پرش به محتوا

اثبات عقلی ولایت فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
برای [[اثبات]] [[حکومت دینی]] در عصر غیبت و '''[[ولایت فقیه]] به ادلۀ عقلی''' استناد شده است، از جمله این [[دلایل]] عبارت است از: [[لزوم]] [[رهبری]] شایسته برای اداره [[حکومت اسلامی]] (تشکیل حکومت)؛ [[استمرار]] داشتن جریان [[امامت]]؛ لزوم وجود [[قانون الهی]] و مجری [[قانون]].
برای [[اثبات]] [[حکومت دینی]] در عصر غیبت و '''[[ولایت فقیه]] به ادلۀ عقلی''' استناد شده است، از جمله این [[دلایل]] عبارت است از: [[لزوم]] [[رهبری]] شایسته برای اداره [[حکومت اسلامی]] (تشکیل حکومت)؛ [[استمرار]] داشتن جریان [[امامت]]؛ لزوم وجود [[قانون الهی]] و مجری [[قانون]].


== معناشناسی ولایت فقیه ==
== معناشناسی ==
{{اصلی|ولایت فقیه}}
{{اصلی|ولایت فقیه}}
ولایت فقیه در لغت مرکب از واژه‌های «[[ولایت]]» به معنای [[تسلط]] بر کاری و [[حاکمیت]] بر آن<ref>خوری شرتوتی، سعید، اقرب الموارد، ج۲، ص۱۴۸۷.</ref> یا قرار گرفتن چیزی کنار چیز دیگر بدون فاصله<ref>راغب اصفهانی، المفردات، مادّه ولی؛ ر. ک: سلیمیان، خدا مراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۶۳- ۴۷۵.</ref> و «[[فقیه]]» به معنای کسی است که [[توانایی]] [[استنباط]] [[احکام]] را داشته باشد<ref>خوری شرتوتی، سعید، اقرب الموارد، ج۶، ص۹۳۸.</ref> و در اصطلاح به معنای سرپرستی امور [[مسلمانان]]، [[نظارت]] بر [[اجرای احکام اسلام]] و اداره جامعه اسلامی به وسیله فقیهی جامع الشرایط است<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفر پیشه‌ فرد، مصطفی]]، ولایت فقیه، ص۱۳و۱۴.</ref><ref>ر.ک: [[عبدالله ابراهیم‌زاده آملی|ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیم‌زاده آملی (کتاب)|امامت و رهبری]]، ص۱۴۷ و ۱۴۸؛ [[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری ملک‌آبادی، هادی]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی سوته، رقیه]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۱۶-۱۱۸.</ref>
ولایت فقیه در لغت مرکب از واژه‌های «[[ولایت]]» به معنای [[تسلط]] بر کاری و [[حاکمیت]] بر آن<ref>خوری شرتوتی، سعید، اقرب الموارد، ج۲، ص۱۴۸۷.</ref> یا قرار گرفتن چیزی کنار چیز دیگر بدون فاصله<ref>راغب اصفهانی، المفردات، مادّه ولی؛ ر. ک: سلیمیان، خدا مراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۶۳- ۴۷۵.</ref> و «[[فقیه]]» به معنای کسی است که [[توانایی]] [[استنباط]] [[احکام]] را داشته باشد<ref>خوری شرتوتی، سعید، اقرب الموارد، ج۶، ص۹۳۸.</ref> و در اصطلاح به معنای سرپرستی امور [[مسلمانان]]، [[نظارت]] بر [[اجرای احکام اسلام]] و اداره جامعه اسلامی به وسیله فقیهی جامع الشرایط است<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفر پیشه‌ فرد، مصطفی]]، ولایت فقیه، ص۱۳و۱۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالله ابراهیم‌زاده آملی|ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیم‌زاده آملی (کتاب)|امامت و رهبری]]، ص۱۴۷ و ۱۴۸؛ [[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری ملک‌آبادی، هادی]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی سوته، رقیه]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۱۶-۱۱۸.</ref>


== دلیل عقلی اثبات ولایت فقیه ==
== دلیل عقلی اثبات ولایت فقیه ==
[[اثبات]] [[حکومت دینی]] در عصر غیبت، بیش از آنکه به تبیین نقلی نیاز داشته باشد، با نگاه عقلیِ مورد [[تأیید]] [[جامعه انسانی]]، قابل تحلیل و ارائه است تا جایی که گفته شده: [[ولایت فقیه]] و تداوم آن در عصر غیبت، از جمله مسائلی است که اثبات آن نه تنها به [[دلیل]] نیازمند نیست، بلکه صرف تصور آن، موجب تصدیقش می‌‌شود<ref>خمینی، روح‌الله، ولایت فقیه، ص۳.</ref><ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۹۵.</ref>  
[[اثبات]] [[حکومت دینی]] در عصر غیبت، بیش از آنکه به تبیین نقلی نیاز داشته باشد، با نگاه عقلیِ مورد [[تأیید]] [[جامعه انسانی]]، قابل تحلیل و ارائه است تا جایی که گفته شده: [[ولایت فقیه]] و تداوم آن در عصر غیبت، از جمله مسائلی است که اثبات آن نه تنها به [[دلیل]] نیازمند نیست، بلکه صرف تصور آن، موجب تصدیقش می‌‌شود<ref>خمینی، روح‌الله، ولایت فقیه، ص۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۹۵.</ref>  


با این وجود سه دلیل عقلی برای اثبات ولایت فقیه بیان می‌شود:
با این وجود سه دلیل عقلی برای اثبات ولایت فقیه بیان می‌شود:
خط ۲۰: خط ۲۰:
از آنجا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای [[معصوم]] {{ع}} امکان‌پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا اینکه [[ولایت]] غیر [[فقیه]] را بپذیریم یا فقیه‏ غیر [[عادل]] یا [[ولایت فقیه]] [[عادل]] را.
از آنجا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای [[معصوم]] {{ع}} امکان‌پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا اینکه [[ولایت]] غیر [[فقیه]] را بپذیریم یا فقیه‏ غیر [[عادل]] یا [[ولایت فقیه]] [[عادل]] را.


[[عقل]] [[حکم]] می‏‌کند غیر [[فقیه]] و [[فقیه]] غیر [[عادل]] شایسته [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چراکه تشکیل [[حکومت]] [[اسلامی]] مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] [[اسلامی]] و [[اجرای احکام]] [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به [[احکام اسلامی]] به طور اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند و در عین‏حال، [[پرهیزگار]] و [[متعهد]] باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواسته‏‌های [[نفسانی]] و [[امیال]] [[شیطانی]] خود نکند. افزون بر آن [[عقل]] درباره هر [[حکومتی]] [[حکم]] می‌‏کند [[جاهلان]]، جاه‌‏طلبان و هوس‌رانان شایستگی [[زمامداری]] را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به [[احکام اسلامی]] و اوضاع [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] زمان خود [[آگاه]] بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] و [[کمالات]] لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایسته‏‌تر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ ـ ۴۷۵؛ [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۲۴۲.</ref>
[[عقل]] [[حکم]] می‏‌کند غیر [[فقیه]] و [[فقیه]] غیر [[عادل]] شایسته [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چراکه تشکیل [[حکومت]] [[اسلامی]] مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] [[اسلامی]] و [[اجرای احکام]] [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به [[احکام اسلامی]] به طور اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند و در عین‏حال، [[پرهیزگار]] و [[متعهد]] باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواسته‏‌های [[نفسانی]] و [[امیال]] [[شیطانی]] خود نکند. افزون بر آن [[عقل]] درباره هر [[حکومتی]] [[حکم]] می‌‏کند [[جاهلان]]، جاه‌‏طلبان و هوس‌رانان شایستگی [[زمامداری]] را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به [[احکام اسلامی]] و اوضاع [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] زمان خود [[آگاه]] بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] و [[کمالات]] لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایسته‏‌تر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۴۶۳ ـ ۴۷۵؛ [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۲۴۲.</ref>.


در توضیحی دیگر باید گفت:
در توضیحی دیگر باید گفت:
خط ۴۹: خط ۴۹:
# دور از [[حکمت]] و [[لطف خداوند]] است که در [[زمان غیبت]] امام معصوم (عصر غیبت). [[مسلمانان]] را بدون [[رهبر]] رها نماید و [[دین]] و [[شریعت]] خود را بی‌ولایت واگذارد.
# دور از [[حکمت]] و [[لطف خداوند]] است که در [[زمان غیبت]] امام معصوم (عصر غیبت). [[مسلمانان]] را بدون [[رهبر]] رها نماید و [[دین]] و [[شریعت]] خود را بی‌ولایت واگذارد.
# فقهای جامع‌الشرایط که نزدیک‌ترین [[انسان‌ها]] به [[امامان معصوم]] از جهت [[علم]]، [[عدالت]]، [[تدبیر]] و لوازم آن هستند، به عنوان [[نایب]] از [[امام عصر]] {{ع}} به [[ولایت]] بر [[جامعه اسلامی]] در عصر غیبت مامور و [[منصوب]] هستند<ref>با استفاده از ولایت فقیه، آیة الله جوادی آملی، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۲.</ref>
# فقهای جامع‌الشرایط که نزدیک‌ترین [[انسان‌ها]] به [[امامان معصوم]] از جهت [[علم]]، [[عدالت]]، [[تدبیر]] و لوازم آن هستند، به عنوان [[نایب]] از [[امام عصر]] {{ع}} به [[ولایت]] بر [[جامعه اسلامی]] در عصر غیبت مامور و [[منصوب]] هستند<ref>با استفاده از ولایت فقیه، آیة الله جوادی آملی، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۲.</ref>
==اثبات ولایت فقیه==
[[براهین عقلی]] فراوانی بر [[ضرورت]] [[نصب حاکم از سوی خداوند]] دلالت دارند که در ذیل به بیان برخی از آنها می‌پردازیم:
'''[[برهان]] اول''': [[نصب]] [[جانشین]] برای [[امامان معصوم]]{{عم}} برای [[فرمانروایی]] در [[عصر غیبت]] [[ضرورت عقلی]] دارد؛ زیرا عدم نصب جانشین در فرمانروایی مستلزم دو [[تالی]] [[فاسد]] [[باطل]] است:
#تعطیل [[حاکمیت خداوند]]؛ زیرا [[غیبت]] [[معصوم]] از یک‌سو، و عدم [[تعیین جانشین]] برای او از سوی دیگر به معنای عدم [[اعمال]] [[فرمانروایی خداوند]] در [[جامعۀ بشر]] است که عقلاً و شرعاً ممتنع است توضیح این امتناع در مباحث گذشته بیان شد.
# [[الجاء]] [[مردم]] و [[مضطر]] ساختن آنان به پذیرش یکی از دو گزینۀ فاسد و باطل:
## [[حاکمیت طاغوت]] و [[خضوع]] برای آنکه عقلاً [[قبیح]] و شرعاً ممنوع است.
##یا [[هرج و مرج]] و [[بی‌نظمی]] که منجر به [[فساد]] و [[خونریزی]] و احیاناً [[انقراض]] و نابودی جامعۀ بشر می‌شود، که این نیز عقلاً قبیح و شرعاً ممنوع است.
بنابراین عقلاً لازم است [[خداوند]] برای اعمال [[حاکمیت]] خویش بر جامعۀ بشر [[جانشینی]] به طور موقت - تا زمانی که عصر غیبت سر آید، و [[دوران حضور]] فرمانروای بالاصل فرا رسد - [[منصوب]] و معیّن نماید.
'''برهان دوم''': این برهان از دو مقدمه تشکیل می‌شود:
# [[غیبت امام]] به معنای [[غیبت شخص]] اوست نه به معنای غیبت [[امامت]] و مسئولیتی که بر عهدۀ اوست. بنابراین [[مسئولیت امامت]] و فرمانروایی [[امام]] بر جامعۀ بشر در [[دوران غیبت]] منتفی نمی‌شود، و امام در دوران غیبت نیز باید نسبت به اعمال فرمانروایی خویش در هر حد و اندازه‌ای که ممکن است اقدام نماید.
# اعمال فرمانروایی امام معصوم{{ع}}‌در دوران غیبت از طریق تعیین جانشین عملی می‌گردد.
از این دو مقدمه نتیجه می‌گیریم: عقلاً ضرورت دارد امام برای عمل به مسئولیتی که بر عهدۀ اوست، یعنی [[مسئولیت]] فرمانروایی و اعمال [[مدیریت]] [[الهی]] بر جامعۀ بشر - در هر اندازه و حدی که امکان دارد - جانشینی معیّن کند که بتواند بار مسئولیت فرمانروایی را به [[نمایندگی]] از او به دوش بگیرد تا زمانی که امکان حضور و [[اعمال]] [[فرمانروایی]] مستقیم برای او فراهم شود.
'''[[برهان]] سوم''': این برهان نیز از دو مقدمه تشکیل می‌شود:
# [[اطاعت خداوند]] در همۀ [[افعال]] اختیاری، [[واجب عقلی]] است؛ زیرا مقتضای [[عبودیت]] است.
# [[اطاعت از خداوند]] در همۀ افعال اختیاری، متوقف بر وجود [[حاکم]] و [[فرمانروایی]] است که از سوی [[خدا]] برای فرمانروایی معیّن شده باشد تا فرمانش [[فرمان خدا]] باشد و اطاعتش اطاعت خداوند باشد.
ان قلت اشکال: برای اینکه [[مردم]] بتوانند در افعال خود [[مطیع]] [[خداوند]] باشند [[کتاب خدا]] و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} که مشتمل بر [[احکام]] و [[قوانین الهی]] است کافی است.
قلت پاسخ اشکال: [[قوانین]] کلی برای [[تمکین]] مردم به اطاعت از خداوند [[متعال]] در همۀ [[افعال ارادی]] کافی نیست: زیرا در [[تفسیر]] قوانین کلی و تطبیق آنها بر موارد جزئی همواره [[اختلاف]] نظر پیش می‌آید و اختلاف و [[تشتت]] آرا موجب اختلال [[نظم اجتماعی]] و پیدایش [[هرج و مرج]] می‌شود و امکان [[اطاعت]] [[اجتماعی]] خداوند در شرایط اختلاف و هرج و مرج ممکن نیست.
حاصل آنکه عمل [[جامعه]] به [[فرمان خداوند]] و اطاعت از او متوقف بر [[نصب حاکم]] و فرمانروایی است که اطاعتش از سوی خداوند [[واجب]] شده باشد، و تفسیر و تبیین او از قوانین، و تطبیق آنها بر موارد جزئی از سوی خداوند به‌عنوان تفسیر و تطبیق [[واجب‌الاطاعه]] معیّن شده باشد.
این مطلب شامل [[زمان غیبت]] [[معصوم]] نیز می‌شود، و لذا در زمان غیبت معصوم نیز باید فرمانروای واجب‌الاطاعه‌ای‌از سوی معصوم معیّن شود که فرمانش [[فرمان]] معصوم باشد، و تفسیر و تطبیق قوانین کلی به‌وسیلۀ او در [[حکم]] تفسیر و تطبیق معصوم بوده و لازم الاجرا، و نافذ باشد، در غیر این‌صورت [[عمل به احکام]] [[الهی]] و اطاعت خداوند در [[زندگی اجتماعی]] غیر ممکن خواهد بود.
'''برهان چهارم''': این برهان نیز دو مقدمه دارد:
#عمل به [[عدل]] و [[اقامۀ عدل]] در جامعه و [[جلوگیری از ظلم]]، عقلاً واجب است، این [[وجوب عقلی]] اختصاص به [[زمان]] معینی ندارد و شامل [[عصر غیبت]] معصوم نیز می‌شود.
# اقامۀ عدل و [[دفع و رفع ظلم]]، متوقف بر وجود حاکم عالم [[عادل]] [[منصوب]] از سوی معصوم می‌باشد.
توضیح مقدمۀ دوم:
این مقدمه از سه بخش تشکیل شده است:
بخش اول: توقف [[اقامۀ عدل]] و رفع و [[دفع ظلم]] بر وجود [[حاکم]].
این توقف بدیهی است؛ زیرا بدون وجود حاکم، [[اجرای عدل]] و منع از [[ظلم]] حدوثاً و بقاءً ممکن نیست.
بخش دوم: اقامۀ عدل متوقف بر عالم و [[عادل]] بودن حاکم است. این نیز روشن و بدیهی است؛ زیرا اقامۀ عدل به وسیلۀ [[ظالم]] یا [[جاهل]] ممتنع و غیر ممکن است.
بخش سوم: حاکم باید از سوی [[خداوند]] [[منصوب]] برای [[فرمانروایی]] باشد، وگرنه اطاعتش بر [[مردم]] [[واجب]] نیست و حکمش بر مردم نافذ نیست - هرچند [[حکم]] به [[عدل]] کند؛ زیرا اولاً: مردم در تشخیص عدل و مصادیق آن [[اختلاف]] نظر دارند - و [[وجوب اطاعت]] از [[رأی]] معین در تشخیص عدل نیاز به [[اذن]] [[معصوم]] دارد.
ثانیاً: صرف وجود [[حاکم عادل]] و حکم به عدل بدون [[قدرت اجرایی]] [[شرعی]] در نسبت به [[تصرف در اموال]] و [[انفس]] و ح ق [[کیفر]] متخلفان از [[قانون]]، اجرای عدل و رفع و دفع ظلم را نتیجه نمی‌دهد.
ضمانت اجرایی حکم حاکم عادل متوقف بر قدرت اجرایی و [[حق]] کیفر کردن متخلفان است. این حق در [[انحصار]] خداوند و [[معصومان]] منصوب از سوی اوست که [[حق حاکمیت]] دارند، بنابراین لازم است در [[زمان غیبت]] معصوم از سوی معصوم نماینده‌ای وجود داشته باشد که از سوی معصوم حق حاکمیت داشته باشد و قدرت اجرایی و حق شرعی کیفر متخلفان به او داده شود تا اجرای عدل ضمانت اجرایی داشته باشد.
حاصل آنکه بدون [[نفوذ]] حکم حاکم، که متوقف بر قدرت اجرایی و حق کیفر متخلفان توسط اوست، اجرای عدل و منع از ظلم ممکن نیست، و نفوذ حکم حاکم و برخورداری او از قدرت اجرایی و حق کیفر متخلفان، بدون [[نصب معصوم]] که دارای چنین اختیاری است امکان‌پذیر نیست.
'''[[برهان]] پنجم''': این برهان سه مقدمه دارد:
#با وجود امکان [[اقامۀ حدود الهی]] و اجرای عدل هرچند به طور نسبی یا در محدوده‌های زمانی خاص، ترک اقامۀ حدود الهی و عدم [[اجرای عدل]] - هرچند عدل نسبی و در حد ممکن و مقدور - عقلاً [[قبیح]] است. این [[حکم عقلی]] اختصاص به [[زمان ظهور]] معصوم ندارد و شامل [[عصر غیبت]] معصوم نیز می‌شود.
# [[اجرای حدود]] و [[اقامۀ عدل]] متوقف بر تصرف در اموال و انفس است و بدون تصرف در اموال و انفس [[اجرای حدود]] و اقامۀ عدل امکان‌پذیر نیست.
# [[حق]] تصرف در اموال و انفس مخصوص [[خداوند]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] [[منصوب از سوی خداوند]] برای [[ولایت]] بر [[مردم]] و [[اجرای حدود الهی]] و اقامۀ عدل در [[جامعۀ بشر]] است.
با توجه به مقدمۀ اول، مبنی بر [[وجوب]] [[اجرای عدل]] و [[اقامۀ حدود الهی]] - در حد مقدور - و با توجه به مقدمۀ دوم، مبنی بر توقف اجرای عدل و [[اقامۀ حدود]] بر [[اختیارات حکومتی]] و [[ولایتی]] که همان تصرف در اموال و انفس است، و با توجه به مقدمۀ سوم، که این [[اختیارات]] مخصوص [[خدا]] و [[رسول]] و [[امامان]] است نتیجه می‌گیریم: [[واجب]] است عقلاً برای اقامۀ حدود الهی و اجرای عدل - در حد مقدور و ممکن - در [[زمان غیبت]] [[معصوم]] حاکمی از سوی او تعیین شود که از اختیارات حکومتی و ولایتی معصوم برخوردار باشد و اقامۀ حدود الهی را در جامعۀ بشر بر عهده داشته باشد.
'''[[برهان]] ششم''': این برهان دو مقدمه دارد:
مقدمۀ اول: در [[عصر غیبت]] معصوم سه فرض [[عقلی]] برای [[فرمانروایی]] [[جامعه]] تصور می‌شود، و فرض چهارمی محتمل نیست:
فرض اول: مردم به حال خود رها شوند، و هیچ [[حاکم]] و فرمانروایی در جامعه وجود نداشته باشد.
فرض دوم: م [[ردم]] به پذیرش [[حاکمان]] غیر [[عادل]] و غیر عالم و غیر منصوب از سوی خداوند وادار شوند و فرمانروایی آنان را بپذیرند.
فرض سوم: حاکمی عادل و عالم و [[منصوب از سوی خدا]] وجود داشته باشد که به [[نمایندگی]] از معصوم بتواند فرمانروایی جامعۀ بشر را بر عهده گیرد، و مردم فرمانروایی او را بپذیرند.
مقدمۀ دوم: فرض اول [[باطل]] است؛ زیرا عدم وجود [[فرمانروا]] در جامعۀ بشر منجر به [[هرج و مرج]] و [[گسترش ظلم و فساد]] می‌شود که عقلاً ممنوع است.
فرض دوم نیز باطل است؛ زیرا در مبحث [[جهان‌بینی سیاسی]] به تفصیل توضیح دادیم که [[حق حاکمیت]] و فرمانروایی مخصوص [[خداوند]] است، و دست درازی به این جایگاه از سوی هر کس که باشد [[ظلم]] است، بلکه بدترین و زشت‌ترین ظلم‌هاست و در نظر [[عقل]] به شدت محکوم است؛ زیرا بزرگترین [[تجاوز]]، تجاوز به حق حاکمیت و [[فرمانروایی خداوند]] است، نیز گفتیم پذیرش فرمانروایی کسی که بدون [[اذن خداوند]] خود را در جایگاه فرمانروایی که جایگاه ویژۀ خداوند است قرار داده است، از سوی [[مردم]] [[ظلم و ستم]] بزرگی است که در نظر عقل محکوم است.
بنابراین فرض سوم عقلاً متعیّن خواهد بود.
'''[[برهان]] هفتم''': این برهان سه مقدمه دارد.
#این برهان همان مقدمۀ اول برهان ششم است.
# [[حکم عقل]] به [[قبح]] ترجیح مرجوح است.
#در میان فرض‌های سه‌گانه‌ای که در مقدمۀ اول به آنها اشاره شد رجحان فرض سوم بر فرض‌های اول و دوم آشکار و بیّن است؛ زیرا تضمین بیشتری در [[اجرای عدل]] و [[تأمین منافع]] [[جامعه]] در آن وجود دارد.
بنابراین بر اساس مقدمۀ دوم که ترجیح مرجوح عقلاً [[قبیح]] است، و با توجه به رجحان فرض سوم، از نظر عقل فرض سوم متعیّن است.
'''برهان هشتم'''
این برهان دو مقدمه دارد:
# بدون [[شک]] تعیین فرمانروای عالم [[عادل]] از سوی خداوند در [[عصر غیبت]] [[معصوم]]، [[مقرّب]] مردم به [[اطاعت خداوند]] و مبعّد آنان از [[معصیت]] اوست، و به تعبیری دیگر: مردم را به [[هدایت]] و [[سعادت]] نزدیک‌تر و آنان را از [[گمراهی]] و [[شقاوت]] دورتر می‌گرداند؛ زیرا مردم با [[اطاعت]] از فرمانروای عالم عادل [[منصوب از سوی خداوند]] به رفتارهای [[نیک]] روی می‌آورند، و از [[رفتارهای زشت]] [[پرهیز]] می‌کنند.
#انجام کاری که موجب [[هدایت مردم]] یا نزدیک‌تر شدن مردم به سعادت و هدایت، و دور شدن آنان از شقاوت و گمراهی می‌شود عقلاً بر خداوند [[واجب]] است و به اصطلاح کلامیین [[لطف]] است و [[واجب عقلی]] است. مؤید این واجب عقلی فرمودۀ خداوند است در [[قرآن کریم]] آنجا که فرمود: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَى}}<ref>«اگر ما آنان را پیش از آن ‌که قرآن نازل شود با عذابی هلاک می‌کردیم، در قیامت می‌گفتند: پروردگارا! چرا پیش از آنکه ذلیل و رسوا شویم، پیامبری برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم؟!» سوره طه، آیه ۱۳۴.</ref>.
[[آیه]] از [[اعتراض]] [[عقلی]] کسانی سخن می‌گوید که بر فرض عدم [[ارسال رسل]] و در نتیجه عدم دسترسی به [[راهنمایان]] [[الهی]] راه به گمراهی برده‌اند، و در نتیجۀ [[معصیت خداوند]] و ارتکاب رفتارهای جنایتکارانه مستحق [[کیفر الهی]] شده‌اند، به گفتۀ قرآن کریم اینان از نظر [[عقل]] [[حق]] چنین اعتراضی دارند که خداوندا هرآینه اگر برای ما راهنمایان و رسولانی می‌فرستادی که ما را با [[راه هدایت]] تو آشنا سازند به معصیت و [[مخالفت]] تو و در نتیجه به [[عذاب]] و [[کیفر]] تو گرفتار نمی‌شدیم.
نقل این اعتراض در قرآن کریم و ترتیب اثر بر این اعتراض که با ارسال رسل از سوی [[خداوند]] انجام گرفته است دلیل بر [[تأیید]] این اعتراض [[عقلی]] از سوی خداوند است.
همین اعتراض عقلی در صورت عدم تعیین فرمانروای [[جانشین]] [[معصوم]] در [[عصر غیبت]] وارد است؛ زیرا بدون [[شک]] [[تعیین جانشین]] عالم و [[عادل]] از سوی معصوم برای [[فرمانروایی]] در عصر غیبت موجب روی آوردن بسیاری از [[مردم]] به [[اطاعت خداوند]] و رویگردانی آنان از معصیت اوست.
بنابراین عدم تعیین فرمانروای جانشین معصوم در عصر غیبت که منجر به [[محرومیت]] جمع کثیری از مردم از هدایت‌های الهی و [[گرفتاری]] آنان به [[معاصی]] می‌شود، درب این اعتراض عقلی را به روی [[گناهکاران]] و جنایتکارانی که در نتیجۀ محرومیت از فرمانروای عادل عالم جانشین معصوم به [[عذاب الهی]] گرفتار می‌شوند خواهد گشود و زبان عقل آنان خواهد گفت: خداوندا! چنانچه در عصر غیبت معصوم فرمانروایی عالم و عادل که جانشین معصوم باشد برای ما فراهم می‌نمودی می‌توانستیم با [[اطاعت]] از [[فرمان]] و [[رهبری]] او خود را از عذاب تو برهانیم، پس چگونه ما را به جهت معصیت فرمانت کیفر می‌کنی درحالی‌که به فرمانروای عادلی که ما را به راه تو [[هدایت]] کند دسترسی نداشته‌ایم؟
بنابراین برای آنکه [[مجرمان]] و [[تبهکاران]] و [[متمردان]] بر [[فرمان خداوند]] عذری در [[ارتکاب گناه]] نداشته باشند لازم است در [[زمان غیبت]] معصوم فرمانروایانی از سوی او تعیین شده باشند که مردم را به اطاعت خداوند وادار سازند و آنان را از [[معصیت]] او بازدارند.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۶، ص ۶۷-۷۴.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۳۳٬۸۲۱

ویرایش