همسران امام حسن مجتبی: تفاوت میان نسخهها
←گزارشهای تردیدی
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
از میان [[زنان]] آزادی که ازدواج آنان با [[امام مجتبی]]{{ع}} مطرح شده است، ازدواج یکی از آنها اصلاً پا نگرفت. شش تن از آنها در فرصتهای متفاوت به عقد امام درآمده بودند و تنها یک نفر از آنان به جهت داشتن [[عقیده]] [[خوارج]] پس از [[شهادت امیرمؤمنان]]{{ع}} مطلقه شده است. [[زینب دختر امرءالقیس]] نخستین همسر او در [[جوانی]] درگذشت. چهار زن دیگر ادامه زندگی دادند؛ چنانکه در نقلهای [[تاریخی]] تصریح شده که تنها چهار [[زن]] در یک [[زمان]] با ایشان بودند<ref>ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷ ({{عربی|... كَانَ حَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَلَّ مَا يُفَارِقُ أَرْبَعَ حَرَائِرَ}}).</ref>. چنانکه پیشتر در «تبار همسران» گذشت، برابر با حکم فقهی [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}} «و اگر میهراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که میپسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیکتر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref>، بیش از چهار [[زن]] نمیتوانستد در یک [[زمان]] [[همسر]] ایشان باشند<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۱۱.</ref>. | از میان [[زنان]] آزادی که ازدواج آنان با [[امام مجتبی]]{{ع}} مطرح شده است، ازدواج یکی از آنها اصلاً پا نگرفت. شش تن از آنها در فرصتهای متفاوت به عقد امام درآمده بودند و تنها یک نفر از آنان به جهت داشتن [[عقیده]] [[خوارج]] پس از [[شهادت امیرمؤمنان]]{{ع}} مطلقه شده است. [[زینب دختر امرءالقیس]] نخستین همسر او در [[جوانی]] درگذشت. چهار زن دیگر ادامه زندگی دادند؛ چنانکه در نقلهای [[تاریخی]] تصریح شده که تنها چهار [[زن]] در یک [[زمان]] با ایشان بودند<ref>ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷ ({{عربی|... كَانَ حَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَلَّ مَا يُفَارِقُ أَرْبَعَ حَرَائِرَ}}).</ref>. چنانکه پیشتر در «تبار همسران» گذشت، برابر با حکم فقهی [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}} «و اگر میهراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که میپسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیکتر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref>، بیش از چهار [[زن]] نمیتوانستد در یک [[زمان]] [[همسر]] ایشان باشند<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۱۱.</ref>. | ||
==گزارشهای تردیدی== | == گزارشهای تردیدی == | ||
در برخی منابع، گزارشهایی درباره شش زن دیگر آمده که اینان نیز از [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} بودهاند؛ ولی این نقلها جای تردید دارند و قابل | در برخی منابع، گزارشهایی درباره شش زن دیگر آمده که اینان نیز از [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} بودهاند؛ ولی این نقلها جای تردید دارند و قابل اعتماد نیستند: | ||
۱. [[هند دختر سهیل بن عمرو|هند]] دختر [[سهیل بن عمرو عامری|سهیل بن عمرو]]<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ ({{عربی|وَ تَزَوَّجَ الْحَسَنُ هِنْدَ بِنْتِ سُهَيْلِ بْنِ عَمْرٍو}}).</ref> بن عبد شمس بن عبدود بن نصر بن مالک بن حِسل بن عامر بن لؤی است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۵۳.</ref>. پدر او سهیل در [[فتح مکه]] [[اسلام]] آورد و پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} در بازداری [[قریشیان]] [[مکه]] از [[ارتداد]] نقش داشت<ref>ابناثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۸۰، ش ۲۳۲۵.</ref>. مادر هند، «[[حنفاء دختر ابوجهل|حنفاء]]» دختر [[ابوجهل بن هشام بن مغیره]] بود<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴.</ref>. | ۱. [[هند دختر سهیل بن عمرو|هند]] دختر [[سهیل بن عمرو عامری|سهیل بن عمرو]]<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ ({{عربی|وَ تَزَوَّجَ الْحَسَنُ هِنْدَ بِنْتِ سُهَيْلِ بْنِ عَمْرٍو}}).</ref> بن عبد شمس بن عبدود بن نصر بن مالک بن حِسل بن عامر بن لؤی است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۵۳.</ref>. پدر او سهیل در [[فتح مکه]] [[اسلام]] آورد و پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} در بازداری [[قریشیان]] [[مکه]] از [[ارتداد]] نقش داشت<ref>ابناثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۸۰، ش ۲۳۲۵.</ref>. مادر هند، «[[حنفاء دختر ابوجهل|حنفاء]]» دختر [[ابوجهل بن هشام بن مغیره]] بود<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴.</ref>. | ||
به گفته [[مدائنی]]<ref>ویلفرد مادلونگ این داستان را نسخهبرداری از داستان تلاش معاویه برای ازدواج یزید با اماسحاق میداند. دلیل ایشان این است که مدائنی آن را بدون سند و با تعبیر «بلغنی» نقل کرده است (جانشینی حضرت محمد، ص۵۱۰).</ref>، هند نخست با عبدالرحمن پسر عتاب<ref>عتاب پدر عبدالرحمن در دوره پیامبر{{صل}} والی مکه بود و پس از آن حضرت در نبرد جمل با عایشه بود و در بصره نیز کشته شد. (ر.ک: ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۵، ص۳۵).</ref> بن | به گفته [[مدائنی]]<ref>ویلفرد مادلونگ این داستان را نسخهبرداری از داستان تلاش معاویه برای ازدواج یزید با اماسحاق میداند. دلیل ایشان این است که مدائنی آن را بدون سند و با تعبیر «بلغنی» نقل کرده است (جانشینی حضرت محمد، ص۵۱۰).</ref>، هند نخست با عبدالرحمن پسر عتاب<ref>عتاب پدر عبدالرحمن در دوره پیامبر{{صل}} والی مکه بود و پس از آن حضرت در نبرد جمل با عایشه بود و در بصره نیز کشته شد. (ر.ک: ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۵، ص۳۵).</ref> بن اسید ازدواج کرد. عبدالرحمن از او جدا شد و سپس به ازدواج [[عبدالله بن عامر بن کریز]]<ref>ابناثیر، اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۴، ش ۳۰۳۱. مادربزرگ پدری عبدالله بن عامر، امحکیم البیضاء دختر عبدالمطلب، عمه پیامبر{{صل}} بود.</ref> درآمد که او نیز با [[نیرنگ]] معاویه ـ مبنی بر ازدواجش با دختر معاویه و رسیدن به [[حکومت بصره]]<ref>معاویه به او وعده داده بود اگر همسرت را طلاق دهی، دخترم هند را به عقد تو در میآورم و حکومت بصره را نیز به تو میسپارم. عبدالله همسرش را طلاق داد؛ ولی به دختر معاویه نرسید (محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸). اما یوسفی غروی مینویسد: وی به دختر معاویه رسیده بود (ابومخنف کوفی، وقعة الطف، ص۲۶۹، پانوشت. زوجه ابنته هند بنت معاویة).</ref> ـ طلاقش داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۷۳.</ref>. در این فرصت، معاویه با واسطه قرار دادن [[ابوهریره]] - و به نقلی [[ابودرداء]] - از هند برای پسرش یزید خواستگاری کرد. ابوهریره در این مسیر با [[امام حسن]]{{ع}} مواجه شد و آن حضرت با [[آگاهی]] از وضعیت فرمود: از من هم نزد هند نام ببر. ابوهریره پیش هند رفت و موضوع را با او در میان نهاد. هند با [[مشورت]] ابوهریره [[امام مجتبی]]{{ع}} را برگزید و به ازدواجش درآمد<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰ (اعلمی)؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۱ (به نقل از مدائنی)؛ محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۵۰.</ref>. | ||
[[عبدالله بن عامر]] برای استرداد امانتی که نزد هند داشت، روزی از امام حسن{{ع}} [[اجازه]] خواست آن را از هند باز پس گیرد. [[امام]] نیز اجازه داد. عبدالله بن عامر که از هند دختری داشت، از او درخواست کرده بود دخترش را به وی بازگرداند؛ ولی دختر و مادر [[گریه]] کردند و ابنعامر هم سخت [[اندوهگین]] شد<ref>سبط ابنجوزی، تذکرةالخواص، ص۲۱۵.</ref>. امام با استفاده از فرصت به ابنعامر پیشنهاد داد که امام محلل<ref>«محلل» واژهای فقهی است و در جایی به کار میرود که اگر بین زن و شوهری سه بار طلاق رخ داد، برای بار چهارم نمیتوانند با یکدیگر ازدواج کنند. در این فرض آن زن باید با مرد دیگری ازدواج کند و طلاق گیرد تا بتواند با همسر پیشین ازدواج کند. به همسر دوم «محلل» میگویند در مورد ابن عامر، هر چند سه طلاق رخ نداده بود، امام{{ع}} برای زمینهسازی و بازگرداندن آن دو نفر به زندگی مجدد از این واژه استفاده کرد.</ref> باشد و از هند جدا شود و ابنعامر و هند به [[زندگی]] سابق بازگردند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱.</ref>، هرچند به نقل [[بلاذُری]]، ابنعامر نپذیرفت، برابر گزارشی دیگر، آن دو به زندگی بازگشتند<ref>محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.</ref>. | [[عبدالله بن عامر]] برای استرداد امانتی که نزد هند داشت، روزی از امام حسن{{ع}} [[اجازه]] خواست آن را از هند باز پس گیرد. [[امام]] نیز اجازه داد. عبدالله بن عامر که از هند دختری داشت، از او درخواست کرده بود دخترش را به وی بازگرداند؛ ولی دختر و مادر [[گریه]] کردند و ابنعامر هم سخت [[اندوهگین]] شد<ref>سبط ابنجوزی، تذکرةالخواص، ص۲۱۵.</ref>. امام با استفاده از فرصت به ابنعامر پیشنهاد داد که امام محلل<ref>«محلل» واژهای فقهی است و در جایی به کار میرود که اگر بین زن و شوهری سه بار طلاق رخ داد، برای بار چهارم نمیتوانند با یکدیگر ازدواج کنند. در این فرض آن زن باید با مرد دیگری ازدواج کند و طلاق گیرد تا بتواند با همسر پیشین ازدواج کند. به همسر دوم «محلل» میگویند در مورد ابن عامر، هر چند سه طلاق رخ نداده بود، امام{{ع}} برای زمینهسازی و بازگرداندن آن دو نفر به زندگی مجدد از این واژه استفاده کرد.</ref> باشد و از هند جدا شود و ابنعامر و هند به [[زندگی]] سابق بازگردند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱.</ref>، هرچند به نقل [[بلاذُری]]، ابنعامر نپذیرفت، برابر گزارشی دیگر، آن دو به زندگی بازگشتند<ref>محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.</ref>. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
به نظر میرسد گزارش [[بلاذری]] درست نباشد؛ زیرا اولاً با لحاظ جایگاه [[امامت امام مجتبی]]{{ع}} و [[دوراندیشی]] وی ایشان به بازخورد ابنعامر توجه داشت؛ از اینرو اگر چنین اقدامی عملی نبود، هیچگاه به او پیشنهاد نمیکرد؛ ثانیاً با توجه به شرایط ابنعامر که [[فریب]] معاویه را خورده بود و همسرش را از دست داده بود، زمینه برای پذیرش او به جد آماده بود. به همین دلیل [[امام]] پیشنهاد بازگشت به زندگی را مطرح کرد؛ ثالثاً ابنعامر و آن [[زن]] [[فرزند]] مشترکی داشتند و این وضعیت اقتضا میکرد ابنعامر پیشنهاد امام را بپذیرد در بررسی این نقل چند نکته به نظر میرسد: | به نظر میرسد گزارش [[بلاذری]] درست نباشد؛ زیرا اولاً با لحاظ جایگاه [[امامت امام مجتبی]]{{ع}} و [[دوراندیشی]] وی ایشان به بازخورد ابنعامر توجه داشت؛ از اینرو اگر چنین اقدامی عملی نبود، هیچگاه به او پیشنهاد نمیکرد؛ ثانیاً با توجه به شرایط ابنعامر که [[فریب]] معاویه را خورده بود و همسرش را از دست داده بود، زمینه برای پذیرش او به جد آماده بود. به همین دلیل [[امام]] پیشنهاد بازگشت به زندگی را مطرح کرد؛ ثالثاً ابنعامر و آن [[زن]] [[فرزند]] مشترکی داشتند و این وضعیت اقتضا میکرد ابنعامر پیشنهاد امام را بپذیرد در بررسی این نقل چند نکته به نظر میرسد: | ||
یکم، [[ابنشهرآشوب]] و [[حسینی]] کرکی با نقل این داستان درباره [[همسر]] [[عبدالله بن عامر]] - با کمی تفاوت - نام آن زن را [[ام خالد]] دختر ابوجندل<ref>ابوجندل پسر سهیل بن عمرو است که ضمن مخالفت پدر و مادر مسلمان شد و در این راه در مکه شکنجه شد و با پیامبر{{صل}} به مدینه هجرت کرد (ر.ک: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۷).</ref> بن سهیل یعنی [[برادر]] زاده هند دختر سهیل ثبت کردهاند<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب{{ع}}، ج۴، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۱.</ref>؛ ولی به گفته [[ابنسعد]]، ابوجندل در دوره [[خلافت عمر]] به سال ۱۸ [[هجرت]] در [[شام]] درگذشت و [[فرزندی]] از او نماند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۴.</ref>. پس با فرض | یکم، [[ابنشهرآشوب]] و [[حسینی]] کرکی با نقل این داستان درباره [[همسر]] [[عبدالله بن عامر]] - با کمی تفاوت - نام آن زن را [[ام خالد]] دختر ابوجندل<ref>ابوجندل پسر سهیل بن عمرو است که ضمن مخالفت پدر و مادر مسلمان شد و در این راه در مکه شکنجه شد و با پیامبر{{صل}} به مدینه هجرت کرد (ر.ک: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۷).</ref> بن سهیل یعنی [[برادر]] زاده هند دختر سهیل ثبت کردهاند<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب{{ع}}، ج۴، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۱.</ref>؛ ولی به گفته [[ابنسعد]]، ابوجندل در دوره [[خلافت عمر]] به سال ۱۸ [[هجرت]] در [[شام]] درگذشت و [[فرزندی]] از او نماند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۴.</ref>. پس با فرض صحت این خبر، نام این زن همان هند بنت سهیل است، نه برادرزاده او. | ||
دوم، این گزارش نزد | دوم، این گزارش نزد رجالشناسان به ویژه [[رجالیان اهل سنت]] [[ضعیف]] است؛ زیرا اولاً مرسلِ غیر قابل اعتماد است؛ ثانیاً دیگر افراد حاضر در سند آن، [[علی بن محمد مدائنی]] (۱۳۵-۲۲۵ یا ۲۲۸ق)، [[ابوبکر هذلی]] (م. ۱۶۷ق) و [[ابنسیرین]] (۳۳ - ۱۱۰ق) هستند. درباره مدائنی در گزارش مربوط به [[حفصه]] دختر عبدالرحمن خواهد آمد که وی از [[ضعیفان]] بود و نقلش قابل اعتماد نیست<ref>عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۵، ص۲۱۳.</ref>، مگر اینکه پشتیبان داشته باشد و در اینجا ندارد. [[ابو بکر هذلی]] هم علاوه بر [[ضعیف]] بودن متروکالحدیث دانسته شد<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۳۰۳، اخبار متفرقه، ش ۲۶۲؛ محمد بن احمد ذهبی، دیوان المتروکین و الضعفاء، ص۳۵۲ ({{عربی|... مُجْمَعٌ عَلَى ضَعْفِهِ}}).</ref>. ابنسیرین نیز [[منحرف]] از [[اهلبیت]]{{عم}} بهشمار میآید. او هرچند به [[عرفان]] [[شهرت]] دارد، با این توجه که در [[بصره]] میزیست و کاتب [[انس بن مالک]] و یار [[حسن بصری]] بود<ref>ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.</ref> و اینان همگی گرایش عثمانی داشتند و از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و خاندانش [[انحراف]] داشتند<ref>ر.ک: محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳-۵۸۸، ش۲۲۳؛ ص۶۰۶-۶۲۲، ش ۲۴۶.</ref>، نمیتوان سخن آنان را در موردی که پشتیبان ندارد، پذیرفت که در این مورد بیپشتیبان است. | ||
سوم، این [[ازدواج]] با فرض | سوم، این [[ازدواج]] با فرض صحت آن برای بازگرداندن این [[زن]] به [[خانه]] [[همسر]] پیشین او بود؛ چنانکه از این تعبیر ایشان «من بهترین محلل برای شما هستم»<ref>{{عربی|فَلَا أَرَاكَ تَجِدُ مُحَلِّلًا لَكُمَا خَيْرًا مِنِّي؟}} (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۲۱؛ همو، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۲۷۳).</ref> همین نکته برمیآید و به نقل [[ابنشهرآشوب]] و [[حسینی]] کرکی، این زن به [[زندگی]] با [[عبدالله بن عامر]] بازگشت<ref>محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.</ref>. | ||
۲. حفصه (-۸۰ق) دختر [[عبدالرحمن بن ابیبکر بن ابی قحافة]] مادرش «قرینة الصغری بنت ابیامیة بن مغیرة بن عبدالله بن عمر بن مخزوم» بوده است. نام او را [[محمد بن سعد]]، سپس [[بلاذری]] و در پی آنان [[ابنابیالحدید]] به نقل از ابوالحسن مدائنی در ردیف [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} آوردهاند و افزودهاند وی به سبب [[اتهام]] هواخواهی [[منذر بن زبیر]] نسبت به او از [[امام]] مطلقه شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۳۰۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، [[انساب]] الأشراف، ج۳، ص۲۲؛ [[ابن ابی الحدید]]، شرح [[نهجالبلاغه]]، ج۱۶، صص ۱۳ و ۲۶۳.</ref>. [[ابنفندق]] نیز نام امةالله دختر محمد بن عبدالرحمن بن ابیبکر را در این ردیف به عنوان مادر [[فاطمه بنت الحسن]] ثبت کرده<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲.</ref>؛ ولی [[شیخ مفید]] مادر فاطمه بنت الحسن را امولد دانسته است<ref>محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>. | |||
این گزارش از چند جهت مورد نقد است: | این گزارش از چند جهت مورد نقد است: | ||
اولاً با توجه به | اولاً با توجه به تشتت نقل درباره آن از یک سو و [[گواه]] نداشتن نقل مدائنی از سوی دیگر و تقدم نقل مفید در مقایسه با گزارش ابنفندق از جانب سوم نمیتوان گفت دختر یا نوه [[عبدالرحمن بن ابیبکر]] [[همسر]] [[امام مجتبی]]{{ع}} بوده است. | ||
ثانیاً مستند گزارش [[ابنسعد]] و بلاذری و [[ابن ابیالحدید مدائنی]]<ref>علی بن عبدالله مدائنی مکنا به ابوالحسن در بصره به دنیا آمد و از موالیان سمرة بن حبیب اموی - که از اهلبیت{{عم}} منحرف بود - به شمار میآمد. وی سپس به مدائن رفت و سرانجام در بغداد در ۹۳ سالگی درگذشت. بیشتر روایات او سند ندارد (محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۵، ص۱۸۵)، با اینکه آثار فراوانی برای وی گزارش کردهاند که ابنندیم ۲۳۹ اثر را از او دانسته است. او بدان جهت که بصری بوده، نباید از گرایشهای عثمانی که در آن زمان در بصره رواج داشت، بیبهره باشد؛ از اینرو وی راوی اخبار عوانة بن حکم است که به گفته یاقوت «عثمانی الهوی» بود. مدائنی از اندک مورخانی است که مورد اعتماد برخی منابع سنیان مانند بخاری، بلاذری، طبری و خطیب بغدادی به شمار آمده و این امر تردید ویژهای را درباره او موجب گشت (ر.ک: باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسن بن علی، ج۲، ص۴۴۶؛ رسول جعفریان، سیره رسول خدا{{صل}}، ص۹۲-۹۴).</ref> است و نقلهای مداننی (۱۳۵ق-) درباره [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} مخدوش است؛ زیرا از یک سو او پس از ۸۵ سال از | ثانیاً مستند گزارش [[ابنسعد]] و بلاذری و [[ابن ابیالحدید مدائنی]]<ref>علی بن عبدالله مدائنی مکنا به ابوالحسن در بصره به دنیا آمد و از موالیان سمرة بن حبیب اموی - که از اهلبیت{{عم}} منحرف بود - به شمار میآمد. وی سپس به مدائن رفت و سرانجام در بغداد در ۹۳ سالگی درگذشت. بیشتر روایات او سند ندارد (محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۵، ص۱۸۵)، با اینکه آثار فراوانی برای وی گزارش کردهاند که ابنندیم ۲۳۹ اثر را از او دانسته است. او بدان جهت که بصری بوده، نباید از گرایشهای عثمانی که در آن زمان در بصره رواج داشت، بیبهره باشد؛ از اینرو وی راوی اخبار عوانة بن حکم است که به گفته یاقوت «عثمانی الهوی» بود. مدائنی از اندک مورخانی است که مورد اعتماد برخی منابع سنیان مانند بخاری، بلاذری، طبری و خطیب بغدادی به شمار آمده و این امر تردید ویژهای را درباره او موجب گشت (ر.ک: باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسن بن علی، ج۲، ص۴۴۶؛ رسول جعفریان، سیره رسول خدا{{صل}}، ص۹۲-۹۴).</ref> است و نقلهای مداننی (۱۳۵ق-) درباره [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} مخدوش است؛ زیرا از یک سو او پس از ۸۵ سال از شهادت امام متولد شده و نمیتوانسته این گزارشها را مستقیم نقل کند و نقلهای او گاهی بیسند است و گاهی نیز به ابن سیرین (۱۱۰ق) عثمانی میانجامد که مستند او نیز مشخص نیست، هرچند برخی گزارشهای [[ابنسیرین]] از [[ابوهریره]] است و او نیز در همان ردیف جای دارد. از سوی دیگر مدائنی تحت تأثیر [[تفکر]] [[خاندان]] [[عبدالرحمن بن سمرة بن حبیب بن عبدشمس اموی]] جای داشت<ref>ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۴، ص۳۸۶.</ref> که عبدالرحمن از والیان [[عثمان بن عفان]] و از [[دشمنان]] [[اهلبیت]]{{عم}} شمرده میشد<ref>ابناثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۴۵۳، ش۳۳۱۵.</ref>. از جانب سوم گزارشهای مدائنی؛ حتی نزد برخی [[رجالیان اهل سنت]] نزدیک به عصر وی [[ضعیف]] دانسته شده و نام او در شمار راویان ضعیف ثبت شده است؛ برای مثال [[عجلی]] (۲۶۱ق) در این باره مینویسد: کسی را ندیدم که به نقل از او چیزی بنویسد و بر دادههایش اعتماد کند<ref>احمد بن عبدالله عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۳۹۵.</ref>. ابنعدی (۳۶۵ق) هم میگوید: وی در حدیث قوی نیست<ref>عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۵، ص۲۱۳.</ref>. | ||
ثالثاً مدائنی در ردیف خبرسازان بر [[امام حسن]]{{ع}} در مورد تکثر [[ازدواج]] است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، صص ۱۲ و ۲۱.</ref> و [[گواه]] همسرسازی مدائنی برای [[امام مجتبی]]{{ع}} این نکته است که وی علاوه بر ذکر نام امبشیر، به عنوان [[همسر]] آن حضرت نامهای دیگری نیز با تعبیر «امرأة من بنات عمرو»، «امرأة من ثقیف» و «امرأة من کلب» به عنوان [[همسران]] [[امام]] نقل کرده<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱.</ref>، بدون آنکه بیان کند این نامها نامهای متفاوت یک فرد است؛ درحالیکه «امرأة من بنات عمرو»، همان امبشیر دختر [[ابومسعود عقبة بن عمرو]] بوده که از بنات عمرو است. «امرأة من ثقیف» هم همان امبشیر است<ref>ر.ک: ذیل نام ام بشیر.</ref>؛ چنانکه «امرأة من کلب» نیز همان [[زینب]] یا سلمی دختر امرءالقیس از [[قبیله کلب]] است که قبلا آمد<ref>ر.ک: ذیل نام زینب.</ref>. | ثالثاً مدائنی در ردیف خبرسازان بر [[امام حسن]]{{ع}} در مورد تکثر [[ازدواج]] است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، صص ۱۲ و ۲۱.</ref> و [[گواه]] همسرسازی مدائنی برای [[امام مجتبی]]{{ع}} این نکته است که وی علاوه بر ذکر نام امبشیر، به عنوان [[همسر]] آن حضرت نامهای دیگری نیز با تعبیر «امرأة من بنات عمرو»، «امرأة من ثقیف» و «امرأة من کلب» به عنوان [[همسران]] [[امام]] نقل کرده<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱.</ref>، بدون آنکه بیان کند این نامها نامهای متفاوت یک فرد است؛ درحالیکه «امرأة من بنات عمرو»، همان امبشیر دختر [[ابومسعود عقبة بن عمرو]] بوده که از بنات عمرو است. «امرأة من ثقیف» هم همان امبشیر است<ref>ر.ک: ذیل نام ام بشیر.</ref>؛ چنانکه «امرأة من کلب» نیز همان [[زینب]] یا سلمی دختر امرءالقیس از [[قبیله کلب]] است که قبلا آمد<ref>ر.ک: ذیل نام زینب.</ref>. | ||
همین مدائنی فرد دیگری را با تعبیر «زنی از [[دختران]] [[علقمة بن زراره]]» به عنوان یکی از [[همسران امام حسن]]{{ع}} معرفی کرده<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ ({{عربی|... وَ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مِنْ بَنَاتِ عَلْقَمَةَ بْنِ زُرَارَةَ}}).</ref> و در این نقل تنهاست و احدی آن را گزارش نکرده است و این گواه دیگر همسرسازی مدائنی برای آن حضرت است؛ چراکه علقمة بن زراره از سران [[قبیله]] دارِم [[تمیم]] بوده که سالها | همین مدائنی فرد دیگری را با تعبیر «زنی از [[دختران]] [[علقمة بن زراره]]» به عنوان یکی از [[همسران امام حسن]]{{ع}} معرفی کرده<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ ({{عربی|... وَ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مِنْ بَنَاتِ عَلْقَمَةَ بْنِ زُرَارَةَ}}).</ref> و در این نقل تنهاست و احدی آن را گزارش نکرده است و این گواه دیگر همسرسازی مدائنی برای آن حضرت است؛ چراکه علقمة بن زراره از سران [[قبیله]] دارِم [[تمیم]] بوده که سالها پیش از ظهور اسلام در [[نزاع]] قبیلهای کشته شده بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۳-۳۴؛ عبدالکریم بن محمد سمعانی، الانساب، ج۱، ص۵۲.</ref> و امام مجتبی{{ع}} به لحاظ زمانی - که شانزده سال پس از ظهور اسلام متولد شد - نمیتوانست با دختر وی ازدواج کند. وانگهی [[اماسحاق]] دختر طلحة بن عبیدالله تیمی یکی از [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} است که گاهی تمیمی خوانده شده و [[تمیم]] از [[قبیله]] بنیزراره است<ref>ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص۹۴ ({{عربی|... تَمِيمِيَّةً مِنْ بَنِي زُرَارَةَ}}).</ref>. پس بر فرض صحت سخن مدائنی، باید گفت زنی از قبیله بنیزراره همان اماسحاق دختر [[طلحة بن عبیدالله تیمی]] است، نه زنی دیگر. مدائنی یا از این موضوع خبر داشت یا نداشت. اگر خوشبینانه گفته شود از آن بیخبر بود، باید گفت با [[قرب]] زمانی که با آن دوره داشت میتوانست به آسانی از آن [[آگاه]] شود. | ||
با این پیشینه برای مداتنی آیا میتوان به گزارشهای بیپشتیبان او درباره آمار [[همسران]] [[امام]] مجتبی{{ع}} اعتماد کرد، آن هم در [[حاکمیت]] [[عباسیان]] که در سرکوب و تضعیف بنی حسن شهره بودند و این نقلهای مدائنی در آن جهت شمرده میشد؟ | |||
۳. [[شیخ صدوق]] با نقل روایتی از [[عمیر بن مأمون عطاردی]]<ref>از عمیر بن مأمون عطاردی در رجال نامی ذکر نشده (علی نمازی شاهرودی، مستدرک علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۳۴، ش ۱۱۲۲۳). شیخ صدوق در دو کتاب الخصال (ج ۱، ص۶۱؛ ج۲، ص۴۱۰) و الامالی (ص ۵۷۶، مجلس ۸۵) از طریق عمیر بن مأمون از امام مجتبی{{ع}} روایت نقل کرده است. پس او در ردیف راویان از امام مجتبی{{ع}} است.</ref> مینویسد: دخترش [[همسر امام حسن]]{{ع}} بود<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۱ ({{متن حدیث|... عَنْ عُمَيْرِ بْنِ مَأْمُونٍ وَ كَانَتِ ابْنَتُهُ تَحْتَ الْحَسَنِ}}).</ref>؛ ولی نام این [[زن]] را نیاورده است. اما [[طبری]] زنی از [[خاندان]] عطارد به نام اسماء دختر [[عطارد بن حاجب تمیمی]] را در ردیف [[همسران امام حسن]]{{ع}} آورده<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۷ (دارالتراث).</ref> که پدر وی عطارد [[رئیس]] [[قوم]] [[بنیتمیم]] و [[خطیب]] آنان بوده است و در داستان مفاخره بنیتمیم که به [[اسلام]] آنها انجامید، [[مسلمان]] شده بود<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۳۱۳.</ref>؛ ولی [[بلاذری]] نام او را در ردیف [[همسران امام حسین]]{{ع}} ذکر کرده است<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۳.</ref>. | |||
به نقل [[ابن عبدالبر]]، او نخست [[همسر]] [[عبیدالله بن عمر]] پسر [[خلیفه دوم]] بوده و عبیدالله او را با همسر دیگر خود، [[بحریه دختر هانی بن قصیبة شیبانی]]، در [[جنگ صفین]] به مصاف با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} برده بود تا [[پیکار]] او را مشاهده کنند؛ ولی عبیدالله در این [[جنگ]] به [[قتل]] رسید<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص١٠١١.</ref>. | |||
اما این نقل ابنعساکر مخدوش است؛ زیرا دختر منظور بن سیار فزاری همان | دلیلی این امر را که این زن عطاردی دختر [[عمیر بن مأمون]] بوده یا دختر [[عطارد بن حاجب تمیمی]]، [[اثبات]] نمیکند؛ چنانکه [[ازدواج]] او با [[امام مجتبی]]{{ع}} نیز با دلیل محکمی اثباتشدنی نیست. به هر روی نقل [[طبری]] در این مورد متفرد و بیپشتیبان است؛ چنانکه نقل [[شیخ صدوق]] نیز چنین است. وانگهی به گفته نمازی، عمیر بن مأمون عطاردی همشیر [[امام حسن]] و [[امام حسین]] بود<ref>علی نمازی شاهرودی، مستدرک علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۳۴، ش۱۱۲۲۳.</ref>. اگر چنین باشد، دختر او برادرزاده رضاعی و [[محرم]] [[امام]] است و ازدواج امام با دختر او معنا ندارد. پس این ازدواج ثابت نیست. | ||
۴. به گفته برخی منابع، امام حسن{{ع}} از [[عایشه]] دختر [[عثمان بن عفان]] خواستگاری کرده بود؛ اما [[مروان]]<ref>داماد عثمان بود و در تصمیمگیریهای عثمان نفوذ داشت.</ref> مانع شد و او را به ازدواج [[عبدالله بن زبیر]] درآورد<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۴۱۵؛ محمد بن یزید مبرد، الکامل فی اللغة و الأدب، ج۲ ص۱۷۴؛ یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۰ ({{عربی|... خَطَبَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَائِشَةَ بِنْتَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ، وَ اجْتَمَعْنَا لِذَلِكَ، فَتَكَلَّمْتَ أَنْتَ وَ زَوَّجْتَهَا مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ}}). ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۵.</ref> و ازدواج با امام مجتبی{{ع}} پا نگرفت. هرچند در گزارش [[ابنشهرآشوب]] آمده که وی پس از عبدالله بن زبیر به ازدواج امام حسین{{ع}} درآمد<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۵.</ref>، خواهد آمد که این انتساب هم درست نیست<ref>ر.ک: «همسران امام حسین{{ع}}»، عنوان «انتسابهای غیر واقعی».</ref>. | |||
۵. به نقل ابنعساکر از [[محمد بن عمر واقدی]] (۲۰۷ق) از [[عبدالله بن حسن]]، امام با دو زن یکی دختر [[منظور بن سیار فزاری]] و زنی از [[بنیاسد]] از [[آل حزیم]] ازدواج کرد و سپس هر دو را [[طلاق]] داد و برای هر کدام ده هزار درهم و ظرفی از عسل فرستاد؛ ولی دختر آل حزیم گفت: {{عربی|مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ}}<ref>کالای کمی است از دوست جدا شده.</ref>. امام با شنیدن این گزارش، به او رجوع کرد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷ ({{عربی|... كَانَتْ عِندَهُ ابْنَةُ مَنْظُورِ بْنِ سَيَّارٍ الْفَزَارِيِّ، وَ عِندَهُ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي أَسَدٍ مِنْ آلِ حَزِيمٍ فَطَلَّقَهُمَا...}})؛ ولی در نقل ابن شهرآشوب نام این زنان تمیمیه و جعفیه ثبت شده (مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱).</ref>. ابنعساکر در مواردی نیز سند نقل را ذکر نکرده که ظاهراً به همین سند بازمیگردد. | |||
اما این نقل ابنعساکر مخدوش است؛ زیرا دختر منظور بن سیار فزاری همان خوله مادر [[حسن مثنی]] است که شرح حالش قبلاً بیان شد و گزارشی درباره طلاق وی در دست نیست اما زنی از آل حزیم: | |||
اولاً نقل ابنعساکر درباره او تنهاست؛ | اولاً نقل ابنعساکر درباره او تنهاست؛ | ||
ثانیاً نام و نشان این زن مشخص نیست؛ | ثانیاً نام و نشان این زن مشخص نیست؛ | ||
ثالثاً منبع نقل او [[محمد بن عمر واقدی قاضی]] [[خلیفه عباسی]] در [[بغداد]] است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۳۱-۴۳۳.</ref> که از یک سو بیشتر گزارشهای او همسو با [[حاکمیت]] [[عباسیان]] بوده و از سوی دیگر [[فقیهان]] و | ثالثاً منبع نقل او [[محمد بن عمر واقدی قاضی]] [[خلیفه عباسی]] در [[بغداد]] است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۳۱-۴۳۳.</ref> که از یک سو بیشتر گزارشهای او همسو با [[حاکمیت]] [[عباسیان]] بوده و از سوی دیگر [[فقیهان]] و رجالشناسان وی را «[[ضعیف]]» دانستهاند؛ برای نمونه، [[احمد حنبل]] (١۶۴-٢۴١ق) او را [[تکذیب]] کرده<ref>ابنحبان بستی، کتاب المجروحین، ج۲، ص۲۹۰.</ref>، [[بخاری]] (۲۵۶ق)<ref>محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۶، ش ۷۹۹۹.</ref> او را متروکالحدیث و [[محمد بن حبان]] (-۳۵۴ق)<ref>محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۶، ش ۷۹۹۹.</ref> وی را از «مجروحین» بهشمار آورده است. وانگهی او در این گزارش تنهاست؛ | ||
رابعاً قبلاً بیان شد که تعبیر «متاع قلیل من حبیب مفارق» درباره [[عایشه]] خثعمیه نقل شده که او پس از [[شهادت امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[امام]] مجتبی{{ع}} | رابعاً قبلاً بیان شد که تعبیر «متاع قلیل من حبیب مفارق» درباره [[عایشه]] خثعمیه نقل شده که او پس از [[شهادت امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[امام]] مجتبی{{ع}} تبریک گفته بود و این اقدام به خوارجی بودن وی تلقی شد و به طلاقش انجامید<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۵۱، عائشة الخثعمیة.</ref>؛ | ||
خامساً [[ابنشهرآشوب]]<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱.</ref> و جزائری<ref>نعمت الله بن عبدالله جزائری، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، ج۱، ص۱۱۰، علی امرأة جعفیة.</ref> به نقل از [[حسن بن سعید]] نام وی را جُعفیه دانسته که چنین فردی مجهول است. وانگهی به احتمال این جُعفیه همان خثعمیه هست که نام وی به [[خطا]] جُعفیه ثبت شده است؛ | خامساً [[ابنشهرآشوب]]<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱.</ref> و جزائری<ref>نعمت الله بن عبدالله جزائری، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، ج۱، ص۱۱۰، علی امرأة جعفیة.</ref> به نقل از [[حسن بن سعید]] نام وی را جُعفیه دانسته که چنین فردی مجهول است. وانگهی به احتمال این جُعفیه همان خثعمیه هست که نام وی به [[خطا]] جُعفیه ثبت شده است؛ | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۵: | ||
۶. [[بلاذری]] به نقل از مدائنی نام [[امحبیب دختر عمرو بن اهتم تمیمی]] را به این صورت در ردیف [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} آورده است که [[امام]] به سبب [[زیبایی]] [[برادر]] این زن به نام نعیم خواهرش را بدون تحقیق به [[عقد]] خود درآورد و پس از آنکه دید این زن زشترو است، او را طلاق داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۷۲.</ref>. | ۶. [[بلاذری]] به نقل از مدائنی نام [[امحبیب دختر عمرو بن اهتم تمیمی]] را به این صورت در ردیف [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} آورده است که [[امام]] به سبب [[زیبایی]] [[برادر]] این زن به نام نعیم خواهرش را بدون تحقیق به [[عقد]] خود درآورد و پس از آنکه دید این زن زشترو است، او را طلاق داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۷۲.</ref>. | ||
۷. منابعی مانند [[ابنسعد]]، [[بلاذری]]، ابنحبیب و [[ابنحزم]] امکلثوم دختر فضل بن عباس<ref>فضل بن عباس عموزاده پیامبر{{صل}} بود و در غسل پیکر پیامبر{{صل}} حضور داشت. او در ۲۸ سالگی به بیماری طاعون در شام درگذشت و تنها یک فرزند به یادگار نهاد (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶).</ref> بن عبدالمطلب بن هاشم - که مادرش [[صفیه]] دختر محمیه مذحجی است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۱.</ref> - را یکی از [[همسران امام حسن]]{{ع}} دانسته و گفتهاند: او مادر چهار فرزند امام | این نقل از چند جهت پذیرفتنی نیست: اولاً در منبع دیگری به دست نیامده است؛ ثانیاً مستند بلاذری نیز مداننی است و او متهم به موضوع همسرسازی و طلاق برای امام حسن{{ع}} بوده که قبلاً بیان شد. درباره خود بلاذری نیز بیان شده که از ندیمان [[عباسیان]] بوده و اگر در نقلی تنها باشد، گزارش او مخدوش است؛ ثالثاً محتوای این گزارش مبنی بر اقدام بدون تحقیق امام آن هم برای [[انتخاب]] شریک زندگی سخنی برخلاف عرف رایج به ویژه [[سیره]] [[اهلبیت]] است؛ رابعاً اقدام به [[ازدواج]] و بلافاصله طلاق به سبب زشترویی زن حاکی از هوسرانی شخص اقدامکننده است و این از فرد [[عاقل]] معمولی به دور است، چه رسد از [[شخصیت]] بزرگ و شناختهشدهای مانند [[امام مجتبی]]{{ع}}. پس اینگونه گزارشها جز برای تخریب چهره آن حضرت نیست. | ||
۷. منابعی مانند [[ابنسعد]]، [[بلاذری]]، ابنحبیب و [[ابنحزم]] امکلثوم دختر فضل بن عباس<ref>فضل بن عباس عموزاده پیامبر{{صل}} بود و در غسل پیکر پیامبر{{صل}} حضور داشت. او در ۲۸ سالگی به بیماری طاعون در شام درگذشت و تنها یک فرزند به یادگار نهاد (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶).</ref> بن عبدالمطلب بن هاشم - که مادرش [[صفیه]] دختر محمیه مذحجی است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۱.</ref> - را یکی از [[همسران امام حسن]]{{ع}} دانسته و گفتهاند: او مادر چهار فرزند امام به نامهای جعفر، [[حمزه]]، محمداصغر و [[فاطمه]] است که اینان همگی در کودکی درگذشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۲۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶.</ref>؛ ولی در اکثر منابع سنیان، درباره وی به عنوان [[همسر]] امام گزارشی به دست نیامده؛ چنانکه در منابع [[شیعیان]] نیز چنین گزارشی به دست نیامده است. | |||
[[بلاذُری]] که از ندیمان [[متوکل عباسی]] بوده<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۱، مقدمه محقق صج-ح.</ref>، - در نقلی با تعبیر «قال بعض الرواة» نخستین شوهر این زن را [[ابوموسی اشعری]] آورده<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ ({{عربی|قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ: وَ كَانَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ بِنْتُ الْفَضْلِ عِندَ أَبِي مُوسَى، فَمَاتَ عَنْهَا وَ تَزَوَّجَهَا الْحَسَنُ، فَتُوُفِّيَ عَنْهَا فِي سَنَةِ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ أَوْ سَنَةِ خَمْسِينَ، فَتَزَوَّجَهَا عِمْرَانُ بْنُ طَلْحَةَ وَ لَا عَقِبَ لَهُ}}).</ref> و در نقلی دیگر با تعبیر «قالوا» این [[ازدواج]] را نخستین ازدواج [[امکلثوم]] و [[امام مجتبی]]{{ع}} دانسته و افزوده که پس از [[مرگ]] [[فرزندان]]، [[امام]] وی را [[طلاق]] داد و او با [[ابوموسی]] سپس با [[عمران بن طلحة بن عبیدالله]] ازدواج کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ ({{عربی|... فَتَزَوَّجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أُمَّ كُلْثُومٍ، وَ كَانَ أَبَا عُذْرَهَا، وَ هِيَ أَوَّلُ مَنْ تَزَوَّجَ مِنَ النِّسَاءِ...}}).</ref>. | [[بلاذُری]] که از ندیمان [[متوکل عباسی]] بوده<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۱، مقدمه محقق صج-ح.</ref>، - در نقلی با تعبیر «قال بعض الرواة» نخستین شوهر این زن را [[ابوموسی اشعری]] آورده<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ ({{عربی|قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ: وَ كَانَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ بِنْتُ الْفَضْلِ عِندَ أَبِي مُوسَى، فَمَاتَ عَنْهَا وَ تَزَوَّجَهَا الْحَسَنُ، فَتُوُفِّيَ عَنْهَا فِي سَنَةِ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ أَوْ سَنَةِ خَمْسِينَ، فَتَزَوَّجَهَا عِمْرَانُ بْنُ طَلْحَةَ وَ لَا عَقِبَ لَهُ}}).</ref> و در نقلی دیگر با تعبیر «قالوا» این [[ازدواج]] را نخستین ازدواج [[امکلثوم]] و [[امام مجتبی]]{{ع}} دانسته و افزوده که پس از [[مرگ]] [[فرزندان]]، [[امام]] وی را [[طلاق]] داد و او با [[ابوموسی]] سپس با [[عمران بن طلحة بن عبیدالله]] ازدواج کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ ({{عربی|... فَتَزَوَّجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أُمَّ كُلْثُومٍ، وَ كَانَ أَبَا عُذْرَهَا، وَ هِيَ أَوَّلُ مَنْ تَزَوَّجَ مِنَ النِّسَاءِ...}}).</ref>. | ||
ابنحبیب نیز همین ترتیب در ازدواج و طلاق امکلثوم با [[همسران]] یادشده را نقل کرده است<ref>محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹ ({{عربی|وَ تَزَوَّجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ... (الْحَسَنَ) بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَطَلَّقَهَا، فَخَلَفَ عَلَيْهَا (أَبُو مُوسَى) الْأَشْعَرِيُّ ثُمَّ (عِمْرَانُ) بْنُ طَلْحَةَ}}).</ref>. | ابنحبیب نیز همین ترتیب در ازدواج و طلاق امکلثوم با [[همسران]] یادشده را نقل کرده است<ref>محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹ ({{عربی|وَ تَزَوَّجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ... (الْحَسَنَ) بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَطَلَّقَهَا، فَخَلَفَ عَلَيْهَا (أَبُو مُوسَى) الْأَشْعَرِيُّ ثُمَّ (عِمْرَانُ) بْنُ طَلْحَةَ}}).</ref>. | ||
اما [[محمد بن سعد]] معروف به کاتب الواقدی (۱۶٨-۲۳۰ق) که نخستین فرد این گزارش است، از قدیمیترین تراجمنگار دوره [[معصومان]]{{عم}} است. او درباره | با فرض اینکه این [[زن]] [[همسر]] امام بوده، شاید سبب طلاق وی از سوی امام - که برابر این دو نقل نخستین همسرش بوده - این باشد که چون [[فرزندان]] آن دو زنده نماندند و هر دو [[دوست]] میداشتند [[فرزندی]] به یادگار داشته باشند، امام او را طلاق داد تا شاید در ازدواج بعدی فرزندان او زنده بمانند؛ چراکه شاید علت زنده نماندن فرزندان زوجیت این زن و مرد باشد و در زوجیت دیگر چنین نباشد؛ چنانکه اکنون در علوم تجربی این نکته ثابت شده و در ازدواج با ابوموسی نیز وی از او فرزندی به نام موسی داشت که بعدها در ردیف یاران مختار ثقفی درآمد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸۴، حوادث سنه ۶۵ (دار التراث) ({{عربی|... وَ كَانَ يَأْتِي الْمُخْتَارُ أَوَّلَ مَا جَاءَ وَ يَحُفُّ بِهِ...}}).</ref> یا سببش تندمزاجی این زن بوده که به گفته ابنحبیب از هر سه همسرش طلاق گرفته بود<ref>محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹.</ref>. [[ابن حزم]] - که گزارش او به [[ابنسعد]] میانجامد - نیز از او به ترتیب به عنوان همسر ابوموسی، [[امام مجتبی]]{{ع}} و عمران بن طلحه یاد کرده<ref>ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص١٨.</ref> و از گزارش او برمیآید که وی ابوموسی را همسر نخست او میداند. | ||
اما [[محمد بن سعد]] معروف به کاتب الواقدی (۱۶٨-۲۳۰ق) که نخستین فرد این گزارش است، از قدیمیترین تراجمنگار دوره [[معصومان]]{{عم}} است. او درباره فرزندان امام مجتبی{{ع}} و مادران آنان ده [[روایت]] آورده که این نقل از جمله آنهاست. وی با اینکه در نقل سبک [[حدیثی]] داشت و نوع گزارشهایش با سندند، این گزارشها را بدون سند ثبت کرده و در اینها آمار [[همسران]] و کنیزان فرزنددار [[امام]] را ده تن و فرزندان امام را ۲۵ تن آورده که هفده نفر را از [[زنان]] [[آزاد]] و هشت نفر را از کنیزان دانسته و نام این فرزندان را با نام مادرانشان آورده است<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، ص۲۲۵-۲۲۶.</ref>. او بدین روش به [[باور]] خود زنانِ فرزنددار [[امام مجتبی]]{{ع}} را معرفی کرده و با این حال سیزده [[روایت]] دیگر درباره ازدواجهای امام نقل کرده است<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، صص ۲۸۹-۲۹۰، ۲۹۲، ۳۰۱-۳۰۴ و ۳۳۴.</ref>. حجم این [[روایات]] نشان میدهد موضوع ازدواجهای امام و برجسته کردن آن برای [[ابنسعد]] مهم بوده و وی در گردآوری گزارشهای آن نیروی بسیاری صرف کرده است<ref>ر.ک: نعمت الله صفری و معصومه اخلاقی، «امام حسن{{ع}} در طبقات ابنسعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی{{ع}}، ج۳، ص۲۸۰.</ref>. نکات درخور توجه درباره [[محمد بن سعد]] این است: | |||
اولاً او کتاب [[طبقات الکبری]] را با نگارش [[سیره پیامبر]]{{صل}} آغاز کرده و با شرح حال [[صحابه]] و [[عالمان]] [[طائف]]، [[مکه]]، [[مدینه]]، [[یمن]]، یمامه، [[بحرین]]، [[کوفه]]، [[بصره]]، واسط، [[مدائن]]، [[انبار]]، [[بغداد]]، جزیره، اندلس، همدان، [[قم]]، [[ری]] و [[خراسان]] ادامه داده و جلد پایانی را به شرح حال زنان اختصاص داده<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref>و در این کار شرح حال افراد را با اتصال مصادر روایات آورده است که این از مزایای کتاب او شمرده میشود<ref>ر.ک: نعمتالله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، «امام حسن{{ع}} در طبقات ابنسعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی{{ع}} ج۳، ص۲۷۸.</ref>؛ ولی مواردی از جمله روایات مربوط به فرزندان و [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} - که این نقل از آنهاست - را بدون مصادر و سند آورده و این نکته مایه تردید در این نقلهاست. افزون بر آن، [[ابنندیم]] کتابهای [[هشام کلبی]] (م. ۲۰۴ق)، [[واقدی]] (م. ۲۰۷ق)، [[هیثم بن عدی]] (م. ۲۰۷ق) و مدائنی (م. ۲۳۵ق) را از منابع مورد استفاده ابنسعد در این اثر دانسته<ref>ابن ندیم الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> و این امر از این حکایت میکند که خبرسازی مداننی درباره همسران امام مجتبی{{ع}} در گزارشهای ابنسعد نیز تأثیری عمیق داشته است. | |||
ثانیاً وی از درباریان [[عباسیان]] بوده؛ چراکه [[مأمون]] در سال ۲۱۸ قمری تصمیم گرفت هفت نفر از فقهای مشهور و سرشناس در دربار او حاضر شوند و به خَلق [[قرآن]] [[شهادت]] دهند که ابنسعد نخستین آنان بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۹۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۶، ص۴۲۳.</ref> و این را میتوان دلیلی بر [[شهرت]] [[علمی]] و [[فقهی]] ابنسعد در میان عالمان زمانش دانست. حضور وی در [[بغداد]] تا سال ۲۳۰ قمری و ارتباطش با دربار عباسیان و درگذشت او در همان [[شهر]]<ref>احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱.</ref> نیز میتواند [[گواه]] دیگری بر گرایش عباسی او باشد که این [[گرایش]] در تخریب جایگاه اهلبیت{{عم}}؛ به ویژه [[امام مجتبی]]{{ع}} با رویکرد به فضاسازی ضد بنیحسن در آن دوره تأثیری بسیار داشت. | |||
ثالثاً یحیی بن معین و [[احمد حنبل]] ابنسعد را [[تکذیب]] کردهاند<ref>رسول جعفریان، سیره رسول خدا{{صل}}، ج۱، ص۶۱.</ref>؛ چنانکه برخی رجالیان شیعه او را با استناد به بعضی مطالب کتاب [[طبقات الکبری]] [[ناصبی]] دانستهاند؛ از جمله ابنسعد مدعی شده [[پیامبر]]{{صل}} تمام درها جز در [[خانه]] [[ابوبکر]] را به سوی [[مسجدالنبی]] [[سد]] کرده است<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۲۲۷.</ref>. وی با این ادعا تعبیر «در خانه [[امیرمؤمنان]]{{ع}}» را که در حدیث نبوی آمده بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۸؛ محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۹۹ ({{متن حدیث|خَطَبَ النَّبِيُّ فَقَالَ:... وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ}}). علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء، ج۱، جزء ۲، ص۴۷۴.</ref>، به «در خانه ابوبکر» [[تغییر]] داده<ref>محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۲۸۵.</ref> که این کار [[تحریف]] است. | |||
ثالثاً یحیی بن معین و [[احمد حنبل]] ابنسعد را [[تکذیب]] کردهاند<ref>رسول جعفریان، سیره رسول خدا{{صل}}، ج۱، ص۶۱.</ref>؛ چنانکه برخی | |||
نکات یاد شده درباره ابنسعد رویکرد [[انحرافی]] او از [[اهلبیت]]{{عم}} را نشان میدهد و حکایت میکند از اینکه وی در نقل گزارشهای بیاساس درباره همسران امام مجتبی{{ع}} نقشی اساسی داشته است. | نکات یاد شده درباره ابنسعد رویکرد [[انحرافی]] او از [[اهلبیت]]{{عم}} را نشان میدهد و حکایت میکند از اینکه وی در نقل گزارشهای بیاساس درباره همسران امام مجتبی{{ع}} نقشی اساسی داشته است. | ||
نتیجه آنکه نام [[امکلثوم]] دختر [[فضل بن عباس]] به عنوان [[همسر]] امام مجتبی{{ع}} و نام [[فرزندان]] او به عنوان | |||
نتیجه آنکه نام [[امکلثوم]] دختر [[فضل بن عباس]] به عنوان [[همسر]] امام مجتبی{{ع}} و نام [[فرزندان]] او به عنوان فرزندان امام در منابع دیگر به ویژه در منابع [[شیعی]] نیامده است. گزارش [[ابنسعد]] که مستند ابنحبیب هم هست، سندی ندارد. نقل [[بلاذری]] که با تعبیر «گفتهاند» ثبت شده، ظاهراً به ابنسعد میانجامد. گزارش [[ابنحزم]] نیز به همانها میانجامد. پس این گزارش قابل اعتماد نیست<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۱۲-۱۲۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||