پرش به محتوا

برهان معجزه در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = برهان معجزه | عنوان مدخل = برهان معجزه | مداخل مرتبط = برهان معجزه در معارف و سیره علوی - برهان معجزه در فلسفه دین و کلام جدید | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== فیلسوفان دین و متکلّمان درباره دلالت‌کردن یا نکردن معج...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[فیلسوفان]] [[دین]] و [[متکلّمان]] درباره دلالت‌کردن یا نکردن [[معجزه]] بر [[وجود خداوند]]، نظریات متفاوتی دارند. برخی رابطه منطقی معجزه و [[اثبات وجود خدا]] و برخی تنها [[یقین]] [[روان‌شناختی]] از [[مشاهده]] معجزه بر اثبات وجود خدا را پذیرفته و رابطه منطقی بین این دو را منکر شده‌اند و برخی نیز به هیچ وجه دلالت معجزه به وجود خداوند را نمی‌پذیرند<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۱.</ref>
[[فیلسوفان]] [[دین]] و متکلّمان درباره دلالت‌کردن یا نکردن [[معجزه]] بر [[وجود خداوند]]، نظریات متفاوتی دارند. برخی رابطه منطقی معجزه و [[اثبات وجود خدا]] و برخی تنها [[یقین]] روان‌شناختی از مشاهده معجزه بر اثبات وجود خدا را پذیرفته و رابطه منطقی بین این دو را منکر شده‌اند و برخی نیز به هیچ وجه دلالت معجزه به وجود خداوند را نمی‌پذیرند<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۱.</ref>


==معجزه در کلام اسلامی==
== معجزه در کلام اسلامی ==
[[عالمان]] [[مسلمان]] در مباحث [[کلامی]] معمولاً رابطه منطقی معجزه و اثبات وجود خدا را نمی‌پذیرند و از معجزه برای [[اثبات نبوت]] [[خاصه]] بهره می‌برند؛ یعنی پس از اثبات وجود خدا و [[ضرورت بعثت پیامبران]] و [[نبوت عامه]]، برای [[اثبات]] پیامبریِ افراد معینی، از معجزه مدد می‌گیرند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا، ص۸۲.</ref>.
[[عالمان]] [[مسلمان]] در مباحث [[کلامی]] معمولاً رابطه منطقی معجزه و اثبات وجود خدا را نمی‌پذیرند و از معجزه برای [[اثبات نبوت]] [[خاصه]] بهره می‌برند؛ یعنی پس از اثبات وجود خدا و [[ضرورت بعثت پیامبران]] و [[نبوت عامه]]، برای [[اثبات]] پیامبریِ افراد معینی، از معجزه مدد می‌گیرند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا، ص۸۲.</ref>.
به همین دلیل، معجزه در کلام اسلامی تعریف دیگری دارد و به نظر تعریفی کامل این است که معجزه، کاری فراطاقت بشری است و با [[عنایت ویژه]] [[خداوند]]، [[مدعی نبوت]] آن را برای اثبات [[صدق]] مدعای خویش انجام می‌دهد و مطابق با مدعای مدعی نبوت و همراه با [[تحدّی]] است<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۵.</ref>. اما موضوع این نوشتار [[برهان معجزه]] برای [[اثبات وجود خداوند]] است.
 
به همین دلیل، معجزه در کلام اسلامی تعریف دیگری دارد و به نظر تعریفی کامل این است که معجزه، کاری فراطاقت بشری است و با عنایت ویژه [[خداوند]]، [[مدعی نبوت]] آن را برای اثبات [[صدق]] مدعای خویش انجام می‌دهد و مطابق با مدعای مدعی نبوت و همراه با [[تحدّی]] است<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۵.</ref>.
 
از [[دانشمندان اسلامی]]، تنها شخصی که از طریق [[معجزات]] و [[کرامات]]، به اثبات وجود خداوند پرداخته، ملا [[محمدمهدی نراقی]] (۱۱۲۸-۱۲۰۹ق) است. ایشان درباره برهان معجزه مطرح کرده‌اند:
از [[دانشمندان اسلامی]]، تنها شخصی که از طریق [[معجزات]] و [[کرامات]]، به اثبات وجود خداوند پرداخته، ملا [[محمدمهدی نراقی]] (۱۱۲۸-۱۲۰۹ق) است. ایشان درباره برهان معجزه مطرح کرده‌اند:


'''تقریر اول''': معجزات و کرامت‌های [[انبیا]] و [[اولیا]] از [[دلایل]] اثبات وجود خدا است؛ زیرا [[عقل]]، [[حکم]] می‌کند که امور غریبه صادرشده از [[پیامبران]] و [[امامان]]، مانند اژدهاشدن [[عصا]]، زنده‌کردن [[مردگان]]، برگردانیدن [[خورشید]] و شکافته‌شدن ماه، [[تسبیح]] سنگ‌ریزه، جاری‌شدن آب از میان انگشتان و مانند اینها از معجزه [[کرامت]] است و از [[انسان]] عادی صادر نمی‌شود؛ پس، باید [[صانع]] حکیمی باشد که صدور این‌گونه امور به‌سبب [[قدرت]] کامل و [[حکمت]] شامل او باشد. وی در این تقریر، تنها به معجزات و کرامت‌های پیامبران و اولیا [[تمسک]] کرده است؛ یعنی امور [[شگفتی]] که با [[ادعای نبوت]] و [[امامت]] همراه باشد و در صورت تام‌بودن دلالت [[معجزات]] بر [[صدق]] [[دعوی نبوت]] و امامت می‌توان با واسطه به [[وجود خدا]] پی برد.
'''تقریر اول''': معجزات و کرامت‌های [[انبیا]] و [[اولیا]] از [[دلایل]] اثبات وجود خدا است؛ زیرا [[عقل]]، [[حکم]] می‌کند که امور غریبه صادرشده از [[پیامبران]] و [[امامان]]، مانند اژدهاشدن عصا، زنده‌کردن [[مردگان]]، برگردانیدن [[خورشید]] و شکافته‌شدن ماه، [[تسبیح]] سنگ‌ریزه، جاری‌شدن آب از میان انگشتان و مانند اینها از معجزه [[کرامت]] است و از [[انسان]] عادی صادر نمی‌شود؛ پس، باید صانع حکیمی باشد که صدور این‌گونه امور به‌سبب [[قدرت]] کامل و [[حکمت]] شامل او باشد. وی در این تقریر، تنها به معجزات و کرامت‌های پیامبران و اولیا [[تمسک]] کرده است؛ یعنی امور [[شگفتی]] که با [[ادعای نبوت]] و [[امامت]] همراه باشد و در صورت تام‌بودن دلالت [[معجزات]] بر [[صدق]] [[دعوی نبوت]] و امامت می‌توان با واسطه به [[وجود خدا]] پی برد.


'''تقریر دوم''': وی در این تقریر با بیان مقدمه‌ای، به [[اثبات وجود خدا]] به کمک معجزات و غیرعادی می‌پردازد:
'''تقریر دوم''': وی در این تقریر با بیان مقدمه‌ای، به [[اثبات وجود خدا]] به کمک معجزات و غیرعادی می‌پردازد: همه [[مردم]] از فرقه‌های متخالف و طوایف متباین، هرگاه در ورطه‌ای بیفتند و در مهلکه‌ای واقع شوند، به نحوی که [[مضطر]] شوند و دست ایشان از همه‌جا کوتاه شود، بی‌فکر و [[اختیار]] از روی الجا و [[اضطرار]]، پناه به کسی می‌برند که صانع ایشان است<ref>نراقی، محمدمهدی، انیس الموحدین، ص۵۳-۵۸.</ref>. وی سپس در بیان این مطلب، به [[برهان معجزه]] و امور غیرعادی [[تمسک]] می‌جوید. با این بیان که، وقتی دست [[بندگان]] از تمام اسباب و همه امور و علایق کوتاه و همه [[امیدها]] [[ناامید]] گردد، بدون [[تأمل]] و بی‌اندیشه و تخیل، به صانع [[حقیقی]] و مسبب‌الاسباب خود پناه می‌برند. از این‌رو، در آن لحظه، هر دعایی می‌کنند، [[مستجاب]] می‌شود؛ زیرا در آن هنگام، خدای خود را شناخته و [[یقین]] کرده‌اند و [[معرفت]] با یقین، سبب [[استجابت]] دعوات می‌شود و این معنا برای همه مردم حاصل است. این تقریر در نهایت به اثبات وجود خدا از طریق تجربه‌های غیرعادتی می‌انجامد که [[درک]] آن برای همگان ممکن است<ref>نراقی، محمدمهدی، انیس الموحدین، ص۵۳-۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۱.</ref>
همه [[مردم]] از فرقه‌های متخالف و [[طوایف]] متباین، هرگاه در ورطه‌ای بیفتند و در مهلکه‌ای واقع شوند، به نحوی که [[مضطر]] شوند و دست ایشان از همه‌جا کوتاه شود، بی‌فکر و [[اختیار]] از روی الجا و [[اضطرار]]، پناه به کسی می‌برند که [[صانع]] ایشان است<ref>نراقی، محمدمهدی، انیس الموحدین، ص۵۳-۵۸.</ref>. وی سپس در بیان این مطلب، به [[برهان معجزه]] و امور غیرعادی [[تمسک]] می‌جوید. با این بیان که، وقتی دست [[بندگان]] از تمام اسباب و همه امور و علایق کوتاه و همه [[امیدها]] [[ناامید]] گردد، بدون [[تأمل]] و بی‌اندیشه و تخیل، به صانع [[حقیقی]] و مسبب‌الاسباب خود پناه می‌برند. از این‌رو، در آن لحظه، هر دعایی می‌کنند، [[مستجاب]] می‌شود؛ زیرا در آن هنگام، خدای خود را شناخته و [[یقین]] کرده‌اند و [[معرفت]] با یقین، سبب [[استجابت]] دعوات می‌شود و این معنا برای همه مردم حاصل است. این تقریر در نهایت به اثبات وجود خدا از طریق تجربه‌های غیرعادتی می‌انجامد که [[درک]] آن برای همگان ممکن است<ref>نراقی، محمدمهدی، انیس الموحدین، ص۵۳-۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۱.</ref>


==معجزه در الهیات مسیحی==
== معجزه در الهیات مسیحی ==
تعریف معجزه در الهیات مسیحی، با تعریف آن در [[کلام اسلامی]] تفاوت دارد. تعاریف متعددی درباره معجزه در الهیات مسیحی هم یافته می‌شود و در نظریه شایع، معجزات مانند وقفه‌ای در [[نظم]] طبیعی حوادث [[جهان]] دانسته می‌شوند که این وقفه‌ها را [[خدا]] یا موجود بسیار [[توانایی]] ایجاد می‌کنند.
تعریف معجزه در الهیات مسیحی، با تعریف آن در [[کلام اسلامی]] تفاوت دارد. تعاریف متعددی درباره معجزه در الهیات مسیحی هم یافته می‌شود و در نظریه شایع، معجزات مانند وقفه‌ای در [[نظم]] طبیعی حوادث [[جهان]] دانسته می‌شوند که این وقفه‌ها را [[خدا]] یا موجود بسیار [[توانایی]] ایجاد می‌کنند.
دیوید هیوم<ref>David Hume (1711-1776).</ref> در فصل دهم کتاب «[[پژوهشی]] درباره فاهمه بشری»، در تعریف معجزه می‌گوید:
 
«معجزه دقیقاً [[تخلف]] از [[قانون]] طبیعی به [[اراده]] خاص [[الهی]] یا [[مداخله]] عاملی نامرئی تعریف کرد».
دیوید هیوم<ref>David Hume (1711-1776).</ref> در فصل دهم کتاب «پژوهشی درباره فاهمه بشری»، در تعریف معجزه می‌گوید: «معجزه دقیقاً تخلف از [[قانون]] طبیعی به [[اراده]] خاص [[الهی]] یا مداخله عاملی نامرئی تعریف کرد».
 
توماس آکویناس<ref>Saint Thomas Aquinas (1225-1274).</ref> نیز در کتاب «کلیاتی در [[مخالفت]] با [[کفار]]» می‌نویسد: چیزهایی را به [[درستی]] می‌توان [[معجزه]] نامید که به واسطه [[قدرت الهی]]، جدا از [[نظم عمومی]] [[حاکم]] بر موجودات، انجام گرفته باشد<ref>دیویس، براین، درآمدی به فلسفه دین، ترجمه ملیحه نصیری، ص۱۶۹.</ref>. در کتاب «[[عقل]] و [[اعتقاد]] [[دینی]]» نیز [[معجزه]] نتیجه نوعی [[تصرف الهی]] دانسته شده است<ref>پترسون، مایکل [و دیگران...]، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۸۷.</ref>.
توماس آکویناس<ref>Saint Thomas Aquinas (1225-1274).</ref> نیز در کتاب «کلیاتی در [[مخالفت]] با [[کفار]]» می‌نویسد: چیزهایی را به [[درستی]] می‌توان [[معجزه]] نامید که به واسطه [[قدرت الهی]]، جدا از [[نظم عمومی]] [[حاکم]] بر موجودات، انجام گرفته باشد<ref>دیویس، براین، درآمدی به فلسفه دین، ترجمه ملیحه نصیری، ص۱۶۹.</ref>. در کتاب «[[عقل]] و [[اعتقاد]] [[دینی]]» نیز [[معجزه]] نتیجه نوعی [[تصرف الهی]] دانسته شده است<ref>پترسون، مایکل [و دیگران...]، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۸۷.</ref>.


در مجموع می‌توان گفت، به طور کلی متألهان [[مسیحی]] تمام رخدادهای غیرعادی پدیدآمده به خاطر [[دعا]] و نظیر آن [[امدادهای غیبی]] پدیدآمده در [[زندگی]] افراد ظهور بعضی حوادث کنترل‌ناپذیر و پیش‌بینی‌ناشدنی که به حل برخی معضلات فردی و [[اجتماعی]] می‌انجامد و یا بروز برخی بارقه‌های [[ذهنی]] که بعضی [[مشکلات]] [[علمی]] به صورت ناگهانی به کمک آنها برطرف می‌شود، جزء [[معجزات]] می‌دانند.
در مجموع می‌توان گفت، به طور کلی متألهان [[مسیحی]] تمام رخدادهای غیرعادی پدیدآمده به خاطر [[دعا]] و نظیر آن [[امدادهای غیبی]] پدیدآمده در [[زندگی]] افراد ظهور بعضی حوادث کنترل‌ناپذیر و پیش‌بینی‌ناشدنی که به حل برخی معضلات فردی و [[اجتماعی]] می‌انجامد و یا بروز برخی بارقه‌های ذهنی که بعضی [[مشکلات]] [[علمی]] به صورت ناگهانی به کمک آنها برطرف می‌شود، جزء [[معجزات]] می‌دانند.
 
الهیون مسیحی، معجزه به این معنی را مقدمه‌ای بر [[اثبات خدا]] می‌دانند؛ این‌گونه که این‌گونه معجزات و امور غیرعادی وجود دارد و آنها مبدأ و علت مادی و طبیعی ندارند؛ پس، ناگزیر آنها علت و مبدئی غیرمادی دارند<ref>جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۵۸.</ref>.
الهیون مسیحی، معجزه به این معنی را مقدمه‌ای بر [[اثبات خدا]] می‌دانند؛ این‌گونه که این‌گونه معجزات و امور غیرعادی وجود دارد و آنها مبدأ و علت مادی و طبیعی ندارند؛ پس، ناگزیر آنها علت و مبدئی غیرمادی دارند<ref>جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۵۸.</ref>.
این [[برهان]] در میان [[غربیان]] جایگاه ویژه‌ای دارد و نه تنها از برهانهای [[اثبات وجود خدا]]، یکی از فراگیرترین و [[عامه]] پسندترین برهان‌ها شناخته می‌شود<ref>خسروپناه، عبدالحسین، دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا، ص۸۲.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۲.</ref>


===جان هاسپرز<ref>J. Hospers.</ref>===
این [[برهان]] در میان غربیان جایگاه ویژه‌ای دارد و نه تنها از برهان‌های [[اثبات وجود خدا]]، یکی از فراگیرترین و [[عامه]] پسندترین برهان‌ها شناخته می‌شود<ref>خسروپناه، عبدالحسین، دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا، ص۸۲.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۲.</ref>
هاسپرز در تبیین برهان مبتنی بر معجزه و امور غیرعادی تصریح می‌کند:
هر چند [[اختلافات]] زیادی وجود دارد که کدام حادثه معجزه‌آمیز است و کدام معجزه‌آمیز نیست، ولی با وجود این، همگان اتفاق‌نظر دارند که در طول [[تاریخ]]، معجزات زیادی در زمان‌های مختلف اتفاق افتاده است. بنابراین، شما چگونه می‌توانید علت یک معجزه را به طریقی غیر از اینکه بگوییم، [[خدا]] در مسیر طبیعی حوادث [[مداخله]] کرده و باعث شده است که این امر معجزه‌آمیز، اتفاق بیفتد، تبیین کنید؟ بنابراین، وقوع معجزات [[اثبات]] می‌کند که خدا وجود دارد<ref>هاسپرز، جان، فلسفه دین، ترجمه جمعی از محققان، ص۸۳.</ref>.
هاسپرز [[معتقد]] است، اگر معجزه فقط به‌معنای مداخله خدا در مسیر طبیعی حوادث باشد، به طور منطقی نشان‌دهنده وجود خداست و [[مداخله]] [[خدا]] درواقع، به‌طور منطقی نشان‌دهنده وجود خدایی است که بتواند در مسیر طبیعی حوادث [[مداخله]] کند.


'''نقد''':
=== جان هاسپرز ===
اشکال این [[استدلال]] و شرطی که هاسپرز برای استناد به [[برهان معجزه]] برای [[اثبات خدا]] قرار داده، این است که معنای جمله وی چنین است: اگر [[خداوند]] [[دخالت]] کند، پس وجود دارد. به نظر می‌رسد، این بیان نوعی تکرار و این‌همانی است<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸.</ref>. البته ممکن است مراد وی از این بیان آن باشد که جمله شرط (مقدم جمله شرطیه: اگر [[خدا]] دخالت کرده باشد) را قبول ندارد؛ بدین معنا که اگر کسی [[اثبات]] کند که فاعل [[معجزه]] و کار غیرعادی خداوند است، پس ما هم می‌پذیریم که خداوند وجود دارد. ولی درباره این مسأله هم اشکال وجود دارد و به نظر می‌رسد، به خاطر همین اشکال بوده است که [[متکلمان]] و [[اندیشمندان]] اسلامی به برهان معجزه و امور غیرعادی برای اثبات خداوند استناد نکرده‌اند.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۳.</ref>
هاسپرز در تبیین برهان مبتنی بر معجزه و امور غیرعادی تصریح می‌کند: هر چند [[اختلافات]] زیادی وجود دارد که کدام حادثه معجزه‌آمیز است و کدام معجزه‌آمیز نیست، ولی با وجود این، همگان اتفاق‌نظر دارند که در طول [[تاریخ]]، معجزات زیادی در زمان‌های مختلف اتفاق افتاده است. بنابراین، شما چگونه می‌توانید علت یک معجزه را به طریقی غیر از اینکه بگوییم، [[خدا]] در مسیر طبیعی حوادث مداخله کرده و باعث شده است که این امر معجزه‌آمیز، اتفاق بیفتد، تبیین کنید؟ بنابراین، وقوع معجزات [[اثبات]] می‌کند که خدا وجود دارد<ref>هاسپرز، جان، فلسفه دین، ترجمه جمعی از محققان، ص۸۳.</ref>.


===آگوستین<ref>Augustine (345-430).</ref>===
هاسپرز [[معتقد]] است، اگر معجزه فقط به‌معنای مداخله خدا در مسیر طبیعی حوادث باشد، به طور منطقی نشان‌دهنده وجود خداست و مداخله [[خدا]] درواقع، به‌طور منطقی نشان‌دهنده وجود خدایی است که بتواند در مسیر طبیعی حوادث مداخله کند.
آگوستین قدیس، یکی از آبای پیشین [[کلیسا]]، دلالت [[معجزات]] بر [[خداوند متعال]] را می‌پذیرد، ولی [[ارزش]] [[معرفتی]] معجزات و حدوث [[جهان]] را در دلالت بر [[وجود خدا]] یکسان می‌انگارد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا، ص۸۲.</ref>؛ یعنی به همان اندازه دلالت [[حدوث عالم]] بر وجود خدا، می‌توانند [[وجود خداوند]] را ثابت کنند.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۴.</ref>


===دیوید هیوم<ref>David Hume (1711-1776).</ref>===
'''نقد''': اشکال این [[استدلال]] و شرطی که هاسپرز برای استناد به [[برهان معجزه]] برای [[اثبات خدا]] قرار داده، این است که معنای جمله وی چنین است: اگر [[خداوند]] دخالت کند، پس وجود دارد. به نظر می‌رسد، این بیان نوعی تکرار و این‌همانی است<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸.</ref>. البته ممکن است مراد وی از این بیان آن باشد که جمله شرط (مقدم جمله شرطیه: اگر [[خدا]] دخالت کرده باشد) را قبول ندارد؛ بدین معنا که اگر کسی [[اثبات]] کند که فاعل [[معجزه]] و کار غیرعادی خداوند است، پس ما هم می‌پذیریم که خداوند وجود دارد. ولی درباره این مسأله هم اشکال وجود دارد و به نظر می‌رسد، به خاطر همین اشکال بوده است که [[متکلمان]] و اندیشمندان اسلامی به برهان معجزه و امور غیرعادی برای اثبات خداوند استناد نکرده‌اند<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۳.</ref>.
 
=== آگوستین ===
آگوستین قدیس، یکی از آبای پیشین کلیسا، دلالت [[معجزات]] بر [[خداوند متعال]] را می‌پذیرد، ولی [[ارزش]] [[معرفتی]] معجزات و حدوث [[جهان]] را در دلالت بر [[وجود خدا]] یکسان می‌انگارد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا، ص۸۲.</ref>؛ یعنی به همان اندازه دلالت [[حدوث عالم]] بر وجود خدا، می‌توانند [[وجود خداوند]] را ثابت کنند.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۴.</ref>
 
=== دیوید هیوم ===
هیوم در توضیح [[دین]] [[وحیانی]]، وقوع معجزه را در جایگاه یک پدیده گزارش شده در [[تاریخ]]، به روش استدلال علّی می‌سنجد و در امکان اثبات وقوع معجزه در تاریخ تردید می‌افکند<ref>فتحعلی‌خانی، محمد، خاستگاه تاریخی و روش‌شناختی فلسفه دین هیوم، ص۱۳۵.</ref>.
هیوم در توضیح [[دین]] [[وحیانی]]، وقوع معجزه را در جایگاه یک پدیده گزارش شده در [[تاریخ]]، به روش استدلال علّی می‌سنجد و در امکان اثبات وقوع معجزه در تاریخ تردید می‌افکند<ref>فتحعلی‌خانی، محمد، خاستگاه تاریخی و روش‌شناختی فلسفه دین هیوم، ص۱۳۵.</ref>.
او با طرح اشکالات زیر در صدد ردّ دلالت معجزه در [[اثبات وجود خداوند]] است:
او با طرح اشکالات زیر در صدد ردّ دلالت معجزه در [[اثبات وجود خداوند]] است:
#معجزه‌ای را نمی‌توان یافت که افراد کافی و واجد شرایط آن را [[تصدیق]] کرده باشند و آن معجزه به طور علنی در ناحیه مشهوری از جهان رخ داده باشد تا [[اعتراف]] به آن اجتناب‌ناپذیر باشد.
# معجزه‌ای را نمی‌توان یافت که افراد کافی و واجد شرایط آن را تصدیق کرده باشند و آن معجزه به طور علنی در ناحیه مشهوری از جهان رخ داده باشد تا [[اعتراف]] به آن اجتناب‌ناپذیر باشد.
# [[انسان]] در طبیعت خود، زیادی به امور عجیب و [[غریب]] بسیار [[گرایش]] دارد و اگر [[روح]] [[دین]] با این [[گرایش]] در هم آمیزد، [[عقل سلیم]] به پایان می‌رسد؛
# [[انسان]] در طبیعت خود، زیادی به امور عجیب و غریب بسیار [[گرایش]] دارد و اگر [[روح]] [[دین]] با این [[گرایش]] در هم آمیزد، [[عقل سلیم]] به پایان می‌رسد؛
#خبرهای فراطبیعی و [[اعجازآمیز]] بیشتر میان ملت‌های [[جاهل]] و [[وحشی]] دیده می‌شود و همین موضوع تردید جدی و [[قوی]] بر ضد آنها به وجود می‌آورد؛
# خبرهای فراطبیعی و [[اعجازآمیز]] بیشتر میان ملت‌های [[جاهل]] و وحشی دیده می‌شود و همین موضوع تردید جدی و [[قوی]] بر ضد آنها به وجود می‌آورد؛
#به دلیل [[تعارض]] [[ادیان]] مختلف، معجزه‌هایی که برای [[اثبات حقانیت]] هر یک از آنها ادعا شده‌اند، یکدیگر را [[تضعیف]] و [[باطل]] می‌کنند.
# به دلیل تعارض [[ادیان]] مختلف، معجزه‌هایی که برای اثبات حقانیت هر یک از آنها ادعا شده‌اند، یکدیگر را تضعیف و [[باطل]] می‌کنند.


'''نقد'''
'''نقد'''
#به نظر نمی‌رسد که این نتیجه‌گیری هیوم با برخی از گفته‌های دیگرش کاملاً سازگار باشد. او در آثار خود هرگونه ارتباط ضروری علت و معلول را [[نفی]] می‌کند؛ بنابراین، چگونه می‌تواند تا این حد مطمئن باشد که ممکن نبود حوادث معین نقل‌شده هرگز اتفاق بیفتد؟
# به نظر نمی‌رسد که این نتیجه‌گیری هیوم با برخی از گفته‌های دیگرش کاملاً سازگار باشد. او در آثار خود هرگونه ارتباط ضروری علت و معلول را [[نفی]] می‌کند؛ بنابراین، چگونه می‌تواند تا این حد مطمئن باشد که ممکن نبود حوادث معین نقل‌شده هرگز اتفاق بیفتد؟
#هیوم برخی مسائل واضح را نادیده می‌گیرد. این ادعا که در [[تاریخ]]، [[شهادت]] تعدادی کافی، برای وقوع [[معجزات]] ثبت‌نشده، ادعایی مخدوش است. از سویی دیگر، آیا کاملاً واضح است که خبردادن هر فرد خبردهنده از از وقوع [[معجزه]] به سبب [[عشق]] او به امور شگفت‌انگیز بوده است؟ و آیا واقعاً شواهدی وجود دارد که [[متدینان]] در امر معجزه نمی‌توانند درست را از نادرست تشخیص دهند و همواره به خاطر علاقه خود قصد دارند از [[اعتقاد]] [[دینی]] خود [[دفاع]] کنند؟<ref>دیویس، براین، درآمدی به فلسفه دین، ترجمه ملیحه نصیری، ص۱۸۰-۱۸۴.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۴.</ref>
# هیوم برخی مسائل واضح را نادیده می‌گیرد. این ادعا که در [[تاریخ]]، [[شهادت]] تعدادی کافی، برای وقوع [[معجزات]] ثبت‌نشده، ادعایی مخدوش است. از سویی دیگر، آیا کاملاً واضح است که خبردادن هر فرد خبردهنده از از وقوع [[معجزه]] به سبب [[عشق]] او به امور شگفت‌انگیز بوده است؟ و آیا واقعاً شواهدی وجود دارد که [[متدینان]] در امر معجزه نمی‌توانند درست را از نادرست تشخیص دهند و همواره به خاطر علاقه خود قصد دارند از [[اعتقاد]] [[دینی]] خود [[دفاع]] کنند؟<ref>دیویس، براین، درآمدی به فلسفه دین، ترجمه ملیحه نصیری، ص۱۸۰-۱۸۴.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۴.</ref>


===هنری تیسن===
=== هنری تیسن ===
هنری تیسن، [[متکلم]] [[مسیحی]]، در [[مقام]] دفاع از دلالت منطقی معجزه بر [[اثبات وجود خداوند]]، چنین می‌نویسد: این ادعا (افرادی که معجزه را ندیده‌اند همواره در آن [[شک]] می‌کنند) بر این فرض نادرست قرار دارد که [[انسان]] باید تمام [[اعتقادات]] خود را بر اساس [[تجربه]] [[انسانی]] کنونی خود قرار دهد. او در بیان مورد نقض این ادعا هم می‌گوید: ما با اینکه وجود یخبندان‌های شدید روی [[زمین]] را ندیده‌ایم، با گفته زمین‌شناسان آن را می‌پذیریم<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸، به نقل از تیسن، هنری، الهیات مسیح، ترجمه طاطاوس میکائیلیان، ص۱۱.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۵.</ref>
هنری تیسن، متکلم [[مسیحی]]، در [[مقام]] دفاع از دلالت منطقی معجزه بر [[اثبات وجود خداوند]]، چنین می‌نویسد: این ادعا (افرادی که معجزه را ندیده‌اند همواره در آن [[شک]] می‌کنند) بر این فرض نادرست قرار دارد که [[انسان]] باید تمام [[اعتقادات]] خود را بر اساس [[تجربه]] [[انسانی]] کنونی خود قرار دهد. او در بیان مورد نقض این ادعا هم می‌گوید: ما با اینکه وجود یخبندان‌های شدید روی [[زمین]] را ندیده‌ایم، با گفته زمین‌شناسان آن را می‌پذیریم<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸، به نقل از تیسن، هنری، الهیات مسیح، ترجمه طاطاوس میکائیلیان، ص۱۱.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۵.</ref>


===جان هیک<ref>John Hick.</ref>===
=== جان هیک ===
جان هیک در [[فلسفه دین]]، برای [[اثبات وجود خدا]] از طریق [[براهین]] مربوط به رخدادها و تجربه‌های خاص، نه‌تنها به معجزات و [[اجابت دعا]] [[تمسک]] می‌کند، به نمونه‌های دیگری مانند [[خواب]] و [[رؤیا]]، ندای [[وجدان]]، تجربه‌ها و [[شور]] و خلسه‌های [[عرفانی]] نیز [[استشهاد]] می‌کند. وی می‌نویسد: برخی رخدادهای خاص مانند [[معجزه‌ها]] و [[اجابت دعا]] از نوعی که بسیاری از افراد خود [[شاهد]] آنها بوده‌اند، [[وجود خداوند]] را ثابت می‌کند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۷۳.</ref>. البته وی بر این [[باور]] است که دیدن این‌گونه حوادث [[انسان]] را به سوی [[اعتقاد]] به [[وجود خدا]] [[سوق]] می‌دهد، ولی منطقی‌بودن این رابطه را نمی‌پذیرد و وی دلیل [[انکار]] رابطه منطقی را تردید افرادی می‌داند که [[معجزه]] را ندیده، به نقل ناقلان نیز [[اعتماد]] نکرده و (با فرض پذیرش) [[تفسیری]] مادی درباره آن مطرح کرده‌اند<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۵.</ref>
جان هیک در [[فلسفه دین]]، برای [[اثبات وجود خدا]] از طریق [[براهین]] مربوط به رخدادها و تجربه‌های خاص، نه‌تنها به معجزات و [[اجابت دعا]] [[تمسک]] می‌کند، به نمونه‌های دیگری مانند [[خواب]] و [[رؤیا]]، ندای وجدان، تجربه‌ها و شور و خلسه‌های [[عرفانی]] نیز استشهاد می‌کند. وی می‌نویسد: برخی رخدادهای خاص مانند [[معجزه‌ها]] و [[اجابت دعا]] از نوعی که بسیاری از افراد خود [[شاهد]] آنها بوده‌اند، [[وجود خداوند]] را ثابت می‌کند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۷۳.</ref>. البته وی بر این [[باور]] است که دیدن این‌گونه حوادث [[انسان]] را به سوی [[اعتقاد]] به وجود خدا سوق می‌دهد، ولی منطقی‌بودن این رابطه را نمی‌پذیرد و وی دلیل [[انکار]] رابطه منطقی را تردید افرادی می‌داند که [[معجزه]] را ندیده، به نقل ناقلان نیز اعتماد نکرده و (با فرض پذیرش) [[تفسیری]] مادی درباره آن مطرح کرده‌اند<ref>کریمی، مصطفی، قلمرو دلالت معجزه، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۵.</ref>


===نقد و بررسی برهان معجزه===
=== نقد و بررسی برهان معجزه ===
همان‌گونه که گفته شد [[متکلمان]] [[مسیحی]] از معجزه به عنوان راهی برای [[اثبات وجود خداوند]] بهره می‌گیرند، ولی این دلیل اشکالاتی دارد که آن را از برهانی‌بودن خارج می‌کند. [[علامه]] [[جوادی آملی]] درباره [[براهین]] معجزه و امور غیرعادی چندین اشکال مطرح می‌کنند:
همان‌گونه که گفته شد [[متکلمان]] [[مسیحی]] از معجزه به عنوان راهی برای [[اثبات وجود خداوند]] بهره می‌گیرند، ولی این دلیل اشکالاتی دارد که آن را از برهانی‌بودن خارج می‌کند. علامه [[جوادی آملی]] درباره [[براهین]] معجزه و امور غیرعادی چندین اشکال مطرح می‌کنند:


نخست اینکه، اگر بازگشت این براهین به براهینی مانند [[وجوب]] و امکان نباشد، هرگز صلاحیت [[اثبات]] [[واجب]] را نخواهند داشت.
نخست اینکه، اگر بازگشت این براهین به براهینی مانند [[وجوب]] و امکان نباشد، هرگز صلاحیت [[اثبات]] [[واجب]] را نخواهند داشت.
خط ۶۵: خط ۶۹:
دوم اینکه، کسانی که رخدادهای غیرعادی را نیازموده باشند و تجربه‌های مربوط به این حوادث به صورت [[یقینی]] به آنها منتقل نشده باشد، می‌توانند در اصل وقایع یادشده تردید کنند؛
دوم اینکه، کسانی که رخدادهای غیرعادی را نیازموده باشند و تجربه‌های مربوط به این حوادث به صورت [[یقینی]] به آنها منتقل نشده باشد، می‌توانند در اصل وقایع یادشده تردید کنند؛


سوم اینکه، بر فرض پذیرش حوادث یاد شده، استناد آنها به واجب و اثبات [[خداوند]] محل تردید است؛ زیرا استناد به واجب، وقتی تام خواهد بود که اولاً: اصل [[علیت]] مورداذعان و معلول‌بودن حوادث یادشده محرز باشد؛ ثانیاً: تمام راه‌های طبیعی و [[غیرطبیعی]] که می‌تواند به ایجاد آنها بینجامد، تصویر شود؛ و ثالثاً: علیت همه راه‌های تصویرشده به استثنای علیت [[واجب تعالی]] [[ابطال]] شود<ref>جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۵۷-۲۶۱.</ref>.
سوم اینکه، بر فرض پذیرش حوادث یاد شده، استناد آنها به واجب و اثبات [[خداوند]] محل تردید است؛ زیرا استناد به واجب، وقتی تام خواهد بود که اولاً: اصل [[علیت]] مورداذعان و معلول‌بودن حوادث یادشده محرز باشد؛ ثانیاً: تمام راه‌های طبیعی و غیرطبیعی که می‌تواند به ایجاد آنها بینجامد، تصویر شود؛ و ثالثاً: علیت همه راه‌های تصویرشده به استثنای علیت [[واجب تعالی]] ابطال شود<ref>جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۵۷-۲۶۱.</ref>.
 
ایشان دلالت منطقی معجزه را فقط برای [[اثبات نبوت]] [[خاصه]]، تام می‌دانند؛ البته پس از پذیرش بسیاری از اصول موضوعه. ایشان می‌فرمایند: معجزه به لحاظ منطقی، تنها پس از اثبات یا پذیرش بسیاری از اصول موضوعه، مانند وجود واجب، [[ضرورت]] وجود [[نبی]] و [[معرفت دینی]] برای [[راهنمایی]] و [[هدایت]] [[انسان‌ها]] بر [[نبوت]] [[پیامبری]] خاص که داعیه نبوت دارد، دلالت می‌کند. بر اساس این اصول، [[معجزه]] هرگز مخالف [[علیت]] یا ناسازگار با [[قوانین]] ساری در هستی نبوده، بلکه خود به صورت یک [[قانون]] و [[سنت]] ضروری عمل می‌کند. پس، اگر معجزه، خارق اصل علیت باشد، به جواز صدفه و اتفاق [[حکم]] خواهد شد که در این صورت با ورود اتفاق به عالم، راه [[استدلال]] و [[برهان]] بر اصل [[وجود خداوند]] نیز بسته خواهد شد<ref>جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۵۷-۲۶۱.</ref>.
ایشان دلالت منطقی معجزه را فقط برای [[اثبات نبوت]] [[خاصه]]، تام می‌دانند؛ البته پس از پذیرش بسیاری از اصول موضوعه. ایشان می‌فرمایند: معجزه به لحاظ منطقی، تنها پس از اثبات یا پذیرش بسیاری از اصول موضوعه، مانند وجود واجب، [[ضرورت]] وجود [[نبی]] و [[معرفت دینی]] برای [[راهنمایی]] و [[هدایت]] [[انسان‌ها]] بر [[نبوت]] [[پیامبری]] خاص که داعیه نبوت دارد، دلالت می‌کند. بر اساس این اصول، [[معجزه]] هرگز مخالف [[علیت]] یا ناسازگار با [[قوانین]] ساری در هستی نبوده، بلکه خود به صورت یک [[قانون]] و [[سنت]] ضروری عمل می‌کند. پس، اگر معجزه، خارق اصل علیت باشد، به جواز صدفه و اتفاق [[حکم]] خواهد شد که در این صورت با ورود اتفاق به عالم، راه [[استدلال]] و [[برهان]] بر اصل [[وجود خداوند]] نیز بسته خواهد شد<ref>جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۵۷-۲۶۱.</ref>.
حاصل سخن آنکه: در مغرب‌زمین وقتی برای [[اثبات]] [[خداوند]]، [[برهان معجزه]] را طرح می‌کنند، خود [[اعجاز]] را با صرف‌نظر از پیوند آن با دعوت‌های [[الهی]]، [[حد وسط]] [[قیاس]] قرار می‌دهند و این‌گونه به [[اثبات خدا]] می‌پردازند که: امور غیرعادی که گاه و بی‌گاه در [[زندگی]] [[انسان‌ها]] رخ می‌دهد، یا به دست مردان بزرگ صورت می‌پذیرد، بعد [[مادّی]] ندارد و قهراً باید آنها را به مبدأ [[غیبی]] و امر فراطبیعی مستند دانست. ولی این بیان، مسأله را به‌گونه‌ای قرار می‌دهد که به [[احساس]] [[وجود خدا]] می‌انجامد و نه اثبات آن<ref>رحیقی، حسن‌علی، «تأملی در راه‌های خداشناسی»، ش ۱۹، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۶.</ref>
حاصل سخن آنکه: در مغرب‌زمین وقتی برای [[اثبات]] [[خداوند]]، [[برهان معجزه]] را طرح می‌کنند، خود [[اعجاز]] را با صرف‌نظر از پیوند آن با دعوت‌های [[الهی]]، [[حد وسط]] [[قیاس]] قرار می‌دهند و این‌گونه به [[اثبات خدا]] می‌پردازند که: امور غیرعادی که گاه و بی‌گاه در [[زندگی]] [[انسان‌ها]] رخ می‌دهد، یا به دست مردان بزرگ صورت می‌پذیرد، بعد مادّی ندارد و قهراً باید آنها را به مبدأ [[غیبی]] و امر فراطبیعی مستند دانست. ولی این بیان، مسأله را به‌گونه‌ای قرار می‌دهد که به [[احساس]] وجود خدا می‌انجامد و نه اثبات آن<ref>رحیقی، حسن‌علی، «تأملی در راه‌های خداشناسی»، ش ۱۹، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[برهان معجزه (مقاله)|مقاله «برهان معجزه»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۱۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۳۵

ویرایش