پرش به محتوا

اثبات عقلی ولایت فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۴۹: خط ۴۹:
## [[حاکمیت طاغوت]] و [[خضوع]] برای آنکه عقلاً [[قبیح]] و شرعاً ممنوع است.
## [[حاکمیت طاغوت]] و [[خضوع]] برای آنکه عقلاً [[قبیح]] و شرعاً ممنوع است.
## یا [[هرج و مرج]] و بی‌نظمی که منجر به [[فساد]] و [[خونریزی]] و احیاناً انقراض و نابودی جامعۀ بشر می‌شود، که این نیز عقلاً قبیح و شرعاً ممنوع است.
## یا [[هرج و مرج]] و بی‌نظمی که منجر به [[فساد]] و [[خونریزی]] و احیاناً انقراض و نابودی جامعۀ بشر می‌شود، که این نیز عقلاً قبیح و شرعاً ممنوع است.
بنابراین عقلاً لازم است [[خداوند]] برای اعمال [[حاکمیت]] خویش بر جامعۀ بشر [[جانشینی]] به طور موقت - تا زمانی که عصر غیبت سر آید، و دوران حضور فرمانروای بالاصل فرا رسد - [[منصوب]] و معیّن نماید.
بنابراین عقلاً لازم است [[خداوند]] برای اعمال [[حاکمیت]] خویش بر جامعۀ بشر [[جانشینی]] به طور موقت - تا زمانی که عصر غیبت سر آید، و دوران حضور فرمانروای بالاصل فرا رسد - [[منصوب]] و معیّن نماید<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== برهان دوم ====
==== برهان دوم ====
خط ۵۶: خط ۵۶:
# اعمال فرمانروایی امام معصوم{{ع}}‌در دوران غیبت از طریق تعیین جانشین عملی می‌گردد.
# اعمال فرمانروایی امام معصوم{{ع}}‌در دوران غیبت از طریق تعیین جانشین عملی می‌گردد.


از این دو مقدمه نتیجه می‌گیریم: عقلاً ضرورت دارد امام برای عمل به مسئولیتی که بر عهدۀ اوست، یعنی [[مسئولیت]] فرمانروایی و اعمال [[مدیریت]] [[الهی]] بر جامعۀ بشر - در هر اندازه و حدی که امکان دارد - جانشینی معیّن کند که بتواند بار مسئولیت فرمانروایی را به نمایندگی از او به دوش بگیرد تا زمانی که امکان حضور و [[اعمال]] [[فرمانروایی]] مستقیم برای او فراهم شود.
از این دو مقدمه نتیجه می‌گیریم: عقلاً ضرورت دارد امام برای عمل به مسئولیتی که بر عهدۀ اوست، یعنی [[مسئولیت]] فرمانروایی و اعمال [[مدیریت]] [[الهی]] بر جامعۀ بشر - در هر اندازه و حدی که امکان دارد - جانشینی معیّن کند که بتواند بار مسئولیت فرمانروایی را به نمایندگی از او به دوش بگیرد تا زمانی که امکان حضور و [[اعمال]] [[فرمانروایی]] مستقیم برای او فراهم شود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== [[برهان]] سوم ====
==== [[برهان]] سوم ====
خط ۶۹: خط ۶۹:
حاصل آنکه عمل [[جامعه]] به [[فرمان خداوند]] و اطاعت از او متوقف بر [[نصب حاکم]] و فرمانروایی است که اطاعتش از سوی خداوند [[واجب]] شده باشد، و تفسیر و تبیین او از قوانین، و تطبیق آنها بر موارد جزئی از سوی خداوند به‌عنوان تفسیر و تطبیق [[واجب‌الاطاعه]] معیّن شده باشد.
حاصل آنکه عمل [[جامعه]] به [[فرمان خداوند]] و اطاعت از او متوقف بر [[نصب حاکم]] و فرمانروایی است که اطاعتش از سوی خداوند [[واجب]] شده باشد، و تفسیر و تبیین او از قوانین، و تطبیق آنها بر موارد جزئی از سوی خداوند به‌عنوان تفسیر و تطبیق [[واجب‌الاطاعه]] معیّن شده باشد.


این مطلب شامل [[زمان غیبت]] [[معصوم]] نیز می‌شود، و لذا در زمان غیبت معصوم نیز باید فرمانروای واجب‌الاطاعه‌ای‌از سوی معصوم معیّن شود که فرمانش [[فرمان]] معصوم باشد، و تفسیر و تطبیق قوانین کلی به‌وسیلۀ او در [[حکم]] تفسیر و تطبیق معصوم بوده و لازم الاجرا، و نافذ باشد، در غیر این‌صورت عمل به احکام [[الهی]] و اطاعت خداوند در زندگی اجتماعی غیر ممکن خواهد بود.
این مطلب شامل [[زمان غیبت]] [[معصوم]] نیز می‌شود، و لذا در زمان غیبت معصوم نیز باید فرمانروای واجب‌الاطاعه‌ای‌از سوی معصوم معیّن شود که فرمانش [[فرمان]] معصوم باشد، و تفسیر و تطبیق قوانین کلی به‌وسیلۀ او در [[حکم]] تفسیر و تطبیق معصوم بوده و لازم الاجرا، و نافذ باشد، در غیر این‌صورت عمل به احکام [[الهی]] و اطاعت خداوند در زندگی اجتماعی غیر ممکن خواهد بود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== برهان چهارم ====
==== برهان چهارم ====
خط ۸۵: خط ۸۵:
ضمانت اجرایی حکم حاکم عادل متوقف بر قدرت اجرایی و [[حق]] کیفر کردن متخلفان است. این حق در انحصار خداوند و [[معصومان]] منصوب از سوی اوست که حق حاکمیت دارند، بنابراین لازم است در [[زمان غیبت]] معصوم از سوی معصوم نماینده‌ای وجود داشته باشد که از سوی معصوم حق حاکمیت داشته باشد و قدرت اجرایی و حق شرعی کیفر متخلفان به او داده شود تا اجرای عدل ضمانت اجرایی داشته باشد.
ضمانت اجرایی حکم حاکم عادل متوقف بر قدرت اجرایی و [[حق]] کیفر کردن متخلفان است. این حق در انحصار خداوند و [[معصومان]] منصوب از سوی اوست که حق حاکمیت دارند، بنابراین لازم است در [[زمان غیبت]] معصوم از سوی معصوم نماینده‌ای وجود داشته باشد که از سوی معصوم حق حاکمیت داشته باشد و قدرت اجرایی و حق شرعی کیفر متخلفان به او داده شود تا اجرای عدل ضمانت اجرایی داشته باشد.


حاصل آنکه بدون نفوذ حکم حاکم، که متوقف بر قدرت اجرایی و حق کیفر متخلفان توسط اوست، اجرای عدل و منع از ظلم ممکن نیست، و نفوذ حکم حاکم و برخورداری او از قدرت اجرایی و حق کیفر متخلفان، بدون نصب معصوم که دارای چنین اختیاری است امکان‌پذیر نیست.
حاصل آنکه بدون نفوذ حکم حاکم، که متوقف بر قدرت اجرایی و حق کیفر متخلفان توسط اوست، اجرای عدل و منع از ظلم ممکن نیست، و نفوذ حکم حاکم و برخورداری او از قدرت اجرایی و حق کیفر متخلفان، بدون نصب معصوم که دارای چنین اختیاری است امکان‌پذیر نیست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== [[برهان]] پنجم ====
==== [[برهان]] پنجم ====
خط ۹۳: خط ۹۳:
# [[حق]] تصرف در اموال و انفس مخصوص [[خداوند]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] [[منصوب از سوی خداوند]] برای [[ولایت]] بر [[مردم]] و [[اجرای حدود الهی]] و اقامۀ عدل در [[جامعۀ بشر]] است.
# [[حق]] تصرف در اموال و انفس مخصوص [[خداوند]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] [[منصوب از سوی خداوند]] برای [[ولایت]] بر [[مردم]] و [[اجرای حدود الهی]] و اقامۀ عدل در [[جامعۀ بشر]] است.


با توجه به مقدمۀ اول، مبنی بر [[وجوب]] [[اجرای عدل]] و [[اقامه حدود الهی]] - در حد مقدور - و با توجه به مقدمۀ دوم، مبنی بر توقف اجرای عدل و [[اقامۀ حدود]] بر اختیارات حکومتی و [[ولایتی]] که همان تصرف در اموال و انفس است، و با توجه به مقدمۀ سوم، که این اختیارات مخصوص [[خدا]] و [[رسول]] و [[امامان]] است نتیجه می‌گیریم: [[واجب]] است عقلاً برای اقامۀ حدود الهی و اجرای عدل - در حد مقدور و ممکن - در [[زمان غیبت]] [[معصوم]] حاکمی از سوی او تعیین شود که از اختیارات حکومتی و ولایتی معصوم برخوردار باشد و اقامۀ حدود الهی را در جامعۀ بشر بر عهده داشته باشد.
با توجه به مقدمۀ اول، مبنی بر [[وجوب]] [[اجرای عدل]] و [[اقامه حدود الهی]] - در حد مقدور - و با توجه به مقدمۀ دوم، مبنی بر توقف اجرای عدل و [[اقامۀ حدود]] بر اختیارات حکومتی و [[ولایتی]] که همان تصرف در اموال و انفس است، و با توجه به مقدمۀ سوم، که این اختیارات مخصوص [[خدا]] و [[رسول]] و [[امامان]] است نتیجه می‌گیریم: [[واجب]] است عقلاً برای اقامۀ حدود الهی و اجرای عدل - در حد مقدور و ممکن - در [[زمان غیبت]] [[معصوم]] حاکمی از سوی او تعیین شود که از اختیارات حکومتی و ولایتی معصوم برخوردار باشد و اقامۀ حدود الهی را در جامعۀ بشر بر عهده داشته باشد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== [[برهان]] ششم ====
==== [[برهان]] ششم ====
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
# فرض اول [[باطل]] است؛ زیرا عدم وجود [[فرمانروا]] در جامعۀ بشر منجر به [[هرج و مرج]] و [[گسترش ظلم و فساد]] می‌شود که عقلاً ممنوع است.
# فرض اول [[باطل]] است؛ زیرا عدم وجود [[فرمانروا]] در جامعۀ بشر منجر به [[هرج و مرج]] و [[گسترش ظلم و فساد]] می‌شود که عقلاً ممنوع است.
# فرض دوم نیز باطل است؛ زیرا در مبحث [[جهان‌بینی سیاسی]] به تفصیل توضیح دادیم که [[حق حاکمیت]] و فرمانروایی مخصوص [[خداوند]] است و دست درازی به این جایگاه از سوی هر کس که باشد [[ظلم]] است، بلکه بدترین و زشت‌ترین ظلم‌هاست و در نظر [[عقل]] به شدت محکوم است؛ زیرا بزرگترین [[تجاوز]]، تجاوز به حق حاکمیت و [[فرمانروایی خداوند]] است، نیز گفتیم پذیرش فرمانروایی کسی که بدون [[اذن خداوند]] خود را در جایگاه فرمانروایی که جایگاه ویژۀ خداوند است قرار داده است، از سوی [[مردم]] [[ظلم و ستم]] بزرگی است که در نظر عقل محکوم است.
# فرض دوم نیز باطل است؛ زیرا در مبحث [[جهان‌بینی سیاسی]] به تفصیل توضیح دادیم که [[حق حاکمیت]] و فرمانروایی مخصوص [[خداوند]] است و دست درازی به این جایگاه از سوی هر کس که باشد [[ظلم]] است، بلکه بدترین و زشت‌ترین ظلم‌هاست و در نظر [[عقل]] به شدت محکوم است؛ زیرا بزرگترین [[تجاوز]]، تجاوز به حق حاکمیت و [[فرمانروایی خداوند]] است، نیز گفتیم پذیرش فرمانروایی کسی که بدون [[اذن خداوند]] خود را در جایگاه فرمانروایی که جایگاه ویژۀ خداوند است قرار داده است، از سوی [[مردم]] [[ظلم و ستم]] بزرگی است که در نظر عقل محکوم است.
بنابراین فرض سوم عقلاً متعیّن خواهد بود.
 
بنابراین فرض سوم عقلاً متعیّن خواهد بود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== [[برهان]] هفتم ====
==== [[برهان]] هفتم ====
خط ۱۱۴: خط ۱۱۵:
# در میان فرض‌های سه‌گانه‌ای که در مقدمۀ اول به آنها اشاره شد رجحان فرض سوم بر فرض‌های اول و دوم آشکار و بیّن است؛ زیرا تضمین بیشتری در [[اجرای عدل]] و تأمین منافع [[جامعه]] در آن وجود دارد.
# در میان فرض‌های سه‌گانه‌ای که در مقدمۀ اول به آنها اشاره شد رجحان فرض سوم بر فرض‌های اول و دوم آشکار و بیّن است؛ زیرا تضمین بیشتری در [[اجرای عدل]] و تأمین منافع [[جامعه]] در آن وجود دارد.


بنابراین بر اساس مقدمۀ دوم که ترجیح مرجوح عقلاً [[قبیح]] است، و با توجه به رجحان فرض سوم، از نظر عقل فرض سوم متعیّن است.
بنابراین بر اساس مقدمۀ دوم که ترجیح مرجوح عقلاً [[قبیح]] است، و با توجه به رجحان فرض سوم، از نظر عقل فرض سوم متعیّن است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۶ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۶]]، ص ۶۷-۷۴.</ref>.


==== برهان هشتم ====
==== برهان هشتم ====
۱۳۳٬۸۲۱

ویرایش