وساطت فاعلی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳۲: | خط ۲۳۲: | ||
'''نتیجه''': با توجه به معنای [[ولایت خداوند]] و گستره آن این آیه در وهله نخست میتواند [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} را در امور [[تکوینی]] عالم و همچنین بالجمله بودن آن را افاده کند. البته اثبات [[قطعی]] این امر نیازمند [[تأیید]] روایات ذیل آیه و همچنین بررسی متعارضات است. به دیگر سخن اطلاق آیه در زمانی مفید و قابل استناد است که [[مولی]] در [[مقام]] بیان باشد و احتمال مقصود دیگر داده نشود و حال آنکه در این آیه درباره [[قلمرو ولایت]] غیر [[خداوند]] احتمالات متعدد ([[ولایت تشریعی]]، [[ولایت سیاسی]] و...) وجود دارد. با توجه به اینکه [[روایات]] ذیل آیه در راستای [[اثبات]] [[شأن تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} نیستند<ref>ر.ک: ابن شعبة حرانی، تحف العقول، ص۴٣۴؛ محمد بن علی بن بابویه، الامالی، ص۱۲۴؛ همو، الخصال، ج۲، ص۴٧٩، ح۴۶؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۵۴، ح٢٠؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵٩، ح۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۹، ح١۶، ص۲۸۸، ح۳.</ref>، به این نتیجه میرسیم که [[ولایت]] [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} در امور [[تکوینی]] عالم از طریق [[آیه ولایت]] به اثبات نرسیده است. بر اساس مشیِ روایات، [[مفسران]] هم [[تفسیری]] که از این آیه نمودهاند خارج از شأن تکوینی بوده و آیه را در [[مقام اثبات]] [[شأن]] [[تشریعی]] دانستهاند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۸۰.</ref> | '''نتیجه''': با توجه به معنای [[ولایت خداوند]] و گستره آن این آیه در وهله نخست میتواند [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} را در امور [[تکوینی]] عالم و همچنین بالجمله بودن آن را افاده کند. البته اثبات [[قطعی]] این امر نیازمند [[تأیید]] روایات ذیل آیه و همچنین بررسی متعارضات است. به دیگر سخن اطلاق آیه در زمانی مفید و قابل استناد است که [[مولی]] در [[مقام]] بیان باشد و احتمال مقصود دیگر داده نشود و حال آنکه در این آیه درباره [[قلمرو ولایت]] غیر [[خداوند]] احتمالات متعدد ([[ولایت تشریعی]]، [[ولایت سیاسی]] و...) وجود دارد. با توجه به اینکه [[روایات]] ذیل آیه در راستای [[اثبات]] [[شأن تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} نیستند<ref>ر.ک: ابن شعبة حرانی، تحف العقول، ص۴٣۴؛ محمد بن علی بن بابویه، الامالی، ص۱۲۴؛ همو، الخصال، ج۲، ص۴٧٩، ح۴۶؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۵۴، ح٢٠؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵٩، ح۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۹، ح١۶، ص۲۸۸، ح۳.</ref>، به این نتیجه میرسیم که [[ولایت]] [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} در امور [[تکوینی]] عالم از طریق [[آیه ولایت]] به اثبات نرسیده است. بر اساس مشیِ روایات، [[مفسران]] هم [[تفسیری]] که از این آیه نمودهاند خارج از شأن تکوینی بوده و آیه را در [[مقام اثبات]] [[شأن]] [[تشریعی]] دانستهاند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۸۰.</ref> | ||
===آیه {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}}=== | |||
در دو آیه از [[قرآن کریم]] [[خداوند متعال]] دارای [[مَثَل]] [[اعلی]] معرفی شده است: مورد نخست هنگام معرفی [[منکران معاد]] و ریشهیابی کردارهای آنان است که میفرماید: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«مثل بد از آن آنان است که به جهان واپسین ایمان ندارند و مثل برتر از آن خداوند است و اوست که پیروز فرزانه است» سوره نحل، آیه ۶۰.</ref>؛ و مورد دوم در [[مقام]] بیان آسانی اعاده موجودات در [[قیامت]] است که میفرماید: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«و اوست که آفریدن (آفریدگان) را میآغازد سپس آن را باز میآورد و این بر او آسانتر است و در آسمانها و زمین مثل برتر، او راست و او پیروزمند فرزانه است» سوره روم، آیه ۲۷.</ref>. | |||
با توجه به اینکه [[اهل بیت]]{{عم}} در برخی [[روایات]] به عنوان مثل [[اعلای الهی]] معرفی شدهاند<ref>محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶١٠؛ همو، الامالی، ص۳۹، ح۶؛ همو، الخصال، ج۲، ص۴٣٢، ح١۴؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۶، ح۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج١۶، ص٣٧۶؛ ج۲۵، ص۲۳، ح۳۸؛ ج٢۶، ص٢۴۴، ح۶.</ref> آیا این وصف ظرفیت [[اثبات ولایت تکوینی]] را برای آنان دارد یا نه؟ اصل واژه (مَثَل) همانند برخی از واژههای هممعنا (مانند شکل، شبه و...) برای بیان مشابهت میان دو یا چند چیز است. کلمه (مِثل) برای بیان مشابهت دو یا چند چیز در صفات اصلی یعنی بیان مشابهت تامه به کار میرود، در حالی که کلمه (مَثَل) به واسطه اینکه صفت مشبهه است (مانند کلمه حسن) به معنای چیزی است که به مثلیت متصف است و تماثل در آن ثابت میباشد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱۱، ص۲۵، ماده مثل.</ref>. بنا بر [[آیات قرآنی]] [[خداوند]] مِثل ندارد: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>؛ اما [[مَثَل]] دارد. در برخی کتب لغت این دو کلمه همسان و بدون تفاوت دانسته شده است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل ماده مثل والمثل: المثل أیضا، کشبه و شبه.</ref>. [[قرآن کریم]] در یک [[آیه]] با بیان {{متن قرآن|فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ}}<ref>«پس برای خداوند (اینگونه) مثلها را نزنید» سوره نحل، آیه ۷۴.</ref> از ضرب [[مَثَل]] برای [[خداوند]] [[نهی]] میکند و در آیه مورد بحث با بیان {{متن قرآن|لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}}<ref>«و مثل برتر از آن خداوند است» سوره نحل، آیه ۶۰.</ref> آن را برای خداوند ثابت میکند و این نشان از آن دارد که این کلمه در قرآن کریم حداقل به دو معنا به کار رفته است لذاست که برخی معتقدند در آیه نهی مراد از مَثَل شبیه و مثل، و در آیه [[اثبات]] مراد صفت است<ref>محسن قرائتی، تفسیر نور، ج۶، ص۴١٢.</ref>. | |||
همچنین (مَثَل) گاهی بر [[کلامی]] اطلاق میشود که برای تفهیم مطالب عمیق به کار میرود که ما اصطلاحاً آن را ضرب المثل مینامیم و گاهی هم به معنای [[اسوه]] و [[قدوه]] است که درباره الگوهای عملی به کار میرود؛ چنانکه در [[قرآن]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} به عنوان الگوی [[بنیاسرائیل]] معرفی شده است: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«او جز بندهای نبود که به او نعمت دادیم و او را برای بنی اسرائیل نمونهای قرار دادیم» سوره زخرف، آیه ۵۹.</ref>. | |||
اکثر [[مفسران]] معنای (مثل) در [[آیات]] مورد بحث را به معنای وصف دانستهاند؛ چراکه از یکسو اگر آن را به معنای اسمی (یعنی شبیه و نظیر) بگیرند با [[مبانی دینی]] و همچنین [[آیات قرآنی]] ناسازگار است. به علاوه در آیه ۶٠ [[سوره نحل]] که یکی از آیات محل بحث ماست قبل از به کار رفتن عبارت (مثل اعلا) برای خداوند میفرماید: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ}}<ref>«مثل بد از آن آنان است که به جهان واپسین ایمان ندارند» سوره نحل، آیه ۶۰.</ref>، که در آن کلمه مثل به معنای صفت به کار رفته است قرینه است که در قسمت مورد بحث نیز به این معنا به کار رود<ref>به عنوان نمونه ر.ک: محمد سبزواری نجفی، ارشاد الاذهان الی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۷۸ و ۴۱۲؛ سید عبدالحسین طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج٨، ص١۴۴؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص٣٩۴ و ج۸، ص٢۴۶؛ محمد بن محمدرضا قمی، کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۷، ص۲۲۲ و ج۱۰، ص۱۹۳؛ سید محمدحسین فضل الله، نظرة الاسلامیة حول الولایة التکوینیة، ج١٣، ص٢۴٨ و ج١٨، ص۱۲۳؛ ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین، ج۵، ص۱۹۷ و ج۷، ص۱۷۵؛ ناصر مکارم شیراز ی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص٢۶٨ و ج١۶، ص۴١١؛ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۲۷۷ و ج١۶، ص۱۷۵؛ احمد بن مصطفی مراغی، تفسیر المراغی، ج١۴، ص۹۷ و ج۲۱، ص۴٢؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۴٠٩ و ج۱۱، ص۳۸؛ محمود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۶١٣ و ج۳، ص۴٧٧.</ref>. در نتیجه طبق این [[آیات]] و با توجه به کاربرد صیغه [[افضلیت]] ([[اعلی]])، ما با سه صفت مواجهیم: صفت [[سوء]]، صفت عالی و صفت اعلی. [[خداوند]] علاوه بر اینکه از صفات سوء که زیرمجموعه صفت ([[ظلم]]) است [[منزه]] است از برخی صفات که عالی اما همراه با محدودیت است نیز منزه بوده و دارای صفت [[برتر]] است. به بیان دیگر خداوند علاوه بر [[تنزه]] از صفات بد، حتی از مثلهای [[حسنه]] و [[صفات پسندیده]] کریمه به آن معنایی که غیر او به آن متصف میشود منزه است؛ یعنی [[حیات]]، [[علم]]، [[قدرت]]، [[عزت]]، [[عظمت]]، کبریا و... به آن معنایی که در ماسوی [[الله]] هست در [[خدای تعالی]] نیست؛ زیرا این صفات حسنه کمالیه در ما سوی الله متناهی و همراه با [[فقر]] و [[حاجت]] و فقدان و نقیصه است، به خلاف خدای تعالی که این صفات را [[خالص]] از [[نقص]] داراست. به دیگر سخن [[مثل اعلی]] عبارت است از [[نفی]] صفات بد و نفی حدود و نواقص از [[صفات ثبوتی]]؛ لذاست که با توجه به برخی [[احادیث]]<ref>{{متن حدیث|يَقُولُ رَبِّ الْمَثَلِ الْأَعْلَى عَمَّا بِهِ مَثَّلُوهُ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى الَّذِي لَا يُشْبِهُهُ شَيْءٌ وَ لَا يُوصَفُ وَ لَا يُتَوَهَّمُ فَذَلِكَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}} (محمد بن علی بن بابویه، التوحید (للصدوق)، ص٣٢۴).</ref> میتوان صفت تعلیه (اعلی دانستن خداوند) را مانند صفت [[تکبیر]] (اکبر دانستن) او دانست؛ یعنی همانگونه که معنای تکبیر در [[روایات]] به [[تنزیه]] او از هرگونه وصفناپذیری معرفی شده است {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ}}<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۹۱، ح۱.</ref>، به همین معیار [[مرجع]] [[اعلی]] دانستن [[خداوند]] (تعلیه) وصفناپذیری اوست، و طبق این معنا {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}} یعنی اینکه بارزترین وصف خداوند، همانا وصفناپذیری آن حضرت به [[صفات ممکنات]] است<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۲، ص۱۱۸ و ۱۱۹.</ref>. | |||
از حیث [[روایی]] یکی از اوصاف مشترک [[ائمه اطهار]]{{عم}} (المثل الاعلی) معرفی شده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در آخرین [[خطبه]] خویش [[اهل]] بیت{{عم}} را [[مثل اعلی]] معرفی نمودند و آن را جزء ده صفتی برشمردند که منحصر به [[اهل بیت]]{{عم}} است و کسی قبل و بعد از آنان متصف به آنها نشده و نخواهد شد<ref>{{متن حدیث|جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنَا عَشْرَ خِصَالٍ لَمْ يَجْمَعْهَا لِأَحَدٍ قَبْلَنَا وَ لَا تَكُونُ فِي أَحَدٍ غَيْرِنَا فِينَا الْحُكْمُ وَ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ النُّبُوَّةُ وَ السَّمَاحَةُ وَ الشَّجَاعَةُ وَ الْقَصْدُ وَ الصِّدْقُ وَ الطَّهُورُ وَ الْعَفَافُ وَ نَحْنُ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَ الْحُجَّةُ الْعُظْمَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحَبْلُ الْمَتِينُ وَ نَحْنُ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ لَنَا بِالْمَوَدَّةِ {{متن قرآن|فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}}} (محمد بن علی بن بابویه، الأمالی (للصدوق)، ص۳۸).</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} هم در خطبهای بر انحصاری بودن این صفت برای اهل بیت{{عم}} تأکید مینمایند<ref>{{متن حدیث|خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ وَ كَانَ فِيمَا قَالَ... أَعْطَانَا اللَّهُ عَشْرَ خِصَالٍ لَمْ تَكُنْ لِأَحَدٍ قَبْلَنَا وَ لَا تَكُونُ لِأَحَدٍ بَعْدَنَا، الْحِلْمَ وَ الْعِلْمَ وَ اللُّبَّ وَ النُّبُوَّةَ الْفُتُوَّةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ السَّخَاوَةَ وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ وَ الْعَفَافَ وَ الطَّهَارَةَ، فَنَحْنُ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَ الْحُجَّةُ الْعُظْمَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحَقُّ الَّذِي أَقَرَّ اللَّهُ بِهِ {{متن قرآن|فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}. {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}}} (فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص۱۷۹، ح۲۳۰).</ref>. | |||
به علاوه در [[زیارت جامعه کبیره]] حضرات [[معصومان]]{{عم}} را به همین وصف (المثل الاعلی) میستاییم<ref>{{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلَادِ وَ أَبْوَابَ الْإِيمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلَالَةَ النَّبِيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. السَّلَامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَ أَعْلَامِ التُّقَى وَ ذَوِي النُّهَى وَ أُولِي الْحِجَى وَ كَهْفِ الْوَرَى وَ وَرَثَةِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمَثَلِ الْأَعْلَى وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنَى وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ}} (محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶١٠).</ref>. از سوی دیگر در [[حدیثی]] به نقل از [[امام رضا]]{{ع}}، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، شخص [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را (مثل اعلا) معرفی نمودند: {{متن حدیث|يَا عَلِيُّ! أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَنْتَ بَابُ اللَّهِ وَ أَنْتَ الطَّرِيقُ إِلَى اللَّهِ وَ أَنْتَ النَّبَأُ الْعَظِيمُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}}<ref>محمد بن علی بن بابویه، عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۶، ح١٣.</ref>. | |||
با توجه به آنچه در بحث لغوی گذشت به نظر میرسد که تعبیر ([[مثل اعلی]]) در مورد [[ائمه]]{{عم}} را به دو گونه میتوان [[تفسیر]] نمود: | |||
#'''به معنای [[آیه]] و نمایانگر [[برتر]]''': اگرچه [[خداوند]] از حیث [[ذات]]، جز برای خودش قابل [[شناخت]] نیست و فقط از راه [[اسما]] و صفات او میتوان وی را شناخت، لیکن شناخت اسما و صفات نیز از راه [[تمثیل]] و [[تشبیه]] ممکن است؛ بدین معنا که [[صفات کمال]] بشری میتواند دورنمایی کلی و اجمالی از [[صفات الهی]] را به ما نشان بدهد. به طوری که میتوان گفت [[علم]]، [[قدرت]]، [[حیات]]، [[سمع]]، [[بصر]]، [[عطوفت]]، [[رحمت]]، [[مهربانی]] و سایر اوصاف کمالی که در [[بشر]] وجود دارد، همانند علم، قدرت، حیات، سمع، بصر، عطوفت، رحمت، مهربانی و... است که با [[نزاهت]] از [[صبغه]] امکانی در [[خداوند]] وجود دارد. در همین راستا همه موجودات [[آیه]] [[الهی]] هستند، لکن در میان آنها هیچ موجودی به اندازه انسانِ کامل خدانما نیست. حتی [[انسانهای کامل]] نیز در برخورداری از [[کمالات]] متفاوتاند و در [[آیت]] و نشان [[حقتعالی]] بودن گونه گونهاند<ref>{{متن قرآن|وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}} «و پروردگار تو به هر کس که در آسمانها و زمین است داناتر است و بیگمان ما برخی از پیامبران را بر برخی (دیگر) برتری بخشیدیم و به داوود، زبور دادیم» سوره اسراء، آیه ۵۵؛ {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ}} «برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاههای «۱» برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهانها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم و اگر خداوند میخواست پس از آنان کسانی که این برهانها (ی روشن) به آنان رسید، با هم جنگ نمیکردند ولی اختلاف ورزیدند و برخی از ایشان مؤمن و برخی کافر شدند و اگر خداوند میخواست با یکدیگر به پیکار بر نمیخاستند اما خداوند آنچه بخواهد، همان میکند» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. از این جهت [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي وَ مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٣۶، ص۱، ح۲.</ref>؛ «خبری عظیمتر و نشانهای [[برتر]] از من برای [[خدا]] نیست». در بیان دیگری از آن حضرت رسیده است: {{متن حدیث|أَنَا الْآيَةُ الْعُظْمَى}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۴، ص٣٣۶.</ref>؛ و در [[زیارت]] آن حضرت [[خطاب]] به وی میگوییم: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا آيَةَ اللَّهِ الْعُظْمَى}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۹۷، ص۳۷۳.</ref>. بر طبق این [[تفسیر اهل بیت]]{{عم}} مثلهای برتر و آیههای بزرگتر برای [[اسما]] و [[صفات الهی]] هستند که با [[شناخت]] آنان میتوان اسما و صفات الهی را شناخت. | |||
#'''الگوهای برتر''': طبق این معنا و در راستای [[نیاز انسان]] به وجود الگوهای [[معنوی]] و فراگیر، همانطور که [[پیامبران]] مختلف در [[قرآن]] به عنوان [[اسوه حسنه]] معرفی شدهاند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}} «بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ *... لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}} «بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست *... بیگمان برای شما آنان نمونهای نیکویند، برای هر کس که به خداوند و روز بازپسین امید میورزید و هر که روی بگرداند بداند خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره ممتحنه، آیه ۴ و ۶.</ref> [[اهل بیت]]{{عم}} نیز به عنوان الگوهای [[برتر]] معرفی شدهاند. | |||
[[روایات]] متعددی اهل بیت{{عم}} را مثل اعلا معرفی کردند که طبق آن [[آیات الهی]] (از جمله در صفات فعلی) هستند، ولکن همانطور که گذشت این وصف متعین در این معنا نبوده و ممکن است به معنای [[الگو]] باشد. به علاوه ممکن است تعابیر [[روایی]] مستقلاً و صرف نظر از آیه مورد بحثْ اهل بیت{{عم}} را الگوهای برتر و یا نشانههای اعلا معرفی کرده باشد. البته نمیتوان [[حدیث پیامبر]]{{صل}} را از نظر دور داشت که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} را در کنار مفاهیمی [[قرآنی]] مانند [[صراط مستقیم]] و [[نبأ عظیم]] به عنوان [[مثل اعلی]] معرفی نمودند، و این اقتران و [[همنشینی]] میتواند اشاره به این باشد که وصف {{متن قرآن|مَثَلُ الْأَعْلَى}} نه صرفاً توصیفی [[نبوی]] بلکه توصیفی قرآنی است. با توجه به آنچه گذشت این آیه [[ولایت تکوینی]] اهل بیت{{عم}} را به [[اثبات]] نمیرساند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۸۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||