بنی ضبیعة بن زید: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۴۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰: خط ۲۰:


این قوم در [[جاهلیت]] به «کِسر الذَهَب؛ پاره‌های زر» [[شهرت]] داشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۴۱۱؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۵.</ref>. دلیل این نامگذاری شرافتی عنوان شده که این [[مردم]] در ایام [[جاهلی]] در میان [[قوم]] خود داشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵.</ref>. البته برخی منابع، دایره شمول این وصف را تنگ‌تر گرفته، تنها [[خاندان]] [[عامر بن عطاف بن ضبیعه]] را مشمول این [[لقب]] دانستند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵.</ref>. برخی دیگر هم، با وسعت بخشیدن به حدود آن، علاوه بر بنی ضبیعه، سایر [[فرزندان]] [[زید بن مالک بن عوف]] یعنی [[امیه]] و عبید را هم، داخل این وصف نموده، از جمیع آنان به عنوان «کسر الذهب» یاد کرده‌اند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. از بارزترین چهره‌های این [[قوم]] در تمام ادوار [[تاریخ]] [[جاهلی]] این [[طایفه]] می‌توان از [[ابوعامر بن صیفی]] معروف به «[[ابوعامر راهب]]» یاد کرد. ابوعامر از سران جاهلی [[اوس]] بود<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۱۳۲.</ref>. وی در [[جاهلیت]]، با [[اهل کتاب]] به [[مناظره]] می‌پرداخت و ضمن [[تمایل]] به [[نصرانیت]]، [[رهبانیت]] را پی می‌گرفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱۴، ص۳۵۹.</ref>. به سر بردن او در [[زمان جاهلیت]] به حال رهبانیت و به بر کردن لباس‌های پشمینه از سوی وی، موجب شده بود تا [[مردم]]، او را «[[راهب]]» لقب دهند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۴. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۳۸۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۴۳.</ref>. او مسافرت‌های بسیاری به [[شام]] داشت و دیدارهای بسیاری با مردم این [[دیار]] داشت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱۴، ص۳۵۹.</ref>. [[مردم یثرب]]، در ایام مقارن با [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به این [[شهر]]، خود را تحت [[اطاعت]] او و [[عبدالله بن ابی بن سلول]] که خود به [[ریاست]] [[انتخاب]] کرده بودند، قرار داده بودند. هر دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] به بزرگی و [[سیادت]] عبدالله بن ابی بن سلول گردن نهاده بودند و [[قبیله اوس]] هم [[ابوعامر عبدعمرو بن صیفی]] را به سیادت خویش برگزیده بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
این قوم در [[جاهلیت]] به «کِسر الذَهَب؛ پاره‌های زر» [[شهرت]] داشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۴۱۱؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۵.</ref>. دلیل این نامگذاری شرافتی عنوان شده که این [[مردم]] در ایام [[جاهلی]] در میان [[قوم]] خود داشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵.</ref>. البته برخی منابع، دایره شمول این وصف را تنگ‌تر گرفته، تنها [[خاندان]] [[عامر بن عطاف بن ضبیعه]] را مشمول این [[لقب]] دانستند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵.</ref>. برخی دیگر هم، با وسعت بخشیدن به حدود آن، علاوه بر بنی ضبیعه، سایر [[فرزندان]] [[زید بن مالک بن عوف]] یعنی [[امیه]] و عبید را هم، داخل این وصف نموده، از جمیع آنان به عنوان «کسر الذهب» یاد کرده‌اند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. از بارزترین چهره‌های این [[قوم]] در تمام ادوار [[تاریخ]] [[جاهلی]] این [[طایفه]] می‌توان از [[ابوعامر بن صیفی]] معروف به «[[ابوعامر راهب]]» یاد کرد. ابوعامر از سران جاهلی [[اوس]] بود<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۱۳۲.</ref>. وی در [[جاهلیت]]، با [[اهل کتاب]] به [[مناظره]] می‌پرداخت و ضمن [[تمایل]] به [[نصرانیت]]، [[رهبانیت]] را پی می‌گرفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱۴، ص۳۵۹.</ref>. به سر بردن او در [[زمان جاهلیت]] به حال رهبانیت و به بر کردن لباس‌های پشمینه از سوی وی، موجب شده بود تا [[مردم]]، او را «[[راهب]]» لقب دهند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۴. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۳۸۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۴۳.</ref>. او مسافرت‌های بسیاری به [[شام]] داشت و دیدارهای بسیاری با مردم این [[دیار]] داشت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱۴، ص۳۵۹.</ref>. [[مردم یثرب]]، در ایام مقارن با [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به این [[شهر]]، خود را تحت [[اطاعت]] او و [[عبدالله بن ابی بن سلول]] که خود به [[ریاست]] [[انتخاب]] کرده بودند، قرار داده بودند. هر دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] به بزرگی و [[سیادت]] عبدالله بن ابی بن سلول گردن نهاده بودند و [[قبیله اوس]] هم [[ابوعامر عبدعمرو بن صیفی]] را به سیادت خویش برگزیده بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
==اسلام بنی ضبیعة بن زید==
پس از [[پیمان عقبه اول]]، و در پی آن، ظهور [[اسلام در مدینه]]، [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}}، [[مصعب بن عمیر]] را جهت [[تبلیغ اسلام]] و [[آموزش قرآن]] و [[احکام اسلام]] به [[مدینه]] اعزام فرمود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۴؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۳۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۵۲.</ref>. با تلاش‌های مصعب بن عمیر و [[تبلیغات]] بی‌وقفه او، [[اسلام]] در تمام خانه‌های [[انصار]] آشکار شد و بیشتر خزرجی‌ها و نیز جمعی از [[مردم]] [[اوس]] که در قسمت‌های بالای [[شهر مدینه]] [[زندگی]] می‌کردند، [[مسلمان]] شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷.</ref>. این روند با ورود [[پیامبر]]{{صل}} به مدینه، ادامه یافت؛ چندان‌که دیری نگذشت که تقریباً تمامی خزرجی‌ها و بسیاری از تیره‌های [[اوسی]] از جمله [[بنی عمرو بن عوف]] که [[طایفه]] بنی ضبیعة بن زید جزئی از آن بودند مسلمان شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۳.</ref>. هر چند برخی منابع هم از [[معتب بن قشیر]] به عنوان یکی از حاضران در [[عقبه دوم]] نام بردند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۲۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۴۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۱۳۸.</ref> اما منابع معتبر دیگر<ref>من باب نمونه ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۵۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۰-۲۴۲.</ref>، در ذکر نام افراد حاضر در این واقعه، نامی از او و دیگر افراد بنی ضبیعه در عقبه دوم به میان نیاورده‌اند که این امر می‌تواند حاکی از عدم [[استحکام]] اسلام در بین مردم این طایفه در آن [[زمان]] باشد. حضور اندک مردم این [[قوم]] در [[جنگ بدر]] هم -که در بخش بعد بدان خواهیم پرداخت- هم می‌تواند دلیلی دیگر بر استقبال کم‌رمق این قوم در دست‌کم [[سال نخست هجرت]] از اسلام باشد.
در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان بنی ضبیعة بن زید، بسیاری از [[زنان]] این طایفه نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار می‌آمدند. از جمله زنان پیشتاز این قوم، که پس از [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند می‌توان از: [[شموس بنت ابوعامر راهب]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۶۵.</ref>، [[حبیبه بنت ابوعامر راهب]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۳. ابن حبیب از او با نام «جمیله بنت ابوعامر» یاد کرده است. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸)</ref>، [[عصیمه بنت ابوالاقلع]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۰.</ref>، [[جمیله بنت ثابت بن ابوالاقلع]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸.</ref>، [[شموس بنت نعمان بن عامر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۰.</ref>، [[تمیمه بنت ابوسفیان بن حارث]] بن قیس<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸.</ref>، [[لیلی بنت ابوسفیان بن حارث بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸.</ref> و عائشه یا [[مریم بنت ابوسفیان بن حارث بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش