وساطت فاعلی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۴۷: | خط ۲۴۷: | ||
#'''الگوهای برتر''': طبق این معنا و در راستای [[نیاز انسان]] به وجود الگوهای [[معنوی]] و فراگیر، همانطور که [[پیامبران]] مختلف در [[قرآن]] به عنوان [[اسوه حسنه]] معرفی شدهاند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}} «بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ *... لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}} «بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست *... بیگمان برای شما آنان نمونهای نیکویند، برای هر کس که به خداوند و روز بازپسین امید میورزید و هر که روی بگرداند بداند خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره ممتحنه، آیه ۴ و ۶.</ref> [[اهل بیت]]{{عم}} نیز به عنوان الگوهای [[برتر]] معرفی شدهاند. | #'''الگوهای برتر''': طبق این معنا و در راستای [[نیاز انسان]] به وجود الگوهای [[معنوی]] و فراگیر، همانطور که [[پیامبران]] مختلف در [[قرآن]] به عنوان [[اسوه حسنه]] معرفی شدهاند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}} «بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ *... لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}} «بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست *... بیگمان برای شما آنان نمونهای نیکویند، برای هر کس که به خداوند و روز بازپسین امید میورزید و هر که روی بگرداند بداند خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره ممتحنه، آیه ۴ و ۶.</ref> [[اهل بیت]]{{عم}} نیز به عنوان الگوهای [[برتر]] معرفی شدهاند. | ||
[[روایات]] متعددی اهل بیت{{عم}} را مثل اعلا معرفی کردند که طبق آن [[آیات الهی]] (از جمله در صفات فعلی) هستند، ولکن همانطور که گذشت این وصف متعین در این معنا نبوده و ممکن است به معنای [[الگو]] باشد. به علاوه ممکن است تعابیر [[روایی]] مستقلاً و صرف نظر از آیه مورد بحثْ اهل بیت{{عم}} را الگوهای برتر و یا نشانههای اعلا معرفی کرده باشد. البته نمیتوان [[حدیث پیامبر]]{{صل}} را از نظر دور داشت که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} را در کنار مفاهیمی [[قرآنی]] مانند [[صراط مستقیم]] و [[نبأ عظیم]] به عنوان [[مثل اعلی]] معرفی نمودند، و این اقتران و [[همنشینی]] میتواند اشاره به این باشد که وصف {{متن قرآن|مَثَلُ الْأَعْلَى}} نه صرفاً توصیفی [[نبوی]] بلکه توصیفی قرآنی است. با توجه به آنچه گذشت این آیه [[ولایت تکوینی]] اهل بیت{{عم}} را به [[اثبات]] نمیرساند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۸۹.</ref> | [[روایات]] متعددی اهل بیت{{عم}} را مثل اعلا معرفی کردند که طبق آن [[آیات الهی]] (از جمله در صفات فعلی) هستند، ولکن همانطور که گذشت این وصف متعین در این معنا نبوده و ممکن است به معنای [[الگو]] باشد. به علاوه ممکن است تعابیر [[روایی]] مستقلاً و صرف نظر از آیه مورد بحثْ اهل بیت{{عم}} را الگوهای برتر و یا نشانههای اعلا معرفی کرده باشد. البته نمیتوان [[حدیث پیامبر]]{{صل}} را از نظر دور داشت که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} را در کنار مفاهیمی [[قرآنی]] مانند [[صراط مستقیم]] و [[نبأ عظیم]] به عنوان [[مثل اعلی]] معرفی نمودند، و این اقتران و [[همنشینی]] میتواند اشاره به این باشد که وصف {{متن قرآن|مَثَلُ الْأَعْلَى}} نه صرفاً توصیفی [[نبوی]] بلکه توصیفی قرآنی است. با توجه به آنچه گذشت این آیه [[ولایت تکوینی]] اهل بیت{{عم}} را به [[اثبات]] نمیرساند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۸۹.</ref> | ||
===[[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}=== | |||
{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. | |||
[[آیه شریفه]] مستمسک برخی از نویسندگان در راستای [[اثبات]] [[ولایت تکوینی پیامبر]] و به تبع آن [[ائمه اطهار]]{{عم}} قرار گرفته است<ref>سید علی عاشور، الولایة التکوینیة لآل محمد فی قوس الصعود والنزول، ص١٢۶.</ref>. این [[استدلال]] یک پایه محوری دارد و آن بهرهگیری از روش [[تفسیر قرآن به قرآن]] در تبیین کلمه (امر) است. مقدمات این استدلال بدین شرح است: | |||
#بر طبق برخی از [[آیات قرآن]] امور [[تکوینی]] مستند به مفهوم ([[امر خداوند]]) است؛ از جمله میگوید: «[[تدبیر]] [[آسمان]] و [[خورشید]] و [[ستارگان]] به امر خداست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند -که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> و حتی [[حرکت]] کشتیها هم از این قاعده مستثنا نیست»<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}} «و از آیات او این است که بادها را مژدهآور (باران) میفرستد و (چنین میکند) تا از بخشایش خود به شما بچشاند و تا کشتیها به فرمان وی روان گردند و تا از بخشش وی (روزی) بجویید و باشد که سپاس گزارید» سوره روم، آیه ۴۶.</ref>؛ | |||
# [[خداوند]] در تبیین امر خود میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref>؛ | |||
#طبق [[آیه شریفه]] [[روحی]] از [[امر الهی]] به [[پیامبر]] [[افاضه]] شده است که بر اساس آن پیامبر صاحب [[قدرت]] [[تصرف در امور]] [[تکوینی]] از جمله [[کائنات]] و [[خورشید]] و [[ستارگان]] میشود. به دیگر سخن هر چیزی که قابلیت [[خطاب]] (کن) را داراست به واسطه [[اعطای الهی]] تحت [[سیطره]] [[نبی]] قرار میگیرد. میتوان از این [[موهبت]] به ([[روح]] اَمریت) یاد کرد؛ | |||
#این نتیجه مؤید [[روایی]] هم دارد. [[امام باقر]]{{ع}} به [[جابر بن یزید جعفی]] فرمودند: «هر کسی را که خداوند به روح خود اختصاص دهد به او [[تفویض]] امر میکند و لذا میتواند [[احیا]] و [[اماته]] کرده و بر ضمیر و درون [[مردم]] [[آگاه]] شود»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص١۴ و ١۵.</ref>. همچنین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حدیث]] موسوم به [[نورانیت]] با ذکر این آیه میفرمایند: «اگر این روح را خداوند به کسی اعطا کرد در [[حقیقت]] به او تفویض قدرت کرده، به طوری که میتواند [[مردگان]] را زنده کند و [[علم به گذشته و آینده]] پیدا کند و هم میتواند از [[مشرق]] به [[مغرب]] و بالعکس را در یک چشم نهادن طی کند»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۵.</ref>. | |||
در نقد و بررسی این ادعا و دلالت آیه بر [[شأن]] [[ولایت تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} ابتدا باید منظومه مفهوم واژگان (روح) و (امر) در [[قرآن کریم]] را بررسی کرده و سپس با توجه به [[سیاق آیه]] و همچنین بررسی [[روایات]] به نتیجه منطقی دست یافت: | |||
#'''بررسی معنای روح''': در نگاه کلان در اینکه منظور از (روح) در اینجا چیست دو قول در میان [[مفسران]] دیده میشود: نخست اینکه منظور از آن [[قرآن مجید]] است که مایه [[حیات]] [[دلها]] و [[زندگی]] جانهاست. همانگونه که در [[آیه]] دیگری از [[قرآن]] [[حقیقت]] [[دعوت پیامبر]] که بر پایه [[وحی]] است را [[محیی]] مینامد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ این قول را غالب [[مفسران]] برگزیدهاند<ref>از جمله: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۸؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۷۸؛ احمدبن مصطفی مراغی، تفسیر المراغی، ج۲۵، ص۶۵؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۵۰۳.</ref>؛ [[تفسیر]] دوم این است که منظور از [[روح]] حقیقتی متعالی است که حتی از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] [[برتر]] بوده و همواره [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را [[همراهی]] میکرد که گاه از آن به [[روح القدس]] یاد میشود. مطابق این تفسیر (اوحینا) به معنای (انزلنا) است؛ یعنی روح القدس یا آن [[فرشته]] عظیم را بر تو نازل کردیم. برخلاف قول قبل روایاتی نیز در [[تأیید]] این نظر دوم یافت میشود<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۴۵۵-۴۵٨؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص٢٧٣ و ٢٧۴.</ref>. همراهی روح با [[ملائکه]] در آیاتی از [[قرآن کریم]]<ref>مانند: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}} «فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}} «روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸؛ {{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ}} «فرشتگان را با روح از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> نشان از آن دارد که [[روح]] غیر از [[ملائکه]] است و در [[حدیثی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با استناد به همین [[آیات]] تفاوت این دو را به [[اثبات]] رساندهاند<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۶۴٢، ح٣.</ref>. در [[حقیقت]] تفاوت میان این دو قول در [[آیه]] مورد بحث به این است که قول نخست مرحله نازله این حقیقت را مد نظر قرار داده است؛ یعنی حقیقتی گسترده در این عالم وجود دارد که در تمامی [[عوالم]] سهگانه عالم (مجرد مثال و ماده) گسترده شده است. این حقیقت مرتبه نازلهاش لفظی است که همانا [[قرآن]] است؛ اما قول دوم اشاره میکند که منظور از[[روح]] در این آیه همان مرتبه بالا و مجرد این حقیقت است و آنچه ما آن را قرآن مینامیم به تعبیر صاحب [[المیزان]] نتیجه این حقیقت است<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۲۰۷.</ref>. توجه به کلمه (اوحینا) و استعمال آن به جای کلمه (انزلنا) که معمولاً در مورد قرآن به کار میرود، میتوان شاهدی باشد بر اینکه [[آیه شریفه]] در [[مقام]] و ایستگاه عالیه این حقیقت است و لذا سخن از [[وحی]] است. وحی هیچگونه انزالی را نمیرساند و فقط اشاره به مخفی و سریع بودن [[پیام]] دارد. در حالی که اگر مراد از روح در آیه شریفه صرف قرآن بود جا داشت که از کلمه (انزلنا) استفاده کند. با توجه به اینکه برخی لغویون ریشه اصلی این کلمه را (ریح) دانستهاند<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۵۴.</ref>، میتوان روح را حقیقتی دانست که دارای مصادیق مختلف و آثار متفاوت است که باهم مباین نبوده، بلکه درجات مختلف را به نمایش میگذارد. روایاتی که راجع به تقسیمبندی [[ارواح]] به پنج قسم روح البدن، [[روح القدس]]، روح القوه، روح الشهوه و روح الایمان رسیده است ممکن است ناظر به همین تشکیک وجودی باشد<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۴۴٧، ح٣.</ref>. پرواضح است که چنین موجودی در مراتب عالیه خود قطعاً مجرد است، و لذا در ادامه قرآن آن را از جنس امر معرفی میکند. هر کس به نوبه خود به مراتبی از این [[حقیقت]] دسترسی دارد. همه موجودات در مرتبه نازلهای از آن مشترکاند، کما اینکه [[انسانها]] در مرتبه نازله نفس مشترکاند که از آن تعبیر به ([[روح]] دارجه) شده است؛ ولی مراتب بالاتر بستگی به [[سلوک]] شخصی فرد دارد؛ لذاست که در [[روایت]] پیشگفته تعبیر میشود که برخی یک روح دارند، برخی دو روح، تا برسد به [[انسانهای کامل]] که دارای پنج روح هستند. همچنین در تعابیری [[ائمه معصومین]]{{عم}} تصریح نمودهاند که [[آدمی]] در صورت عدم [[پاکدامنی]] جنسی و انجام برخی [[گناهان]] چون [[زنا]] و [[شرب خمر]] مرتبه روح الایمان را از دست خواهد داد<ref>محمد بن علی ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص٢٢، ح۴٩٨٧.</ref>. همچنین در میان مراتب این جریان با روح القوه مواجهیم که طبق [[روایات]] نوعی قدرتبخشی دارد و میتوان در [[تصرف تکوینی]] هم از آن بهره جست<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۲، ح۱.</ref>؛ | |||
#'''تبیین معنای (امر)''': در گام بعدی درباره اینکه این روح از چه جنسی است کلمه (من) در آیه شریفه در [[مقام]] بیان جنس است و آن را از جنس (امر) معرفی میکند. امر در کتب لغت معمولاً به دو معنای [[شأن]] {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ}}<ref>«و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱.</ref>؛ و دستور {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> آمده است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۲۹۷؛ محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص٢۶؛ حسین راغب اصفهانی، المفردات، ص۸۸.</ref>. بر این اساس جمع اولی امور و جمع دومی [[اوامر]] است. امر به معنای دوم (دستور) گاهی به معنای دستور و [[فرمان تشریعی]] به کار میرود و گاه به معنای دستور و [[فرمان تکوینی]] که همانا [[اراده خدا]] و ایجاد دفعی اوست. خود [[قرآن کریم]] به واسطه [[آیه]] {{متن قرآن|لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> از وجود چنین نظامی در عرض [[عالم خلق]] سخن گفته است. همچنین طبق [[آیات]] دیگر، وحیِ نازل شده بر [[پیامبران]]<ref>{{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}} «(او) برفرازنده رتبگان، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) میفرستد تا روز همدیداری را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref>، [[روح]]<ref>{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}} «از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>، [[آفرینش]] [[غیر طبیعی]] [[حضرت عیسی]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا}} «گفت: چنین است؛ پروردگارت میفرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است» سوره مریم، آیه ۲۱.</ref>، باردار شدن [[همسر]] ابراهیم به اسحاق و [[یعقوب]] در سنین کهنسالی<ref>{{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}} «گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref>، [[عذابهای الهی]] برای امم سرکش<ref>{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ *... قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ * وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}} «(این بود) تا آنگاه که فرمان ما در رسید و (آب از) تنور فرا جوشید گفتیم در آن از هر گونهای دو تا (نر و ماده) بردار و (نیز) خانوادهات را- جز آن کس که درباره وی از پیش سخن رفته است- و (نیز) هر کس را که ایمان آورده است و جز اندکی همراه وی ایمان نیاورده بودند *... او گفت: آنک به کوهی پناه میجویم که مرا از آب نگاه میدارد؛ (نوح) گفت: امروز هیچ پناهی از «امر» خداوند نخواهد بود جز (برای) آن کس که (خداوند بر او) بخشایش آورده باشد و موج میان آن دو افتاد و او از غرقشدگان گشت * و گفته شد: ای زمین آبت را فرو خور و ای آسمان (از باریدن) باز ایست! و آب فرو کشید و کار به پایان رسید و (کشتی) بر (کوه) جودی راست ایستاد و گفته شد: نابود باد گروه ستمکاران!» سوره هود، آیه ۴۰ و ۴۳-۴۴؛ {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}} «فرمان (عذاب) خداوند در رسید، به شتاب آن را مخواهید، پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (با وی) شریک میدارند» سوره نحل، آیه ۱؛ {{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}} «آیا (کافران) جز این چشم دارند که فرشتگان بر آنان درآیند یا فرمان پروردگارت در رسد؟ پیشینیان ایشان هم همینگونه رفتار کردند و خداوند به آنان ستم نورزید بلکه آنان خود به خویش ستم روا میداشتند» سوره نحل، آیه ۳۳.</ref>، اعطای [[مقام نبوت]] به [[حضرت موسی]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ}} «و هنگامی که ما فرمان (پیامبری) را به موسی سپردیم تو نه در سوی غربی (طور) و نه از حاضران بودی» سوره قصص، آیه ۴۴.</ref> و حوادث ناگهانی از قبیل [[صاعقه]] و سرمان و [[طوفان]] که اثری از [[حیات]] باقی نمیگذارند<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «جز این نیست که داستان زندگانی این جهان مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستیم که رستنی (های) زمین- آنچه مردم و چارپایان از آن (ها) میخورند- با آن درآمیزد تا چون زمین زیورهای خود را برگیرد و آرایش یابد و مردم گمان کنند که بر آن (در بهرهگیری) توانایی دارند (ناگهان) «امر» ما شب یا روز در رسد و آن را چنان درویده بر جای نهیم که گویی روز پیش هیچ نبوده است؛ بدینگونه نشانههای خود را برای گروهی که میاندیشند روشن میداریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref> همگی در شمار موجودات امری قرار دارند. با توجه به ملاحظات [[قرآنی]] میتوان گفت [[عالم امر]] عبارت است از عالم اختصاصی [[خداوند]] که صرفاً بر [[اراده]]، [[قضا]] و [[حکم]] او [[استوار]] بوده و از ماده و همه مختصات مادی از قبیل [[زمان]]، مکان، تدریج، [[تخلف]] و [[دخالت]] [[بشر]] و سایر عوامل و علل طبیعی [[جهان]] [[خلق]] فارغ است. بر این اساس عالم امر از سنخ مجردات است و در نتیجه موجودات و فرایندهای آن برای انسانِ مأنوس با جهان ماده، نامأنوس و [[خارق عادت]] مینمایند؛ | |||
#'''توجه به [[سیاق]] و [[روایات]]''': اگرچه ممکن است با بررسی عبارت {{متن قرآن|رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}} به [[تنهایی]] و صرف نظر از سیاق جمله، [[اثبات ولایت تکوینی]] از این [[آیه]] دور از [[ذهن]] نباشد، با این حال با در نظر گرفتن کل آیه و همچنین ارتباط آن با [[آیات]] قبل این ا[[دعا]] به چالش کشیده میشود؛ چراکه کلمه (کذلک) نشانگر ارتباط با آیه قبل و شاهدی بر این است که مراد از [[وحی]] [[قرآن کریم]] میباشد. توضیح آنکه در آیه قبل سخن از [[اقسام وحی]] به میان آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>. بعد از بیان این سه قسم از اقسام وحی آوردن کلمه {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} قرینهای لفظی و مهم بر این است که آیه پیش رو در امتداد بیان اقسام سهگانه وحی است و گو اینکه میخواهد، بگوید توی [[پیامبر]] هم از این اقسام وحی بیبهره نبوده و در این راستا به تو وحی شد که این وحی به عنوان [[کتاب آسمانی]] [[قرآن]] شناخته میشود. | |||
مهمترین [[روایت]] در این باب که مورد استناد قرار گرفته است [[مکالمه]] مفصل [[امام باقر]]{{ع}} با [[جابر بن یزید جعفی]] است که برای اولین بار در کتاب العتیق آمده و صاحب بحار آن را ذکر کرده است. در این روایت [[امام]]{{ع}} در توصیف مقصران میفرمایند: {{متن حدیث|الَّذِينَ قَصَّرُوا فِي مَعْرِفَةِ الْأَئِمَّةِ وَ عَنْ مَعْرِفَةِ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ أَمْرِهِ وَ رُوحِهِ قُلْتُ يَا سَيِّدِي وَ مَا مَعْرِفَةُ رُوحِهِ قَالَ{{ع}} أَنْ يُعْرَفَ كُلُّ مَنْ خَصَّهُ اللَّهُ تَعَالَى بِالرُّوحِ فَقَدْ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَهُ يَخْلُقُ بِإِذْنِهِ وَ يُحْيِي بِإِذْنِهِ وَ يَعْلَمُ الْغَيْرَ مَا فِي الضَّمَائِرِ وَ يَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ ذَلِكَ أَنَّ هَذَا الرُّوحَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى فَمَنْ خَصَّهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهَذَا الرُّوحِ فَهَذَا كَامِلٌ غَيْرُ نَاقِصٍ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ بِإِذْنِ اللَّهِ يَسِيرُ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ فِي لَحْظَةٍ وَاحِدَةٍ يَعْرُجُ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ يَنْزِلُ بِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَ يَفْعَلُ مَا شَاءَ وَ أَرَادَ. قُلْتُ: يَا سَيِّدِي! أَوْجِدْنِي بَيَانَ هَذَا الرُّوحِ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ إِنَّهُ مِنْ أَمْرٍ خَصَّهُ اللَّهُ تَعَالَى بِمُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: نَعَمِ اقْرَأْ هَذِهِ الْآيَةَ: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا}}}}<ref>«مقصران کسانی هستند که در شناخت ائمه{{عم}} و شناخت آنچه که خداوند بر آنان واجب کرده یعنی امر و روحش کمکاری میکنند. پرسیدم: معرفت روح خدا به چه معناست؟ حضرت پاسخ داد: به این معناست که بداند هر آن کسی که خداوند او را به روح خویش اختصاص داد به او تفویض امر مینماید؛ به گونهای به اذن خدا خلق میکند و میمیراند و علم به نهانها دارد و علم گذشته و آینده را میداند و علتش این است که این روح از سنخ امر خداست. پس هر آن کسی که خدا او را بدان اختصاص دهد کامل و غیر ناقص است. به اذن خدا فعال ما یشاء است. در یک لحظه از شرق تا غرب عالم را سیر میکند، عروج به آسمان و نزول به زمین دارد و هر آنچه که بخواهد و اراده کند را انجام میدهد. از حضرت پرسیدم: درباره خصوصیات این روح و همچنین اختصاص آن به پیامبر شاهدی قرآنی دارید؟ حضرت فرمود: بله، این آیه را بخوان: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا}}؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص١۴ و ١۵.</ref>. | |||
بر طبق این [[حدیث]]، [[امام]]{{ع}} دو مفهوم [[روح]] و امر را بر پایه [[آیه]] مورد بحث [[تفسیر]] نمودهاند و نتیجه دارا بودن روح من امرنا را [[تفویض]] امر برمیشمارند. اگرچه امر مطلق بوده و شامل [[امر تکوینی]] و [[تشریعی]] میشود، بیانات امام در ادامه نشان میدهد که مراد امام امر تکوینی است؛ یعنی بر پایه این تفویض امر، امام [[قادر]] بر [[تصرف تکوینی]] است، به طوری که [[باذن الله]] [[احیا]] و [[اماته]] میکند و [[علم غیب]] دارد. در ادامه حضرت ضمن تصریح به اینکه دارا بودن این روح به معنای کمال کامل ([[عصمت]]) است تأکید میکنند که دارنده این روح به [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] میرسد که با عبارت یفعل ما یشاء از آن یاد شده است. با این حال همانطور که صاحب بحار اشاره کرده است این حدیث از حیث سند دچار اشکالات عدیده است. به علاوه [[علامه مجلسی]] کل این حدیث را [[غریب]] المضمون دانسته و لذا آن را در باب نوادر آورده است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۱۷.</ref>. در حدیث دیگری که موسوم به (حدیث [[معرفت]] به [[نورانیت]]) است [[امام علی]]{{ع}} در ضمن سخنانی [[خطاب]] به [[سلمان]] میفرمایند: {{متن حدیث|يَا سَلْمَانُ! قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}}، وَ لَا يُعْطِي هَذَا الرُّوحَ إِلَّا مَنْ فَوَّضَ إِلَيْهِ الْأَمْرَ وَ الْقَدَرَ، وَ أَنَا أُحْيِي الْمَوْتَى، وَ أَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، وَ أَنَا الْكِتَابُ الْمُبِينُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۵.</ref>. | |||
در این سخن هم باز تأکید بر ظرفیت بالای (روح) شده است؛ به طوری که که کسی که بدان دست یابد دارای تواناییهای [[تکوینی]] زیادی است. صاحب بحار این حدیث را هم دارای اشکالات پیشگفته میداند<ref>با توجه به آنچه در فصل دوم گذشت، غیر قابل قبول بودن محتوای این احادیث از دیدگاه علامه مجلسی به مبنای وی در بحث تفویض برمیگردد که طبق آن هرگونه تفویض و دیگرسپاری در امر تکوینی ولو به صورت موقت و غیر مستقل را باطل میداند.</ref>. با توجه به نکات بالا میتوان گفت با وجود آنکه کلمه [[روح]] در منظومه [[قرآنی]] دارای ابعاد مختلف از جمله بُعد [[تکوینی]] است، ولکن [[سیاق آیه]] [[استدلال]] به آن را در جهت [[اثبات ولایت تکوینی]] با مشکل مواجه میسازد. به علاوه [[روایات]] ادعایی هم دارای [[مشکلات]] عدیده سندی بوده و قابل [[اعتماد]] نمیباشند. از اینرو این [[آیه]] [[ولایت تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[اثبات]] نمیرساند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۹۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||