برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲: |
خط ۲: |
| | موضوع مرتبط = امام هادی | | | موضوع مرتبط = امام هادی |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = | | | مداخل مرتبط = [[شخصیت امام هادی در تاریخ اسلامی]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
|
| |
|
| ==برداشتهایی از [[شخصیت]] [[حضرت امام هادی]]{{ع}}== | | == مناقب و فضائل امام == |
| هنگامی که کلمات [[دانشمندان]] و بزرگان [[مسلمان]] در رابطه با شخصیت حضرت [[امام]] [[ابو الحسن علی]] بن محمّد [[هادی]]{{ع}} را از نظر میگذرانیم، تنها یک تصویر در برابر چشمان ما نقش میبندد و آن اینکه [[دوستان]] و [[دشمنان]]، همه آن حضرت را بزرگ داشته و همه [[مسلمانان]] بر [[بزرگواری]] و [[جلالت قدر]] آن حضرت [[اجماع]] و اتّفاق کردهاند.
| | {{اصلی|فضائل امام هادی}} |
| اینک بعضی از برداشتهای [[علما]] و بزرگان که معاصر آن حضرت بودهاند، همچنین دانشمندان و مورّخانی که بعد از آن حضرت میزیسته و در رابطه با شخصیت منحصر بهفرد آن حضرت نظر داده و نظر آنها به دست ما رسیده است توجّه نمائید:
| | [[فضائل]] و [[مناقب امام هادی]]{{ع}} در منابع شیعه بسیار است. جمعبندی این فضائل در این [[کلام]] [[ابن شهر آشوب]] به خوبی چنین بیان شده است: «از نظر بهجت و [[سرور]] از همه [[مردم]] خوشروتر و در گفتار از همه راستگوتر؛ برای کسی که از نزدیک او را میدید، از همه خوش برخوردتر و برای کسی که دور بود [[کاملترین انسان]] بود؛ چون [[سکوت]] میکرد هیبت و وقارش نمایان میگشت، و هرگاه سخن میگفت [[ارزش]] او آشکار میشد، او از دودمان رسالت و [[امامت]] و میراثدار [[جانشینی]] و [[خلافت]] بود»<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۰۱.</ref>. |
| #در نامهای که [[متوکل]] عبّاسی به [[امام هادی]]{{ع}} نوشته است چنین آمده: [[بسم الله]] الرّحمن الرّحیم، امّا بعد: [[امیر المؤمنین]] متوکل قدر تو را میشناسد و [[رعایت]] [[خویشاوندی]] تو را نموده و [[حقّ]] تو را بر خود [[واجب]] میداند وی همواره و در همه کارها در رابطه با تو و [[اهل بیت]] تو آن میکند که به [[صلاح حال]] تو و اهل بیت تو بوده، [[سربلندی]] تو و خاندانت در آن تثبیت گردد و [[امنیت]] و [[برکت]] بر تو و آنان داخل گردد، او همه این کارها را برای جلب [[رضایت خداوند]] و بهجای آوردن آنچه را که [[خداوند]] در رابطه تو و خاندانت بر او واجب کرده است به انجام میرساند. آنگاه در [[پایاننامه]] اینگونه آمده است: امیر المؤمنین [[مشتاق]] دیدن تو میباشد و خوش میدارد که از نزدیک با تو دیداری تازه کند و با نگاه کردن به چهره میمون و مبارکت [[تیمّن]] بجوید<ref>اصول کافى، ج۱، ص۵۰۲؛ الفصول المهمّه، ص۲۶۵.</ref>.
| | |
| # [[یحیی بن هرثمه]] - همان کسی که متوکل او را برای بردن امام{{ع}} از [[مدینه]] به [[سامرا]] فرستاده بود- گوید: من برای انجام این [[مأموریت]] به [[شهر مدینه]] رفتم. هنگامی که وارد شهر مدینه شدم [[مردم]] [[شهر]] که متوجه مأموریت من در رابطه با امام هادی{{ع}} شده بودند و میترسیدند در این [[سفر]] چشمزخم و گزندی به آن حضرت برسد، [[ضجّه]] و ناله عظیمی سر دادند، بدانسان که تا آنزمان [[مردم]] چنین ضجّه و نالهای در [[شهر]] نشنیده بودند تو گویی که همه [[دنیا]] به [[جوش]] و [[خروش]] آمده بود؛ چراکه آن حضرت همواره ملازم [[مسجد]] و [[محراب]] بوده همیشه به [[اهل]] [[شهر مدینه]] نیکویی روا میداشت و هیچگاه به سمت [[دنیا]] و زخارف آن میل و [[رغبت]] از خود نشان نمیداد، من [[منزل]] آن حضرت را [[بازرسی]] کردم. امّا جز کتابهای [[قرآن]]، [[دعا]]، و کتابهای [[علمی]] چیزی در آن نیافتم. اینجا بود که آن حضرت در نظرم بسیار بزرگ آمد و از آن پس خود شخصا [[خدمتگزاری]] آن حضرت را به عهده گرفتم و با او بسیار خوب برخورد نمودم، هنگامی که به [[بغداد]] وارد شدیم ابتدا به نزد [[اسحاق طاهری]] که [[والی بغداد]] بود رفتم. وی به من گفت: ای یحیی، این [[مرد]] فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} میباشد، و تو خود [[متوکل]] را خوب میشناسی، و میدانی که اگر متوکل را بر ضدّ این مرد تحریک کنی او را خواهد کشت، و در این صورت رسول خدا{{صل}} در [[روز قیامت]] [[دشمن]] تو خواهد بود، در پاسخ او گفتم: به [[خدا]] [[سوگند]] که من در برخورد با این مرد جز نیکویی از او چیزی ندیدهام<ref>تذکرة الخواص، ص۲۰۲.</ref>.
| | ویژگیهای بارز [[امام هادی]]{{ع}}، [[عبادت]]، [[زهد]] و [[بیرغبتی به دنیا]] و مظاهر مادی بود. از حجم و محتوای [[دعاها]] و دستورهای [[عبادی]] که از امام هادی{{ع}} به یادگار مانده است به [[اشتیاق]] فراوان ایشان به عبادت میتوان پی برد<ref>برای اطلاع از نمونههایی از این دعاها و اذکار، ر.ک: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹۸؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام هادی{{ع}}، ص۴۴۰ – ۴۸۷.</ref>. [[سخاوت]] و [[بخشندگی]] و رسیدگی به [[نیازمندان]] حتی اگر از [[شیعیان]] نبود از خصائص بارز ایشان بود<ref>ابن طلحه، مطالب السؤول، ص۳۰۷ – ۳۰۸؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج۲، ص۱۰۶۷؛ ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۳۱۲.</ref>. در گزارشی آمده است که [[اسحاق]] جَلّاب برای امام هادی{{ع}} گوسفندان بسیاری خرید. آن حضرت وی را فرا خواند و از اصطبل منزلش به مکان وسیعی برد که وی آنجا را نمیشناخت. سپس آن گوسفندان را بین کسانی که آن حضرت دستور داده بود توزیع کرد<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۸.</ref>. |
| # [[ابو عبدالله جنیدی]] گوید: به [[خداوند متعال]] سوگند که او [[امام هادی]]{{ع}} بهترین فرد از میان [[مردمان]] روی [[زمین]] و [[بافضیلتترین]] مخلوق خداوند متعال است<ref>مآثر الکبرى، ج۳، ص۹۶.</ref>.
| | |
| #یزداد [[طبیب]] گوید: اگر از میان [[مخلوقات]] خدا یک نفر پیدا شود که [[علم غیب]] بداند، همانا که او امام هادی{{ع}} است<ref>بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۶۱.</ref>.
| | [[صبر]] و [[بردباری]]<ref>منسوب به مسعودی، اثبات الوصیة، ص۱۹۶.</ref> و کوشش و تلاش برای [[بینیازی]] از دیگران<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۲.</ref> نیز از دیگر فضائل امام هادی{{ع}} است<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص ۱۷۴.</ref>. |
| # [[ابن شهر آشوب]] گوید: امام هادی{{ع}} خوشروترین و [[راستگوترین]] [[مردم]] بود. هنگامی که آن حضرت را از نزدیک میدیدی ملاحت او در میان مردم بینظیر و هنگامی که از دور با او [[معاشرت]] میکردی، فضل و کمالش در میان [[جامعه]] بیبدیل بود، چون [[سکوت]] میکرد هیبت و [[وقار]] از وی میبارید و چون زبان به سخن میگشود، [[شکوه]] و جلالش نمودار میگردید، وی از [[خاندان رسالت]] و [[امامت]] و محلّ استقرار [[وصایت]] و [[جانشینی پیامبر]] بود. وی شاخهای از درخت تناور [[نبوّت]] بود، برافراشته و [[پسندیده]]، و میوهای از درخت [[رسالت]] چیده و برگزیده<ref>مناقب، ج۴، ص۴۳۲.</ref>.
| | |
| # [[کمال الدین محمد بن طلحه شافعی]] گوید: از میان [[مناقب]] بیشمار آن حضرت منقبتی است که همچون درّ و گوشواره در [[گوش]] [[مردمان]] جای گرفته و گوش [[جان]] مردمان همچون درّی گرانبها در صدف آن را دربرگرفته است، که خود شاهدی است بر این مطلب که حضرت [[ابو الحسن]] [[امام هادی]]{{ع}} موصوف به گرانسنگترین اوصاف، بوده و از [[باشرافتترین]] شاخههای درخت نبوّت نازل گردیده است<ref>مطالب السّؤول، ص۸۸.</ref>.
| | == جنبهها و ابعاد سیره امام == |
| # [[احمد بن محمد بن ابی بکر بن خلکان]] گوید: ابو الحسن علی هادی فرزند محمّد جواد فرزند علی رضا{{عم}} یکی از [[ائمّه]] [[دوازدهگانه]] است، کسانی در نزد [[متوکل]] عبّاسی از او [[بدگویی]] کرده، گفتند [[شیعیان]] وی برایش [[اسلحه]]، [[نامه]]، و اسناد دیگری میفرستند که در [[خانه]] او موجود است و او را برانگیختهاند تا در [[طلب]] [[حکومت]] برآید. متوکل نیز عدّهای از مأموران ترک تبار خود را به سمت آن حضرت فرستاد. آنان شبانه و ناگهانی به [[منزل]] آن حضرت [[حمله]] کردند. امّا تنها صحنهای که با آن روبرو شدند این بود: آنان امام هادی را در اتاقی دربسته یافتند درحالیکه جبّهای مویین بر تن و پارچهای پشمین بر سر داشته، رو به [[قبله]] آیاتی از [[قرآن کریم]] را که متضمّن [[وعده]] و [[وعید]] [[الهی]] است زیر لب ترنّم میکرد. و در زیر پایش فرشی جز سنگریزه و شن نبود<ref>وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۳۵.</ref>.
| | {{اصلی|سیره امام هادی}} |
| # [[عبدالله بن اسعد یافعی]] گوید: ابو الحسن علی هادی فرزند محمّد [[الجواد]] فرزند علی رضا فرزند [[موسی کاظم]] فرزند [[جعفر صادق]]، [[علوی]] [[حسینی]]، چهل سال [[زندگی]] کرد. وی مردی متعبّد و فقیهی [[پیشوا]] بود<ref>مرآت الجنان، ج۲، ص۱۶۰.</ref>. | | === [[سبک زندگی امام هادی]] === |
| # [[حافظ عمادالدین اسماعیل بن عمر بن کثیر]] گوید: و امّا ابو الحسن علی هادی فرزند محمّد جواد فرزند علی رضا فرزند موسی کاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمّد [[باقر]] فرزند علی [[زین العابدین]] [[فرزند حسین]] [[شهید]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]، یکی از [[پیشوایان دوازدهگانه]] است. وی پدر [[حسن بن علی عسکری]] است، او مردی [[عابد]] و [[زاهد]] بود که متوکل وی را به [[سامرا]] منتقل کرد. او بیش از بیست سال و چند ماه در آن [[شهر]] سکونت گزید و در سال ۲۵۴ ه.ق در همان [[شهر]] از [[دنیا]] رفت. گفتهاند که بدگویان به [[متوکل]] عبّاسی خبر دادند که در [[منزل]] آن حضرت نامههای بسیاری از [[مردم]] و سلاحهای زیادی وجود دارد، متوکل گروهی از [[سربازان]] خود را به سمت آن حضرت فرستاد. آنان وی را این گونه یافتند که: روبروی [[قبله]] نشسته، جبّهای از پشم بر تن دارد و بر روی فرشی از خاک نشسته است. [[سربازان]]، آن حضرت را با همین حالت دستگیر کرده و به نزد [[متوکل]] عبّاسی بردند...<ref>البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۱۵.</ref>.
| | |
| # [[محمد سراجالدین رفاعی]] گوید: [[امام علی]] [[هادی]] فرزند [[امام]] محمّد [[جواد]] میباشد، [[لقب]] او نقی، عالم، [[فقیه]]، [[امیر]]، دلیل، [[عسکری]]، و نجیب است. او در سال ۲۱۲ ه. ق در [[شهر مدینه]] دیده به [[جهان]] گشود، و در [[روز]] [[دوشنبه]] سوّم [[ماه رجب]] سال ۲۵۴ ه. ق در [[زمان]] [[خلافت]] [[معتزّ]] عبّاسی بهواسطه [[سمّ]] به [[شهادت]] رسیده و به دیدار [[معبود]] شتافت. وی دارای پنج فرزند میباشد: [[امام حسن عسکری]]، حسین، محمّد، جعفر و [[عایشه]]، و امام حسن عسکری همان کسی است که فرزندش صاحب [[سرداب مقدّس]]، [[حجّت]] [[منتظر]]، ولی [[خداوند]]، محمّد [[مهدی]] میباشد<ref>صحاح الاخبار، ص۵۶.</ref>.
| | === [[سیره اخلاقی امام هادی]] === |
| # [[احمد بن حجر هیثمی]] گوید: علی عسکری به این دلیل عسکری نامیده شد که گروهی از جانب [[حکومت]] [[وقت]] [[مأمور]] شدند تا او را از [[مدینه]] [[پیامبر]] به [[سامرا]] آورده در آنجا ساکن کنند منطقهای که در آنزمان [[عسکر]] نامیده میشد و بدینجهت [[امام هادی]]{{ع}} به لقب عسکری ملقّب گردید. وی از نظر [[دانش]] و [[سخاوت]] [[میراثدار]] پدر [[بزرگوار]] خویش بود<ref>الصّواعق المحرقه، ص۲۰۵.</ref>. | | |
| # [[احمد بن یوسف بن احمد دمشقی قرمانی]] گوید: فصل نهم از کتاب من درباره [[خاندان]] [[بردباری]]، دانش و [[نیکوکاری]] است، امام علی بن محمّد هادی در مدینه زاده شد و مادرش کنیزی امّ ولد بود، [[کنیه]] مبارکش [[ابو الحسن]] و لقبش هادی و متوکل بود. رنگ چهرهاش گندمگون و [[نقش انگشتری]] او {{متن حدیث|اللَّهُ رَبِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ}} بود. و امّا [[مناقب]] او بسیار گرانبها و اوصافش بسیار [[شریف]] است<ref>اخبار الدّول، ص۱۱۷.</ref>.
| | === [[سیره عبادی امام هادی]] === |
| # [[عبدالله شبراوی شافعی]] گوید: [[دهمین امام]] از [[پیشوایان]] علی هادی است، وی در [[ماه رجب]] سال ۲۱۴ در [[مدینه]] زاده شد و دارای [[کرامات]] بسیار میباشد<ref>الاتحاف بحبّ الاشراف، ص۱۷۶.</ref>.
| | |
| # [[محمد امین سویدی بغدادی]] گوید: او در [[مدینه]] زاده شد و کنیهاش [[ابو الحسن]]، لقبش [[هادی]]، و رنگ چهرهاش گندمگون بود. [[نقش انگشتری]] او {{متن حدیث|اللَّهُ رَبِّي وَ هُوَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ}} بود و [[فضایل]] و مناقبش بسیار است<ref>صبائک الذّهب، ص۵۷.</ref>.
| | === [[سیره خانوادگی امام هادی]] === |
| #[[مؤمن شبلنجی]] گوید: و [[مناقب]] او بسیار است، در صواعق چنین آمده است که: [[ابو الحسن عسکری]] [[وارث علم]] و [[سخاوت]] پدر [[بزرگوار]] خود بوده است، همچنین در کتاب حیاة [[الحیوان]] آمده است: او را [[عسکری]] نامیدهاند؛ چراکه [[متوکل]] در اثر بسیاری [[بدگویی]] بدگویان از آن حضرت او را از مدینه احضار کرده و در [[شهر]] [[سامرّا]] ساکن گردانید<ref>نور الابصار، ص۱۴۹.</ref>.
| | |
| # [[محمد امین غالب طویل]] گوید: وی بسیار خوشاخلاق بود. تا جایی که هیچکس شکی در [[مقام عصمت]] او نداشت. امّا [[خلیفه عبّاسی]] متوکل از [[ترس]] اینکه [[مقامات]] آن حضرت موجب به خطر افتادن خلافتش شود به حرف بدگویان و سعایتکنندگان که به او میگفتند: [[امام هادی]]{{ع}} در [[خانه]] خود [[اسلحه]] و لوازم [[آمادگی]] برای [[قیام]] را جمعآوری نموده و مدّعی [[خلافت]] است گوش فرا داده و در آنوقت [[سپاهیان]] ترک تبار خود را به سمت آن حضرت گسیل داشت. آنان شبانه به خانه آن حضرت [[حمله]] کردند. متوکل از این جهت سپاهیان ترک تبار را برای این [[مأموریت]] [[انتخاب]] کرده بود که به سپاهیان [[عرب]] تبار [[مسلمان]] [[اعتماد]] نداشت؛ چراکه میدانست آنان کسی را که برای خلافت شایستهتر است میشناسند. امّا ترک تباران تازه مسلمانانی بودند که به مسائل پیچیده عالم [[اسلام]] آشنایی نداشتند. آنان یارویاور چشم و گوشبسته [[خلفای عبّاسی]] بودند. هم آنان که به [[ازدواج]] با [[دختران]] ترک تبار [[عادت]] کرده بودند. [[نظامیان]] ترک تبار شبانگاه به [[خانه امام هادی]]{{ع}} رسیدند. آنان آن حضرت را اینگونه یافتند که بر فرش خاک نشسته و ردائی از پشم به خود پیچیده و مشغول [[خواندن قرآن]] است. آنان همه زوایا و گوشههای خانه آن حضرت را [[تفتیش]] نموده سپس آن حضرت را دستگیر کرده به نزد [[خلیفه]] برده و جریان را به او گفتند. آنان برای خلیفه تعریف کردند که آن حضرت را در چه مقامی از [[زهد]] یافتند و اینکه در [[خانه]] او هیچچیز از [[سلاح]] و سازوبرگ [[جنگ]] پیدا نکردهاند<ref>تاریخ العلویین، ص۱۶۷.</ref>.
| | === سیره تربیتی امام هادی === |
| # [[سید عبد الوهاب بدری]] گوید: [[امام هادی]]{{ع}} در [[شهر]] [[سامرا]] در مجالس [[مردم]] میگشت و همواره مصیبتدیدگان را [[دلداری]] داده، [[نیازمندان]] را [[یاری]] رسانده به گدایان و [[مساکین]] ترحّم مینمود. وی با [[یتیمان]] [[مهربانی]] کرده، شبانگاهان به در [[خانه]] بیوهگان و [[ناتوانان]] رفته، کیسههای درهم و دینار را که در دامن [[جامه]] خود حمل میکرد به آنان میداد و میگفت: {{متن قرآن|لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>. آن حضرت روزها به کار و فعّالیت مشغول میشد. وی در زیر اشعه سوزان [[آفتاب]] ایستاده در مزرعه خود به کار [[کشاورزی]] مشغول میگشت تا آنجا که عرق تمام بدن آن حضرت راتر میکرد و چون سیاهی شب آشکار میشد به سمت [[پروردگار]] خود توجّه کرده، در حال [[رکوع]] و [[سجود]] و [[خشوع]] برای پروردگار خویش درمیآمد و پیشانی تابناک خود را بر روی سنگ و شن [[زمین]] قرار میداد، و دعای مشهور خود را زیر لب زمزمه میکرد که: {{متن حدیث|إِلَهِي مُسِيءٌ قَدْ وَرَدَ، وَ فَقِيرٌ قَدْ قَصَدَ، لَا تُخَيِّبْ مَسْعَاهُ وَ ارْحَمْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ خَطَأَهُ}}؛ پروردگارا، گنهکاری به در خانهات وارد شده، و [[فقیری]] قصد در خانهات کرده. پروردگارا گامهایی که به سوی تو برداشته [[ناامید]] نگردان، بر وی [[رحمت]] آور و گناهانش را بر او ببخشای<ref>سیرة الامام علىّ الهادى{{ع}}، ص۵۹.</ref>.
| | {{اصلی|سیره تربیتی امام هادی}} |
| # [[خیرالدین زرکلی]] گوید: [[ابو الحسن عسکری]] علی، ملقّب به [[هادی]] فرزند محمّد [[جواد]] [[فرزند علی]] [[رضا]] فرزند [[موسی بن جعفر]]، حسینی طالبی، [[دهمین امام]] از [[پیشوایان دوازدهگانه]] و یکی از [[پرهیزگاران]] و [[صلحا]] [[زمان]] بوده است. وی در [[شهر مدینه]] به [[دنیا]] آمد. کسانی در نزد [[متوکل]] عبّاسی از او بدگوئی کردند و وی آن حضرت را به [[بغداد]] احضار کرده، سپس در سامرا [[تبعید]] نمود<ref>الاعلام، ج۵، ص۱۴۰.</ref>.
| | [[امام هادی]]{{ع}} علیرغم همه شرایطی که برای جدا کردن آن حضرت از [[شیعیان]] و [[دوستداران]]، بر ایشان [[تحمیل]] شده بود، همواره مسئولیتهای [[تربیتی]] خود را با هروسیلهای که تأثیرگذاری بیشتری در میان شیعیان داشت و به بهترین نحو به انجام میرساندهاند. آن حضرت گاه برای بعضی از شیعیان خود [[دعا]] کرده و برای روا شدن حاجات آنها به درگاه [[خداوند متعال]] میرفته است. گاه نیز نیازهای مادّی شیعیان خود را برطرف کرده و به آنها [[پول]] میدادهاند، یا اینکه با بیانی صریح در رابطه با لغزشگاههایی که در پیش رویشان بود به آنان هشدار میدادند. |
| #«دوایت- ام- رونالدسون» پس از اینکه به تفصیل درباره آن حضرت به بحث پرداخته گوید: بسیاری از [[مردم]] از مناطقی مانند [[عراق]]، [[ایران]] و [[مصر]]، که [[شیعه]] [[آل محمّد]] در آن زیاد بود برای [[کسب علم]] و [[دانش]] آهنگ دیدار آن حضرت میکردند<ref>عقیدة الشّیعه، ص۲۱۵.</ref>.
| | |
| # [[فضل الله بن روزبهان شافعی]] گوید: خداوندا [[سلام]] و [[درود]] بفرست بر [[امام دهم]]، مقتدای زندگان و [[مردگان]]، [[سرور]] حاضران و غایبان، آن کس که از مقدّمات [[علوم]] به نتیجه [[وصایت]] و [[امامت]] رسیده است، [[شمشیر]] [[خشمگین]] و خروشان بر گردن هر مخالف و [[دشمن]]، [[پناهگاه]] همه پناهآورندگان در [[مصائب]] و [[دشمنیها]]، برطرفکننده [[تشنگی]] از جگرهای سوخته، آنکس که [[دوستان]] و [[دشمنان]] به کمال فضیلتش [[شهادت]] داده و در [[روز]] ندا دادن منادی یعنی [[روز قیامت]] پناهگاه دوستان و [[موالیان]] خویش میباشد، [[ابو الحسن علی]] نقی [[هادی]]، فرزند محمّد [[شهید]]، آنکس که با [[مکر]] دشمنان به شهادت رسید و در {{عربی|سُرَّ مَنْ رَأَى}} به خاک سپرده گردید<ref>وسیلة الخادم الى المخدوم، صلوات الامام الهادى{{ع}}.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۲، ص ۱۹.</ref>
| | روش کلّی [[حضرت امام هادی]]{{ع}} در [[تربیت]] و ساخت [[شخصیت]] افراد را میتوان در این چند مورد خلاصه نمود: |
| | # راهنماییهای [[تربیتی]] از طریق بیان احادیثی که مهمترین مفاهیم تربیتی را به [[انسان]] عرضه مینماید<ref>ر.ک: میراث تربیتى و اخلاقى امام هادى{{ع}}، بخش آخر از قسمت چهارم.</ref>. |
| | # تأکید بر [[اطاعت از خداوند]] متعال. |
| | # تأکید بر اهمّیت توجّه به [[خداوند متعال]] در برآوردن حاجات و نخواستن [[حاجت]] از غیر او<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۳۶۱؛ کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۶.</ref>. |
| | # اهمّیت [[دعا]] و مداومت بر آن در متبلور ساختن [[روح]] [[توحید]] و [[توکل بر خدا]] در انسان. |
| | # [[دعا کردن]] برای مؤمنان |
| | # کوشش در رفع حاجات [[مؤمنان]]. |
| | # رابطه [[عاطفی]] با [[پیشوایان]] [[صالح]]- که در [[اهلبیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} جلوه میکند- از طریق [[زیارت]] کردن آن بزرگواران و مطالعه در [[روش زندگی]] آنان<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۶۸.</ref>. |
| | |
| | === [[سیره اجتماعی امام هادی]] === |
| | |
| | === سیره علمی امام هادی === |
| | {{اصلی|سیره علمی امام هادی}} |
| | [[امام هادی]]{{ع}} در همه عرصههایی که برای گروه [[شیعیان]] و [[پیروان]] [[اهلبیت]]{{عم}} مهم و حیاتی بود به مقوله [[استوار]] ساختن و تکمیل ساختار شخصیتی آنان میپرداختند؛ چراکه لازم بود تا ساختار این گروه آنچنان [[تکامل]] یابد که بتوانند با [[روایات]] و میراث علمی که در [[اختیار]] دارند امور [[دین]] و دنیایشان را اداره نمایند و دانشمندانی که [[عالمان دینی]] هستند نیز بتوانند مأموریت [[رهبری اجتماعی]]، [[فکری]] و [[دینی]] آنها را به دست گرفته و در مسیر تکاملی این گروه به سمت هدفهای رسالی که برای آن در نظر گرفته شده است، از [[مصالح]] و [[شئون]] این گروه پاسداری نمایند. |
| | # '''ایمنسازی عقیدتی:''' ایمنسازی عقیدتی که [[حضرت امام هادی]]{{ع}} به انجام آن مبادرت فرمودند در توضیح، شرح و عمق بخشیدن به مفاهیم عقیدتی به شکل خاصّ و مفاهیم دینی به شکل عام نمود پیدا میکند. همچنانکه این ایمنسازی در قالب دفع شبهات و [[تحریفات]] فکری که مکاتب فکری آن [[روزگار]] در [[جامعه]] برمیانگیختند نیز آشکار میگردد. روایاتی هم که در رابطه با مسائلی همچون [[رؤیت خداوند]]، [[جبر و اختیار]] و [[تفویض]]، ردّ بر شبهاتی که درباره [[آیات قرآن کریم]] به وجود میآمده است و... از آن حضرت وارد شده است، نشان از این [[حقیقت]] دارد که حضرت امام هادی{{ع}} بهشدّت در پی ایمنسازی عقیدتی در [[جامعه اسلامی]] به صورت کلّی و جامعه شیعی به صورت خاصّ بوده است. |
| | ## موضعگیری [[قاطع]] [[حضرت امام هادی]]{{ع}} در برابر غالیان گامی از گامهای آن حضرت در جهت ایمنسازی [[عقیدتی]] [[شیعیان]] و دور کردن آنها از عوامل [[انحراف]] و [[گمراهی]] عقیدتی بود که سرانجام به [[کفر]] یا [[شرک به خداوند]] متعال منجر میشد. |
| | ## پدیده اهتمام ویژه [[ائمّه اطهار]]{{عم}} به [[تعلیم]] زیارت همه [[اهل بیت]] به صورت جمعی یا زیارتهای هرکدام از [[ائمّه]]{{عم}} به [[اصحاب]] خود مانند زیارتی که به [[زیارت جامعه کبیره]] معروف است، یا زیارت [[حضرت امیر المؤمنین]]{{ع}}، خود گام مهمّی در عرصه عمق بخشیدن به [[بیداری]] شیعیان و [[رسوخ]] [[ولایت]] در [[دل]] و [[جان]] آنان و پیوستگی آنان با [[اهلبیت]] [[رسالت]]{{عم}} بود. و در این بیداری عمیق و پیوستگی [[عاطفی]]، آشکارا، ایمنسازی [[عقیدتی]] مهمّی وجود داشت که ویژگی روش [[حضرت امام هادی]]{{ع}} میباشد. |
| | # '''ایمنسازی علمی:''' [[تربیت]] دانشمندان و استعدادهای [[علمی]] که در فروع مختلف علمی [[اسلامی]] تخصّص داشته باشند اساسیترین نقطه برای بهوجود آمدن سطح علمی مناسب و بالا بردن آن بود که جماعت [[شیعه]] بدان احتیاج وافری داشت. سپس اینکه به این [[عالمان دینی]] نقش ویژهای در [[جامعه اسلامی]] داده شود. و این همان کاری بود که همه [[پیشوایان]] [[اهلبیت]]{{عم}} بدون استثنا آن را انجام میدادند. امّا دوره [[حضرت امام هادی]]{{ع}} ویژگی خاصّی داشت؛ چراکه [[زمان]] آن حضرت عصری بود که میبایست تمام شرایط را برای عصر غیبت آماده کند، عصر غیبت نیز عصر جدا شدن مردم از [[امام]] و پیشوای خود بوده، دیگر بهجز [[عالمان]] [[الهی]] که امین بر حلال و حرام او هستند هیچ ملجأ و [[پناهگاه]] [[فکری]] و [[دینی]] برای مردم دیگری نمیبود<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص۲۳۱ ـ ۲۶۷.</ref>. |
| | |
| | === [[سیره تبلیغی امام هادی]] === |
| | |
| | === سیره سیاسی امام هادی === |
| | {{اصلی|سیره سیاسی امام هادی}} |
| | دوران [[زندگی]] [[امام هادی]]{{ع}} با شماری از [[حاکمان عباسی]] معاصر بود و این دوره را باید به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله نخست که امام هادی{{ع}} همزمان با [[حیات]] پدر بزرگوارشان، [[امام جواد]]{{ع}}، به مدت حدود هشت سال (۲۱۲ ـ ۲۲۰ق) با [[حکومت]] [[مأمون]] و [[معتصم]] معاصر بوده است. مرحله دوم، دوران [[امامت امام هادی]]{{ع}} که با حکومت شش [[حاکم عباسی]] به ترتیب ذیل معاصر بوده است. |
| | |
| | مُعتصِم محمد بن هارون الرشید(حک: ۲۱۸ - ۲۲۷) مهمترین اتفاق در دوره او [[تسلط]] ترکان بر امور نظامی و دیوانی بود که سبب آزار مردم شد<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۴۵۲.</ref>، انتقال مرکز [[خلافت]] از [[بغداد]] به [[سامرّا]] (سر من رای) و نیز موضوع خلق قرآن و تفتیش عقاید بود که مخالفان را به شدت مورد [[اذیت]] و [[آزار]] قرار داد<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۴۶۴.</ref>. |
| | |
| | [[حکومت عباسیان]] در دوران [[امامان]]{{عم}} با [[بحران]] [[مشروعیت]] روبهرو بود و این وضع در دوران امام هادی{{ع}} نیز ادامه داشت. آنان چون نتوانسته بودند این مشکل را حل کنند، افزون بر [[اعمال]] فشارهای [[اقتصادی]]، سیاسی و [[اجتماعی]] بر [[شیعیان]] و [[امامان شیعه]]، برای [[حفظ]] [[اقتدار]] و تداوم [[حاکمیت]] خود راه چاره را در [[مراقبت]] دائمی و تحت نظر گرفتن امامان میدیدند. احضار امام هادی{{ع}} به سامرّا در همین راستا صورت گرفت. با این حال امام هادی{{ع}} در عرصه سیاسی اقدامات مؤثری انجام داد که برخی از آنها بدین شرحاند. |
| | # '''[[مخالفت]] با [[مشروعیت حکومت]] [[خلفا]]:''' امام هادی{{ع}} به شکلهای مختلف مشروعیت حکومت و [[حاکمان عباسی]] را به چالش میکشید. |
| | # '''[[نهی]] از [[یاری رساندن]] به [[حکومت]]:''' [[سیاست]] مبارزه منفی به صورت [[تحریم]] [[همکاری]] با [[دستگاه خلافت عباسی]] به عنوان یک سیاست راهبردی از زمان امامان پیشین بود و [[امام هادی]]{{ع}} آن را ادامه داد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۷۷ ـ ۱۸۶.</ref>. |
| | |
| | === سیره اقتصادی امام هادی === |
| | {{اصلی|سیره اقتصادی امام هادی}} |
| | [[ایمنی]] [[اقتصادی]] یکی از [[اهداف]] [[اهلبیت]]{{عم}} در رابطه با گروه [[شیعه]] بهشمار میرفت. گروهی که [[ائمّه]]{{عم}} میخواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل [[ضعف]] و فروپاشی که شرایط [[سیاسی]] و اقتصادی کلّی [[جامعه]] بر آن [[تحمیل]] میکرد به دور باشد. [[سیستم]] [[وکلا]] نقش مهمی در این ایمنی ایفا مینمود. همچنان که گاه خود [[امام هادی]]{{ع}} نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف مینمود. |
| | |
| | آوردهاند که [[ابو عمرو عثمان بن سعید]] و [[احمد بن اسحاق اشعری]] و [[علی بن جعفر همدانی]] بر [[حضرت امام هادی]]{{ع}} داخل شدند. [[احمد بن اسحاق]] به نزد آن حضرت [[شکایت]] برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او میباشد، امام{{ع}} به ابو عمرو که [[وکیل]] آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»<ref>مناقب، ج۲، ص۴۸۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۸۲.</ref> |
| | |
| | === [[سیره فرهنگی امام هادی]] === |
| | |
| | === [[سیره مدیریتی امام هادی]] === |
| | |
| | === [[سیره نظامی امام هادی]] === |
| | |
| | === [[سیره قضایی امام هادی]] === |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:IM010507.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش دوم ج۲''']] |
| # [[پرونده:151926.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۲''']] | | # [[پرونده:151926.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۲''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |