←تحریف حدیث
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۳۸: | خط ۳۳۸: | ||
در این سال هیأتی از [[نصرانیان]] نجران با هفتاد سوار وارد شدند و [[فرمانده]] خود عاقب عبدالمسیح از [[قبیله کنده]] و اسقفشان [[ابوحارثه]] از [[قبیله بکر بن وائل]] و [[سید]] ایهم را پیشاپیش فرستادند و به [[دفاع از دین]] خود [[مجادله]] کردند. پس [[سوره آل عمران]] و [[آیه مباهله]] نازل شد و آنها از [[مباهله]] خودداری کردند، متفرق شدند و صلحطلبیدند. [[پیامبر]] برای آنها نوشت که هزار [[جامه]] در صفر و هزار جامه در [[رجب]] (به عنوان [[جزیه]]) بدهند و نیز به تعداد سی [[زره]]، سی نیزه، سی اسب و سی بُنه بپردازند. نصرانیان از پیامبر خواستند تا [[والی]] ای با آنان بفرستد تا میان آنها [[حکم]] کند، از همین رو پیامبر [[ابوعبیده جراح]] را همراه آنان فرستاد. سپس عاقب و سید بازگشتند و [[اسلام]] آوردند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۹۳.</ref> | در این سال هیأتی از [[نصرانیان]] نجران با هفتاد سوار وارد شدند و [[فرمانده]] خود عاقب عبدالمسیح از [[قبیله کنده]] و اسقفشان [[ابوحارثه]] از [[قبیله بکر بن وائل]] و [[سید]] ایهم را پیشاپیش فرستادند و به [[دفاع از دین]] خود [[مجادله]] کردند. پس [[سوره آل عمران]] و [[آیه مباهله]] نازل شد و آنها از [[مباهله]] خودداری کردند، متفرق شدند و صلحطلبیدند. [[پیامبر]] برای آنها نوشت که هزار [[جامه]] در صفر و هزار جامه در [[رجب]] (به عنوان [[جزیه]]) بدهند و نیز به تعداد سی [[زره]]، سی نیزه، سی اسب و سی بُنه بپردازند. نصرانیان از پیامبر خواستند تا [[والی]] ای با آنان بفرستد تا میان آنها [[حکم]] کند، از همین رو پیامبر [[ابوعبیده جراح]] را همراه آنان فرستاد. سپس عاقب و سید بازگشتند و [[اسلام]] آوردند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۹۳.</ref> | ||
=== تحریف حدیث === | === تحریف حدیث === | ||
'''تحریف به نقصان (حذف)''' | |||
==== حذف نام امیرالمؤمنین{{ع}} از حدیث ==== | ==== حذف نام امیرالمؤمنین{{ع}} از حدیث ==== | ||
تحریف در یک اثر به معنای نقصان و زیادت در آن اثر است بدین معنا که حرف، کلمه یا جملهای از یک نوشتار حذف شده یا از خارج از آن بدان اضافه گردد. در برخی منبع اهل سنت، تحریفاتی در حدیث مباهله صورت گرفته که به وضوح قابل مشاهده است خصوصا در بخش حذف که در ادامه مواردی را بیان مینماییم. | تحریف در یک اثر به معنای نقصان و زیادت در آن اثر است بدین معنا که حرف، کلمه یا جملهای از یک نوشتار حذف شده یا از خارج از آن بدان اضافه گردد. در برخی منبع اهل سنت، تحریفاتی در حدیث مباهله صورت گرفته که به وضوح قابل مشاهده است خصوصا در بخش حذف که در ادامه مواردی را بیان مینماییم. | ||
| خط ۳۶۶: | خط ۳۶۸: | ||
[[ابن کثیر]] نیز در «البدایة والنهایة»، «[[تفسیر]]» و «[[سیره]]» خود، [[نام امیرالمؤمنین]]{{ع}} را حذف کرده است<ref>البدایة والنهایة، ج۵، ص۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۷۷-۳۷۸؛ السیرة النبویة (ابن کثیر)، ج۴، ص۱۰۱-۱۰۳. همچنین ر.ک: تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۸۶؛ الدرّ المنثور، ج۲، ص۳۸؛ العجاب فی بیان الأسباب، ج۲، ص۶۵۸؛ إمتاع الأسماع، ج۱۴، ص۶۷-۶۹. در تمامی این منابع، این حدیث از کتاب «دلائل النبوة» بیهقی با همین سند روایت شده است.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۰۱.</ref> | [[ابن کثیر]] نیز در «البدایة والنهایة»، «[[تفسیر]]» و «[[سیره]]» خود، [[نام امیرالمؤمنین]]{{ع}} را حذف کرده است<ref>البدایة والنهایة، ج۵، ص۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۷۷-۳۷۸؛ السیرة النبویة (ابن کثیر)، ج۴، ص۱۰۱-۱۰۳. همچنین ر.ک: تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۸۶؛ الدرّ المنثور، ج۲، ص۳۸؛ العجاب فی بیان الأسباب، ج۲، ص۶۵۸؛ إمتاع الأسماع، ج۱۴، ص۶۷-۶۹. در تمامی این منابع، این حدیث از کتاب «دلائل النبوة» بیهقی با همین سند روایت شده است.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۰۱.</ref> | ||
==== حذف نام حضرت فاطمه{{س}} ==== | |||
در یک [[روایت]] چنین تحریفی صورت گرفته است که نام بضعه [[رسول الله]]، [[حضرت زهرا]]{{س}} حذف شده است و آن روایتی است که [[ابن عساکر]] در [[تاریخ مدینه دمشق]]، در [[ترجمه]] [[عثمان بن عفان]] آورده است. وی مینویسد: | |||
{{عربی|أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، أَنْبَأَ أَبُو الْفَضْلِ بْنُ الْكُرَيْدِي، أَنْبَأَنَا أَبُو الْحَسَنِ الْعَتِيقِي، أَنَا أَبُو الْحَسَنِ الدَّارَقُطْنِي، نَا أَبُو الْحُسَيْنِ أَحْمَدُ بْنُ قَاجٍ، نَا مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ - إِمْلَاءً - نَا سَعِيدُ بْنُ عَنْبَسَةَ الرَّازِيُّ، نَا الْهَيْثَمُ بْنُ عَدِيٍّ، قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ فِي هذِهِ الْآيَةِ: {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} قَالَ: «فَجَاءَ بِأَبِي بَكْرٍ وَ وُلْدِهِ، وَ بِعُمَرَ وَ وُلْدِهِ، وَ بِعُثْمَانَ وَ وُلْدِهِ، وَ بِعَلِيٍّ وَ وُلْدِهِ}}<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۳۹، ص۱۷۷. همچنین ر.ک: کنز العمال، ج۲، ص۳۷۹، ح۴۳۰۶؛ الدرّ المنثور، ج۲، ص۴۰؛ فتح القدیر، ج۱، ص۳۴؛ تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۹۰؛ جامع الأحادیث، ج۴۰، ص۳۸۳، ش ۴۳۹۵۱.</ref>؛ | |||
[[ابوعبدالله محمد بن ابراهیم]]، از [[ابوالفضل بن کریدی]]، از [[ابوالحسن عتیقی]]، از [[ابوالحسن دارقطنی]]، از [[ابوالحسن احمد بن قاج]]، از [[محمد بن جریر طبری]] - بر ما [[املا]] کرد - که [[سعید بن عنبسه رازی]]، از [[هیثم بن عدی]] روایت کرد که گفت: از جعفر بن محمد شنیدم که از پدرش درباره [[آیه]] {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} گفت: «پیامبر به همراه [[ابوبکر]] و فرزندانش، عمر و فرزندانش، و عثمان و فرزندانش، و علی و فرزندانش آمد!». | |||
روشن است که تمام این تلاشها برای [[تحریف]] [[حدیث مباهله]] به این جهت است که این [[حدیث]] به روشنی بر [[مناقب اهل بیت]]{{عم}} و [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، بدین روی علاوه بر کم اهمیت جلوه دادن آن، با بهکارگیری واژههایی هم چون «قیل»، «روی» و امثال آن، در [[متن حدیث]] نیز [[تصرف]] میکنند. | |||
فزون و کاستیهایی که در متن حدیث صورت گرفته همه در جهت [[کتمان]] [[حقیقت]] است، چنانکه این تصرفات به حدیث مباهله محدود نمیشود و در حدیث «[[غدیر]]» و «[[منزلت]]» نیز چنین بازنگریهایی رخ داده است. البته همین امر نشان دهنده دلالت حدیث مباهله بر افضلیت امیرالمؤمنین و [[اهل بیت]]{{عم}} است؛ چراکه در غیر این صورت انگیزهای به حذف [[نام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و یا نام [[فاطمه زهرا]]{{س}} و یا اضافه کردن نام [[عایشه]] و [[حفصه]] در کنار [[حضرت صدیقه طاهره]]{{س}} وجود نداشت. | |||
تلاشهای نافرجام برخی [[متعصبان]] تا آنجا ادامه یافته که احادیثی به نام [[امامان شیعه]]{{عم}} نیز حدیث [[جعل]] میکنند تا دلالت [[آیه]] بر [[انحصار]] این [[فضیلت]] بر اهل بیت{{عم}} را با تردید مواجه سازند. با این حال روایتی را که [[ابن عساکر]] نقل میکند، توسط هیچ یک از مؤلّفان [[صحاح ستّه]] نقل نشده و در هیچ یک از مسانید و معاجم نیامده است، از اینرو و بر اساس مبانی [[اهل]] [[سنّت]]، این [[روایت]] هرگز با روایاتی که احمد، مسلم، [[ترمذی]] و امثال آنان نقل کردهاند توان معارضه ندارد. افزون بر آنکه آن [[روایات]] به [[نصّ]] [[حاکم نیشابوری]] [[متواتر]] هستند و به [[اعتراف]] عالمانی هم چون جصّاص، [[ابن عربی مالکی]] و [[ابن طلحه شافعی]] ثابت و [[قطعی]] الصدورند. در مقابل حتی افراد متعصبی هم چون [[ابن تیمیه]] نیز به حدیث ابن عساکر [[اعتماد]] و اعتناء نمیکنند؛ زیرا که ابن تیمیه نیز به [[دروغ]] بودن آن [[آگاهی]] داشته است. البته [[سیوطی]]<ref>الدرّ المنثور، ج۲، ص۴۰.</ref>، شوکانی<ref>فتح القدیر، ج۱، ص۳۴۸.</ref>، و [[مراغی]]<ref>تفسیر المراغی، ج۳، ص۱۷۵.</ref> بدون اینکه به [[دروغ]] بودن آن اشارهای کنند، آن را به نقل از [[تاریخ مدینة دمشق]] آوردهاند. با این وجود [[آلوسی]] پس از نقل آن مینویسد: | |||
وهذا خلاف ما رواه الجمهور<ref>تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۹۰.</ref>؛ | |||
این بر خلاف چیزی است که [[جمهور]] نقل کردهاند. | |||
علاوه بر آنکه این [[حدیث]] خلاف [[روایات]] جمهور [[اهل]] [[سنّت]] است، از نظر سند و متن نیز مخدوش میباشد. برای [[اثبات]] این مدّعا شرح حال دو تن از [[راویان]] آن را به [[اجمال]] بررسی میکنیم.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۰۹.</ref> | |||
'''بررسی سندی حدیث''' | |||
'''[[سعید بن عنبسه رازی]]''' | |||
در هیچ یک از [[صحاح]]، [[سنن]] و کتب معتبر دیگر [[حدیثی]] از وی نقل نشده است؛ چراکه وی در نظر برخی مجهول و از دیدگاه برخی دیگر [[کذّاب]] است. [[ابن ابیحاتم]] درباره وی مینویسد: | |||
{{عربی|سَعِيدُ بْنُ عَنْبَسَةَ، أَبُو عُثْمَانَ الْخَزَّازُ الرَّازِيُّ... سَمِعَ مِنْهُ أَبِي وَ لَمْ يُحَدِّثْ عَنْهُ، وَ قَالَ: «فِيهِ نَظَرٌ»}}<ref>الجرح والتعدیل، ج۴، ص۵۲، ش ۲۲۷. برای اطلاع بیشتر از حال وی ر.ک: لسان المیزان، ج۳، ص۳۹، ش ۱۴۸؛ مجمع الزوائد، ج۲، ص۱۲۵؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۳، ص۶۱۲، ذیل شماره ۳۹۶۹؛ الضعفاء (عقیلی)، ج۴، ص۴۵۱، ش ۲۰۸۰؛ میزان الإعتدال، ج۲، ص۱۵۴، ش ۳۲۴۸.</ref>؛ | |||
سعید بن عنبسه...، پدرم از او حدیث [[استماع]] میکرد، اما [[احادیث]] وی را نقل نمیکرد و میگفت: «درباره [[شخصیت]] او تردید وجود دارد». | |||
و نیز مینویسد: | |||
{{عربی|حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمنِ، قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ بْنَ الْجُنَيْدِ، قَالَ: سَمِعْتُ يَحْيَى بْنَ مَعِينٍ، وَ سُئِلَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَنْبَسَةَ الرَّازِيِّ، فَقَالَ: «لَا أَعْرِفُهُ». فَقِيلَ: إِنَّهُ حَدَّثَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَدَّادِ حَدِيثَ وَالَانِ، فَقَالَ: «هذَا كَذَّابٌ»}}<ref>الجرح والتعدیل، ج۴، ص۵۲، ش ۲۲۷. برای اطلاع بیشتر از حال وی ر.ک: لسان المیزان، ج۳، ص۳۹، ش ۱۴۸؛ مجمع الزوائد، ج۲، ص۱۲۵؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۳، ص۶۱۲، ذیل شماره ۳۹۶۹؛ الضعفاء (عقیلی)، ج۴، ص۴۵۱، ش ۲۰۸۰؛ میزان الإعتدال، ج۲، ص۱۵۴، ش ۳۲۴۸.</ref>؛ | |||
عبدالرحمن گفت: از [[علی بن حسین]] شنیدم که از یحیی بن معین درباره سعید بن عنبسه رازی سؤال شد. وی گفت: «او را نمیشناسم». به او گفته شد: «وی حدیث والان را از [[ابوعبیده]] حداد نقل کرده است». یحیی بن معین گفت: «این شخص (سعید ابن عنبسه) بسیار [[دروغگو]] است». | |||
همو میگوید: | |||
{{عربی|حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمنِ، قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ بْنَ الْجُنَيْدِ، يَقُولُ: سَعِيدُ بْنُ عَنْبَسَةَ كَذَّابٌ. سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ: كَانَ لَا يُصَدَّقُ}}<ref>الجرح والتعدیل، ج۴، ص۵۳.</ref>؛ | |||
عبدالرحمن نقل کرد: از [[علی بن حسین]] شنیدم که میگفت: «[[سعید بن عنبسه]] بسیار [[دروغگو]] است». همچنین شنیدم پدرم میگفت: «او راست نمیگوید».<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۱۱.</ref> | |||
'''هیثم بن عدی''' | |||
درباره هیثم بن عدی باید گفت که تمامی [[رجالیان]] [[اهل]] [[سنّت]] بر [[کذّاب]] بودن وی [[اتفاق نظر]] دارند. [[ابن ابیحاتم]] درباره او مینویسد: | |||
{{عربی|سُئِلَ يَحْيَى بْنُ مَعِينٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ عَدِيٍّ، فَقَالَ: «كُوفِيٌّ لَيْسَ بِثِقَةٍ، كَذَّابٌ». سَأَلْتُ أَبِي عَنْهُ، فَقَالَ: «مَتْرُوكُ الْحَدِيثِ»}}<ref>الجرح والتعدیل، ج۹، ص۸۵، ش ۳۵۰. همچنین ر.ک: مجمع الزوائد، ج۱، ص۱۴۶؛ ج۹، ص۴۳؛ تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۵۳.</ref>؛ | |||
از یحیی بن معین درباره هیثم بن عدی سؤال شد. وی گفت: «هیثم [[کوفی]] و غیر قابل [[اعتماد]] و بسیار دروغگو است». | |||
از پدرم نیز درباره او پرسیدم، گفت: «[[حدیث]] وی متروک است». | |||
[[ابن حجر]] در [[لسان المیزان]] به بررسی [[شخصیت]] وی از دیدگاه [[عالمان اهل سنّت]] پرداخته، مینویسد: [[بخاری]] گوید: قابل اعتماد نیست و همیشه [[دروغ]] میگوید. | |||
یحیی بن معین گوید: قابل اعتماد نیست و دروغ میگوید. | |||
[[ابوداوود]] گوید: بسیار دروغگو است. | |||
[[نسائی]] و دیگران میگویند: حدیث او متروک است.... | |||
[[مدینی]] گوید: من به نقل چیزی از او [[راضی]] نیستم.... | |||
نسائی میگوید: هیثم [[منکر الحدیث]] است.... | |||
[[ابوزرعه]] نیز میگوید: او اهمیتی ندارد. | |||
[[عجلی]] گوید: او بسیار دروغگو است. | |||
[[ساجی]] گوید: وی دروغ میگوید. | |||
احمد گوید: او اخباری دارد و [[تدلیس]] میکند. | |||
[[حاکم]] و نقّاش میگویند: [[احادیث]] منکر و غیر قابل اعتماد را از افراد [[ثقه]] نقل میکند. | |||
[[ابن سکن]]، [[ابن شاهین]]، ابن [[جارود]] و [[دارقطنی]] نیز وی را در زمره [[ضعفا]] برشمردهاند. | |||
[[محمود بن غیلان]] گوید: احمد و یحیی و [[ابوخیثمه]] او را از اعتبار انداختهاند<ref>{{عربی|قَالَ البُخَارِيُّ: لَيْسَ بِثِقَةٍ، كَانَ يَكْذِبُ. | |||
وَ رَوَى عَبَّاسٌ عَنْ يَحْيَى: لَيْسَ بِثِقَةٍ، كَانَ يَكْذِبُ. | |||
قَالَ أَبُو دَاوُدَ: كَذَّابٌ. | |||
وَ قَالَ النَّسَائِيُّ وَ غَيْرُهُ: مَتْرُوكُ الحَدِيثِ... | |||
قَالَ المُدِينِيُّ: لَا أَرْضَاهُ فِي شَيْءٍ... | |||
وَ قَالَ النَّسَائِيُّ: الهَيْثَمُ مُنْكَرُ الحَدِيثِ... | |||
قَالَ أَبُو زُرْعَةَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ. | |||
وَ قَالَ العِجْلِيُّ: كَذَّابٌ... | |||
وَ قَالَ السَّاجِيُّ: كَانَ يَكْذِبُ. | |||
وَ قَالَ أَحْمَدُ: كَانَ صَاحِبَ أَخْبَارٍ وَ تَدْلِيسٍ. | |||
وَ قَالَ الحَاكِمُ وَ النَّقَّاشُ: حَدَّثَ عَنِ الثِّقَاتِ بِأَحَادِيثَ مُنْكَرَةٍ... | |||
وَ قَالَ مَحْمُودُ بْنُ غَيْلَانَ: أَسْقَطَهُ أَحْمَدُ وَ يَحْيَى بْنُ مَعِينٍ وَ أَبُو خَيْثَمَةَ}}؛ [[لسان المیزان]]، ج۶، ص۲۰۹-۲۱۰، ش ۷۴۰.</ref>. | |||
[[ابن حجر]] در ذیل [[حدیثی]] در لسان المیزان مینویسد: | |||
{{عربی|كَذلِكَ الحَدِيثُ - لِكَوْنِ الهَيْثَمِ فِيهِ - جَمَاعَةً مِنْهُمْ كَالطَّحَاوِيِّ فِي «مُشْكِلِ الحَدِيثِ» وَ البَيْهَقِيِّ فِي «السُّنَنِ» وَ النَّقَّاشِ وَ الجَوْزَجَانِيِّ فِي مَا صَنَّفَا مِنَ المَوْضُوعَاتِ}}<ref>لسان المیزان، ج۶، ص۲۰۹-۲۱۰، ش ۷۴۰.</ref>؛ | |||
به خاطر وجود هیثم در [[سند حدیث]]، عدّهای آن را [[تکذیب]] کردهاند، از جمله [[طحاوی]] در «[[مشکل الحدیث]]»، [[بیهقی]] در «[[سنن]]» و نقّاش و جوزجانی در کتابی که درباره [[احادیث]] موضوع و جعلی نگاشتهاند. | |||
بنابراین روشن شد که این [[حدیث]] [[دروغ]] و جعلی است. از سوی دیگر شخص متعصبی هم چون [[ابن تیمیه]] تصریح میکند که در کتاب [[تاریخ مدینه دمشق]] [[احادیث جعلی]] فراوانی وجود دارد<ref>{{عربی|فِيهِ مَا يَعْرِفُ أَهْلُ العِلْمِ بِالحَدِيثِ أَنَّهُ كَذِبٌ}}؛ منهاج السنّة، ج۳، ص۱۱۱.</ref>، اما جای بسی [[تعجب]] است که امثال [[سیوطی]]، شوکانی، [[مراغی]] و [[آلوسی]] بدون توجه به این [[حقیقت]]، [[روایت]] [[ابن عساکر]] را به عنوان [[تفسیر]] [[آیه مباهله]] در ذیل آن مطرح ساخته و به جعلی و [[کذب]] بودن آن اشارهای نکردهاند. به [[راستی]] این قبیل [[مفسّران]] از طرح احادیث جعلی برای بیان مراد [[خداوند]] در قرآنچه انگیزهای دارند و چه هدفی را دنبال میکنند؟!<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۱۲.</ref> | |||
'''تحریف به زیاده (اضافه کردن)''' | |||
==== اضافه کردن عبارت {{عربی|وَ نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ}} ==== | ==== اضافه کردن عبارت {{عربی|وَ نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ}} ==== | ||