پرش به محتوا

دارالندوه در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
در فاصله کمتر از سه ماه، بیشتر [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} رهسپار یثرب شدند. [[قریشیان]] [[احساس]] خطر کردند و برای جلوگیری از آن، به هر وسیله‌ای دست یازیدند. آنان به این منظور در آخر ماه صفر سال چهاردهم [[بعثت]] در [[دارالندوه]] گرد هم آمدند و به [[مشورت]] پرداختند.
دارالندوه، مجلس شورای [[مکه]] بود که جد چهارم [[پیامبر اعظم]] {{صل}}، [[قصی بن کلاب]] بنا نهاده بود و هنگام [[مرگ]] خویش، دستور داد تا فرزندش عبدالدار آن را اداره کند. پس از مدتی، این بنا جزو [[مسجد الحرام]] شد<ref>جوهری، کتاب لغت، ذیل واژه «دارالندوه».</ref>. البته برخی منابع، دارالندوه را [[منزل]] شخصی قصی بن کلاب خوانده‌اند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۳۱.</ref>. تاریخ‌نگاران به روزی که این [[اجتماع]] در دارالندوه تشکیل شد، «[[یوم]] الزحمه» [[لقب]] داده‌اند<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۹۹.</ref>. به خاطر اهمیت موضوع، هرکس که اهل رأی بود، در این جلسه مشورتی شرکت می‌کرد<ref>ابن سعد، طبقات، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.


دارالندوه، مجلس شورای [[مکه]] بود که جد چهارم [[پیامبر اعظم]] {{صل}}، [[قصی بن کلاب]] بنا نهاده بود و هنگام [[مرگ]] خویش، دستور داد تا فرزندش عبدالدار آن را اداره کند. پس از مدتی، این بنا جزو [[مسجد الحرام]] شد<ref>جوهری، کتاب لغت، ذیل واژه «دارالندوه».</ref>. البته برخی منابع، دارالندوه را [[منزل]] شخصی قصی بن کلاب خوانده‌اند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۳۱.</ref>. [[تاریخ‌نگاران]] به روزی که این [[اجتماع]] در دارالندوه تشکیل شد، «[[یوم]] الزحمه» [[لقب]] داده‌اند<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۹۹.</ref>. به خاطر اهمیت موضوع، هرکس که [[اهل رأی]] بود، در این جلسه مشورتی شرکت می‌کرد<ref>ابن سعد، طبقات، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.
[[قریشیان]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دعوت به [[اسلام]] [[احساس]] خطر کردند و برای جلوگیری از آن، به هر وسیله‌ای دست یازیدند. آنان به این منظور در آخر ماه صفر سال چهاردهم [[بعثت]] در [[دارالندوه]] گرد هم آمدند و به [[مشورت]] پرداختند.


در متون [[تاریخی]]، شمار شرکت‌کنندگان متفاوت نقل شده است، ولی بنابر نقل بیشتر کتاب‌های تاریخی، این تعداد بیش از ۴۰ نفر بوده است که همگی بیشتر از ۴۰ سال سن داشته‌اند؛ تنها [[عتبه بن ربیعه]] کمتر از ۴۰ سال داشت<ref>اعلام الوری، ص۶۱.</ref>. برخی از این افراد عبارتند از: [[امیه بن خلف]]، [[ابوجهل بن هشام]]، [[نضر بن حارث]]، [[شیبه بن ربیعه]]، عتبه بن ربیعه و [[ابوسفیان]] [[حرب]].
در متون [[تاریخی]]، شمار شرکت‌کنندگان متفاوت نقل شده است، ولی بنابر نقل بیشتر کتاب‌های تاریخی، این تعداد بیش از ۴۰ نفر بوده است که همگی بیشتر از ۴۰ سال سن داشته‌اند؛ تنها [[عتبه بن ربیعه]] کمتر از ۴۰ سال داشت<ref>اعلام الوری، ص۶۱.</ref>. برخی از این افراد عبارت‌اند از: [[امیه بن خلف]]، [[ابوجهل بن هشام]]، [[نضر بن حارث]]، [[شیبه بن ربیعه]]، [[عتبه بن ربیعه]] و [[ابوسفیان حرب]].


بسیاری از تاریخ‌نگاران به حضور [[ابلیس]] در قالب پیرمردی [[نجدی]] در اجتماع دارالندوه اشاره کرده‌اند که روایت‌هایی نیز در [[تأیید]] این مطلب وجود دارد<ref>نک: بحارالانوار، ج۱۹، ص۴۶؛ عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین تفسیر آیه ۳۰ از سوره انفال.</ref>. برخی [[پژوهشگران]]، حضور ابلیس را این‌گونه توجیه کرده‌اند که ابلیس به کسی گفته می‌شود که کار [[شیطان]] گونه می‌کند و چون پیرمرد نجدی در اجتماع دارالندوه، پیشنهادی [[شیطانی]] ارائه کرده است، به همین دلیل، به وی، ابلیس گفته‌اند<ref>رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ص۳۵۰ و ۳۵۱ پاورقی، برگرفته از: البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۷۴.</ref>.<ref>جمعی از نویسندگان، [[هجرت پیامبر اعظم (کتاب) (کتاب)|هجرت پیامبر اعظم]] ص ۹۴.</ref>
بسیاری از تاریخ‌نگاران به حضور [[ابلیس]] در قالب پیرمردی نجدی در اجتماع دارالندوه اشاره کرده‌اند که روایت‌هایی نیز در [[تأیید]] این مطلب وجود دارد<ref>نک: بحارالانوار، ج۱۹، ص۴۶؛ عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین تفسیر آیه ۳۰ از سوره انفال.</ref>. برخی پژوهشگران، حضور ابلیس را این‌گونه توجیه کرده‌اند که ابلیس به کسی گفته می‌شود که کار [[شیطان]] گونه می‌کند و چون پیرمرد نجدی در اجتماع دارالندوه، پیشنهادی [[شیطانی]] ارائه کرده است، به همین دلیل، به وی، ابلیس گفته‌اند<ref>رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ص۳۵۰ و ۳۵۱ پاورقی، برگرفته از: البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۷۴.</ref>.<ref>جمعی از نویسندگان، [[هجرت پیامبر اعظم (کتاب) (کتاب)|هجرت پیامبر اعظم]] ص ۹۴.</ref>


== پیشنهادهای دارالندوه ==
== پیشنهادهای دارالندوه ==
بی تردید در [[اجتماعی]] که چهل نفر از بزرگان یک [[قوم]] برای امر مهمی گرد هم می‌آیند، پیشنهادهای زیادی ارائه می‌شود، ولی می‌توان به سه پیشنهاد اساسی در این جلسه اشاره کرد:
بی تردید در [[اجتماعی]] که چهل نفر از بزرگان یک [[قوم]] برای امر مهمی گرد هم می‌آیند، پیشنهادهای زیادی ارائه می‌شود، ولی می‌توان به سه پیشنهاد اساسی در این جلسه اشاره کرد:
# نخستین پیشنهاد این بود که با [[اخراج]] [[پیامبر]] از [[مکه]]، ایشان را [[تبعید]] کنند<ref>ابن برهان حلبی، سیره حلبی، ج۲، ص۲۵-۲۶.</ref>. این پیشنهاد را [[اسود]] بن ربیع ارائه داد که با آن موافقت نشد؛ چون می‌دانستند در بیان پیامبر، اعجازی هست که هر کجا برود، می‌تواند همه را گِرد خود جمع کند و آنان را پیرو خویش سازد. آن گاه با هم‌دستی آنان بر [[مشرکان]] [[یورش]] خواهد آورد.
# نخستین پیشنهاد این بود که با [[اخراج]] [[پیامبر]] از [[مکه]]، ایشان را [[تبعید]] کنند<ref>ابن برهان حلبی، سیره حلبی، ج۲، ص۲۵-۲۶.</ref>. این پیشنهاد را [[اسود]] بن ربیع ارائه داد که با آن موافقت نشد؛ چون می‌دانستند در بیان پیامبر، اعجازی هست که هر کجا برود، می‌تواند همه را گِرد خود جمع کند و آنان را پیرو خویش سازد. آن گاه با هم‌دستی آنان بر [[مشرکان]] [[یورش]] خواهد آورد.
# شخصی که برخی، او را [[ابوالبختری]] و برخی دیگر، [[عروه بن هشام]] دانسته‌اند، گفت: بهتر است پیامبر را [[زندانی]] کنیم و از روزنه‌ای کوچک به او نان و آب بدهیم تا از این طریق، از انتشار [[آیین]] او جلوگیری کنیم<ref>ابن برهان حلبی، سیره حلبی، ج۲، ص۲۵-۲۶؛ فروغ ابدیت، ج۱، ص۳۴۳.</ref>. با این پیشنهاد نیز موافقت نشد؛ زیرا گفته شد [[یاران]] وی با شنیدن خبر دستگیری‌اش به ما [[حمله]] می‌کنند و او را [[نجات]] می‌دهند.
# شخصی که برخی، او را [[ابوالبختری]] و برخی دیگر، عروة بن هشام دانسته‌اند، گفت: بهتر است پیامبر را [[زندانی]] کنیم و از روزنه‌ای کوچک به او نان و آب بدهیم تا از این طریق، از انتشار [[آیین]] او جلوگیری کنیم<ref>ابن برهان حلبی، سیره حلبی، ج۲، ص۲۵-۲۶؛ فروغ ابدیت، ج۱، ص۳۴۳.</ref>. با این پیشنهاد نیز موافقت نشد؛ زیرا گفته شد [[یاران]] وی با شنیدن خبر دستگیری‌اش به ما حمله می‌کنند و او را [[نجات]] می‌دهند.
# پیشنهاد شد نه یک نفر، بلکه از هر قبیله‌ای یک نفر [[انتخاب]] شود و شبانه به [[خانه پیامبر]] یورش برند و او را به [[قتل]] رسانند؛ زیرا در این صورت، خونِ پیامبر در میان همه قبیله‌ها پخش می‌شود و [[بنی هاشم]] نمی‌توانند با همه قبیله‌ها بجنگند و به دیه [[راضی]] خواهند شد. حاضران این پیشنهاد را به اتفاق آرا پذیرفتند.
# پیشنهاد شد نه یک نفر، بلکه از هر قبیله‌ای یک نفر [[انتخاب]] شود و شبانه به [[خانه پیامبر]] یورش برند و او را به [[قتل]] رسانند؛ زیرا در این صورت، خونِ پیامبر در میان همه قبیله‌ها پخش می‌شود و [[بنی هاشم]] نمی‌توانند با همه قبیله‌ها بجنگند و به دیه [[راضی]] خواهند شد. حاضران این پیشنهاد را به اتفاق آرا پذیرفتند.


برخی گفته‌اند این پیشنهاد را [[ابوجهل]] داده است و مورد موافقت همه از جمله پیرمرد [[نجدی]] قرار گرفته است. دسته‌ای نیز بر این باورند که خود پیرمرد نجدی این پیشنهاد را مطرح کرده است.<ref>جمعی از نویسندگان، [[هجرت پیامبر اعظم (کتاب) (کتاب)|هجرت پیامبر اعظم]] ص ۹۴.</ref>
برخی گفته‌اند این پیشنهاد را [[ابوجهل]] داده است و مورد موافقت همه از جمله پیرمرد نجدی قرار گرفته است. دسته‌ای نیز بر این باورند که خود پیرمرد نجدی این پیشنهاد را مطرح کرده است<ref>جمعی از نویسندگان، [[هجرت پیامبر اعظم (کتاب) (کتاب)|هجرت پیامبر اعظم]]، ص ۹۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش