بنی بتع بن زید: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی خیار بن مالک | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== آن‌گونه که از متون تاریخی پیداست، بتعی‌ها -که از آنان به عنوان حاکمان سبأ و ریدان یاد می‌شود- از نفوذ وسیع و جایگاه برجسته‌ای در یمن...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
خط ۷: خط ۷:


==مقدمه==
==مقدمه==
آن‌گونه که از متون [[تاریخی]] پیداست، بتعی‌ها -که از آنان به عنوان [[حاکمان]] [[سبأ]] و ریدان یاد می‌شود- از [[نفوذ]] وسیع و جایگاه برجسته‌ای در [[یمن]] برخوردار بوده و سرزمین‌های بزرگی داشته‌اند که حاز، [[بیت]] غفر، [[حجه]]، [[حجت]] و... در درون بلاد همدان را در بر داشته است<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۵۹.</ref>. آنان بخشی از این سرزمین‌های پهناور را به فروعات و [[طوایف]] بتع و غیر بتع [[اجاره]] می‌دادند و [[سود]] هنگفتی از آن عائد خود می‌کردند. رؤسای [[قبایل]] و طوایفی که این [[زمین‌ها]] را از بتع اجاره می‌کردند، به‌واسطه سکونت در [[سرزمین]] اقیال بتع و [[همسایگی]] با آنها، خود را پیرو آنها می‌دانستند و برای ایشان برای خود [[حق]] [[سیادت]] و بزرگی قائل بودند. آنها از این حق در نوشته‌هایشان با عبارت: «إدم بتع» یا «أدم بتع» یعنی: «[[بندگان]] یا نوکران بتع» یاد می‌کردند و خود را از [[پیروان]] و مطیعان آنها معرفی می‌کردند. آنان، نام اقیال بتع را در نوشته‌های خود ذکر می‌کردند و [[فضایل]] و [[یاری]] آنان را می‌ستودند و برای [[طول عمر]] و خیر و برکتشان [[دعا]] می‌کردند و [[امیدوار]] بودند که خدایانشان بر [[سعادت]] و [[مقام]] و سود آنان بیفزایند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۵۹-۶۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
آن‌گونه که از متون [[تاریخی]] پیداست، بتعی‌ها -که از آنان به عنوان [[حاکمان]] [[سبأ]] و ریدان یاد می‌شود- از [[نفوذ]] وسیع و جایگاه برجسته‌ای در [[یمن]] برخوردار بوده و سرزمین‌های بزرگی داشته‌اند که حاز، [[بیت]] غفر، [[حجه]]، [[حجت]] و... در درون بلاد همدان را در بر داشته است<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۵۹.</ref>. آنان بخشی از این سرزمین‌های پهناور را به فروع و [[طوایف]] بتع و غیر بتع [[اجاره]] می‌دادند و [[سود]] هنگفتی از آن عائد خود می‌کردند. رؤسای [[قبایل]] و طوایفی که این [[زمین‌ها]] را از بتع اجاره می‌کردند، به‌واسطه سکونت در [[سرزمین]] اقیال بتع و [[همسایگی]] با آنها، خود را پیرو آنها می‌دانستند و برای ایشان برای خود [[حق]] [[سیادت]] و بزرگی قائل بودند. آنها از این حق در نوشته‌هایشان با عبارت: «إدم بتع» یا «أدم بتع» یعنی: «[[بندگان]] یا نوکران بتع» یاد می‌کردند و خود را از [[پیروان]] و مطیعان آنها معرفی می‌کردند. آنان، نام اقیال بتع را در نوشته‌های خود ذکر می‌کردند و [[فضایل]] و [[یاری]] آنان را می‌ستودند و برای [[طول عمر]] و خیر و برکتشان [[دعا]] می‌کردند و [[امیدوار]] بودند که خدایانشان بر [[سعادت]] و [[مقام]] و سود آنان بیفزایند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۵۹-۶۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


==بنی بَتَع بن زید==
==بنی بَتَع بن زید==
این [[طایفه]] [[قحطانی]] که برخی، از آنها با نام «بتع»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۸-۵۰۹.</ref> و بعضی دیگر، با اسامی دیگری همچون «تنع»<ref>ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.</ref> و «سبع»<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref> از ایشان یاد کرده‌اند، از شعب و فروعات [[بنی خیار بن مالک]] هستند که [[نسب]] از بَتَع بن زید بن اوسلة بن ربیعة بن خیار بن مالک بن زید بن کهلان بن سبأ بن یشجب بن یعرب بن قحطان<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۸-۵۰۹. نیز ر.ک: ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.</ref> و به [[نقلی]] [[بتع بن یحضب بن صوار]]<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۵؛ زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۴۹ به نقل از نشوان بن سعید حمیری.</ref> می‌برند. آنها بعدها به همراه بنی عبد إل بن زید بن اوسله به همدان وارد شدند و [[نسب]] از آنها گرفتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۸-۵۰۹؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲. نیز ر.ک: حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. شاید از همین‌روست که «[[همدانی]]»، نسب این [[طایفه]] را [[بتع بن زید بن عمرو بن همدان بن مالک]] برشمرده است<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. «[[بتع الملک بن زید]]»، از همسرش جمیله بنت صوار بن عبد شمس صاحب دو پسر به اسامی علهان و نهفان شد که بعد از او عهده‌دار [[پادشاهی]] [[قوم]] خود گردیدند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. به گفته [[علماء]] [[بنی همدان]]، بتع الملک که [[سدّ]] بتع در «الخشب» –بین صنعاء و [[سرزمین]] همدان- بدو منسوب است، پس از ابوشرح به [[سلطنت]] رسید و این پادشاهی، تا ظهور «[[رائش]]»، همچنان لاینقطع در [[نسل]] او باقی ماند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۴۳. نیز ر.ک: بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۴.</ref>. پادشاهی بتع را مقارن با [[نبوت]] یوسف [[پیامبر]]{{ع}} گفته‌اند؛ چندان که در بعضی از [[اخبار]] [[یمن]] قدیم به [[خشکسالی]] معروف دوران این پیامبر{{صل}} اشاره شده، آمده است چون در [[زمان]] یوسف پیامبر{{ع}} در یمن خشکسالی پدید آمد و ملخ‌ها به سرزمینشان حمله‌ور شدند، یمن و [[حجاز]] و نجد با پیشینه خشکی اقلیمش و بی‌آب و علفی سرزمینش، اوضاع و احوال فاجعه‌باری به خود گرفتند. پس، بتع به پسرانش علهان و نهفان دستور داد تا به [[ولید بن ریان]] - خزانه‌دار [[پادشاه مصر]] - [[نامه]] بنویسند. آن دو، علاوه بر آن نامه‌ای هم به [[عزیز مصر]] - [[یوسف نبی]]{{ع}} - [[نامه]] نوشته از او درخواست کردند تا تدابیری برای [[محافظت]] از فرستادگانشان که با کالاها و هدایایشان رهسپار [[سرزمین مصر]] شده بودند، بیندیشد. فرستادگان بتع با [[سختی]] و [[گرفتاری]] بسیار در حالی که بسیاری از چهارپایانشان را ملخ پوشانده بود، به [[مصر]] وارد شدند. ورود ایشان با این وضع رقت‌بار، یوسف نبی{{ع}} را بسیار ناراحت کرد؛ از این‌رو، پس از [[آموزش دادن]] چگونگی حفر [[چاه]] به آنها، دستور داد تا به مملکت خود بازگردند و برای [[رهایی]] از مشکل [[خشکسالی]]، در آنجا به حفر چاه بپردازند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۴.</ref>.
این [[طایفه]] [[قحطانی]] که برخی، از آنها با نام «بتع»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۸-۵۰۹.</ref> و بعضی دیگر، با اسامی دیگری همچون «تنع»<ref>ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.</ref> و «سبع»<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref> از ایشان یاد کرده‌اند، از شعب و فروع [[بنی خیار بن مالک]] هستند که [[نسب]] از بَتَع بن زید بن اوسلة بن ربیعة بن خیار بن مالک بن زید بن کهلان بن سبأ بن یشجب بن یعرب بن قحطان<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۸-۵۰۹. نیز ر.ک: ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.</ref> و به [[نقلی]] [[بتع بن یحضب بن صوار]]<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۵؛ زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۴۹ به نقل از نشوان بن سعید حمیری.</ref> می‌برند. آنها بعدها به همراه بنی عبد إل بن زید بن اوسله به همدان وارد شدند و [[نسب]] از آنها گرفتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۸-۵۰۹؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲. نیز ر.ک: حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. شاید از همین‌روست که «[[همدانی]]»، نسب این [[طایفه]] را [[بتع بن زید بن عمرو بن همدان بن مالک]] برشمرده است<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. «[[بتع الملک بن زید]]»، از همسرش جمیله بنت صوار بن عبد شمس صاحب دو پسر به اسامی علهان و نهفان شد که بعد از او عهده‌دار [[پادشاهی]] [[قوم]] خود گردیدند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. به گفته [[علماء]] [[بنی همدان]]، بتع الملک که [[سدّ]] بتع در «الخشب» –بین صنعاء و [[سرزمین]] همدان- بدو منسوب است، پس از ابوشرح به [[سلطنت]] رسید و این پادشاهی، تا ظهور «[[رائش]]»، همچنان لاینقطع در [[نسل]] او باقی ماند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۴۳. نیز ر.ک: بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۴.</ref>. پادشاهی بتع را مقارن با [[نبوت]] یوسف [[پیامبر]]{{ع}} گفته‌اند؛ چندان که در بعضی از [[اخبار]] [[یمن]] قدیم به [[خشکسالی]] معروف دوران این پیامبر{{صل}} اشاره شده، آمده است چون در [[زمان]] یوسف پیامبر{{ع}} در یمن خشکسالی پدید آمد و ملخ‌ها به سرزمینشان حمله‌ور شدند، یمن و [[حجاز]] و نجد با پیشینه خشکی اقلیمش و بی‌آب و علفی سرزمینش، اوضاع و احوال فاجعه‌باری به خود گرفتند. پس، بتع به پسرانش علهان و نهفان دستور داد تا به [[ولید بن ریان]] - خزانه‌دار [[پادشاه مصر]] - [[نامه]] بنویسند. آن دو، علاوه بر آن نامه‌ای هم به [[عزیز مصر]] - [[یوسف نبی]]{{ع}} - [[نامه]] نوشته از او درخواست کردند تا تدابیری برای [[محافظت]] از فرستادگانشان که با کالاها و هدایایشان رهسپار [[سرزمین مصر]] شده بودند، بیندیشد. فرستادگان بتع با [[سختی]] و [[گرفتاری]] بسیار در حالی که بسیاری از چهارپایانشان را ملخ پوشانده بود، به [[مصر]] وارد شدند. ورود ایشان با این وضع رقت‌بار، یوسف نبی{{ع}} را بسیار ناراحت کرد؛ از این‌رو، پس از [[آموزش دادن]] چگونگی حفر [[چاه]] به آنها، دستور داد تا به مملکت خود بازگردند و برای [[رهایی]] از مشکل [[خشکسالی]]، در آنجا به حفر چاه بپردازند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۴.</ref>.


علاوه بر ذکر اسامی برخی [[ملوک]] این [[قوم]] و اقدامات انجام گرفته از سوی آنان که در برخی منابع مفصل بدانها پرداخته شده است<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲-۳.</ref>، از دیگر وقایع مهم [[جاهلی]] این قوم می‌توان به برگزاری [[مناسک حج]]، بر گرد خانه‌ای در منطقه [[یمن]] توسط یکی از خاندان‌های این [[طایفه]] به نام «ریام» - که در بلندای [[کوه]] [[ذبیان بن علیان بن ارحب]] زندگی می‌کردند - اشاره کرد<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. همچنین، [[همراهی]] ینوف ذو بتع بن موهب إلّ - از قیل‌های بزرگ یمن - با [[بلقیس]] دختر هدهاد [[حمیری]] - [[ملکه]] معروف یمن - و رفتن نزد سلیمان [[نبی]]{{ع}} هم از دیگر وقایع مهمی است که نامی از این طایفه و [[مردم]] آن را در صفحات [[تاریخ]] به ثبت رسانده است<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۳. نیز ر.ک: طبری، تاریخ الامم و الرسل، ج۱، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
علاوه بر ذکر اسامی برخی [[ملوک]] این [[قوم]] و اقدامات انجام گرفته از سوی آنان که در برخی منابع مفصل بدانها پرداخته شده است<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲-۳.</ref>، از دیگر وقایع مهم [[جاهلی]] این قوم می‌توان به برگزاری [[مناسک حج]]، بر گرد خانه‌ای در منطقه [[یمن]] توسط یکی از خاندان‌های این [[طایفه]] به نام «ریام» - که در بلندای [[کوه]] [[ذبیان بن علیان بن ارحب]] زندگی می‌کردند - اشاره کرد<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۲.</ref>. همچنین، [[همراهی]] ینوف ذو بتع بن موهب إلّ - از قیل‌های بزرگ یمن - با [[بلقیس]] دختر هدهاد [[حمیری]] - [[ملکه]] معروف یمن - و رفتن نزد سلیمان [[نبی]]{{ع}} هم از دیگر وقایع مهمی است که نامی از این طایفه و [[مردم]] آن را در صفحات [[تاریخ]] به ثبت رسانده است<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۳. نیز ر.ک: طبری، تاریخ الامم و الرسل، ج۱، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش