ساره در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[ساره]]، نامی عبری و به معنای شاهزاده خانم،<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳-۴۴۴؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref> بانو و [[فرمانروا]] آمده است.<ref>دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> درباره صورت اصلی این نام دو دیدگاه وجود دارد: برخی بر این باورند که ساره همانند نام "ابراهیم" که [[تغییر]] یافته "ابرام" است، در اصل به صورت "سارای" به معنای [[زن]] [[مجاهد]] یا شاهزاده خانم<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref> بوده است و هنگامی که ولادت اسحاق{{ع}} به وی [[بشارت]] داده شد، به "ساره"[[تغییر]] یافت.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۲.</ref> برخی دیگر صورت اصلی آن را "یساره" به معنای عقیم و نازا دانسته و گفته‌اند: هنگامی که [[جبرئیل]] [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} را به وی داد، او را با نام ساره [[خطاب]] کرد<ref> تفسیر ضحاک، ج۱، ص۴۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۲۷۰؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۲۶۱.</ref> و چون ساره از [[تلفظ]] نادرست نام خویش گله‌مند شد، [[جبرئیل]] با اشاره به معنای "یساره" (عقیم)، سبب تغییر یادشده را از بین رفتن حالت [[نازایی]] وی دانست و از سوی [[خدا]] [[وعده]] داد که "یاء" حذف شده از نام وی به اول نام یکی از [[نوادگان]] وی به نام "[[حی]]" افزوده شده و او "یحیی" نامیده خواهد شد<ref> التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۲۷۰؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۲۶۱؛ اللباب، ج۵، ص۱۹۵.</ref>. در مقابل، برخی با [[اعتقاد]] به [[عربی]] بودن واژه ساره، ضبط آن را "سارّه" با تشدید "راء"، برگرفته از ریشه "س - ر - ر"، به معنای [[سرور]] و [[خوشحالی]] دانسته و معتقدند که سبب نامگذاری وی به این نام، حالت سرور و شادی‌ای بود که با دیدن وی، به سبب [[پاکی]] [[عقیده]]، صفای [[ایمان]] و نیز [[زیبایی]] صورت، به [[انسان]] [[دست]] می‌داد.<ref>تیسیر التفسیر، ج۵، ص۴۶۵؛ زوجات الانبیاء، ص۲۸.</ref> با توجه به اینکه گزارش‌های [[کتاب مقدس]] درباره ساره به [[منابع تفسیری]] [[مسلمانان]] راه یافته و کم و بیش در آرای [[تفسیری]] آنان نیز اثر گذاشته‌اند، بررسی گذرای این گزارش‌ها پیش از پرداختن به [[روایت]] [[قرآن]] و آرای [[مفسران]] ضروری می‌نماید.
[[ساره]]، نامی عبری و به معنای شاهزاده خانم،<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳-۴۴۴؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref> بانو و [[فرمانروا]] آمده است.<ref>دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> درباره صورت اصلی این نام دو دیدگاه وجود دارد: برخی بر این باورند که ساره همانند نام "ابراهیم" که [[تغییر]] یافته "ابرام" است، در اصل به صورت "سارای" به معنای [[زن]] [[مجاهد]] یا شاهزاده خانم<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref> بوده است و هنگامی که ولادت اسحاق{{ع}} به وی [[بشارت]] داده شد، به "ساره"[[تغییر]] یافت.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۲.</ref> برخی دیگر صورت اصلی آن را "یساره" به معنای عقیم و نازا دانسته و گفته‌اند: هنگامی که [[جبرئیل]] [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} را به وی داد، او را با نام ساره خطاب کرد<ref> تفسیر ضحاک، ج۱، ص۴۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۲۷۰؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۲۶۱.</ref> و چون ساره از تلفظ نادرست نام خویش گله‌مند شد، [[جبرئیل]] با اشاره به معنای "یساره" (عقیم)، سبب تغییر یادشده را از بین رفتن حالت نازایی وی دانست و از سوی [[خدا]] [[وعده]] داد که "یاء" حذف شده از نام وی به اول نام یکی از نوادگان وی به نام "[[حی]]" افزوده شده و او "یحیی" نامیده خواهد شد<ref> التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۲۷۰؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۲۶۱؛ اللباب، ج۵، ص۱۹۵.</ref>. در مقابل، برخی با [[اعتقاد]] به [[عربی]] بودن واژه ساره، ضبط آن را "سارّه" با تشدید "راء"، برگرفته از ریشه "س - ر - ر"، به معنای [[سرور]] و [[خوشحالی]] دانسته و معتقدند که سبب نامگذاری وی به این نام، حالت سرور و شادی‌ای بود که با دیدن وی، به سبب [[پاکی]] [[عقیده]]، صفای [[ایمان]] و نیز [[زیبایی]] صورت، به [[انسان]] [[دست]] می‌داد.<ref>تیسیر التفسیر، ج۵، ص۴۶۵؛ زوجات الانبیاء، ص۲۸.</ref> با توجه به اینکه گزارش‌های [[کتاب مقدس]] درباره ساره به [[منابع تفسیری]] [[مسلمانان]] راه یافته و کم و بیش در آرای [[تفسیری]] آنان نیز اثر گذاشته‌اند، بررسی گذرای این گزارش‌ها پیش از پرداختن به [[روایت]] [[قرآن]] و آرای [[مفسران]] ضروری می‌نماید.


[[ساره]] در میان [[یهودیان]] از جایگاهی بالا برخوردار است. [[کتاب مقدس]]، [[ساره]] را زنی با کمال، نمونه [[تقوا]] و [[پاکدامنی]] و بسیار [[زیبا]] یاد کرده است؛<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۷؛ عبرانیان۱۱:۱۱؛ دائرة المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> به گونه‌ای که در ۶۵ سالگی نیز همچنان زیبا بود و از همین‌رو "ابی [[ملک]]" [[پادشاه]] [[وقت]] [[مصر]] در وی [[طمع]] کرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۰: ۱-۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> منابع [[یهودی]] در این باره [[حضرت ابراهیم]] را متهم کرده‌اند که وی برای [[حفظ جان]] خویش، یعنی برای اینکه مبادا [[پادشاه مصر]] (ابی‌ملک) برای تصاحب [[ساره]] بر آن شود که ابتدا شوهر وی (ابراهیم) را بکشد، ساره را [[خواهر]] خود معرفی کرد.<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۳؛ ۲۰: ۲-۱۴؛ موسوعة الکتاب المقدس، ص۱۷۰.</ref> بر اساس این گزارش، ابی‌ملک در پی اطلاع از نسبت خواهر و [[برادری]] میان ساره و ابراهیم تصمیم به [[ازدواج]] با ساره گرفت که [[خداوند]] در [[خواب]]، او را از همسری ساره و ابراهیم آگاهاند و از انجام آن [[بیم]] داد و او در پی [[شناخت]] ابراهیم{{ع}} و ساره آنان را گرامی داشت و کنیزی به نام [[هاجر]] را به ساره [[هدیه]] داد.<ref>نک: کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۶-۱۷، ۲۰: ۱-۱۸، ۲۱: ۹-۱۶.</ref> بر اساس گزارش [[تورات]]، ساره ۱۰ سال از ابراهیم{{ع}} کوچک‌تر بود.<ref> قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در ۷۵ سالگی و در پی [[ناامیدی]] از فرزنددار شدن به [[همسر]] خود پیشنهاد کرد با کنیز وی هاجر ازدواج کند تا نسل او بماند.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۶: ۱-۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> [[کتاب مقدس]] در کنار ویژگی‌های مثبت ساره، از [[ضعف ایمان]] وی در برهه‌ای از [[زمان]] یاد کرده و در عین حال از قابلیت او برای ایجاد نسل [[موعود]] [[سخن]] گفته است.<ref>کتاب مقدس، عبرانیان ۱۱: ۱۱؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در ۸۹ سالگی [[بشارت]] تولد [[فرزندی]] به وی داده شد و او بر اثر این بشارت خندید.<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۶-۱۸؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در سن ۹۰ سالگی براساس [[وعده الهی]]، اسحاق{{ع}} را به [[دنیا]] آورد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۶-۲۰.</ref> [[ساره]] پس از تولد اسحاق{{ع}}، از ابراهیم{{ع}} خواست تا [[هاجر]] و فرزندش اسماعیل{{ع}} را از آنان دور کند.<ref> کتاب مقدس، پیدایش، ۱: ۹-۱۰.</ref>[[تورات]] از [[مرگ]] [[ساره]] در ۱۲۷ سالگی و [[دفن]] وی به دست ابراهیم{{ع}} و اسحاق{{ع}} در حصار یا مغاره مَکْفِلِیَّه خبر داده است.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۳: ۱-۴؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۴.</ref> نام ساره به صراحت در [[قرآن]] نیامده؛ اما دو بار با عنوان [[همسر]] ابراهیم{{ع}} {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> دو بار با ضمیر [[مخاطب]] {{متن قرآن|قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}}<ref>«گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بی‌گمان اوست که فرزانه داناست» سوره ذاریات، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref> و دو بار نیز با ضمیر غایب {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> و در یک [[آیه]] به عنوان [[خانواده]] و [[اهل]] ابراهیم {{متن قرآن|فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ}}<ref>«آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانواده‌اش رفت و گوساله‌ای فربه (که بریان کرده بود) آورد» سوره ذاریات، آیه ۲۶.</ref> از او یاد شده است.
[[ساره]] در میان [[یهودیان]] از جایگاهی بالا برخوردار است. [[کتاب مقدس]]، [[ساره]] را زنی با کمال، نمونه [[تقوا]] و [[پاکدامنی]] و بسیار [[زیبا]] یاد کرده است؛<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۷؛ عبرانیان۱۱:۱۱؛ دائرة المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> به گونه‌ای که در ۶۵ سالگی نیز همچنان زیبا بود و از همین‌رو "ابی [[ملک]]" [[پادشاه]] [[وقت]] [[مصر]] در وی [[طمع]] کرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۰: ۱-۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> منابع [[یهودی]] در این باره [[حضرت ابراهیم]] را متهم کرده‌اند که وی برای [[حفظ جان]] خویش، یعنی برای اینکه مبادا [[پادشاه مصر]] (ابی‌ملک) برای تصاحب [[ساره]] بر آن شود که ابتدا شوهر وی (ابراهیم) را بکشد، ساره را [[خواهر]] خود معرفی کرد.<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۳؛ ۲۰: ۲-۱۴؛ موسوعة الکتاب المقدس، ص۱۷۰.</ref> بر اساس این گزارش، ابی‌ملک در پی اطلاع از نسبت خواهر و [[برادری]] میان ساره و ابراهیم تصمیم به [[ازدواج]] با ساره گرفت که [[خداوند]] در [[خواب]]، او را از همسری ساره و ابراهیم آگاهاند و از انجام آن [[بیم]] داد و او در پی [[شناخت]] ابراهیم{{ع}} و ساره آنان را گرامی داشت و کنیزی به نام [[هاجر]] را به ساره [[هدیه]] داد.<ref>نک: کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۶-۱۷، ۲۰: ۱-۱۸، ۲۱: ۹-۱۶.</ref> بر اساس گزارش [[تورات]]، ساره ۱۰ سال از ابراهیم{{ع}} کوچک‌تر بود.<ref> قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در ۷۵ سالگی و در پی [[ناامیدی]] از فرزنددار شدن به [[همسر]] خود پیشنهاد کرد با کنیز وی هاجر ازدواج کند تا نسل او بماند.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۶: ۱-۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> [[کتاب مقدس]] در کنار ویژگی‌های مثبت ساره، از [[ضعف ایمان]] وی در برهه‌ای از [[زمان]] یاد کرده و در عین حال از قابلیت او برای ایجاد نسل [[موعود]] [[سخن]] گفته است.<ref>کتاب مقدس، عبرانیان ۱۱: ۱۱؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در ۸۹ سالگی [[بشارت]] تولد [[فرزندی]] به وی داده شد و او بر اثر این بشارت خندید.<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۶-۱۸؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در سن ۹۰ سالگی براساس [[وعده الهی]]، اسحاق{{ع}} را به [[دنیا]] آورد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۶-۲۰.</ref> [[ساره]] پس از تولد اسحاق{{ع}}، از ابراهیم{{ع}} خواست تا [[هاجر]] و فرزندش اسماعیل{{ع}} را از آنان دور کند.<ref> کتاب مقدس، پیدایش، ۱: ۹-۱۰.</ref>[[تورات]] از [[مرگ]] [[ساره]] در ۱۲۷ سالگی و [[دفن]] وی به دست ابراهیم{{ع}} و اسحاق{{ع}} در حصار یا مغاره مَکْفِلِیَّه خبر داده است.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۳: ۱-۴؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۴.</ref> نام ساره به صراحت در [[قرآن]] نیامده؛ اما دو بار با عنوان [[همسر]] ابراهیم{{ع}} {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> دو بار با ضمیر [[مخاطب]] {{متن قرآن|قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}}<ref>«گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بی‌گمان اوست که فرزانه داناست» سوره ذاریات، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref> و دو بار نیز با ضمیر غایب {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> و در یک [[آیه]] به عنوان [[خانواده]] و [[اهل]] ابراهیم {{متن قرآن|فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ}}<ref>«آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانواده‌اش رفت و گوساله‌ای فربه (که بریان کرده بود) آورد» سوره ذاریات، آیه ۲۶.</ref> از او یاد شده است.


در ۷ [[سوره]] [[قرآن]] [[بشارت]] مربوط به تولد [[فرزندی]] از [[ساره]] و ابراهیم{{ع}} به نام اسحاق در کهنسالی گزارش شده است. {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و [[یعقوب]] را بخشیدیم و همه را [[راهنمایی]] کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و [[موسی]] و [[هارون]] را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین [[نیکوکاران]] را [[پاداش]] می‌دهیم» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۸۴.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref> داستان آمدن مهمانانی برای ابراهیم{{ع}}، [[بشارت]] آنان به ساره درباره تولد فرزندی از وی، خندیدن ساره در پی شنیدن این خبر و ابراز [[شگفتی]] شدید از آن به سبب [[پیری]] و نازایی خویش و نیز کهنسالی همسرش، بخش‌های مهم گزارش [[قرآن]] در این باره‌اند. {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>،{{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟» سوره ذاریات، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>
در ۷ [[سوره]] [[قرآن]] [[بشارت]] مربوط به تولد [[فرزندی]] از [[ساره]] و ابراهیم{{ع}} به نام اسحاق در کهنسالی گزارش شده است. {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و [[یعقوب]] را بخشیدیم و همه را [[راهنمایی]] کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و [[موسی]] و [[هارون]] را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین [[نیکوکاران]] را [[پاداش]] می‌دهیم» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۸۴.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref> داستان آمدن مهمانانی برای ابراهیم{{ع}}، [[بشارت]] آنان به ساره درباره تولد فرزندی از وی، خندیدن ساره در پی شنیدن این خبر و ابراز [[شگفتی]] شدید از آن به سبب [[پیری]] و نازایی خویش و نیز کهنسالی همسرش، بخش‌های مهم گزارش [[قرآن]] در این باره‌اند. {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>،{{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟» سوره ذاریات، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


== نسب [[ساره]] ==
== نسب [[ساره]] ==
در [[قرآن کریم]] گزارشی از نسب ساره نیامده است؛ اما عموم [[مفسران]] و مورخان [[مسلمان]] هرچند با [[اختلاف]]<ref>نک: المحبر، ص۳۹۴؛ مجمع البیان، ج۴، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۰.</ref> به این موضوع پرداخته‌اند. شماری از آنان ساره را افزون بر [[همسر]] ابراهیم{{ع}}، دخترعمو و در عین حال دخترخاله آن حضرت معرفی کرده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج۴، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۰؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵.</ref> براین اساس مادر ابراهیم{{ع}} و ساره، خواهرانی دوقلو و [[دختران]] "لاحِج" [[پیامبر]] بودند.<ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ قصص الانبیاء، جزائری، ص۱۲۳؛ اعلام القرآن، ص۴۴۳.</ref> پدر ابراهیم «تارح بن ناحور» و عمویش «بِتوائیل» یا "بثوئیل بن ناحور" با آن دو [[ازدواج]] کردند و ابراهیم{{ع}} و ساره ثمره ازدواج آن دو [[برادر]] با دو خواهر یاد شده بودند.<ref>نک: الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ تاریخ دمشق، ج۵۰، ص۳۰۷؛ ج۶۹، ص۱۸۰؛ الهدی، ج۱، ص۱۱۶.</ref> برخی نام پدر [[ساره]] را "لابن" پسر "بثویل"<ref>نک: المحبر، ص۳۹۴؛ اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و پاره‌ای "خاران"<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۴.</ref> یا "هاران"<ref> جامع البیان، ج۱۲، ص۹۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۷؛ عمدة القاری، ج۱۲، ص۳۰.</ref> پسر ناحور <ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۳؛ عمدة القاری، ج۱۲، ص۳۰.</ref> یا باحور <ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۰.</ref> و او را دختر عمه ابراهیم{{ع}} دانسته‌اند.<ref>اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> به نظر می‌‌رسد تصحیف ([[خطا]] کردن در خواندن یا نوشتن بر اثر تشابه حروف) سبب این [[اختلاف]] شده است. به هر حال مادر ساره قبل از "بتوائیل" با "هاران"، [[برادر]] ابراهیم{{ع}} [[ازدواج]] کرده و [[حضرت لوط]]{{ع}} را به [[دنیا]] آورده بود.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۲؛ تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۲۸۳.</ref> بر این اساس ساره و [[لوط]]{{ع}} که برادرزاده ابراهیم <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۰۸.</ref>{{ع}} بود، از طرف مادر، برادر و خواهر بودند<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۴۵؛ علل الشرایع، ج۲، ص۵۴۹؛ مجمع البیان، ج۴، ص۲۹۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>
در [[قرآن کریم]] گزارشی از نسب ساره نیامده است؛ اما عموم [[مفسران]] و مورخان [[مسلمان]] هرچند با [[اختلاف]]<ref>نک: المحبر، ص۳۹۴؛ مجمع البیان، ج۴، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۰.</ref> به این موضوع پرداخته‌اند. شماری از آنان ساره را افزون بر [[همسر]] ابراهیم{{ع}}، دخترعمو و در عین حال دخترخاله آن حضرت معرفی کرده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج۴، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۰؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵.</ref> براین اساس مادر ابراهیم{{ع}} و ساره، خواهرانی دوقلو و [[دختران]] "لاحِج" [[پیامبر]] بودند.<ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ قصص الانبیاء، جزائری، ص۱۲۳؛ اعلام القرآن، ص۴۴۳.</ref> پدر ابراهیم «تارح بن ناحور» و عمویش «بِتوائیل» یا "بثوئیل بن ناحور" با آن دو [[ازدواج]] کردند و ابراهیم{{ع}} و ساره ثمره ازدواج آن دو [[برادر]] با دو خواهر یاد شده بودند.<ref>نک: الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ تاریخ دمشق، ج۵۰، ص۳۰۷؛ ج۶۹، ص۱۸۰؛ الهدی، ج۱، ص۱۱۶.</ref> برخی نام پدر [[ساره]] را "لابن" پسر "بثویل"<ref>نک: المحبر، ص۳۹۴؛ اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و پاره‌ای "خاران"<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۴.</ref> یا "هاران"<ref> جامع البیان، ج۱۲، ص۹۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۷؛ عمدة القاری، ج۱۲، ص۳۰.</ref> پسر ناحور <ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۳؛ عمدة القاری، ج۱۲، ص۳۰.</ref> یا باحور <ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۰.</ref> و او را دختر عمه ابراهیم{{ع}} دانسته‌اند.<ref>اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> به نظر می‌‌رسد تصحیف ([[خطا]] کردن در خواندن یا نوشتن بر اثر تشابه حروف) سبب این [[اختلاف]] شده است. به هر حال مادر ساره قبل از "بتوائیل" با "هاران"، [[برادر]] ابراهیم{{ع}} [[ازدواج]] کرده و [[حضرت لوط]]{{ع}} را به [[دنیا]] آورده بود.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۲؛ تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۲۸۳.</ref> بر این اساس ساره و [[لوط]]{{ع}} که برادرزاده ابراهیم <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۰۸.</ref>{{ع}} بود، از طرف مادر، برادر و خواهر بودند<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۴۵؛ علل الشرایع، ج۲، ص۵۴۹؛ مجمع البیان، ج۴، ص۲۹۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


== ویژگی‌های ساره ==
== ویژگی‌های ساره ==
براساس برخی گزارش‌ها ساره از بهترین زنان [[زمان]] خویش و نخستین زنی بود که به ابراهیم{{ع}} [[ایمان]] آورد.<ref>الاخبار الطوال، ص۸.</ref> [[بخشندگی]]،<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ نور الثقلین، ج۴، ص۴۱۶.</ref> [[محدَّثه]] بودن ([[مخاطب]] [[فرشته]] [[الهی]] قرار گرفتن){{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref> مجمع النورین، ص۲۰۶؛ التحقیق فی الامامه، ص۱۹۹.</ref>، [[زیبایی]] کم‌نظیر،<ref>اخبار الزمان، ص۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۶، ص۱۸۰؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۳۹.</ref> [[عفت]] و [[پاکدامنی]] <ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و نیز [[اطاعت]] و [[پیروی]] وی از ابراهیم{{ع}} و [[یاری رساندن]] به وی <ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و احتمال [[پیامبری]] وی <ref>البدایة و النهایه، ج۲، ص۱۴۴؛ نساء اهل الجنه، ص۱۳.</ref> از موضوعاتی‌اند که بسیاری از [[منابع تفسیری]] و [[روایی]] به آنها پرداخته‌اند. بر اساس برخی [[روایات]]، [[ساره]] یکی از ۵ زنی است که هنگام [[ولادت حضرت فاطمه]]{{س}} نزد [[خدیجه کبرا]]{{س}} و برای کمک به وی حاضر شدند.<ref>الامالی، ص۶۹۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۲۵؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۴۷.</ref> مورخان [[مسلمان]] نیز هماهنگ با [[تورات]] [[مرگ]] ساره را در ۱۲۷ سالگی <ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۹۰؛ المنتظم، ج۱، ص۵۷.</ref> و [[محل دفن]] وی را «[[حبرون]]» دانسته‌اند<ref>المعارف، ص۳۳؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۲۱۶؛ معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>
براساس برخی گزارش‌ها ساره از بهترین زنان [[زمان]] خویش و نخستین زنی بود که به ابراهیم{{ع}} [[ایمان]] آورد.<ref>الاخبار الطوال، ص۸.</ref> [[بخشندگی]]،<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ نور الثقلین، ج۴، ص۴۱۶.</ref> [[محدَّثه]] بودن ([[مخاطب]] [[فرشته]] [[الهی]] قرار گرفتن){{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref> مجمع النورین، ص۲۰۶؛ التحقیق فی الامامه، ص۱۹۹.</ref>، [[زیبایی]] کم‌نظیر،<ref>اخبار الزمان، ص۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۶، ص۱۸۰؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۳۹.</ref> [[عفت]] و [[پاکدامنی]] <ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و نیز [[اطاعت]] و [[پیروی]] وی از ابراهیم{{ع}} و [[یاری رساندن]] به وی <ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و احتمال [[پیامبری]] وی <ref>البدایة و النهایه، ج۲، ص۱۴۴؛ نساء اهل الجنه، ص۱۳.</ref> از موضوعاتی‌اند که بسیاری از [[منابع تفسیری]] و [[روایی]] به آنها پرداخته‌اند. بر اساس برخی [[روایات]]، [[ساره]] یکی از ۵ زنی است که هنگام [[ولادت حضرت فاطمه]]{{س}} نزد [[خدیجه کبرا]]{{س}} و برای کمک به وی حاضر شدند.<ref>الامالی، ص۶۹۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۲۵؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۴۷.</ref> مورخان [[مسلمان]] نیز هماهنگ با [[تورات]] [[مرگ]] ساره را در ۱۲۷ سالگی <ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۹۰؛ المنتظم، ج۱، ص۵۷.</ref> و [[محل دفن]] وی را «[[حبرون]]» دانسته‌اند<ref>المعارف، ص۳۳؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۲۱۶؛ معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


== [[هجرت]] با ابراهیم{{ع}} ==
== [[هجرت]] با ابراهیم{{ع}} ==
در منابع اسلامی از هجرت ساره همراه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[سخن]] به میان آمده است.<ref>جامع البیان، ج۱۷، ص۶۲؛ مجمع البیان، ج۸، ص۲۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۲۶.</ref> [[قرآن کریم]] در این باره سخن صریحی‌ندارد؛ اما [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref>«و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم می‌روم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد» سوره صافات، آیه ۹۹.</ref> که در باره [[مهاجرت]] حضرت ابراهیم{{ع}} است، به این موضوع پرداخته‌اند: «و قالَ اِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی سَیَهدین». بر اساس گفته‌های مفسران، آنها ابتدا به حرانِ [[شام]]<ref>جامع البیان، ج۱۷، ص۶۲؛ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۹، ص۳۰۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۵، ص۹۸.</ref> و از آنجا به [[فلسطین]] <ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ روح المعانی، ج۸، ص۱۶۹.</ref> و سپس به [[مصر]] رفتند <ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۳۲۴۸، «ساره».</ref> و هنگام بازگشت از مصر، به فلسطین آمده و در آنجا اقامت گزیدند.<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۳؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵.</ref> برخی منابع از [[ایمان]] ساره پیش از [[ازدواج]] با ابراهیم{{ع}} خبر داده و سبب [[همراهی]] با ابراهیم{{ع}} را [[ایمان]] وی دانسته‌اند. براساس این گزارش‌ها [[ساره]] پس از [[هجرت]] و هنگام اقامت در حران یا [[شام]] با ابراهیم{{ع}} [[ازدواج]] کرده بود.<ref>المنتظم، ج۱، ص۴۸؛ البحر المحیط، ج۶، ص۱۸۴؛ روح المعانی، ج۱۶، ص۱۰۲.</ref> براساس برخی گزارش‌ها [[فرمانروای مصر]] در این دوره که نام او را به [[اختلاف]]، [[سنان]] بن علوان،<ref> الکامل، ج۱، ص۱۰۰-۱۰۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق۱، ص۳۵.</ref>صادوف <ref>المعارف، ص۳۲؛ عمدة القاری، ج۱۵، ص۲۴۹.</ref> و ابوملک،<ref>نک: المیزان، ج۷، ص۲۲۶.</ref> یا آپوفیس <ref> لغت نامه، ج۹، ص۱۳۲۴۸.</ref> گفته‌اند، به سبب [[زیبایی]] ساره دلباخته وی شد؛ ولی به محض آنکه دست خود را به سوی وی دراز کرد، دستش خشک شد.<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۳۳.</ref> زمانی که دست [[حاکم مصر]] با دعای ساره <ref> تفسیر قمی، ج۱، ص۳۳۳؛ شرح اصول کافی، ج۱۲، ص۵۳۷.</ref> یا ابراهیم{{ع}}<ref>الکافی، ج۸، ص۳۷۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۴۱۸؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۸۴.</ref> [[شفا]] یافت، او به جایگاه آن دو نزد [[خداوند]] پی برد و برای [[قدردانی]]، کنیزی به نام "[[هاجر]]" را به ساره بخشید.<ref>صحیح البخاری، ج۴، ص۱۱۲؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۱.</ref> گزارش مربوط به درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} از ساره برای معرفی خویش به عنوان خواهر ابراهیم{{ع}} در دیدار با پادشاه مصر، از سوی دانشمندان [[مسلمان]] به چالش کشیده شده است. آنان چنین کاری را در [[شأن]] [[پیامبری]] چون ابراهیم{{ع}} که یک‌تنه به [[جنگ]] "[[نمرود]]" رفت ندانسته <ref>قصص الانبیاء، جزائری، ص۱۱۵-۱۲۰.</ref> و غیر واقعی خوانده‌اند<ref> التبیان، ج۷، ص۲۶۰؛ مجمع البیان، ج۷، ص۹۷.</ref> این گزارش‌ها اغلب برگرفته از [[عهد]] عتیق‌اند<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>.
در منابع اسلامی از هجرت ساره همراه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[سخن]] به میان آمده است.<ref>جامع البیان، ج۱۷، ص۶۲؛ مجمع البیان، ج۸، ص۲۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۲۶.</ref> [[قرآن کریم]] در این باره سخن صریحی‌ندارد؛ اما [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref>«و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم می‌روم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد» سوره صافات، آیه ۹۹.</ref> که در باره [[مهاجرت]] حضرت ابراهیم{{ع}} است، به این موضوع پرداخته‌اند: «و قالَ اِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی سَیَهدین». بر اساس گفته‌های مفسران، آنها ابتدا به حرانِ [[شام]]<ref>جامع البیان، ج۱۷، ص۶۲؛ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۹، ص۳۰۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۵، ص۹۸.</ref> و از آنجا به [[فلسطین]] <ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ روح المعانی، ج۸، ص۱۶۹.</ref> و سپس به [[مصر]] رفتند <ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۳۲۴۸، «ساره».</ref> و هنگام بازگشت از مصر، به فلسطین آمده و در آنجا اقامت گزیدند.<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۳؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵.</ref> برخی منابع از [[ایمان]] ساره پیش از [[ازدواج]] با ابراهیم{{ع}} خبر داده و سبب [[همراهی]] با ابراهیم{{ع}} را [[ایمان]] وی دانسته‌اند. براساس این گزارش‌ها [[ساره]] پس از [[هجرت]] و هنگام اقامت در حران یا [[شام]] با ابراهیم{{ع}} [[ازدواج]] کرده بود.<ref>المنتظم، ج۱، ص۴۸؛ البحر المحیط، ج۶، ص۱۸۴؛ روح المعانی، ج۱۶، ص۱۰۲.</ref> براساس برخی گزارش‌ها [[فرمانروای مصر]] در این دوره که نام او را به [[اختلاف]]، [[سنان]] بن علوان،<ref> الکامل، ج۱، ص۱۰۰-۱۰۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق۱، ص۳۵.</ref>صادوف <ref>المعارف، ص۳۲؛ عمدة القاری، ج۱۵، ص۲۴۹.</ref> و ابوملک،<ref>نک: المیزان، ج۷، ص۲۲۶.</ref> یا آپوفیس <ref> لغت نامه، ج۹، ص۱۳۲۴۸.</ref> گفته‌اند، به سبب [[زیبایی]] ساره دلباخته وی شد؛ ولی به محض آنکه دست خود را به سوی وی دراز کرد، دستش خشک شد.<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۳۳.</ref> زمانی که دست [[حاکم مصر]] با دعای ساره <ref> تفسیر قمی، ج۱، ص۳۳۳؛ شرح اصول کافی، ج۱۲، ص۵۳۷.</ref> یا ابراهیم{{ع}}<ref>الکافی، ج۸، ص۳۷۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۴۱۸؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۸۴.</ref> [[شفا]] یافت، او به جایگاه آن دو نزد [[خداوند]] پی برد و برای [[قدردانی]]، کنیزی به نام "[[هاجر]]" را به ساره بخشید.<ref>صحیح البخاری، ج۴، ص۱۱۲؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۱.</ref> گزارش مربوط به درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} از ساره برای معرفی خویش به عنوان خواهر ابراهیم{{ع}} در دیدار با پادشاه مصر، از سوی دانشمندان [[مسلمان]] به چالش کشیده شده است. آنان چنین کاری را در [[شأن]] [[پیامبری]] چون ابراهیم{{ع}} که یک‌تنه به [[جنگ]] "[[نمرود]]" رفت ندانسته <ref>قصص الانبیاء، جزائری، ص۱۱۵-۱۲۰.</ref> و غیر واقعی خوانده‌اند<ref> التبیان، ج۷، ص۲۶۰؛ مجمع البیان، ج۷، ص۹۷.</ref> این گزارش‌ها اغلب برگرفته از [[عهد]] عتیق‌اند<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>.


== نازایی ساره و تولد اسحاق{{ع}} ==
== نازایی ساره و تولد اسحاق{{ع}} ==
براساس [[روایت]] [[قرآن کریم]]، ساره به سبب نازایی تا سنین کهنسالی صاحب فرزند نشده بود. بر همین اساس هنگامی‌که [[فرشتگان الهی]] [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} را دادند، ساره شگفت‌زده شد. تولد اسحاق{{ع}} با شرایطی که [[ساره]] و ابراهیم{{ع}} داشتند کاری [[خارق عادت]] و [[معجزه]] بود. براساس [[آیات قرآن]]، زمانی که [[فرشتگان]] نزد ابراهیم{{ع}} آمدند وآن حضرت از آنان [[پذیرایی]] و با آنان گفت وگو کرد، ساره که آنجا ایستاده بود و این ماجرا را می‌دید، خندید. در این [[زمان]] فرشتگان مژده تولد اسحاق{{ع}} و پس از وی [[یعقوب]]{{ع}} را به وی دادند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمی‌شود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> برخی معتقدند که افزون بر تولد اسحاق{{ع}}، [[بشارت]] عمر طولانی نیز به وی داده شد؛ به گونه‌ای که نوه خویش یعقوب{{ع}} را نیز ببیند.<ref>تفسیر [[بغوی]]، ج۲، ص۳۹۳؛ [[زاد المسیر]]، ج۴، ص۱۰۳.</ref> تقدم "ضحک" بر [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} موجب [[اختلاف]] [[مفسران]] در معنای آن شده است: گروهی آن را به معنای رایج آن ([[خندیدن]]) گرفته؛ ولی درباره سبب آن دچار اختلاف شده‌اند. برخی با [[اعتقاد]] به اینکه در [[آیه]] تقدیم و [[تأخیر]] صورت گرفته است بر این باورند که ابتدا بشارت تولد اسحاق{{ع}} به ساره داده شد و در پی آن ساره با توجه به شرایط خود و همسرش ([[نازایی]]، پیر بودن) از چنین سخنی خندید.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۱؛ نیز نک: مجمع البحرین، ج۳، ص۷، «ضحک».</ref> برخی دیگر با توجه به تقدم "ضحک" بر "بشارت" و مرتبط دانستن آن با گفت‌وگوی ابراهیم{{ع}} با فرشتگان و حوادث پیش‌آمده، سبب [[خنده]] ساره را اموری دیگر یاد کرده‌اند؛ مانند [[خوشحالی]] از نابودی قریب الوقوع <ref> الکشاف، ج۲، ص۲۸۱؛ نمونه، ج۹، ص۱۷۰.</ref> و [[عذاب]] [[قوم]] [[بدکار]] [[لوط]]،<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۶، ص۲۰۵۴؛ تفسیر سمعانی، ج۲، ص۴۴۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۷.</ref> هماهنگ بودن پیشنهاد [[ساره]] به ابراهیم{{ع}} مبنی بر آوردن [[حضرت لوط]]{{ع}} به نزد خودشان با [[مأموریت]] [[ملائکه]] برای نابودی [[قوم لوط]]،<ref>معانی القرآن، ج۳، ص۳۶۴؛ التبیان، ج۶، ص۳۲.</ref> [[خوشحالی]] از [[انتخاب]] ابراهیم{{ع}} به [[مقام]] خلیل‌الرحمانی <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۱۷۸.</ref> و [[هراس]] ابراهیم{{ع}} از آنان با وجود [[خدم]] و حشم بسیار<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۵.</ref> و خوشحالی و در پی آن [[خنده]] از اینکه روشن شد [[مهمانان]] که از خوردن طعام امتناع می‌کنند [[ملائکه الهی]] هستند که به [[خانه]] او وارد شده‌اند و از ناحیه آنان هیچ [[بدی]]، وی و شوهرش را [[تهدید]] نمی‌کند.<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۶، ص۲۰۵۴؛ الکشاف، ج۲، ص۲۸۱؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳-۳۲۴.</ref> در مقابل، برخی نیز "ضحک" را به معنای غیر مشهور آن (حائض شدن) گرفته و گفته‌اند که همزمان با [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}}، ساره دچار [[عادت]] ماهانه شد.<ref>نک: مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۱؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref>این گروه در توجیه [[تفسیر]] یادشده، به کاربرد واژه "ضحک" در اشعار [[عربی]] به این معنا [[استدلال]] کرده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸؛ الصافی، ج۲، ص۴۶۰.</ref> بر اساس این معنا، ساره به محض حائض شدن با دست به صورت خود زد و از شدت [[شرم]] به گوشه‌ای از خانه پناه برد {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» [[سوره ذاریات]]، [[آیه]] ۲۹.</ref>.<ref> الکشاف، ج۴، ص۱۸.</ref> این دسته از [[مفسران]] با استناد به [[ظاهر آیه]] بر این باورند که بشارت فقط در [[کلام]] نبود، بلکه با حائض شدن ساره در عمل نیز به او بشارت داده شد.<ref> تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۱۷۹؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳؛ نیز نک: تاج العروس، ج۱۳، ص۶۰۵.</ref> براساس آیه‌ای دیگر، ساره با شنیدن بشارت تولد اسحاق{{ع}} از شدت [[شگفتی]] فریادکنان پیش آمد و طبق عادت [[بانوان]] در هنگام دیدن چیزی شگفت و غیر معمول، با دست به صورت خود زد <ref> تیسیر الکریم الرحمن، ص۸۱۰.</ref> و با [[تعجب]] گفت: من پیرزنی نازا هستم. چگونه می‌توانم [[فرزندی]] به [[دنیا]] آورم: {{متن قرآن|فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ}}<ref>«آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند» سوره ذاریات، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> او همچنین با اشاره به فقدان اسباب طبیعی فرزنددارشدن، مانند پیر بودن خود و همسرش، تحقق چنین چیزی را بسیار شگفت‌انگیز و در شرایط عادی آن را ناممکن دانسته و آن را عجیب خواند: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref> برخی با پیوند دادن دو [[آیه]] یاد شده، {{متن قرآن|صَرَّةٍ}} را به معنای [[صیحه]] زدن، [[ضجه]] زدن و فریاد کردن <ref>تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۴۷.</ref> دانسته و گفته‌اند: هنگامی که [[ساره]] [[بشارت]] [[فرشتگان]] را شنید، با گفتن «اوه» و {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى}}<ref> روح المعانی، ج۲۷، ص۱۳.</ref> و زدن به صورت خود ابراز [[شگفتی]] کرد.<ref>اضواء البیان، ج۲، ص۲۸۰.</ref> به گفته [[طبرسی]]، شگفتی ساره نه به معنای تردید در [[قدرت خداوند]]،<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸.</ref> بلکه به این سبب بود که هیچ یک از اسباب طبیعی لازم برای تحقق این بشارت را مهیا نمی‌دید.<ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۲۷۰-۲۷۱؛ [[زاد المسیر]]، ج۷، ص۲۱۰؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۵.</ref> [[مفسران]] درباره سن ساره در [[زمان]] بشارت به تولد اسحاق{{ع}} [[اختلاف]] دارند و از جمله ۹۰،<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۹؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ البدایة و النهایه، ج۱، ص۲۲۲.</ref> ۹۸ <ref>معانی القرآن، ج۳، ص۳۶۴؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۴۰.</ref> یا ۹۹ <ref> تفسیر سمعانی، ج۲، ص۴۴۳؛ المحرر الوجیز، ج۳، ص۱۹۱.</ref>سال را گفته‌اند.
براساس [[روایت]] [[قرآن کریم]]، ساره به سبب نازایی تا سنین کهنسالی صاحب فرزند نشده بود. بر همین اساس هنگامی‌که [[فرشتگان الهی]] [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} را دادند، ساره شگفت‌زده شد. تولد اسحاق{{ع}} با شرایطی که [[ساره]] و ابراهیم{{ع}} داشتند کاری [[خارق عادت]] و [[معجزه]] بود. براساس [[آیات قرآن]]، زمانی که [[فرشتگان]] نزد ابراهیم{{ع}} آمدند وآن حضرت از آنان [[پذیرایی]] و با آنان گفت وگو کرد، ساره که آنجا ایستاده بود و این ماجرا را می‌دید، خندید. در این [[زمان]] فرشتگان مژده تولد اسحاق{{ع}} و پس از وی [[یعقوب]]{{ع}} را به وی دادند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمی‌شود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> برخی معتقدند که افزون بر تولد اسحاق{{ع}}، [[بشارت]] عمر طولانی نیز به وی داده شد؛ به گونه‌ای که نوه خویش یعقوب{{ع}} را نیز ببیند.<ref>تفسیر [[بغوی]]، ج۲، ص۳۹۳؛ [[زاد المسیر]]، ج۴، ص۱۰۳.</ref> تقدم "ضحک" بر [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} موجب [[اختلاف]] [[مفسران]] در معنای آن شده است: گروهی آن را به معنای رایج آن ([[خندیدن]]) گرفته؛ ولی درباره سبب آن دچار اختلاف شده‌اند. برخی با [[اعتقاد]] به اینکه در [[آیه]] تقدیم و [[تأخیر]] صورت گرفته است بر این باورند که ابتدا بشارت تولد اسحاق{{ع}} به ساره داده شد و در پی آن ساره با توجه به شرایط خود و همسرش ([[نازایی]]، پیر بودن) از چنین سخنی خندید.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۱؛ نیز نک: مجمع البحرین، ج۳، ص۷، «ضحک».</ref> برخی دیگر با توجه به تقدم "ضحک" بر "بشارت" و مرتبط دانستن آن با گفت‌وگوی ابراهیم{{ع}} با فرشتگان و حوادث پیش‌آمده، سبب [[خنده]] ساره را اموری دیگر یاد کرده‌اند؛ مانند [[خوشحالی]] از نابودی قریب الوقوع <ref> الکشاف، ج۲، ص۲۸۱؛ نمونه، ج۹، ص۱۷۰.</ref> و [[عذاب]] [[قوم]] [[بدکار]] [[لوط]]،<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۶، ص۲۰۵۴؛ تفسیر سمعانی، ج۲، ص۴۴۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۷.</ref> هماهنگ بودن پیشنهاد [[ساره]] به ابراهیم{{ع}} مبنی بر آوردن [[حضرت لوط]]{{ع}} به نزد خودشان با [[مأموریت]] [[ملائکه]] برای نابودی [[قوم لوط]]،<ref>معانی القرآن، ج۳، ص۳۶۴؛ التبیان، ج۶، ص۳۲.</ref> [[خوشحالی]] از [[انتخاب]] ابراهیم{{ع}} به [[مقام]] خلیل‌الرحمانی <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۱۷۸.</ref> و [[هراس]] ابراهیم{{ع}} از آنان با وجود [[خدم]] و حشم بسیار<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۵.</ref> و خوشحالی و در پی آن [[خنده]] از اینکه روشن شد [[مهمانان]] که از خوردن طعام امتناع می‌کنند [[ملائکه الهی]] هستند که به [[خانه]] او وارد شده‌اند و از ناحیه آنان هیچ [[بدی]]، وی و شوهرش را [[تهدید]] نمی‌کند.<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۶، ص۲۰۵۴؛ الکشاف، ج۲، ص۲۸۱؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳-۳۲۴.</ref> در مقابل، برخی نیز "ضحک" را به معنای غیر مشهور آن (حائض شدن) گرفته و گفته‌اند که همزمان با [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}}، ساره دچار [[عادت]] ماهانه شد.<ref>نک: مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۱؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref>این گروه در توجیه [[تفسیر]] یادشده، به کاربرد واژه "ضحک" در اشعار [[عربی]] به این معنا [[استدلال]] کرده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸؛ الصافی، ج۲، ص۴۶۰.</ref> بر اساس این معنا، ساره به محض حائض شدن با دست به صورت خود زد و از شدت [[شرم]] به گوشه‌ای از خانه پناه برد {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» [[سوره ذاریات]]، [[آیه]] ۲۹.</ref>.<ref> الکشاف، ج۴، ص۱۸.</ref> این دسته از [[مفسران]] با استناد به [[ظاهر آیه]] بر این باورند که بشارت فقط در [[کلام]] نبود، بلکه با حائض شدن ساره در عمل نیز به او بشارت داده شد.<ref> تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۱۷۹؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳؛ نیز نک: تاج العروس، ج۱۳، ص۶۰۵.</ref> براساس آیه‌ای دیگر، ساره با شنیدن بشارت تولد اسحاق{{ع}} از شدت [[شگفتی]] فریادکنان پیش آمد و طبق عادت [[بانوان]] در هنگام دیدن چیزی شگفت و غیر معمول، با دست به صورت خود زد <ref> تیسیر الکریم الرحمن، ص۸۱۰.</ref> و با [[تعجب]] گفت: من پیرزنی نازا هستم. چگونه می‌توانم [[فرزندی]] به [[دنیا]] آورم: {{متن قرآن|فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ}}<ref>«آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند» سوره ذاریات، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> او همچنین با اشاره به فقدان اسباب طبیعی فرزنددارشدن، مانند پیر بودن خود و همسرش، تحقق چنین چیزی را بسیار شگفت‌انگیز و در شرایط عادی آن را ناممکن دانسته و آن را عجیب خواند: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref> برخی با پیوند دادن دو [[آیه]] یاد شده، {{متن قرآن|صَرَّةٍ}} را به معنای [[صیحه]] زدن، [[ضجه]] زدن و فریاد کردن <ref>تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۴۷.</ref> دانسته و گفته‌اند: هنگامی که [[ساره]] [[بشارت]] [[فرشتگان]] را شنید، با گفتن «اوه» و {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى}}<ref> روح المعانی، ج۲۷، ص۱۳.</ref> و زدن به صورت خود ابراز [[شگفتی]] کرد.<ref>اضواء البیان، ج۲، ص۲۸۰.</ref> به گفته [[طبرسی]]، شگفتی ساره نه به معنای تردید در [[قدرت خداوند]]،<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸.</ref> بلکه به این سبب بود که هیچ یک از اسباب طبیعی لازم برای تحقق این بشارت را مهیا نمی‌دید.<ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۲۷۰-۲۷۱؛ [[زاد المسیر]]، ج۷، ص۲۱۰؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۵.</ref> [[مفسران]] درباره سن ساره در [[زمان]] بشارت به تولد اسحاق{{ع}} [[اختلاف]] دارند و از جمله ۹۰،<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۹؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ البدایة و النهایه، ج۱، ص۲۲۲.</ref> ۹۸ <ref>معانی القرآن، ج۳، ص۳۶۴؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۴۰.</ref> یا ۹۹ <ref> تفسیر سمعانی، ج۲، ص۴۴۳؛ المحرر الوجیز، ج۳، ص۱۹۱.</ref>سال را گفته‌اند.


هنگامی که فرشتگان شگفتی ساره را دیدند، تحقق چنین چیزی را به رغم فراهم نبودن شرایط طبیعی آن، براساس [[اراده]] و [[قدرت الهی]]، امکان‌پذیر و نشانه [[رحمت]] و برکت الهی نسبت به [[خاندان ابراهیم]]{{ع}} خواندند: {{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref> آنها [[بشارت]] یادشده را سخن [[خداوند]] و منطبق با [[حکمت]] و [[دانش]] او دانستند: {{متن قرآن|قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}}<ref>«گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بی‌گمان اوست که فرزانه داناست» سوره ذاریات، آیه ۳۰.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>
هنگامی که فرشتگان شگفتی ساره را دیدند، تحقق چنین چیزی را به رغم فراهم نبودن شرایط طبیعی آن، براساس [[اراده]] و [[قدرت الهی]]، امکان‌پذیر و نشانه [[رحمت]] و برکت الهی نسبت به [[خاندان ابراهیم]]{{ع}} خواندند: {{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref> آنها [[بشارت]] یادشده را سخن [[خداوند]] و منطبق با [[حکمت]] و [[دانش]] او دانستند: {{متن قرآن|قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}}<ref>«گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بی‌گمان اوست که فرزانه داناست» سوره ذاریات، آیه ۳۰.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


== [[ساره]] و [[هاجر]] ==
== [[ساره]] و [[هاجر]] ==
[[مفسران]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۱۳۸؛ الدر المنثور، ج۴، ص۸۶؛ فتح القدیر، ج۳، ص۱۱۴.</ref> و مورخان <ref>المعارف، ص۳۲؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> گفته‌اند: ساره که به سبب نازایی و با [[هدف]] بقای نسل ابراهیم{{ع}} کنیز خود (هاجر) را به [[ازدواج]] همسرش درآورده بود، به وی [[حسادت]] کرد. سبب این حسادت و [[زمان]] آن مورد [[اختلاف]] است: برخی آن را در پی تولد اسحاق{{ع}} و سبب آن را برخورد دوگانه ابراهیم{{ع}} با پسرانش در نگاه ساره دانسته‌اند <ref> بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. برخی دیگر حسادت را در پی تولد اسماعیل{{ع}}<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> و پیش از تولد اسحاق{{ع}} دانسته و گفته‌اند: ساره با توجه به نازایی خویش و بچه‌دار شدن کنیزش هاجر از یک سو <ref>تفسیر [[سمرقندی]]، ج۲، ص۲۴۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ [[تفسیر]] [[قرطبی]]، ج۹، ص۳۷۰.</ref> و نگاه‌های تحقیرآمیز هاجر نسبت به وی از سوی دیگر، دچار [[ناراحتی]] و حسادت شد<ref>سعد السعود، ص۴۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۱۱۸.</ref>. براساس برخی گزارش‌های [[تاریخی]]، ساره به [[آزار]] و [[اذیت]] بدنی و نیز [[تهدید]] وی می‌پرداخت<ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. در این باره رخداد [[قطعی]] و مسلم این است که ابراهیم هاجر و اسماعیل را در [[سرزمین]] بی‌آب و علف [[مکه]] ساکن کرد: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> و [[قرآن‌کریم]] بیش از این در این باره سخنی نگفته است؛ اما مورخان سبب اسکان [[هاجر]] و اسماعیل{{ع}} در کنار [[خانه خدا]] و در سرزمینی بی‌آب و علف را [[حسادت]] و برخوردهای یادشده [[ساره]] و به درخواست وی دانسته‌اند <ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷-۱۸۸؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>
[[مفسران]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۱۳۸؛ الدر المنثور، ج۴، ص۸۶؛ فتح القدیر، ج۳، ص۱۱۴.</ref> و مورخان <ref>المعارف، ص۳۲؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> گفته‌اند: ساره که به سبب نازایی و با [[هدف]] بقای نسل ابراهیم{{ع}} کنیز خود (هاجر) را به [[ازدواج]] همسرش درآورده بود، به وی [[حسادت]] کرد. سبب این حسادت و [[زمان]] آن مورد [[اختلاف]] است: برخی آن را در پی تولد اسحاق{{ع}} و سبب آن را برخورد دوگانه ابراهیم{{ع}} با پسرانش در نگاه ساره دانسته‌اند <ref> بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. برخی دیگر حسادت را در پی تولد اسماعیل{{ع}}<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> و پیش از تولد اسحاق{{ع}} دانسته و گفته‌اند: ساره با توجه به نازایی خویش و بچه‌دار شدن کنیزش هاجر از یک سو <ref>تفسیر [[سمرقندی]]، ج۲، ص۲۴۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ [[تفسیر]] [[قرطبی]]، ج۹، ص۳۷۰.</ref> و نگاه‌های تحقیرآمیز هاجر نسبت به وی از سوی دیگر، دچار [[ناراحتی]] و حسادت شد<ref>سعد السعود، ص۴۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۱۱۸.</ref>. براساس برخی گزارش‌های [[تاریخی]]، ساره به [[آزار]] و [[اذیت]] بدنی و نیز [[تهدید]] وی می‌پرداخت<ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. در این باره رخداد [[قطعی]] و مسلم این است که ابراهیم هاجر و اسماعیل را در [[سرزمین]] بی‌آب و علف [[مکه]] ساکن کرد: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> و [[قرآن‌کریم]] بیش از این در این باره سخنی نگفته است؛ اما مورخان سبب اسکان [[هاجر]] و اسماعیل{{ع}} در کنار [[خانه خدا]] و در سرزمینی بی‌آب و علف را [[حسادت]] و برخوردهای یادشده [[ساره]] و به درخواست وی دانسته‌اند <ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷-۱۸۸؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش