرده است، از قبر بیرون میآید تا کشته شود؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، تفسیر العیاشی: ج۱ ص۲۰۲ ح۱۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۰ ح۸.</ref>. این [[حدیث]] که با چند [[حدیث]] مشابه، تأیید و تقویت میشود، گویای آن است که کسانی که به آیۀ شریف: {{متن قرآن|وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ}}<ref>و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.</ref> [[ایمان]] داشته باشند، هم به [[مرگ طبیعی]] خواهند مرد و هم در [[راه خدا]] کشته خواهند شد و این نمیشود، مگر اینکه پس از آن که در زندگی [[دنیا]] مردند و یا کشته شدند، دوباره به زندگی باز گردند تا حالتی دیگر را تجربه کنند. این رجعت فقط برای [[مؤمنان]] به آیۀ مربوط است و با توجه به توضیحی که [[امام]] {{ع}} دربارۀ کشته شدن در [[راه خدا]] داده و آن را به کشته شدن در راه [[علی]] {{ع}} و فرزندانش [[تفسیر]] نموده و با [[یاری]] گرفتن از سایر [[احادیث]] این باب، میتوان استنتاج کرد که همان [[مؤمنان خالص]]، مورد نظر است<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۴۷ ـ ۴۹؛ [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۱.</ref>. | تنها یک مورد است که گویا مقداری عامتر به نظر میرسد و آن عنوان "همۀ [[مؤمنان]]" است. این مورد در حدیثی ذکر شده که به رجعت [[شهدا]] نیز اشاره کرده است. از [[امام باقر]] {{ع}} دربارۀ [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ}}<ref>اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.</ref> پرسیدند [[امام]] {{ع}} پاسخ فرمود: {{متن حدیث|أَ تَدْرِي يَا جَابِرُ مَا سَبِيلُ اللَّهِ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ قَالَ سَبِيلُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَ ذُرِّيَّتُهُ فَمَنْ قُتِلَ فِي وَلَايَتِهِ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ مَاتَ فِي وَلَايَتِهِ مَاتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَيْسَ مَنْ يُؤْمِنُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا وَ لَهُ قِتْلَةٌ وَ مِيتَةٌ قَالَ إِنَّهُ مَنْ قُتِلَ يُنْشَرُ حَتَّى يَمُوتَ وَ مَنْ مَاتَ يُنْشَرُ حَتَّى يُقْتَل}}<ref>ای جابر! آیا میدانی راه خدا کدام است؟ کشته شدن در راه [[علی]] {{ع}} و فرزندانش است. اگر کسی در راه ولایت وی کشته شود، در راه خدا کشته شده است و کسی نیست که به این آیه [[ایمان]] داشته باشد، مگر آن که هم کشته میشود و هم میمیرد. کسی که کشته شده، از قبر بیرون میآید تا بمیرد و کسی که مرده است، از قبر بیرون میآید تا کشته شود؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، تفسیر العیاشی: ج۱ ص۲۰۲ ح۱۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۰ ح۸.</ref>. این [[حدیث]] که با چند [[حدیث]] مشابه، تأیید و تقویت میشود، گویای آن است که کسانی که به آیۀ شریف: {{متن قرآن|وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ}}<ref>و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.</ref> [[ایمان]] داشته باشند، هم به [[مرگ طبیعی]] خواهند مرد و هم در [[راه خدا]] کشته خواهند شد و این نمیشود، مگر اینکه پس از آن که در زندگی [[دنیا]] مردند و یا کشته شدند، دوباره به زندگی باز گردند تا حالتی دیگر را تجربه کنند. این رجعت فقط برای [[مؤمنان]] به آیۀ مربوط است و با توجه به توضیحی که [[امام]] {{ع}} دربارۀ کشته شدن در [[راه خدا]] داده و آن را به کشته شدن در راه [[علی]] {{ع}} و فرزندانش [[تفسیر]] نموده و با [[یاری]] گرفتن از سایر [[احادیث]] این باب، میتوان استنتاج کرد که همان [[مؤمنان خالص]]، مورد نظر است<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۴۷ ـ ۴۹؛ [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت - رضائی (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۱.</ref>. | ||
== ادلۀ اثبات رجعت == | == ادلۀ اثبات رجعت == | ||
| خط ۲۳۸: | خط ۲۳۸: | ||
# '''[[پاداش]] [[صالحان]] و مجازات مجرمان:''' ساختار این [[جهان]]، بر اساس [[عدل]] است. پس این [[انتظار]] بهجاست که روزی در همین زندگی دنیای ظالمانی که [[خون]] [[مستضعفان]] را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البته مجازات اصلی، در [[آخرت]] خواهد بود؛ زیرا [[دنیا]] ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی "ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"<ref>آنچه نمیتوان به همهاش رسید، همهاش رها نمیشود</ref>، خوب است در اینجا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد به هنگام برپایی [[دولت]] [[عدل مهدوی]] {{ع}}، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، [[انتقام]] کشند و در اقامۀ [[عدالت]]، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ [[ظلم]]، شفا دهند<ref>این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از [[امام رضا]] {{ع}} که فرمود: {{عربی|«متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ»}} دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.</ref> و [[عزت]] یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند. | # '''[[پاداش]] [[صالحان]] و مجازات مجرمان:''' ساختار این [[جهان]]، بر اساس [[عدل]] است. پس این [[انتظار]] بهجاست که روزی در همین زندگی دنیای ظالمانی که [[خون]] [[مستضعفان]] را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البته مجازات اصلی، در [[آخرت]] خواهد بود؛ زیرا [[دنیا]] ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی "ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"<ref>آنچه نمیتوان به همهاش رسید، همهاش رها نمیشود</ref>، خوب است در اینجا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد به هنگام برپایی [[دولت]] [[عدل مهدوی]] {{ع}}، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، [[انتقام]] کشند و در اقامۀ [[عدالت]]، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ [[ظلم]]، شفا دهند<ref>این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از [[امام رضا]] {{ع}} که فرمود: {{عربی|«متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ»}} دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.</ref> و [[عزت]] یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند. | ||
# '''تقویت [[امید]] و آمادگی [[منتظران]]:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد [[امید]] و حرکت در جمع [[مؤمنان]] برای آمادهسازی خود است. اگر [[مؤمنان خالص]]، امکان [[درک]] زمان [[دولت]] [[موعود]] [[حق]] را پیدا کنند، همین مردم را [[تشویق]] میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در [[دنیا]] نیز ثمر خواهد داد. | # '''تقویت [[امید]] و آمادگی [[منتظران]]:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد [[امید]] و حرکت در جمع [[مؤمنان]] برای آمادهسازی خود است. اگر [[مؤمنان خالص]]، امکان [[درک]] زمان [[دولت]] [[موعود]] [[حق]] را پیدا کنند، همین مردم را [[تشویق]] میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در [[دنیا]] نیز ثمر خواهد داد. | ||
# '''ایجاد فرصت عمل برای شماری از [[نیکان]]:''' [[اولیای خدا]] و پیامبرانی که در زندگی خود، [[توفیق]] کامل یاری و [[نصرت]] [[حق]] را نیافتند و [[مردم]]، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، [[مردم]] [[جهان]] نیز بهرهمند میشوند. [[مؤمنان]] طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه [[حق]] داشتنهاند، اما به [[دلیل]] عمل سران [[کفر]] و [[نفاق]]، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن [[نصرت]] دولت حق، خود به مراتبی در "سیر الی الله" دست یابند. میتوان حدس زد که این فرصت، ویژه کسانی است که [[همت]] و اندیشۀ [[برتری]] داشته و بیش از آنچه برایشان میسر شده، در [[اندیشه]] گذراندهاند و [[نیت]] آن را داشتهاند که در راه [[حق]]، اعمال بزرگتری انجام دهند؛ امّا کسانی که تغییر شرایط و ادامۀ حیاتشان، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نمیکرد و به آنچه برایشان میّسر شد، بسنده میکردند، ضرورتی برای رجعت آنها وجود ندارد. این گروه، همان [[مردم]] متوسطاند. به بیان دیگر، مقتضای [[عدل الهی]]، آن است که فرصت عمل برای همه فراهم آید و در [[قیامت]]، کسی نتواند بگوید: اگر شرایط و فرصت دیگری میداشتم، میتوانستم بیشتر در [[راه خدا]] [[مجاهده]] کنم. بر این اساس، متوسطان از [[مردم]]، اعم از [[مؤمن]] و [[کافر]]، به آنچه رخ داده اکتفا میکنند. دو گروه نخبه میماند: گروه [[کافران]] که از همۀ ظرفیت خود، بهره گرفته و هرچه توانستهاند، کردهاند. آنان دستشان باز بوده و اگر بیشتر عمر میکردند، به همان طریق قبلی ادامه میدادند و گروه [[مؤمنان]] طراز بالا که دستشان برای بسیاری از کارها بسته بوده و نتوانستهاند تمام ظرفیت خود را تحقّق بخشند و تنها در [[دولت]] [[عدل]] [[آخر الزمان]] است که فرصت چنان اعمالی را پیدا میکنند. [[حکمت]] بالغۀ [[پروردگار]]، اقتضا می کند چنان فرصتی را برای این [[مردم]] نیک [[سیرت]] فراهم آورد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۴۹ ـ ۵۱؛ [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۲.</ref>. | # '''ایجاد فرصت عمل برای شماری از [[نیکان]]:''' [[اولیای خدا]] و پیامبرانی که در زندگی خود، [[توفیق]] کامل یاری و [[نصرت]] [[حق]] را نیافتند و [[مردم]]، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، [[مردم]] [[جهان]] نیز بهرهمند میشوند. [[مؤمنان]] طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه [[حق]] داشتنهاند، اما به [[دلیل]] عمل سران [[کفر]] و [[نفاق]]، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن [[نصرت]] دولت حق، خود به مراتبی در "سیر الی الله" دست یابند. میتوان حدس زد که این فرصت، ویژه کسانی است که [[همت]] و اندیشۀ [[برتری]] داشته و بیش از آنچه برایشان میسر شده، در [[اندیشه]] گذراندهاند و [[نیت]] آن را داشتهاند که در راه [[حق]]، اعمال بزرگتری انجام دهند؛ امّا کسانی که تغییر شرایط و ادامۀ حیاتشان، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نمیکرد و به آنچه برایشان میّسر شد، بسنده میکردند، ضرورتی برای رجعت آنها وجود ندارد. این گروه، همان [[مردم]] متوسطاند. به بیان دیگر، مقتضای [[عدل الهی]]، آن است که فرصت عمل برای همه فراهم آید و در [[قیامت]]، کسی نتواند بگوید: اگر شرایط و فرصت دیگری میداشتم، میتوانستم بیشتر در [[راه خدا]] [[مجاهده]] کنم. بر این اساس، متوسطان از [[مردم]]، اعم از [[مؤمن]] و [[کافر]]، به آنچه رخ داده اکتفا میکنند. دو گروه نخبه میماند: گروه [[کافران]] که از همۀ ظرفیت خود، بهره گرفته و هرچه توانستهاند، کردهاند. آنان دستشان باز بوده و اگر بیشتر عمر میکردند، به همان طریق قبلی ادامه میدادند و گروه [[مؤمنان]] طراز بالا که دستشان برای بسیاری از کارها بسته بوده و نتوانستهاند تمام ظرفیت خود را تحقّق بخشند و تنها در [[دولت]] [[عدل]] [[آخر الزمان]] است که فرصت چنان اعمالی را پیدا میکنند. [[حکمت]] بالغۀ [[پروردگار]]، اقتضا می کند چنان فرصتی را برای این [[مردم]] نیک [[سیرت]] فراهم آورد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۴۹ ـ ۵۱؛ [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت - رضائی (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۲.</ref>. | ||
== چیستی و چگونگی رجعت == | == چیستی و چگونگی رجعت == | ||
| خط ۳۸۰: | خط ۳۸۰: | ||
بنابراین، در [[رجعت]] [[لزوم]] تراجع و بازگشت نفس از مرتبه تجرد مثالی یا عقلی به مرتبه مادی مطرح نیست و تعلق به بدن مادی، با نوع تجرد نفس منافاتی ندارد و نفس با [[مرگ]] به تجرد خاصی دست نمییابد و با رجعت تجرد خود را از دست نمیدهد<ref>طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۰۶.</ref>. | بنابراین، در [[رجعت]] [[لزوم]] تراجع و بازگشت نفس از مرتبه تجرد مثالی یا عقلی به مرتبه مادی مطرح نیست و تعلق به بدن مادی، با نوع تجرد نفس منافاتی ندارد و نفس با [[مرگ]] به تجرد خاصی دست نمییابد و با رجعت تجرد خود را از دست نمیدهد<ref>طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۰۶.</ref>. | ||
۲. '''اشکال در [[روایات]]''': درباره [[روایات رجعت]] گفته شده است که این روایات همگی [[خبر واحد]] هستند و با خبر واحد نمیتوان مسئله [[اعتقادی]] را [[اثبات]] کرد. در مقابل این اشکال گفته شده است، گرچه هر یک از روایات به تنهایی خبر واحد به شمار میروند، بررسی آنها در کنار هم نشاندهنده تواتر معنوی میان روایات برای اثبات اصل رجعت است؛ بنابراین اگر برخی از روایات خدشهپذیر باشد، اصل وقوع آن را نمیتوان [[انکار]] کرد<ref>طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۲.</ref> | ۲. '''اشکال در [[روایات]]''': درباره [[روایات رجعت]] گفته شده است که این روایات همگی [[خبر واحد]] هستند و با خبر واحد نمیتوان مسئله [[اعتقادی]] را [[اثبات]] کرد. در مقابل این اشکال گفته شده است، گرچه هر یک از روایات به تنهایی خبر واحد به شمار میروند، بررسی آنها در کنار هم نشاندهنده تواتر معنوی میان روایات برای اثبات اصل رجعت است؛ بنابراین اگر برخی از روایات خدشهپذیر باشد، اصل وقوع آن را نمیتوان [[انکار]] کرد<ref>طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[رجعت - رضائی (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۴۲.</ref> | ||
== تکلیف در زمان رجعت == | == تکلیف در زمان رجعت == | ||