وساطت فاعلی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶۳: | خط ۲۶۳: | ||
بر طبق این [[حدیث]]، [[امام]]{{ع}} دو مفهوم [[روح]] و امر را بر پایه [[آیه]] مورد بحث [[تفسیر]] نمودهاند و نتیجه دارا بودن روح من امرنا را [[تفویض]] امر برمیشمارند. اگرچه امر مطلق بوده و شامل [[امر تکوینی]] و [[تشریعی]] میشود، بیانات امام در ادامه نشان میدهد که مراد امام امر تکوینی است؛ یعنی بر پایه این تفویض امر، امام [[قادر]] بر [[تصرف تکوینی]] است، به طوری که [[باذن الله]] [[احیا]] و [[اماته]] میکند و [[علم غیب]] دارد. در ادامه حضرت ضمن تصریح به اینکه دارا بودن این روح به معنای کمال کامل ([[عصمت]]) است تأکید میکنند که دارنده این روح به [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] میرسد که با عبارت یفعل ما یشاء از آن یاد شده است. با این حال همانطور که صاحب بحار اشاره کرده است این حدیث از حیث سند دچار اشکالات عدیده است. به علاوه [[علامه مجلسی]] کل این حدیث را [[غریب]] المضمون دانسته و لذا آن را در باب نوادر آورده است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۱۷.</ref>. در حدیث دیگری که موسوم به (حدیث [[معرفت]] به [[نورانیت]]) است [[امام علی]]{{ع}} در ضمن سخنانی [[خطاب]] به [[سلمان]] میفرمایند: {{متن حدیث|يَا سَلْمَانُ! قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}}، وَ لَا يُعْطِي هَذَا الرُّوحَ إِلَّا مَنْ فَوَّضَ إِلَيْهِ الْأَمْرَ وَ الْقَدَرَ، وَ أَنَا أُحْيِي الْمَوْتَى، وَ أَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، وَ أَنَا الْكِتَابُ الْمُبِينُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۵.</ref>. | بر طبق این [[حدیث]]، [[امام]]{{ع}} دو مفهوم [[روح]] و امر را بر پایه [[آیه]] مورد بحث [[تفسیر]] نمودهاند و نتیجه دارا بودن روح من امرنا را [[تفویض]] امر برمیشمارند. اگرچه امر مطلق بوده و شامل [[امر تکوینی]] و [[تشریعی]] میشود، بیانات امام در ادامه نشان میدهد که مراد امام امر تکوینی است؛ یعنی بر پایه این تفویض امر، امام [[قادر]] بر [[تصرف تکوینی]] است، به طوری که [[باذن الله]] [[احیا]] و [[اماته]] میکند و [[علم غیب]] دارد. در ادامه حضرت ضمن تصریح به اینکه دارا بودن این روح به معنای کمال کامل ([[عصمت]]) است تأکید میکنند که دارنده این روح به [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] میرسد که با عبارت یفعل ما یشاء از آن یاد شده است. با این حال همانطور که صاحب بحار اشاره کرده است این حدیث از حیث سند دچار اشکالات عدیده است. به علاوه [[علامه مجلسی]] کل این حدیث را [[غریب]] المضمون دانسته و لذا آن را در باب نوادر آورده است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۱۷.</ref>. در حدیث دیگری که موسوم به (حدیث [[معرفت]] به [[نورانیت]]) است [[امام علی]]{{ع}} در ضمن سخنانی [[خطاب]] به [[سلمان]] میفرمایند: {{متن حدیث|يَا سَلْمَانُ! قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}}، وَ لَا يُعْطِي هَذَا الرُّوحَ إِلَّا مَنْ فَوَّضَ إِلَيْهِ الْأَمْرَ وَ الْقَدَرَ، وَ أَنَا أُحْيِي الْمَوْتَى، وَ أَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، وَ أَنَا الْكِتَابُ الْمُبِينُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص۵.</ref>. | ||
در این سخن هم باز تأکید بر ظرفیت بالای (روح) شده است؛ به طوری که که کسی که بدان دست یابد دارای تواناییهای [[تکوینی]] زیادی است. صاحب بحار این حدیث را هم دارای اشکالات پیشگفته میداند<ref>با توجه به آنچه در فصل دوم گذشت، غیر قابل قبول بودن محتوای این احادیث از دیدگاه علامه مجلسی به مبنای وی در بحث تفویض برمیگردد که طبق آن هرگونه تفویض و دیگرسپاری در امر تکوینی ولو به صورت موقت و غیر مستقل را باطل میداند.</ref>. با توجه به نکات بالا میتوان گفت با وجود آنکه کلمه [[روح]] در منظومه [[قرآنی]] دارای ابعاد مختلف از جمله بُعد [[تکوینی]] است، ولکن [[سیاق آیه]] [[استدلال]] به آن را در جهت [[اثبات ولایت تکوینی]] با مشکل مواجه میسازد. به علاوه [[روایات]] ادعایی هم دارای [[مشکلات]] عدیده سندی بوده و قابل [[اعتماد]] نمیباشند. از اینرو این [[آیه]] [[ولایت تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[اثبات]] نمیرساند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۹۴.</ref> | در این سخن هم باز تأکید بر ظرفیت بالای (روح) شده است؛ به طوری که که کسی که بدان دست یابد دارای تواناییهای [[تکوینی]] زیادی است. صاحب بحار این حدیث را هم دارای اشکالات پیشگفته میداند<ref>با توجه به آنچه در فصل دوم گذشت، غیر قابل قبول بودن محتوای این احادیث از دیدگاه علامه مجلسی به مبنای وی در بحث تفویض برمیگردد که طبق آن هرگونه تفویض و دیگرسپاری در امر تکوینی ولو به صورت موقت و غیر مستقل را باطل میداند.</ref>. با توجه به نکات بالا میتوان گفت با وجود آنکه کلمه [[روح]] در منظومه [[قرآنی]] دارای ابعاد مختلف از جمله بُعد [[تکوینی]] است، ولکن [[سیاق آیه]] [[استدلال]] به آن را در جهت [[اثبات ولایت تکوینی]] با مشکل مواجه میسازد. به علاوه [[روایات]] ادعایی هم دارای [[مشکلات]] عدیده سندی بوده و قابل [[اعتماد]] نمیباشند. از اینرو این [[آیه]] [[ولایت تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[اثبات]] نمیرساند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۱۹۴.</ref> | ||
===[[آیه ملک عظیم]]=== | |||
{{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟ بیگمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref>. | |||
آیا از این [[آیه]] و به طور خاص از مفهوم «[[ملک عظیم]]» میتوان [[شأن تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}}، آن هم در بالاترین حد خود یعنی [[ولایت بر تکوین]] را [[استنتاج]] کرد؟ | |||
[[جواب]] این سؤال بحثی چندجانبه را میطلبد که از یکسو باید [[روایات]] فراوان ذیل آیه استقصا شود و از سوی دیگر ارتباط آیه با قبل و بعد خود و همچنین موارد مشابه خود (استعمالات [[ملک]] در [[قرآن]]) مورد بررسی قرار گیرد. برخی با ذکر مقدماتی [[معتقد]] شدهاند که این آیه بر فاعلیت [[حقیقی]] اهل بیت{{عم}} در تکوینیات عالم ([[ولایت تکوینی]]) دلالت دارد و حتی ادعا کردهاند این [[ولایت]] از نوع ولایت بر تکوین و بالجمله است؛ یعنی زمام [[عالم هستی]]، به [[اذن الله]]، در دست [[چهارده معصوم]] است<ref>مرحوم علی نمازی شاهرودی در دو کتاب اثبات ولایت و مستدرک سفینة البحار این ادعا را مطرح نموده است.</ref>. مقدمات این [[استدلال]] عبارتاند از: | |||
#مراد از ناس طبق روایات، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} میباشند. بر این اساس نهتنها عموم [[مردم]] مراد نیستند، بلکه اهل بیت{{عم}}، مصداق منحصر آن به شمار میروند و ظاهر روایات هم نشان از این امر دارد؛ | |||
# ملک به معنای [[سلطنت]] و [[ریاست]] و [[استیلا]] و تمکن از [[تصرف در امور]] عباد و بلاد است. در مواردی از قرآن که این کلمه استعمال شده است به همین معنا یعنی [[قدرت]] [[تصرف]] و استیلا بیان شده است، مانند آیاتی که از ملک [[حضرت سلیمان]]{{ع}} سخن میگویند. در این [[آیات]] وقتی آن [[پیامبر خدا]] درخواست ملک از [[خداوند]] مینماید [[حقتعالی]] بادها و [[شیاطین]] را به [[تسخیر]] او درمیآورد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ * فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ * وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ * وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ * هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بیگمان این تویی که بسیار بخشندهای * پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا میخواست به نرمی روان میشد * و هم دیوساران را از بنّا و غوّاص * و برخی دیگر را که در بندها به هم بربسته بودند * این بخشش ماست، پس بیشمار ببخش یا (برای خود) نگهدار!» سوره ص، آیه ۳۵-۳۹.</ref>؛ | |||
# [[ملک]] و [[پادشاهی]] از آن [[خداوند]] است و [[حق]] اوست، ولکن منافاتی با این ندارد که خداوند به بندهای [[سلطنت]] کلیه بدهد؛ چه اینکه در خود [[قرآن]] بدین امر اشارت شده است: {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ}}<ref>«بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز میستانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>؛ | |||
#در [[قرآن کریم]] اشخاصی همانند یوسف<ref>{{متن قرآن|رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ}} «پروردگارا! به من از فرمانروایی پارهای دادهای و از خوابگزاری بخشی آموختی؛ ای آفریدگار آسمانها و زمین! تو سرور من در این جهان و در جهان واپسینی، مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران و به شایستگان بپیوند» سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref>، داوود<ref>{{متن قرآن|وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ}} «و فرمانروایی او را استوار کردیم و به او فرزانگی و گفتار پایانبخش (در داوری) دادیم» سوره ص، آیه ۲۰.</ref>، طالوت<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}} «و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref> و سلیمان<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ * فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ * وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ * وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ * هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}} «گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بیگمان این تویی که بسیار بخشندهای * پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا میخواست به نرمی روان میشد * و هم دیوساران را از بنّا و غوّاص * و برخی دیگر را که در بندها به هم بربسته بودند * این بخشش ماست، پس بیشمار ببخش یا (برای خود) نگهدار!» سوره ص، آیه ۳۵-۳۹.</ref> دارای [[ملک]] معرفی شدهاند. با این حال هیچ کدام از این موارد موصوف به وصف عظیم نشدهاند. تنها موردی که در [[قرآن]] لفظ (ملک) موصوف به وصف (عظیم) شده است در همین آیه محل بحث است که ملک [[آل ابراهیم]] را عظیم دانسته است<ref>علی نمازی شاهرودی، مستدرک سفینة البحار، ج۹، ص۴١٨.</ref>؛ | |||
#مراد از آل ابراهیم فقط [[اهل بیت]]{{عم}} هستند<ref>علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ص۳۱.</ref>. | |||
در نتیجه مراد از [[ملک عظیم]] در [[آیه شریفه]] [[سلطنت]] و ریاستی است که [[امامان معصوم]]{{عم}} بر تمام افراد [[مکلفان]] و تمام [[حیوانات]] و تمام [[کائنات]] و موجودات دارند<ref>علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ص۳۰ و ۳۱؛ همو، مستدرک سفینة البحار، ج۹، ص۴١٨.</ref>. نقطه اساسی در این [[استدلال]] برداشت خاص از وصف (عظیم) است. با این توضیح که در مصادیق دیگر [[ملک]] در [[قرآن]] [[ولایت]] در [[تکوین]] به [[اثبات]] رسیده است. در این [[آیه]]، ملکْ موصوف به وصف عظیم شده و این وصف زمانی توجیهپذیر و [[حکیمانه]] است که [[معتقد]] شویم مراد از آن [[ولایت بر تکوین]] و [[تدبیر]] کلی عالم است در برابر [[ملک]] غیر عظیم که صرفاً تصرفات جزئی در عالم است و به مصادیقی از آن در [[قرآن کریم]] اشاره شده است. | |||
در نقد این [[استدلال]] باید گفت اینکه لزوماً از مفاهیمی همچون (ملک) و (عظیم) چنین نتایجی استفاده شود مستلزم توجه به ن نکات ذیل است: | |||
۱. '''مراد از ناس''': در اینکه مراد از ناس در آیه که محسود [[بنی اسرائیل]] هستند، کیاناند احتمالاتی ذکر شده است: | |||
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: تعبیر از یک شخص به کلمه ناس رایج است. چنانکه درباره فردی که به فرد دیگر [[ستم]] میکند، میگویند: این شخص مردمآزار است؛ با اینکه تنها به یک شخص [[آزار]] رسانده است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص٣٧۶.</ref>؛ | |||
# پیامبر اکرم{{صل}} و [[مسلمانان]]<ref>عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۱۹، ص١٧۴.</ref>؛ | |||
# پیامبر اکرم{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}: [[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیث]] صحیحی مراد از محسودون را [[اهل بیت]]{{عم}} معرفی کردند: {{متن حدیث|وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}}}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص١٨۶، ح۶.</ref>. در [[احادیث]] صحیحه دیگری نیز بر این موضوع تأکید شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص٢٠۶، ح۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۳۲، ح۱.</ref>. | |||
به نظر میرسد با توجه به جمله {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}<ref>«بیگمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی دادیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref>، مراد از ناس که محسود [[یهود]] بوده است کل مسلمانان نیستند؛ چراکه همه آنان از [[آل ابراهیم]] و [[ذریه]] او نبودند و صرف [[ایمان]] و [[پیروی]] از [[آیین]] [[حضرت ابراهیم]] سبب آن نمیشود که [[پیروان]] آن حضرت به آل ابراهیم نامیده شوند<ref>در حدیثی اهل بیت{{عم}} مصداق انحصاری معرفی شدهاند: {{متن حدیث|وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ عَلَى مَا آتَانَا اللَّهُ مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ جَمِيعاً {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}}} (فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر الفرات، ص١٠۶، ح١٠٠).</ref>. حتی [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بیگمان نزدیکترین مردم به ابراهیم همانانند که از وی پیروی کردند و نیز این پیامبر و مؤمنان؛ و خداوند سرپرست مؤمنان است» سوره آل عمران، آیه ۶۸.</ref>، نیز نمیتواند مجوز این باشد که [[مؤمنان]] را به نام [[آل]] ابراهیم بنامیم؛ زیرا صرف [[اولویت]] و نزدیکتر بودن کسی را [[آل ابراهیم]] نمیکند<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۷۷.</ref>. از سوی دیگر با توجه به تصریح [[روایات]] میتوان گفت منظور از ناس و محسودون در [[آیه شریفه]] [[پیامبر و آل او]] میباشند. | |||
۲. '''مراد از آل ابراهیم''': مراد از آل ابراهیم در آیه شریفه همه [[فرزندان حضرت ابراهیم]] نیستند؛ زیرا [[یهودیان]] [[بنی اسرائیل]] نیز که آیه در [[مقام]] [[مذمت]] آنهاست خود در وهله نخست از آل ابراهیم هستند. به علاوه از بنی اسرائیل در [[قرآن کریم]] معمولاً با واژه ([[آل یعقوب]]) یاد میشود. به دیگر سخن اگرچه کلمه آل ابراهیم عام است، ولکن در مقام استعمال بر [[فرزندان]] اسماعیل اطلاق میشود. بنابراین مراد از آل ابراهیم، انبیای ابراهیمیاند که [[پیامبر]] نیز از آنان است<ref>عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۱۹، ص۱۷۵.</ref>. با این حال دلیلی وجود ندارد که منظور از آل ابراهیم در آیه را [[اهل بیت]]{{عم}} بدانیم. مخصوصاً که در آیه فعل ماضی (آتینا) به کار رفته است و این با [[استدلال]] مدعیان ناسازگار است؛ چراکه اگر منظور اهل بیت{{عم}} بودند شایسته بود که به جای فعل ماضی، فعل مضارع استفاده شود<ref>استدلالکنندگان به آیه محل بحث در توجیه استعمال فعل ماضی در اینجا دو علت را متذکر شدهاند: نخست آنکه مراد قبل از نزول آیه است، و دوم اینکه میتوان گفت که آیه اشاره به عالم ذر دارد (علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ص۳۱).</ref>. به علاوه [[تقابل]] میان دو جمله {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ...}} و {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ...}} نشان از آن دارد که مراد از [[آل ابراهیم]] کسانی غیر از ناس هستند؛ چراکه در صدد این است که بگوید هر آنچه را که به ناس دادیم به آل ابراهیم هم دادیم؛ پس چه جای [[رشک]] و [[حسد]] است؟ به دیگر سخن اگر منظور از آل ابراهیم خود [[اهل بیت]]{{عم}} باشند این اشکال پیش میآید که آنان نسبت به خودشان حسد ورزیدند که این معنا غیر منطقی است به علاوه صرف اینکه اهل بیت{{عم}} مصداق آل ابراهیم باشند کفایت نمیکند، بلکه زمانی در راستای ادعای مستدل [[کارایی]] دارد که اهل بیت{{عم}} مصداق منحصر [[آیه]] باشند؛ چه اینکه وی با استناد به وصف عظیم میخواهد [[قلمرو ولایت]] آنان را از دیگران جدا نماید. با این حال اگر کسی مصداق آل ابراهیم را اهل بیت{{عم}} بداند ناگزیر باید درنگی در مفهوم [[ملک]] و لوازم قرآنی آن داشته باشیم که در ادامه بدان اشاره خواهیم کرد. | |||
۳. '''مفهوم ملک''': ملک در لغت، به معنی [[سلطنت]] و [[استیلا]] همراه با ضبط و تمکن در [[تصرف]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج١١، ص١۶٣.</ref>؛ یعنی صاحب ملکْ هم باید [[قوه]] [[نگهدارنده]] و نظامبخش داشته باشد که بتواند امور را [[نظام]] بخشد و هم باید در ملک خود اِعمال تصرف کند. این تصرف و مستولی شدن از نظر لغت، عام است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج١١، ص١۶٣.</ref>. در [[قرآن مجید]]، ملک، گاه به معنای سلطنت و آمریت<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}} «آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست * و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶-۲۴۷.</ref> و گاهی به معنای [[تسلط]] و [[حق تصرف]] استعمال شده است؛ مانند [[آیات]] مربوط به [[حضرت سلیمان]]{{ع}} [[مالکیت]] به معنای تسلط یافتن و چیره شدن بر امور دیگران و [[مقام]] آمریت به صورت مطلق، از آن [[خدای تعالی]] است: {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز میستانی و هر کس را بخواهی گرامی میداری و هر کس را بخواهی خوار میگردانی؛ نیکی در کف توست بیگمان تو بر هر کاری توانایی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>؛ ولکن این بدین معنا نیست که قابل [[تفویض]] به غیر با [[اجازه]] او نباشد. مالکیتی که غیر خداوند داراست، اعتباری بوده و تنها با تفویض [[الهی]] رسمیت مییابد. معانی اعتباری ملکیت را میتوان بر سه قسم دانست: اول. مالکیت و تسلط بر [[زمین]] و اهالی آنکه یا عادلانه است مانند [[حکومت]] [[انبیا]] و یا [[ظالمانه]] است؛ دوم. مالکیتی که بر اثر [[مقررات الهی]] حاصل میشود، مانند ملکیتی که از [[بیع]] و دیگر [[معاملات]] حاصل میشود؛ سوم. مالکیتی که بر اثر عمل و فعالیت است، مانند [[مالکیت]] [[غنایم]] که بر اثر [[جنگ]] است و مالکیت بر محصول [[کشاورزی]] که بر اثر [[زراعت]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱۱، ص١۶٩ و ١٧٠.</ref>. در هر صورت مفهوم [[ملک]] در استعمال لغوی میتواند هم شامل آمریت و هم شامل [[تصرف]] باشد. حال باید دید در [[روایات]] کدامیک از این دو گزینه (ملک آمریت، ملک تسخیری) به عنوان [[تفسیر آیه]] معرفی شدهاند. دو [[کتاب الکافی]] و [[بصائر الدرجات]] تحت باب مستقلی به ارائه [[احادیث]] مربوط به [[آیه]] مربوطه و از جمله [[تفسیر]] [[ملک عظیم]] پرداختهاند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۵؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، باب ۱۷، ص۳۵ و ۳۶.</ref>. همچنین [[تفاسیر روایی]] روایاتی در باب تفسیر ملک عظیم نقل کردهاند<ref>ر.ک: علی العروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴٩١.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} در [[حدیثی]] ملک عظیم را [[اطاعت]] معرفی کردند<ref>{{متن حدیث|{{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} قَالَ: الطَّاعَةُ}} (علی العروسی الحویزی، تفسیر [[نور الثقلین]]، ج۱، ص۴٩١، ح۳۰۳).</ref>. همچنین [[داوود بن فرقد]] و [[ابابصیر]] در نقلهایی جداگانه [[روایت]] میکنند که [[امام صادق]]{{ع}} ملک عظیم را [[وجوب اطاعت]] معنا نمودند<ref>{{متن حدیث|{{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} قَالَ: الطَّاعَةُ الْمَفْرُوضَةُ}} (محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص٢۴٨، ح١۶٢؛ محمد صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۵، ح١).</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} در پاسخ [[مأمون]] که در مورد [[برتری]] [[عترت]] [[رسول خدا]]{{صل}} میپرسد به آیه «ملک عظیم» [[استشهاد]] میکنند و ملک را در این آیه، به وجوب [[اطاعت از ائمه]] [[اهل بیت]]{{عم}} تفسیر میفرمایند<ref>{{متن حدیث|... فَالْمُلْكُ هَاهُنَا هُوَ الطَّاعَةُ لَهُمْ}} (محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۳۱).</ref>. | |||
وجوب اطاعت از صاحب [[مقام]] {{متن حدیث|مُفْتَرَضُ الطَّاعَة}} به این معناست که چیزی را که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} به عنوان [[حکم خدا]] [[ابلاغ]] میکند یا به عنوان دستور [[رهبری]] صادر کرد، باید مطابق همان بیان اطاعت شود. مثلاً اگر آن [[حکم تکلیفی]] است به صورت [[تکلیف]]، و چنانکه وضعی است به صورت وضعی، و اگر [[واجب]] است به شکل [[وجوب]]، و چنانچه [[مستحب]] است به گونه [[استحباب]] برداشت شود. برایند کلی این روایات، تفسیر ملک عظیم به مقام [[امر و نهی]] و وجوب [[طاعت]] است و دلالتی بر [[تصرف تکوینی]] ندارد. تنها روایتی که بین ملک عظیم و [[شأن تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} ارتباط قایل است روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} است که [[وجوب اطاعت]] را به فراتر از [[انسانها]] تعمیم داده و کل [[تکوین]] از جمله [[جهنم]] را نیز شامل آن دانستهاند؛ یعنی ملک عظیم به معنای اطاعت تمام موجودات است که قاعدتاً مفید [[ولایت کلیه]] در امور [[تکوینی]] است: | |||
{{متن حدیث|عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} مَا ذَلِكَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ؟ قَالَ: فَرْضُ الطَّاعَةِ وَ مِنْ ذَلِكَ طَاعَةُ جَهَنَّمَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَا هِشَامُ}}<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۵، ح١.</ref>. | |||
صرف نظر از [[مشکل سندی]] [[حدیث]] مذکور و منقطع بودن آن، مهمترین دلیل بر رد این نظریه [[آیه]] بعد از ملک عظیم یعنی آیه ۵۵ [[سوره نساء]] است. بر طبق این آیه [[مفترض الطاعه]] بودن امری [[تشریعی]] و وابسته به [[اختیار]] است و لذا برخی از آن سر باز میزنند. در حالی که اگر منظور قبول تکوینی بود [[مخالفت]] با آن معنا ندارد {{متن قرآن|فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا}}<ref>«پس برخی از آنها به آن ایمان آوردند و برخی از ایشان روی از آن برتافتند و (برافروختن) آتش فروزان را، دوزخ بس» سوره نساء، آیه ۵۵.</ref>. در بعضی روایات [[سلمان]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار]] جزء مصادیق (من آمن به) برشمرده شدهاند؛ یعنی کسانی که به [[امیرالمؤمنین]] [[ایمان]] آوردهاند<ref>{{متن حدیث|{{متن قرآن|فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ}}: يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}، وَ هُمْ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ}} (سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص٩٩، ح٢۴۵۴).</ref>. این مهم میتواند شاهدی بر تشریعی بودن [[ملک عظیم]] باشد. به علاوه در برخی [[روایات]]، [[تفسیر آیه]] مورد بحث با آیه {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ}} عجین شده است<ref>{{متن حدیث|عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ، قَالَ: حَضَرَ الرِّضَا{{ع}} مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ بِمَرْوَ... وَ فِيهِ - قَالَ: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} ثُمَّ رَدَّ الْمُخَاطَبَةَ فِي أَثَرِ هَذَا إِلَى سَائِرِ الْمُؤْمِنِينَ، فَقَالَ: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} يَعْنِي الَّذِينَ قَرَنَهُمْ بِالْكِتَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ حَسَدُوا عَلَيْهِمَا، فَقَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} يَعْنِي الطَّاعَةَ لِلْمُصْطَفَيْنَ الطَّاهِرِينَ، فَالْمُلِكُ هَاهُنَا الطَّاعَةُ لَهُمْ}} (سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص٩۴، ح٢۴٣١).</ref> که نشان از آن دارد که مراد، [[امر تکوینی]] نیست. همچنین برخی روایات پیشگفته امکان [[عصیان]] و [[سرپیچی]] از این [[وجوب]] را متذکر میشوند که مساوی است با عصیان [[خداوند متعال]] و این معنایی جز [[امر تشریعی]] ندارد<ref>{{متن حدیث|الْمُلْكُ الْعَظِيمُ أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ}} (محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص٣۴، ح۶).</ref>. | |||
کوتاه آنکه اگر چه [[اهل بیت]]{{عم}} و مصداق محسودون به شمار میروند، کلمه [[ملک]] [[انحصار]] در معنای [[تصرف تکوینی]] نداشته و شامل [[شأن]] غیر [[تکوینی]] هم میشود. اگر چه در مواردی از [[قرآن کریم]] از این کلمه معنای تکوینی [[اراده]] شده است، ولکن دلیل بر عمومیت آن در تمام موارد استعمال وجود ندارد. در نتیجه با توجه به واکاوی [[روایی]] مفهوم ملک در [[آیه شریفه]] باید گفت که این [[آیه]] مفید [[اثبات ولایت تکوینی]] اهل بیت{{عم}} (چه فیالجمله و چه بالجمله) نیست و تنها بر [[مفترض الطاعه]] بودن اهل بیت{{عم}} از حیث [[تشریعی]] دلالت دارد<ref>کسانی که ملک عظیم را در راستای ولایت بر تکوین میدانستند در توجیه حکمت ذکر وصف عظیم آن را در مقایسه با ملکیت سلیمان دانسته و نتیجه میگرفتند که عبارت ملک عظیم، تدبیر کل عالم هستی و ولایت آنان بر تکوین را نتیجه میدهد. اما بنا بر آنچه از روایات به دست آمد و دانسته شد که مراد از ملک عظیم همانا مقام آمریت است این سؤال پیش میآید که در این نظر وصف (عظیم) چه توجیهی مییابد؟ در توجیه وصف عظیم بنا بر این نظر باید گفت با توجه به اینکه کلمه کتاب در آیه شریفه به نبوت معنا شد و هم اینکه مقصود از کتاب در اینجا کتاب آسمانی است که ملازم با نبوت آورنده آن است پس باید ملک عظیم چیزی فراتر از آن باشد تا لغویت کلام حکیم پیش نیاید. بر این اساس میتوان گفت ملک عظیم در این آیه عبارت اخرای کلمه امامت در آیه ابتلا است که پیشوایی و مقتدا بودن مردم در تمام امور است که بر اساس آن به اذن خداوند تشکیل حکومت میدهند و ریاستی عام بر امور دین و دنیای مردم خواهند داشت، و مردم جدا از پیامهای وحیانی (که مربوط به مقام نبوت) است، باید از تمام سخنان آنان اطاعت کنند. به دیگر سخن وصف عظیم در این آیه اشاره به این نکته است که مصادیق آل ابراهیم در آیه شریفه نه فقط در امور وحیانی بلکه تمام سخنانشان حجت است (ر.ک: جعفر سبحانی، الالهیات، ج۴، ص۱۱۹-۱۲۱).</ref>.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۰۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||