حقوق خصوصی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
حقوق خصوصی به آن دسته از بحثهای [[حقوقی]] اطلاق میشود که در رابطه با | حقوق خصوصی به آن دسته از بحثهای [[حقوقی]] اطلاق میشود که در رابطه با روابط خاص [[حاکم]] بین اشخاص است. به عبارت دیگر حقوق خصوصی عبارت از آن بخش از [[قواعد]] حقوقی است که بر روابط خصوصی آحاد [[مردم]] حاکم است؛ مثل قراردادهای معاوضی، [[ازدواج]]، [[وصیت]] و [[ارث]] که در آنها نوع رابطه بین دو یا چند طرف، خصوصی است. همچنین قراردادهای [[تجارت]]، [[اجاره]]، [[ضمان]]، [[رهن]] [[وکالت]] در قلمروی حقوق خصوصی هستند. همچنین حقوق خصوصی آن دسته از مقولههای حقوقی است که نتیجه و فایده آن اغلب نصیب اشخاص میشود که [[بالاصاله]] [[مصالح]] فرد را ملحوظ و تأمین میکند و در پی آن به دلیل [[برقراری نظم]] و [[عدالت]]، [[مصالح جامعه]] نیز [[حفظ]] میشود. موضوع یا مخاطب و یا [[مکلف]] حقوق خصوصی اغلب فرد یا افراد معدودی هستند، مانند مقررات مربوط به [[عقود]] معاوضی و قواعد مربوط به [[خانواده]] که موضوع مخاطب طرفین قرار دارند<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۲۴ – ۲۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۷۲۷.</ref> | ||
==حقوق خصوصی و | == حقوق خصوصی و تکلیف دولت == | ||
حقوق خصوصی در مواردی که به هر دلیل برای شخص یا اشخاص [[حقیقی]] و حقوقی ثابت میشود، در قلمروی یک [[جامعه سیاسی]]، به [[تکالیف]] [[دولت]] در تضمین این [[حقوق]] و سرانجام به نوعی [[حقوق عمومی]] به معنای [[حق]] مطالبه تضمین آن توسط دولت تبدیل میشود و همگان به طور یکسان از حقوق خود بهرهمند میشوند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۷۰.</ref>. | حقوق خصوصی در مواردی که به هر دلیل برای شخص یا اشخاص [[حقیقی]] و حقوقی ثابت میشود، در قلمروی یک [[جامعه سیاسی]]، به [[تکالیف]] [[دولت]] در تضمین این [[حقوق]] و سرانجام به نوعی [[حقوق عمومی]] به معنای [[حق]] مطالبه تضمین آن توسط دولت تبدیل میشود و همگان به طور یکسان از حقوق خود بهرهمند میشوند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۷۰.</ref>. | ||
در [[حقیقت]] حقوق ثابتشده خصوصی را میتوان نوعی حقوق عمومی درجه دوم، تلقی کرد و به این ترتیب تمایز و مرزبندی بین حقوق خصوصی و عمومی از میان خواهد رفت. این دیدگاه در صورتی قابل قبول است که تأمین و تضمین حقوق [[شهروندان]] از [[وظایف]] ذاتی دولت تلقی شود و نیازی به [[حق دادخواهی]] صاحب حق نداشته باشد. | در [[حقیقت]] حقوق ثابتشده خصوصی را میتوان نوعی حقوق عمومی درجه دوم، تلقی کرد و به این ترتیب تمایز و مرزبندی بین حقوق خصوصی و عمومی از میان خواهد رفت. این دیدگاه در صورتی قابل قبول است که تأمین و تضمین حقوق [[شهروندان]] از [[وظایف]] ذاتی دولت تلقی شود و نیازی به [[حق دادخواهی]] صاحب حق نداشته باشد. | ||
در اصل یکصدوپنجاهوششم [[قانون اساسی]] [[وظیفه]] رسیدگی و حل و فصل مسائل حقوق خصوصی در بند اول آن، مشروط به [[شکایت]]، ادعا و [[خصومت]] شده در حالی که رسیدگی به مسائل حقوق عمومی و احیای آنها در بند دوم به طور مطلق و بدون هیچگونه شرطی، از [[وظایف]] [[قوه قضاییه]] ذکر شده است. | در اصل یکصدوپنجاهوششم [[قانون اساسی]] [[وظیفه]] رسیدگی و حل و فصل مسائل حقوق خصوصی در بند اول آن، مشروط به [[شکایت]]، ادعا و [[خصومت]] شده در حالی که رسیدگی به مسائل حقوق عمومی و احیای آنها در بند دوم به طور مطلق و بدون هیچگونه شرطی، از [[وظایف]] [[قوه قضاییه]] ذکر شده است. | ||
در [[حقیقت]]، این [[حقّ]] [[دادخواهی]] [[شهروندان]] است که برای [[دولت]] [[وظیفه]] رسیدگی و صدور [[حکم قضایی]] و سپس اجرای آن را مقرّر میدارد و همچنین در مواردی مانند [[نظم عمومی]]، [[امنیّت]] و [[پایبندی]] به [[قانون]] است که گاه بدون شاکی نیز پای دولت را به قلمروی حقوق خصوصی میکشاند. | در [[حقیقت]]، این [[حقّ]] [[دادخواهی]] [[شهروندان]] است که برای [[دولت]] [[وظیفه]] رسیدگی و صدور [[حکم قضایی]] و سپس اجرای آن را مقرّر میدارد و همچنین در مواردی مانند [[نظم عمومی]]، [[امنیّت]] و [[پایبندی]] به [[قانون]] است که گاه بدون شاکی نیز پای دولت را به قلمروی حقوق خصوصی میکشاند. | ||
با وجود این، باید گفت [[حق]] [[آگاهی]] از همه موارد حقوق خصوصی و برخورداری از امکان بهرهمندی از آنها جزیی از [[حقوق عمومی]] و بخشی از [[تکالیف]] دولت به شمار میرود<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۱۲۱ – ۱۲۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۷۲۷.</ref> | با وجود این، باید گفت [[حق]] [[آگاهی]] از همه موارد حقوق خصوصی و برخورداری از امکان بهرهمندی از آنها جزیی از [[حقوق عمومی]] و بخشی از [[تکالیف]] دولت به شمار میرود<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۱۲۱ – ۱۲۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۷۲۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||