پرش به محتوا

آیه ولایت از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۱۸: خط ۴۱۸:
## در همین [[سوره مائده]]، قبل از آیه ۵۵، چنین می‌گوید: {{متن قرآن|يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ}}<ref>«می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>. طبق نقل مفسران، گوینده این سخن [[عبدالله بن ابی]]، [[رئیس]] [[منافقان]] بوده است.
## در همین [[سوره مائده]]، قبل از آیه ۵۵، چنین می‌گوید: {{متن قرآن|يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ}}<ref>«می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>. طبق نقل مفسران، گوینده این سخن [[عبدالله بن ابی]]، [[رئیس]] [[منافقان]] بوده است.
#برخی از [[اهل سنت]] در پاسخ به این مناقشه گفته‌اند: لفظ جمع در اینجا برای [[تشویق]] دیگران به کاری است که [[امام علی]]{{ع}} بدان مبادرت ورزید<ref>ر.ک: زمخشری، جارالله، الکشاف، ج۱، ص۶۵۰؛ عمادی، محمد، ارشاد العقل السلیم، ج۲، ص۲۸۹.</ref>. [[فخر رازی]] در این باره می‌نویسد: {{عربی|وحمل ألفاظ الجمع وإن جاز على الواحد على سبيل التعظم، لكنه مجاز لاحقيقة والأصل حمل الكلام على الحقيقة}}<ref>تفسیر الرازی، ج۱۲، ص۲۸.</ref>؛ حمل لفظ جمع بر واحد اگر چه به جهت [[بزرگداشت]] شخص جایز است، اما مجاز می‌باشد، نه [[حقیقت]] اصل نیز حمل [[کلام]] است بر حقیقت نه مجاز.[[زمخشری]] نیز می‌نویسد: اگر بگویی چطور ممکن است که مراد علی{{ع}} باشد در حالی که در [[آیه]] لفظ جمع به کار رفته است؟ می‌گویم هر چند سبب در آن یک مرد است، اما آن را به لفظ جمع آورده تا [[مردم]] را به مثل عمل او [[ترغیب]] کند تا به چنان ثوابی برسند و [[تذکر]] دهد که [[واجب]] است سجایای [[مؤمنان]] در چنین غایتی از [[حرص]] بر [[نیکوکاری]]، [[احسان]] و رسیدگی به [[فقرا]] باشد تا در حال [[نماز]] نیز این امر را به تأخیر نیاندازند به مقداری که از نماز فارغ گردند<ref>{{عربی|فإن قلت: كيف صح أن يكون لعلي رضي الله عنه واللفظ لفظ جماعة؟ قلت: جيء به على لفظ الجمع وإن كان السبب فيه رجلا واحدا، ليرغب الناس في مثل فعله فينالوا مثل ثوابه، ولينبه على أن سجية المؤمنين يجب أن يكون على هذه الغاية من الحرص على البر والإحسان و تفقد الفقراء، حتى إن لزهم أمر لا يقبل التأخير وهم في الصلاة، لم يؤخروه إلى الفراغ منها}}؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۶۴۹.</ref>
#برخی از [[اهل سنت]] در پاسخ به این مناقشه گفته‌اند: لفظ جمع در اینجا برای [[تشویق]] دیگران به کاری است که [[امام علی]]{{ع}} بدان مبادرت ورزید<ref>ر.ک: زمخشری، جارالله، الکشاف، ج۱، ص۶۵۰؛ عمادی، محمد، ارشاد العقل السلیم، ج۲، ص۲۸۹.</ref>. [[فخر رازی]] در این باره می‌نویسد: {{عربی|وحمل ألفاظ الجمع وإن جاز على الواحد على سبيل التعظم، لكنه مجاز لاحقيقة والأصل حمل الكلام على الحقيقة}}<ref>تفسیر الرازی، ج۱۲، ص۲۸.</ref>؛ حمل لفظ جمع بر واحد اگر چه به جهت [[بزرگداشت]] شخص جایز است، اما مجاز می‌باشد، نه [[حقیقت]] اصل نیز حمل [[کلام]] است بر حقیقت نه مجاز.[[زمخشری]] نیز می‌نویسد: اگر بگویی چطور ممکن است که مراد علی{{ع}} باشد در حالی که در [[آیه]] لفظ جمع به کار رفته است؟ می‌گویم هر چند سبب در آن یک مرد است، اما آن را به لفظ جمع آورده تا [[مردم]] را به مثل عمل او [[ترغیب]] کند تا به چنان ثوابی برسند و [[تذکر]] دهد که [[واجب]] است سجایای [[مؤمنان]] در چنین غایتی از [[حرص]] بر [[نیکوکاری]]، [[احسان]] و رسیدگی به [[فقرا]] باشد تا در حال [[نماز]] نیز این امر را به تأخیر نیاندازند به مقداری که از نماز فارغ گردند<ref>{{عربی|فإن قلت: كيف صح أن يكون لعلي رضي الله عنه واللفظ لفظ جماعة؟ قلت: جيء به على لفظ الجمع وإن كان السبب فيه رجلا واحدا، ليرغب الناس في مثل فعله فينالوا مثل ثوابه، ولينبه على أن سجية المؤمنين يجب أن يكون على هذه الغاية من الحرص على البر والإحسان و تفقد الفقراء، حتى إن لزهم أمر لا يقبل التأخير وهم في الصلاة، لم يؤخروه إلى الفراغ منها}}؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۶۴۹.</ref>
#جایی که لفظ جمع گفته می‌شود و در معنای مفرد به کار می‌رود، استعمال لفظ جمع مجازی است. چون استعمال لفظ جمع در مفهوم واحد است، ولی در جایی که لفظ جمع در معنای خودش به کار می‌رود، لکن فقط بر یک مصداق تطبیق می‌شود، این استعمال مجازی نیست. به عبارت دیگر، مصداق خارجی مفهوم لفظ با معنای آن تفاوت دارد و [[حقیقت]] و مجاز در محور استعمال لفظ در مفهوم و معنا است، نه در تطبیق با مصداق خارج. مورد بحث از نوع دوم است و [[قرآن کریم]] در موارد متعددی - برای [[تشویق]] یا [[تنبیه]]- آن را به کار برده است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۰.</ref>.<ref>برای توضیح بیشتر درباره پاسخ به این مناقشه، ر.ک: [[طبرسی]]، [[فضل بن حسن]]، [[مجمع البیان]]، ج۳، ص۳۲۶؛ [[طوسی]]، محمد، تلخیص [[الشافی]]، ج۲، ص۲۳-۲۴.</ref>.
#جایی که لفظ جمع گفته می‌شود و در معنای مفرد به کار می‌رود، استعمال لفظ جمع مجازی است. چون استعمال لفظ جمع در مفهوم واحد است، ولی در جایی که لفظ جمع در معنای خودش به کار می‌رود، لکن فقط بر یک مصداق تطبیق می‌شود، این استعمال مجازی نیست. به عبارت دیگر، مصداق خارجی مفهوم لفظ با معنای آن تفاوت دارد و [[حقیقت]] و مجاز در محور استعمال لفظ در مفهوم و معنا است، نه در تطبیق با مصداق خارج. مورد بحث از نوع دوم است و [[قرآن کریم]] در موارد متعددی - برای [[تشویق]] یا [[تنبیه]]- آن را به کار برده است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۰.</ref>.<ref>برای توضیح بیشتر درباره پاسخ به این مناقشه، ر.ک: [[طبرسی]]، [[فضل بن حسن]]، [[مجمع البیان]]، ج۳، ص۳۲۶؛ [[طوسی]]، محمد، تلخیص [[الشافی]]، ج۲، ص۲۳-۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۳۱۱.</ref>
#[[چشم پوشی]] از خصوص سبب و [[پیروی]] از عموم لفظ که [[آلوسی]] مطرح کرده است، ناخودآگاه مبنای خود [[اهل سنت]] را درباره این [[آیات]] ویران می‌کند. آلوسی نخست باید روشن کند [[سبب نزول]] این آیات چیست که باید از آن چشم پوشید و عموم لفظ را پیروی کرد. هیچ [[شأن نزول]] دیگری برای این آیات نیست، جز همان ادعای [[ابن کثیر]] که این آیات درباره [[عبادة بن صامت]] است و این ادعایی بدون دلیل است.افزون بر آن، طبق قول آلوسی، در پیروی از عموم لفظ باید تنها مؤمنانی که با [[خشوع]] - اگر [[رکوع]] به معنای خشوع باشد -[[زکات]] می‌دهند، [[یاور]] و [[دوستدار]] دیگر مؤمنان باشند، نه همگی آنان و خود [[آلوسی]] و سایر [[اهل سنت]] به این امر ملتزم نمی‌شوند<ref>آلوسی با آن‌که در شأن نزول این آیات درباره امام علی{{ع}} تردید می‌کند، چنین نوشته است: {{عربی|و غالب الاخباريين على أنها نزلت في علي - كرم الله وجهه - فقد اخرج الحاكم و ابن مردويه و غيرهما عن ابن عباس باسناد متصل... أنها نزلت على علي}}. سپس اشعار حسان بن ثابت را در این ماجرا نقل می‌کند. (آلوسی، محمود، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۵).</ref>.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[آیه ولایت - نجارزادگان (مقاله)| مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱۰]]، ص ۱۷۰.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]]، ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref>
#[[چشم پوشی]] از خصوص سبب و [[پیروی]] از عموم لفظ که [[آلوسی]] مطرح کرده است، ناخودآگاه مبنای خود [[اهل سنت]] را درباره این [[آیات]] ویران می‌کند. آلوسی نخست باید روشن کند [[سبب نزول]] این آیات چیست که باید از آن چشم پوشید و عموم لفظ را پیروی کرد. هیچ [[شأن نزول]] دیگری برای این آیات نیست، جز همان ادعای [[ابن کثیر]] که این آیات درباره [[عبادة بن صامت]] است و این ادعایی بدون دلیل است.افزون بر آن، طبق قول آلوسی، در پیروی از عموم لفظ باید تنها مؤمنانی که با [[خشوع]] - اگر [[رکوع]] به معنای خشوع باشد -[[زکات]] می‌دهند، [[یاور]] و [[دوستدار]] دیگر مؤمنان باشند، نه همگی آنان و خود [[آلوسی]] و سایر [[اهل سنت]] به این امر ملتزم نمی‌شوند<ref>آلوسی با آن‌که در شأن نزول این آیات درباره امام علی{{ع}} تردید می‌کند، چنین نوشته است: {{عربی|و غالب الاخباريين على أنها نزلت في علي - كرم الله وجهه - فقد اخرج الحاكم و ابن مردويه و غيرهما عن ابن عباس باسناد متصل... أنها نزلت على علي}}. سپس اشعار حسان بن ثابت را در این ماجرا نقل می‌کند. (آلوسی، محمود، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۵).</ref>.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[آیه ولایت - نجارزادگان (مقاله)| مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱۰]]، ص ۱۷۰.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]]، ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref>
#[[علامه شرف الدین]] نیز می‌نویسد: می‌گویم نزد من نکته‌ای لطیف‌تر و دقیق‌تر وجود دارد. نکته آن است که در [[آیه]] به جای عبارت مفرد، به جهت [[حفظ]] بسیاری از [[مردم]] از سوی [[خداوند]]، عبارت جمع آمده؛ زیرا مخالفان [[امیرالمؤمنین]] و [[دشمنان]] [[بنو هاشم]] و سایر [[منافقان]] و [[اهل]] [[حسد]] و [[هوس]] [[طاقت]] شنیدن آیه را با صیغه مفرد نداشتند؛ چراکه در این هنگام دیگر راهی برای رسیدن به [[آرزوها]] و خواسته‌هایشان نبود و محلی برای به [[گمراهی]] کشاندن دیگران وجود نداشت و به جهت [[یأس]] آنان در این باره اتفاقاتی رخ می‌داد که [[پیامبر]] از عواقب آن بر [[اسلام]] می‌ترسید؛ به همین روی با این که برای یک نفر آیه نازل شده بود، اما به صیغه جمع آمد تا از [[پرده‌دری]] آنها [[پرهیز]] شود. سپس در این باره نصوصی با عبارات مختلف و در [[مقامات]] متعدد مطرح شد و در آنها امر [[ولایت]] به تدریج گسترش یافت تا خداوند [[دین]] خود را تکمیل و نعمتش را تمام کرد. این [[روش پیامبر]] در رساندن این [[واقعیت]] همان روش [[حکیمان]] بود در رساندن مطالبی که [[تحمل]] آن برای مردم سخت است و اگر آیه با عبارت مختص به یک فرد بود، مردم [[چشم]] و گوش خود را می‌بستند و بر [[کفر]] اصرار و [[لجاجت]] می‌ورزیدند و راه [[تکبر]] و [[روی‌گردانی]] از [[حق]] را می‌پیمودند، چنان که بر کسی مخفی نیست این [[حکمت]] در همه آیاتی که درباره [[امیرالمؤمنین]] و [[اهل بیت]] [[پاک]] ایشان{{عم}} است رعایت شده است و به تحقیق این گفتار اجمالی را در دو کتاب [[سبیل المؤمنین]] و [[تنزیل]] الآیات روشن ساخته و شواهد [[قاطع]] و [[براهین]] روشنی بر آن اقامه کرده‌ایم و [[سپاس]] [[خدا]] را به خاطر [اعطای] [[توفیق]] و [[هدایت]]. والسلام<ref>{{عربی|قلت عندي في ذلك نكتة ألطف و أدقّ، وهي أنه إنما أتى بعبارة الجمع دون عبارة المفرد بقياً منه تعالى على كثير من الناس، فإن شانئي علي و أعداء بني هاشم وسائر المنافقين وأهل الحسد والتنافس، لا يطيقون أن يسمعوها بصيغة المفرد، إذ لا يبقى لهم حينئذ مطمع في تمويه، ولا ملتمس في التضليل، فيكون منهم - بسبب يأسهم - حينئذ ما تخشى عواقبه على الإسلام، فجاءت الآية بصيغة الجمع مع كونها للمفرد اتقاء من معرتهم، ثم كانت النصوص بعدها تترى بعبارات مختلفة و مقامات متعددة، و بث فيهم أمر الولاية تدريجاً تدريجاً حتى أكمل الله الدين وأتم النعمة، جرياً منه{{صل}}، على عادة الحكماء في تبليغ الناس ما يشق عليهم، ولو كانت الآية بالعبارة المختصة بالمفرد، لجعلوا أصابعهم في آذانهم، واستغشوا ثيابهم، وأصروا واستكبروا استكبارا، وهذه الحكمة مطردة في كل ما جاء في القرآن الحكيم من آيات فضل أمير المؤمنين وأهل بيته الطاهرين كما لا يخفى، وقد أوضحنا هذه الجمل وأقمنا عليها الشواهد القاطعة والبراهين الساطعة في كتابينا - سبيل المؤمنين وتنزيل الآيات - والحمد لله على الهداية والتوفيق، والسلام}}؛ المراجعات، ص۲۳۵.</ref>.<ref>ممکن است در بدو امر توجیه مرحوم شرف الدین کمی دور از ذهن باشد، اما با مراجعه به نمونه‌هایی از بازیگری‌های حق‌ستیزان روشن خواهد شد که نه تنها چنین امری بعید نیست، بلکه عین حقیقت است. کسانی که برای فرار از واقعیت حتی در «واو» آیه تشکیک و بر سر عطف یا حالیه بودن آن بحث می‌کنند تا حق مخفی بماند، در صورت تصریح خداوند به نام امیرالمؤمنین{{ع}} در آیه، چه می‌کردند؟! به یقین این افراد دست به تحریف آیات می‌بردند چنان که در روایات نبوی چنین کرده‌اند. حریز بن عثمان یکی از راویان صحیح‌های شش‌گانه (به جز صحیح مسلم) است که پس از ذکر حدیث منزلت، صریحاً به رسول خدا{{صل}} دروغ می‌بندد و با کمال بی‌شرمی می‌گوید: حدیث در اصل {{عربی|أنت مني بمنزلة قارون من موسى}} بوده است. این شخص معاند و لجوج کسی بوده که ابن حبان درباره او می‌گوید: {{عربی|كان يلعن علي بن أبي طالب بالغداة سبعين مرة وبالعشي سبعين مرة}}؛ کار وی این بود که هفتاد مرتبه علی بن ابی طالب{{ع}} را هفتاد مرتبه صبح و هفتاد مرتبه شب لعنت می‌کرد. چنین شخصی از سوی دید عالمان رجال سنی توثیق شده است (برای اطلاع بیشتر ر.ک: المجروحین، ج۱، ص۲۶۸؛ تهذیب التهذیب: ج۲، ص۲۱۰؛ الأنساب، ج۳، ص۵۰) آیا با وجود چنین اشخاص متعصب و حق‌ستیزی باز هم امکان تحریف قرآن را -با وجود تصریح به نام مبارک امیرالمؤمنین یا بیان صریح مقام امامت ایشان- غیر ممکن می‌سازد؟ آیا بعید است متعصبان دست به تحریف قرآن ببرند و حال آنکه حدیث {{متن حدیث|بات علي على فراش رسول الله}} را تحریف کرده و واژه «بات» را به لفظ «بال» تغییر می‌دهند؟! و یا ابن اعربی در احکام القرآن، جلد ۲، صفحه ۳۹۶ می‌نویسد: «قام» و یا ادعا می‌کنند در حدیث شریف {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}، «علی» صفت مشبهه است! افرادی که حتی به منابع و متون خود نیز احترام نمی‌گذارند و در چاپ‌های مختلف دست به تحریف آن متون می‌زنند، آیا از تحریف قرآن می‌پرهیزند؟!
#[[علامه شرف الدین]] نیز می‌نویسد: می‌گویم نزد من نکته‌ای لطیف‌تر و دقیق‌تر وجود دارد. نکته آن است که در [[آیه]] به جای عبارت مفرد، به جهت [[حفظ]] بسیاری از [[مردم]] از سوی [[خداوند]]، عبارت جمع آمده؛ زیرا مخالفان [[امیرالمؤمنین]] و [[دشمنان]] [[بنو هاشم]] و سایر [[منافقان]] و [[اهل]] [[حسد]] و [[هوس]] [[طاقت]] شنیدن آیه را با صیغه مفرد نداشتند؛ چراکه در این هنگام دیگر راهی برای رسیدن به [[آرزوها]] و خواسته‌هایشان نبود و محلی برای به [[گمراهی]] کشاندن دیگران وجود نداشت و به جهت [[یأس]] آنان در این باره اتفاقاتی رخ می‌داد که [[پیامبر]] از عواقب آن بر [[اسلام]] می‌ترسید؛ به همین روی با این که برای یک نفر آیه نازل شده بود، اما به صیغه جمع آمد تا از [[پرده‌دری]] آنها [[پرهیز]] شود. سپس در این باره نصوصی با عبارات مختلف و در [[مقامات]] متعدد مطرح شد و در آنها امر [[ولایت]] به تدریج گسترش یافت تا خداوند [[دین]] خود را تکمیل و نعمتش را تمام کرد. این [[روش پیامبر]] در رساندن این [[واقعیت]] همان روش [[حکیمان]] بود در رساندن مطالبی که [[تحمل]] آن برای مردم سخت است و اگر آیه با عبارت مختص به یک فرد بود، مردم [[چشم]] و گوش خود را می‌بستند و بر [[کفر]] اصرار و [[لجاجت]] می‌ورزیدند و راه [[تکبر]] و [[روی‌گردانی]] از [[حق]] را می‌پیمودند، چنان که بر کسی مخفی نیست این [[حکمت]] در همه آیاتی که درباره [[امیرالمؤمنین]] و [[اهل بیت]] [[پاک]] ایشان{{عم}} است رعایت شده است و به تحقیق این گفتار اجمالی را در دو کتاب [[سبیل المؤمنین]] و [[تنزیل]] الآیات روشن ساخته و شواهد [[قاطع]] و [[براهین]] روشنی بر آن اقامه کرده‌ایم و [[سپاس]] [[خدا]] را به خاطر [اعطای] [[توفیق]] و [[هدایت]]. والسلام<ref>{{عربی|قلت عندي في ذلك نكتة ألطف و أدقّ، وهي أنه إنما أتى بعبارة الجمع دون عبارة المفرد بقياً منه تعالى على كثير من الناس، فإن شانئي علي و أعداء بني هاشم وسائر المنافقين وأهل الحسد والتنافس، لا يطيقون أن يسمعوها بصيغة المفرد، إذ لا يبقى لهم حينئذ مطمع في تمويه، ولا ملتمس في التضليل، فيكون منهم - بسبب يأسهم - حينئذ ما تخشى عواقبه على الإسلام، فجاءت الآية بصيغة الجمع مع كونها للمفرد اتقاء من معرتهم، ثم كانت النصوص بعدها تترى بعبارات مختلفة و مقامات متعددة، و بث فيهم أمر الولاية تدريجاً تدريجاً حتى أكمل الله الدين وأتم النعمة، جرياً منه{{صل}}، على عادة الحكماء في تبليغ الناس ما يشق عليهم، ولو كانت الآية بالعبارة المختصة بالمفرد، لجعلوا أصابعهم في آذانهم، واستغشوا ثيابهم، وأصروا واستكبروا استكبارا، وهذه الحكمة مطردة في كل ما جاء في القرآن الحكيم من آيات فضل أمير المؤمنين وأهل بيته الطاهرين كما لا يخفى، وقد أوضحنا هذه الجمل وأقمنا عليها الشواهد القاطعة والبراهين الساطعة في كتابينا - سبيل المؤمنين وتنزيل الآيات - والحمد لله على الهداية والتوفيق، والسلام}}؛ المراجعات، ص۲۳۵.</ref>.<ref>ممکن است در بدو امر توجیه مرحوم شرف الدین کمی دور از ذهن باشد، اما با مراجعه به نمونه‌هایی از بازیگری‌های حق‌ستیزان روشن خواهد شد که نه تنها چنین امری بعید نیست، بلکه عین حقیقت است. کسانی که برای فرار از واقعیت حتی در «واو» آیه تشکیک و بر سر عطف یا حالیه بودن آن بحث می‌کنند تا حق مخفی بماند، در صورت تصریح خداوند به نام امیرالمؤمنین{{ع}} در آیه، چه می‌کردند؟! به یقین این افراد دست به تحریف آیات می‌بردند چنان که در روایات نبوی چنین کرده‌اند. حریز بن عثمان یکی از راویان صحیح‌های شش‌گانه (به جز صحیح مسلم) است که پس از ذکر حدیث منزلت، صریحاً به رسول خدا{{صل}} دروغ می‌بندد و با کمال بی‌شرمی می‌گوید: حدیث در اصل {{عربی|أنت مني بمنزلة قارون من موسى}} بوده است. این شخص معاند و لجوج کسی بوده که ابن حبان درباره او می‌گوید: {{عربی|كان يلعن علي بن أبي طالب بالغداة سبعين مرة وبالعشي سبعين مرة}}؛ کار وی این بود که هفتاد مرتبه علی بن ابی طالب{{ع}} را هفتاد مرتبه صبح و هفتاد مرتبه شب لعنت می‌کرد. چنین شخصی از سوی دید عالمان رجال سنی توثیق شده است (برای اطلاع بیشتر ر.ک: المجروحین، ج۱، ص۲۶۸؛ تهذیب التهذیب: ج۲، ص۲۱۰؛ الأنساب، ج۳، ص۵۰) آیا با وجود چنین اشخاص متعصب و حق‌ستیزی باز هم امکان تحریف قرآن را -با وجود تصریح به نام مبارک امیرالمؤمنین یا بیان صریح مقام امامت ایشان- غیر ممکن می‌سازد؟ آیا بعید است متعصبان دست به تحریف قرآن ببرند و حال آنکه حدیث {{متن حدیث|بات علي على فراش رسول الله}} را تحریف کرده و واژه «بات» را به لفظ «بال» تغییر می‌دهند؟! و یا ابن اعربی در احکام القرآن، جلد ۲، صفحه ۳۹۶ می‌نویسد: «قام» و یا ادعا می‌کنند در حدیث شریف {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}، «علی» صفت مشبهه است! افرادی که حتی به منابع و متون خود نیز احترام نمی‌گذارند و در چاپ‌های مختلف دست به تحریف آن متون می‌زنند، آیا از تحریف قرآن می‌پرهیزند؟!
۱۵٬۳۹۸

ویرایش