بنی ضبیعة بن زید: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۷۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۸: خط ۳۸:


از دیگر نقش‌آفرینی‌های [[مردم]] بنی ضبیعه در دوران [[حیات پیامبر]]{{صل}} می‌توان از حضور برخی از مردم این [[قوم]] همچون [[ابوزید سعد بن عبید بن نعمان انصاری]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۶۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۱۲۸.</ref> و [[مجمع بن جاریه بن عامر]] در شمار جمع‌کنندگان [[قرآن]] در [[عهد]] [[نبوی]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۲۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۲.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
از دیگر نقش‌آفرینی‌های [[مردم]] بنی ضبیعه در دوران [[حیات پیامبر]]{{صل}} می‌توان از حضور برخی از مردم این [[قوم]] همچون [[ابوزید سعد بن عبید بن نعمان انصاری]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۶۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۱۲۸.</ref> و [[مجمع بن جاریه بن عامر]] در شمار جمع‌کنندگان [[قرآن]] در [[عهد]] [[نبوی]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۲۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۲.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
==بنی ضبیعة بن زید و منافقان مدینه==
از موضوعات قابل توجه در [[تاریخ]] [[طایفه]] بنی ضبیعة بن زید حضور نسبتاً قابل توجهی از آنان در شمار منافقان مدینه در عهد نبوی{{صل}} است که [[مفسران]] و [[مورخان]]، [[شأن نزول آیات]] متعدی از قرآن را درباره افراد این طایفه دانسته‌اند. [[بجاد بن عثمان بن عامر]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۴؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۴۱.</ref> و [[نبتل بن حارث]] (حرث)<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۶۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۴۱.</ref> از جمله این منافقان بودند. [[نبتل بن حارث بن قیس]] کسی بود که [[اخبار]] [[رسول خدا]]{{صل}} را به منافقان منتقل می‌کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۵.</ref>. او درباره رسول خدا{{صل}} گفته بود: {{عربی|ان محمد اذن، من حدثه شیئا صدقه}} محمد گوش است (آدم ساده و خوش‌باوری است) هر که هر چه بگوید تصدیقش می‌کند»<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. این سخن، باعث [[نزول آیه]]: {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ ٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ ٱلنَّبِىَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌۭ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍۢ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌۭ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref> گردید<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۴۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۳۲۹.</ref>. پسرش عبدالله نیز از در شمار [[منافقان]] بود. وی نیز اخبار رسول خدا{{صل}} را به منافقان منتقل می‌کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۵.</ref>.
دیگر [[منافق]] بنی ضبیعه، معتب بن قشیر (بشیر) بن ملیل بود که به همراه [[ثعلبة بن حاطب]] می‌گفتند: «اگر [[خداوند]] از فضل خود به ما عطا فرماید، ما هم [[پیغمبر]]{{صل}} را [[تصدیق]] خواهیم کرد و از [[نیکان]] می‌شویم». ولی چون [[فضل خداوند]] شامل حالشان شد [[بخل]] ورزیدند و از [[حق]] [[اعراض]] کردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۲.</ref>؛ از این‌رو، خداوند [[آیات]] ۷۵ به بعد سوره توبه: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّنْ عَـٰهَدَ ٱللَّهَ لَئِنْ ءَاتَىٰنَا مِن فَضْلِهِۦ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ * فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُم مِّن فَضْلِهِۦ بَخِلُوا۟ بِهِۦ وَتَوَلَّوا۟ وَّهُم مُّعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًۭا فِى قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُۥ بِمَآ أَخْلَفُوا۟ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا۟ يَكْذِبُونَ}}<ref>«و از ایشان کسانی هستند که با خداوند پیمان بستند که اگر از بخشش خود به ما ارزانی دارد ما بی‌چون و چرا زکات خواهیم داد و بی‌گمان از شایستگان خواهیم بود * و چون (خداوند) از بخشش خود به آنان ارزانی داشت تنگ‌چشمی ورزیدند و با رویگردانی بازگشتند * آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۵-۷۷.</ref>.
خداوند نیز در پاسخ به او، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنۢ بَعْدِ ٱلْغَمِّ أَمَنَةًۭ نُّعَاسًۭا يَغْشَىٰ طَآئِفَةًۭ مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌۭ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيْرَ ٱلْحَقِّ ظَنَّ ٱلْجَـٰهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ مِن شَىْءٍۢ قُلْ إِنَّ ٱلْأَمْرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِىٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ شَىْءٌۭ مَّا قُتِلْنَا هَـٰهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِىَ ٱللَّهُ مَا فِى صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِى قُلُوبِكُمْ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ می‌گفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو: بی‌گمان یکسره کار با خداوند است، (آنان) در خویش چیزی نهان می‌دارند که بر تو آشکار نمی‌کنند، می‌گویند: اگر ما در این کار اختیاری داشتیم اینجا کشته نمی‌شدیم، بگو: اگر در خانه‌هایتان (نیز) می‌بودید، آنان که کشته شدن بر آنها مقرر شده بود به سوی کشتارگاه‌های خویش بیرون می‌آمدند، و (چنین شد) تا خداوند آنچه در اندرون خود دارید بیازماید و آنچه در دل‌هایتان دارید بپالاید و خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره آلعمران، آیه ۱۵۴.</ref> نازل فرمود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۲. نیز ر.ک: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۱۷۰؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۴۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۱۳۸.</ref>. نیز او بود که در [[نبرد احزاب]] گفته بود: «محمد به ما [[وعده]] می‌دهد که خزینه‌های [[کسری]] ([[پادشاه ایران]]) و [[قیصر]] (امپراطور [[روم]]) را خواهیم گرفت ولی اکنون به چنان وضعیتی دچار شدیم که هیچ‌کدام از ما [[جرئت]] ندارد حتی برای [[قضای حاجت]] از جای خود [[حرکت]] کند». خداوند نیز [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورًۭا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده نداده‌اند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref> را در [[شأن]] او نازل فرمود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۲؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۴۳۵؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۲۳۲.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: همو او بود که در جریان نبرد احزاب گفته بود: «ان بیوتنا عوره»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۶-۲۷۷؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۸. ابن کلبی این سخن را به «ابوملیل بن ازعر» در جنگ خندق نسبت داده است. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۶۶)</ref> و از این جهت آیه ۱۳ سوره احزاب: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَت طَّآئِفَةٌۭ مِّنْهُمْ يَـٰٓأَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَٱرْجِعُوا۟ وَيَسْتَـْٔذِنُ فَرِيقٌۭ مِّنْهُمُ ٱلنَّبِىَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌۭ وَمَا هِىَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًۭا}}<ref>«و هنگامی که دسته‌ای از ایشان گفتند: ای مردم مدینه! جای ماندن ندارید پس بازگردید و دسته‌ای (دیگر) از آنان از پیامبر اجازه (بازگشت) می‌خواستند؛ می‌گفتند خانه‌های ما بی‌حفاظ است  با آنکه بی‌حفاظ نبود، آنان جز سر گریز (از جنگ) نداشتند» سوره احزاب، آیه ۱۳.</ref>. در شأن او و همراهانش نازل شد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۹۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۴۶.</ref>.
به نظر می‌رسد اوج اقدامات مزورانه [[منافقان]] [[بنی عمرو بن عوف]] و بنی ضبیعه در ساخت [[مسجد ضرار]] تبلور یافته باشد؛ آنجا که [[دوازده تن]] از منافقان [[مدینه]]، مسجدی را در مدینه بنا نهادند که به فرموده [[قرآن]]، مایه [[کفر]] و [[تفرقه]] [[مؤمنین]] و جولانگاهی برای [[دشمنان خدا]] و [[رسول]] بود<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ}} «و کسانی هستند که مسجدی را برگزیده‌اند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند می‌خورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۱۰۷.</ref>. بانیان [[مسجد]] -که [[معتب بن قشیر]]، [[ابوحبیبة بن ازعر]]، [[جاریة بن عامر]] -ملقب به «حمار الدار»- و پسرانش مجّمع و زید، نبتل بن حارث (حرث)، بخرج و بجاد بن عثمان از جمله ایشان بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲. نیز ر.ک: ابن ابی‌حاتم، تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۶، ص۱۸۸۰. ابن هشام در بخش دیگر کتاب خود، نفاق معتب بن قشیر و نیز ثعلبه و حارث پسران حاطب را رد کرده است. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۲)</ref>- پیش از [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]]، در مدینه مسجدی ساختند و پس از ساخت مسجد، نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این مسجد در آنجا [[نماز]] اقامه کنند تا به یُمن [[دعای پیامبر]]{{صل}}، این مکان متبرک شود. اما پیامبر{{صل}}، که عازم [[جنگ تبوک]] بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از [[سفر]] موکول کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰.</ref>. پس از بازگشت پیامبر{{صل}} از این [[غزوه]]، و پس از [[منزل]] گرفتن ایشان در [[ذی اوان]]<ref>«ذی أوان» یا «ذات اوان» موضعی بود نزدیک مدینه، که بین آن تا مدینه ساعتی از روز فاصله داشت. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۷۵)</ref> -در نزدیکی مدینه- [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره توبه: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًۭا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌۭ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیده‌اند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند می‌خورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند * هیچ‌گاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بی‌گمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهاده‌اند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست می‌دارند  و خداوند پاکیزگان  را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل شد<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۴۰۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. پس از [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر]]{{صل}} به مالک بن دُخْشُم سالمی و مَعْن بن عَدی یا به برادرش [[عاصم بن عدی]] امر فرمود تا این [[مسجد]] را که [[مجمع بن جاریه بن عامر ضبیعی]] [[امامت]] جماعتش را بر عهده داشت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۹۰.</ref>، ویران کرده، به [[آتش]] بکشند. آنان نیز این بنا را با خاک یکسان کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۴۶؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰؛ بغوی، تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش