همسران امام کاظم
مقدمه
به نقل کلینی، سه تن از همسران امام کاظم(ع) آزاد بودند[۱] و دیگران کنیزانی بودند که با داشتن فرزند به آنان امولد گفته میشد[۲]. اما نام برخی از آنها در منابع نیامده و نام آنان که در منابع آمده، چنین است:
حضرت نجمه
۱. نجمه مادر امام رضا(ع) که برای او نامهایی مانند تکتم[۳]، سَکَن نوبیه[۴]، امالبنین[۵]، اروی[۶]، شقراء[۷] یا شقراءالنوبیه[۸]، سمِان[۹] یا سمانه[۱۰]، خیزُران یا خیزُرانالمُرسیه[۱۱]، صَقَر یا صفراء، شَهد، نَجیّه و طاهره ذکر کردهاند[۱۲] و هر یک از این نامها به جهت مناسبت یا صفتی بوده که بر او نهاده شد؛ برای مثال نام نجمه و نام تکتم پس از آنکه به مِلک امام کاظم(ع) درآمد، بر او نهاده شد[۱۳] و پس از تولد امام رضا(ع) نیز طاهره نامیده شد[۱۴]. وی دختری[۱۵] بوده از آفریقا که برخی زادگاه اصلی او را مغرب، برخی حبشه[۱۶] و برخی سرزمین نوبه واقع در آفریقا[۱۷] دانستهاند[۱۸]. به نقل ابنصباغ مالکی از مخزومی، مادر امام رضا از نسل جعفر بن ابیطالب بود[۱۹]. در اینکه خریدار نخست او چه کسی بوده برخی گزارشها او را خریده امام کاظم(ع) دانستهاند؛ درحالیکه کنیز بیماری بوده که با کاروانی به مدینه آورده شده بود[۲۰]. در گزارش دیگری آمده که حمیده مادر امام کاظم نخست وی را خریده بود و با ملاحظه ادب، عقل و دین در او وی را به فرزند خود بخشید[۲۱]. کاروانی که او را به مدینه منتقل میکرد، در بین راه با زن هوشمندی از اهل کتاب برخورد کرد که از حال او پرسید. فروشنده او گفت: وی را برای خود در نظر دارم. گفت: روا نیست این جاریه نزد فردی مانند ت و باشد، بلکه شایسته او بهترین فرد روی زمین است و به زودی فرزندی به دنیا خواهد آورد که بهترین فرد روی زمین است[۲۲].
به هر روی ادب، پاکی، فروتنی، برجستگی و فضیلت اخلاقی او به حدی بوده که «حمیده مصفاة» مادر امام کاظم(ع) از وی به بزرگی یاد کرده است. او از زمانی که به محضر حمیده مصفاة درآمده بود، به رسم ادب هیچگاه در حضورش بر زمین نمینشست؛ از اینرو مادر امام کاظم و با مشاهده این فضایل و به نقلی با لحاظ خوابی که در آن پیامبر(ص) به او توصیه کرده بود این کنیز را به ازدواج امام کاظم(ع) درآورد[۲۳]، به پسرش امام کاظم(ع) پیشنهاد ازدواج با او را داده است و او بعدها مادر امام رضا(ع) شده است. وی با مشغله کاریای که پس از تولد فرزند برایش پدید آمده بود، درخواست کرد زن شیردهی را به کمک ایشان بیاورند تا بتواند فرصتی که به عبادتها اختصاص میداد و با فرزنددار شدن آن را از دست داده بود، به دست آورد[۲۴].[۲۵]
ام احمد
اماحمد همسر دیگر امام کاظم(ع) و مادر احمد شاهچراغ است[۲۶]. از نام و نسب او اطلاعی در دست نیست؛ ولی به لحاظ کمال انسانی، او (همانند نجمه) داناترین، پرهیزگارترین و گرامیترین زنانش بود؛ حتی در میان کنیزان و اطرافیان امام محرم راز ایشان شمرده میشد[۲۷]. این نکته از جایگاه رفیع او نزد امام حکایت میکند. نشانههایی نیز این نکته را تأیید میکند؛ از جمله اینکه به وقت تبعید شدن امام کاظم(ع) از سوی هارونالرشید به بغداد، آن حضرت پسرش امام رضا(ع) را وصی خود تعیین کرد و وصیتنامهای نوشت و در آن اماحمد و چند نفر دیگر را شاهد خود معرفی کرد[۲۸] و این وصیتنامه و مال و امانتهایی را به اماحمد سپرد و به او فرمان داد آنها را به فرزندی از امام که با دادن نشانی، آنها را از او مطالبه کند، تحویل دهد[۲۹]. صبح روز شهادت امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) وارد خانه شد و با دادن نشانی امانت پدر را از اماحمد مطالبه کرد. اماحمد با شنیدن این خبر فهمید امام کاظم(ع) به شهادت رسید و با ابراز دردناکی از این خبر[۳۰]امانت امام کاظم(ع) را - که از جمله چهارهزار دینار بود - با احترام و ادب به حضرت تحویل داد[۳۱]. با اینکه پسرش احمد از فرزندان برجسته و مورد توجه امام کاظم(ع) بود، برای امامت او ادعایی نکرد.
نشانه دیگر از جایگاه رفیع اماحمد این است که او در مخالفت برخی برادران امام رضا(ع) با آن حضرت درباره وصیت پدر به صحت وصیت امام کاظم(ع) و حقانیت امام رضا(ع) شهادت داد. حتی او را نزد قاضی بردند و حجاب از صورت او باز کردند؛ ولی ایشان با مقاومت خویش پیشگویی امام کاظم(ع) درباره این موضوع را بازگفت[۳۲].
نشانه دیگر از جایگاه رفیع اماحمد پرورش فرزندی مانند احمد است که در میان فرزندان امام کاظم(ع) منزلتی رفیع داشت و به نقل مفید هزار بنده در راه خدا خرید و آزاد کرد[۳۳]؛ حتی پس از شهادت پدر، مردم مدینه نخست برای بیعت با او به عنوان امام نزد ایشان رفتند؛ ولی وی آنان را به در خانه امام رضا(ع) برد و همگی با امام رضا(ع) به عنوان امام و جانشین پدر بیعت کردند[۳۴]. بیتردید نقش مادر در تربیت چنین فرزندی اساسی است.
حضور نام اماحمد در ردیف راویان امام کاظم(ع) نیز نشانهای دیگر از فضیلت، دانایی و رفعت منزلت معنوی اوست[۳۵].[۳۶]
دختر عموی امام
به نقل کلینی، یکی از همسران امام کاظم(ع) دخترعموی ایشان بود که نامی از او و پدرش در منابع نیامده است[۳۷]. این زن به دلیل بداخلاقی مطلقه شد[۳۸].
ام فروه
کلینی امفروه[۳۹] دختر اسحاق را فرد دیگری از همسران امام ذکر کرده[۴۰] و امام رضا(ع) در طلاق دادن این زن از پدر وکالت داشت تا اگر آن زن خواست ازدواج کند، سرزنش نشود[۴۱]. درباره این زن اطلاع بیشتری در دست نیست[۴۲].
نجیّه
نجیّه که نام دیگرش حبیبه و مونسه بوده[۴۳]، نام زن دیگری است که در ردیف همسران امام کاظم(ع) ثبت شده است. او کنیزی اهل نوبه بوده[۴۴] که حسین بن علاء وی را به فرمان امام کاظم(ع) را برای ایشان خریده است. حسین بن علاء با زبان کنیز آشنا نبود و همین را بهانه کرده بود تا او را نخرد؛ ولی امام(ع) با زبان مادری او با وی سخن گفت و فرمود: «به زودی از او فرزندی به نام ابراهیم متولد میشود که در خانواده ما سخاوتمندتر، شجاعتر و[عابدتر از او یافت نشود»[۴۵]. این ابراهیم نیای سیدمرتضی و سیدرضی است[۴۶]. البته این احتمال که نجیه همان نجمه باشد، دور از نظر نیست؛ چنانکه در برخی منابع نام مادر امام رضا(ع) را که نجمه است، نجیّه نیز دانستهاند[۴۷].[۴۸]
منابع
پانویس
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱، ح۳ و ۶؛ ج۶، ص۵۵، ح۲.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۷؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۳۶-۳۷؛ سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۳۵۱.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۱، ص۱۴، ح۱؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶؛ محمد بن جریر طبری امامی، دلائل الإمامه، ص۱۷۶؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۴۰؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، صص ۲۶۷ و ۳۱۱ («تُکتَم» از ریشه «کَتَم» به معنای رازدار است).
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۱، ص۱۶؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۴۰؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱۱ («سکن» از ماده «سَکَنَ» به معنای آرام و باوقار است).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۷؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۲۸۴؛ شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۴، به نقل ابن صباغ مالکی (الفصول المهمه، ج۲، ص۹۷۰) نام امالبنین، أروی و لقب او شقراءالنوبیه بود.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۲۸۴ («اَروی» از ریشه «رَوَی» به معنای سیراب کردن است).
- ↑ ابنطلحه شافعی، مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ص۲۹۵ («شقراء» از ماده «شَقَر» به معنای موبور و موطلایی است).
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۲۸۴.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۷، سِمَانُ («سِمان» از ریشه «سَمَن» به معنای قربه و سنگینوزن است).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶ («سمانه» یعنی فربه و سنگینوزن).
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۲۸۴ («خیزران» از ریشه «خَزَر» به معنای از گوشه چشم نگاه کردن است).
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ج۱، ص۱۴-۱۶؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱۲ (نجیه به معنای رازدار و صمیمی است).
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۴، ح۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷، ح۱.
- ↑ حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۸۷؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ج۱، ص۱۴-۱۶؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۴۱؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۴، ص۳۹۶.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۴، ح۱؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶ («قَالَ مِيثَمٌ: سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ: كَانَتْ نَجْمَةُ بِكْراً لَمَّا اشْتَرَتْهَا حَمِيدَةُ»).
- ↑ قاضی نورالله تستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲۸، ص۵۹۶.
- ↑ نوبه در کشور سودان جای دارد (ابنمنظور، لسانالعرب، ج۱، واژه «نوب»).
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۴۰؛ ابنطلحه شافعی، مطالب السئول فی مناقب آل الرسول(ص)، ص۲۹۵.
- ↑ ابنصباغ مالکی، الفصول المهمه، ج۲، ص۹۶۸.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۵۵.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۱، ص۱۴، ح۲.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۱، ص۱۴؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۵۴.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۴؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱۱ («... وَ كَانَتْ مِنْ أَفْضَلِ النِّسَاءِ فِي عَقْلِهَا وَ دِينِهَا وَ إِعْظَامِهَا لِمَوْلَاتِهَا حَمِيدَةَ الْمُصَفَّاةِ حَتَّى أَنَّهَا مَا جَلَسَتْ بَيْنَ يَدَيْهَا مُنْذُ مَلَكَتْهَا إِجْلَالًا لَهَا فَقَالَتْ لِابْنِهَا مُوسَى(ع): يَا بُنَيَّ إِنَّ تُكْتَمَ جَارِيَةٌ مَا رَأَيْتُ جَارِيَةً قَطُّ أَفْضَلَ مِنْهَا...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۹۲ ـ ۱۹۵.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۸ («... اجْتَمَعَ أَهْلُهَا عَلَى بَابِ أُمِّ أَحْمَدَ وَ سَارَ أَحْمَدُ مَعَهُمْ إِلَى الْمَسْجِدِ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۷، ح۱۵ («هُوَ وَ أُمُّ أَحْمَدَ شَاهِدَانِ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يَكْشِفَ وَصِيَّتِي»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۷، ح۱۵؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۳۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱، ح۶؛ علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۰۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱، ح۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۲۴۶، ح۵۳.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۲۴۶، ح۵۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۸، ح۱۵ («قَالَ سَيِّدِي هَذَا إِنَّكِ سَتُؤْخَذِينَ جَبْراً وَ تُخْرَجِينَ إِلَى الْمَجَالِسِ»).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۴ («إِنَّ أَحْمَدَ بْنَ مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۸ (قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ، كَمَا أَنَّكُمْ جَمِيعًا فِي بَيْعَتِي فَإِنِّي فِي بَيْعَةِ أَخِي عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا).
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۱، ح۲۲۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۳۶۵، ح۳.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۹۵ ـ ۱۹۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۲... («كَانَ أَبِي زَوَّجَنِي ابْنَةَ عَمٍّ لِي وَ كَانَتْ سَيِّئَةَ الْخُلُقِ...») (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۱، ص۹۵) (سند ضعیف است).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۹۷.
- ↑ امفروه در میان خاندان امامان(ع) برای چهار نفر ذکر شده است: الف) همسر امام باقر(ع)؛ ب) دختر امام صادق(ع) ج) همسر امام کاظم(ع)؛ د) به نقل سبط ابنجوزی (تذکرة الخواص، ص۳۵۱) یکی از دختران امام کاظم(ع) (در این باره به عنوان «همسران امام باقر(ع)» رجوع کنید).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱، ح۳.
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۴، ص۲۳۹.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۹۷.
- ↑ سعید بن هبة الله راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۱.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۷ (... أُمُّ وَلَدٍ نُوبِيَّةٌ اسْمُهَا نَجِيَّةٌ...).
- ↑ سعید بن هبة الله راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۱.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۷ (فَإِبْرَاهِيمُ هَذَا هُوَ جَدُّ السَّيِّدِ الْمُرْتَضَى وَ الرَّضِيِّ...).
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ج۱، ص۱۶-۱۴؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱۲.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۹۸.