پرش به محتوا

آیه ولایت از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۱۶: خط ۶۱۶:
#هیچ یک از بزرگان [[تفسیر]] که در نزد ابن تیمیه مقامی ارجمند دارند، مانند [[طبری]]، [[ابن ابی‌حاتم]] و دیگران، به نقل از [[ابن عباس]] نگفته‌اند که [[تصدق]] انگشتر درباره [[ابوبکر]] است؛ بلکه تنها خبر واحدی مقطوع متروک و بدون [[شاهد]] و متابع<ref>حدیثی که مضمون حدیث دیگر را تأیید کند، «متابع» نام دارد.</ref> از [[عکرمه]] نقل شده است که تصدق انگشتر را به ابوبکر نسبت می‌دهد<ref>ر.ک: رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶، و نیز آلوسی، محمود، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۶. </ref>، و عکرمه هم در نزد بزرگان [[اهل سنت]] مورد [[اعتماد]] نیست. از این رو [[مسلم بن حجاج]] در صحیح خود از وی نقل نکرده است؛ جز یک [[حدیث]] که آن هم شاهدی برای [[حدیثی]] دیگر<ref>ر.ک: ابوریه، محمود، اضواء علی السنة المحمدیه، ص٣١۰.</ref> است.
#هیچ یک از بزرگان [[تفسیر]] که در نزد ابن تیمیه مقامی ارجمند دارند، مانند [[طبری]]، [[ابن ابی‌حاتم]] و دیگران، به نقل از [[ابن عباس]] نگفته‌اند که [[تصدق]] انگشتر درباره [[ابوبکر]] است؛ بلکه تنها خبر واحدی مقطوع متروک و بدون [[شاهد]] و متابع<ref>حدیثی که مضمون حدیث دیگر را تأیید کند، «متابع» نام دارد.</ref> از [[عکرمه]] نقل شده است که تصدق انگشتر را به ابوبکر نسبت می‌دهد<ref>ر.ک: رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶، و نیز آلوسی، محمود، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۶. </ref>، و عکرمه هم در نزد بزرگان [[اهل سنت]] مورد [[اعتماد]] نیست. از این رو [[مسلم بن حجاج]] در صحیح خود از وی نقل نکرده است؛ جز یک [[حدیث]] که آن هم شاهدی برای [[حدیثی]] دیگر<ref>ر.ک: ابوریه، محمود، اضواء علی السنة المحمدیه، ص٣١۰.</ref> است.
# [[ابن تیمیه]] در آخرین نقد بر [[روایات]] [[شأن نزول آیه]] درباره تصدق انگشتر به [[دست امام]] علی{{ع}} به این [[روایت]] ابن ابی‌حاتم از ابن عباس تشبث می‌جوید: {{متن حدیث|كل من آمن فقد تولى الله و رسوله و الذين آمنوا}}؛ «هر کس [[ایمان]] دارد، [[ولایت خدا]] و [[رسول]] و [[مؤمنان]] را می‌پذیرد»؛ [[غافل]] از آن‌که این سخن ربطی به ادعای ابن تیمیه ندارد.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[آیه ولایت - نجارزادگان (مقاله)| مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱۰]]، ص ۱۶۳.</ref>.
# [[ابن تیمیه]] در آخرین نقد بر [[روایات]] [[شأن نزول آیه]] درباره تصدق انگشتر به [[دست امام]] علی{{ع}} به این [[روایت]] ابن ابی‌حاتم از ابن عباس تشبث می‌جوید: {{متن حدیث|كل من آمن فقد تولى الله و رسوله و الذين آمنوا}}؛ «هر کس [[ایمان]] دارد، [[ولایت خدا]] و [[رسول]] و [[مؤمنان]] را می‌پذیرد»؛ [[غافل]] از آن‌که این سخن ربطی به ادعای ابن تیمیه ندارد.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[آیه ولایت - نجارزادگان (مقاله)| مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱۰]]، ص ۱۶۳.</ref>.
=== شبهه نوزدهم: «ولی» در آیه به معنای اولویت در تصرف امور نیست ===
از نظر عامه معنای «ولی» در این آیه به قرینه اینکه در کنار ولایت خدا و رسول آمده، نمی‌تواند به معنای اولویت در تصرف در امور باشد چرا که پیامبر اکرم {{صل}} نیز این اختیار را برای حضرت علی {{ع}} قائل نبود.
'''پاسخ به شبهه'''
بر اساس قاعده مسلم نزد [[مسلمانان]]، [[سنت]] [[مفسر]] و مبین قرآن است و برای رفع اجمال از مجملات تعیین مقیدات در مطلقات و یافتن مخصصات در عمومات [[قرآن کریم]]، باید به روایات معتبر مراجعه شود؛ از این‌رو به برخی از این [[روایت‌ها]] به طور اختصار اشاره می‌کنیم.
'''[[حدیث]] یکم'''
در منابع معتبر [[حدیثی]] نزد [[اهل تسنّن]]، با اسانید صحیح و متعدد از [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} نقل شده که درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۴؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۰؛ مسند أبی داوود، ص۳۶۰؛ خصائص أمیر المؤمنین{{ع}} (نسائی)، ص۶۴؛ المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۷۸؛ الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۹۹؛ الوافی بالوفیات، ج۲۱، ص۱۷۸؛ البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۸۱.</ref>؛ تو پس از من ولی هر مؤمنی.
و یا فرمود: {{متن حدیث|وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ مِنْ بَعْدِي}}<ref>مسند أحمد، ج۵، ص۳۵۶؛ مجمع الزوائد، ج٩، ص١۲٨؛ فتح الباری، ج۸، ص۵۳؛ خصائص أمیر المؤمنین{{ع}} (نسائی)، ص۹۹؛ المعجم الأوسط، ج۶، ص۱۶۳؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۸، ش۳۲۹۴۲؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۴۷۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۸۹؛ مناقب علی بن أبی طالب{{ع}} وما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۱۱۹؛ تاریخ الإسلام، ج۳، ص۶۲۸؛ البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۸۰؛ سبل الهدی والرشاد، ج۱۱، ص۲۹۷؛ تحفة الأحوذی، ج۱۰، ص۱۴۶.</ref>؛ او پس از من [[ولیّ]] شماست.
غیر از «اولویت در تصرف»، هر معنای دیگری با «ولی» در این حدیث ناسازگار است؛ زیرا مثلاً «محب» و یا «ناصر» بودن امیرالمؤمنین{{ع}} به دوره پس از [[رسول خدا]]{{صل}} اختصاص ندارد. تنها معنایی که صرفاً پس از رسول خدا{{صل}} برای امیرالمؤمنین{{ع}} محقق می‌شود، اولویت در تصرف است.
اسانید این حدیث فراوان است و بسیاری از [[عالمان]] حدیثی [[اهل]] [[سنّت]] آن را تصحیح کرده‌اند. [[ابن عبدالبر]] در استیعاب می‌نویسد: {{متن حدیث|أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}: أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۲.</ref>؛ همانا رسول خدا{{صل}} به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} فرمود: تو پس از من ولی هر مؤمنی هستی.
و درباره [[سند حدیث]] می‌گوید: {{عربی|قال أبو عمر رحمه الله: هذا إسناد لا مطعن فيه لأحد، لصحته و ثقة نقلته}}<ref>الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۳.</ref>؛ و این اسنادی است که به جهت [[صحت]] و [[وثوق]] نقل آن، هیچ طعنی در آن به احدی وارد نیست.
[[ابوداوود]] [[طیالسی]] نیز این [[حدیث]] را در [[مسند]] خود از [[ابن عباس]]، از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کند<ref>مسند أبی داوود، ص۳۶۰.</ref>. در [[تهذیب الکمال]] نیز قسمتی از حدیث با همین سند طیالسی نقل شده و درباره سند آن آمده است: {{عربی|هذا إسناد لا مطعن فيه لأحد، لصحته و ثقة نقلته}}<ref>تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۴۸۱.</ref>؛ این اسنادی است که به جهت صحت و وثوق نقل، آن هیچ طعنی در آن به احدی وارد نیست.
[[احمد بن حنبل]] در چند موضع از مسند خود نیز این حدیث را از رسول خدا{{صل}} نقل می‌کند<ref>ر.ک: مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۱، ج۴، ص۴۳۸ و ج۵، ص۳۵۶.</ref>. همچنین در [[سنن ترمذی]] نیز با [[سند صحیح]] آمده است<ref>ر.ک: سنن الترمذی، ج۱۲، ص۲۹۶.</ref>. نسانی در خصائص [[امیرالمؤمنین]]<ref>خصائص أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب{{ع}}، ص۹۹. این کتاب قسمتی از سنن نسائی است که به صورت مستقل نیز چاپ شده است.</ref> و [[ابو یعلی]] موصلی در مسند خود، با سند صحیح حدیث را نقل کرده‌اند<ref>مسند أبی یعلی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>.
[[حاکم نیشابوری]] پس از [[نقل حدیث]] می‌نویسد: {{عربی|هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه بهذه السياقة}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۴.</ref>؛ این [[حدیث صحیح]] الاسناد است و مسلم و [[بخاری]] آن را به این [[سیاق]] نقل نکرده‌اند و در جای دیگر می‌نویسد: {{عربی|هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۱.</ref>؛ این حدیث بر مبنای رجالی مسلم صحیح است و بخاری و مسلم آن را نقل نکرده‌اند. [[طبری]] نیز در [[تهذیب]] الآثار که نزد [[اهل تسنّن]] از کتابهای معتبر به شمار می‌رود، حدیث را تصحیح کرده و به صراحت [[حکم]] به صحت آن کرده است<ref>ر.ک: کنز العمال، ج۱۳، ص۱۴۲، ح۳۶۴۴۴؛ نفحات الأزهار، ج۱۵، ص۱۱۸.</ref>.
[[ابن عساکر]] نیز حدیث یاد شده را به اسانید مختلف و در قسمت‌های متعددی از [[تاریخ مدینة دمشق]] نقل کرده است<ref>ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۰۰، ۱۸۹ - ۱۹۱ و ۱۹۷ – ۱۹۹.</ref>. [[ابونعیم اصفهانی]] نیز از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کند که درباره [[امیر المؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|فهو أولى الناس بكم بعدي}}<ref>معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۳.</ref>؛ او پس از من سزاوارترین [[مردم]] نسبت به شماست.
وی در کتاب حلیة الاولیاء نیز به سند صحیح، [[حدیث]] {{متن حدیث|وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}} را نقل کرده است<ref>حلیة الأولیاء، ج۶، ص۲۹۴.</ref>. [[ابن کثیر]] این حدیث را در البدایة والنهایة با اسانید مختلف آورده است<ref>البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۸۰ – ۳۸۱.</ref>. [[سیوطی]] و [[متقی هندی]] نیز پس از این که حدیث را به اسانید مختلف نقل کرده‌اند، سند آن را تصحیح نموده‌اند<ref>ر.ک: جامع الأحادیث، ج۹، ص۷۸؛ ج۱۲، ص۴۷۶؛ ج۱۸، ص۴۸۷؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۵۹۹، ۶۰۷ و ۶۰۸؛ ج۱۳، ص۱۴۲.</ref>.
حدیث یاد شده در منابع دیگر [[اهل]] [[سنّت]] نیز نقل شده که به جهت خودداری از طولانی شدن بحث، از آوردن آنها خودداری می‌شود<ref>برای نمونه ر.ک: المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۹۷؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۵۷-۱۵۹؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، ج۴، ص۵۶۸؛ الوافی بالوفیات، ج۲۱، ص۱۷۸؛ فتح الباری، ج۸، ص۶۷؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۴۷۱ و منابعی دیگر.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲]]، ص ۳۱۱.</ref>.
'''حدیث دوم'''
در منابع [[اهل تسنّن]] از رسول خدا{{صل}} نقل شده است که ایشان ضمن [[حدیث ثقلین]] فرمودند: {{متن حدیث|إن الله مولاي و أنا ولي كل مؤمن، ثم أخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: من كنت وليه فهذا وليه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه}}<ref>السنن الکبری (نسائی)، ج۵، ص۴۵ و ۱۳۰؛ فضائل الصحابة (نسائی)، ص۱۵؛ خصائص امیر المؤمنین (نسائی)، ص۹۳؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۹؛ المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۶۶؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹؛ جامع الأحادیث، ج۳۵، ص۴۳، ش۳۷۸۱۰؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۸۷، ۹۴۴ و ج۱۳، ص۱۰۴، ش۳۶۳۴۰؛ تفسیر الآلوسی، ج۶، ص۱۹۴؛ البدایة والنهایة، ج۵، ص۲۲۸؛ المناقب (خوارزمی)، ص۱۵۴؛ السیرة النبویة (ابن کثیر)، ج۴، ص۴۱۶؛ أنساب الأشراف، ص۱۱۰، ش۴۷؛ کتاب السنة (ابن ابی عاصم)، ص۶۳۰، ح۱۵۵۵.</ref>؛ همانا [[خداوند]] مولای من است و من [[ولیّ]] همه [[مؤمنان]] هستم. سپس دست علی{{ع}} را گرفت و فرمود: هر کس که من ولیّ او هستم، پس این (علی{{ع}}) ولیّ اوست. خداوندا! [[سرپرستی]] امور کسی را که او را [[سرپرست]] خود قرار داده بر عهده گیر و هر که را با او [[دشمنی]] کند [[دشمن]] دار.
[[حاکم نیشابوری]] پس از ذکر این [[روایت]]، درباره سند آن می‌نویسد: {{عربی|هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه بطوله}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص١٠٩.</ref>؛ این [[حدیث]] بر مبنای [[شیخین]] ([[بخاری]] و مسلم) صحیح است و آن دو، روایت را به صورت کامل نقل نکرده‌اند. در [[تفسیر]] [[غرائب القرآن]]، ذیل [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} درباره [[ولایت خداوند]] آمده است: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}}، {{عربی|أي متولي أمورهم وكافل مصالحهم}}<ref>تفسیر النیسابوری، ج۲، ص۱۷.</ref>؛ «[[خداوند]] ولیّ مؤمنان است»، یعنی متولی و سرپرست امورشان و کفیل مصالحشان است. پس ولایت خداوند به معنای سرپرستی و [[زمامداری]] امور [[بندگان]] است و بر اساس حدیث فوق، [[اختیار]] و زمام امور [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به دست خداوند است. همین طور [[رسول خدا]]{{صل}} خود را صاحب اختیار و [[زمامدار]] امور همه مؤمنان معرفی کرده است.
در یکی از شرح‌های کتاب جامع الصغیر [[سیوطی]]، [[علی بن احمد عزیزی]] در معنای حدیث پیامبر [[خدا]]{{صل}} می‌نویسد: {{عربی|أنا ولي المؤمنين، أي متولي أمورهم، فكان{{صل}} يُباح له أن يزوج ما شاء من النساء ممن يشاء غيره ومن نفسه، وإن لم يأذن كل من الولي والمرأة، وأن يتولي الطرفين [[بلا]] إذن}}<ref>ر.ک: نفحات الأزهار، ج۹، ص۵۸، به نقل از السراج المنیر فی شرح الجامع الصغیر، ج١، ص٣٢٠.</ref>؛ «من ولی مؤمنان هستم»، یعنی متولی امور ایشانم و برای پیامبر اکرم{{صل}} [[مباح]] بود (و ایشان از سوی [[خداوند سبحان]] [[اذن]] داشتند) که هر زنی را بخواهد [[تزویج]] کند، حتی بدون اذن [[زن]] و ولیّ او.
پس [[ولایت پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به معنای [[اولویت]] ایشان در [[تصرف]] امور بندگان است، چنان که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و به تصریح [[رسول خدا]]{{صل}}، [[حضرت امیر المؤمنین]] علی{{ع}} نیز به همین معنا دارای [[ولایت]] است از این‌رو در برخی [[روایات]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} برای بیان مولویت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به جای «ولی»، تعبیر «اولی بکم» به کار برده است. در روایتی آمده است که وقتی [[وهب بن حمزه]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} از امیرالمؤمنین [[بدگویی]] می‌کند، حضرتش به وی می‌فرماید: {{متن حدیث|لا تقل هذا، فهو أولى الناس بكم بعدي}}<ref>المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۱۳۵؛ أسد الغابة، ج۴، ص۶۸۱؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۰۹؛ معرفة الصحابه، ج۱۹، ص۵۵؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۴۷۱؛ جامع الأحادیث، ج۱۶، ص۲۷۲، ش۱۶۷۶۰؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۲، ش۳۲۹۶۱؛ مناقب علی بن أبی‌طالب{{ع}} وما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص١١٩.</ref>؛ چنین مگو؛ زیرا ایشان (امیرالمؤمنین{{ع}}) بعد از من از همه [[مردم]] به شما سزاوارتر است.
پس همان‌طور که بر اساس [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}} [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در امور [[مؤمنان]] [[اولی به تصرف]] است؛ همین‌طور حضرت امیر المؤمنین{{ع}} نیز بر اساس فرمایش رسول خدا{{صل}} نسبت به امور مؤمنان اولی به تصرف می‌باشد. در معالم التنزیل و در ذیل این [[آیه]]، درباره معنای [[اولویت]] رسول خدا{{صل}} آمده است: {{عربی|يعني... في نفوذ حكمه فيهم و وجوب طاعته عليهم}}<ref>تفسیر البغوی، ج۳، ص۵۰۸.</ref>؛ یعنی... در [[نفوذ]] حکمش در میان آنان و [[وجوب]] طاعتش بر ایشان.
در کتاب الوجیز فی [[تفسیر]] الکتاب [[العزیز]] نیز در ذیل همان آیه شریفه آمده است: {{عربی|أي هو أولى بهم منهم بأنفسهم، أنه أحق بتدبيرهم، و حكمه أنفذ عليهم من حكمهم على أنفسهم خلاف ما يحكم به، لوجوب طاعته التي هي مقرونة بطاعة الله تعالى}}<ref>الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ص۵۵۵.</ref>؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از آنان سزاوارتر و به [[تدبیر]] امورشان احق است و [[حکم]] ایشان از [[حکم]] [[مؤمنان]] نسبت به خود آنان - بر خلاف آن چه ایشان حکم کرده - نافذتر است؛ زیرا [[وجوب اطاعت]] ایشان [[قرین]] [[اطاعت]] [[خدای تعالی]] است.
در [[انوار]] التنزیل نیز آمده است: {{عربی|فيجب عليهم أن يكون أحب إليهم من أنفسهم و أمره أنفذ عليهم من أمرها}}<ref>تفسیر البیضاوی، ج۴، ص۲۲۵.</ref>؛ پس بر [[مردم]] [[واجب]] است که او ([[پیامبر خدا]]{{صل}}) نزد آنان محبوب‌تر از خودشان و امرش بر آنان نافذتر از امر خودشان باشد. [[زمخشری]] در [[الکشاف]] عن حقائق غوامض التنزیل و نیز واحدی در تفسیرش [[آیه]] را به همین معنا [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>ر.ک: الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۲۵۱؛ تفسیر الواحدی، ج۲، ص۸۵۸؛ همچنین ر.ک: تفسیر الطبری، ج۲۱، ص۱۴۶؛ تفسیر الثعلبی، ج۸، ص۸.</ref>.
[[نظام الدین نیشابوری]] در تفسیر [[غرائب القرآن]] می‌نویسد: {{عربی|و يعلم من إطلاق الآية أنه أولى بهم من أنفسهم في كل شيء من أمور الدنيا والدين}}<ref>غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۵، ص۴۴۷.</ref>؛ از اطلاق آیه دانسته می‌شود که ایشان از خود مؤمنان نسبت به آنان در هر چیزی از [[امور دنیا]] و [[دین]] سزاوارتر است.
اگر [[اهل تسنّن]] [[ولایت پیامبر اکرم]]{{صل}} را به معنای [[اولویت]] ایشان در تمام امور دنیا و دین می‌دانند، به مقتضای فرمایش [[رسول خدا]]{{صل}} -که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را ولی بعد از خود معرفی کرده‌اند- باید همین [[ولایت]] را در مورد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بپذیرند؛ چراکه حضرتش به صراحت فرمودند: {{متن حدیث|أَنَّهُ أَوْلَى النَّاسِ بِكُمْ بَعْدِي}}. بنابراین اهل تسنّن چاره‌ای نخواهند داشت مگر این که اعتراف کنند که «ولی» در [[آیه ولایت]] معنایی جز اولویت در [[تصرف]] ندارد.
[[فخر رازی]] نیز درباره نزول آیه ولایت از جناب [[ابوذر]] رحمه الله نقل می‌کند: از ابوذر [[رضی]] [[الله]] عنه، [[روایت]] شده که گفت: روزی با رسول خدا{{صل}} مشغول [[نماز ظهر]] بودیم که سائلی در [[مسجد]] [[درخواست کمک]] کرد، ولی هیچ کس چیزی به وی نداد [[سائل]] دست خود را به [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خداوندا، [[شاهد]] باش که من در [[مسجد رسول خدا]]{{صل}} درخواستی کردم و کسی چیزی به من نبخشید. در این هنگام علی{{ع}} در [[رکوع]] بود، پس به انگشت کوچک دست راست خویش که انگشتری در آن بود اشاره فرمود. [[سائل]] پیش رفت و در حالی که [[رسول خدا]]{{صل}} نظاره‌گر بود انگشتر را گرفت. [[پیامبر]] در این هنگام فرمود: «خداوندا، به [[درستی]] که برادرم [[موسی]] از تو درخواست کرد و گفت... پروردگارا سینه مرا گشاده گردان و کار مرا آسان کن -تا این که عرضه داشت - [[هارون]] را در امر من [[شریک]] قرار ده». خداوندا من محمد پیامبر و برگزیده تو هستم، پس سینه مرا گشاده گردان و کار مرا آسان کن و وزیری از خویشانم؛ یعنی علی را برای من قرار ده و به او پشتم را محکم کن. [[ابوذر]] گوید: به [[خدا]] [[سوگند]] هنوز رسول خدا{{صل}} این [[کلام]] را تمام نکرده بود که [[جبرئیل]] نازل شد و عرضه داشت: ای محمد، بخوان: «همانا [[سرپرست]] شما خدا و [[رسول]] او.».. تا آخر [[آیه]]<ref>{{عربی|و روي عن أبي ذر رضي الله عنه أنه قال: صليت مع رسول الله{{صل}} يوما صلاة الظهر، فسأل سائل في المسجد فلم يعطه أحد، فرفع السائل يده إلى السماء وقال: اللهم اشهد أني سألت في مسجد الرسول{{صل}} فما أعطاني أحد شيئا، و علي{{ع}} كان راكعا، فأومأ إليه بخنصرة اليمني وكان فيها خاتم فأقبل السائل حتى أخذ الخاتم بمرأى النبي{{صل}}، فقال: «اللهم إن أخي موسى سألك»، فقال: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي}} إلى قوله {{متن قرآن|وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، فأنزلت قرآنا ناطقا {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا}}، اللهم وأنا محمد نبيك و صفيك فاشرح لي صدري و يسر لي أمري واجعل لي وزيرا من أهلي عليا أشدد به ظهري. قال أبو ذر: فو الله ما أتم رسول الله هذه الكلمة حتى نزل جبريل فقال: يا محمد اقرأ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} إلى آخرها}}؛ تفسیر الرازی، ج۱۲، ص۲۶؛ تفسیر الثعلبی، ج۴، ص۸۰ – ۸۱.</ref>.
روشن است که اگر [[ولایت]] و مقام اعطائی به [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این [[آیه]] امری غیر از [[امامت]] و اولویت در تصرف می‌بود، نیازی به این‌گونه [[دعا]] و درخواست عاجزانه از سوی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نمی‌بود و این [[تضرع]] و التماس به درگاه [[خداوند]]، با این بیان که مثلاً [[دوست]] شما تنها [[خدا]]، [[رسول اکرم]] و علی{{ع}} است سازگاری ندارد.
بنابراین: اولاً «ولی» به صورت مشترک [[معنوی]] وضع شده است و هر چند درباره مصادیق مختلف به کار می‌رود، اما معنا در همه آنها یکی است و آن «اولویت در تصرف» است. ثانیاً با توجه به قرائن موجود در آیه و نیز بر اساس [[سنّت]] و روایات پیامبر اکرم{{صل}}، معنای «ولی» در [[آیه ولایت]] همان اولویت در تصرف و مقام امامت است.
در این میان [[اهل تسنّن]]، به جهت [[سستی]] استدلالاتشان در [[نفی]] معنای «ولی» در آیه، به اشکال‌تراشی و زیاد کردن اشکال‌ها پرداخته‌اند و چنان‌چه معنای «ولی» در آیه حقیقتاً غیر از امامت و اولویت در تصرف می‌بود، یکی از پایه‌های سه‌گانه [[استدلال]] [[شیعه]] فرو می‌ریخت و دیگر نیازی به طرح اشکال‌های متعدد دیگر نبود. اما اهل تسنّن از [[استواری]] هر سه پایه استدلال آگاهند و صرفاً روحیه [[حق‌گریزی]] آنان موجب اشکال‌تراشی می‌گردد. در ادامه ضمن یادآوری اشکال‌های مطرح شده دیگر، به آنها پاسخ خواهیم داد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲]]، ص ۳۱۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۵٬۳۹۸

ویرایش