پرش به محتوا

هرمنوتیک در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = هرمنوتیک | عنوان مدخل = هرمنوتیک | مداخل مرتبط = هرمنوتیک در فلسفه دین و کلام جدید | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== تعاریف متفاوتی درباره هرمنوتیک مطرح شده است؛ برای مثال: جان مارتین کلادنیوس<ref>chladenius (1710-1759)</ref> هرمنوتی...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۵: خط ۵۵:
[[دانشمندان اسلامی]] از درون امثال این مسائل، به کمک [[عقل]] و نقل و عرف، [[قوانین]] و قواعدی استخراج می‌کنند که به مدد آنها می‌توان معنای [[متون دینی]] را با کمترین احتمال [[اشتباه]] فهمید<ref>ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، گستره شریعت، ص۵۹-۷۷.</ref>؛ ولی چنان‌که گفته شد، [[هرمنوتیک]] [[مسیحی]] نه تاریخچه‌ای به این [[قدمت]] دارد و نه به [[اعتراف]] خود آنها اصول و قواعد منظم و مدونی دارد که با کمک آنها [[تعالیم]] [[مسیحیت]] از گرفتارشدن در دام [[نسبی‌گرایی]] و آفات [[معرفت‌شناختی]] دیگر، [[نجات]] یابد و همین امر خدشه‌های عمیقی بر [[سازمان]] [[معرفتی]] و [[دینی]] مسیحیت وارد کرده است.
[[دانشمندان اسلامی]] از درون امثال این مسائل، به کمک [[عقل]] و نقل و عرف، [[قوانین]] و قواعدی استخراج می‌کنند که به مدد آنها می‌توان معنای [[متون دینی]] را با کمترین احتمال [[اشتباه]] فهمید<ref>ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، گستره شریعت، ص۵۹-۷۷.</ref>؛ ولی چنان‌که گفته شد، [[هرمنوتیک]] [[مسیحی]] نه تاریخچه‌ای به این [[قدمت]] دارد و نه به [[اعتراف]] خود آنها اصول و قواعد منظم و مدونی دارد که با کمک آنها [[تعالیم]] [[مسیحیت]] از گرفتارشدن در دام [[نسبی‌گرایی]] و آفات [[معرفت‌شناختی]] دیگر، [[نجات]] یابد و همین امر خدشه‌های عمیقی بر [[سازمان]] [[معرفتی]] و [[دینی]] مسیحیت وارد کرده است.
پل‌ریکور<ref>Paul Ricoeur.</ref> که خود از [[اندیشمندان]] هرمنوتیک و دنباله‌رو گادامر است<ref>موسوی، سید محمد، هرمنوتیک؛ پیش‌زمینه‌ها و تحولات آن، پژوهش‌های فلسفی و کلامی، ش ۲۶، ۱۳۸۴، ص۱۵۳.</ref>، [[اقرار]] می‌کند که: هیچ‌گونه [[هرمنوتیک]] کلی یا قاعده و [[قانون]] کلی برای شرح و [[تفسیر]] وجود ندارد، مگر نظریه‌های پراکنده و مخالف با هم درباره [[قواعد]] و [[قوانین]] تفسیر<ref>ریکور، پل، هرمنوتیک: احیای معنا یا کاهش توهم، ترجمه هاله لاجوردی، مجله ارغنون، شماره ۳.</ref>. بنابراین، شاید بتوان یکی از [[ادله]] [[تحریف]] [[متون دینی]] و [[کتب مقدس]] [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را همین روش هرمنوتیکی پرتناقض آنها برای تفسیر این متون دانست.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[روش هرمنوتیکی (مقاله)|مقاله «روش هرمنوتیکی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۳۴.</ref>
پل‌ریکور<ref>Paul Ricoeur.</ref> که خود از [[اندیشمندان]] هرمنوتیک و دنباله‌رو گادامر است<ref>موسوی، سید محمد، هرمنوتیک؛ پیش‌زمینه‌ها و تحولات آن، پژوهش‌های فلسفی و کلامی، ش ۲۶، ۱۳۸۴، ص۱۵۳.</ref>، [[اقرار]] می‌کند که: هیچ‌گونه [[هرمنوتیک]] کلی یا قاعده و [[قانون]] کلی برای شرح و [[تفسیر]] وجود ندارد، مگر نظریه‌های پراکنده و مخالف با هم درباره [[قواعد]] و [[قوانین]] تفسیر<ref>ریکور، پل، هرمنوتیک: احیای معنا یا کاهش توهم، ترجمه هاله لاجوردی، مجله ارغنون، شماره ۳.</ref>. بنابراین، شاید بتوان یکی از [[ادله]] [[تحریف]] [[متون دینی]] و [[کتب مقدس]] [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را همین روش هرمنوتیکی پرتناقض آنها برای تفسیر این متون دانست.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[روش هرمنوتیکی (مقاله)|مقاله «روش هرمنوتیکی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۳۴.</ref>
==هرمونوتیک رمانتیک==
تا اواخر [[قرن]] هجده میلادی جریان غالب، درباره [[تفسیر]] متون [[هرمنوتیک]] کلاسیک بود و در قرن نوزدهم، شلایر ماخر (١٧۶٨-١٨٣۴)، [[متکلم]] آلمانی، دیدگاه جدیدی درباره هرمنوتیک مطرح کرد. دیدگاه وی برگرفته از [[جنبش]] رمانتیسم در غرب بود که در آن ادعا می‌‌شد که امکان دست‌یابی به [[حقیقت]] و دریافتن آن امری بسیار دشوار است. در رمانتیسم، [[عقل‌گرایی]] [[عصر روشنگری]] به چالش کشیده شد.
پیش‌فرض عقل‌گرایی آن بود که [[ذهن]] [[انسان]] می‌‌توان به کمک [[اندیشه]] و روش و [[منطق]] صحیح در ساختار منطقی و [[منظم]] [[جهان]]، [[نفوذ]]، و حقیقت نهفته در [[دل]] هر موضوع را [[شناسایی]] کند. در مقابل عقل‌گرایی، در رمانتیسم، امکان دستیابی به حقیقت و [[فهم]] عینی از موضوعات منتفی دانسته ولی بر نقصان فهم و امکان بروز بدفهمی تأکید می‌شود به دلیل همین اثرپذیری، هرمنوتیک شلایر ماخربه هرمنوتیک رمانتیک معروف شد.
شلایرماخر با پذیرش دیدگاه رمانتیک‌ها درباره تفسیر متون مدعی شد که بدفهمی و امری عادی و طبیعی است و همیشه امکان آن در فهم یک متن وجود دارد. برخلاف کلاسیک‌ها که [[معتقد]] بودند، فهم یک متن، امری عادی و بدفهمی، امری غیرعادی است. ولی ماخر معتقد بود که [[درک]] متون، امری دشوار و بدفهمی، امری عادی و طبیعی است. ما برای تفسیر یک متن به دو امر نیازمند هستیم:
#آشنایی با لغت و [[قواعد]] دستور زبان؛ شلایر این امر را تفسیر [[دستوری]]<ref>Grammatical.</ref> می‌‌نامد.
#بازسازی [[شخصیت]] گوینده یا نویسنده و [[حدس]] و [[پیش‌گویی]] منظور او از این گفتار یا نوشتار به کمک [[مفسر]] آن متن. شلایر این نوع را هم تفسیر فنی<ref>Technical.
</ref> می‌‌نامد. او سپس می‌گوید، چون بازسازی شخصیت نویسنده و پیش‌گویی مقصود وی امری دشوار است؛ بنابراین، فهم دقیق یک متن امری مشکل است و معمولاً [[مفسران]] به بدفهمی دچار می‌شوند.
بعد از شلایر ماخر، متفکر آلمانی دیگری به نام ویلهلم دیلتای (۱۸۳۳-۱۹۱۱)، دیدگاه هرمنوتیک رمانتیک را پذیرفت و قلمرو آن را [[توسعه]] داد. به نظر او قلمرو هرمنوتیک به متون و گفتارهای شفاهی محدود نمی‌شود، بلکه همه [[اعمال]] و فعالیت‌های [[انسانی]] را شامل می‌‌شود؛ یعنی علاوه بر متون و [[گفتارها]]، تابلوی نقاشی یک [[نقاش]]، وسیله ساخته‌شده به دست یک صنعت‌گر، آهنگ ساخته‌شده یک آهنگ‌ساز و... نیز موضوعاتی برای تفسیرند و در همه آنها مراد و مقصود صاحبانشان تجلی یافته است.
در واقع، [[هرمنوتیک]] دیلتای روشی برای [[تفسیر]] همه [[علوم انسانی]] است و نه فقط روش تفسیر متون و گفتار. همچنین [[تفکر]] غالب در [[زمان]] دیلتای این بود که فقط با کمک [[علوم تجربی]] و طبیعی می‌‌توان فهمی عینی و [[راستین]] و [[مطابق با واقع]] را مطرح کرد. دیلتای با این کار خود میان علوم انسانی و [[علوم طبیعی]] جدایی ایجاد کرد و مدعی شد که نباید روش تحقیق در علوم طبیعی را در علوم انسانی به کار گرفت، و با این کار خود توانست اعتبار و [[منزلت]] علوم انسانی ضعیف‌شده را با جداسازی روش‌های تحقیق در علوم انسانی و علوم طبیعی و طرح روشی برای همه علوم انسانی بازسازی کند.
پیرو هرمنوتیک رمانتیک نیز مانند کلاسیک [[معتقد]] است، درباره یک متن و م و مانند آن نمی‌توان بیش از یک تفسیر و قرائت، مطرح کرد؛ زیرا عقلا معمولاً از متون معنای خاصی را [[اراده]] می‌کنند<ref>حسین‌زاده، محمد، درآمدی بر معرفت‌شناسی و مبانی معرفت دینی، ص۱۱۱-۱۱۴؛ همو، مبانی معرفت دینی، ص۱۶۲-۱۶۶؛ همچنین، ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۰۲-۱۱۱.</ref>.
'''نقد و بررسی''': شلایر ماخر به بازسازی [[شخصیت]] مؤلف معتقد است، در حالی که این عمل درباره مؤلفان در گذشته ممکن نیست و برای مؤلفان هم‌عصر [[مفسر]] نیز کاری بسیار دشوار است. هر [[انسانی]] بعد از آموزش‌های گوناگون ساختار شخصیتی خاصی می‌یابد و هر اندازه تلاش کند که این [[جایگزینی]] صورت گیرد، این مسئله به‌طور [[واقعی]] ممکن نیست. در نتیجه، باید هیچ تفهیم و تفهمی بین افراد و بین مؤلفان و [[مفسران]] صورت نگیرد؛ در حالی که این ادعا کاملاً [[باطل]] است و اینکه برخی ناقدان به نقد آثار مؤلفان می‌پردازند و آنها هم پاسخگو هستند، دلیل وجود نوعی [[ارتباط گفتاری]] و تفاهمی است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۰۵.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمونوتیک رمانتیک (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک رمانتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۲۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[روش هرمنوتیکی (مقاله)|مقاله «روش هرمنوتیکی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[روش هرمنوتیکی (مقاله)|مقاله «روش هرمنوتیکی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمونوتیک رمانتیک (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک رمانتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۲٬۰۳۴

ویرایش