قسم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۱ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
منظور آن دسته از سوگندهایی است که خطاب به [[پیامبر]] شده (أَنْتَ، کاف خطاب، مثل: إِنَّکَ) و زبان خاصی را در [[پیام]] [[وحی]] نشان می‌دهد و این سوگندها صورت‌های متفاوتی دارد، در باره [[وحی]]، [[رسالت]] و [[سلامت]] [[قرآن]] و یا ترتیبات این کتاب و ناظر به اهداف [[رسالت]] ایشان بیان شده است. در بیشتر این سوگندها ربط خاصّی با مسائل [[تربیتی]] و [[اخلاقی]] و [[اعتقادی]] و شخص [[پیامبر]] و القای قطعیت و جزمیت برای مخاطب دارد؛ زیرا [[هدف]] از این سوگندها به [[شمس]]، [[قمر]]، [[نجم]] می‌شود، جلب توجه بیشتر به [[جهان هستی]] است که با ظرافت و [[زیبایی]] مخصوصی، از مسائل گوناگونی از [[طبیعت]] می‌شود. ذکر قسم به [[خورشید]]، ماه، [[ستارگان]] و بادها، سپس ابرها و بعد از آن، کشتی‌ها و نهرها و سرانجام روییدن گیاهان بیان شده است تا [[اندیشه‌ها]] را متوجه آن نموده و مخاطبان پس از [[پیامبر]] را به بحث و [[تحقیق]] در پیرامون آن [[تشویق]] نماید. مجموعه‌ای از سوگندها در اوایل سوره‌های مکی به میان می‌آید. همچنین از این نکته نمی‌توان [[غافل]] شد که بیشتر این سوگندها تناسب نزدیکی با مسائل چالش برانگیز مخاطبان در [[انکار وحی]] یا [[شخصیت پیامبر]] و [[عقاید]] و [[مشکلات]] [[فکری]] آن عصر [[مردم]] [[مکه]] دارد، زیرا می‌دانیم که یکی از ناباوری‌های آنان عالم پس از [[مرگ]] است در حالی که یکی از [[دلایل]] امکان [[معاد]]، مسئله زنده کردن زمین‌های مرده به وسیله [[باران]] است که بارها در [[قرآن]] به عبارات مختلف ذکر شده است، بدین ترتیب سوگندهایی که در آغاز برخی از این [[سوره‌ها]] آمده، پیوند و تناسب روشنی با نتیجه این قسم‌ها دارد؛ زیرا حرکت ابرها و [[نزول]] باران‌ها و در نتیجه زنده شدن زمین‌های مرده، خود [[قدرت الهی]] را به ما نشان می‌دهد. به هر حال [[ارزش]] این سوگندها بیش‌تر زمانی معلوم می‌شود که ما دوره‌ای را که در آن سوگندهای گوناگون متعارف و زبان [[مردم]] [[قوم]] بوده، مدّنظر قرار دهیم. دوره‌ای که هیچ‌کدام از این پدیده‌ها مورد اعتبار نبود. نه [[آسمان]] و نه [[زمین]]، نه کوه و تل و تپه و نه دشت و صحرا، نه خشکی و نه دریاها، نه [[ستارگان]] [[آسمان]] و نه موجودات ارضی و زمینی؛ نه حیوانات و نباتات، نه جمادات و موجودات بی‌جان و نه حتّی [[انسان]] و [[ملک]]. و توجّه دادن [[آیات قرآن]] در آن زمان به این همه پدیده‌هایی که به منزله [[آیات]] [[خداوند]] هستند، نشان از تحولی است که در بین برخی از افراد هوشمند و طالب [[معرفت]] ایجاد کرده و مقدمه‌ای برای رویکرد [[اهل]] [[دانش]] به این همه پدیده‌ها برای توجه و [[شناخت]] کرده است.
منظور آن دسته از سوگندهایی است که خطاب به [[پیامبر]] شده (أَنْتَ، کاف خطاب، مثل: إِنَّکَ) و زبان خاصی را در [[پیام]] [[وحی]] نشان می‌دهد و این سوگندها صورت‌های متفاوتی دارد، در باره [[وحی]]، [[رسالت]] و [[سلامت]] [[قرآن]] و یا ترتیبات این کتاب و ناظر به اهداف [[رسالت]] ایشان بیان شده است. در بیشتر این سوگندها ربط خاصّی با مسائل [[تربیتی]] و [[اخلاقی]] و [[اعتقادی]] و شخص [[پیامبر]] و القای قطعیت و جزمیت برای مخاطب دارد؛ زیرا [[هدف]] از این سوگندها به شمس، قمر، [[نجم]] می‌شود، جلب توجه بیشتر به [[جهان هستی]] است که با ظرافت و [[زیبایی]] مخصوصی، از مسائل گوناگونی از طبیعت می‌شود. ذکر قسم به [[خورشید]]، ماه، [[ستارگان]] و بادها، سپس ابرها و بعد از آن، کشتی‌ها و نهرها و سرانجام روییدن گیاهان بیان شده است تا [[اندیشه‌ها]] را متوجه آن نموده و مخاطبان پس از [[پیامبر]] را به بحث و تحقیق در پیرامون آن [[تشویق]] نماید. مجموعه‌ای از سوگندها در اوایل سوره‌های مکی به میان می‌آید. همچنین از این نکته نمی‌توان [[غافل]] شد که بیشتر این سوگندها تناسب نزدیکی با مسائل چالش برانگیز مخاطبان در [[انکار وحی]] یا [[شخصیت پیامبر]] و [[عقاید]] و [[مشکلات]] [[فکری]] آن عصر [[مردم]] [[مکه]] دارد، زیرا می‌دانیم که یکی از ناباوری‌های آنان عالم پس از [[مرگ]] است در حالی که یکی از [[دلایل]] امکان [[معاد]]، مسئله زنده کردن زمین‌های مرده به وسیله [[باران]] است که بارها در [[قرآن]] به عبارات مختلف ذکر شده است، بدین ترتیب سوگندهایی که در آغاز برخی از این [[سوره‌ها]] آمده، پیوند و تناسب روشنی با نتیجه این قسم‌ها دارد؛ زیرا حرکت ابرها و نزول باران‌ها و در نتیجه زنده شدن زمین‌های مرده، خود [[قدرت الهی]] را به ما نشان می‌دهد. به هر حال [[ارزش]] این سوگندها بیش‌تر زمانی معلوم می‌شود که ما دوره‌ای را که در آن سوگندهای گوناگون متعارف و زبان [[مردم]] [[قوم]] بوده، مدّنظر قرار دهیم. دوره‌ای که هیچ‌کدام از این پدیده‌ها مورد اعتبار نبود. نه [[آسمان]] و نه [[زمین]]، نه کوه و تل و تپه و نه دشت و صحرا، نه خشکی و نه دریاها، نه [[ستارگان]] [[آسمان]] و نه موجودات ارضی و زمینی؛ نه حیوانات و نباتات، نه جمادات و موجودات بی‌جان و نه حتّی [[انسان]] و [[ملک]]. و توجّه دادن [[آیات قرآن]] در آن زمان به این همه پدیده‌هایی که به منزله [[آیات]] [[خداوند]] هستند، نشان از تحولی است که در بین برخی از افراد هوشمند و طالب [[معرفت]] ایجاد کرده و مقدمه‌ای برای رویکرد [[اهل]] [[دانش]] به این همه پدیده‌ها برای توجه و [[شناخت]] کرده است.


البته برخی از [[دانشمندان اسلامی]] درباره این دسته از قسم‌های [[قرآن]] به نکته‌ای دیگر اشاره کرده‌اند و گفته‌اند: [[هدف]] از این سوگندها، [[تشویق]] و تحریص [[مردم]] به [[شناخت]] [[طبیعت]] و [[آفرینش]] [[خداوند]] به صورت کلی بوده است، تا در نتیجه، آنان به مطالعه و تحصیل [[علوم طبیعی]] و نجومی بپردازند و آگاهی‌های عمیق کسب کنند، اما این بیان می‌تواند [[هدف]] [[درجه]] دوم محسوب شود و [[قرآن]] در قلمرو و [[مقام]] بیان این مسائل توجه به اهداف [[معنوی]] و [[تربیتی]] است و جالب این جاست که بیشتر این قسم‌ها در سوره‌های مکی، جای دارد که نشان می‌دهد نسبتی میان دوران پیش از [[هجرت]] و بهره‌گیری از قسم برای بیان مطالب [[اعتقادی]] و [[معارف دینی]] وجود دارد. از این رو، سوگندها به‌گونه‌ای [[انتخاب]] شده‌اند که در [[جزا]] یا پاسخ قسم اثر می‌گذارند و همنوایی آنها با سایر [[آیات]]، تأثیر ویژه‌ای بر آن عبارات می‌گذارد. شاید [[بهترین]] مثال [[آیات]] ۱ تا ۱۰ [[سوره شمس]] است که چهار زوج قسم با موجودات یا پدیده‌هایی که [[تقابل]] دارند ([[خورشید و ماه]]، روز و [[شب]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، و آن‌چه نفس را شکل داده و [[فجور]] و تقوای آن را در آن نهاده است) به عنوان زمینه و تمهید مقدمه است برای بیان [[تقابل]] بین کسی که نفس/ [[دل]] خود را [[پاکیزه]] می‌دارد، و کسی که آن را [[پست]] و [[فرومایه]] می‌دارد. این سبک و سیاق خطابی در [[وحی]] متأخّر ([[مدنی]]) کم‌نمونه‌تر است. گاه عباراتی هست که فقط یک [[سوگند]] در آغاز آن می‌آید. و در [[وحی]] دوره [[مدنی]]، اصولاً قسم به ندرت می‌آید.
البته برخی از [[دانشمندان اسلامی]] درباره این دسته از قسم‌های [[قرآن]] به نکته‌ای دیگر اشاره کرده‌اند و گفته‌اند: [[هدف]] از این سوگندها، [[تشویق]] و تحریص [[مردم]] به [[شناخت]] طبیعت و [[آفرینش]] [[خداوند]] به صورت کلی بوده است، تا در نتیجه، آنان به مطالعه و تحصیل علوم طبیعی و نجومی بپردازند و آگاهی‌های عمیق کسب کنند، اما این بیان می‌تواند [[هدف]] [[درجه]] دوم محسوب شود و [[قرآن]] در قلمرو و [[مقام]] بیان این مسائل توجه به اهداف [[معنوی]] و [[تربیتی]] است و جالب این جاست که بیشتر این قسم‌ها در سوره‌های مکی، جای دارد که نشان می‌دهد نسبتی میان دوران پیش از [[هجرت]] و بهره‌گیری از قسم برای بیان مطالب [[اعتقادی]] و [[معارف دینی]] وجود دارد. از این رو، سوگندها به‌گونه‌ای [[انتخاب]] شده‌اند که در جزا یا پاسخ قسم اثر می‌گذارند و همنوایی آنها با سایر [[آیات]]، تأثیر ویژه‌ای بر آن عبارات می‌گذارد. شاید [[بهترین]] مثال [[آیات]] ۱ تا ۱۰ [[سوره شمس]] است که چهار زوج قسم با موجودات یا پدیده‌هایی که تقابل دارند ([[خورشید و ماه]]، روز و شب، [[آسمان]] و [[زمین]]، و آن‌چه نفس را شکل داده و [[فجور]] و تقوای آن را در آن نهاده است) به عنوان زمینه و تمهید مقدمه است برای بیان تقابل بین کسی که نفس/ [[دل]] خود را [[پاکیزه]] می‌دارد و کسی که آن را [[پست]] و [[فرومایه]] می‌دارد. این سبک و سیاق خطابی در [[وحی]] متأخّر (مدنی) کم‌نمونه‌تر است. گاه عباراتی هست که فقط یک [[سوگند]] در آغاز آن می‌آید. و در [[وحی]] دوره مدنی، اصولاً قسم به ندرت می‌آید.


البته خطاب قسم‌ها در [[سوره‌ها]] متفاوت است، در برخی از آنها خیلی روشن نیست که در اشاره به [[پیامبر]] باشد، مثلاً وقتی سخن از قلم می‌کند و با [[ضمیر]] “انت” بیان می‌کند، که روشن می‌شود، رابطه‌ای میان قلم و [[وحی]] و [[نگارش]] آن وجود دارد. اما برخی از آنها که با اسم ظاهر و یا [[ضمیر]] در اشاره به آن [[حضرت]] بیان شده است. مثلاً [[سوره ضحی]] با این سوگندها در [[آیات]] آغازین آن نازل شد و شاید اشاره به آن داشته باشد که تابش [[انوار]] [[وحی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]] به منزله [[آفتاب]] است که [[حیات]] و [[زندگی]] را [[نشاط]] می‌بخشد و موجب [[شادابی]] و بالیدن گیاهان می‌شود و [[دوران فترت]] پس از آن به مثابه [[شب]] است آن هنگام که فرو می‌افتد تا آرام گیرند و [[آدمیان]] برای [[کار و تلاش]] روز بعد، خود را آماده سازند.
البته خطاب قسم‌ها در [[سوره‌ها]] متفاوت است، در برخی از آنها خیلی روشن نیست که در اشاره به [[پیامبر]] باشد، مثلاً وقتی سخن از قلم می‌کند و با ضمیر “انت” بیان می‌کند، که روشن می‌شود، رابطه‌ای میان قلم و [[وحی]] و نگارش آن وجود دارد. اما برخی از آنها که با اسم ظاهر و یا ضمیر در اشاره به آن حضرت بیان شده است. مثلاً [[سوره ضحی]] با این سوگندها در [[آیات]] آغازین آن نازل شد و شاید اشاره به آن داشته باشد که تابش [[انوار]] [[وحی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]] به منزله [[آفتاب]] است که [[حیات]] و [[زندگی]] را [[نشاط]] می‌بخشد و موجب [[شادابی]] و بالیدن گیاهان می‌شود و [[دوران فترت]] پس از آن به مثابه شب است آن هنگام که فرو می‌افتد تا آرام گیرند و [[آدمیان]] برای کار و تلاش روز بعد، خود را آماده سازند.
#{{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ * مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ * وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند * تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی * و بی‌گمان تو را پاداشی بی‌پایان است * و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۱-۴.</ref>.
#{{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ * مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ * وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند * تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی * و بی‌گمان تو را پاداشی بی‌پایان است * و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۱-۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۱-۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۱-۴.</ref>.
خط ۲۶: خط ۲۷:
#{{متن قرآن|یس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ* عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * همانا تو بی‌گمان از فرستادگانی* بر راهی راست می‌دارد» سوره یس، آیه ۱-۴.</ref>.
#{{متن قرآن|یس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ* عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * همانا تو بی‌گمان از فرستادگانی* بر راهی راست می‌دارد» سوره یس، آیه ۱-۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا * إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ }}<ref>«سوگند به بادهای فرستاده پی در پی * بی‌گمان آنچه به شما وعده می‌دهند، روی‌دادنی است» سوره مرسلات، آیه ۱و ۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا * إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ }}<ref>«سوگند به بادهای فرستاده پی در پی * بی‌گمان آنچه به شما وعده می‌دهند، روی‌دادنی است» سوره مرسلات، آیه ۱و ۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}<ref>«سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}} در این کلمه به عصر [[سوگند]] یاد شده، و از نظر مضمونی که دو [[آیه]] بعد دارد، بسا مناسب‌تر آن باشد که منظور از عصر، [[عصر ظهور]] [[رسول خدا]] {{صل}} باشد، که عصر [[طلوع]] [[اسلام]] بر افق مجتمع بشری، و [[ظهور]] و [[غلبه حق بر باطل]] است، چون مضمون دو [[آیه]] بعد این است که [[خسران]] عالم [[انسان]] را فراگیر است و تنها کسانی را فرا نمی‌گیرد که از [[حق]] [[پیروی]] نموده، و در برابر آن [[صبر]] کنند، و این [[اقلیت]] عبارتند از کسانی که به [[خدا]] و روز [[جزا]] [[ایمان]] آورده و [[عمل صالح]] کنند<ref>ترجمه تفسیرالمیزان، ج۲۰، ص۶۰۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}<ref>«سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}} در این کلمه به عصر [[سوگند]] یاد شده، و از نظر مضمونی که دو [[آیه]] بعد دارد، بسا مناسب‌تر آن باشد که منظور از عصر، عصر ظهور [[رسول خدا]] {{صل}} باشد، که عصر طلوع [[اسلام]] بر افق مجتمع بشری، و [[ظهور]] و [[غلبه حق بر باطل]] است، چون مضمون دو [[آیه]] بعد این است که [[خسران]] عالم [[انسان]] را فراگیر است و تنها کسانی را فرا نمی‌گیرد که از [[حق]] [[پیروی]] نموده، و در برابر آن [[صبر]] کنند، و این [[اقلیت]] عبارتند از کسانی که به [[خدا]] و روز جزا [[ایمان]] آورده و [[عمل صالح]] کنند<ref>ترجمه تفسیرالمیزان، ج۲۰، ص۶۰۹.</ref>.
#{{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>.
#{{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>.
#{{متن قرآن|تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«سوگند به خداوند که ما به سوی امّت‌های پیش از تو (نیز پیامبرانی) فرستاده‌ایم امّا شیطان کردار آنان را در چشمشان آراست، پس او در آن روز سرور آنهاست و آنان را عذابی دردناک خواهد بود» سوره نحل، آیه ۶۳.</ref>.
#{{متن قرآن|تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«سوگند به خداوند که ما به سوی امّت‌های پیش از تو (نیز پیامبرانی) فرستاده‌ایم امّا شیطان کردار آنان را در چشمشان آراست، پس او در آن روز سرور آنهاست و آنان را عذابی دردناک خواهد بود» سوره نحل، آیه ۶۳.</ref>.
خط ۳۸: خط ۳۹:
== نکات ==
== نکات ==
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
# [[قسم]] [[خداوند]] به قلم و ابزار [[نوشتن]] برای [[تنزیه]] [[پیامبر]] از [[جنون]]، به [[واسطه نعمت]] و [[لطف]] [[پروردگار]]: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ * مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}؛
# [[قسم]] [[خداوند]] به قلم و ابزار نوشتن برای [[تنزیه]] [[پیامبر]] از جنون، به واسطه نعمت و [[لطف]] [[پروردگار]]: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ * مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به کتاب‌ها و نوشته‌ها، جهت تاکید برپاداش بی پایان [[خداوند]] به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ... * وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به کتاب‌ها و نوشته‌ها، جهت تاکید برپاداش بی پایان [[خداوند]] به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ... * وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به کتاب‌ها و نوشته‌ها، برای [[اخلاق]] بزرگ [[پیامبر]]: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ... * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به کتاب‌ها و نوشته‌ها، برای [[اخلاق]] بزرگ [[پیامبر]]: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ... * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] و [[قرآن]] جهت تأکید بر [[گمراه]] نبودن و [[هدایت]] پیشه بودن آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}. [[حسین]] بن خالد از [[امام]] ابی الحسن [[رضا]] {{ع}} [[روایت]] کرده که در پاسخ درباره {{متن قرآن|النَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ}}<ref>«و گیاه و درخت سجده می‌آورند» سوره الرحمن، آیه ۶.</ref> فرمود: {{متن قرآن|النَّجْمُ}} [[رسول الله]] است و [[خداوند]] او را در [[جایگاه]] مختلف به این نام نامیده است سپس [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى}} را قرائت کرد<ref>نورالثقلین ج۵ ص۱۴۵.</ref>. و بعضی گفته‌اند: مراد از {{متن قرآن|النَّجْمُ}}، “قرآن” است چون [[قرآن]] به طور نجومی (تدریجی) نازل شده است<ref>ر. ک: المیزان ج۹ ص۴۱.</ref>.
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] و [[قرآن]] جهت تأکید بر [[گمراه]] نبودن و [[هدایت]] پیشه بودن آن حضرت: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}. [[حسین]] بن خالد از [[امام]] ابی الحسن [[رضا]] {{ع}} [[روایت]] کرده که در پاسخ درباره {{متن قرآن|النَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ}}<ref>«و گیاه و درخت سجده می‌آورند» سوره الرحمن، آیه ۶.</ref> فرمود: {{متن قرآن|النَّجْمُ}} [[رسول الله]] است و [[خداوند]] او را در [[جایگاه]] مختلف به این نام نامیده است سپس [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى}} را قرائت کرد<ref>نورالثقلین ج۵ ص۱۴۵.</ref>. و بعضی گفته‌اند: مراد از {{متن قرآن|النَّجْمُ}}، “قرآن” است چون [[قرآن]] به طور نجومی (تدریجی) نازل شده است<ref>ر. ک: المیزان ج۹ ص۴۱.</ref>.
# [[سوگند]] [[خداوند]] به گسترش [[نور]] [[خورشید]] برای بیان وانگذاشتن [[پیامبر]] به حال خود و تأکید بر [[خشم]] نکردن بر آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|وَالضُّحَى *... مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به گسترش [[نور]] [[خورشید]] برای بیان وانگذاشتن [[پیامبر]] به حال خود و تأکید بر [[خشم]] نکردن بر آن حضرت: {{متن قرآن|وَالضُّحَى *... مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[نور]] [[خورشید]] درباره اعطا به [[پیامبر]] در [[آخرت]] به [[میزان]] [[رضایت]] آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|وَالضُّحَى *... وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}؛
# [[سوگند]] خداوند به [[نور]] [[خورشید]] درباره اعطا به [[پیامبر]] در [[آخرت]] به [[میزان]] [[رضایت]] آن حضرت: {{متن قرآن|وَالضُّحَى *... وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[شب]] و صبح، برای تأکید بر [[ابلاغ]] [[قرآن]] به [[پیامبر]] به وسیله فرستاده‌ای بزرگوار -[[جبرئیل]]: {{متن قرآن|وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ}}؛
# [[سوگند]] خداوند به [[شب]] و صبح، برای تأکید بر [[ابلاغ]] [[قرآن]] به [[پیامبر]] به وسیله فرستاده‌ای بزرگوار -[[جبرئیل]]: {{متن قرآن|وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ}}؛
# تأکید بر [[حقانیت]] [[رسالت پیامبر]] [[فلسفه]] [[سوگند]] [[خداوند]] به [[قرآن مجید]]: {{متن قرآن|ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ * بَلْ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ}}؛
# تأکید بر حقانیت [[رسالت پیامبر]] [[فلسفه]] [[سوگند]] [[خداوند]] به [[قرآن مجید]]: {{متن قرآن|ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ * بَلْ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[مکه]] [[شهر]] زادگاه و محل اقامت [[پیامبر]] برای [[آفریده]] شدن [[انسان]]، در [[رنج]] و [[سختی]]: {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ * لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[مکه]] [[شهر]] زادگاه و محل اقامت [[پیامبر]] برای [[آفریده]] شدن [[انسان]]، در [[رنج]] و [[سختی]]: {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ * لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[جان]] [[پیامبر]] جهت تأکید بر سرمستی و [[گمراهی]] [[قوم لوط]]: {{متن قرآن|لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[جان]] [[پیامبر]] جهت تأکید بر سرمستی و [[گمراهی]] [[قوم لوط]]: {{متن قرآن|لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ}}؛
خط ۵۴: خط ۵۵:
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[قرآن]] [[حکمت]] آمیز، برای تاکید بر حقّانیت و [[درستی]] [[رسالت پیامبر]]: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[قرآن]] [[حکمت]] آمیز، برای تاکید بر حقّانیت و [[درستی]] [[رسالت پیامبر]]: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[قرآن]]، جهت تأکید بر بودن [[پیامبر]] در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ *... عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[قرآن]]، جهت تأکید بر بودن [[پیامبر]] در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ *... عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}؛
# [[قسم]] [[خداوند]] به [[آیات]] نازل شده بر [[پیامبر]] برای حتمی بودن [[وعده خداوند]]: {{متن قرآن|وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا * إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ }}{{متن قرآن|وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا}}: وَ الْمُرْسَلاتِ مقسم بها، و منظور از مرسلات: آیاتی است که بر زبان [[جبریل]] به [[محمد]] {{صل}} است<ref>موسوعة القرآنیه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>.
# [[قسم]] [[خداوند]] به [[آیات]] نازل شده بر [[پیامبر]] برای حتمی بودن وعده خداوند: {{متن قرآن|وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا * إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ }}{{متن قرآن|وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا}}: وَ الْمُرْسَلاتِ مقسم بها، و منظور از مرسلات: آیاتی است که بر زبان [[جبریل]] به [[محمد]] {{صل}} است<ref>موسوعة القرآنیه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>.
# قسم به [[عصر پیامبر]] جهت تأکید بر خسارت بار بودن وضع [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}؛
# قسم به عصر پیامبر جهت تأکید بر خسارت بار بودن وضع [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[ربوبیت]] خویش، جهت بیان [[بی‌ایمانی]] اعراض‌کنندگان از [[قضاوت]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به [[ربوبیت]] خویش، جهت بیان بی‌ایمانی اعراض‌کنندگان از [[قضاوت]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به خود جهت تأکید بر ارسال پیامبرانی پیش از [[پیامبر اسلام]]: {{متن قرآن|تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ...}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] به خود جهت تأکید بر ارسال پیامبرانی پیش از [[پیامبر اسلام]]: {{متن قرآن|تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ...}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] برای تأکید بر داشتن [[قدرت]] محو و زایل نمودن تمامی [[معارف]] [[وحی]] شده به [[پیامبر]] در صورت تعلق [[مشیت]] ذات [[حق]]: {{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ...}} معنای [[آیه]] مورد بحث - و [[خدا]] داناتر است - چنین خواهد شد آن [[روح]] که بر تو نازل می‌شود و [[قرآن]] را به امر ما به تو [[القاء]] می‌کند از تحت [[قدرت]] ما خارج نیست و قسم می‌خورم که اگر بخواهیم همان [[روح]] را که کلمه [[القاء]] شده ما به تو است، از بین می‌بریم، آن وقت است که دیگر کسی را که به نفع تو و علیه ما [[وکیل]] به آن باشد نخواهی یافت یعنی کسی را نخواهی جست که از تو [[دفاع]] نموده و ما را محکوم و مجبور به برگرداندن آن نماید<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۷۸.</ref>.
# [[سوگند]] [[خداوند]] برای تأکید بر داشتن [[قدرت]] محو و زایل نمودن تمامی معارف [[وحی]] شده به [[پیامبر]] در صورت تعلق [[مشیت]] ذات [[حق]]: {{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ...}} معنای [[آیه]] مورد بحث - و [[خدا]] داناتر است - چنین خواهد شد آن [[روح]] که بر تو نازل می‌شود و [[قرآن]] را به امر ما به تو القاء می‌کند از تحت [[قدرت]] ما خارج نیست و قسم می‌خورم که اگر بخواهیم همان [[روح]] را که کلمه القاء شده ما به تو است، از بین می‌بریم، آن وقت است که دیگر کسی را که به نفع تو و علیه ما [[وکیل]] به آن باشد نخواهی یافت یعنی کسی را نخواهی جست که از تو [[دفاع]] نموده و ما را محکوم و مجبور به برگرداندن آن نماید<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۷۸.</ref>.
# [[سوگند]] [[خداوند]] جهت [[تهدید]] [[منافقان]] [[مدینه]]، به مسلّط گردانیدن [[پیامبر]] بر آنان، در صورت دست بر نداشتن از توطئه‌گری آنان: {{متن قرآن|لَئِنْ<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ}} در اثبات سوگند بودن به این نکته ادبی توجه شود که لام در لئن برای آماده کردن معنای قسم است و إن شرطیه است و {{متن قرآن|لَمْ}} حرف نفی و قلب و جزم است و {{متن قرآن|يَنْتَهِ}} فعل مضارع مجزوم به لم و به مثابه فعل شرط است و کلمه المنافقون فاعل او و الذین عطف علی المنافقون است و {{متن قرآن|فِي قُلُوبِهِمْ}} خبر مقدم و مرض مبتدای مؤخر و جمله اسمیه و صله موصول است. (اعراب القرآن و بیانه، ج۸، ص۴۸).</ref> لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] جهت [[تهدید]] [[منافقان]] [[مدینه]]، به مسلّط گردانیدن [[پیامبر]] بر آنان، در صورت دست بر نداشتن از توطئه‌گری آنان: {{متن قرآن|لَئِنْ<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ}} در اثبات سوگند بودن به این نکته ادبی توجه شود که لام در لئن برای آماده کردن معنای قسم است و إن شرطیه است و {{متن قرآن|لَمْ}} حرف نفی و قلب و جزم است و {{متن قرآن|يَنْتَهِ}} فعل مضارع مجزوم به لم و به مثابه فعل شرط است و کلمه المنافقون فاعل او و الذین عطف علی المنافقون است و {{متن قرآن|فِي قُلُوبِهِمْ}} خبر مقدم و مرض مبتدای مؤخر و جمله اسمیه و صله موصول است. (اعراب القرآن و بیانه، ج۸، ص۴۸).</ref> لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]]، برای [[صادق بودن]] رؤیای [[پیامبر]] درباره داخل شدن در [[مسجد الحرام]]، در حال [[امنیت]] و پس از تراشیدن سر و انجام [[عمل]] [[تقصیر]]: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]]، برای [[صادق بودن]] رؤیای [[پیامبر]] درباره داخل شدن در [[مسجد الحرام]]، در حال [[امنیت]] و پس از تراشیدن سر و انجام [[عمل]] [[تقصیر]]: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] جهت حتمی بودن اعطای [[قبله]] مورد [[رضایت]] [[پیامبر]] به آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ<ref>{{متن قرآن|فَلَنُوَلِّيَنَّكَ}} {{عربی|الفاء عاطفة للتعلیل، و اللام موطّئة للقسم}} (اعراب القرآن و بیانه، ج۱، ص۲۰۷).</ref> قِبْلَةً تَرْضَاهَا...}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] جهت حتمی بودن اعطای [[قبله]] مورد [[رضایت]] [[پیامبر]] به آن حضرت: {{متن قرآن|قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ<ref>{{متن قرآن|فَلَنُوَلِّيَنَّكَ}} {{عربی|الفاء عاطفة للتعلیل، و اللام موطّئة للقسم}} (اعراب القرآن و بیانه، ج۱، ص۲۰۷).</ref> قِبْلَةً تَرْضَاهَا...}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] برای اعلام قطعیت [[تسلیم نشدن]] [[اهل کتاب]] در برابر [[قبله]] [[مسلمانان]]، و [[پیروی]] نکردن [[پیامبر]] از [[قبله]] آنان: {{متن قرآن|وَلَئِنْ<ref>{{متن قرآن|وَلَئِنِ}} {{عربی|واو استئنافیة، و اللام موطّئة للقسم، و إن شرطیة}}: (اعراب القرآن، ج۱، ص۲۰۹).</ref> أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ...}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]] برای اعلام قطعیت [[تسلیم نشدن]] [[اهل کتاب]] در برابر [[قبله]] [[مسلمانان]]، و [[پیروی]] نکردن [[پیامبر]] از [[قبله]] آنان: {{متن قرآن|وَلَئِنْ<ref>{{متن قرآن|وَلَئِنِ}} {{عربی|واو استئنافیة، و اللام موطّئة للقسم، و إن شرطیة}}: (اعراب القرآن، ج۱، ص۲۰۹).</ref> أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ...}}؛
# [[سوگند]] [[خداوند]]، برای بیان [[عظمت]] اعطای [[آیات]] روشن به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۴۴۵.</ref>.
# [[سوگند]] [[خداوند]]، برای بیان عظمت اعطای [[آیات]] روشن به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۴۴۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش