پرش به محتوا

بنی‌قریظه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۷۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۷: خط ۱۷:
بنی قریظه از سه طایفه مشهور [[یهود]] و آخرینشان بودند که [[پیامبر]] {{صل}} بر اثر [[پیمان شکنی]] در [[غزوه خندق]]، با آنان برخورد کرد. [[مفسران]] ذیل آیاتی از [[سوره بقره]]، [[آل عمران]]، [[مائده]]، [[انفال]] و [[احزاب]] و برخی دیگر [[آیات]] از آنان یاد کرده و برخی را در شأن آنان دانسته یا بر ایشان تطبیق کرده‌‌اند.
بنی قریظه از سه طایفه مشهور [[یهود]] و آخرینشان بودند که [[پیامبر]] {{صل}} بر اثر [[پیمان شکنی]] در [[غزوه خندق]]، با آنان برخورد کرد. [[مفسران]] ذیل آیاتی از [[سوره بقره]]، [[آل عمران]]، [[مائده]]، [[انفال]] و [[احزاب]] و برخی دیگر [[آیات]] از آنان یاد کرده و برخی را در شأن آنان دانسته یا بر ایشان تطبیق کرده‌‌اند.


در زمان و علت [[هجرت]] یهود به یثرب که بنی‌‌قریظه را نیز دربرمی‌‌گیرد [[اخبار]] متفاوتی ارائه شده است. برپایه خبری، آنان در بازگشت از [[سفر]] [[حج]] که با حضور [[موسی]] {{ع}} انجام گرفت، در یثرب ساکن شدند<ref> المنتظم، ج ۱، ص ۳۵۷؛ وفاء الوفا، ج ۱، ص ۱۵۷، ۱۶۲.</ref>. گزارش دیگری حکایت از آن دارد که آن حضرت‌‌{{ع}} برای سرکوب عمالقه، سپاهی به [[حجاز]] فرستاد. در بازگشت، چون بنی‌‌اسرائیل متوجه نافرمانی سپاه از [[دستور]] آن حضرت شدند ایشان را از خود راندند و آنان به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کردند<ref>الاغانی، ج ۲۲، ص ۱۱۲؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>. برخی مؤرخان [[اسلامی]] در این خبر تردید کرده‌‌اند<ref>وفاء الوفا، ج ۱، ص ۱۵۹؛ الروض الانف، ج ۴، ص ۲۹۰.</ref>. به موجب گزارش دیگری، [[هجرت]] آنان بر اثر [[ترس]] از حمله‌‌های بخت‌‌النصر، فرمانروای [[بابل]] به [[فلسطین]] بوده است<ref>تاریخ طبری، ج ۱،ص ۳۸۳؛ مجمع‌‌البیان، ج ۱، ص ۳۱۶؛ البدایة‌‌والنهایه، ج ۲، ص ۳۱.</ref>. از دیگر علل می‌‌توان به ازدیاد جمعیت [[یهود]] و امکانات محدود محل سکونت<ref>وفاء الوفا، ج ۱، ص ۱۵۶.</ref> و [[آگاهی]] آنان از [[ظهور]] [[پیامبر آخرالزمان]] در [[حجاز]] اشاره کرد<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۷، ص ۲۸۶؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>. بنابر قول مشهور، هجرت یهود به یثرب، پس از حمله امپراتوری [[روم]] به فلسطین، [[کشتار]] یهود و ویرانی [[معبد]] ایشان صورت گرفت<ref>البدء والتاریخ، ج ۳، ص ۱۲۹؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>. گفته شده: این واقعه قبل از آمدن [[اوس]] و [[خزرج]] به یثرب بوده است<ref>الاغانی، ج ۲۲، ص ۱۱۳؛ البدء والتاریخ، ج ۳، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۰؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]].</ref>
در زمان و علت [[هجرت]] یهود به یثرب که بنی‌‌قریظه را نیز دربرمی‌‌گیرد [[اخبار]] متفاوتی ارائه شده است. برپایه خبری، آنان در بازگشت از [[سفر]] [[حج]] که با حضور [[موسی]] {{ع}} انجام گرفت، در یثرب ساکن شدند<ref> المنتظم، ج ۱، ص ۳۵۷؛ وفاء الوفا، ج ۱، ص ۱۵۷، ۱۶۲.</ref>. گزارش دیگری حکایت از آن دارد که آن حضرت‌‌{{ع}} برای سرکوب عمالقه، سپاهی به [[حجاز]] فرستاد. در بازگشت، چون بنی‌‌اسرائیل متوجه نافرمانی سپاه از [[دستور]] آن حضرت شدند ایشان را از خود راندند و آنان به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کردند<ref>الاغانی، ج ۲۲، ص ۱۱۲؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>. برخی مؤرخان [[اسلامی]] در این خبر تردید کرده‌‌اند<ref>وفاء الوفا، ج ۱، ص ۱۵۹؛ الروض الانف، ج ۴، ص ۲۹۰.</ref>. به موجب گزارش دیگری، [[هجرت]] آنان بر اثر [[ترس]] از حمله‌‌های بخت‌‌النصر، فرمانروای [[بابل]] به [[فلسطین]] بوده است<ref>تاریخ طبری، ج ۱،ص ۳۸۳؛ مجمع‌‌البیان، ج ۱، ص ۳۱۶؛ البدایة‌‌والنهایه، ج ۲، ص ۳۱.</ref>. از دیگر علل می‌‌توان به ازدیاد جمعیت [[یهود]] و امکانات محدود محل سکونت<ref>وفاء الوفا، ج ۱، ص ۱۵۶.</ref> و [[آگاهی]] آنان از [[ظهور]] [[پیامبر آخرالزمان]] در [[حجاز]] اشاره کرد<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۷، ص ۲۸۶؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>. بنابر قول مشهور، هجرت یهود به یثرب، پس از حمله امپراتوری [[روم]] به فلسطین، [[کشتار]] یهود و ویرانی [[معبد]] ایشان صورت گرفت<ref>البدء والتاریخ، ج ۳، ص ۱۲۹؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>. گفته شده: این واقعه قبل از آمدن [[اوس]] و [[خزرج]] به یثرب بوده است<ref>الاغانی، ج ۲۲، ص ۱۱۳؛ البدء والتاریخ، ج ۳، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۰؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۴.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۰۳.</ref>


== استقرار در یثرب ==
== استقرار در یثرب ==
برخی منابع اشاره دارند که [[بنی‌‌قریظه]] در جنوب شرقی یثرب، بین وادی مهروز و مُذَیْنب ساکن گشتند<ref>الاغانی، ج ۲۲، ص ۱۱۳؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۳؛ المصنف، ج ۱، ص ۱۶۸.</ref>. وادی مهروز به آنان تعلق داشت که سیل آن [[مدینه]] را [[تهدید]] می‌‌کرد و در [[زمان]] [[عثمان]] جلوی آن [[سدی]] ساخته شد<ref>تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۱۶۸ - ۱۷۰.</ref>. آنان با دیگر [[یهودیان]] مدت‌ها بر [[عرب]] آن [[شهر]] ([[اوس و خزرج]]) [[تسلط]] داشتند<ref>البدء و‌‌التاریخ، ج ۳، ص ۱۳۰؛ المفصل، ج ۶، ص ۵۱۹.</ref> و بنابر قولی در آن زمان (دوره ساسانیان)، خرج‌گزار مرزبان [[ایرانی]] "الزاره" در [[بحرین]] بودند<ref> معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۳.</ref>. [[اقتصاد]] آنان عمدتاً متکی به [[کشاورزی]] بود. غَمْل، محل فرود بنی‌‌قریظه از [[پوشش]] گیاهی خوبی برخوردار بود<ref>النهایه، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>. چاه أبّا نیز از [[اموال]] آنان به شمار می‌‌آمد<ref>تاج العروس، ج ۱، ص ۱۴۳؛ النهایه، ج ۱، ۲۴؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۵۹.</ref> که [[رسول خدا]] به هنگام [[غزوه بنی‌قریظه]] بدانجا فرود آمد<ref>جامع البیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۱۸۲.</ref>. بعاث ([[جایگاه]] [[جنگ]] [[اوس]] با [[خزرج]] در آستانه ظهور [[اسلام]]) نیز متعلق به بنی‌‌قریظه بود<ref>الکامل، ج، ۱، ص ۶۸۰.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]].</ref>
برخی منابع اشاره دارند که [[بنی‌‌قریظه]] در جنوب شرقی یثرب، بین وادی مهروز و مُذَیْنب ساکن گشتند<ref>الاغانی، ج ۲۲، ص ۱۱۳؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۳؛ المصنف، ج ۱، ص ۱۶۸.</ref>. وادی مهروز به آنان تعلق داشت که سیل آن [[مدینه]] را [[تهدید]] می‌‌کرد و در [[زمان]] [[عثمان]] جلوی آن [[سدی]] ساخته شد<ref>تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۱۶۸ - ۱۷۰.</ref>. آنان با دیگر [[یهودیان]] مدت‌ها بر [[عرب]] آن [[شهر]] ([[اوس و خزرج]]) [[تسلط]] داشتند<ref>البدء و‌‌التاریخ، ج ۳، ص ۱۳۰؛ المفصل، ج ۶، ص ۵۱۹.</ref> و بنابر قولی در آن زمان (دوره ساسانیان)، خرج‌گزار مرزبان [[ایرانی]] "الزاره" در [[بحرین]] بودند<ref> معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۳.</ref>. [[اقتصاد]] آنان عمدتاً متکی به [[کشاورزی]] بود. غَمْل، محل فرود بنی‌‌قریظه از [[پوشش]] گیاهی خوبی برخوردار بود<ref>النهایه، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>. چاه أبّا نیز از [[اموال]] آنان به شمار می‌‌آمد<ref>تاج العروس، ج ۱، ص ۱۴۳؛ النهایه، ج ۱، ۲۴؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۵۹.</ref> که [[رسول خدا]] به هنگام [[غزوه بنی‌قریظه]] بدانجا فرود آمد<ref>جامع البیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۱۸۲.</ref>. بعاث ([[جایگاه]] [[جنگ]] [[اوس]] با [[خزرج]] در آستانه ظهور [[اسلام]]) نیز متعلق به بنی‌‌قریظه بود<ref>الکامل، ج، ۱، ص ۶۸۰.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۰۳.</ref>


== روابط با [[پیامبر]] {{صل}} ==
== روابط با [[پیامبر]] {{صل}} ==
خط ۳۹: خط ۳۹:
مطابق گزارش سیره نویسان، [[پیامبر]] {{صل}} پس از اعلام [[جنگ]] بر ضدّ [[بنی‌‌قریظه]]، [[ابن ام مکتوم]] را [[جانشین]] خود در [[مدینه]] قرار داد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۹۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۷؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۳۴.</ref> و برای اینکه به آنان فرصت تجدید قوا ندهد فوراً به منطقه ایشان رفت و نماز عصر را در آنجا به جا آورد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹.</ref>. سپاه اسلام متشکل از ۳۰۰۰ نیرو<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۲۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۲۳۴.</ref> به پرچمداری [[علی]] {{ع}} بود<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص۲۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۵۷.</ref>. [[رسول خدا]] طبق [[سیره]] همیشگی خود، ابتدا از آنان خواست [[اسلام]] بیاورند<ref>المصنف، ج ۵، ص ۲۱۶.</ref>، چون سر‌‌باز زدند به محاصره ایشان پرداخت. با ادامه محاصره و پس از آشکار شدن ضعف ایشان در مقابل سپاه اسلام، بنی قریظه فردی به نام "نباش بن قیس"<ref> المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> یا [[غزال ‌‌بن شمویل]] (شمول)<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> را نزد [[پیامبر]] {{صل}} فرستاده، پیشنهاد کردند حضرت با آنان نیز چون [[بنی‌‌نضیر]] [[رفتار]] کند و به ایشان اجازه داده شود اموال منقول خود را برداشته، از [[مدینه]] کوچ کنند؛ اما رسول خدا خواسته آنان را رد کرد. پس از آن [[بنی‌‌قریظه]] پیشنهاد کردند با بر جای گذاشتن همه [[اموال]] خویش، تنها [[جان]] خود و خانواده‌‌هایشان را [[نجات]] دهند؛ اما رسول خدا خواستار [[تسلیم]] بدون قید و شرط آنان شد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> زیرا تجربه نشان داده بود که اگر این گروه نیز مانند همکیشان خود (بنی‌‌نضیر) آزادانه از تیررس [[مسلمانان]] خارج شوند توطئه‌‌های خود را بر ضدّ اسلام از سر می‌‌گیرند. در پی این حوادث، بنی‌‌قریظه چاره‌‌ای جز [[تسلیم]] بدون قید و شرط نیافته، تسلیم شدند.
مطابق گزارش سیره نویسان، [[پیامبر]] {{صل}} پس از اعلام [[جنگ]] بر ضدّ [[بنی‌‌قریظه]]، [[ابن ام مکتوم]] را [[جانشین]] خود در [[مدینه]] قرار داد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۹۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۷؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۳۴.</ref> و برای اینکه به آنان فرصت تجدید قوا ندهد فوراً به منطقه ایشان رفت و نماز عصر را در آنجا به جا آورد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹.</ref>. سپاه اسلام متشکل از ۳۰۰۰ نیرو<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۲۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۲۳۴.</ref> به پرچمداری [[علی]] {{ع}} بود<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص۲۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۵۷.</ref>. [[رسول خدا]] طبق [[سیره]] همیشگی خود، ابتدا از آنان خواست [[اسلام]] بیاورند<ref>المصنف، ج ۵، ص ۲۱۶.</ref>، چون سر‌‌باز زدند به محاصره ایشان پرداخت. با ادامه محاصره و پس از آشکار شدن ضعف ایشان در مقابل سپاه اسلام، بنی قریظه فردی به نام "نباش بن قیس"<ref> المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> یا [[غزال ‌‌بن شمویل]] (شمول)<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> را نزد [[پیامبر]] {{صل}} فرستاده، پیشنهاد کردند حضرت با آنان نیز چون [[بنی‌‌نضیر]] [[رفتار]] کند و به ایشان اجازه داده شود اموال منقول خود را برداشته، از [[مدینه]] کوچ کنند؛ اما رسول خدا خواسته آنان را رد کرد. پس از آن [[بنی‌‌قریظه]] پیشنهاد کردند با بر جای گذاشتن همه [[اموال]] خویش، تنها [[جان]] خود و خانواده‌‌هایشان را [[نجات]] دهند؛ اما رسول خدا خواستار [[تسلیم]] بدون قید و شرط آنان شد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> زیرا تجربه نشان داده بود که اگر این گروه نیز مانند همکیشان خود (بنی‌‌نضیر) آزادانه از تیررس [[مسلمانان]] خارج شوند توطئه‌‌های خود را بر ضدّ اسلام از سر می‌‌گیرند. در پی این حوادث، بنی‌‌قریظه چاره‌‌ای جز [[تسلیم]] بدون قید و شرط نیافته، تسلیم شدند.


[[اختلاف]] است که پس از تن دادن بنی‌‌قریظه به خواسته [[پیامبر]] {{صل}}، [[قبیله اوس]] از آن حضرت خواستند آنان را به خاطر هم‌پیمان بودن با ایشان، ببخشد یا اینکه بنی‌‌قریظه خود، اوسی‌ها را واسطه برای [[داوری]] در بین آنان قرار دادند. بنابر قول مشهور، اوسی‌ها پیش‌دستی کردند و با اصرار آنان پیامبر {{صل}} [[سعد ‌‌بن معاذ]] را داور معرفی کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۰؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۳۹.</ref>، اما [[طبرسی]] آورده است که بنی‌‌قریظه خود، سعد ‌‌بن ‌‌معاذ را با اجازه آن حضرت برگزیدند<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص ۵۵۲.</ref>. گویند: پس از [[آگاهی]] سعد از داوری خویش گفت: وقت آن فرا رسیده است که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] هیچ سرزنش کننده‌‌ای نهراسم<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. پس از آن، سعد با [[تعهد]] گرفتن از بنی‌‌قریظه و [[مسلمانان]] مبنی بر تن دادن به [[حکم]] او، اعلام کرد که مردان بنی‌‌قریظه کشته شوند، [[زنان]] و کودکان ایشان [[اسیر]] و اموالشان تقسیم گردد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۲؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۴۰؛ جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[حکم]] سعد را [[تأیید]] و درباره آن فرمود: آنچه را [[خدا]] از فراز آسمان‌ها حکم داده بود، سعد بر آن حکم کرد<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۱.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]].</ref>
[[اختلاف]] است که پس از تن دادن بنی‌‌قریظه به خواسته [[پیامبر]] {{صل}}، [[قبیله اوس]] از آن حضرت خواستند آنان را به خاطر هم‌پیمان بودن با ایشان، ببخشد یا اینکه بنی‌‌قریظه خود، اوسی‌ها را واسطه برای [[داوری]] در بین آنان قرار دادند. بنابر قول مشهور، اوسی‌ها پیش‌دستی کردند و با اصرار آنان پیامبر {{صل}} [[سعد ‌‌بن معاذ]] را داور معرفی کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۰؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۳۹.</ref>، اما [[طبرسی]] آورده است که بنی‌‌قریظه خود، سعد ‌‌بن ‌‌معاذ را با اجازه آن حضرت برگزیدند<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص ۵۵۲.</ref>. گویند: پس از [[آگاهی]] سعد از داوری خویش گفت: وقت آن فرا رسیده است که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] هیچ سرزنش کننده‌‌ای نهراسم<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. پس از آن، سعد با [[تعهد]] گرفتن از بنی‌‌قریظه و [[مسلمانان]] مبنی بر تن دادن به [[حکم]] او، اعلام کرد که مردان بنی‌‌قریظه کشته شوند، [[زنان]] و کودکان ایشان [[اسیر]] و اموالشان تقسیم گردد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۲؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۴۰؛ جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[حکم]] سعد را [[تأیید]] و درباره آن فرمود: آنچه را [[خدا]] از فراز آسمان‌ها حکم داده بود، سعد بر آن حکم کرد<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۱.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۰۳.</ref>


== سرانجام بنی قریظه ==
== سرانجام بنی قریظه ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش