پرش به محتوا

بنی سلمة بن سعد در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱۵: خط ۱۱۵:
از فعالیت‌ها و نقش‌آفرینی‌های مردان [[بنی سلمه]] در دوران [[خلیفه سوم]] هم، می‌توان به [[میانجیگری]] برخی [[رجال]] این [[قوم]] بین عثمان و معترضان [[مصری]] در ماجرای [[شورش]] بلاد علیه عثمان و سپس قتل او اشاره کرد. در پی گسترش [[اعتراضات]] مردمی و فراهم آمدن گروه‌هایی از [[مردم]] معترض [[عراق]] و [[مصر]] در «[[ذی خشب]]»، به درخواست عثمان، برخی از رجال بنام بنی سلمه همچون [[کعب بن مالک بن ابی کعب]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۵۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۵۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۶۳.</ref> و در روایتی دیگر [[جابر بن عبدالله بن حرام انصاری]]<ref>ابن شَبّه نمیری، تاریخ المدینه المنوره، ج۳، ص۱۱۳۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۴۴۱.</ref> همراه با [[امام علی]]{{ع}} و حدود سی تن از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]]، جهت میانجیگری، نزد معترضان رفتند و ضمن [[گفتگو]] با ایشان، آنان را [[راضی]] به بازگشت نمودند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۵۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۵۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۶۳.</ref>.
از فعالیت‌ها و نقش‌آفرینی‌های مردان [[بنی سلمه]] در دوران [[خلیفه سوم]] هم، می‌توان به [[میانجیگری]] برخی [[رجال]] این [[قوم]] بین عثمان و معترضان [[مصری]] در ماجرای [[شورش]] بلاد علیه عثمان و سپس قتل او اشاره کرد. در پی گسترش [[اعتراضات]] مردمی و فراهم آمدن گروه‌هایی از [[مردم]] معترض [[عراق]] و [[مصر]] در «[[ذی خشب]]»، به درخواست عثمان، برخی از رجال بنام بنی سلمه همچون [[کعب بن مالک بن ابی کعب]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۵۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۵۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۶۳.</ref> و در روایتی دیگر [[جابر بن عبدالله بن حرام انصاری]]<ref>ابن شَبّه نمیری، تاریخ المدینه المنوره، ج۳، ص۱۱۳۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۴۴۱.</ref> همراه با [[امام علی]]{{ع}} و حدود سی تن از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]]، جهت میانجیگری، نزد معترضان رفتند و ضمن [[گفتگو]] با ایشان، آنان را [[راضی]] به بازگشت نمودند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۵۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۵۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۶۳.</ref>.
از حضور بنی سلمه در کسوت [[کارگزاری]] [[خلفا]] در این دوران جز اخباری از دستیابی جابر بن عبدالله بن حرام انصاری به [[منصب]] [[عریف]]<ref>عریف فردی از قبیله بود که خلیفه وی را به ریاست قبیله یا طایفه منصوب می‌کرد و او رابط خلیفه و افراد قبیله به شمار می‌آمد.</ref> قوم خود در [[زمان]] خلافت عمر بن خطّاب، [[آگاهی]] دیگری به‌دست نیامده است<ref>ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
از حضور بنی سلمه در کسوت [[کارگزاری]] [[خلفا]] در این دوران جز اخباری از دستیابی جابر بن عبدالله بن حرام انصاری به [[منصب]] [[عریف]]<ref>عریف فردی از قبیله بود که خلیفه وی را به ریاست قبیله یا طایفه منصوب می‌کرد و او رابط خلیفه و افراد قبیله به شمار می‌آمد.</ref> قوم خود در [[زمان]] خلافت عمر بن خطّاب، [[آگاهی]] دیگری به‌دست نیامده است<ref>ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
==بنی سلمة بن سعد و تعامل با [[دولت علوی]]{{ع}}==
پس از [[قتل عثمان]] و [[به خلافت رسیدن امام علی]]{{ع}}، [[بنی سلمه]] نیز در کنار دیگر [[انصار]] و [[مهاجرین]] با امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۵۴.</ref> و در حوادث و وقایع دوران [[حکومت علوی]]{{ع}} [[یار]] و مددکار ایشان در امور گردیدند که از چهره‌های شاخص آنان می‌توان از [[ابوقتاده انصاری]] یاد کرد. [[ابوقتاده]] پس از بیعت با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با ایشان همراه شد و در امور [[دولت]] ایشان از جمله در جنگ‌های ایشان حضوری فعال از خود نشان داد. نخستین حضور او در [[سپاه امام علی]]{{ع}}، در [[نبرد جمل]] در [[سال ۳۶ هجری]] رقم خورد. بعد از [[بیعت مردم با امیرالمؤمنین]]{{ع}}، قریشیانی که از [[عدل امام علی]]{{ع}} در [[رنج]] بودند و ضرر آن را برای خود بسیار جدی می‌دیدند، به تکاپو افتادند؛ تا این که چاره کار را [[عصیان]] و [[سرکشی]] و [[نبرد]] نظامی با حکومت علوی{{ع}} دیدند. آنان [[بصره]] را به عنوان پایگاه [[شورش]] خود در نظر گرفتند. جمع [[ناکثین]] پس از [[تجهیز]] شدن توسط [[یعلی بن منبه]] -[[حاکم یمن]] در [[عهد]] عثمان- و [[اموال]] مسروقه [[بیت‌المال]] که او از [[یمن]] به [[مکه]] آورده بود<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۱۲۴.</ref>، همراه شخصیت‌های بنام [[قریش]] نظیر [[عایشه]]، [[طلحه]]، [[زبیر]]، [[مروان بن حکم]]، [[ولید بن عقبه]] و [[سعید بن عاص]] و بیش از هفتاد [[مرد]] [[قریشی]] دیگر عازم بصره شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۴۵۰-۴۵۲.</ref>. در بصره، آنان با [[خدعه]] و [[پیمان‌شکنی]]، کنترل [[شهر]] را به دست گرفتند و [[عثمان بن حنیف انصاری]] -[[حاکم]] امیرالمؤمنین{{ع}} در این شهر- را مورد ضرب و شتم قرار داده، سپس موهای سر و صورتش را کندند و از بصره اخراجش کردند<ref>شیخ مفید، نبرد جمل، ترجمه، ص۱۷۱؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ترجمه، ج۱، ص۵۹۸.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} پس از دریافت خبر [[نقض پیمان]] آنان، اعیان و [[بزرگان مدینه]] را نزد خود خواند و ضمن خطبه‌ای، آنان را به خود و [[جنگ]] با [[ناکثان]] و بیعت‌شکنندگان خواند. اما جز ۶ نفر از [[اصحاب]] [[بدری]] که [[ابوالهیثم بن تیهان]] و [[خذیمة بن ثابت ذوالشهادتین]] و [[ابوقتاده انصاری]] از جمله آنها بودند، کسی به [[یاری امام]]{{ع}} بر نخاست. [[ابوقتاده]] در دیداری که پس از این واقعه با حضرت داشت، با اشاره به [[شمشیر]] خود به ایشان عرضه داشت: «ای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[پیغمبر]]{{صل}} این شمشیر را به تنم آویخت و این شمشیر مدتی در غلاف بوده و اکنون [[وقت]] آن است که من آن را از غلاف بیرون بکشم و با آن این [[قوم]] [[ستمگر]] را بکشم.؛ چراکه آنها همیشه به این [[امت]] [[خیانت]] کرده‌اند. من دوست دارم که تو مرا پیش ببری و آماده [[نبرد]] کنی».<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۵۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۲۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱۳، ص۲۳۶.</ref> وی سپس [[امام]]{{ع}} را از [[مدینه]] تا [[بصره]] جهت [[جنگ]] با [[بیعت]] شکنان [[همراهی]] کرد<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۲۳۳.</ref>.
پس از [[حرکت]] [[سپاه امام علی]]{{ع}} سوی بصره و با پیوستن [[یاران]] [[کوفی]] به [[سپاه]] حضرت و در پی بی‌نتیجه ماندن مذاکرات با [[پیمان‌شکنان]]، [[جنگ جمل]]، در [[جمادی الاولی]] یا [[جمادی الثانی]] [[سال ۳۶ هجری]] آغاز شد. در این [[پیکار]]، امیرالمؤمنین{{ع}} بمانند دیگر گروه‌های حاضر در [[لشکر]] خود، برای [[قریش]] و [[انصار]] و دیگر حجازیان سپاه خود [[پرچم]] بست و [[فرماندهی]] آنان را به [[عبدالله بن عباس]] سپرد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶.</ref>. در جنگ جمل [[ابوقتاده نعمان بن ربعی انصاری]] از [[فرماندهان]] ارشد [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[فرمانده]] [[پیاده‌نظام]] لشکر حضرت بود<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۳۹.</ref>. ابوقتاده در جنگ‌های [[صفین]]<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۳۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۵۱.</ref> و [[نهروان]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۸۵؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref> نیز شرکت داشت. او در [[پیکار نهروان]] فرماندهی پیاده‌نظام سپاه امیرالمؤمنین{{ع}} را بر عهده داشت<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۱۰؛ ابن قتیبه دینوری، الامامة و السیاسه، ج۱، ص۱۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۸۵.</ref>.
علاوه بر [[ابوقتاده انصاری]]، از [[جابر بن عبدالله بن عمرو بن حرام]] هم به عنوان یکی دیگر از [[یاران]] سلمی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نام برده شده است. وی از جمله [[اصحاب]] بزرگ [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} به شمار می‌رفت که در کنار اصحاب گرانقدری همچون: [[ابوایوب انصاری]]، [[خالد بن زید]]، [[خزیمة بن ثابت]] معروف به [[ذوشهادتین]]، [[ابوسعید خدری]]، [[عبادة بن صامت]]، سهل و عثمان [[فرزندان]] [[حنیف]]، ابوعباس رازقی -تک سوار [[شجاع]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[جنگ احد]]- [[زید بن ارقم]]، سعید و قیس پسران سعد بن عباده، [[مسعود بن اسلم]]، [[عامر بن جبل]]، [[سهل بن سعید]]، [[نعمان بن عجلان]]، [[رفاعة بن مالک]]، [[جبلة بن عمرو ساعدی]] و گروهی دیگر از [[انصار]] که در هر دو [[بیعت عقبه]] و [[رضوان]] شرکت کرده بودند و در [[قرآن]] و لسان [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} نیز از آن‏ها [[تمجید]] شده است، با امیرالمؤمنین{{ع}} [[بیعت]] کرده بود<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>. جابر را از حاضران در [[صفین]] گفته‌اند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۰۷.</ref>. وی را همچنین از اعضای «‌شرطة الخمیس» -که گروهی [[جان]] بر کف و فدایی [[حضرت علی]]{{ع}} و همواره [[گوش به فرمان]] آن حضرت بودند،- دانسته‌اند<ref>ر.ک: احمد بن محمد برقی، کتاب الرجال، ص۴.</ref>. [[ابوالیسر کعب بن عمرو]] هم از دیگر اصحاب [[بدری]] [[رسول خدا]]{{صل}} بود که [[امام علی]]{{ع}} را در همه جنگ‌هایش [[همراهی]] کرده بود<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۳۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۷.</ref>.
علاوه بر میادین نظامی، عرصه [[کارگزاری]] نیز از جمله امور مهم دوران [[حکومت امام علی]]{{ع}} بود که برخی از [[مردم]] [[بنی سلمه]] در آن به خوبی ایفای نقش نمودند. پس از به [[خلافت]] رسیدن امیرالمؤمنین{{ع}} و بازگشت مجدد انصاری‌ها به صحنه [[سیاست]]، مردان بنی سلمه هم در شمار انصاری‌هایی ذکر شده‌اند که در کنار جمعی دیگر از مشاهیر انصار، بخش قابل توجهی از [[رجال سیاسی]] و نظامی [[حکومت]] آن حضرت را تشکیل می‌دادند. از جمله این [[کارگزاران]] [[ابوقتاده انصاری]] بود که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} وی را بعد از [[عزل]] [[خالد بن عباس بن هشام]] از [[حکمرانی]] [[مکه]]، به امارت این [[شهر]] [[منصوب]] کرد<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۷۴؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۲۲؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۵۲.</ref>. [[بلاذری]] نیز از [[جابر بن عبدالله بن عمرو بن حرام انصاری]] به عنوان [[والی مدینه]] یاد کرده اما از [[زمان]] امارت او سخنی به میان نیاورده است<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۸.</ref>.
در مقابل این گروه از بنی‌سلمه‌ای‌ها که در [[یاری]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} کمر [[همت]] بسته بودند، بعضی از مردان این [[قوم]] هم از [[بیعت]] با آن حضرت خودداری کردند و [[علم]] [[مخالفت]] با ایشان را بر افراشتند. [[کعب بن مالک بن ابی کعب]] معروف به «[[ابوالبشیر انصاری]]» از جمله این افراد بود. وی [[عثمانی]] بود و از [[قاعدین]] و کناره‌گیران از [[امام علی]]{{ع}} که در هیچ یک از [[جنگ‌ها]] ی ایشان شرکت نکرد<ref>ابونعیم اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۴۱۷.</ref>. او -همان‌گونه که گفته شد،- عثمان را علیه معترضان [[مصری]] یاری داد و بعد از [[قتل عثمان]] در جمع [[انصار]] در [[مسجد النبی]]{{صل}} به قرائت مرثیه‌ای برای عثمان پرداخت<ref>ابونعیم اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۴۱۷.</ref>. کعب پس از [[بیعت مردم با امام علی]]{{ع}}، همراه برخی دیگر از انصاری‌ها -همچون [[حسان بن ثابت]] و [[نعمان بن بشیر انصاری]]- از بیعت با امیرالمؤمنین{{ع}} خودداری کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۲۹-۴۳۰.</ref> و به [[بنی امیه]] در [[شام]] پیوست. وی [[زندگی]] در شام [[اموی]] را بهتر از زندگی در [[مدینه]] [[علوی]] می‌دانست<ref>ابونعیم اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۴۲۰. نیز ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۰، ص۱۷۶.</ref>. نقل است که کعب بن مالک بعد از قتل عثمان بر امیرالمؤمنین{{ع}} وارد شد و با [[امام]]{{ع}} درباره قتل عثمان به [[مجادله]] پرداخت. حضرت، پس از این [[گفتگو]]، او را بواسطه طرح سخنان بدون دلیل و [[بینه]]، از خود راند و به وی فرمود: هرگز در آن سرزمینی که ایشان در آن [[منزل]] دارند، او در آن مجاور نشود. از این‌رو، کعب نزد معاویه رفت و با این سخن که: «لکم الولایه و الکفایه» به [[تمجید]] و [[تکریم]] معاویه و دیگر [[امویان]] پرداخت. معاویه هم به [[پاس]] [[پناهندگی]] کعب و همراهانش، به او و [[حسان بن ثابت]] هر کدام هزار دینار بخشید و دیگر ملازم او -[[نعمان بن بشیر]]- را به امارت [[حمص]] برگزید<ref>ابونعیم اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۴۲۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۰، ص۱۷۷-۱۷۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۰۱

ویرایش