مقدمه

نام و تبار همسران امام باقر(ع) چنین است:

ام فروه بنت قاسم

فاطمه[۱] دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر[۲] مکنا به ام‌فروه[۳] و مادر امام صادق(ع) بوده است[۴]. او ایمان و تربیت را از راه پدر و مادر و جد و جده‌اش از مکتب امیرمؤمنان(ع) به ارث برده بود[۵]. این خاندان اعم از اسماء و پسرش محمد و همسر محمد و پسرش قاسم با محبت به امیرمؤمنان(ع) رشد یافتند[۶]. قاسم با عموزاده خود قُریبه[۷] یا اسما[۸] دختر عبدالرحمن ازدواج کرد و صاحب فرزندانی از جمله ام‌فروه شد. این قاسم از فقیهان نامدار مدینه و مورد اعتماد امام سجاد(ع) بود[۹]. ام‌فروه که در این خانواده رشد یافت، از اصول تربیتی مناسبی بهره‌مند بود و در خانه امام باقر(ع) نیز با بهره‌گیری از معارف و فضایل ایشان به برجستگی‌های علمی[۱۰] و ایمانی بیشتری دست یافت و در نقل حدیث در ردیف راویان از امام سجاد(ع)[۱۱] و امام باقر(ع)[۱۲] جای گرفت که فرزندش امام صادق(ع) نیز از او روایت نقل کرده است[۱۳]. به نقل کلینی، ام‌فروه با لباس ناشناس در طواف کعبه حجرالاسود را با دست چپ لمس کرد. فردی که او را نشناخت، گفت: «در سنت خطا کردی و با دست چپ حجرالاسود را لمس کردی». ام‌فروه در پاسخ گفت: «ما از علم تو بی‌نیازیم»[۱۴]. شاید مقصودش این بود که استلام حجرالاسود سنتی برای مردان است نه برای زنان.

امام صادق(ع) با تعبیر «كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ وَ أَحْسَنَتْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»[۱۵] او را زنی باایمان، باتقوا، نیکوکار و محبوب خدا دانسته است. چنین تعبیری از امام معصوم(ع) درباره شخصی از رتبه والای معنوی و معرفتی، درستکاری و کمال انسانی و عقلی و لیاقت و برجستگی اجتماعی او حکایت می‌کند. گفتنی است نام ام‌فروه در میان خاندان امامان(ع) برای چهار نفر ذکر شده است:

  1. همسر امام باقر (مادر امام صادق
  2. دختر امام صادق[۱۶]؛
  3. همسر امام کاظم که ام‌فروه دختر اسحاق نام داشت[۱۷]؛
  4. به نقل سبط ابن‌جوزی، یکی از دختران امام کاظم(ع)[۱۸].[۱۹]

ام‌کلثوم دختر حسن بن حسن بن علی بن ابی‌طالب

نام همسر دیگر امام باقر(ع) ام‌کلثوم دختر حسن بن حسن بن علی بن ابی‌طالب ملقب به حسن مثنی است و مادرش فاطمه دختر امام حسین(ع)[۲۰] است. به گفته ابن‌حزم، ام‌کلثوم با پسرعمویش محمد بن علی(ع) ازدواج کرد[۲۱]، با اینکه امام باقر(ع) پسردایی ام‌کلثوم بود. پس تعبیر پسرعمو می‌تواند به اعتبار حسن مثنی و امام سجاد(ع) باشد که آنان پسرعمو بودند. این گزارش از منابع دیگر به دست نیامد[۲۲].

ام‌ حکیم

نام همسر دیگر امام باقر(ع) ام‌حکیم دختر اُسَید[۲۳] یا اسد[۲۴] بن مغیرة بن اخنس بن شریق از قبیله ثقیف[۲۵] است و نامی از مادرش به دست نیامد. به نقل شیخ مفید، او از امام دو پسر به نام‌های ابراهیم و عبیدالله داشت[۲۶] که نسلی از آن دو نماند[۲۷].

علاقه امام باقر(ع) به ام‌حکیم به حدی بود که امام در خانه او و برابر خواسته وی لباس قرمز می‌پوشید و دوستان را به شگفتی وامی‌داشت: مالک بن اعین در این باره می‌گوید: نزد امام باقر(ع) رفتم و بر او روپوش قرمز رنگی مشاهده کردم و لبخندی زدم، فرمود: «از چرایی لبخند تو باخبرم. از این جامه‌ام می‌خندی. زن ثقفی‌ام مرا به پوشیدن آن واداشت. من نیز او را دوست دارم. او هم به اجبار این لباس را بر من پوشانیده؛ ولی در آن نماز نمی‌گزارم. شما نیز در جامه بسیار قرمز نماز نگزارید»[۲۸].

به گفته همین مالک بن اعین که در فرصت دیگری خدمت امام رسیده بود، آن حضرت این زن را به دلیل تبری از امیرمؤمنان(ع) طلاق داده است[۲۹]. مالک بن اعین از این زن با عنوان زن ثقفی نام برده که ابن‌سعد نام دقیق او را ام‌حکیم دختر اسید بن مغیره از قبیله ثقیف آورده است[۳۰].

گزارش ابوجارود نیز نام او را ام‌علی ذکر کرده است[۳۱]. در اینکه آیا ام‌علی همان ام‌حکیم یا فردی دیگر است، قراینی در این روایات دلالت می‌کند بر اینکه ام‌علی همان ام‌حکیم است. تعبیرهایی مانند عامل اعتقادی دانستن علت طلاق در همه نقل‌ها[۳۲]، تلاش شبانه امام تا صبح برای هدایت او و وقوع طلاق در صبح در دو روایت مرسل و ابوجارود[۳۳] و تعبیر «طلاق یک زن» نه بیش از آن در روایت معتبر ابوبصیر[۳۴] همه حاکی از این است که ام‌علی در روایت ابوجارود همان ام‌حکیم در روایت مالک بن اعین و نقل ابن‌سعد است[۳۵].

همسران دیگر

همسران دیگری با پیشینه کنیز بودن و با تعبیر «ام‌ولد» یا «امهات اولاد» که فرزندی در خانه ایشان داشتند و نام و نسب و آماری برای آنان ذکر نشده، برای آن حضرت نقل شده است[۳۶].[۳۷]

منابع

پانویس

  1. شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۲ (به نقل از جعفی).
  2. محمد بن ابوبکر پسر اسماء بنت عمیس است که اسما پس از مرگ ابوبکر همسر امیرمؤمنان شد و پسرش محمد را در خانه امیرمؤمنان(ع) بزرگ کرد و در واقع این محمد در دامن امیرمؤمنان(ع) تربیت یافت (ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵).
  3. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷، ح۱.
  4. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، صص ۱۸۷ و ۳۲۰؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۴۱.
  5. در اینکه مادر قاسم چه کسی بوده، ابن‌سعد (الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۷) گوید محمد بن ابوبکر با ام‌ولدی به نام سوده زندگی مشترک تشکیل داد و صاحب پسری به نام قاسم شد؛ ولی به نقل شیخ مفید (الارشاد، ج۲، ص۲۰۰) مادر او یکی از دو دختران یزدگرد است که پس از اسارت نزد امیرمؤمنان(ع) فرستاده شدند و ایشان شاه‌زنان را به پسرش حسین(ع) بخشید که مادر امام سجاد(ع) شد و دیگری را که نام او مروارید بود (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۶)، به محمد بن ابی‌بکر بخشید و قاسم از او متولد شد. پس قاسم و امام سجاد(ع) پسرخاله بودند. شاید بتوان گفت سوده نام عربی این خانم بود که به فارسی مروارید خوانده می‌شد.
  6. ر.ک: علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۰۰ (... وَ رَبَّاهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ).
  7. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۷ (... قُرَيْبَةُ بِنْتُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ).
  8. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۵؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۵۸.
  9. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱؛ سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۴۵-۴۶.
  10. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۲۸، ح۶ («... يَا أَمَةَ اللَّهِ أَخْطَأْتِ السُّنَّةَ، فَقَالَتْ: إِنَّا لَأَغْنِيَاءُ عَنْ عِلْمِكَ»).
  11. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۳۴۱ (انتشارات اسلامیه).
  12. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱ («... وَ قَالَتْ أُمِّي قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ...»).
  13. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱.
  14. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۲۸.
  15. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱.
  16. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰۹؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۶، ص۱۳۷. مادر این ام‌فروه فاطمه بنت الحسین است (این حسین یا فرزند امام سجاد(ع) و یا حسین اثرم نوه امام مجتبی(ع) است). به هر روی این ام‌فروه دختر بامعرفتی بود که در نوجوانی به فرمان پدرش با تعبیر «قُولُوا لِأُمِّ فَرْوَةَ تَجِي‏ءُ فَتَسْمَعُ مَا صُنِعَ بِجَدِّهَا» به مجلس روضه سیدالشهدا فراخوانده شد و با گوش دادن به مصیبت جدش بیهوش شد و مردم مدینه برای آگاهی از وضعیت بر در خانه امام صادق(ع) اجتماع کردند و امام برای پنهان کردن اقامه عزا از حکومت وقت (اموی) فرمودند: «صَبِيٌّ لَنَا غُشِيَ عَلَيْهِ فَصِحْنَ النِّسَاءُ»؛ «کودکی از ما بیهوش شد و زنان ناله زدند» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۱۵-۲۱۶، ح۲۶۳).
  17. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱، ح۳.
  18. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۵۱.
  19. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۲.
  20. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۵؛ علی بن ابی‌الغنائم عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۳۶.
  21. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲.
  22. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۸۲.
  23. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.
  24. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن‌صباغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الائمه(ع)، ج۲، ص۹۰۶.
  25. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۷۶.
  26. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۷۶.
  27. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۳۱.
  28. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷.
  29. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷.
  30. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.
  31. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶ («... فَقَالَ لِي: إِنَّ ذَلِكَ الْمَتَاعَ كَانَ لِأُمِّ عَلِيٍّ»).
  32. ر.ک: فصل ۵، عنوان «بررسی طلاق امامان(ع)»، عنوان «نمونه‌ها». چهار روایت در این باره نقل شده است.
  33. ر.ک: فصل ۵، عنوان «بررسی طلاق امامان(ع)»، عنوان «نمونه‌ها». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۶ («... وَ كَانَتْ تَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ فَأَدَرْتُهَا لَيْلَةً إِلَى الصُّبْحِ أَنْ تَرْجِعَ عَنْ رَأْيِهَا وَ تَتَوَلَّى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فَامْتَنَعَتْ عَلَيَّ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ طَلَّقْتُهَا»).
  34. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۷۵-۷۶، ح۱ («أَنَا بِامْرَأَةٍ كَانَتْ عِنْدِي وَ أَرَدْتُ أَنْ أُطَلِّقَهَا»).
  35. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
  36. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۲۰.
  37. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۸۴.