آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۹۱: خط ۵۹۱:


=== مناقشات [[ابن تیمیه حرانی]] ===
=== مناقشات [[ابن تیمیه حرانی]] ===
'''عدم دلالت داستان مباهله بر امامت و افضلیت اهل بیت'''
ابن تیمیه در [[منهاج السنّة]] می‌نویسد: گرفتن دست علیّ، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} در مباهله [[حدیث]] صحیحی است که مسلم آن را از [[سعد بن ابی‌وقاص]] [[روایت]] کرده است. او در ضمن [[حدیثی]] طولانی می‌گوید: «وقتی [[آیه]]: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} نازل شد، رسول خدا{{صل}}، علی، فاطمه، حسن و حسین{{عم}} را فرا خواند و عرض کرد: «بارالها، اینان [[اهل]] من هستند».
لیکن این [[داستان]] هیچ دلالتی بر [[امامت]] و [[افضلیت اهل بیت]] ندارد.
و در پاسخ به سخن کسی که می‌گوید: «از آنجا که [[خداوند]] در این آیه، امیرالمؤمنین{{ع}} را نفس رسول خدا{{صل}} قرار داده ست، با توجه به اینکه [[اتحاد]] واقعی میان رسول خدا و امیرالمومنین {{عم}} محال است، پس نفس به معنای [[مساوات]] است. حال با عنایت به اینکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[ولایت عام]] دارد، پس کسی که مساوی ایشان است نیز باید چنین باشد»، می‌گوییم: ما قبول نداریم که برای معنای «نفس»، وجهی جز مساوات وجود نداشته باشد، بلکه دلیلی اصلا بر این ادعای مساوات وجود ندارد و حمل آن بر این معنا ممتنع است؛ زیرا احدی با رسول خدا{{صل}} مساوی نیست، نه علی{{ع}} و نه غیر او. گذشته از آنچه گفته شد، این لفظ در لغت [[عرب]] نیز اقتضای مساوات ندارد. چنانچه در مواضعی از قرآن کریم نیز که این واژه به کار رفته، برداشت مساوات از آن نشده است.
#[[خدای تعالی]] در داستان [[اِفک]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ}}، چرا هنگامی که آن [[تهمت]] بزرگ را شنیدید، مردان و [[زنان]] [[مؤمن]] درباره خود [[گمان]] [[نیک]] نبردند و نگفتند این تهمتی آشکار از سوی [[منافقان]] است؟
#در داستان [[بنو اسرائیل]] نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ}}، به سوی آفریننده خویش باز گردید و خودتان را بکشید و این در پیشگاه آفریدگارتان برای شما بهتر است. به عبارت دیگر برخی از شما بعضی دیگر را می‌کشند و نفس در این [[آیه]] مساوات را ثابت نمی‌کند و در واقع این‌گونه نیست که عبادت‌ کننده گوساله، با کسی که آن را [[عبادت]] نکرده مساوی باشد.
#همچنین است آنجا که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ}}، یعنی بعضی از شما برخی دیگر را نکشید، هر چند با یکدیگر مساوی نیستند و خدای تعالی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ}}، یعنی برخی از شما از بعض دیگر [[بدگویی]] نکند و بر او [[طعن]] نزده و [[عیب جویی]] نکند که این [[نهی]] شامل همه [[مؤمنان]] می‌شود که برخی از ایشان به برخی دیگر طعن نزنند، با اینکه آنها در [[احکام]] و [[فضیلت]] مساوی نیستند و [[ظالم]] هم چون [[مظلوم]] و إمام هم چون [[مأموم]] نیست.
#از همین باب است [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ}}، یعنی بعضی از شما برخی دیگر را می‌کشد.
نتیجه اینکه اگر واژه نفس در آیه {{متن قرآن|وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، مانند این واژه در آیه {{متن قرآن|وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ...}} و آیه {{متن قرآن|لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا}} و آیاتی از این قبیل باشد، باید گفت که همانگونه که در این [[آیات]] [[تساوی]] ثابت نمی‌شود، بلکه بر خلاف آن تساوی ممتنع است. از همین قبیل است {{متن قرآن|وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} در این آیه نیز، عدم تساوی بیشتر دلالت دارد بر تساوی. بلکه این لفظ دلالت می‌کند بر مجانست و مشابهت میان دو نفر که با اشتراک در برخی امور تحقق می‌یابد، مانند اشتراک در [[ایمان]]؛ چراکه مؤمنان در ایمان باهم برابرند و بر این اساس  مراد از نفس در آیه {{متن قرآن|لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا}} و آیه {{متن قرآن|وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ}} هم همین است و مانند اشتراک در [[دین]] یا اشتراک در [[نسب]]. [[قوم حضرت موسی]] نیز به همین اعتبار {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} هستند.
اما منظور از «انفسنا» و «انفسکم» در آیه: {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، یا مردانی است که در دین و نسب از جنس ما هستند و در مقابل، مردانی که از جنس شما هستند، و یا مقصود تنها تجانس در [[قرابت]] است؛ چراکه می‌فرماید: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}، از آن پس [[اولاد]]، [[زنان]] و مردانی را ذکر می‌کند که از این مطلب [[استنباط]] می‌شود که [[نزدیکان]] به ما، مردان، زنان، اولاد و بستگان را [[اراده]] کرده است و بر همین اساس حسن و حسین{{ع}} را از [[فرزندان]]، [[فاطمه]]{{س}} را از زنان و علی{{ع}} را از مردان فرا خواند و نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} در نسبت احدی نزدیکتر از این افراد نبود و آنان کسانی هستند که [[پیامبر]] [[کساء]] را بر سر آنان قرار داد و [[مباهله]]، با نزدیکانِ پیامبر حاصل می‌شود و در صورتی که با افرادی که از نظر نسب به ایشان دور هستند مباهله می‌کرد، مقصود حاصل نمی‌شد، هر چند که آن افراد نزد [[خداوند]] [[افضل]] می‌بودند. پس منظور فراخواندن نزدیکان خود بود، چنانکه پیامبر نزدیک‌ترین افراد به خود را فرامی‌خوانَد و [[نفوس]] بر نزدیکان [[دلسوزی]] می‌کند به گونه‌ای که برای غیر، دلسوزی نمی‌کند و [[نصرانیان]] می‌دانستند که [[حضرت محمد]]{{صل}} [[رسول]] خداست و می‌دانستند که اگر با او مباهله کنند، [[لعنت]] بر خود و نزدیکانشان نازل می‌شود، از این‌رو آنها بر خود و نزدیکانشان ترسیدند و این [[خوف]] در امتناع آنها رساتر بود و الّا [[انسان]] حاضر است که خود را به ورطه [[هلاکت]] بیافکند تا فرزندش زنده بماند و از همین دست است که پیرمردی کهن سال مرگش را [[اختیار]] می‌کند تا نزدیکانش در [[نعمت]] و [[ثروت]] باقی بمانند که از این موارد فراوان اتفاق افتاده است. به همین جهت است که [[پیامبر]] از آنها خواست که با [[فرزندان]]، [[زنان]]، مردان و نزدیکانشان حاضر شده و [[مباهله]] کنند.
با توجه به آنچه گفته شد می‌گوییم: [[آیه مباهله]] [[سال دهم]] نازل شده است. هیأت [[نجران]] زمانی وارد [[مدینه]] شد که از [[عموهای پیامبر]]{{صل}} تنها عباس باقی مانده بود و عباس از پیشی‌گیرندگان نخستین نبود و همانند علی{{ع}} نزد [[رسول خدا]]{{صل}} جایگاه و [[منزلت]] نداشت. امّا در میان عموزادگان آن حضرت نیز کسی به مانند علی{{ع}} وجود نداشت؛ چراکه کسانی هم چون، جعفر ([[برادر]] [[بزرگوار]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}) پیش از آن [[شهید]] شده بود. مباهله به هنگام ورود هیأت نجران در سال نهم و یا [[دهم هجری]] اتفاق افتاد و این در حالی است که [[شهادت]] جعفر سال هشتم و در [[جنگ موته]] اتفاق افتاده بود. بنابراین فقط علی{{ع}} برای مباهله [[انتخاب]] شد و انتخاب شدن ایشان برای مباهله بدان جهت بود که در میان [[نزدیکان پیامبر]]{{صل}} [[جایگزینی]] برای ایشان نبود. اما این مساله موجب نمی‌شود که او در چیزی با پیامبر{{صل}} مساوی باشد. همچنین موجب نمی‌شود که او مطلقاً از سایر [[صحابه]] [[افضل]] باشد، بلکه در مباهله برای او نوعی [[فضیلت]] بود و آن فضیلت، میان او، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} مشترک است و همین نشان‌گر این است که [[جریان مباهله]] از خصائص [[امامت]] نمی‌باشد؛ چراکه خصائص امامت برای زنان ثابت نمی‌شود. اینکه شخصی در میان افراد باشد که پیامبر به همراه او مباهله کرده مقتضی آن نیست که آن شخص از همه صحابه با فضلیت‌تر باشد، چنان‌که موجب نمی‌شود که فاطمه، حسن و حسین{{عم}} از همه صحابه با فضیلت‌تر باشند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۴۲.</ref>


=== مناقشه قاضی ایجی و جرجانی ===
=== مناقشه قاضی ایجی و جرجانی ===
۱۵٬۳۹۸

ویرایش