پرسش و پاسخ: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۴۵۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸: خط ۱۸:


== روش سؤال و جواب در [[سیره]] ==
== روش سؤال و جواب در [[سیره]] ==
از این روش در [[سیره معصومان]]{{عم}} برای آموزش احکام و [[معارف دینی]] بسیار استفاده شده است. در اینجا نمونه‌هایی از سیره آنان را بیان می‌کنیم.
روش سؤال و جواب که در [[عصر جاهلیت]] به دلیل [[فقر]] [[سنت]] تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روش‌های نوین [[رسول خدا]]{{صل}} به‌شمار می‌رود. قرار گرفتن [[پیامبر]]{{صل}} در رأس [[جامعه اسلامی]] و جایگاه شناخته‌شده ایشان به عنوان [[رهبر سیاسی]] - [[دینی]]، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه [[مردم]] برای یافتن پاسخ پرسش‌های خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز می‌توانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره [[پیامبر]]{{صل}} بیشتر جوانب و [[تعالیم]] [[نبوی]] برای مردم تازگی داشت؛ چنان‌که وقتی گروهی از [[اهل یثرب]] پیش از [[پیمان عقبه]] دوم به [[مکه]] آمده بودند، شخصی از آنان به [[پیامبر]]{{صل}} مراجعه کرد و پرسید: «ای [[پیامبر خدا]]{{صل}} من [[سفر]] کردم؛ درحالی‌که [[خداوند]] مرا به [[دین اسلام]] [[هدایت]] فرمود و بر آن شدم که این بنا [[کعبه]] را پشت سر خود قرار ندهم، پس [[نماز]] خواندم، حال آن‌که دوستانم با من [[مخالفت]] کردند؛ تا جایی که از این ماجرا [[غمگین]] گردیدم. ای [[رسول خدا]] نظر شما در این باره چیست؟»<ref>{{متن حدیث|يَا نَبِيَّ اللَّهِ، إنِّي خَرَجْتُ فِي سَفَرِي هَذَا، وَ قَدْ هَدَانِي اللَّهُ لِلْإِسْلَامِ، فَرَأَيْتُ أَنْ لَا أَجْعَلَ هَذِهِ البَنيَّةَ مِنِّي بِظَهْرٍ، فَصَلَّيْتُ إلَيْهَا، وَ قَدْ خَالَفَنِي أَصْحَابِي فِي ذَلِكَ، حَتَّى وَقَعَ فِي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ، فَمَاذَا تَرَى يَا رَسُولَ اللهِ؟}}. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۰.</ref>.


[[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: «هر [[روز]] و هرشب بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد می‌شدم و او مرا تحویل می‌گرفت و همواره همراه او بودم... و هرگاه از او پرسشی می‌کردم پاسخ می‌گفت وقتی پرسش‌هایم تمام می‌شد و ساکت می‌شدم، خود شروع می‌کرد. هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه آن را برایم قرائت و املا می‌کرد و من به دست خود می‌نوشتم و او [[تأویل]] و [[تفسیر]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و عام و خاص [[آیات]] را برای من بیان می‌کرد»<ref>{{متن حدیث|كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كُلَّ يَوْمٍ دَخْلَةً وَ كُلَّ لَيْلَةٍ دَخْلَةً فَيُخْلِينِي فِيهَا، أَدُورُ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ... وَ كُنْتُ إِذَا سَأَلْتُهُ أَجَابَنِي وَ إِذَا سَكَتُّ عَنْهُ وَ فَنِيَتْ مَسَائِلِي ابْتَدَأَنِي فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا...}}؛ کافی، ج۱، ص۶۴.</ref>.
شرایط [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] خاص [[جزیرةالعرب]] که در فصل‌های اول به تفصیل از آن سخن رفت و نیز [[سختی]] آب و هوا و [[سستی]] و خمول طبیعی [[اعراب]]، سبب رکود قوای فکری و تعقلی آنها شده بود. از آنجا که این [[جمود]] [[فکری]] مانعی بزرگ بر سر راه فعالیت تعلیمی پیامبر{{صل}} به‌شمار می‌رفت به‌کارگیری این روش از سوی آن حضرت را [[ضرورت]] می‌بخشید؛ چراکه روش [[سؤال و جواب]] موجب به کار افتادن قوای فکری شده، ذهن را فعال می‌سازد. بر همین اساس در صورتی که سؤالی از جانب [[مردم]] پرسیده نمی‌شد، پیامبر{{صل}} شخصاً سؤالی را مطرح کرده، اذهان حضار را به [[تفکر]] وامی‌داشت؛ چنان‌که از [[جابر بن عبدالله]] نقل شده است: «رسول خدا{{صل}} فرمود: آیا شما را از نیکوترین مردانتان باخبر سازم؟... همانا بهترین مردان شما [[تقواپیشگان]]، [[پاکان]]، درستکاران و... هستند»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ رِجَالِكُمْ؟... إِنَّ مِنْ خَيْرِ رِجَالِكُمُ التَّقِيَّ، النَّقِيَّ، السَّمْحَ الْكَفَّيْنِ...}}. کلینی، کافی، ج۲، ص۵۷.</ref>.


این شیوه فراگیری [[امام علی]]{{ع}} و [[شیوه آموزش]] دادن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است. علی{{ع}} نیز با استفاده از این روش به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود [[آموزش]] می‌داد.
این روش در [[سیره]] تعلیمی دیگر [[اهل‌بیت]]{{عم}} نیز دیده می‌شود. روزی [[امیرمؤمنان]] به [[ابوعبدالله جدلی]] رو کرد و فرمود: «آیا تو را از سخن خدای بلندمرتبه خبر دهم که فرمود: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان که کار نیک آورند (پاداشی) بهتر از آن خواهند داشت و آنان در آن روز از هر بیمی در امانند * و کسانی که کار بد آورند (با) چهره‌هایشان در آتش افکنده می‌شوند؛ آیا جز (برای) آنچه انجام می‌دادید کیفر داده می‌شوید؟» سوره نمل، آیه ۸۹-۹۰.</ref> [[حسنه]]، [[معرفت]] [[ولایت]] و [[دوستی]] ما [[اهل‌بیت]] است و [[سیئه]] [[انکار ولایت]] و [[دشمنی]] با ما اهل‌بیت می‌باشد»<ref>{{متن حدیث|أَ لَا أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}... الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلَايَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ السَّيِّئَةُ إِنْكَارُ الْوَلَايَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}. کلینی، کافی، ج۱، ص۱۸۵.</ref>.


در میان [[معصومان]]{{عم}}، [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} بیشترین زمینه مناسب را برای نشر و گسترش [[احکام]] و [[معارف اسلامی]]، در [[اختیار]] داشتند و به به صورت علنی و به اصطلاح، رسمی تدریس می‌کردند و حوزه درسی تشکیل داده بودند ولی حتی آنان نیز درسشان معمولاً به گونه‌ای نبوده که بر [[کرسی]] تدریس بنشینند و موضوع خاصی را به صورت سخنرانی، تدریس کنند، بلکه شیوه اصلی تدریس آنان همین شیوه [[سؤال و جواب]] بوده است؛ البته بیشتر از نوع اول و دوم به ویژه همین نوع که [[پرسش]] بیشتر از سوی شاگرد مطرح می‌شود و [[امام]] پاسخ می‌دهند<ref>زندگانی معلم کبیر حضرت امام جعفر صادق{{ع}}، ج۲، ص۹۹.</ref>. دیگر [[ائمه]]{{عم}} نیز بیشتر از طریق [[سؤال و جواب]] به [[آموزش]] اصحاب و شاگردان خود می‌پرداختند، به گونه‌ای که بسیاری از اصحاب کتاب‌هایی را از پرسش‌های خود یا دیگران و پاسخ‌های آن بزرگواران با عنوان «مسائل» گردآوری کرده‌اند<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۸.</ref>.
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز آمده که روزی [[امام حسن]]{{ع}} با [[عبدالله بن جعفر]] روبه‌رو شد و خطاب به او فرمود: «ای عبدالله چگونه [[مؤمن]]، مؤمن می‌شود و...؟»<ref>{{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ! كَيْفَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً وَ...؟}}. کلینی، کافی، ج۲، ص۶۲.</ref>. در جهت همین [[هدف]] بود که گاه اهل‌بیت{{عم}} عبارت‌های مبهم یا سؤال‌برانگیز را به‌کار می‌بردند تا ذهن مخاطبان خود را درگیر کنند؛ برای مثال، روزی [[پیامبر]]{{صل}} خطاب به گروهی فرمود: «دو گروه از [[مردم]]، [[اهل]] [[خداوند]] تلقی می‌شوند». این جمله سؤال‌برانگیز آن جمع را به [[تفکر]] و [[پرسش]] واداشت؛ چراکه فوراً پرسیدند: «آنها چه کسانی هستند ای [[رسول خدا]]{{صل}}؟»، پیامبر{{صل}} نیز پاسخ مدنظر خود را به آنها فرمود<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّ لِلَّهِ أَهْلِينَ مِنَ النَّاسِ... قِيلَ: مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ:...}}. احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۱۲۷.</ref>.
 
از آنجا که هر پرسشی موجب تقویت قوای ذهنی و [[افزایش علم]] نمی‌شود، اهل‌بیت{{عم}} با بیان توصیه‌های فراوانی سعی کردند با ذکر آدابی مردم را به پرسش‌هایی جهت‌دار [[عقلانی]] و حساب‌شده سوق دهند. بر همین اساس آنها همواره مردم را به [[پرسش]] خوب و برخاسته از [[فکر]] و [[تأمل]] توصیه می‌کردند و از سؤال‌های سطحی و بی‌فایده [[نهی]] می‌کردند. [[پیامبر]]{{صل}} در این مورد فرمود: «پرسش [[نیکو]] نیمی از [[علم]] است»<ref>{{متن حدیث|حُسْنُ الْمَسْأَلَةِ نِصْفُ الْعِلْمِ}}. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۵۶.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نیز در جایی فرمود: «ای مردم! هرگاه کسی سؤال می‌کند، بیندیشد و هرگاه مورد سؤال واقع شد، درنگ کند.»..<ref>{{متن حدیث|إِذَا سَأَلَ سَائِلٌ فَلْيَعْقِلْ، وَ إِذَا سُئِلَ فَلْيَتَثَبَّتْ...}}. مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۴، ص۲۶۰.</ref>. و در جای دیگری توصیه کرد: «از چیزی که واقع نشده مپرس و به آنچه به آن [[مبتلا]] هستی بپرداز»<ref>{{متن حدیث|لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا يَكُونُ، فَفِي الَّذِي قَدْ كَانَ لَكَ شُغُلٌ}}. سید رضی، نهج‌البلاغه، حکمت ۳۶۴.</ref>. از جمله توصیه‌های [[اهل‌بیت]]{{عم}} در باب [[آداب]] سؤال کردن، پرهیز از اظهار فضل و [[عیب‌جویی]] در [[پرسشگری]] است. ابن الکواء از امام علی{{ع}} پرسید: {{متن قرآن|الذَّارِيَاتِ ذَرْوًا}}<ref>«سوگند به بادهای ابرگستر» سوره ذاریات، آیه ۱.</ref> چیست؟ [[امام]]{{ع}} پاسخ داد. مجدداً پرسید: {{متن قرآن|الْحَامِلَاتِ وِقْرًا}}<ref>«که (ابرهای) گرانبار را برمی‌دارند» سوره ذاریات، آیه ۲.</ref> چیست؟ امام{{ع}} پاسخ داد. باز پرسید: {{متن قرآن|الْجَارِيَاتِ يُسْرًا}}<ref>«و سبک روانه می‌شوند» سوره ذاریات، آیه ۳.</ref> چیست؟ امام{{ع}} پاسخ داد و فرمود: «ای ابن الکوا! به [[خدا]] [[سوگند]] که به قصد [[علم‌آموزی]] سؤال نکردی و تنها به دنبال عیب‌جویی هستی.»..<ref>{{متن حدیث|أَنَّ ابْنَ الْكَوَّاءَ سَأَلَ عَلِيًّا: مَا الذَّارِياتُ ذَرْوًا؟ قَالَ:... قَالَ: فَمَا الْحَامِلاتُ وِقْرًا؟ قَالَ:... قَالَ: فَمَا الْجَارِيَاتُ يُسْرًا؟ قَالَ:... قَالَ: يَا ابْنَ الْكَوَّاءِ! أَمَا وَ اللَّهِ مَا الْعِلْمُ أَرَدْتَ وَ لَكِنَّكَ أَرَدْتَ الْعَنَتَ...}}. ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۷۳۷.</ref>. ایشان در جای دیگری فرمود: «برای فهمیدن بپرس، نه برای عیب‌جویی»<ref>{{متن حدیث|سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً}}. سید رضی، نهج‌البلاغه، حکمت ۳۲۰.</ref>.
 
پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} جز دوران کوتاه [[خلافت امام علی]]{{ع}} و [[امام حسن]]{{ع}}، کمتر با مصادیق [[سؤال و جواب]] از [[اهل‌بیت]]{{عم}} مواجه می‌شویم. کمبود اطلاعات در این برهه از [[زمان]] که اساساً در همه بخش‌های [[سیره]] تعلیمی اهل‌بیت{{عم}} تا سال ۶۱ هجری دیده می‌شود، به هیچ‌وجه به معنای فعال نبودن اهل‌بیت{{عم}} نیست. ناشناخته بودن مفهوم [[امامت]] و [[مرجعیت دینی]] اهل‌بیت{{عم}} را می‌توان از جمله موانع موجود بر سر راه رجوع به آنها به‌شمار آورد. از روایتی درباره امام حسن{{ع}} می‌توان به ناشناخته بودن [[جایگاه امامت]] پی برد. بر اساس این [[روایت]]، شخصی به [[دروغ]] ادعا کرد که از امام حسن{{ع}} هزار دینار طلب دارد. هنگامی که به [[شریح قاضی]] مراجعه کردند، آن مرد با قسم دروغ رأی قاضی را به نفع خود تمام کرد و [[امام]] را مجبور به دادن هزار دینار کرد<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۲۷.</ref>.
 
در باب روش سؤال و جواب دو نکته حائز اهمیت است: یکی، [[پرسش]] و پاسخ‌های شفاهی و مکتوب و دیگری نوع و محتوای [[پرسش‌ها]] در دوره اهل‌بیت{{عم}}. در باب نکته اول باید خاطرنشان کرد که بی‌سوادی [[عامه]] [[مردم]] در [[عصر نبوی]] و کمبود نوشت‌افزار موجب گردید که سؤالات حضوری و شفاهی پرسیده شوند؛ حال آن‌که در دوره [[اهل‌بیت پیامبر]]{{عم}} به واسطه [[رشد]] سواد‌آموزی نمونه‌هایی از پرسش‌های مکتوب مشاهده می‌شود؛ چنان‌که امام حسن{{ع}} در پاسخ به سؤال مکتوبی از اهل بصره درباره [[قضا و قدر]] پاسخ را به صورت مکتوب داد<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۲۵.</ref>. [[امام حسین]]{{ع}} سؤال مکتوب مردی درباره خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را به صورت مکتوب پاسخ داد<ref>فتال، روضة الواعظین، ص۳۶۳، به نقل از: عطاردی، ترجمه مسند امام حسین{{ع}}، ص۵۴۹.</ref> و نیز در [[جواب]] نامه مکتوب جمعی از اهل بصره درباره معنای «[[صمد]]»، طی نامه‌ای به آنان، پاسخی مبسوط داد<ref>صدوق، توحید، ص۹۰؛ برای نمونه‌های دیگر ر.ک: کلینی، کافی، ج۲، ص۳۷۳؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۵، ص۱۲۳؛ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
 
دقت در نوع و محتوای سؤالاتی که از اهل‌بیت{{عم}} پرسیده می‌شد، نشان‌دهنده تفاوت آشکار پرسش‌های [[مردم]] در دوره [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]]{{عم}} است. پرسش‌های مردم در [[عصر نبوی]]، بسیار ساده، سطحی و پیش پا افتاده بودند؛ درحالی‌که بررسی سؤالات مردم از دوره امام علی{{ع}} تا سال ۶۱ هجری، به روشنی عمیق شدن سؤالات و [[رشد]] و پیچیدگی [[فکری]] و [[عقلی]] [[جامعه]] را نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که مسائلی چون [[قضا و قدر]]، [[جبر]]، [[توحید]]، [[صفات خدا]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و سایر [[امور معنوی]] و [[عقلانی]] مورد سؤال قرار می‌گرفتند. روایتی از [[جابر بن عبدالله انصاری]] به وضوح، بساطت ذهن [[اعراب]] عصر پیامبر{{صل}} را نشان می‌دهد. بنا به [[روایت]] او: «یک [[اعرابی]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت و گفت: در [[بهشت]] لباس‌هایمان را با دست خود می‌بافیم یا از جنس میوه‌های بهشتی هستند؟...»<ref>{{متن حدیث|جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَالَ: ثِيَابُنَا فِي الْجَنَّةِ نَنْسُجُهَا بِأَيْدِينَا أَمْ تَشَقَّقُ مِنْ ثَمَرِ الْجَنَّةِ؟...}}. صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۷، ص۸.</ref>. و در جای دیگری آمده است که «مردی به خدمت پیامبر{{صل}} آمد و پرسید: مرا از پروردگارت خبر ده؛ او از چه جنسی است مروارید یا یاقوت؟»<ref>{{متن حدیث|جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ{{صل}}، فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ؛ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ هُوَ، مِنْ لُؤْلُؤٍ أَوْ مِنْ يَاقُوتٍ؟}}. طبری، جامع البیان، ج۱۳، ص۱۶۵.</ref> این در حالی است که در دوره [[خلافت امام علی]]{{ع}} و پس از آن، مسائل از بُعد فرامادی، نگریسته می‌شد و مورد [[پرسش]] قرار می‌رفت؛ چنان‌که روزی [[امام حسن]]{{ع}} درباره [[صفات الهی]] مورد سؤال قرار گرفت و [[امام]] چنین پاسخ داد: «[[سپاس]] مخصوص خدایی است که ابتدایی معلوم و پایانی انتهاپذیر و گذشته‌ای قابل [[درک]] و آینده‌ای محدود و مقطع زمانی مجرد و صرف ندارد و شخص نیست که او را جزء جزء کنیم...»<ref>{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ لَهُ أَوَّلٌ مَعْلُومٌ وَ لَا آخِرٌ مُتَنَاهٍ وَ لَا قَبْلٌ مُدْرَكٌ وَ لَا بَعْدٌ مَحْدُودٌ وَ لَا أَمَدٌ بِحَتَّى وَ لَا شَخْصٌ فَيَتَجَزَّأَ...}}. مجلسی، بحار الأنوار، ج۴، ص۲۸۹.</ref>. به این ترتیب، بررسی سؤالات [[مسلمانان]] و پاسخ‌های [[اهل‌بیت]]{{عم}}، ارتقای سطح فکری و عقلی جامعه را نشان می‌دهد<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۳؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۸.</ref>.


== فواید روش سؤال و جواب ==
== فواید روش سؤال و جواب ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش