پرش به محتوا

بنی کعب بن سعد: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۹٬۹۹۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۶ نوامبر ۲۰۲۵
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -')
برچسب‌ها: تغییر مسیر جدید پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
#تغییر_مسیر [[بنی کعب بن سعد (ابهام‌زدایی)]]
| موضوع مرتبط = مذحج
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
 
==[[نسب]] بنی کعب بن سعد==
این [[طایفه]] از شاخه‌های [[قبیله]] [[جعفی]] از زیر شاخه‌های قبیله بزرگ مذحج هستند که نسب از [[کعب بن سعد بن عوف بن حریم بن جعفی]] می‌برند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۰.</ref>. کعب، فرزندانی به نام [[معاویه]]، حریّ، مالک و حنظله داشت. از مالک، مجمّع و منبّه و از منبه بن مالک، [[ثعلبه]] و وهب زاده شدند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۰.</ref>. از حریّ بن کعب هم سفیان و از سفیان عبدالحارث متولد شد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۴.</ref>. این [[فرزندان]] در کنار دیگر فرزندان از [[نسل]] کعب بن عوف، طایفه بنی کعب را بنیان نهاده، در [[زمین]] انتشار دادند. طایفه بنی کعب بن سعد بن عوف، از [[بیوت]] و [[طوایف]] متعدد تشکیل یافتند که از مهمترین آنها می‌توان از [[بنی حنظلة بن کعب]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج‌۱، ص۳۹۶.</ref>، [[بنی مجمع بن مالک]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۰.؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۷۲؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۴۱.</ref> و [[بنی حری بن کعب]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۰.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==منازل و [[مساکن]] بنی کعب==
از مواطن و مساکن [[جاهلی]] این [[قوم]] خبر مستقلی در دست نیست اما به نظر می‌رسد آنان نیز بمانند قبیله [[مادری]] خود [[بنی جعفی]]، خاستگاهی در [[یمن]] و غرب حضرموت، در [[وادی]] جردان داشته‌اند<ref>ر.ک: حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۹۱، ۱۰۱-۱۰۲.</ref>. [[سرزمین]] «جُرْدان» دره بزرگی با روستاهای فراوان بود که تا [[صنعا]] چهل و دو فرسخ فاصله داشت و تا نزدیک حضرموت امتداد یافته بود. به این مخلاف مستقل، «جُعْفِیّ» هم گفته می‌شد<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۵۱ و ۱۸۸؛ محمد بن علی الاکوع، الیمن الخضراء مهد الحضاره، ص۳۹۰.</ref>. اما پس از [[فتوحات اسلامی]] افرادی از آنها به نقاط مختلف به‌ویژه [[عراق]] و [[کوفه]] کوچیدند<ref>ر.ک: ابن حبان، مشاهیر علماء الأمصار، ص۲۹۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۷، ص۴۱۸؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۹۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۱۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==[[اسلام]] بنی کعب بن سعد==
[[نفوذ]] عمومی اسلام در این [[قبیله]] از سال‌های بین هشتم [[هجری]] تا یازدهم هجری<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref> در پی ارسال [[سرایا]] از سوی [[نبی اکرم]]{{صل}} و وفود [[قبایل مذحجی]] به [[مدینه]] محقق گردید. با انتشار [[دین مبین اسلام]] در میان [[مردم]] این [[طایفه]]، آنان و دیگر مردم قبیله [[جعفی]]، هیأتی را به [[ریاست]] دو نفر از بزرگان‌شان [[قیس بن سلمة بن شراحیل]] و [[برادر]] مادری‌اش [[سلمة بن یزید]] به مدینه فرستادند. با اعزام این دو به مدینه و رسیدن به حضور [[پیامبر]]{{صل}}، حضرت، آنان را به [[یکتاپرستی]] فرا خواند و [[تکالیف]] [[ایمانی]] را بر ایشان [[ابلاغ]] کرد. [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} در این دیدار دستور دادند تا برای قیس نامه‌ای نوشتند و او را بر [[قبایل]] «مُرّان» و «حَریم» و «کُلاب» و وابستگان آنان [[امیر]] کردند<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۵-۲۴۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} در این دیدار با خوراندن [[دل]] گوسفند به [[قیس بن سلمه]] - که [[جعفی‌ها]] در [[جاهلیت]]، سخت از خوردن آن [[امتناع]] می‌کردند - سعی در [[نفی]] [[ضلالت]] و [[عصبیت]] [[جاهلی]] و جایگزین کردن آن با [[ایمان]] و [[عمل صالح]] نمود؛ اما این گروه همچنان بر [[تأیید]] رفتارشان از سوی پیامبر{{صل}} [[اصرار]] می‌ورزیدند. در نتیجه، [[دعوت]] رسول خدا{{صل}} را نپذیرفتند و بازگشتند. آنان در راه بازگشت، به مردی از [[مسلمانان]] را که با خود شتری از شتران [[زکات]] همراه داشت [[حمله]] برده، او را دست بستند و شتر را به [[غارت]] بردند. از همین رو مورد [[لعن]] رسول خدا{{صل}} قرار گرفتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۵-۲۴۶.</ref>. علاوه بر سلمة بن یزید بن مشجعه<ref>ابونعیم اصفهانی، معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۴۴.</ref>، - که برخی او را [[یزید بن سلمة بن مشجعه]] نیز گفته‌اند -<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۷۶.</ref>، از [[قیس بن سلمه بن یزید]] معروف به «[[ابن ملیکه]]»<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۱۲۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۳۶۳.</ref> و برادرش [[یزید بن سلمه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۱۲۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۱۸.</ref> هم، در شمار دیگر [[وفد]] کنندگان بنی کعب و [[بنی جعفی]] به [[مدینه]] یاد شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==بنی کعب و [[فتوحات اسلامی]]==
با این که ترکیب حضور [[اعراب]] [[مسلمان]] در جریان [[فتوح]]، به شکل قبیله‌ای بوده است<ref>واقدی، فتوح الشام، ۲۰۳-۲۰۵.</ref>، اما منابع اشاره‌ای به این ترکیب ندارند یا به ذکر نام [[قبایل]] مهمی چون [[مذحج]] و بنی جعفی که بنی کعب منتسب به آنان است، اکتفا کرده و از ارائه فهرست [[طوایف]] آن خودداری کرده‌اند<ref>طبری، تاریخ الطبری،ج۳، ص۵-۶ و ۶۸.</ref>. با توجه به حضور مشاهیر [[جعفی]] در صحنه‌های مختلف فتوح، تصریح بر نام [[قبیله]] در برخی از میدان‌ها و در نهایت مشارکت گسترده اعراب [[یمنی]] در [[رویارویی]] با [[ارتش]] [[ساسانی]] و [[فتوحات]] شرقی، می‌توان دریافت که [[طایفه]] بنی کعب در کنار قبیله جعفی در نخستین فتوح حضور داشته است<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۵۱.</ref>. بنا بر برخی [[اسناد]] [[تاریخی]]، در پی متمرکز شدن [[فتوحات در عراق]] و [[ایران]]، و در [[اجابت]] از [[فرمان]] [[عمر بن خطاب]] – خلیفه وقت [[مسلمانان]] - گروهی از بنی جعفه با سواران خود همراه با [[قبیله مذحج]] در مدینه حضور یافتند. [[سپاه]] مدینه به هنگام عزیمت از این [[شهر]]، -که به [[فرماندهی]] سعد بن وقاص و به قصد [[حمله]] به [[قادسیه]]، عازم [[عراق]] شده بود - هزار و سیصد تن از [[مذحجیان]] را به فرماندهی سه تن از رؤسایشان: [[عمرو بن معدیکرب علی بنی منبه]] ([[زبید]]) و [[أبوسبرة بن ذؤیب جعفی]] و [[یزید بن حارث صدائی]] در خود جای داده بود<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۸۴.</ref>. بنی جعفی و طوایف آنکه مزید و أختم پسران قیس بن مشجعه از حاضران در قادسیه، در شمارشان بودند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref>، از نخستین گروه‌های اعراب بودند که در [[نبرد قادسیه]] ([[سال چهاردهم هجری]]) به [[ارتش]] [[ساسانی]] [[حمله]] بردند<ref>قمی، تاریخ قم، ص۲۶۷-۲۶۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==بنی کعب و تعامل با [[دولت علوی]]{{ع}}==
به نظر می‌رسد بنی کعب نیز همسو با [[قبیله]] [[جعفی]]، در حوادث ایام [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از جمله جنگ‌های ایشان -به‌ویژه [[نبرد صفین]]- حضور گسترده‌ای داشته است. با این حال، اخباری هم از [[کناره‌گیری]] برخی از [[رجال]] آنها همچون [[شمر بن حارث بن براء]]، [[محتمل بن سماعة بن حصین بن دینار]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref> و [[قشعم بن عمرو بن یزید بن براء]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳.</ref>، از [[همراهی]] با علی{{ع}} در [[جنگ صفین]] و نیز حضور برخی از آنان در آن سوی میدان [[صفین]] بمانند [[عبیداللّه بن حر جعفی‌]]<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۰.</ref> حکایت دارد. [[عبیدالله بن حر]] از [[عثمانی]] مسلکانی بود که به جهت گرایشات [[عقیدتی]] خود به [[سپاه معاویه]] پیوست و همراه با او در نبرد صفین حضور یافت<ref>ابن حزم‌، جمهرة انساب العرب، ص‌۴۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==بنی کعب و تعامل با [[دولت اموی]]==
در دوره [[امویان]]، [[جعفی‌ها]] و [[طوایف]] آن بیش از پیش درگیر مسائل [[سیاسی]] و نظامی شدند. عرب‌گرایی [[بنی امیه]] و برپاداشتن [[جنگ]] قبیله‌ای میان [[عرب]] و [[غیر عرب]]، تفاخرات قومی و [[جاه‌طلبی]]، موجب می‌شد که رؤسای [[قبایل]] و نام‌آوران و جنگاوران عرب برای کسب [[منافع مادی]] و [[اجتماعی]] بیشتر، جذب آنها شوند. برخی از برجسته‌ترین زمینه‌های [[همکاری]] اشراف و رؤسای قبایل جعفی با بنی امیه به قرار زیر است:
 
===تثبیت و [[تحکیم]] [[خلافت اموی]]===
بنی امیه همواره از جایگاه و نام [[عثمان]] برای [[دستیابی به قدرت]] و از میان برداشتن مخالفان استفاده می‌کردند. [[عبیدالله بن حر جعفی]] یکی از اشراف [[عراق]] بود که ادعای [[خونخواهی عثمان]] داشت و به این سبب از [[نمایندگان]] و [[هواداران بنی امیه]] در عراق به شمار می‌رفت. وی در [[روزگار]] [[خلافت امام علی]]{{ع}} با همین دستاویز به [[معاویه]] پیوست<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰.</ref>. [[خوی]] تجاوزطلبی عبیدالله با [[جاه‌طلبی]]، [[عصبیت]] [[عربی]] و [[گرایش]] ضد [[شیعی]] او پیوند عمیقی داشت. به همین جهت زمانی که [[امویان]]، امیدی به بازگرداندن [[عراق]] و [[فرمانروایی]] آن نداشتند، عبیدالله زمینه را فراهم و خود را پیش‌مرگ آنها کرد. به نوشته [[طبری]]، هنگامی که [[عبدالملک بن مروان]] بر زبیریان چیره شد، نخستین گروه‌های عربی که با وی [[همراهی]] کردند، اشراف [[جعفی]] در [[کوفه]] بودند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۱-۱۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
===بنی کعب و [[قیام امام حسین]]{{ع}}===
گزارش‌ها از مشارکت برخی از اعضای [[طایفه]] بنی کعب در [[کربلا]] و [[مقاتله]] با [[سید]] و [[سالار شهیدان]]{{ع}} و اصحابش دارد. از جمله این افراد شخصی به نام [[قشعم بن عمرو بن یزید بن براء بود<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳.</ref>. [[قشعم بن عمرو]] از کسانی بود که به همراه تنی چند از [[اصحاب]] و [[یاران]] [[عمر بن سعد]]، در به [[شهادت]] رساندن سید و سالار شهیدان{{ع}} مشارکت جست و در [[واپسین لحظات عمر]] [[شریف]] [[امام]]{{ع}} ضرباتی را بر ایشان وارد آورد<ref>ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۱۸. البته او در این کتاب از او با نام قثعم بن عمرو یاد کرده است.</ref>. [[روایت]] شده در [[روز عاشورا]] و در آخرین دقایق [[حیات]] شریف [[امام حسین]]{{ع}}، [[شمر]] با گروهی از [[پیاده‌نظام]] [[لشکر عمر بن سعد]] که [[ابوالجنوب عبدالرحمن بن زیاد جعفی]] و [[قشعم بن عمرو بن یزید جعفی]] و [[صالح بن وهب یزنی]] و [[سنان بن انس نخعی]] و [[خولی بن یزید اصبحی]] از جمله آنان بودند به سوی حضرت{{ع}} آمدند و شمر آنان را به [[حمله]] و تمام کردن کار امام{{ع}} [[تشویق]] می‌کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۲؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۵۰. ابن اثیر از او با نام قشعم بن نذیر یاد کرده است. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
===[[شورش]] [[عبیدالله بن حر جعفی]]===
[[عبیدالله بن حر]]، از اشراف و نامداران عراق بود<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۶۹-۲۷۰.</ref> و به گرایش‌های [[عثمانی]] [[شهرت]] داشت<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۱۸۶.</ref>. احتمالاً همین گرایشات [[عثمانی]] او موجب حضور وی در [[سپاه معاویه]] در [[جنگ صفّین]] بود<ref>ابن حزم‌، جمهرة انساب العرب، ص‌۴۱۰.</ref>. بررسی احوال وی روشن می‌سازد که عبیدالله، فردی زیاده‌خواه و منفعت‌طلب بود<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۳۳۱-۳۳۲.</ref>. [[تعصب]] [[عربی]]- قبیله‌ای داشت و از [[موالی]]، [[عجم]] و [[ایرانیان]] به شدت بیزار بود<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۱۸۷.</ref>. قائل به [[فرمانبری]] و [[پیروی]] از یک فرد یا [[حکومت]] خاصی نبود و هیچ یک از [[استانداران]] [[عراق]] را شایسته [[گردن نهادن]] نمی‌دانست<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۵.</ref>. از این‌رو [[همراهی]] کوتاه مدتش با [[حکام]] عراق، تنها برای کسب جایگاه و [[منافع]] بوده است. وی زمانی با زبیریان همساز شد<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۷۶.</ref>، چند صباحی هم با مختار بود<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۶، ص۱۲۹.</ref> و سرانجام با [[مروانیان]] [[بیعت]] کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۷.</ref>. عبیدالله در برابر [[قیام]] [[حجر]] و [[امام حسین]]{{ع}} [[بی‌طرفی]] پیشه کرده بود از این‌رو هنگامی که امام حسین{{ع}} او را به [[یاری]] فراخواند، از پذیرش این امر سر باز زد<ref>طبری، تاریخ الطبری،ج۵، ص۴۰۷.</ref>. سرانجام وی به [[امویان]] پیوست و به عنوان پیش‌قراول [[سپاه]] مروانیان در [[نبرد]] با [[فرماندار]] [[زبیری]] [[کوفه]] [[شکست]] خورد و کشته شد. و بدین ترتیب به تعبیر «[[ابن کثیر]]»، [[مردم]] را از [[شر]] خود راحت کرد<ref>«استراح الناس منه». ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۹۴.</ref>. کشته شدن عبیدالله دستاویزی شد تا [[شامیان]] به عراق [[حمله]] کنند و بار دیگر [[قدرت]] امویان در این بخش فراخ شود<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۹۰-۳۱۶.</ref>. حرکت عبیدالله [[جعفی]] بیشتر از هر چیز به [[آشوب]] و [[هرج]] ومرج و [[جاه‌طلبی]] شباهت داشت که ره‌آورد نبود [[آرامش سیاسی]] و پیدایش جنبش‌های ناهمسان [[اجتماعی]] در عراق بود و از این‌رو با [[دگرگونی]] اوضاع قلمرو [[اسلامی]] و [[احیاء]] دوباره قدرت امویان فروکش کرد. اقدام جدی عبیدالله که مایه [[ترس]] مردم و [[حاکمان]] شد، ربودن دارایی‌های مردم و ویرانی [[شهرها]] و روستاهای عراق و بخش‌هایی از [[ایران]] بود<ref>ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۶۵.</ref>. [[قبیله]] [[جعفی]] و [[طوایف]] آن در [[رویارویی]] با [[شورش]] عبیدالله دو موضع [[همراهی]] و [[مخالفت]] بود. جنگاوران جعفی و طوایف آن با او همراهی کرده و اشراف [[قبایل]]، تحرکاتش را مایه آسیب رساندن به جایگاه و [[منافع]] قبیله‌ای خود می‌دانستند<ref>نک: طبری، تاریخ الطبری، ج۶، ص۱۲۸.</ref>.<ref>مریم سعیدیان جزی، «قبیله جُعفی و نقش آن در تاریخ اسلام تا پایان خلافت امویان»، فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهش‌نامۀ تاریخ اسلام، ص۱۷-۱۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
===بنی کعب بن سعد و [[شورش ابن اشعث]]===
[[شورش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث]] هم از دیگر مواضعی بود که نامی از بنی کعب بن عوف و [[رجال]] آنان در آن به ثبت رسیده است. در این شورش، گروهی از اشراف و روسای قبیله، بیشتر به واسطه [[عصبیت]] و [[ناخشنودی]] از سیاست‌های تبعیض‌گرایانه [[امویان]]، به [[حمایت]] از ابن [[اشعث]] پرداختند که صَدَقَه‌، برّه‌، اَشْعَر<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰؛ بحرالعلوم، الفوائدالرجالیه، ج۱، ص۳۲۴ـ۳۲۹.</ref>، [[توبه]]، أشرس، و أحنف<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲. </ref> [[فرزندان]] [[عبیداللّه بن حر جعفی]] از آن جمله‌اند. آنان و بسیاری دیگر از مردان [[بنی جعفی]] از رزمندگانی بودند که در واقعه دَیرُ الجَماجِم ([[سال ۸۲ هجری]]) در کنار ابن اشعث حضور داشتند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰؛ بحرالعلوم، الفوائدالرجالیه، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
===[[اداره امور]] [[ولایتی]] و [[حکومتی]]===
علاوه بر امور نظامی، برخی بزرگان بنی کعب بن سعد در عرصه‌های [[اداری]] و حکومتی مسئولیت‌های مهمی را پذیرا شدند و در انجام امور عام المنفعه و عمرانی هم، خدمات و همکاری‌های شایسته‌ای مبذول داشتند. [[مبارک]] بن عکرمة بن حمیر بن عبدالحارث]]، از جمله این افراد بود که از سوی [[خالد بن عبداللّه قسری]] عهده‌دار [[حکومت]] «[[نهر الملک]]»<ref>«نهر الملک» رستاقی بود وسیع در بغداد بعد نهر عیسی که گفته شده است مشتمل بر ۳۶۰ روستا بوده است. (حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۲۴)</ref> و «[[باروسما]]»<ref>«باروسما» نام دو ناحیه از سواد بغداد یکی باروسمای علیا و دیگر باروسمای سفلی. (حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۲۰)</ref> گردید و در ایام امارت [[یوسف بن عمر]] بر [[عراق]] نیز به امارت [[شهر]] «[[بهرسیر]]»<ref>«بهرسیر» از نواحی سواد بغداد در نزدیکی مدائن. (حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۵۱۵)</ref> گماشته شد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳.</ref>. از اقدامات عمرانی وی حفر چاهی در [[کوفه]] به نام «[[بئر]] [[مبارک]]» بود<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۴۹. ابن درید از او با نام «براء بن عکرمه» یاد کرده و مکان این چاه را، قبرستان جعفی کوفه گفته است. (ابن درید، الاشتقاق، ج‌۱، ص۴۰۹.)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==اعلام و [[رجال]] بنی کعب==
از جمله رجال معروف آنان می‌توان از [[سلمة بن یزید]] معروف به «[[ابن ملیکه]]»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۰۵؛ ابن حبان، تاریخ الصحابه الذین روی عنهم الاخبار، ص۱۱۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۷۲. او و برادر مادری‌اش قیس بن سلمه به نام مادرشان ملیکه، به «ابن ملیکه» شناخته می‌شوند. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۷۲)</ref> و فرزندانش [[قیس بن سلمه بن یزید]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۱۲۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۳۶۳.</ref> و برادرش [[یزید بن سلمه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۱۲۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۱۸.</ref> در شمار [[اصحاب]] و [[وفد]] کنندگان بنی کعب و [[کریب بن سلمه بن یزید بن مشجعه]] از شرفای بنی کعب<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref> نام برد. [[یزید بن مرة بن یزید بن سلمه]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref>، [[عبیداللّه بن حر بن عمرو جعفی]]، از [[شعرا]] و از همراهان [[معاویه]] در [[صفین]] و پسرانش [[صدقه]]، برّه و أشعر<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۰.</ref>، [[محتمل بن سماعة بن حصین]] از اعتزال کنندگان از [[امام علی]]{{ع}} و اصحاب [[عبیدالله بن حر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref>، مزید و أختم پسران [[قیس بن مشجعه]] از حاضران در [[قادسیه]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref>، [[شمر بن حارث بن براء]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲.</ref>، [[عمرو بن یزید بن شمر بن عمرو بن شمر بن حارث]] از [[محدثان اهل سنت]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲. ابن حزم از او با نام و نسب «عمرو بن شمر بن حارث بن براء» یاد کرده است. (ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۰)</ref>، [[قشعم بن عمرو بن یزید بن براء]] از [[قاتلان امام حسین]]{{ع}}<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۲؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۵۰.</ref>، [[عکرمة بن حمیر بن عبدالحارث]] از اشراف [[بنی جعفی]] و پسرش [[مبارک بن عکرمه]] از [[والیان]] [[دولت]] [[بنی امیه]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳.</ref>، [[سلامة بن حری بن جابر بن عوف]] از شعرای بنی کعب بن سعد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۴.</ref>، [[أبو الشّعثاء عبداللّه بن وبرة بن قیس]] از شعرای این [[قوم]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ج‌۱، ص۴۰۹.</ref> و [[عبداللّه بن مطر]] معروف به «مزلّج»<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۳؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۲۱۷۵.</ref> از دیگر [[رجال]] و شخصیت‌های مشهور این قوم به شمار آمده‌اند. عالیه بنت سلمه مادر [[یحیی بن سعید بن عاص]] هم، از [[زنان]] مشهور این [[طایفه]] است که نام او در صفحات [[تاریخ]] ماندگار شده است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۰۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:13681302.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
{{قبایل عرب}}
[[رده:قبیله‌های عرب]]
[[رده:مذحج]]
۸۰٬۱۹۰

ویرایش