همسران امام باقر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
نام و تبار همسران [[امام سجاد]]{{ع}} چنین است: | |||
== == | |||
[[فاطمه دختر قاسم بن محمد|فاطمه]]<ref>شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۲ (به نقل از جعفی).</ref> دختر [[قاسم بن محمد بن ابیبکر]]<ref>محمد بن ابوبکر پسر اسماء بنت عمیس است که اسما پس از مرگ ابوبکر همسر امیرمؤمنان شد و پسرش محمد را در خانه امیرمؤمنان{{ع}} بزرگ کرد و در واقع این محمد در دامن امیرمؤمنان{{ع}} تربیت یافت (ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵).</ref> مکنا به [[امفروه]]<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷، ح۱.</ref> و [[مادر امام صادق]]{{ع}} بوده است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، صص ۱۸۷ و ۳۲۰؛ سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۳۴۱.</ref>. او [[ایمان]] و [[تربیت]] را از راه [[پدر و مادر]] و جد و جدهاش از [[مکتب]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[ارث]] برده بود<ref>در اینکه مادر قاسم چه کسی بوده، ابنسعد (الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۷) گوید محمد بن ابوبکر با امولدی به نام سوده زندگی مشترک تشکیل داد و صاحب پسری به نام قاسم شد؛ ولی به نقل شیخ مفید (الارشاد، ج۲، ص۲۰۰) مادر او یکی از دو دختران یزدگرد است که پس از اسارت نزد امیرمؤمنان{{ع}} فرستاده شدند و ایشان شاهزنان را به پسرش حسین{{ع}} بخشید که مادر امام سجاد{{ع}} شد و دیگری را که نام او مروارید بود (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۶)، به محمد بن ابیبکر بخشید و قاسم از او متولد شد. پس قاسم و امام سجاد{{ع}} پسرخاله بودند. شاید بتوان گفت سوده نام عربی این خانم بود که به فارسی مروارید خوانده میشد.</ref>. این [[خاندان]] اعم از [[اسماء]] و پسرش محمد و [[همسر]] محمد و پسرش قاسم با [[محبت]] به امیرمؤمنان{{ع}} [[رشد]] یافتند<ref>ر.ک: علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۰۰ ({{عربی|... وَ رَبَّاهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ}}).</ref>. قاسم با عموزاده خود قُریبه<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۷ ({{عربی|... قُرَيْبَةُ بِنْتُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ}}).</ref> یا [[اسما]]<ref>ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۵؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۵۸.</ref> دختر عبدالرحمن [[ازدواج]] کرد و صاحب فرزندانی از جمله [[امفروه]] شد. این قاسم از [[فقیهان]] نامدار [[مدینه]] و مورد [[اعتماد]] [[امام سجاد]]{{ع}} بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱؛ سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۴۵-۴۶.</ref>. [[امفروه]] که در این [[خانواده]] [[رشد]] یافت، از [[اصول تربیتی]] مناسبی بهرهمند بود و در [[خانه]] [[امام باقر]]{{ع}} نیز با بهرهگیری از [[معارف]] و [[فضایل]] ایشان به برجستگیهای [[علمی]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۲۸، ح۶ ({{متن حدیث|... يَا أَمَةَ اللَّهِ أَخْطَأْتِ السُّنَّةَ، فَقَالَتْ: إِنَّا لَأَغْنِيَاءُ عَنْ عِلْمِكَ}}).</ref> و [[ایمانی]] بیشتری دست یافت و در [[نقل حدیث]] در ردیف [[راویان]] از [[امام سجاد]]{{ع}}<ref>علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۳۴۱ (انتشارات اسلامیه).</ref> و امام باقر{{ع}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱ ({{متن حدیث|... وَ قَالَتْ أُمِّي قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ...}}).</ref> جای گرفت که فرزندش [[امام صادق]]{{ع}} نیز از او [[روایت]] نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱.</ref>. به نقل [[کلینی]]، امفروه با [[لباس]] ناشناس در [[طواف]] [[کعبه]] [[حجرالاسود]] را با دست چپ لمس کرد. فردی که او را نشناخت، گفت: «در [[سنت]] [[خطا]] کردی و با دست چپ حجرالاسود را لمس کردی». امفروه در پاسخ گفت: «ما از [[علم]] تو بینیازیم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۲۸.</ref>. شاید مقصودش این بود که استلام حجرالاسود سنتی برای مردان است نه برای [[زنان]]. | |||
امام صادق{{ع}} با تعبیر {{متن حدیث|كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ وَ أَحْسَنَتْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱.</ref> او را زنی باایمان، باتقوا، [[نیکوکار]] و [[محبوب خدا]] دانسته است. چنین تعبیری از [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} درباره شخصی از رتبه والای [[معنوی]] و [[معرفتی]]، [[درستکاری]] و [[کمال انسانی]] و [[عقلی]] و [[لیاقت]] و برجستگی [[اجتماعی]] او حکایت میکند. | امام صادق{{ع}} با تعبیر {{متن حدیث|كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ وَ أَحْسَنَتْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱.</ref> او را زنی باایمان، باتقوا، [[نیکوکار]] و [[محبوب خدا]] دانسته است. چنین تعبیری از [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} درباره شخصی از رتبه والای [[معنوی]] و [[معرفتی]]، [[درستکاری]] و [[کمال انسانی]] و [[عقلی]] و [[لیاقت]] و برجستگی [[اجتماعی]] او حکایت میکند. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۹: | ||
#به نقل [[سبط]] [[ابنجوزی]]، یکی از [[دختران]] [[امام کاظم]]{{ع}}<ref>سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۳۵۱.</ref>. | #به نقل [[سبط]] [[ابنجوزی]]، یکی از [[دختران]] [[امام کاظم]]{{ع}}<ref>سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۳۵۱.</ref>. | ||
== == | |||
نام [[همسر]] دیگر [[امام باقر]]{{ع}} [[امکلثوم]] دختر [[حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب]] ملقب به [[حسن مثنی]] است و مادرش [[فاطمه دختر امام حسین]]{{ع}}<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۵؛ علی بن ابیالغنائم عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۳۶.</ref> است. به گفته [[ابنحزم]]، امکلثوم با پسرعمویش [[محمد بن علی]]{{ع}} [[ازدواج]] کرد<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲.</ref>، با اینکه امام باقر{{ع}} پسردایی امکلثوم بود. پس تعبیر پسرعمو میتواند به اعتبار حسن مثنی و [[امام سجاد]]{{ع}} باشد که آنان پسرعمو بودند. این گزارش از منابع دیگر به دست نیامد. | |||
== == | |||
نام همسر دیگر امام باقر{{ع}} [[امحکیم]] دختر اُسَید<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.</ref> یا اسد<ref>سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۳۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ج۲، ص۱۳۱؛ ابنصباغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الائمه{{عم}}، ج۲، ص۹۰۶.</ref> بن [[مغیرة بن اخنس بن شریق]] از [[قبیله ثقیف]]<ref>محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۷۶.</ref> است و نامی از مادرش به دست نیامد. به نقل [[شیخ مفید]]، او از امام دو پسر به نامهای ابراهیم و عبیدالله داشت<ref>محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۷۶.</ref> که نسلی از آن دو نماند<ref>سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۳۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. | |||
علاقه [[امام باقر]]{{ع}} به [[امحکیم]] به حدی بود که [[امام]] در [[خانه]] او و برابر خواسته وی [[لباس]] قرمز میپوشید و [[دوستان]] را به [[شگفتی]] وامیداشت: [[مالک بن اعین]] در این باره میگوید: نزد امام باقر{{ع}} رفتم و بر او روپوش قرمز رنگی [[مشاهده]] کردم و لبخندی زدم، فرمود: «از چرایی [[لبخند]] تو باخبرم. از این جامهام میخندی. [[زن]] ثقفیام مرا به [[پوشیدن]] آن واداشت. من نیز او را دوست دارم. او هم به [[اجبار]] این لباس را بر من پوشانیده؛ ولی در آن [[نماز]] نمیگزارم. شما نیز در [[جامه]] بسیار قرمز نماز نگزارید»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷.</ref>. | علاقه [[امام باقر]]{{ع}} به [[امحکیم]] به حدی بود که [[امام]] در [[خانه]] او و برابر خواسته وی [[لباس]] قرمز میپوشید و [[دوستان]] را به [[شگفتی]] وامیداشت: [[مالک بن اعین]] در این باره میگوید: نزد امام باقر{{ع}} رفتم و بر او روپوش قرمز رنگی [[مشاهده]] کردم و لبخندی زدم، فرمود: «از چرایی [[لبخند]] تو باخبرم. از این جامهام میخندی. [[زن]] ثقفیام مرا به [[پوشیدن]] آن واداشت. من نیز او را دوست دارم. او هم به [[اجبار]] این لباس را بر من پوشانیده؛ ولی در آن [[نماز]] نمیگزارم. شما نیز در [[جامه]] بسیار قرمز نماز نگزارید»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷.</ref>. | ||
به گفته همین مالک بن اعین که در [[فرصت]] دیگری خدمت امام رسیده بود، آن حضرت این زن را به دلیل [[تبری]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[طلاق]] داده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷.</ref> (توضیح تفصیلی این طلاق در عنوان «بررسی طلاق در [[سیره امامان]]{{عم}}» خواهد آمد)<ref>ر.ک: بخش ۶، فصل ۲، عنوان «بررسی طلاق در سیره امامان{{عم}}»، عنوان «نمونهها».</ref>. مالک بن اعین از این زن با عنوان زن [[ثقفی]] نام برده که [[ابنسعد]] نام دقیق او را امحکیم دختر [[اسید بن مغیره]] از [[قبیله ثقیف]] آورده است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.</ref>. گزارش [[ابوجارود]] نیز نام او را امعلی ذکر کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶ ({{متن حدیث|... فَقَالَ لِي: إِنَّ ذَلِكَ الْمَتَاعَ كَانَ لِأُمِّ عَلِيٍّ}}).</ref>. در اینکه آیا امعلی همان امحکیم یا فردی دیگر است، قراینی در این [[روایات]] دلالت میکند بر اینکه امعلی همان امحکیم است. تعبیرهایی مانند عامل [[اعتقادی]] دانستن علت طلاق در همه نقلها<ref>ر.ک: فصل ۵، عنوان «بررسی طلاق امامان{{عم}}»، عنوان «نمونهها». چهار روایت در این باره نقل شده است.</ref>، تلاش شبانه امام تا صبح برای [[هدایت]] او و وقوع طلاق در صبح در دو [[روایت مرسل]] و ابوجارود<ref>ر.ک: فصل ۵، عنوان «بررسی طلاق امامان{{عم}}»، عنوان «نمونهها». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۶ ({{متن حدیث|... وَ كَانَتْ تَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ فَأَدَرْتُهَا لَيْلَةً إِلَى الصُّبْحِ أَنْ تَرْجِعَ عَنْ رَأْيِهَا وَ تَتَوَلَّى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فَامْتَنَعَتْ عَلَيَّ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ طَلَّقْتُهَا}}).</ref> و تعبیر «[[طلاق]] یک [[زن]]» نه بیش از آن در [[روایت]] معتبر [[ابوبصیر]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۷۵-۷۶، ح۱ ({{متن حدیث|أَنَا بِامْرَأَةٍ كَانَتْ عِنْدِي وَ أَرَدْتُ أَنْ أُطَلِّقَهَا}}).</ref> همه حاکی از این است که امعلی در روایت [[ابوجارود]] همان [[امحکیم]] در روایت [[مالک بن اعین]] و نقل [[ابنسعد]] است. | به گفته همین مالک بن اعین که در [[فرصت]] دیگری خدمت امام رسیده بود، آن حضرت این زن را به دلیل [[تبری]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[طلاق]] داده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷.</ref> (توضیح تفصیلی این طلاق در عنوان «بررسی طلاق در [[سیره امامان]]{{عم}}» خواهد آمد)<ref>ر.ک: بخش ۶، فصل ۲، عنوان «بررسی طلاق در سیره امامان{{عم}}»، عنوان «نمونهها».</ref>. مالک بن اعین از این زن با عنوان زن [[ثقفی]] نام برده که [[ابنسعد]] نام دقیق او را امحکیم دختر [[اسید بن مغیره]] از [[قبیله ثقیف]] آورده است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.</ref>. گزارش [[ابوجارود]] نیز نام او را امعلی ذکر کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶ ({{متن حدیث|... فَقَالَ لِي: إِنَّ ذَلِكَ الْمَتَاعَ كَانَ لِأُمِّ عَلِيٍّ}}).</ref>. در اینکه آیا امعلی همان امحکیم یا فردی دیگر است، قراینی در این [[روایات]] دلالت میکند بر اینکه امعلی همان امحکیم است. تعبیرهایی مانند عامل [[اعتقادی]] دانستن علت طلاق در همه نقلها<ref>ر.ک: فصل ۵، عنوان «بررسی طلاق امامان{{عم}}»، عنوان «نمونهها». چهار روایت در این باره نقل شده است.</ref>، تلاش شبانه امام تا صبح برای [[هدایت]] او و وقوع طلاق در صبح در دو [[روایت مرسل]] و ابوجارود<ref>ر.ک: فصل ۵، عنوان «بررسی طلاق امامان{{عم}}»، عنوان «نمونهها». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۶ ({{متن حدیث|... وَ كَانَتْ تَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ فَأَدَرْتُهَا لَيْلَةً إِلَى الصُّبْحِ أَنْ تَرْجِعَ عَنْ رَأْيِهَا وَ تَتَوَلَّى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فَامْتَنَعَتْ عَلَيَّ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ طَلَّقْتُهَا}}).</ref> و تعبیر «[[طلاق]] یک [[زن]]» نه بیش از آن در [[روایت]] معتبر [[ابوبصیر]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۷۵-۷۶، ح۱ ({{متن حدیث|أَنَا بِامْرَأَةٍ كَانَتْ عِنْدِي وَ أَرَدْتُ أَنْ أُطَلِّقَهَا}}).</ref> همه حاکی از این است که امعلی در روایت [[ابوجارود]] همان [[امحکیم]] در روایت [[مالک بن اعین]] و نقل [[ابنسعد]] است. | ||
۴. [[همسران]] دیگری با پیشینه [[کنیز]] بودن و با تعبیر «[[امولد]]» یا «امهات [[اولاد]]» که [[فرزندی]] در [[خانه]] ایشان داشتند و نام و [[نسب]] و آماری برای آنان ذکر نشده، برای آن حضرت نقل شده است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۸۰.</ref> | == == | ||
۴. [[همسران]] دیگری با پیشینه [[کنیز]] بودن و با تعبیر «[[امولد]]» یا «امهات [[اولاد]]» که [[فرزندی]] در [[خانه]] ایشان داشتند و نام و [[نسب]] و آماری برای آنان ذکر نشده، برای آن حضرت نقل شده است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۸۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||