پرش به محتوا

امامت امامان دوازده‌گانه در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
حدیث ثقلین از جهات مختلف بر [[امامت اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} دلالت می‌کند که قرینه مقام، [[وجوب]] [[پیروی از اهل بیت]] [[عصمت]] و [[افضلیت اهل بیت]] از آن جمله است.
حدیث ثقلین از جهات مختلف بر [[امامت اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} دلالت می‌کند که قرینه مقام، [[وجوب]] [[پیروی از اهل بیت]] [[عصمت]] و [[افضلیت اهل بیت]] از آن جمله است.


عبارت: {{متن حدیث|إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏}} و عبارت‌های مشابه آن، با توجه به این که سخن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است که [[رهبری]] [[علمی]]، [[معنوی]] و [[سیاسی]] [[امت اسلامی]] را بر عهده داشته است، بیان‌گر [[امامت اهل‌بیت]] است. امت اسلامی پس از پیامبر اکرم {{صل}} به دو چیز نیاز مبرم داشته است؛ نخست، قانونی جامع و کامل که خطوط اساسی و شیوه زندگی فردی و [[اجتماعی]] او را ترسیم کند، و آن [[کتاب خدا]] و [[سنّت نبوی]] است که [[تبیین قرآن]] [[کریم]] است: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، لذا [[سنّت پیامبر]] {{صل}} در [[حقیقت]] ملحق به [[کتاب الهی]] است<ref>ابن حجر مکی گفته است: در حدیثی {{متن حدیث|كِتَابِ‏ اللَّهِ‏ وَ سُنَّتِي‏}} آمده است و در روایاتی که کتاب ذکر شده و سنت ذکر نشده است نیز سنت مراد است؛ زیرا سنت مبین کتاب است، لذا ذکر کتاب مغنی از ذکر سنت است، و حاصل این است که بر تمسک به کتاب، سنت و عالمان اهل بیت به آن دو، تحریص و تشویق شده است (الصواعق المحرقة، ص۱۸۸).</ref>، و دیگر، کسانی که [[معارف]] و مفاهیم کتاب خدا و سنّت نبوی را به طور کامل می‌دانند و در پرتو چنین [[علم گسترده]] و [[استواری]] می‌توانند امت اسلامی را رهبری کنند و آن، [[اهل بیت پیامبر]] است. این مطلب همان چیزی است که عبارت {{متن حدیث|إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ عِتْرَتِي‏}} بیانگر آن است.
عبارت: {{متن حدیث|إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏}} و عبارت‌های مشابه آن، با توجه به این که سخن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است که [[رهبری]] [[علمی]]، [[معنوی]] و [[سیاسی]] [[امت اسلامی]] را بر عهده داشته است، بیان‌گر [[امامت اهل‌بیت]] است. امت اسلامی پس از پیامبر اکرم {{صل}} به دو چیز نیاز مبرم داشته است؛ نخست، قانونی جامع و کامل که خطوط اساسی و شیوه زندگی فردی و [[اجتماعی]] او را ترسیم کند، و آن [[کتاب خدا]] و [[سنّت نبوی]] است که [[تبیین قرآن]] کریم است: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، لذا [[سنّت پیامبر]] {{صل}} در [[حقیقت]] ملحق به [[کتاب الهی]] است<ref>ابن حجر مکی گفته است: در حدیثی {{متن حدیث|كِتَابِ‏ اللَّهِ‏ وَ سُنَّتِي‏}} آمده است و در روایاتی که کتاب ذکر شده و سنت ذکر نشده است نیز سنت مراد است؛ زیرا سنت مبین کتاب است، لذا ذکر کتاب مغنی از ذکر سنت است، و حاصل این است که بر تمسک به کتاب، سنت و عالمان اهل بیت به آن دو، تحریص و تشویق شده است (الصواعق المحرقة، ص۱۸۸).</ref>، و دیگر، کسانی که [[معارف]] و مفاهیم کتاب خدا و سنّت نبوی را به طور کامل می‌دانند و در پرتو چنین [[علم گسترده]] و [[استواری]] می‌توانند امت اسلامی را رهبری کنند و آن، [[اهل بیت پیامبر]] است. این مطلب همان چیزی است که عبارت {{متن حدیث|إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ عِتْرَتِي‏}} بیانگر آن است.


در حقیقت، مفاد حدیث ثقلین این است که وجود [[قرآن]] پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به عنوان منشور [[الهی]] برای [[هدایت]] [[بشر]] استمرار می‌یابد، ولی پیامبر اکرم {{صل}} که از [[دنیا]] می‌رود، نقش ویژه او در هدایت بشر به [[اهل بیت]] آن حضرت سپرده می‌شود و آنان - همانند [[پیامبر]] ـ رهبری عمومی [[جامعه بشری]] را در [[امور دنیوی]] و [[دینی]] آنان بر عهده دارند.
در حقیقت، مفاد حدیث ثقلین این است که وجود [[قرآن]] پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به عنوان منشور [[الهی]] برای [[هدایت]] [[بشر]] استمرار می‌یابد، ولی پیامبر اکرم {{صل}} که از [[دنیا]] می‌رود، نقش ویژه او در هدایت بشر به [[اهل بیت]] آن حضرت سپرده می‌شود و آنان - همانند [[پیامبر]] ـ رهبری عمومی [[جامعه بشری]] را در [[امور دنیوی]] و [[دینی]] آنان بر عهده دارند.


در برخی از [[روایات]]، به جای کلمه [[ثقلین]]، واژه “خلیفتین” به کار رفته است. [[احمد بن حنبل]] از [[زید بن ثابت]] [[نقل]] کرده که پیامبر اکرم {{صل}} فرمود: {{متن حدیث|‏إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمْ‏ خَلِيفَتَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}: من در میان شما دو [[جانشین]] می‌گذارم، [[کتاب خدا]] که ریسمانی است آویخته میان [[آسمان]] و [[زمین]]، و [[عترت]] یعنی [[اهل]] بیتم، و آن دو، تا وقتی نزد [[حوض]] بر من وارد شوند، از هم جدا نخواهند شد<ref>المسند، ج۱۱، ص۲۸، ح۲۱۴۷۰، احمد الزین سند آن را حسن دانسته است.</ref>.
در برخی از [[روایات]]، به جای کلمه [[ثقلین]]، واژه “خلیفتین” به کار رفته است. [[احمد بن حنبل]] از [[زید بن ثابت]] [[نقل]] کرده که پیامبر اکرم {{صل}} فرمود: {{متن حدیث|‏إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمْ‏ خَلِيفَتَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}: من در میان شما دو [[جانشین]] می‌گذارم، [[کتاب خدا]] که ریسمانی است آویخته میان [[آسمان]] و [[زمین]]، و [[عترت]] یعنی [[اهل]] بیتم، و آن دو، تا وقتی نزد حوض بر من وارد شوند، از هم جدا نخواهند شد<ref>المسند، ج۱۱، ص۲۸، ح۲۱۴۷۰، احمد الزین سند آن را حسن دانسته است.</ref>.


[[نورالدین هیثمی]] آن را از [[طبرانی]] در “المعجم الکبیر” [[روایت]] کرده و گفته است: “رجال آن ثقه‌اند”<ref>مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۳.</ref>. شمار دیگری از [[عالمان]] و [[محدثان]] اهل [[سنّت]] نیز این [[حدیث]] را روایت کرده‌اند<ref>ر. ک: نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۸۴- ۲۸۵.</ref>، چنان که در منابع [[شیعی]] نیز نقل شده است<ref>کمال‌الدین، ص۲۳۹، ح۶۰.</ref>.
[[نورالدین هیثمی]] آن را از [[طبرانی]] در “المعجم الکبیر” [[روایت]] کرده و گفته است: “رجال آن ثقه‌اند”<ref>مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۳.</ref>. شمار دیگری از [[عالمان]] و محدثان اهل [[سنّت]] نیز این [[حدیث]] را روایت کرده‌اند<ref>ر. ک: نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۸۴- ۲۸۵.</ref>، چنان که در منابع [[شیعی]] نیز نقل شده است<ref>کمال‌الدین، ص۲۳۹، ح۶۰.</ref>.


[[خلیفه]] به معنای جانشین است. [[جانشینی]] [[قرآن کریم]] برای پیامبر اکرم {{صل}} به این معناست که مجموعه [[معارف]] و [[احکام الهی]] که به صورت تدریجی به پیامبر اکرم {{صل}} [[وحی]] شده است، در [[اختیار]] [[مسلمانان]] قرار دارد، و جانشینی اهل بیت به این معناست که [[مسؤولیت]] [[تبیین قرآن]] و [[رهبری امت اسلامی]] که توسط پیامبر اکرم {{صل}} انجام می‌گرفت، پس از پیامبر به اهل بیت آن حضرت سپرده شده است.
[[خلیفه]] به معنای جانشین است. [[جانشینی]] [[قرآن کریم]] برای پیامبر اکرم {{صل}} به این معناست که مجموعه معارف و [[احکام الهی]] که به صورت تدریجی به پیامبر اکرم {{صل}} [[وحی]] شده است، در [[اختیار]] [[مسلمانان]] قرار دارد، و جانشینی اهل بیت به این معناست که [[مسؤولیت]] [[تبیین قرآن]] و [[رهبری امت اسلامی]] که توسط پیامبر اکرم {{صل}} انجام می‌گرفت، پس از پیامبر به اهل بیت آن حضرت سپرده شده است.


[[شهاب‌الدین دولت آبادی]] (متوفای ۸۴۹ ه‍) در کتاب “هدایة السعداء” گفته است: “رسول [[خدا]] {{صل}} هنگام بازگشت از [[حجه‌الوداع]] در [[غدیر خم]] [[دستور]] داد تا از پالان شترها منبری درست کنند، سپس بر بالای آن رفت. مسلمانان گفتند: ای [[رسول خدا]]! پس از شما چه کسی را [[جانشین]] شما قرار دهیم؟ [[پیامبر]] فرمود: [[قرآن]] و [[فرزندان]] من دو جانشین من بر شما هستند، تا وقتی به آن دو [[تمسک]] کنید [[گمراه]] نخواهید شد. این [[حدیث]]، بر بقای [[اهل بیت]] تا [[روز قیامت]] و هدایت‌گری آنان به [[حق]] دلالت می‌کند”<ref>نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۸۸.</ref>.
[[شهاب‌الدین دولت آبادی]] (متوفای ۸۴۹ ه‍) در کتاب “هدایة السعداء” گفته است: “رسول [[خدا]] {{صل}} هنگام بازگشت از [[حجه‌الوداع]] در [[غدیر خم]] [[دستور]] داد تا از پالان شترها منبری درست کنند، سپس بر بالای آن رفت. مسلمانان گفتند: ای [[رسول خدا]]! پس از شما چه کسی را [[جانشین]] شما قرار دهیم؟ [[پیامبر]] فرمود: [[قرآن]] و [[فرزندان]] من دو جانشین من بر شما هستند، تا وقتی به آن دو [[تمسک]] کنید [[گمراه]] نخواهید شد. این [[حدیث]]، بر بقای [[اهل بیت]] تا [[روز قیامت]] و هدایت‌گری آنان به [[حق]] دلالت می‌کند”<ref>نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۸۸.</ref>.
خط ۲۶: خط ۲۶:
=== وجوب پیروی از اهل‌بیت در این حدیث ===
=== وجوب پیروی از اهل‌بیت در این حدیث ===
[[حدیث ثقلین]] بر وجوب پیروی از اهل بیت [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در همه اموری که در قلمرو [[هدایت الهی]] و [[دینی]] قرار دارد، یعنی شیوه [[زندگی]] [[انسان]] در ارتباط با خدا، با خود، با [[جهان]] و با همنوعان خود، دلالت می‌کند، و این، همان معنای [[امامت]] در [[جهان‌بینی توحیدی]] و [[اسلامی]] است که در [[عرف]] متکلّمان اسلامی به “رهبری عمومی [[مسلمانان]] در [[امور دینی]] و دنیوی” تعریف شده است<ref>{{عربی|الامة رئاسة رئاسة عامة فی أمور الدین و الدنیا خلافة عن النبی}}. در این باره به کتاب “امامت در بینش اسلامی” فصل اول رجوع شود.</ref>. وجوه دلالت حدیث ثقلین بر وجوب پیروی از اهل بیت پیامبر اکرم {{صل}} بدین قرار است:
[[حدیث ثقلین]] بر وجوب پیروی از اهل بیت [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در همه اموری که در قلمرو [[هدایت الهی]] و [[دینی]] قرار دارد، یعنی شیوه [[زندگی]] [[انسان]] در ارتباط با خدا، با خود، با [[جهان]] و با همنوعان خود، دلالت می‌کند، و این، همان معنای [[امامت]] در [[جهان‌بینی توحیدی]] و [[اسلامی]] است که در [[عرف]] متکلّمان اسلامی به “رهبری عمومی [[مسلمانان]] در [[امور دینی]] و دنیوی” تعریف شده است<ref>{{عربی|الامة رئاسة رئاسة عامة فی أمور الدین و الدنیا خلافة عن النبی}}. در این باره به کتاب “امامت در بینش اسلامی” فصل اول رجوع شود.</ref>. وجوه دلالت حدیث ثقلین بر وجوب پیروی از اهل بیت پیامبر اکرم {{صل}} بدین قرار است:
# '''عطف [[اهل بیت]] بر [[قرآن]]''': [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نخست از باقی گذاردن دو [[میراث]] گران‌بها در میان مسلمانان [[سخن]] گفته و [[قرآن کریم]] را به عنوان نخستین میراث گران‌بها نام برده، آن‌گاه اهل بیت خود را بر آن عطف کرده و دومین آن دو معرفی کرده است. در این که [[پیروی]] از قرآن کریم بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است، تردیدی وجود ندارد، بنابراین، عطف اهل بیت بر قرآن بیانگر [[وجوب پیروی]] از آنان خواهد بود. لذا این سخن [[ابن تیمیه]] که در [[روایت]] مسلم تنها به [[تمسک به قرآن]] توجه شده، و درباره اهل بیت فقط سه بار جمله {{متن حدیث|أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏}} آمده است، و نه توصیه به پیروی از آنان، بنابراین، حدیث ثقلین بر وجوب پیروی از اهل‌بیت دلالت نمی‌کند<ref>{{عربی|هذا اللفظ یدل علی أن الذی أمرنا بالتمسک به و جعل المتمسک به لا یضل هو کتاب الله}} (منهاج السنة، ج۷، ص۲۱۵).</ref>، بی‌پایه است؛ زیرا همان گونه که بیان گردید، متفاهم عرفی از عطف “اهل بیتی” بر “کتاب الله” این است که [[شأن]] و [[منزلت]] اهل بیت نزد [[خداوند]] همان شأن و منزلت قرآن کریم است، و همان‌گونه که حفظ حرمت قرآن و [[عمل به دستورات]] آن واجب است، حفظ حرمت [[اهل‌بیت پیامبر]] و [[عمل به دستورات]] آنان نیز [[واجب]] است، و جمله {{متن حدیث|أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏}} که سه بار تکرار شده است، بر تأکید ویژه نسبت به رعایت [[حکم]] مزبور در مورد [[اهل بیت]] دلالت می‌کند. وجه این تأکید آن است که [[شناخت]] درست و کامل [[قرآن]] جز از طریق اهل‌بیت پیامبر به دست نخواهد آمد، لذا [[تمسّک به قرآن]] از رهگذر [[تمسّک به اهل بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} ممکن خواهد بود. و از طرفی زمینه‌های [[مخالفت]] با [[اهل‌بیت]] نیز نسبت به مخالفت با قرآن بیش‌تر است؛ چرا که [[اهل]] [[انحراف]] می‌توانند برای درست جلوه دادن [[فکر]] و عمل خود به [[متشابهات]] قرآن [[تمسک]] جویند، ولی وجود اهل بیت در کنار قرآن، و معیار بودن [[فهم]] و عمل آنان در [[شناخت قرآن]] و [[پیروی]] از آن، چنین زمینه‌ای را از دست آنان خواهد گرفت، و این امر، عامل مخالفت با اهل بیت خواهد شد، لذا توصیه مؤکد در [[حفظ]] [[حریم]] و [[حرمت]] اهل بیت و پیروی از آنان، حکیمانه بوده است<ref>شهاب‌الدین خفاجی (متوفی ۱۰۶۹ ه‍) در کتاب “نسیم الریاض فی شرح الشفاء للقاضی عیاض” گفته است: پیامبر اکرم {{صل}} از طریق وحی به آنچه پس از او در امر خلافت و فتنه‌ها رخ خواهد داد، آگاه بود، لذا مقام اقتضا می‌کرد که به طور خاص و مؤکد به رعایت اهل بیت سفارش کند (نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۹۱).</ref>.
# '''عطف [[اهل بیت]] بر [[قرآن]]''': [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نخست از باقی گذاردن دو [[میراث]] گران‌بها در میان مسلمانان [[سخن]] گفته و [[قرآن کریم]] را به عنوان نخستین میراث گران‌بها نام برده، آن‌گاه اهل بیت خود را بر آن عطف کرده و دومین آن دو معرفی کرده است. در این که [[پیروی]] از قرآن کریم بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است، تردیدی وجود ندارد، بنابراین، عطف اهل بیت بر قرآن بیانگر [[وجوب پیروی]] از آنان خواهد بود. لذا این سخن [[ابن تیمیه]] که در [[روایت]] مسلم تنها به [[تمسک به قرآن]] توجه شده، و درباره اهل بیت فقط سه بار جمله {{متن حدیث|أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏}} آمده است، و نه توصیه به پیروی از آنان، بنابراین، حدیث ثقلین بر وجوب پیروی از اهل‌بیت دلالت نمی‌کند<ref>{{عربی|هذا اللفظ یدل علی أن الذی أمرنا بالتمسک به و جعل المتمسک به لا یضل هو کتاب الله}} (منهاج السنة، ج۷، ص۲۱۵).</ref>، بی‌پایه است؛ زیرا همان گونه که بیان گردید، متفاهم عرفی از عطف “اهل بیتی” بر “کتاب الله” این است که [[شأن]] و [[منزلت]] اهل بیت نزد [[خداوند]] همان شأن و منزلت قرآن کریم است، و همان‌گونه که حفظ حرمت قرآن و [[عمل به دستورات]] آن واجب است، حفظ حرمت [[اهل‌بیت پیامبر]] و [[عمل به دستورات]] آنان نیز [[واجب]] است، و جمله {{متن حدیث|أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏}} که سه بار تکرار شده است، بر تأکید ویژه نسبت به رعایت [[حکم]] مزبور در مورد [[اهل بیت]] دلالت می‌کند. وجه این تأکید آن است که [[شناخت]] درست و کامل [[قرآن]] جز از طریق اهل‌بیت پیامبر به دست نخواهد آمد، لذا [[تمسّک به قرآن]] از رهگذر [[تمسّک به اهل بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} ممکن خواهد بود. و از طرفی زمینه‌های [[مخالفت]] با [[اهل‌بیت]] نیز نسبت به مخالفت با قرآن بیش‌تر است؛ چرا که [[اهل]] [[انحراف]] می‌توانند برای درست جلوه دادن [[فکر]] و عمل خود به [[متشابهات]] قرآن [[تمسک]] جویند، ولی وجود اهل بیت در کنار قرآن، و معیار بودن فهم و عمل آنان در [[شناخت قرآن]] و [[پیروی]] از آن، چنین زمینه‌ای را از دست آنان خواهد گرفت، و این امر، عامل مخالفت با اهل بیت خواهد شد، لذا توصیه مؤکد در [[حفظ]] حریم و [[حرمت]] اهل بیت و پیروی از آنان، حکیمانه بوده است<ref>شهاب‌الدین خفاجی (متوفی ۱۰۶۹ ه‍) در کتاب “نسیم الریاض فی شرح الشفاء للقاضی عیاض” گفته است: پیامبر اکرم {{صل}} از طریق وحی به آنچه پس از او در امر خلافت و فتنه‌ها رخ خواهد داد، آگاه بود، لذا مقام اقتضا می‌کرد که به طور خاص و مؤکد به رعایت اهل بیت سفارش کند (نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۹۱).</ref>.
# '''[[وجوب]] [[تمسک به اهل بیت]] {{عم}}''': در بسیاری از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] عبارت {{متن حدیث|مَا إِنْ‏ تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ‏ تَضِلُّوا أَبَداً}}: تا وقتی به آن دو تمسک جویید [[گمراه]] نخواهید شد، آمده است. مفاد روشن این عبارت وجوب [[تمسک به قرآن]] و اهل‌بیت است، و تمسک به قرآن و اهل‌بیت معنایی جز پیروی از [[دستورات]] آنها در [[امور دنیوی]] و [[اخروی]] ندارد. [[زعامت]] و [[رهبری سیاسی]] [[امت اسلامی]] یکی از مسائل [[دینی]] است که باید درباره آن از [[قرآن و عترت]] پیروی کرد. [[قرآن کریم]] [[اطاعت]] بی‌قید و شرط از [[اولی الامر]] را همانند [[اطاعت از رسول]] اکرم {{صل}} [[واجب]] کرده است: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref><ref>نهج‌البلاغه، خطبه دوم.</ref> که بر [[عصمت]] اولی الامر دلالت می‌کند. این ویژگی جز در [[امامان اهل بیت]] {{عم}} وجود ندارد، چنان که در [[روایات]] [[عترت]] نیز بر این مطلب تصریح شده است. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} درباره این که در میان [[امت اسلامی]]، کسی با [[آل محمد]] {{صل}} قابل [[قیاس]] نیست و این که [[ولایت]] و [[امامت]] به آنان اختصاص دارد فرموده است: {{متن حدیث|لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ {{صل}} مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ‏ جَرَتْ‏ نِعْمَتُهُمْ‏ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي‏ وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ}}؛ احدی از این [[امت]] با آل محمد {{صل}} مقایسه نمی‌شود، و کسی که [[نعمت]] آنان (در [[امور مادی]] و [[معنوی]]) بر او جاری شده، با آنها برابر نیست، آنان [[اساس دین]] و پایه یقین‌اند، [[غلو]] کننده باید به سوی آنان باز گردد و عقب مانده باید به آنان ملحق شود، ویژگی‌های [[حق ولایت]] و امامت ([[افضلیت]] و عصمت) به آنان اختصاص دارد، و [[وصیت پیامبر]] {{صل}} و [[وراثت]] او در آنان است. [[امام علی]] {{ع}} در [[خطبه شقشقیه]] از [[انحرافی]] که پس از [[رسول اکرم]] {{صل}} در مسئله امامت و [[خلافت]] رخ داد به شدت [[انتقاد]] کرده و فرموده است: {{متن حدیث|أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ] وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ‏ مِنَ‏ الرَّحَى...}}: به [[خداوند]] [[سوگند]]، فلانی ([[فرزند ابوقحافه]]) پیراهن خلافت را بر تن کرد با این که می‌دانست که [[جایگاه]] من در باب خلافت، جایگاه محور نسبت به سنگ آسیاب است.... و در ادامه فرموده است: من بر سر دو راهی قرار داشتم، یکی این که بر گرفتن [[حق]] خود [[متوسل]] به [[زور]] شوم، و دیگر این که [[شکیبایی]] را پیشه سازم، و من در نهایت [[سختی]] و تلخی، [[راه]] دوم را برگزیدم<ref>نهج‌البلاغه، خطبه سوم؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۸۱- ۳۸۶.</ref>. و آن‌گاه که از او خواستند تا با [[عثمان]] [[بیعت]] کند، فرمود: “شما می‌دانید که من به [[خلافت]] از دیگران سزاوارترم، ولی به [[خدا]] [[سوگند]] تا وقتی که امور [[مسلمانان]] به [[سلامت]] سپری شود و فقط بر من [[ستم]] روا داشته شود، خاموش خواهم بود”<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۷۴، {{متن حدیث|لَقَدْ عَلِمْتُمْ‏ أَنِّي‏ أَحَقُّ‏ النَّاسِ‏ بِهَا مِنْ‏ غَيْرِي‏ وَ وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً}}.</ref>. بنابراین، [[وجوب]] [[تمسک به اهل‌بیت]] هم بر [[امامت]] [[علمی]] آنان دلالت می‌کند و هم بر امامت [[سیاسی]]. از این جا [[نادرستی]] این سخن که وجوب [[تمسّک به اهل بیت]] با [[رهبری سیاسی]] آنان ملازمه ندارد<ref>مختصر التحفة الاثنی عشریة، ص۱۷۴؛ ابطال نهج الباطل، فضل بن روزبهان، در کتاب “دلائل الصدق” ج۲، ص۴۷۲.</ref>، روشن گردید.
# '''[[وجوب]] [[تمسک به اهل بیت]] {{عم}}''': در بسیاری از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] عبارت {{متن حدیث|مَا إِنْ‏ تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ‏ تَضِلُّوا أَبَداً}}: تا وقتی به آن دو تمسک جویید [[گمراه]] نخواهید شد، آمده است. مفاد روشن این عبارت وجوب [[تمسک به قرآن]] و اهل‌بیت است، و تمسک به قرآن و اهل‌بیت معنایی جز پیروی از [[دستورات]] آنها در [[امور دنیوی]] و [[اخروی]] ندارد. [[زعامت]] و [[رهبری سیاسی]] [[امت اسلامی]] یکی از مسائل [[دینی]] است که باید درباره آن از [[قرآن و عترت]] پیروی کرد. [[قرآن کریم]] [[اطاعت]] بی‌قید و شرط از [[اولی الامر]] را همانند [[اطاعت از رسول]] اکرم {{صل}} [[واجب]] کرده است: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref><ref>نهج‌البلاغه، خطبه دوم.</ref> که بر [[عصمت]] اولی الامر دلالت می‌کند. این ویژگی جز در [[امامان اهل بیت]] {{عم}} وجود ندارد، چنان که در [[روایات]] [[عترت]] نیز بر این مطلب تصریح شده است. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} درباره این که در میان [[امت اسلامی]]، کسی با [[آل محمد]] {{صل}} قابل [[قیاس]] نیست و این که [[ولایت]] و [[امامت]] به آنان اختصاص دارد فرموده است: {{متن حدیث|لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ {{صل}} مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ‏ جَرَتْ‏ نِعْمَتُهُمْ‏ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي‏ وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ}}؛ احدی از این [[امت]] با آل محمد {{صل}} مقایسه نمی‌شود، و کسی که [[نعمت]] آنان (در امور مادی و [[معنوی]]) بر او جاری شده، با آنها برابر نیست، آنان اساس دین و پایه یقین‌اند، [[غلو]] کننده باید به سوی آنان باز گردد و عقب مانده باید به آنان ملحق شود، ویژگی‌های [[حق ولایت]] و امامت ([[افضلیت]] و عصمت) به آنان اختصاص دارد، و وصیت پیامبر{{صل}} و [[وراثت]] او در آنان است. [[امام علی]] {{ع}} در [[خطبه شقشقیه]] از [[انحرافی]] که پس از [[رسول اکرم]] {{صل}} در مسئله امامت و [[خلافت]] رخ داد به شدت [[انتقاد]] کرده و فرموده است: {{متن حدیث|أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ] وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ‏ مِنَ‏ الرَّحَى...}}: به [[خداوند]] [[سوگند]]، فلانی ([[فرزند ابوقحافه]]) پیراهن خلافت را بر تن کرد با این که می‌دانست که [[جایگاه]] من در باب خلافت، جایگاه محور نسبت به سنگ آسیاب است.... و در ادامه فرموده است: من بر سر دو راهی قرار داشتم، یکی این که بر گرفتن [[حق]] خود [[متوسل]] به [[زور]] شوم، و دیگر این که [[شکیبایی]] را پیشه سازم، و من در نهایت [[سختی]] و تلخی، راه دوم را برگزیدم<ref>نهج‌البلاغه، خطبه سوم؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۸۱- ۳۸۶.</ref>. و آن‌گاه که از او خواستند تا با [[عثمان]] [[بیعت]] کند، فرمود: “شما می‌دانید که من به [[خلافت]] از دیگران سزاوارترم، ولی به [[خدا]] [[سوگند]] تا وقتی که امور [[مسلمانان]] به [[سلامت]] سپری شود و فقط بر من [[ستم]] روا داشته شود، خاموش خواهم بود”<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۷۴، {{متن حدیث|لَقَدْ عَلِمْتُمْ‏ أَنِّي‏ أَحَقُّ‏ النَّاسِ‏ بِهَا مِنْ‏ غَيْرِي‏ وَ وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً}}.</ref>. بنابراین، [[وجوب]] [[تمسک به اهل‌بیت]] هم بر [[امامت]] [[علمی]] آنان دلالت می‌کند و هم بر امامت [[سیاسی]]. از این جا نادرستی این سخن که وجوب [[تمسّک به اهل بیت]] با [[رهبری سیاسی]] آنان ملازمه ندارد<ref>مختصر التحفة الاثنی عشریة، ص۱۷۴؛ ابطال نهج الباطل، فضل بن روزبهان، در کتاب “دلائل الصدق” ج۲، ص۴۷۲.</ref>، روشن گردید.
# '''جدا ناپذیری [[اهل بیت]] از [[قرآن]]''': در بسیاری از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] تصریح شده است که اهل بیت و قرآن تا روزی که در [[قیامت]] نزد [[حوض کوثر]] بر [[پیامبر]] {{صل}} وارد می‌شوند، از هم جدا نخواهند شد: {{متن حدیث|أَنَّهُمَا لَنْ‏ يَفْتَرِقَا حَتَّى‏ يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ‏}} جدانشدن اهل بیت از قرآن، در همه جهات است که [[پیروی]] از قرآن از آن جمله است، بنابراین، [[پیروی از اهل بیت]]، همانند پیروی از قرآن [[واجب]] است.
# '''جدا ناپذیری [[اهل بیت]] از [[قرآن]]''': در بسیاری از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] تصریح شده است که اهل بیت و قرآن تا روزی که در [[قیامت]] نزد [[حوض کوثر]] بر [[پیامبر]] {{صل}} وارد می‌شوند، از هم جدا نخواهند شد: {{متن حدیث|أَنَّهُمَا لَنْ‏ يَفْتَرِقَا حَتَّى‏ يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ‏}} جدانشدن اهل بیت از قرآن، در همه جهات است که [[پیروی]] از قرآن از آن جمله است، بنابراین، [[پیروی از اهل بیت]]، همانند پیروی از قرآن [[واجب]] است.
# '''پیروی از اهل‌بیت شرط [[هدایت]]''': در برخی از روایات حدیث ثقلین تصریح شده است که پیروی از قرآن و اهل بیت شرط [[نجات]] از [[ضلالت]] است. [[حاکم نیشابوری]] از [[زید بن أرقم]] [[روایت]] کرده که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[غدیر خم]] خطاب به [[مردم]] فرمود: “من دو چیز را در میان شما باقی می‌گذارم که اگر از آن دو پیروی کنید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد، آن دو عبارتند از [[کتاب خدا]] و [[اهل بیت]] من”<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، ح۴۵۷۷.</ref>. [[ابن حجر مکی]] نیز [[حدیث]] مزبور را [[روایت]] کرده و بر صحت آن [[گواهی]] داده است<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸، باب یازدهم، درباره فضائل اهل بیت {{عم}}.</ref>. در برخی از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] آمده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پیشی گرفتن بر [[اهل‌بیت]] یا فاصله گرفتن از آنان را، همانند پیشی گرفتن بر [[قرآن]] یا فاصله گرفتن از آن، سبب هلاکت دانسته‌اند: {{متن حدیث|فَلَا تُقَدِّمُوهُمَا فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُقَصِّرُوا عَنْهَا فَتَهْلِكُوا}}<ref>المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۸۶- ۱۸۷.</ref>. این تعبیر، بیان‌گر [[پیشوایی]] قرآن و [[اهل بیت پیامبر]] برای [[مسلمانان]] است؛ زیرا مقتضای [[امامت]] این است که مأموم در [[عقیده]] و عمل و گفتار و [[کردار]] تابع [[امام]] خویش باشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۱۶۰.</ref>.
# '''پیروی از اهل‌بیت شرط [[هدایت]]''': در برخی از روایات حدیث ثقلین تصریح شده است که پیروی از قرآن و اهل بیت شرط [[نجات]] از [[ضلالت]] است. [[حاکم نیشابوری]] از [[زید بن أرقم]] [[روایت]] کرده که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[غدیر خم]] خطاب به [[مردم]] فرمود: “من دو چیز را در میان شما باقی می‌گذارم که اگر از آن دو پیروی کنید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد، آن دو عبارتند از [[کتاب خدا]] و [[اهل بیت]] من”<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، ح۴۵۷۷.</ref>. [[ابن حجر مکی]] نیز [[حدیث]] مزبور را [[روایت]] کرده و بر صحت آن [[گواهی]] داده است<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸، باب یازدهم، درباره فضائل اهل بیت {{عم}}.</ref>. در برخی از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] آمده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پیشی گرفتن بر [[اهل‌بیت]] یا فاصله گرفتن از آنان را، همانند پیشی گرفتن بر [[قرآن]] یا فاصله گرفتن از آن، سبب هلاکت دانسته‌اند: {{متن حدیث|فَلَا تُقَدِّمُوهُمَا فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُقَصِّرُوا عَنْهَا فَتَهْلِكُوا}}<ref>المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۸۶- ۱۸۷.</ref>. این تعبیر، بیان‌گر [[پیشوایی]] قرآن و [[اهل بیت پیامبر]] برای [[مسلمانان]] است؛ زیرا مقتضای [[امامت]] این است که مأموم در [[عقیده]] و عمل و گفتار و [[کردار]] تابع [[امام]] خویش باشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۱۶۰.</ref>.
۱۳۳٬۷۸۶

ویرایش