آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
←مناقشات ابن تیمیه حرانی
| خط ۶۲۷: | خط ۶۲۷: | ||
===== نقد و بررسی ===== | ===== نقد و بررسی ===== | ||
ابن تیمیه دلالت حدیث مباهله را بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} رد میکند، اما در کلام وی [[اضطراب]] و تهافت وجود دارد. نخستین اشکال وی آن است که احدی با [[رسول خدا]]{{صل}} مساوی نیست. | ابن تیمیه دلالت حدیث مباهله را بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} رد میکند، اما در کلام وی [[اضطراب]] و تهافت وجود دارد. | ||
'''نخستین اشکال''' وی آن است که احدی با [[رسول خدا]]{{صل}} مساوی نیست. | |||
در پاسخ باید گفت که این سخن اشکالی [[علمی]] به [[حساب]] نمیآید و صرفاً جنبه جدلی دارد؛ زیرا منظور از [[مساوات]] امیرالمؤمنین{{ع}} با رسول خدا{{صل}} مقایسه آن دو [[بزرگوار]] با یکدیگر نیست، بلکه صرفاً بیان اشتراک ایشان در همه [[کمالات]] جز [[نبوت]] است. همه قبول دارند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[برترین]] [[آفریده]] [[خداوند]] است و از نظر رتبه و [[مقام]] احدی با ایشان برابر نیست، اما سخن در رتبه پس از رسول خدا{{صل}} است. | در پاسخ باید گفت که این سخن اشکالی [[علمی]] به [[حساب]] نمیآید و صرفاً جنبه جدلی دارد؛ زیرا منظور از [[مساوات]] امیرالمؤمنین{{ع}} با رسول خدا{{صل}} مقایسه آن دو [[بزرگوار]] با یکدیگر نیست، بلکه صرفاً بیان اشتراک ایشان در همه [[کمالات]] جز [[نبوت]] است. همه قبول دارند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[برترین]] [[آفریده]] [[خداوند]] است و از نظر رتبه و [[مقام]] احدی با ایشان برابر نیست، اما سخن در رتبه پس از رسول خدا{{صل}} است. | ||
براساس [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ یکی از [[عالمان یهودی]] که درباره [[نبی]] بودن حضرتش سؤال کرده بود فرمودند: | براساس [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ یکی از [[عالمان یهودی]] که درباره [[نبی]] بودن حضرتش سؤال کرده بود فرمودند: | ||
| خط ۶۴۸: | خط ۶۵۰: | ||
همانا در میان شما کسی است که براساس [[تاویل قرآن]] میجنگد، چنانکه من بر [[تنزیل]] آن جنگیدم. آنگاه [[ابوبکر]]، عمر و غیر آن دو سرهای خود را به [[طمع]] برافراشته بودند و هر یک میگفتند: آن کس منم؟ [[پیامبر]] فرمود: «خیر»، سپس فرمود: «آن شخص وصلهکننده [[کفش]] است». این [[سخن پیامبر]] در حالی بود که پیامبر کفشش را به علی داده بود و ایشان آن را وصله میزد. | همانا در میان شما کسی است که براساس [[تاویل قرآن]] میجنگد، چنانکه من بر [[تنزیل]] آن جنگیدم. آنگاه [[ابوبکر]]، عمر و غیر آن دو سرهای خود را به [[طمع]] برافراشته بودند و هر یک میگفتند: آن کس منم؟ [[پیامبر]] فرمود: «خیر»، سپس فرمود: «آن شخص وصلهکننده [[کفش]] است». این [[سخن پیامبر]] در حالی بود که پیامبر کفشش را به علی داده بود و ایشان آن را وصله میزد. | ||
پس مساوی بودن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در [[کمالات]] موضوعی است که [[آیات قرآن]] و [[روایات]] رسول خدا{{صل}} بر آن دلالت دارند. پس اگر [[خدا]] و رسولش چنین میگویند، آیا [[وظیفه]] ما غیر از [[اطاعت]] و [[پیروی]] است؟ | پس مساوی بودن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در [[کمالات]] موضوعی است که [[آیات قرآن]] و [[روایات]] رسول خدا{{صل}} بر آن دلالت دارند. پس اگر [[خدا]] و رسولش چنین میگویند، آیا [[وظیفه]] ما غیر از [[اطاعت]] و [[پیروی]] است؟ | ||
و در جای دیگر میفرماید: | '''اشکال دوم''' [[ابن تیمیه]] آن است که وی ادعا میکند براساس لغت [[عرب]]، واژه «نفس» بر [[مساوات]] دلالت ندارد و مراد از آن در [[آیه]] کسی است که به واسطه [[خویشاوندی]] با پیامبر ارتباط دارد. وی برای [[اثبات]] ادعای خود به چند آیه از [[قرآن]] استناد میکند. | ||
{{متن قرآن|إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«بیگمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رساندهاند» سوره زمر، آیه ۱۵.</ref>. | #اولا: باید از وی پرسید آیاتی که در آن [[آیات]]، «نفس» و «اقرباء» در مقابل هم به کار رفتهاند را چگونه معنا میکند؟! مثلا [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا}}<ref>«خود و خانواده خویش را از آتش بازدارید» سوره تحریم، آیه ۶.</ref> و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«بیگمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رساندهاند» سوره زمر، آیه ۱۵.</ref>. | ||
در این دو آیه، «نفس» در مقابل «[[أهل]]» به کار رفته است، پس نمیتوان گفت مراد از «نفس» [[خانواده]] و [[خویشاوندان]] نزدیک فرد است. البته «نفس» در این آیات به معنای [[حقیقی]] آن استعمال شده است، اما در [[آیه مباهله]] بر وجه مجاز درباره کسی به کار رفته که به منزله خود پیامبر است و گفتیم در مجاز، أقرب المجازات مقدم است و آن مساوات میباشد، در نتیجه علی{{ع}} نفس پیامبر{{صل}} است و در کمالات با ایشان مساوی است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۵۴.</ref> | در این دو آیه، «نفس» در مقابل «[[أهل]]» به کار رفته است، پس نمیتوان گفت مراد از «نفس» [[خانواده]] و [[خویشاوندان]] نزدیک فرد است. البته «نفس» در این آیات به معنای [[حقیقی]] آن استعمال شده است، اما در [[آیه مباهله]] بر وجه مجاز درباره کسی به کار رفته که به منزله خود پیامبر است و گفتیم در مجاز، أقرب المجازات مقدم است و آن مساوات میباشد، در نتیجه علی{{ع}} نفس پیامبر{{صل}} است و در کمالات با ایشان مساوی است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۵۴.</ref> | ||
# ثانیا: کلمه "نفس" در لغت دو معنای اصلی دارد: یکی به معنای [[روح]] و دیگری به معنای ذات و [[حقیقت]] یک چیز است. وقتی گفته میشود: نفس فلانی از بدنش خارج شد، مقصود، معنای اول است و هنگامی که گفته میشود: فلانی نفس خود را هلاک کرد، معنای دوم مراد است<ref>لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۹؛ اقرب الموارد، ج۲، ص۱۳۲۹.</ref>. واژه نفس در آیاتی که ذکر شد به معنای ذات و [[هویت]] [[انسانی]] است، ولی با قرینه معلوم است که خود افراد مراد نیستند، بلکه افراد دیگری مرادند، مضافاً بر اینکه [[خویشاوندی]] و همآیینی به علی{{ع}} اختصاص نداشت. بنابراین، اختصاص او در شرکت دادن در [[مباهله]] جز به دلیل [[شخصیت]] برجسته، ممتاز و تعیینن کنندهاش نبوده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۳۱.</ref>. | |||
==== عدم دلالت داستان مباهله بر امامت و افضلیت اهل بیت ==== | ==== عدم دلالت داستان مباهله بر امامت و افضلیت اهل بیت ==== | ||