آیه علم الکتاب از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
# [[ورقة بن نوفل]] است؛ | # [[ورقة بن نوفل]] است؛ | ||
# [[ابوبکر]]؛ | # [[ابوبکر]]؛ | ||
# [[سلمان فارسی]]<ref>نصیری، علی و نصیری، محمد | # [[سلمان فارسی]]<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>. | ||
== مصداق شناسی == | == مصداق شناسی == | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
افراد زیر قائل به این دیدگاه هستند: | افراد زیر قائل به این دیدگاه هستند: | ||
# [[محمد بن عبدالله]] معروف به [[قاضی ابوبکر بن العربی]]: او همه مؤمنان را مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ}} بر میشمرد. وی در [[شأن نزول]] این [[آیه]] چهار قول از بزرگان [[اهل سنت]] را ذکر کرده و مینویسد: [[علما]] در اینکه مصداق کسی که تمام کتاب نزد اوست کیست، [[اختلاف]] کردهاند برخی معتقدند مراد آن دسته از [[پیروان]] [[یهود]] و [[نصاری]] هستند که به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کردهاند، برخی مصداق آن را [[عبدالله بن سلام]] میدانند، برخی مصداقش را [[علی بن ابیطالب]] دانسته و دسته چهارم معتقدند مصداق آن، همه مؤمنان هستند<ref>{{عربی|اختلف فیمن عنده علم الکتاب بعد ذکر قول مجاهد علی أربعة أقوال: الأول: أن المراد به مَن آمن مِن الیهود و النصاری. الثاني: أنه عبدالله بن سلام. الثالث: أنه علي بن أبي طالب. الرابع: المؤمنون کلّهم}}، محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶.</ref>. او پس ذکر این اقوال چهارگانه، پس از [[انکار]] [[فضیلت]] و [[برتری]] [[حضرت امیر]]{{ع}} بر دیگران، سه دیدگاه نخست را تضعیف کرده و [[معتقد]] است که همه مؤمنان مصداق آیه هستند؛ گویا از دید او تمام مؤمنان از تمام ابعاد و [[وجوه اعجاز قرآن]] [[آگاهی]] دارند و جزو [[راسخان]] در علمند که [[تأویل]] [[متشابهات]] [[قرآن]] را میدانند!<ref>نصیری، علی و نصیری، محمد | # [[محمد بن عبدالله]] معروف به [[قاضی ابوبکر بن العربی]]: او همه مؤمنان را مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ}} بر میشمرد. وی در [[شأن نزول]] این [[آیه]] چهار قول از بزرگان [[اهل سنت]] را ذکر کرده و مینویسد: [[علما]] در اینکه مصداق کسی که تمام کتاب نزد اوست کیست، [[اختلاف]] کردهاند برخی معتقدند مراد آن دسته از [[پیروان]] [[یهود]] و [[نصاری]] هستند که به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کردهاند، برخی مصداق آن را [[عبدالله بن سلام]] میدانند، برخی مصداقش را [[علی بن ابیطالب]] دانسته و دسته چهارم معتقدند مصداق آن، همه مؤمنان هستند<ref>{{عربی|اختلف فیمن عنده علم الکتاب بعد ذکر قول مجاهد علی أربعة أقوال: الأول: أن المراد به مَن آمن مِن الیهود و النصاری. الثاني: أنه عبدالله بن سلام. الثالث: أنه علي بن أبي طالب. الرابع: المؤمنون کلّهم}}، محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶.</ref>. او پس ذکر این اقوال چهارگانه، پس از [[انکار]] [[فضیلت]] و [[برتری]] [[حضرت امیر]]{{ع}} بر دیگران، سه دیدگاه نخست را تضعیف کرده و [[معتقد]] است که همه مؤمنان مصداق آیه هستند؛ گویا از دید او تمام مؤمنان از تمام ابعاد و [[وجوه اعجاز قرآن]] [[آگاهی]] دارند و جزو [[راسخان]] در علمند که [[تأویل]] [[متشابهات]] [[قرآن]] را میدانند!<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref> [[ابن عربی]] برای سخن خود ابتدا احتمالات دیگر را [[باطل]] میکند و مینویسد: «اما کسانی که میگویند منظور از {{متن قرآن|من عنده [[علم]] الکتاب}} یهودیانی هستند که [[ایمان]] آوردهاند مانند، ابن [[سلام]] و ابن یامین و مسیحیانی که ایمان آوردهاند مانند [[سلمان]] و [[تمیم داری]]، پس معنای {{متن قرآن|من عنده [[علم]] الکتاب}} نزد قائلین به این دیدگاه، علم به تورات و [[انجیل]] است»<ref>{{عربی|أما من قال: إنهم الذین آمنوا من الیهود کابن سلام و ابن یامین و من النصاری کسلمان و تمیم الداری، فإن المعنی عنده بالکتاب التوراة و الإنجیل}} محمد بن عبد الله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن،ج۳، ص۸۶.</ref>. سپس وی در مورد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میگوید: «کسانی که میگویند مراد [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است بنا بر دو وجه گفتهاند: یا اینکه او [[اعلم]] [[مؤمنان]] است در حالی که چنین نیست و [[ابوبکر]] و عمر و عثمان داناتر از او بودهاند و یا به خاطر قول [[نبی]]{{صل}} است که فرمود من [[شهر]] علمم و دروازه آن علی{{ع}} است. این حدیث نیز باطل است چون [[پیامبر اکرم]] {{صل}} شهر علم است و دروازههای آن [[اصحاب]] ایشان هستند»<ref>{{عربی|أما من قال: إنه علي بن أبي طالب فعوّل علی أحد وجهین: إما لأنه عنده أعلم المؤمنین، و لیس کذلک، بل أبوبکر و عمر و عثمان أعلم منه، حسبما بیناه في أصول الدین في ذکر الخلفاء الراشدین، أو لقول النبي{{صل}}: أنا مدینة العلم و علي بابها. و هو حدیث باطل، النبي{{صل}} مدینه علم و أبوابها أصحابه، و منهم الباب المنفسخ، و منهم المتوسط علی قدر منازلهم في العلوم}}.</ref>. او بعد از رد تمامی این سخنان، قول منتخب خود را چنین مینویسد: «اما کسانی که میگویند مراد از {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}} تمامی مؤمنان است، این سخن [[حق]] است؛ زیرا همه مؤمنان کتاب [[قرآن]] را میشناسند و وجه [[اعجاز]] آن را [[درک]] میکنند و به پیامبر اکرم{{صل}} [[شهادت]] به [[صدق]] دادهاند»<ref>{{عربی|و أما من قال: إنهم جمیع المؤمنین فصدق، لأنّ کل مؤمن یعلم الکتاب و یدرك وجه إعجازه یشهد للنبي{{صل}} بالصدق}}، محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶.</ref>. | ||
# شیخ اسماعیل حقی (م ۱۱۲۷ﻫ): او در [[تفسیر روح البیان]] ذیل [[آیه شریفه]]، مراد از شهادت [[الهی]] را، آشکار نمودن [[معجزات]] [[رسول الله]]{{صل}} که دال بر [[صداقت]] او است میداند و در ادامه میگوید: {{عربی|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ و هو الذي علمه اللّه القرآن و علمه البیان و اراه آیات القرآن و معجزاته فبذلك علم حقیه رسالته و شهد بها و هم المؤمنون فالمراد بالکتاب القرآن}} او نیز مانند [[ابن عربی]] تمام [[مؤمنین]] را [[آگاه]] به [[حقیقت]] [[رسالت]] و زوایای قرآن میپندارد. این نکته قابل تامل است که کسانی که [[مؤمنین]] را مصداق [[آیه شریفه]] برمی شمرند به گونهای [[عبدالله بن سلام]] را داخل در همین مؤمنین میدانند، حقی میگوید: {{عربی|و عن عبد الله بن سلام ان هذه الآیة نزلت في فالمراد به التوراة فان عبد الله بن سلام و أصحابه وجدوا نعته{{ع}} في کتابهم فشهدوا بحقیة رسالته وکانت شهادتهم ایضا قاطعة لقول الخصوم.}}<ref>إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱.</ref>.<ref>غفوریان حسین، مقاله: بررسی مصداق آیه {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب}} از منظر فریقین، مرکز حقایق اسلامی.</ref> | # شیخ اسماعیل حقی (م ۱۱۲۷ﻫ): او در [[تفسیر روح البیان]] ذیل [[آیه شریفه]]، مراد از شهادت [[الهی]] را، آشکار نمودن [[معجزات]] [[رسول الله]]{{صل}} که دال بر [[صداقت]] او است میداند و در ادامه میگوید: {{عربی|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ و هو الذي علمه اللّه القرآن و علمه البیان و اراه آیات القرآن و معجزاته فبذلك علم حقیه رسالته و شهد بها و هم المؤمنون فالمراد بالکتاب القرآن}} او نیز مانند [[ابن عربی]] تمام [[مؤمنین]] را [[آگاه]] به [[حقیقت]] [[رسالت]] و زوایای قرآن میپندارد. این نکته قابل تامل است که کسانی که [[مؤمنین]] را مصداق [[آیه شریفه]] برمی شمرند به گونهای [[عبدالله بن سلام]] را داخل در همین مؤمنین میدانند، حقی میگوید: {{عربی|و عن عبد الله بن سلام ان هذه الآیة نزلت في فالمراد به التوراة فان عبد الله بن سلام و أصحابه وجدوا نعته{{ع}} في کتابهم فشهدوا بحقیة رسالته وکانت شهادتهم ایضا قاطعة لقول الخصوم.}}<ref>إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱.</ref>.<ref>غفوریان حسین، مقاله: بررسی مصداق آیه {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب}} از منظر فریقین، مرکز حقایق اسلامی.</ref> | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
برخی از [[مفسران اهل سنت]] تنها یک مصداق یعنی عبدالله بن سلام را برای این [[آیه]] ذکر کردهاند: | برخی از [[مفسران اهل سنت]] تنها یک مصداق یعنی عبدالله بن سلام را برای این [[آیه]] ذکر کردهاند: | ||
# [[محمد بن جریر طبری]]، نخستین [[مفسر]] [[اهل سنت]] است که مصداق آیه {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} را عبدالله بن سلام دانسته است. او برای [[اثبات]] مدعای خود، ده [[روایت]] برشمرده است<ref>طبری، محمد بن جرير، جامع البيان في تفسير القرآن، ج۱۳، ص۱۱۸ و ۱۱۹.</ref>. | # [[محمد بن جریر طبری]]، نخستین [[مفسر]] [[اهل سنت]] است که مصداق آیه {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} را عبدالله بن سلام دانسته است. او برای [[اثبات]] مدعای خود، ده [[روایت]] برشمرده است<ref>طبری، محمد بن جرير، جامع البيان في تفسير القرآن، ج۱۳، ص۱۱۸ و ۱۱۹.</ref>. | ||
# نجم الدین نسفى از دیگر مفسران اهل سنت دراین باره چنین میگوید: {{متن قرآن|و من عنده علم الکتاب}} یعنی آن کسی که علم به تورات نزد اوست، عبدالله بن سلام است<ref>نسفی، محمد، تفسير نسفی، ج۱، ص۴۸۱.</ref>.<ref>نصیری، علی و نصیری، محمد | # نجم الدین نسفى از دیگر مفسران اهل سنت دراین باره چنین میگوید: {{متن قرآن|و من عنده علم الکتاب}} یعنی آن کسی که علم به تورات نزد اوست، عبدالله بن سلام است<ref>نسفی، محمد، تفسير نسفی، ج۱، ص۴۸۱.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref> | ||
==== '''دیدگاه چهارم: [[خدای متعال]]''' ==== | ==== '''دیدگاه چهارم: [[خدای متعال]]''' ==== | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
## در آیه مورد بحث از {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} در کنار [[نام خداوند]] یاد شده و [[گواهی]] آنان برای اثبات [[رسالت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} کافی دانسته شده است. این امر بدان معناست که مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} باید از چنان درجهای از [[ایمان]] و [[عمل صالح]] برخوردار باشد که شایستگی قرار گرفتن نامش در کنار نام خداوند را داشته باشد. در [[حقیقت]] چنین فردی ناگزیر باید دارای [[مقام عصمت]] باشد؛ همانگونه که برای اثبات مقام عصمت رسول اکرم{{صل}} به آیاتی که نام آن حضرت در کنار نام خداوند یاد شده، تمسّک میشود. حال باید پرسید آیا همه مؤمنان با همه مراتب [[ایمانی]] یا همه عالمان اهل کتاب یا [[عبدالله بن سلام]]، از چنین جایگاه ایمانی و عمل صالح برخوردار بودند که یادکرد نام آنان در کنار نام خداوند را منطقی و قابل قبول در نظر آورد؟! | ## در آیه مورد بحث از {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} در کنار [[نام خداوند]] یاد شده و [[گواهی]] آنان برای اثبات [[رسالت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} کافی دانسته شده است. این امر بدان معناست که مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} باید از چنان درجهای از [[ایمان]] و [[عمل صالح]] برخوردار باشد که شایستگی قرار گرفتن نامش در کنار نام خداوند را داشته باشد. در [[حقیقت]] چنین فردی ناگزیر باید دارای [[مقام عصمت]] باشد؛ همانگونه که برای اثبات مقام عصمت رسول اکرم{{صل}} به آیاتی که نام آن حضرت در کنار نام خداوند یاد شده، تمسّک میشود. حال باید پرسید آیا همه مؤمنان با همه مراتب [[ایمانی]] یا همه عالمان اهل کتاب یا [[عبدالله بن سلام]]، از چنین جایگاه ایمانی و عمل صالح برخوردار بودند که یادکرد نام آنان در کنار نام خداوند را منطقی و قابل قبول در نظر آورد؟! | ||
## نام بردن از {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} در کنار [[خداوند]] و کفایت گواهی آنها برای اثبات [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}}، بدان معناست که این شخص باید از چنان پایه محکم و [[استواری]] در ایمان و [[خداباوری]] برخوردار بوده که شایسته چنین استنادی باشد. آیا در برابر [[کافران]] معاندی که به رغم مشاهده [[معجزات]] مختلف [[پیامبر اکرم]]{{صل}} زیر بار پذیرش [[رسالت]] آن حضرت نرفتند، میتوان [[گواهی]] مؤمنانی را [[شاهد]] آورد که [[ایمان]] آنان به [[اذعان]] خود [[قرآن]] با دهها آفت و آسیب همچون [[شرک به خداوند]] آمیخته است؟! آیا [[ایمان]] [[عالمان]] [[اهل کتاب]] یا یکی از آنان؛ یعنی [[عبدالله بن سلام]] که خود دارای پیشینه [[کفر]] بودند و چه بسا برخی از آنان پس از ایمان دچار کژیهایی شدند، میتواند [[گواه]] حقانیت [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} قلمداد گردد؟! در این صورت [[کافران]] میتوانند در برابر [[استدلال]] [[خداوند]] بگویند: چگونه [[گواهی]] امثال عبدالله بن سلام که خود سالها دچار [[ضلالت]] و [[گمراهی]] بودند میتواند سندی برای حقانیت [[رسالت پیامبر]] باشد؟! | ## نام بردن از {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} در کنار [[خداوند]] و کفایت گواهی آنها برای اثبات [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}}، بدان معناست که این شخص باید از چنان پایه محکم و [[استواری]] در ایمان و [[خداباوری]] برخوردار بوده که شایسته چنین استنادی باشد. آیا در برابر [[کافران]] معاندی که به رغم مشاهده [[معجزات]] مختلف [[پیامبر اکرم]]{{صل}} زیر بار پذیرش [[رسالت]] آن حضرت نرفتند، میتوان [[گواهی]] مؤمنانی را [[شاهد]] آورد که [[ایمان]] آنان به [[اذعان]] خود [[قرآن]] با دهها آفت و آسیب همچون [[شرک به خداوند]] آمیخته است؟! آیا [[ایمان]] [[عالمان]] [[اهل کتاب]] یا یکی از آنان؛ یعنی [[عبدالله بن سلام]] که خود دارای پیشینه [[کفر]] بودند و چه بسا برخی از آنان پس از ایمان دچار کژیهایی شدند، میتواند [[گواه]] حقانیت [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} قلمداد گردد؟! در این صورت [[کافران]] میتوانند در برابر [[استدلال]] [[خداوند]] بگویند: چگونه [[گواهی]] امثال عبدالله بن سلام که خود سالها دچار [[ضلالت]] و [[گمراهی]] بودند میتواند سندی برای حقانیت [[رسالت پیامبر]] باشد؟! | ||
## [[علم]] مورد نظر در این [[آیه]] بسیار فراتر از [[علوم]] ظاهری است و بسان [[علمی]] که درباره [[آصف بن برخیا]] به کار رفته، شامل عرصههایی همچون احاطه به [[اسرار]] و بواطن امور و تصرف در امور [[تکوینی]] میشود که حاضر کردن تخت بلقیس از مسافتی بس طولانی در زمانی کمتر از چشم برهم زدن سلیمان [[نبی]]{{ع}}، از جمله ویژگیهای آن است. حال باید پرسید کسانی که همه [[مؤمنان]]، عالمان اهل کتاب یا عبدالله بن سلام را مصداق آیه مورد بحث دانستهاند، آیا حاضرند [[دانش]] و [[آگاهی]] آنان را چنان گسترده دانسته که عرصههایی همچون [[علوم غیبی]] و تصرف در امور تکوینی را در برگیرد؟! حال آنکه بسیاری از افراد در میان مؤمنان حتی از سواد خواندن و نوشتن برخوردار نبودند یا عالمان اهل کتاب و حتی عالمی برجسته در میان آنان همچون عبدالله بن سلام، از بسیاری علوم و معارف ظاهری [[اسلام]] ناآگاه بودند چه رسد به آگاهی از عرصههایی همچون علوم غیبی و تصرف در امور تکوینی!<ref>نصیری، علی و نصیری، محمد | ## [[علم]] مورد نظر در این [[آیه]] بسیار فراتر از [[علوم]] ظاهری است و بسان [[علمی]] که درباره [[آصف بن برخیا]] به کار رفته، شامل عرصههایی همچون احاطه به [[اسرار]] و بواطن امور و تصرف در امور [[تکوینی]] میشود که حاضر کردن تخت بلقیس از مسافتی بس طولانی در زمانی کمتر از چشم برهم زدن سلیمان [[نبی]]{{ع}}، از جمله ویژگیهای آن است. حال باید پرسید کسانی که همه [[مؤمنان]]، عالمان اهل کتاب یا عبدالله بن سلام را مصداق آیه مورد بحث دانستهاند، آیا حاضرند [[دانش]] و [[آگاهی]] آنان را چنان گسترده دانسته که عرصههایی همچون [[علوم غیبی]] و تصرف در امور تکوینی را در برگیرد؟! حال آنکه بسیاری از افراد در میان مؤمنان حتی از سواد خواندن و نوشتن برخوردار نبودند یا عالمان اهل کتاب و حتی عالمی برجسته در میان آنان همچون عبدالله بن سلام، از بسیاری علوم و معارف ظاهری [[اسلام]] ناآگاه بودند چه رسد به آگاهی از عرصههایی همچون علوم غیبی و تصرف در امور تکوینی!<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref> | ||
# '''انحصار گستردگی بیکران [[علم الکتاب]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}''': واژه «[[علم]]» که نکره است به «الکتاب» یعنی اسم مُحَلَّی به لام، اضافه شده است که بر اساس قاعده اصولی، دلالت بر عمومیت علم دارد. بر این اساس: | # '''انحصار گستردگی بیکران [[علم الکتاب]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}''': واژه «[[علم]]» که نکره است به «الکتاب» یعنی اسم مُحَلَّی به لام، اضافه شده است که بر اساس قاعده اصولی، دلالت بر عمومیت علم دارد. بر این اساس: | ||
## معنای آیه آن است که در کنار [[خداوند]]، کسی به [[صدق]] [[رسالت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} [[گواهی]] میدهد که از همه [[علوم]] کتاب برخوردار است. | ## معنای آیه آن است که در کنار [[خداوند]]، کسی به [[صدق]] [[رسالت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} [[گواهی]] میدهد که از همه [[علوم]] کتاب برخوردار است. | ||
## از سویی دیگر، از مقایسه آیه مورد بحث با آیهای که درباره [[آصف بن برخیا]] نازل شده است، میتوان گستردگی دامنه علم مورد نظر در این آیه را دانست. [[قرآن کریم]]، جریان حاضر نمودن تخت بلقیس نزد [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، به دست آصف بن برخیا را اینگونه شرح میدهد: {{متن قرآن| قال الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ أَنَا آتِیك بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیك طَرْفُك فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنِی أَأَشْکرُ أَمْ أَکفُرُ وَمَنْ شَکرَ فَإِنَّمَا یشْکرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی کرِیمٌ}}<ref>« کسی که نزد او دانشی از کتاب الهی بود، گفت: «من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنی برایت میآورم». پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی میکنم. و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس میگزارد و هر کس ناسپاسی کند، بیگمان پروردگارم بینیاز و کریم است». سوره نمل، آیه۴۰.</ref> به استناد این آیه و با کمک روایاتی که در این زمینه وجود دارد، عموم [[مفسران]] معتقدند که آصف بن برخیا با داشتن بخشی از [[علم کتاب]]، توانست تخت بلقیس را از صدها فرسنگ دورتر و پیش از آنکه سلیمان [[نبی]]{{ع}} پلک بر هم گذارد، نزد وی حاضر سازد. این مدعا از آنجا ناشی میشود که مفسران [[اذعان]] کردهاند که مراد از «مِن» در فقره {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ}} «من تبعیضیه» است. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از [[دانش]] توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ}} در [[آیه]] آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از [[علم]] و توانی به مراتب افزونتر برخوردار باشد<ref>برای تفصیل بیشتر ر.ک: طوسي، محمد بن حسن، همان، ج۸، ص۹۸؛ طبرسی، فضل بن حسن، همان، ج۷، ص۳۷۵.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}}بر اساس همین [[استدلال]]، بر [[آگاهی]] [[اهل بیت]]{{عم}} از [[علوم غیبی]] تأکید فرمودهاند<ref>گفتار امام در این باره خطاب به سدیر صیرفی چنین است: {{متن حدیث|يا سدير! … أفمَن عنده علم الكتاب كله أفهم أم مَن عنده علم الكتاب بعضه؟ قلت: لا، بل من عنده علم الكتاب كله، قال: فأومأ بيده إلى صدره وقال: علم الكتاب والله كله عندنا، علم الكتاب والله كله عندنا}}، همان، ص۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>. | ## از سویی دیگر، از مقایسه آیه مورد بحث با آیهای که درباره [[آصف بن برخیا]] نازل شده است، میتوان گستردگی دامنه علم مورد نظر در این آیه را دانست. [[قرآن کریم]]، جریان حاضر نمودن تخت بلقیس نزد [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، به دست آصف بن برخیا را اینگونه شرح میدهد: {{متن قرآن| قال الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ أَنَا آتِیك بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیك طَرْفُك فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنِی أَأَشْکرُ أَمْ أَکفُرُ وَمَنْ شَکرَ فَإِنَّمَا یشْکرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی کرِیمٌ}}<ref>« کسی که نزد او دانشی از کتاب الهی بود، گفت: «من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنی برایت میآورم». پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی میکنم. و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس میگزارد و هر کس ناسپاسی کند، بیگمان پروردگارم بینیاز و کریم است». سوره نمل، آیه۴۰.</ref> به استناد این آیه و با کمک روایاتی که در این زمینه وجود دارد، عموم [[مفسران]] معتقدند که آصف بن برخیا با داشتن بخشی از [[علم کتاب]]، توانست تخت بلقیس را از صدها فرسنگ دورتر و پیش از آنکه سلیمان [[نبی]]{{ع}} پلک بر هم گذارد، نزد وی حاضر سازد. این مدعا از آنجا ناشی میشود که مفسران [[اذعان]] کردهاند که مراد از «مِن» در فقره {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ}} «من تبعیضیه» است. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از [[دانش]] توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ}} در [[آیه]] آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از [[علم]] و توانی به مراتب افزونتر برخوردار باشد<ref>برای تفصیل بیشتر ر.ک: طوسي، محمد بن حسن، همان، ج۸، ص۹۸؛ طبرسی، فضل بن حسن، همان، ج۷، ص۳۷۵.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}}بر اساس همین [[استدلال]]، بر [[آگاهی]] [[اهل بیت]]{{عم}} از [[علوم غیبی]] تأکید فرمودهاند<ref>گفتار امام در این باره خطاب به سدیر صیرفی چنین است: {{متن حدیث|يا سدير! … أفمَن عنده علم الكتاب كله أفهم أم مَن عنده علم الكتاب بعضه؟ قلت: لا، بل من عنده علم الكتاب كله، قال: فأومأ بيده إلى صدره وقال: علم الكتاب والله كله عندنا، علم الكتاب والله كله عندنا}}، همان، ص۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>. | ||
## از سویی دیگر، نگریستن در روایاتِ ناظر به علم [[حضرت امیر]]{{ع}} به ویژه روایاتی که در [[نهج البلاغه]] و از زبان خود ایشان به دست ما رسیده است، به خوبی بر گستردگی [[دانش]] بسیار ایشان و فراتر از مرزهای متعارف، دلالت دارند. این واقعیت گویای آن است که مصداقی غیر از حضرت امیر{{ع}} برای [[آیه]] مورد بحث وجود ندارد. به عنوان نمونه امام در جایی، از برخورداری خود از علمى مكنون خبر میدهد كه اگر آن را فاش سازد، [[مردم]] بسان ريسمان بلندى در چاه به خود خواهند لرزيد. بلكه دانش [[نهان]] چنان سراچه دلم را لبريز كرده است كه اگر آن راز را با شما در ميان گذارم بسان ريسمان در چاه ژرف بر خویشتن خواهيد لرزيد<ref>{{عربی|بل اندمجت مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشية فى الطوى البعيدة}}، شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، خطبه ۵.</ref> و در جای ديگر در این باره فرموده است: «اگر آنچه من میدانم و غيب آن بر شما پوشيده است، میدانستید، سر به بیابانها میگذاشتید و بر کردههای خويش میگریستید و بر سر و سينه میزدید»<ref>{{عربی|لو تعلمون ما أعلم مما طوى عنكم علمه، اذاً لخرجتم الى الصعدات تبكون على أعمالكم و تلتدمون على أنفسكم}}، همان، خطبه ۱۱۶.</ref>. چنانكه در جایی ديگر از اينكه مردم نسبت به ايشان دچار [[غلوّ]] و گزافه گويى شده و امام را [[برتر]] از پيامبراکرم{{صل}} بدانند، اظهار نگرانى كرده و بدين جهت اعلام کرد كه اين [[اسرار]] را با [[خواص]] خود در ميان مىگذارد: «[[سوگند]] به [[خدا]] اگر بخواهم هر يك از شما را خبر دهم كه از كجا آمده و به كجا میرود و چند و چون تمام امورش چگونه است، میتوانم. اما میترسم دربارهام به راه جلو رويد و مرا به [[رسول خدا]] برترى نهيد. هان! من اين رازها را با خاصگان كه از بيم [[غلو]] گويى در اماناند، در ميان میگذارم»<ref>{{عربی|والله لو شئت أن أخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شأنه لفعلت و لكن أخاف أن تكفروا فىّ برسول الله، ألا و انّى مفضيه الى الخاصة ممّن يؤمن ذلك منه}}، همان، خطبه ۱۷۵.</ref>. [[حضرت امیر]]{{ع}} در خطبهای دیگر تصریح میکند كه از همه رخدادها تا [[روز]] رستاخيز باخبر است. «از من بپرسيد، پيش از آنکه مرا نيابيد. بدان كس كه جانم به دست اوست، نمیپرسید از چيزى كه ميان شما تا روز قيامت است و نه از گروهى كه صد تن را به [[راه راست]] میخواند و صد را [[گمراه]] میسازد، جز آنکه شما را از آن [[آگاه]] كنم: از آنکه [[مردم]] را بدان فرا میخواند، و آنکه رهبریشان میکند، و آنکه آنان را میراند، و آنجا كه فرود آيند، و آنجا كه بار گشايند و آنکه كشته شود از آنان، و آنکه بميرد از ايشان»<ref>{{متن حدیث|فاسألوني قبل أن تفقدوني. فوالذي نفسي بيده لا تسألوني عن شئ فيما بينكم و بين الساعة، و لا عن فئة تهدي مائة و تضل مائة إلا أنبأتكم بناعقها و قائدها و سائقها، و مناخ ركابها و محط رحالها، و من يقتل من أهلها قتلا و يموت منهم موتا}}، همان، خطبه ۹۳.</ref> پیشگویی امام در مواردی همچون مسلط شدن معاويه و [[فرمان]] او نسبت به [[دشنام]] و [[برائت]] از [[امام]]<ref>همان، خطبه ۵۷.</ref>، [[فتنه]] و حوادث تلخ حكومت [[بنیامیه]]<ref>همان، خطبه ۹۳ و ۱۵۱.</ref>، انقراض حكومت بنیامیه در فرجام كار و ظهور حكومت عباسيان<ref>همان، خطبه ۱۰۵ و ۱۵۸.</ref>، ظهور [[حجّاج]] بن يوسف ثقفى<ref>همان، خطبه ۱۱۶.</ref>، طغيان [[صاحب الزنج]] از [[قرامطه]]<ref>همان، خطبه ۱۲۸.</ref> و هجوم مغولان و [[کشتار]] وسیع آنان<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸.</ref>، از نمونههای دیگری است که بر گستردگی دانش امام حکایت دارد. | ## از سویی دیگر، نگریستن در روایاتِ ناظر به علم [[حضرت امیر]]{{ع}} به ویژه روایاتی که در [[نهج البلاغه]] و از زبان خود ایشان به دست ما رسیده است، به خوبی بر گستردگی [[دانش]] بسیار ایشان و فراتر از مرزهای متعارف، دلالت دارند. این واقعیت گویای آن است که مصداقی غیر از حضرت امیر{{ع}} برای [[آیه]] مورد بحث وجود ندارد. به عنوان نمونه امام در جایی، از برخورداری خود از علمى مكنون خبر میدهد كه اگر آن را فاش سازد، [[مردم]] بسان ريسمان بلندى در چاه به خود خواهند لرزيد. بلكه دانش [[نهان]] چنان سراچه دلم را لبريز كرده است كه اگر آن راز را با شما در ميان گذارم بسان ريسمان در چاه ژرف بر خویشتن خواهيد لرزيد<ref>{{عربی|بل اندمجت مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشية فى الطوى البعيدة}}، شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، خطبه ۵.</ref> و در جای ديگر در این باره فرموده است: «اگر آنچه من میدانم و غيب آن بر شما پوشيده است، میدانستید، سر به بیابانها میگذاشتید و بر کردههای خويش میگریستید و بر سر و سينه میزدید»<ref>{{عربی|لو تعلمون ما أعلم مما طوى عنكم علمه، اذاً لخرجتم الى الصعدات تبكون على أعمالكم و تلتدمون على أنفسكم}}، همان، خطبه ۱۱۶.</ref>. چنانكه در جایی ديگر از اينكه مردم نسبت به ايشان دچار [[غلوّ]] و گزافه گويى شده و امام را [[برتر]] از پيامبراکرم{{صل}} بدانند، اظهار نگرانى كرده و بدين جهت اعلام کرد كه اين [[اسرار]] را با [[خواص]] خود در ميان مىگذارد: «[[سوگند]] به [[خدا]] اگر بخواهم هر يك از شما را خبر دهم كه از كجا آمده و به كجا میرود و چند و چون تمام امورش چگونه است، میتوانم. اما میترسم دربارهام به راه جلو رويد و مرا به [[رسول خدا]] برترى نهيد. هان! من اين رازها را با خاصگان كه از بيم [[غلو]] گويى در اماناند، در ميان میگذارم»<ref>{{عربی|والله لو شئت أن أخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شأنه لفعلت و لكن أخاف أن تكفروا فىّ برسول الله، ألا و انّى مفضيه الى الخاصة ممّن يؤمن ذلك منه}}، همان، خطبه ۱۷۵.</ref>. [[حضرت امیر]]{{ع}} در خطبهای دیگر تصریح میکند كه از همه رخدادها تا [[روز]] رستاخيز باخبر است. «از من بپرسيد، پيش از آنکه مرا نيابيد. بدان كس كه جانم به دست اوست، نمیپرسید از چيزى كه ميان شما تا روز قيامت است و نه از گروهى كه صد تن را به [[راه راست]] میخواند و صد را [[گمراه]] میسازد، جز آنکه شما را از آن [[آگاه]] كنم: از آنکه [[مردم]] را بدان فرا میخواند، و آنکه رهبریشان میکند، و آنکه آنان را میراند، و آنجا كه فرود آيند، و آنجا كه بار گشايند و آنکه كشته شود از آنان، و آنکه بميرد از ايشان»<ref>{{متن حدیث|فاسألوني قبل أن تفقدوني. فوالذي نفسي بيده لا تسألوني عن شئ فيما بينكم و بين الساعة، و لا عن فئة تهدي مائة و تضل مائة إلا أنبأتكم بناعقها و قائدها و سائقها، و مناخ ركابها و محط رحالها، و من يقتل من أهلها قتلا و يموت منهم موتا}}، همان، خطبه ۹۳.</ref> پیشگویی امام در مواردی همچون مسلط شدن معاويه و [[فرمان]] او نسبت به [[دشنام]] و [[برائت]] از [[امام]]<ref>همان، خطبه ۵۷.</ref>، [[فتنه]] و حوادث تلخ حكومت [[بنیامیه]]<ref>همان، خطبه ۹۳ و ۱۵۱.</ref>، انقراض حكومت بنیامیه در فرجام كار و ظهور حكومت عباسيان<ref>همان، خطبه ۱۰۵ و ۱۵۸.</ref>، ظهور [[حجّاج]] بن يوسف ثقفى<ref>همان، خطبه ۱۱۶.</ref>، طغيان [[صاحب الزنج]] از [[قرامطه]]<ref>همان، خطبه ۱۲۸.</ref> و هجوم مغولان و [[کشتار]] وسیع آنان<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸.</ref>، از نمونههای دیگری است که بر گستردگی دانش امام حکایت دارد. | ||
## از سوی دیگر، [[جامعیت]] [[علمی]] حضرت امیر{{ع}} و تطبیق [[آیه]] مورد بحث بر ایشان، مورد [[تأیید]] [[مفسران]] از [[صحابه]] و [[تابعان]] نیز قرار گرفته است؛ چنانکه نقل شده از کسانی مانند [[عبدالله بن عباس]] و [[محمد بن حنفیه]] که مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} را حضرت امیر{{ع}} دانستهاند. همچنین بسیاری از عالمان اهل سنت نیز این امر را مورد تأکید قرار دادهاند. به عنوان نمونه [[ابن کثیر]] دانش حضرت امیر{{ع}} را شامل موضوعات فرا طبیعی همچون [[آگاهی]] از چیستی [[بیت المعمور]] میداند<ref>ابن کثیر، اسماعیل، البداية و النهاية، ج۱، ص۴۳.</ref>. چنانکه [[روایت]] {{متن حدیث|انا مدینة العلم و عَليّ بابها}} که از [[حضرت رسول]]{{صل}} صادر شده است، تأییدی دیگر بر وسعت دانش حضرت امیر{{ع}} است. [[حاکم نیشابوری]] در مستدرک مینویسد: {{متن حدیث|حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا محمد بن عبد الرحيم الهروي بالرملة ثنا أبو الصلت عبد السلام بن صالح ثنا أبو معاوية عن الأعمش عن مجاهد عن ابن عباس قال، قال رسول الله{{صل}} انا مدينة العلم و علي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب}}<ref>حاکم نیشابوری، ابوعبداللّه، همان، ج۳، ص۱۲۶.</ref> او [[تأیید]] میکند که سند این [[حدیث شریف]] صحیح است: {{عربی|هذا حديث صحيح الاسناد}}<ref>حاکم نیشابوری، ابوعبداللّه، همان، ج۳، ص۱۲۶.</ref> وی جهت تأکید بر صحت این [[حدیث]]، روایتی دیگری را با همین مضمون از سفیان ثوری نقل کرده<ref>استهمان، ص۱۲۷.</ref>. همچنین، روایاتی که بر گستره بیکران دانش حضرت امیر{{ع}} اشاره دارند، از سوی بسیاری از اندیشوران [[اهل سنت]] منعکس شده است؛ به عنوان نمونه [[هیثمی]] در [[مجمع الزوائد]]<ref>هیثمی، علی بن ابی بكر، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۴.</ref>، [[طبرانی]] در [[المعجم الکبیر]]<ref>طبرانی، سليمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۱۱، ص۵۵.</ref>، [[ابن عبد البر]] در [[الاستیعاب]]<ref>ابن عبد البر، يوسف بن عبدالله، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ج۲، ص۱۱۰۲_۱۱۰۵.</ref>، [[زمخشری]] در الفايق في غريب الحديث<ref>زمخشری، محمود بن عمر، الفايق في غريب الحديث، ج۲، ص۱۹.</ref>، [[ابن ابی الحدید]] در [[شرح نهج البلاغه]]<ref>معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۲۱۹ و ج۹، ص ۱۶۵.</ref>، [[زرندی]] در نظم درر السمطين<ref>زرندی، محمد بن یوسف، نظم درر السمطين، ص۱۱۳.</ref>، [[سیوطی]] در جامع الصغیر <ref>سیوطی، عبدالرحمن بن أبي بكر، جامع الصغیر، ج۱، ص۴۱۴و ۴۱۵.</ref>، [[متقی هندی]] در [[کنز العمال]]<ref>متقي هندي، علي بن حسان الدين، كنز العمال، ۱۳/۱۴۷و ۱۴۸.</ref>، [[راغب اصفهانی]] در مفردات<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات في غريب القرآن، ۶۴.</ref>، [[حاکم حسکانی]] در شواهد التنزیل<ref>حسکانی، عبيدالله بن احمد، همان، ج۱، ص۱۰۴ و ۱۰۵ و ۴۳۲.</ref>، [[خطیب بغدادی]] در تاریخ بغداد<ref>خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۱۸۱ و ج۵، ص۱۱۰.</ref>، [[ابن عساکر]] در تاریخ [[دمشق]]<ref>ابن عساکر، علي بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۷۸_۳۸۰.</ref>، [[ابن اثیر]] در اسد الغابة<ref>ابن اثیر، محمد بن محمد، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۲و ۲۳.</ref>، [[ذهبی]] در تذکرة الحفاظ ذهبی<ref>محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۲۳۱.</ref> و [[ابن حجر عسقلانی]] در [[تهذیب]] التهذیب<ref>عسقلانی، احمد بن علي بن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۹۶.</ref>، بخشی از این [[روایات]] را ذکر کردهاند. حال باید پرسید: آیا سایر [[مؤمنان]]، [[عالمان]] [[اهل کتاب]] یا [[عبدالله بن سلام]]، از چنین [[دانش]] گستردهای سهمی هر چند اندک دارند؟!<ref>نصیری علی و نصیری، محمد | ## از سوی دیگر، [[جامعیت]] [[علمی]] حضرت امیر{{ع}} و تطبیق [[آیه]] مورد بحث بر ایشان، مورد [[تأیید]] [[مفسران]] از [[صحابه]] و [[تابعان]] نیز قرار گرفته است؛ چنانکه نقل شده از کسانی مانند [[عبدالله بن عباس]] و [[محمد بن حنفیه]] که مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} را حضرت امیر{{ع}} دانستهاند. همچنین بسیاری از عالمان اهل سنت نیز این امر را مورد تأکید قرار دادهاند. به عنوان نمونه [[ابن کثیر]] دانش حضرت امیر{{ع}} را شامل موضوعات فرا طبیعی همچون [[آگاهی]] از چیستی [[بیت المعمور]] میداند<ref>ابن کثیر، اسماعیل، البداية و النهاية، ج۱، ص۴۳.</ref>. چنانکه [[روایت]] {{متن حدیث|انا مدینة العلم و عَليّ بابها}} که از [[حضرت رسول]]{{صل}} صادر شده است، تأییدی دیگر بر وسعت دانش حضرت امیر{{ع}} است. [[حاکم نیشابوری]] در مستدرک مینویسد: {{متن حدیث|حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا محمد بن عبد الرحيم الهروي بالرملة ثنا أبو الصلت عبد السلام بن صالح ثنا أبو معاوية عن الأعمش عن مجاهد عن ابن عباس قال، قال رسول الله{{صل}} انا مدينة العلم و علي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب}}<ref>حاکم نیشابوری، ابوعبداللّه، همان، ج۳، ص۱۲۶.</ref> او [[تأیید]] میکند که سند این [[حدیث شریف]] صحیح است: {{عربی|هذا حديث صحيح الاسناد}}<ref>حاکم نیشابوری، ابوعبداللّه، همان، ج۳، ص۱۲۶.</ref> وی جهت تأکید بر صحت این [[حدیث]]، روایتی دیگری را با همین مضمون از سفیان ثوری نقل کرده<ref>استهمان، ص۱۲۷.</ref>. همچنین، روایاتی که بر گستره بیکران دانش حضرت امیر{{ع}} اشاره دارند، از سوی بسیاری از اندیشوران [[اهل سنت]] منعکس شده است؛ به عنوان نمونه [[هیثمی]] در [[مجمع الزوائد]]<ref>هیثمی، علی بن ابی بكر، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۴.</ref>، [[طبرانی]] در [[المعجم الکبیر]]<ref>طبرانی، سليمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۱۱، ص۵۵.</ref>، [[ابن عبد البر]] در [[الاستیعاب]]<ref>ابن عبد البر، يوسف بن عبدالله، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ج۲، ص۱۱۰۲_۱۱۰۵.</ref>، [[زمخشری]] در الفايق في غريب الحديث<ref>زمخشری، محمود بن عمر، الفايق في غريب الحديث، ج۲، ص۱۹.</ref>، [[ابن ابی الحدید]] در [[شرح نهج البلاغه]]<ref>معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۲۱۹ و ج۹، ص ۱۶۵.</ref>، [[زرندی]] در نظم درر السمطين<ref>زرندی، محمد بن یوسف، نظم درر السمطين، ص۱۱۳.</ref>، [[سیوطی]] در جامع الصغیر <ref>سیوطی، عبدالرحمن بن أبي بكر، جامع الصغیر، ج۱، ص۴۱۴و ۴۱۵.</ref>، [[متقی هندی]] در [[کنز العمال]]<ref>متقي هندي، علي بن حسان الدين، كنز العمال، ۱۳/۱۴۷و ۱۴۸.</ref>، [[راغب اصفهانی]] در مفردات<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات في غريب القرآن، ۶۴.</ref>، [[حاکم حسکانی]] در شواهد التنزیل<ref>حسکانی، عبيدالله بن احمد، همان، ج۱، ص۱۰۴ و ۱۰۵ و ۴۳۲.</ref>، [[خطیب بغدادی]] در تاریخ بغداد<ref>خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۱۸۱ و ج۵، ص۱۱۰.</ref>، [[ابن عساکر]] در تاریخ [[دمشق]]<ref>ابن عساکر، علي بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۷۸_۳۸۰.</ref>، [[ابن اثیر]] در اسد الغابة<ref>ابن اثیر، محمد بن محمد، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۲و ۲۳.</ref>، [[ذهبی]] در تذکرة الحفاظ ذهبی<ref>محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۲۳۱.</ref> و [[ابن حجر عسقلانی]] در [[تهذیب]] التهذیب<ref>عسقلانی، احمد بن علي بن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۹۶.</ref>، بخشی از این [[روایات]] را ذکر کردهاند. حال باید پرسید: آیا سایر [[مؤمنان]]، [[عالمان]] [[اهل کتاب]] یا [[عبدالله بن سلام]]، از چنین [[دانش]] گستردهای سهمی هر چند اندک دارند؟!<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref> | ||
# '''عدم تناسب حمل آیه بر عبدالله بن سلام با اسناد [[تاریخی]]''': حمل [[آیه]] بر [[عبدالله بن سلام]] یا شماری از [[عالمان]] [[اهل کتاب]]، با [[حقایق]] [[تاریخی]] ناسازگار است؛ زیرا آیه مورد بحث آخرین آیه از [[سوره رعد]] است که در [[مکه]] نازل شد؛ درحالیکه اسلام آوردن عالمان اهل کتاب، در [[مدینه]] تحقق یافت. باری، همانگونه که شماری از مفسران اهل سنت یادآور شدهاند، عبداللَّه بن سلام بن حارث اسرائیلی<ref>ابن عبد البر، يوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۲۱.</ref>، از یهودیانی است که برخی مورّخان، اسلام آوردن او را در سال اوّل [[هجرت]] دانستهاند<ref>عسقلانی، احمد بن علي بن حجر، الإصابة فى تمییز الصحابة، ج۴، ص۱۰۳؛ عصفري، خليفة بن خياط، تاریخ خلیفه، ص۱۹.</ref> و برخى دیگر همچون علامه [[سید جعفر مرتضی عاملی]]، اسلام آوردن وی را دو سال پیش از [[شهادت پیامبر]]{{صل}}، یعنی سال هشتم هجرى، میدانند. بر اساس آن چه گفته شد، ادعای ناظر بودن [[شأن نزول آیه]] مورد بحث در باره عبدالله بن سلام دچار یک اشکال اساسی است و آن این که سوره رعد جزء سورههای مکی است، در حالی که عبدالله بن سلام در مدینه و در [[سال هشتم هجرت]] [[ایمان]] آورد. بنا بر این در این که مصداق آیه {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ}} [[حضرت امیر]]{{ع}} است، نمیتوان تردید کرد؛ ولی باید متأسف بود که چگونه شماری از مفسران اهل سنت با وجود برخورداری حضرت امیر{{ع}} از جایگاه رفیع [[علمی]] و [[معنوی]]، حاضر شدهاند شماری از [[یهودیان]] تازه مسلمان را مصداق آیه دانسته و مدال بیبدیل آیه را بر گردن آنان افکنند؟!<ref>نصیری علی و نصیری، محمد | # '''عدم تناسب حمل آیه بر عبدالله بن سلام با اسناد [[تاریخی]]''': حمل [[آیه]] بر [[عبدالله بن سلام]] یا شماری از [[عالمان]] [[اهل کتاب]]، با [[حقایق]] [[تاریخی]] ناسازگار است؛ زیرا آیه مورد بحث آخرین آیه از [[سوره رعد]] است که در [[مکه]] نازل شد؛ درحالیکه اسلام آوردن عالمان اهل کتاب، در [[مدینه]] تحقق یافت. باری، همانگونه که شماری از مفسران اهل سنت یادآور شدهاند، عبداللَّه بن سلام بن حارث اسرائیلی<ref>ابن عبد البر، يوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۲۱.</ref>، از یهودیانی است که برخی مورّخان، اسلام آوردن او را در سال اوّل [[هجرت]] دانستهاند<ref>عسقلانی، احمد بن علي بن حجر، الإصابة فى تمییز الصحابة، ج۴، ص۱۰۳؛ عصفري، خليفة بن خياط، تاریخ خلیفه، ص۱۹.</ref> و برخى دیگر همچون علامه [[سید جعفر مرتضی عاملی]]، اسلام آوردن وی را دو سال پیش از [[شهادت پیامبر]]{{صل}}، یعنی سال هشتم هجرى، میدانند. بر اساس آن چه گفته شد، ادعای ناظر بودن [[شأن نزول آیه]] مورد بحث در باره عبدالله بن سلام دچار یک اشکال اساسی است و آن این که سوره رعد جزء سورههای مکی است، در حالی که عبدالله بن سلام در مدینه و در [[سال هشتم هجرت]] [[ایمان]] آورد. بنا بر این در این که مصداق آیه {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ}} [[حضرت امیر]]{{ع}} است، نمیتوان تردید کرد؛ ولی باید متأسف بود که چگونه شماری از مفسران اهل سنت با وجود برخورداری حضرت امیر{{ع}} از جایگاه رفیع [[علمی]] و [[معنوی]]، حاضر شدهاند شماری از [[یهودیان]] تازه مسلمان را مصداق آیه دانسته و مدال بیبدیل آیه را بر گردن آنان افکنند؟!<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref> | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
=== دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام === | === دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام === | ||
از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر حقانیت [[رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] میدهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه | از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر حقانیت [[رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] میدهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه ۴ [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم{{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، حمایت و پشتیبانی میکنند<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4.</ref>.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref> | ||
== جمعبندی و نتیجهگیری == | == جمعبندی و نتیجهگیری == | ||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
# همه [[مفسران شیعه]] و برخی از مفسران اهل سنت با استناد به [[روایات]] موجود و گستردگی دانش حضرت امیر{{ع}} که در [[آیات]] و [[روایات]] مختلف مورد تأکید قرار گرفته، تنها مصداق [[آیه]] مورد بحث را آن حضرت دانستهاند. | # همه [[مفسران شیعه]] و برخی از مفسران اهل سنت با استناد به [[روایات]] موجود و گستردگی دانش حضرت امیر{{ع}} که در [[آیات]] و [[روایات]] مختلف مورد تأکید قرار گرفته، تنها مصداق [[آیه]] مورد بحث را آن حضرت دانستهاند. | ||
# شماری از [[مفسران اهل سنت]] مراد از {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} را همه [[مؤمنان]] یا عالمان یهود و [[نصارا]] و یا [[عبدالله بن سلام]] دانستهاند. | # شماری از [[مفسران اهل سنت]] مراد از {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}} را همه [[مؤمنان]] یا عالمان یهود و [[نصارا]] و یا [[عبدالله بن سلام]] دانستهاند. | ||
# [[مفسران شیعه]] با استناد به شواهد درون متنی و اسناد [[تاریخی]]، حمل آیه بر مصادیقی غیر از [[حضرت امیر]]{{ع}} را مردود دانستهاند<ref>نصیری علی و نصیری، محمد | # [[مفسران شیعه]] با استناد به شواهد درون متنی و اسناد [[تاریخی]]، حمل آیه بر مصادیقی غیر از [[حضرت امیر]]{{ع}} را مردود دانستهاند<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداقشناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||