اقرار در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
اعتراف نیز به معنای اقرار است، با این تفاوت که در مفهوم اعتراف، [[معرفت]] و [[آگاهی]] نسبت به آنچه بدان اقرار میکند نهفته است؛ اما در اقرار نیست. برخی دیگر گفتهاند: اعتراف همواره با زبان است؛ اما اقرار گاهی با زبان است و گاهی با غیر زبان<ref>الفروق اللغویه، ص۶۴ ـ ۶۵.</ref>. مفهوم اقرار در [[قرآن]] با واژهها و تعبیرات گوناگونی ذکر شده؛ از جمله: | اعتراف نیز به معنای اقرار است، با این تفاوت که در مفهوم اعتراف، [[معرفت]] و [[آگاهی]] نسبت به آنچه بدان اقرار میکند نهفته است؛ اما در اقرار نیست. برخی دیگر گفتهاند: اعتراف همواره با زبان است؛ اما اقرار گاهی با زبان است و گاهی با غیر زبان<ref>الفروق اللغویه، ص۶۴ ـ ۶۵.</ref>. مفهوم اقرار در [[قرآن]] با واژهها و تعبیرات گوناگونی ذکر شده؛ از جمله: | ||
# "اقرار" و مشتقات | # '''"اقرار" و مشتقات آن:''' مانند: {{متن قرآن| أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا}}<ref>«آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم» سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانههاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی میدهید» سوره بقره، آیه ۸۴.</ref>. | ||
# "اعتراف" و مشتقات | # '''"اعتراف" و مشتقات آن:''' مانند: {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کردهایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟» سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«آری، گناه خود را میپذیرند پس لعنت بر دوزخیان باد!» سوره ملک، آیه ۱۱.</ref>. | ||
# [[شهادت]] دادن به [[زیان]] | # '''[[شهادت]] دادن به [[زیان]] خود:''' مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سوگرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بیگمان خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref>. | ||
# کلمه "بَلی" در پاسخ استفهام | # '''کلمه "بَلی" در پاسخ استفهام تقریری:''' مانند: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}<ref>«آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ}}<ref>«نزدیک است که بند بند آن (دوزخ) از خشم از هم جدا شود؛ هر گاه دستهای را در آن درافکنند نگهبانانش از آنان میپرسند: آیا بیمدهندهای نزدتان نیامده بود؟» سوره ملک، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ}}<ref>«میگویند: چرا، بیمدهندهای نزد ما آمد اما ما دروغ شمردیم و گفتیم خداوند چیزی فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهی بزرگی نمیباشید» سوره ملک، آیه ۹.</ref>. | ||
# کلمه "عَلَیَّ" در برخی [[آیات]] | # '''کلمه "عَلَیَّ" در برخی [[آیات]]:''' مانند: {{متن قرآن|وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ}}<ref>«و در چشم آنان به گردن من گناهی است که میهراسم مرا بکشند» سوره شعراء، آیه ۱۴.</ref>. | ||
در این آیات و مانند آن [[قرآن]] به برخی از مواردی که [[خداوند]] از [[بندگان]] خویش [[اقرار]] گرفته اشاره کرده است؛ مانند: اقرار گرفتن از آنها درباره [[ربوبیت]] خویش {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و نیز اقرار گرفتن [[انسانها]] از یکدیگر؛ مانند: اقرار گرفتن از ابراهیم{{ع}} در مورد شکستن بتها {{متن قرآن|قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ}}<ref>«گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کردهای؟» سوره انبیاء، آیه ۶۲.</ref> و [[اعتراف]] آنان به [[حقوق]] غیر؛ مانند اقرار [[زلیخا]] به بیگناهی یوسف {{متن قرآن|قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟» سوره یوسف، آیه ۵۱.</ref>؛ همچنین در آیاتی پرشمار از [[اعتراف]] و [[اقرار]] [[گناهکاران]] به خطای خویش درآخرت سخن به میان آمده {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref> و در آیاتی دیگر برخی مباحث [[فقهی]] اقرار و [[احکام]] و آثار آن یادآوری شده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | در این آیات و مانند آن [[قرآن]] به برخی از مواردی که [[خداوند]] از [[بندگان]] خویش [[اقرار]] گرفته اشاره کرده است؛ مانند: اقرار گرفتن از آنها درباره [[ربوبیت]] خویش {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و نیز اقرار گرفتن [[انسانها]] از یکدیگر؛ مانند: اقرار گرفتن از ابراهیم{{ع}} در مورد شکستن بتها {{متن قرآن|قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ}}<ref>«گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کردهای؟» سوره انبیاء، آیه ۶۲.</ref> و [[اعتراف]] آنان به [[حقوق]] غیر؛ مانند اقرار [[زلیخا]] به بیگناهی یوسف {{متن قرآن|قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟» سوره یوسف، آیه ۵۱.</ref>؛ همچنین در آیاتی پرشمار از [[اعتراف]] و [[اقرار]] [[گناهکاران]] به خطای خویش درآخرت سخن به میان آمده {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref> و در آیاتی دیگر برخی مباحث [[فقهی]] اقرار و [[احکام]] و آثار آن یادآوری شده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
== پیشینه و موارد اقرار == | == پیشینه و موارد اقرار == | ||
اقرار گرفتن و اعتراف کردن از جمله شیوههای [[اثبات]] [[حقوق]] یا دیگر امور است که در همه [[جوامع بشری]] کاربرد فراوان داشته و همه [[انسانها]] در تمام اعصار از آن بهره میجستهاند، ازاینرو پیشینه این امر را باید به آغاز [[خلقت انسان]] بازگرداند. [[قرآن کریم]] در آیاتی متعدد به برخی از موارد اقرار گرفتن از انسانها یا اقرار و اعتراف کردن آنان در اعصار پیشین و نیز [[قیامت]] اشاره کرده است؛ از جمله: | اقرار گرفتن و اعتراف کردن از جمله شیوههای [[اثبات]] [[حقوق]] یا دیگر امور است که در همه [[جوامع بشری]] کاربرد فراوان داشته و همه [[انسانها]] در تمام اعصار از آن بهره میجستهاند، ازاینرو پیشینه این امر را باید به آغاز [[خلقت انسان]] بازگرداند. [[قرآن کریم]] در آیاتی متعدد به برخی از موارد اقرار گرفتن از انسانها یا اقرار و اعتراف کردن آنان در اعصار پیشین و نیز [[قیامت]] اشاره کرده است؛ از جمله: | ||
# اقرار کردن همه انسانها به [[ربوبیت خداوند]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> [[قرآن]] به [[فلسفه]] این اقرار گرفتن اشاره کرده، میگوید: این امر بدان جهت بود که مبادا در [[قیامت]] بگویند ما نسبت به این امر [[غافل]] بودیم یا بگویند: چون پدران ما [[مشرک]] بودند ما نیز مشرک شدیم: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>، {{متن قرآن|أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«یا بگویید: پدران ما بیگمان پیش از این شرک میورزیدند و ما فرزندانی از پس ایشان بودیم؛ آیا ما را به (کیفر) آنچه تباهاندیشان کردهاند، نابود میفرمایی؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۳.</ref> درباره چگونگی این اقرارگیری از [[فرزندان آدم]] برخی گفتهاند: [[خداوند]] از همه [[فرزندان]] [[آینده]] [[آدم]] در عالم [[ذر]] درباره [[ربوبیت]] خود [[اقرار]] گرفت. <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۶۵. </ref> نظر دیگر این است که مراد از اقرار گرفتن قرار دادن [[استعداد]] [[خداشناسی]] و [[توحید]] در [[عقول]] و [[فطرت انسانها]] و پذیرش آن از سوی [[بشر]] است، بنابراین، اقرار گرفتن از بشر به زبان [[تکوین]] و [[آفرینش]] بوده است<ref> التبیان، ج ۵، ص۲۷؛ نمونه، ج۷، ص۶. </ref>. | # '''اقرار کردن همه انسانها به [[ربوبیت خداوند]]:''' {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> [[قرآن]] به [[فلسفه]] این اقرار گرفتن اشاره کرده، میگوید: این امر بدان جهت بود که مبادا در [[قیامت]] بگویند ما نسبت به این امر [[غافل]] بودیم یا بگویند: چون پدران ما [[مشرک]] بودند ما نیز مشرک شدیم: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>، {{متن قرآن|أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«یا بگویید: پدران ما بیگمان پیش از این شرک میورزیدند و ما فرزندانی از پس ایشان بودیم؛ آیا ما را به (کیفر) آنچه تباهاندیشان کردهاند، نابود میفرمایی؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۳.</ref> درباره چگونگی این اقرارگیری از [[فرزندان آدم]] برخی گفتهاند: [[خداوند]] از همه [[فرزندان]] [[آینده]] [[آدم]] در عالم [[ذر]] درباره [[ربوبیت]] خود [[اقرار]] گرفت. <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۶۵. </ref> نظر دیگر این است که مراد از اقرار گرفتن قرار دادن [[استعداد]] [[خداشناسی]] و [[توحید]] در [[عقول]] و [[فطرت انسانها]] و پذیرش آن از سوی [[بشر]] است، بنابراین، اقرار گرفتن از بشر به زبان [[تکوین]] و [[آفرینش]] بوده است<ref> التبیان، ج ۵، ص۲۷؛ نمونه، ج۷، ص۶. </ref>. | ||
# اقرار [[پیامبران]] و [[پیروان]] آنان به [[نبوت]] [[پیامبر]] بعدی: خداوند با همه پیامبران و پیروان آنان درباره پذیرش پیامبران بعدی [[پیمان]] بسته و از آنان در اینباره اقرار گرفته و آنان نیز به این امر اقرار کردهاند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم» سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> سپس تأکید کرده که هرکس از این اقرار روی گرداند از [[فاسقان]] خواهد بود: {{متن قرآن|فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۲.</ref> برخی [[مفسران]] این پیمان و [[اعتراف]] را عام و مربوط به همه پیامبران و [[پیروان]] آنان دانستهاند که [[خداوند]] از آنان نسبت به پذیرش [[پیامبر]] بعدی و ایمان به او اقرار گرفته است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۸۴. </ref>؛ ولی عدهای دیگر معتقدند این اقرار خاص و صرفا در مورد تصدیق و ایمان پیامبران و امتهای پیشین به [[پیامبر اسلام]] بوده است<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۴۵۱؛ روحالمعانی، مج ۳، ج ۳، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵. </ref>. نظر دیگر این است که خداوند از [[امت]] هر پیامبری درباره [[ایمان آوردن]] و تصدیق او پیمان گرفت و آنان بدین امر اعتراف کردند<ref>جامعالبیان، مج ۳، ج ۳، ص۴۵۰. </ref>، به هرحال، مخاطبان آیه [[اهل کتاب]] هستند تا با یادآوری این [[پیمانها]] به پیامبر اسلام ایمان آورند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۸۴. </ref>. | # '''اقرار [[پیامبران]] و [[پیروان]] آنان به [[نبوت]] [[پیامبر]] بعدی:''' خداوند با همه پیامبران و پیروان آنان درباره پذیرش پیامبران بعدی [[پیمان]] بسته و از آنان در اینباره اقرار گرفته و آنان نیز به این امر اقرار کردهاند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم» سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> سپس تأکید کرده که هرکس از این اقرار روی گرداند از [[فاسقان]] خواهد بود: {{متن قرآن|فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۲.</ref> برخی [[مفسران]] این پیمان و [[اعتراف]] را عام و مربوط به همه پیامبران و [[پیروان]] آنان دانستهاند که [[خداوند]] از آنان نسبت به پذیرش [[پیامبر]] بعدی و ایمان به او اقرار گرفته است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۸۴. </ref>؛ ولی عدهای دیگر معتقدند این اقرار خاص و صرفا در مورد تصدیق و ایمان پیامبران و امتهای پیشین به [[پیامبر اسلام]] بوده است<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۴۵۱؛ روحالمعانی، مج ۳، ج ۳، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵. </ref>. نظر دیگر این است که خداوند از [[امت]] هر پیامبری درباره [[ایمان آوردن]] و تصدیق او پیمان گرفت و آنان بدین امر اعتراف کردند<ref>جامعالبیان، مج ۳، ج ۳، ص۴۵۰. </ref>، به هرحال، مخاطبان آیه [[اهل کتاب]] هستند تا با یادآوری این [[پیمانها]] به پیامبر اسلام ایمان آورند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۸۴. </ref>. | ||
# اقرار [[بنی اسراییل]] به [[پیمان الهی]]: از دیگر موارد اقرار در امتهای پیشین اقرار گرفتن خداوند از [[بنیاسرائیل]] در موارد متعدد، مانند [[یکتاپرستی]]، [[نیکو]] [[سخن گفتن]] با [[مردم]]، [[احسان به والدین]] و [[خویشاوندان]]، [[یتیمان]] و [[مساکین]]، بر پای داشتن [[نماز]]، پرداخت [[زکات]]، پرهیز از کشتن و بیرون راندن یکدیگر از [[وطن]] خود است. آنان نیز این پیمان را پذیرفتند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند بهشتیاند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref> مراد از "[[میثاق]]" در این [[آیات]]، پیمانهایی است که به واسطه [[عقل]] و [[شرع]] و [[پیامبران الهی]]<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۲۹۸؛ روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص۴۸۵.</ref> و [[کتب آسمانی]] از جمله [[تورات]]<ref>روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص۴۸۵. </ref> از [[بنیاسرائیل]] گرفته شده است و آنان به انجام دادن این امور [[تعهد]] و [[اقرار]] کردهاند. | # '''اقرار [[بنی اسراییل]] به [[پیمان الهی]]:''' از دیگر موارد اقرار در امتهای پیشین اقرار گرفتن خداوند از [[بنیاسرائیل]] در موارد متعدد، مانند [[یکتاپرستی]]، [[نیکو]] [[سخن گفتن]] با [[مردم]]، [[احسان به والدین]] و [[خویشاوندان]]، [[یتیمان]] و [[مساکین]]، بر پای داشتن [[نماز]]، پرداخت [[زکات]]، پرهیز از کشتن و بیرون راندن یکدیگر از [[وطن]] خود است. آنان نیز این پیمان را پذیرفتند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند بهشتیاند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref> مراد از "[[میثاق]]" در این [[آیات]]، پیمانهایی است که به واسطه [[عقل]] و [[شرع]] و [[پیامبران الهی]]<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۲۹۸؛ روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص۴۸۵.</ref> و [[کتب آسمانی]] از جمله [[تورات]]<ref>روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص۴۸۵. </ref> از [[بنیاسرائیل]] گرفته شده است و آنان به انجام دادن این امور [[تعهد]] و [[اقرار]] کردهاند. | ||
# اقرار به بیگناهی یوسف{{ع}}: برادران یوسف، در مواردی به آن حضرت [[ستم]] روا داشته و [[حق]] او را تضییع کردند؛ اما پس از مدتی نزد پدر به [[گناه]] و خطای خویش [[اعتراف]] و از آن حضرت برای خود درخواست [[استغفار]] کردند: {{متن قرآن|قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: ای پدر! برای ما از گناهانمان آمرزش بخواه که ما بیگمان گنهکار بودهایم» سوره یوسف، آیه ۹۷.</ref>؛ همچنین هنگامی که پس از سالها دوری از [[حضرت یوسف]] وی را یافتند نزد او نیز به خطای خویش اعتراف کردند: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref> [[زلیخا]] نیز پس از [[افترا]] زدن به یوسف و به [[زندان]] افکندن او به گناه خود اعتراف کرد و یوسف را بیگناه شمرد: {{متن قرآن|قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟ گفتند: پاکا که خداوند است! ما او را هیچ گناهکار نمیدانیم؛ همسر عزیز (مصر) گفت: اکنون حقّ آشکار گشت: من از او کام خواستم و او از راستگویان است» سوره یوسف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمیکنم که نفس به بدی بسیار فرمان میدهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزندهای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«(آن زن) گفت: این همان است که مرا درباره او سرزنش کردید؛ آری، از او کام خواستم که خویشتنداری کرد و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref>، چنانکه [[زنان]] دربار نیز پس از [[سوءظن]] به وی به [[پاکی]] آن حضرت [[اعتراف]] کردند: {{متن قرآن|قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟ گفتند: پاکا که خداوند است! ما او را هیچ گناهکار نمیدانیم؛ همسر عزیز (مصر) گفت: اکنون حقّ آشکار گشت: من از او کام خواستم و او از راستگویان است» سوره یوسف، آیه ۵۱.</ref>. | # '''اقرار به بیگناهی یوسف{{ع}}:''' برادران یوسف، در مواردی به آن حضرت [[ستم]] روا داشته و [[حق]] او را تضییع کردند؛ اما پس از مدتی نزد پدر به [[گناه]] و خطای خویش [[اعتراف]] و از آن حضرت برای خود درخواست [[استغفار]] کردند: {{متن قرآن|قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: ای پدر! برای ما از گناهانمان آمرزش بخواه که ما بیگمان گنهکار بودهایم» سوره یوسف، آیه ۹۷.</ref>؛ همچنین هنگامی که پس از سالها دوری از [[حضرت یوسف]] وی را یافتند نزد او نیز به خطای خویش اعتراف کردند: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref> [[زلیخا]] نیز پس از [[افترا]] زدن به یوسف و به [[زندان]] افکندن او به گناه خود اعتراف کرد و یوسف را بیگناه شمرد: {{متن قرآن|قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟ گفتند: پاکا که خداوند است! ما او را هیچ گناهکار نمیدانیم؛ همسر عزیز (مصر) گفت: اکنون حقّ آشکار گشت: من از او کام خواستم و او از راستگویان است» سوره یوسف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمیکنم که نفس به بدی بسیار فرمان میدهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزندهای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«(آن زن) گفت: این همان است که مرا درباره او سرزنش کردید؛ آری، از او کام خواستم که خویشتنداری کرد و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref>، چنانکه [[زنان]] دربار نیز پس از [[سوءظن]] به وی به [[پاکی]] آن حضرت [[اعتراف]] کردند: {{متن قرآن|قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟ گفتند: پاکا که خداوند است! ما او را هیچ گناهکار نمیدانیم؛ همسر عزیز (مصر) گفت: اکنون حقّ آشکار گشت: من از او کام خواستم و او از راستگویان است» سوره یوسف، آیه ۵۱.</ref>. | ||
# [[اقرار]] [[مشرکان]] به [[توحید]] و [[ربوبیت خداوند]]: مشرکان عصر بعثت با وجود اینکه منکر [[معاد]] بودند [[خداوند]] درباره آنان خطاب به [[پیامبر]] میفرماید: اگر از اینان بپرسی که مالک [[زمین]] و آنچه در آن است چه کسی است، [[پروردگار]] آسمانهای هفتگانه و [[عرش]] کیست و [[حکومت]] همه موجودات به دست چه کسی است؟ [[اعتراف]] خواهند کرد که مالک و [[پروردگار]] همه اینها خداست و همه امور به دست اوست: {{متن قرآن|قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ}}<ref>«بگو: اگر میدانید، زمین و هر که در آن است از کیست؟ خواهند گفت: از آن خداوند است، بگو: پس آیا پند نمیگیرید؟ بگو: پروردگار هفت آسمان و پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) کیست؟ خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس آیا پرهیزگاری نمیورزید؟ بگو: اگر میدانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه میدهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمیشود؟ خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس چگونه افسونزده میشوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۴-۸۹.</ref> و نیز میگوید: اگر از آنان بپرسی که روزی دهنده شما از [[آسمان]] و [[زمین]] و مالک گوش و چشمها و [[تدبیر]] کننده امور کیست [[اعتراف]] خواهند کرد که [[خداوند]] است: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میرساند یا کیست که بر گوش و دیدگان (شما) چیرگی دارد و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون میآورد و چه کسی امر (آفرینش) را کارسازی میکند؟ خواهند گفت: خداوند؛ بگو پس آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره یونس، آیه ۳۱.</ref> سپس خداوند در ادامه این [[آیات]] آنان را توبیخ کرده و میگوید: شما که به این [[حقایق]] اعتراف دارید چرا متذکر نمیشوید: {{متن قرآن|سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا پند نمیگیرید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۵.</ref> و چرا [[تقوا]] پیشه نمیکنید: {{متن قرآن|سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۷.</ref>؛ یعنی شما که [[اعتراف]] به [[توحید]] و رازقیّت و مدبریّت [[خداوند]] دارید چرا از [[خشم]] او نمیهراسید و [[معاد]] را [[انکار]] میکنید، [[قرآن]] را [[اسطوره]] میدانید و [[انبیای الهی]] را به سخره میگیرید؟<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۵۹.</ref>. | # '''[[اقرار]] [[مشرکان]] به [[توحید]] و [[ربوبیت خداوند]]:''' مشرکان عصر بعثت با وجود اینکه منکر [[معاد]] بودند [[خداوند]] درباره آنان خطاب به [[پیامبر]] میفرماید: اگر از اینان بپرسی که مالک [[زمین]] و آنچه در آن است چه کسی است، [[پروردگار]] آسمانهای هفتگانه و [[عرش]] کیست و [[حکومت]] همه موجودات به دست چه کسی است؟ [[اعتراف]] خواهند کرد که مالک و [[پروردگار]] همه اینها خداست و همه امور به دست اوست: {{متن قرآن|قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ}}<ref>«بگو: اگر میدانید، زمین و هر که در آن است از کیست؟ خواهند گفت: از آن خداوند است، بگو: پس آیا پند نمیگیرید؟ بگو: پروردگار هفت آسمان و پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) کیست؟ خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس آیا پرهیزگاری نمیورزید؟ بگو: اگر میدانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه میدهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمیشود؟ خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس چگونه افسونزده میشوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۴-۸۹.</ref> و نیز میگوید: اگر از آنان بپرسی که روزی دهنده شما از [[آسمان]] و [[زمین]] و مالک گوش و چشمها و [[تدبیر]] کننده امور کیست [[اعتراف]] خواهند کرد که [[خداوند]] است: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میرساند یا کیست که بر گوش و دیدگان (شما) چیرگی دارد و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون میآورد و چه کسی امر (آفرینش) را کارسازی میکند؟ خواهند گفت: خداوند؛ بگو پس آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره یونس، آیه ۳۱.</ref> سپس خداوند در ادامه این [[آیات]] آنان را توبیخ کرده و میگوید: شما که به این [[حقایق]] اعتراف دارید چرا متذکر نمیشوید: {{متن قرآن|سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا پند نمیگیرید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۵.</ref> و چرا [[تقوا]] پیشه نمیکنید: {{متن قرآن|سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۷.</ref>؛ یعنی شما که [[اعتراف]] به [[توحید]] و رازقیّت و مدبریّت [[خداوند]] دارید چرا از [[خشم]] او نمیهراسید و [[معاد]] را [[انکار]] میکنید، [[قرآن]] را [[اسطوره]] میدانید و [[انبیای الهی]] را به سخره میگیرید؟<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۵۹.</ref>. | ||
# [[اقرار]] سرکشان و [[گناهکاران]] به [[گناه]] خود: از جمله مواقعی که [[انسانها]] [[زبان]] به اقرار و اعتراف میگشایند هنگام قبض روح و نیز هنگام مشاهده [[عذاب الهی]] است. بنابر [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُولَئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوا أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد یا آیات او را دروغ شمارد کیست؟ آنان کسانی هستند که بهرهشان از آن نوشته (که در لوح محفوظ است) بدیشان خواهد رسید تا چون فرستادگان ما که جانشان را میستانند، نزدشان فرا رسند (و به آنان) گویند: کجاست آنچه به جای خداون» سوره اعراف، آیه ۳۷.</ref> [[بتپرستان]] هنگام قبض روح و آنگاه که [[فرشتگان الهی]] از آنان سراغ بتهایشان را میگیرند، به [[کفر]] خویش اعتراف میکنند. همچنین در آیهای دیگر از اقرار گرفتن از [[جن]] و انس در [[محشر]] در مورد آمدن [[پیامبران الهی]] و بازگو کردن [[آیات خدا]] و [[بیم]] دادن آنان از [[آخرت]] [[سخن]] به میان آمده است که در پی این اقرار، آنان همگی به این امر اعتراف کرده و به کفر خود [[شهادت]] میدهند: {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> هنگام ورود [[کافران]] به [[جهنم]] نیز نگهبانان [[جهنم]] از آنان نسبت به آمدن [[انبیای الهی]] و تعالیم آنها [[اقرار]] میگیرند و آنان به این امر [[اعتراف]] میکنند: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دستهدسته به سوی دوزخ گسیل میکنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما میخواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار میدادند؟» سوره زمر، آیه ۷۱.</ref> در [[آیات]] متعدد دیگر از جمله {{متن قرآن| وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم. (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند. و گفتند: هیچ (زندگی دیگر) جز همین زندگی نزدیکتر ما (در این جهان)، نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد. و کاش میدیدی آنگاه را که در پیشگاه پروردگارشان باز داشته شوند (و خداوند) فرماید: آیا این (عرصه) بر حق نیست؟ میگویند: چرا (هست) به پروردگارمان سوگند؛ میفرماید: پس، عذاب را برای انکاری که میکردید بچشید!» سوره انعام، آیه ۲۷-۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!» سوره اعراف، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه دارند (و بپرسند) آیا این حقّ نیست؟» سوره احقاف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن| وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ}}<ref>«و آنان که به پروردگار خویش کفر ورزیدند عذاب دوزخ دارند و این پایانه، بد است چون آنان را در آن درافکنند فریادی از آن (دوزخ) میشنوند در حالی که برمیجوشد. نزدیک است که بند بند آن (دوزخ) از خشم از هم جدا شود؛ هر گاه دستهای را در آن درافکنند نگهبانانش از آنان میپرسند: آیا بیمدهندهای نزدتان نیامده بود؟ میگویند: چرا، بیمدهندهای نزد ما آمد اما ما دروغ شمردیم و گفتیم خداوند چیزی فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهی بزرگی نمیباشید» سوره ملک، آیه ۶-۹.</ref> نیز از [[اقرار]] کردن [[کافران]] و [[گناهکاران]] به حقانیت [[توحید]]، [[معاد]] و [[عصیان]] و خطاکار بودن خود سخن به میان آمده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۱-۱۴۴.</ref>. | # '''[[اقرار]] سرکشان و [[گناهکاران]] به [[گناه]] خود:''' از جمله مواقعی که [[انسانها]] [[زبان]] به اقرار و اعتراف میگشایند هنگام قبض روح و نیز هنگام مشاهده [[عذاب الهی]] است. بنابر [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُولَئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوا أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد یا آیات او را دروغ شمارد کیست؟ آنان کسانی هستند که بهرهشان از آن نوشته (که در لوح محفوظ است) بدیشان خواهد رسید تا چون فرستادگان ما که جانشان را میستانند، نزدشان فرا رسند (و به آنان) گویند: کجاست آنچه به جای خداون» سوره اعراف، آیه ۳۷.</ref> [[بتپرستان]] هنگام قبض روح و آنگاه که [[فرشتگان الهی]] از آنان سراغ بتهایشان را میگیرند، به [[کفر]] خویش اعتراف میکنند. همچنین در آیهای دیگر از اقرار گرفتن از [[جن]] و انس در [[محشر]] در مورد آمدن [[پیامبران الهی]] و بازگو کردن [[آیات خدا]] و [[بیم]] دادن آنان از [[آخرت]] [[سخن]] به میان آمده است که در پی این اقرار، آنان همگی به این امر اعتراف کرده و به کفر خود [[شهادت]] میدهند: {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> هنگام ورود [[کافران]] به [[جهنم]] نیز نگهبانان [[جهنم]] از آنان نسبت به آمدن [[انبیای الهی]] و تعالیم آنها [[اقرار]] میگیرند و آنان به این امر [[اعتراف]] میکنند: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دستهدسته به سوی دوزخ گسیل میکنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما میخواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار میدادند؟» سوره زمر، آیه ۷۱.</ref> در [[آیات]] متعدد دیگر از جمله {{متن قرآن| وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم. (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند. و گفتند: هیچ (زندگی دیگر) جز همین زندگی نزدیکتر ما (در این جهان)، نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد. و کاش میدیدی آنگاه را که در پیشگاه پروردگارشان باز داشته شوند (و خداوند) فرماید: آیا این (عرصه) بر حق نیست؟ میگویند: چرا (هست) به پروردگارمان سوگند؛ میفرماید: پس، عذاب را برای انکاری که میکردید بچشید!» سوره انعام، آیه ۲۷-۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!» سوره اعراف، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه دارند (و بپرسند) آیا این حقّ نیست؟» سوره احقاف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن| وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ}}<ref>«و آنان که به پروردگار خویش کفر ورزیدند عذاب دوزخ دارند و این پایانه، بد است چون آنان را در آن درافکنند فریادی از آن (دوزخ) میشنوند در حالی که برمیجوشد. نزدیک است که بند بند آن (دوزخ) از خشم از هم جدا شود؛ هر گاه دستهای را در آن درافکنند نگهبانانش از آنان میپرسند: آیا بیمدهندهای نزدتان نیامده بود؟ میگویند: چرا، بیمدهندهای نزد ما آمد اما ما دروغ شمردیم و گفتیم خداوند چیزی فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهی بزرگی نمیباشید» سوره ملک، آیه ۶-۹.</ref> نیز از [[اقرار]] کردن [[کافران]] و [[گناهکاران]] به حقانیت [[توحید]]، [[معاد]] و [[عصیان]] و خطاکار بودن خود سخن به میان آمده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۱-۱۴۴.</ref>. | ||
== [[فقه]] و [[اقرار]] == | == [[فقه]] و [[اقرار]] == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
=== ارکان اقرار === | === ارکان اقرار === | ||
اقرار دارای ۴ رکن است که هریک از این ارکان دارای شرایطی است: | اقرار دارای ۴ رکن است که هریک از این ارکان دارای شرایطی است: | ||
# مقر: یعنی کسی که به [[زیان]] خود یا نفع دیگری اقرار میکند. شرایط مقر عبارت است از: [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[اختیار]]، حریّت، قصد و [[قدرت]] بر تصرف [[شرعی]] در آنچه بدان اقرار کرده است<ref>جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۵۱، ۳۵۵. </ref>. بنابراین، اقرار طفل، مجنون، مُکْرَه، مفلس، [[محجور]] و [[سفیه]] در تمام یا برخی موارد نافذ نیست<ref>ارشاد الاذهان، ج ۲، ص۲۱۴؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳، ۱۲۰. </ref>، ازاینرو [[قرآن]] در کتابت حق طلبکار که نوعی اقرار به شمار میرود<ref>فقه القرآن،، ج ۱، ص۳۲۱. </ref> به [[ولیّ]] افراد سفیه و [[ضعیف]] [[فرمان]] داده است که از طرف آنان بدهیشان را ثبت کنند: {{متن قرآن|فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ}}<ref>«اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> از جمله مصادیق سفیه و ضعیف و [[ناتوان]] از [[املا]] در این [[آیه]] طفل و مجنوناند<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۹. </ref>. | # '''مقر:''' یعنی کسی که به [[زیان]] خود یا نفع دیگری اقرار میکند. شرایط مقر عبارت است از: [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[اختیار]]، حریّت، قصد و [[قدرت]] بر تصرف [[شرعی]] در آنچه بدان اقرار کرده است<ref>جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۵۱، ۳۵۵. </ref>. بنابراین، اقرار طفل، مجنون، مُکْرَه، مفلس، [[محجور]] و [[سفیه]] در تمام یا برخی موارد نافذ نیست<ref>ارشاد الاذهان، ج ۲، ص۲۱۴؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳، ۱۲۰. </ref>، ازاینرو [[قرآن]] در کتابت حق طلبکار که نوعی اقرار به شمار میرود<ref>فقه القرآن،، ج ۱، ص۳۲۱. </ref> به [[ولیّ]] افراد سفیه و [[ضعیف]] [[فرمان]] داده است که از طرف آنان بدهیشان را ثبت کنند: {{متن قرآن|فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ}}<ref>«اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> از جمله مصادیق سفیه و ضعیف و [[ناتوان]] از [[املا]] در این [[آیه]] طفل و مجنوناند<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۹. </ref>. | ||
# مقرله: و او کسی است که اقرار به نفع او انجام میگیرد. در مَقرّله نیز شرط است که اهلیت تملک داشته باشد<ref> تحریرالاحکام، ص۴۰۳؛ جواهر الکلام، ج ۳۵، ص۱۲۰.</ref>، مُقِرّ را [[تکذیب]] نکند و معیّن باشد<ref>تحریرالاحکام، ص۴۰۳؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۶۴. </ref>. | # '''مقرله:''' و او کسی است که اقرار به نفع او انجام میگیرد. در مَقرّله نیز شرط است که اهلیت تملک داشته باشد<ref> تحریرالاحکام، ص۴۰۳؛ جواهر الکلام، ج ۳۵، ص۱۲۰.</ref>، مُقِرّ را [[تکذیب]] نکند و معیّن باشد<ref>تحریرالاحکام، ص۴۰۳؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۶۴. </ref>. | ||
# مقر به: یعنی موضوع اقرار که یا [[مال]] است یا نسب یا [[حق]]، و حق نیز یا [[حق الله]] است یا [[حقالناس]]<ref>مغنی المحتاج، ج ۲، ص۲۴۱؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۶۵؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۵. </ref>. در مقرٌّبه اگر از [[اموال]] باشد شرط است که قابل تملک باشد و مملوک مقر نباشد<ref>الدروس، ج ۳، ص۱۳۳؛ مجمع الفائده، ج ۹، ص۴۱۹ ـ ۴۲۰؛ مغنی المحتاج، ج ۲، ص۲۴۵. </ref>. | # '''مقر به:''' یعنی موضوع اقرار که یا [[مال]] است یا نسب یا [[حق]]، و حق نیز یا [[حق الله]] است یا [[حقالناس]]<ref>مغنی المحتاج، ج ۲، ص۲۴۱؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۶۵؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۵. </ref>. در مقرٌّبه اگر از [[اموال]] باشد شرط است که قابل تملک باشد و مملوک مقر نباشد<ref>الدروس، ج ۳، ص۱۳۳؛ مجمع الفائده، ج ۹، ص۴۱۹ ـ ۴۲۰؛ مغنی المحتاج، ج ۲، ص۲۴۵. </ref>. | ||
# آنچه [[اقرار]] با آن تحقق پیدا میکند: اقرار لفظ یا عبارت خاصی نداشته و به هر لفظی که بر آن دلالت کند صحیح است<ref>تبصرة المتعلمین، ص۱۵۶؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۷۴. </ref>؛ همچنین اقرار به نوشتن نیز معتبر است<ref> فقه السنه، ج ۲، ص۳۹؛ عوائد الایام، ص۴۸۸. </ref>. برخی اقرار را به اشارهای که مقصود را بفهماند نیز جایز دانستهاند<ref>تبصرة المتعلمین، ص۱۵۶؛ فقهالصادق علیه السلام، ج ۲۰، ص۲۰۷. </ref>. | # '''آنچه [[اقرار]] با آن تحقق پیدا میکند:''' اقرار لفظ یا عبارت خاصی نداشته و به هر لفظی که بر آن دلالت کند صحیح است<ref>تبصرة المتعلمین، ص۱۵۶؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۷۴. </ref>؛ همچنین اقرار به نوشتن نیز معتبر است<ref> فقه السنه، ج ۲، ص۳۹؛ عوائد الایام، ص۴۸۸. </ref>. برخی اقرار را به اشارهای که مقصود را بفهماند نیز جایز دانستهاند<ref>تبصرة المتعلمین، ص۱۵۶؛ فقهالصادق علیه السلام، ج ۲۰، ص۲۰۷. </ref>. | ||
[[قرآن]] به برخی از الفاظ و روشهای اقرار اشاره کرده است؛ از جمله واژه اقرار: {{متن قرآن|قَالُوا أَقْرَرْنَا}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>، کلمه {{متن قرآن|بَلَى}}: {{متن قرآن| قَالُوا بَلَى}}<ref> سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و [[شهادت]] دادن به [[زیان]] خود: {{متن قرآن|قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> و املای [[حق دیگران]]: {{متن قرآن|الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ}}<ref>«آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۷.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref> | [[قرآن]] به برخی از الفاظ و روشهای اقرار اشاره کرده است؛ از جمله واژه اقرار: {{متن قرآن|قَالُوا أَقْرَرْنَا}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>، کلمه {{متن قرآن|بَلَى}}: {{متن قرآن| قَالُوا بَلَى}}<ref> سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و [[شهادت]] دادن به [[زیان]] خود: {{متن قرآن|قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> و املای [[حق دیگران]]: {{متن قرآن|الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ}}<ref>«آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۷.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref> | ||