←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
روایتی که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده نیز [[شاهد]] این معنی است در این [[روایت]] میخوانیم که فرمود: «به «تُبَّع» بد نگویید؛ چراکه او [[اسلام]] آورد»<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص ۴۸۵.</ref>. | روایتی که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده نیز [[شاهد]] این معنی است در این [[روایت]] میخوانیم که فرمود: «به «تُبَّع» بد نگویید؛ چراکه او [[اسلام]] آورد»<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص ۴۸۵.</ref>. | ||
== تُبّع در نزدیکی [[مدینه]] == | |||
در روایت دیگری آمده است هنگامی که «تُبَّع» در یکی از سفرهای کشورگشایی خود نزدیک [[مدینه]] آمد برای علمای [[یهود]] که ساکن آن [[سرزمین]] بودند [[پیام]] فرستاد که من این سرزمین را ویران میکنم تا هیچ [[یهودی]] در آن نماند، و آئین [[عرب]] در اینجا [[حاکم]] شود. | |||
«شامول» یهودی که [[اعلم]] علمای یهود در آنجا بود گفت ای [[پادشاه]] این شهری است که هجرتگاه [[پیامبری]] از [[دودمان]] اسماعیل است که در [[مکه]] متولد میشود، سپس بخشی از [[اوصاف پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} را برشمرد، «تُبَّع» که گویا سابقۀ ذهنی در این باره داشت گفت: بنابراین من [[اقدام]] به تخریب این [[شهر]] نخواهم کرد. | |||
حتی در روایتی در ذیل همین داستان آمده است که او به بعضی از قبیلۀ [[اوس و خزرج]] که همراه او بودند دستور داد که در این شهر بمانید و هنگامی که [[پیامبر]] [[موعود]] خروج کرد او را [[یاری]] کنید و [[فرزندان]] خود را به این امر توصیه نمائید، حتی نامهای نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار [[ایمان به پیامبر]] اسلام{{صل}} کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص ۴۸۶.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||