←مناقشات عبدالعزیز دهلوی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸۶۴: | خط ۸۶۴: | ||
# پاسخ به این اشکال که نفسی را برای کفار در این جریان نمیشناسیم، به قدری [[سست]] و بیاساس است که نیازی به پاسخ ندارد. در [[تاریخ]] مسلم است که هیأت نجرانی حاضر به مباهله نشدند. بنابراین نه فرزندانشان را آوردند و نه زنانشان را و حتی اگر مراد از «[[انفس]]» خودشان باشند، باز هم اشکال باقی خواهد بود؛ چراکه خود آنان نیز در مباهله شرکت نکردند. پس عدم شرکت کسی به عنوان «نفس» به جهت انصراف آنها از مباهله بود و به این بهانه نمیتوان منکر این [[واقعیت]] شد که مراد [[خداوند]] از «نفس [[پیامبر]]» در [[آیه مباهله]] حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} است. | # پاسخ به این اشکال که نفسی را برای کفار در این جریان نمیشناسیم، به قدری [[سست]] و بیاساس است که نیازی به پاسخ ندارد. در [[تاریخ]] مسلم است که هیأت نجرانی حاضر به مباهله نشدند. بنابراین نه فرزندانشان را آوردند و نه زنانشان را و حتی اگر مراد از «[[انفس]]» خودشان باشند، باز هم اشکال باقی خواهد بود؛ چراکه خود آنان نیز در مباهله شرکت نکردند. پس عدم شرکت کسی به عنوان «نفس» به جهت انصراف آنها از مباهله بود و به این بهانه نمیتوان منکر این [[واقعیت]] شد که مراد [[خداوند]] از «نفس [[پیامبر]]» در [[آیه مباهله]] حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} است. | ||
#همین طور نمیتوان حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} را مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} در آیه دانست؛ زیرا این نیز ادعایی بدون دلیل است و اگر دهلوی به بهانه اینکه کسی با عنوان «نفس» از هیأت [[نجران]] در مباهله شرکت نکرد، از اینرو «نفس پیامبر» بودن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را [[انکار]] میکند، درباره مدّعای او نیز به دلیل عدم شرکت کسانی به عنوان [[فرزندان]] نصرانیان در مباهله، نمیتوان مصداقی برای [[فرزندان پیامبر اکرم]]{{صل}} یافت و حال آنکه بسیاری از [[عالمان]] بزرگ [[سنی]] معترفند که مراد خداوند از {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} [[حسنین]]{{ع}}، و مراد از {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} حضرت امیرالمؤمین{{ع}} است و با این [[حساب]] خود دهلوی نیز در زمره ناصبیانی قرار میگیرد که مدّعی [[مخالفت]] [[اهل سنت]] با آنان است. | #همین طور نمیتوان حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} را مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} در آیه دانست؛ زیرا این نیز ادعایی بدون دلیل است و اگر دهلوی به بهانه اینکه کسی با عنوان «نفس» از هیأت [[نجران]] در مباهله شرکت نکرد، از اینرو «نفس پیامبر» بودن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را [[انکار]] میکند، درباره مدّعای او نیز به دلیل عدم شرکت کسانی به عنوان [[فرزندان]] نصرانیان در مباهله، نمیتوان مصداقی برای [[فرزندان پیامبر اکرم]]{{صل}} یافت و حال آنکه بسیاری از [[عالمان]] بزرگ [[سنی]] معترفند که مراد خداوند از {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} [[حسنین]]{{ع}}، و مراد از {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} حضرت امیرالمؤمین{{ع}} است و با این [[حساب]] خود دهلوی نیز در زمره ناصبیانی قرار میگیرد که مدّعی [[مخالفت]] [[اهل سنت]] با آنان است. | ||
#اما نسبت به اینکه مراد از تساوی نفوس چیست هم باید گفت: تلاش دهلوی برای [[نفی]] دلالت آیه بر «نفس پیامبر» بودن امیرالمؤمنین{{ع}} - علیرغم وجود [[نصوص]] فراوان در این باره - به جهت آن است که وی میداند «نفس پیامبر» بودن امیرالمؤمنین{{ع}} بر [[مساوات]] آن حضرت با [[رسول خدا]]{{صل}} دلالت دارد؛ چراکه داخل کردن امیرالمؤمنین{{ع}} در مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} نیز بر أفضلیت ایشان دلالت میکند. اما دهلوی در صدد نفی [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیست، بلکه وی [[هدف]] دیگری دنبال میکند که آن نفی مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که البته تلاش وی به فرجام نرسیده است. دهلوی همانند [[ابن تیمیه]] با استناد به برخی [[آیات]]، مصادیقی برای «نفس» در استعمال [[قرآنی]] بیان میکند تا دلالت این تعبیر را بر مساوات نفی کند، اما وی - چنانکه در پاسخ به مناقشات ابن تیمیه بیان شد - [[استشهاد]] به این آیات را برای نفی مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} با پیامبر اکرم{{صل}} میداند و [[معتقد]] است که تعبیر به «نفس» نیز به جهت این [[الفت]] است و بر مساوات دلالت ندارد. اما روشن است که این [[حدیث شریف]] و [[احادیث]] دیگری که پیشتر مطرح ساختیم، قرینهای هستند بر اینکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همه [[کمالات]] جز [[نبوت]] با رسول خدا{{صل}} مساوی است و همه آن قرائن، دلالت [[آیه مباهله]] بر مساوات را [[تأیید]] میکنند. [[دهلوی]] تلاش مذبوحانه خود را برای نفی دلالت [[آیه]] بر مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} و رسول خدا{{صل}} ادامه داده و این اشکال را مطرح میکند که پذیرش این مساوات مستلزم [[رسالت]] و [[خاتمیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} است. اما چنانکه گفتیم آیه بر مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} با رسول خدا{{صل}} در همه کمالات جز نبوت دلالت دارد و بیانگر آن است که تمام کمالات موجود در پیامبر اکرم{{صل}} در شخص امیرالمؤمنین{{ع}} نیز حاصل است جز نبوت. چنانکه در [[حدیثی]] امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|وُجَعْتُ وَجَعاً، فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ{{صل}}، فَأَقَامَنِي فِي مَكَانِهِ، وَ قَامَ يُصَلِّي، وَ أَلْقَى عَلَيَّ طَرَفَ ثَوْبِهِ، ثُمَّ قَالَ: «قَدْ بَرَأْتَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، لَا بَأْسَ عَلَيْكَ، مَا سَأَلْتُ اللّٰهَ شَيْئًا إِلَّا سَأَلْتُ لَكَ مِثْلَهُ، وَ لَا سَأَلْتُ اللّٰهَ عَزَّ وَ جَلَّ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَانِيهِ، غَيْرَ أَنَّهُ قِيلَ لِي: لَا نَبِيَّ بَعْدَكَ}}<ref>مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۰؛ [[أمالی]] (محاملی)، ص۲۰۳-۲۰۴، ح۱۸۵؛ المعجم الأوسط، ج۸، ص۴۷؛ [[نظم]] درر السمطین، ص۱۱۹؛ [[کنزالعمال]]، ج۱۱، ص۶۲۶، ح۳۳۰۴۸؛ ج۱۳، ص۱۷۰، ح۳۶۵۱۳؛ المناقب (خوارزمی)، ج۱۱۰، ص۱۱۷؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۳۱۰-۳۱۱؛ [[جامع الأحادیث]]، ج۱۵، ص۱۹۰، ش ۱۵۲۸۸؛ ج۳۲، ص۱۵۳، ش ۳۴۹۶۶.</ref>؛ [[درد]] [[سختی]] مرا گرفته بود، پس نزد رسول خدا{{صل}} آمدم. ایشان مرا در جایگاه خود قرار داد و آنگاه ایستاد و [[نماز]] گزارد، و گوشهای از [[لباس]] خود را بر من انداخت، آنگاه فرمود: «ای پسر [[ابوطالب]]، تو [[شفا]] یافتی و هیچ [[نگرانی]] بر تو نیست. از [[خدا]] چیزی نخواستم مگر آنکه مثل آن را برای تو خواستم، و از خدا نخواستم مگر آنکه او به من عطا فرمود، غیر از آنکه به من گفته شد: «او بعد از تو [[پیامبر]] نیست». ای علی، من از خدا چیزی برای خودم نخواستم مگر آنکه همانند آن را برای تو درخواست کردهام، و از خدا چیزی درخواست نکردهام مگر آنکه آن را به من عطا فرموده جز اینکه به من فرمود: «همانا پس از تو [[پیامبری]] نخواهد بود». بنابراین [[آیه مباهله]] و [[احادیث شریف]] [[نبوی]] به روشنی بر [[مساوات]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در همه [[کمالات]] - جز [[نبوت]] - دلالت دارند و همین امر [[اثبات]] کننده [[وجوب اطاعت]] مطلق و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است؛ زیرا رسول خدا{{صل}} [[اولویت در تصرف]] داشته و دارای [[حق امر و نهی]] بودند و این کمال برای کسی که با آن حضرت مساوی باشد نیز ثابت است. | #اما نسبت به اینکه مراد از تساوی نفوس چیست هم باید گفت: | ||
##اولا: تلاش دهلوی برای [[نفی]] دلالت آیه بر «نفس پیامبر» بودن امیرالمؤمنین{{ع}} - علیرغم وجود [[نصوص]] فراوان در این باره - به جهت آن است که وی میداند «نفس پیامبر» بودن امیرالمؤمنین{{ع}} بر [[مساوات]] آن حضرت با [[رسول خدا]]{{صل}} دلالت دارد؛ چراکه داخل کردن امیرالمؤمنین{{ع}} در مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} نیز بر أفضلیت ایشان دلالت میکند. اما دهلوی در صدد نفی [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیست، بلکه وی [[هدف]] دیگری دنبال میکند که آن نفی مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که البته تلاش وی به فرجام نرسیده است. دهلوی همانند [[ابن تیمیه]] با استناد به برخی [[آیات]]، مصادیقی برای «نفس» در استعمال [[قرآنی]] بیان میکند تا دلالت این تعبیر را بر مساوات نفی کند، اما وی - چنانکه در پاسخ به مناقشات ابن تیمیه بیان شد - [[استشهاد]] به این آیات را برای نفی مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} با پیامبر اکرم{{صل}} میداند و [[معتقد]] است که تعبیر به «نفس» نیز به جهت این [[الفت]] است و بر مساوات دلالت ندارد. اما روشن است که این [[حدیث شریف]] و [[احادیث]] دیگری که پیشتر مطرح ساختیم، قرینهای هستند بر اینکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همه [[کمالات]] جز [[نبوت]] با رسول خدا{{صل}} مساوی است و همه آن قرائن، دلالت [[آیه مباهله]] بر مساوات را [[تأیید]] میکنند. [[دهلوی]] تلاش مذبوحانه خود را برای نفی دلالت [[آیه]] بر مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} و رسول خدا{{صل}} ادامه داده و این اشکال را مطرح میکند که پذیرش این مساوات مستلزم [[رسالت]] و [[خاتمیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} است. اما چنانکه گفتیم آیه بر مساوات امیرالمؤمنین{{ع}} با رسول خدا{{صل}} در همه کمالات جز نبوت دلالت دارد و بیانگر آن است که تمام کمالات موجود در پیامبر اکرم{{صل}} در شخص امیرالمؤمنین{{ع}} نیز حاصل است جز نبوت. چنانکه در [[حدیثی]] امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|وُجَعْتُ وَجَعاً، فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ{{صل}}، فَأَقَامَنِي فِي مَكَانِهِ، وَ قَامَ يُصَلِّي، وَ أَلْقَى عَلَيَّ طَرَفَ ثَوْبِهِ، ثُمَّ قَالَ: «قَدْ بَرَأْتَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، لَا بَأْسَ عَلَيْكَ، مَا سَأَلْتُ اللّٰهَ شَيْئًا إِلَّا سَأَلْتُ لَكَ مِثْلَهُ، وَ لَا سَأَلْتُ اللّٰهَ عَزَّ وَ جَلَّ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَانِيهِ، غَيْرَ أَنَّهُ قِيلَ لِي: لَا نَبِيَّ بَعْدَكَ}}<ref>مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۰؛ [[أمالی]] (محاملی)، ص۲۰۳-۲۰۴، ح۱۸۵؛ المعجم الأوسط، ج۸، ص۴۷؛ [[نظم]] درر السمطین، ص۱۱۹؛ [[کنزالعمال]]، ج۱۱، ص۶۲۶، ح۳۳۰۴۸؛ ج۱۳، ص۱۷۰، ح۳۶۵۱۳؛ المناقب (خوارزمی)، ج۱۱۰، ص۱۱۷؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۳۱۰-۳۱۱؛ [[جامع الأحادیث]]، ج۱۵، ص۱۹۰، ش ۱۵۲۸۸؛ ج۳۲، ص۱۵۳، ش ۳۴۹۶۶.</ref>؛ [[درد]] [[سختی]] مرا گرفته بود، پس نزد رسول خدا{{صل}} آمدم. ایشان مرا در جایگاه خود قرار داد و آنگاه ایستاد و [[نماز]] گزارد، و گوشهای از [[لباس]] خود را بر من انداخت، آنگاه فرمود: «ای پسر [[ابوطالب]]، تو [[شفا]] یافتی و هیچ [[نگرانی]] بر تو نیست. از [[خدا]] چیزی نخواستم مگر آنکه مثل آن را برای تو خواستم، و از خدا نخواستم مگر آنکه او به من عطا فرمود، غیر از آنکه به من گفته شد: «او بعد از تو [[پیامبر]] نیست». ای علی، من از خدا چیزی برای خودم نخواستم مگر آنکه همانند آن را برای تو درخواست کردهام، و از خدا چیزی درخواست نکردهام مگر آنکه آن را به من عطا فرموده جز اینکه به من فرمود: «همانا پس از تو [[پیامبری]] نخواهد بود». بنابراین [[آیه مباهله]] و [[احادیث شریف]] [[نبوی]] به روشنی بر [[مساوات]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در همه [[کمالات]] - جز [[نبوت]] - دلالت دارند و همین امر [[اثبات]] کننده [[وجوب اطاعت]] مطلق و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است؛ زیرا رسول خدا{{صل}} [[اولویت در تصرف]] داشته و دارای [[حق امر و نهی]] بودند و این کمال برای کسی که با آن حضرت مساوی باشد نیز ثابت است. | |||
## ثانیا: مفاد [[آیه مباهله]] جز این نیست که هر یک از دو طرف، [[شایستهترین]] افراد خود را از مردان، [[زنان]] و [[فرزندان]]، برای مباهله فرا بخوانند، مصداق این افراد در میان [[مسلمانان]] تنها علی{{ع}} بود؛ زیرا اگر فرد دیگری نیز مصداق آن بود پیامبر{{صل}} او را هم برای مباهله با خود میبرد، و در طرف مقابل، این نصرانیهای نجران بودند که میبایست شایستهترین افراد خود را برای مباهله بیاورند، اما اینکه تعداد آنان چه اندازه و ترکیب آنها از نظر جنسیت و سن چگونه باشد، از آیه مباهله استفاده نمیشود. اگر واژگان {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}}، {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} و {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} بر تعداد نیز دلالت میکرد، نصرانیهای نجران میتوانستند به پیامبر اشکال کنند که چرا تنها یک [[زن]] برای مباهله آورده است، و اگر در مباهله، جنسیت دخالت داشت میتوانستند با این بهانه که ما زن و فرزندمان را با خود همراه نداریم تا به پیشنهاد شما عمل کنیم از مباهله شانه خالی کنند، ولی آنان چنین اشکالهایی نگرفتند و به دلیل [[حقانیت]] طرف مقابل از مباهله [[امتناع]] کردند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۳۹-۲۴۰.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۳۱.</ref>. | |||
#[[دهلوی]] در اشکال به دلالت آیه هم میگوید: «اگر [[آیه]] [[دلیل بر امامت]] باشد، لازم میآید امیرالمؤمنین{{ع}} در [[حیات رسول خدا]]{{صل}} [[امام]] باشد و این به اتفاق [[باطل]] است». در پاسخ میگوییم که | #[[دهلوی]] در اشکال به دلالت آیه هم میگوید: «اگر [[آیه]] [[دلیل بر امامت]] باشد، لازم میآید امیرالمؤمنین{{ع}} در [[حیات رسول خدا]]{{صل}} [[امام]] باشد و این به اتفاق [[باطل]] است». در پاسخ میگوییم که | ||
##اولا بحث ما بر سر [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} است | ##اولا بحث ما بر سر [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} است | ||