بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
ایدئولوژی از نظر مارکسیستهای نخستین، نخست به مفهوم [[آگاهی]] کاذب و مسخشده طبقهای خاص درباره مسائل [[اجتماعی]] بود، ولی با گذشت [[زمان]] بار معنایی منفی آن کم شد و سپس، مفهوم [[جامعهشناختی]] و بیطرفانهای یافت و به مجموعه اندیشهها و پندارهایی گفته میشد که توده مردم درباره جامعه دارند...<ref>سبیلا، محمد، «ایدئولوژی و مدرنیسم»، ترجمه عزیزالله افشار، ص۱۲۲-۱۲۳.</ref>. | ایدئولوژی از نظر مارکسیستهای نخستین، نخست به مفهوم [[آگاهی]] کاذب و مسخشده طبقهای خاص درباره مسائل [[اجتماعی]] بود، ولی با گذشت [[زمان]] بار معنایی منفی آن کم شد و سپس، مفهوم [[جامعهشناختی]] و بیطرفانهای یافت و به مجموعه اندیشهها و پندارهایی گفته میشد که توده مردم درباره جامعه دارند...<ref>سبیلا، محمد، «ایدئولوژی و مدرنیسم»، ترجمه عزیزالله افشار، ص۱۲۲-۱۲۳.</ref>. | ||
مارکس | مارکس ایدئولوژی را به معنای اندیشهای دانست که در ارتباط با [[رفتار اجتماعی]] و [[سیاسی]] طبقه [[حاکم]] و برای توجیه وضعیت موجود [[سازمان]] مییابد. وی ایدئولوژی را اندیشهای کاذب میدانست<ref>پارسانیا، حمید، سنت، ایدئولوژی، علم، ص۴۲.</ref>. این [[اندیشه]] کاذب شامل مجموعه [[عقاید]]، [[باورها]] و اعتقاداتی میشود که به عمل [[اجتماعی]] جهتی خاص میدهد. گرچه در کاربرد مارکس ایدئولوژی معنایی منفور داشت اما بعدها معنایی مثبت نیز یافت. ایدئولوژی از [[قرن]] نوزدهم به بعد همچنان به معنای باورها و [[اندیشهها]] و ارزشهای ناظر بر رفتار اجتماعی و سیاسی به کار میرود<ref>پارسانیا، حمید، سنت، ایدئولوژی، علم، ص۴۳.</ref>. | ||
برخی [[متفکران اسلامی]] همچون [[استاد مطهری]] ایدئولوژی را مساوی [[مکتب]] دانستهاند. ایشان در تعریف ایدئولوژی میگوید: «ایدئولوژی یک تئوری کلی، طرح جامع و هماهنگ و منسجم است که [[هدف]] اصلی آن [[کمال انسان]] و [[تأمین سعادت]] همگانی است و در آن خطوط اصلی و روشها، بایدها و نبایدها، خوبها و بدها، [[هدفها]] و وسیلهها، نیازها و دردها و درمانها، [[مسئولیتها]] و تکلیفها مشخص باشد و منبع [[الهام]] [[تکالیف]] و مسئولیتها برای تمام افراد باشد»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>، از نظر ایشان ایدئولوژی با مفهوم [[قرآنی]] [[شریعت]] یکی است: «نیاز به | برخی [[متفکران اسلامی]] همچون [[استاد مطهری]] ایدئولوژی را مساوی [[مکتب]] دانستهاند. ایشان در تعریف ایدئولوژی میگوید: «ایدئولوژی یک تئوری کلی، طرح جامع و هماهنگ و منسجم است که [[هدف]] اصلی آن [[کمال انسان]] و [[تأمین سعادت]] همگانی است و در آن خطوط اصلی و روشها، بایدها و نبایدها، خوبها و بدها، [[هدفها]] و وسیلهها، نیازها و دردها و درمانها، [[مسئولیتها]] و تکلیفها مشخص باشد و منبع [[الهام]] [[تکالیف]] و مسئولیتها برای تمام افراد باشد»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>، از نظر ایشان ایدئولوژی با مفهوم [[قرآنی]] [[شریعت]] یکی است: «نیاز به ایدئولوژی همواره در [[جوامع]] بوده است و هر چه [[انسان]] بیشتر [[رشد]] کرده، نیاز به این [[فلسفه زندگی]] افزونتر شده است. رشد و [[تکامل]] [[علمی]] و [[عقلی]] [[بشر]] [[عواطف]] و پیوندهای احساسی [[انسانها]] را تضعیف نموده است و در این شرایط آنچه به بشر امروز و به طریق اولی به بشر فردا آرمان مشترک میدهد و ملاک [[خیر و شر]] برای او میگردد، یک فلسفه زندگی انتخابی، آگاهانه، آرمانخیز، مجهز به منطق و به عبارت دیگر، یک ایدئولوژی جامع است»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ایدئولوژی (مقاله)|مقاله «ایدئولوژی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۶۰.</ref> | ||
== ویژگیهای ایدئولوژی == | == ویژگیهای ایدئولوژی == | ||
ویژگیهای زیر را برای | ویژگیهای زیر را برای ایدئولوژی برشمرد: | ||
# ایدئولوژی بر مبنای [[جهانبینی]] است؛ [[جهانبینی]] نظر درباره [[جهان]] است، چنانکه هست (دیدگاه توصیفی) و ایدئوژی نظر درباره [[انسان]] است؛ چنانکه باید باشد. (دیدگاه هنجاری یا دستوری)<ref>مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.</ref>؛ | # ایدئولوژی بر مبنای [[جهانبینی]] است؛ [[جهانبینی]] نظر درباره [[جهان]] است، چنانکه هست (دیدگاه توصیفی) و ایدئوژی نظر درباره [[انسان]] است؛ چنانکه باید باشد. (دیدگاه هنجاری یا دستوری)<ref>مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.</ref>؛ | ||
# | # ایدئولوژی جامع و وضع [[قانون]] صحیح برای انسان را تنها [[خداوند]] که عالم به [[مصالح]] فردی و [[اجتماعی]] و [[دنیوی]] و [[اخروی]] اوست، میتواند انجام دهد<ref>مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۱۵۳.</ref>. | ||
# در ایدئولوژی، هم به پایههای [[فلسفی]] و هم پایه [[ایمانی]] نیاز هست. پایه فلسفی مبانی ایدئولوژی را منطقی و مستدل میکند و پایه ایمانی آرمانساز است و با [[عواطف]] انسان و گرایشهای او ارتباط دارد<ref>مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۶.</ref>. | # در ایدئولوژی، هم به پایههای [[فلسفی]] و هم پایه [[ایمانی]] نیاز هست. پایه فلسفی مبانی ایدئولوژی را منطقی و مستدل میکند و پایه ایمانی آرمانساز است و با [[عواطف]] انسان و گرایشهای او ارتباط دارد<ref>مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۶.</ref>. | ||
# ایدئولوژی، برنامهای جامع است که ویژه شرایط زمانی و مکانی خاصی نیست<ref>مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۰۷.</ref>؛ یعنی چنین نیست که هر فردی با [[تغییر]] شرایط زمانی و مکانی به ایدئولوژیهای مختلف نیاز داشته باشد. | # ایدئولوژی، برنامهای جامع است که ویژه شرایط زمانی و مکانی خاصی نیست<ref>مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۰۷.</ref>؛ یعنی چنین نیست که هر فردی با [[تغییر]] شرایط زمانی و مکانی به ایدئولوژیهای مختلف نیاز داشته باشد. | ||
# با توجه به [[بینیازی]] انسان در شرایط مختلف به ایدئولوژیهای متعدد، خود ایدئولوژی نیز با [[تکامل]] و تحول [[جامعه]] دگرگون نمیشود و در [[فرهنگ اسلامی]] آنچه در بستر تغییرات زمانی و مکانی و شرایط [[فرهنگی]] تحول و تکامل میپذیرد، [[اجتهاد]] [[اسلامی]] است، نه ایدئولوژی اسلامی<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۶۲.</ref>. | # با توجه به [[بینیازی]] انسان در شرایط مختلف به ایدئولوژیهای متعدد، خود ایدئولوژی نیز با [[تکامل]] و تحول [[جامعه]] دگرگون نمیشود و در [[فرهنگ اسلامی]] آنچه در بستر تغییرات زمانی و مکانی و شرایط [[فرهنگی]] تحول و تکامل میپذیرد، [[اجتهاد]] [[اسلامی]] است، نه ایدئولوژی اسلامی<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۶۲.</ref>. | ||
# [[انسان]] همواره به | # [[انسان]] همواره به ایدئولوژی نیازمند است و [[پیشرفت]] [[علوم]] نه تنها احتیاج او به ایدئولوژی را برطرف نمیکند، افزونتر نیز میکند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ایدئولوژی (مقاله)|مقاله «ایدئولوژی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۶۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||