←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
آنچه از منسوجات که پیش از این در منابع یاد شد، آن دسته منسوجاتی است که در [[تجارت]] کاربرد داشته است و گر نه احتمال دارد کارگاههای محلی و خانگی فراوان دیگری وجود داشته باشد که نیازهای بسیاری را در عمان بر طرف میکرده است؛ در حالی که شاید ابتدایی بوده و [[مهارت]] خاصی نیز در آن به کار نمیرفته است<ref>تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی، عبدالرحمان عبدالکریم العانی، ترجمه: مسلم زارع مطلق و غلامرضا زائری، ص۳۸-۴۰.</ref><ref>[[یعقوب جعفری|جعفری، یعقوب]]، [[خوارج در تاریخ (کتاب)|خوارج در تاریخ]].</ref> | آنچه از منسوجات که پیش از این در منابع یاد شد، آن دسته منسوجاتی است که در [[تجارت]] کاربرد داشته است و گر نه احتمال دارد کارگاههای محلی و خانگی فراوان دیگری وجود داشته باشد که نیازهای بسیاری را در عمان بر طرف میکرده است؛ در حالی که شاید ابتدایی بوده و [[مهارت]] خاصی نیز در آن به کار نمیرفته است<ref>تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی، عبدالرحمان عبدالکریم العانی، ترجمه: مسلم زارع مطلق و غلامرضا زائری، ص۳۸-۴۰.</ref><ref>[[یعقوب جعفری|جعفری، یعقوب]]، [[خوارج در تاریخ (کتاب)|خوارج در تاریخ]].</ref> | ||
==ساکنین== | |||
[[سرزمین عمان]] بر [[نظام قبیلهای]] [[استوار]] بوده، بیشتر [[مردم]] عمان در اتحادیههای قبیلهای [[انتظام]] یافته بودند. «[[ازد]]» مهمترین [[قبیله]] ساکن در عمان از [[زمان]] [[ظهور اسلام]] بدین سو بوده است تا آنجا که عمان را به اسم «[[سرزمین]][[ ازد]]»<ref>ابو الفدا، تقویم البلدان، ۹۹</ref> نامیدهاند. [[بلاذری]] نیز گفته است که «بیشترین سکنه عمان ازدیها هستند».<ref>فتوح البلدان، ۷۶ طبع دی غویه، بریل لیدن ۱۸۶۶م.</ref> [[هنگام ظهور اسلام]]، [[قدرت]] و [[نفوذ]]، بیشتر در [[اختیار]] [[قبیله ازد]] بوده است. شکی نیست که [[تاریخ]] [[سکونت]] آنها در عمان به [[روزگار]] قدیمی تری بر میگردد.<ref>المعار، ۶۴۱۶۴۰، تحقیق ثروت، عکاشه، مطبعة دار الکتب القاهرة ۱۹۶۰ تک فتوح البلدان ۱۵ ۱۷ ابن خلکان، وفیات الأعیان و انباء ابناء الزمان، ۱۰۷/۴ تحقیق احسان، عباس، بیروت، دائرة المعارف الأسلامیهٔ ۳۷/۲ ۳۸ ترجمه عربی». جرجی زیدانف العرب قبل الأسلام، ۱۸۲، طبعه جدیده مراجعه و تعلیق حسین، مؤنس دار، الهلال عمر کحالة معجم قبائل العرب، ۱۵/۱ ۱۶، المطبعة الهاشمیة، دمشق، ۱۹۴۹. الدکتور جواد علی تاریخ العرب قبل الأسلام، ۲۶۱/۴ مطبعة المجمع العلمی العراقی، ۱۹۵۵.</ref> بزرگترین [[مورخان]] و نسابان [[عرب]] در قرون اولیه [[اسلامی]]، ذکر کردهاند که ازد بعد از خارج شدنشان از [[یمن]] در سرزمین «[[عک]]» اقامت گزیدند. در پی وقوع [[جنگ]] با عک و [[شکست]] از آنها، به [[مکه]] رهسپار شدند. «[[ازدیان]] دیر زمانی در مکه اقامت گزیدند اما با بروز قحطی، رهسپار عمان شد». [[ابن هشام]] میگوید: ازد در سرزمین عک مأوا گزیدند «مردم قبیله عک با آنها وارد [[نبرد]] شدند...؛ از این رو از آنجا کوچیدند و در بلاد مختلف پراکنده شدند.... و در عمان سکونت گزیدند».<ref>السیرة النبویة، ۱۴/۱۳/۱ تحقیق مصطفی السقا و آخرون مطبعه مصطفی البابی الحلبی و اولاده مصر، ۱۹۳۶، نک: ۹/۱ النویری، ۳۳۳/۱۵ ۳۳۷.</ref> | |||
[[یعقوبی]] میگوید: «ازد در یثرب متفرق شدند و سایرین [[شام]] را برگزیدند حتی به سرزمین [[سرات]] نیز رفتند؛ لذا ازدیان با این قبیله و دیگر اطرافیان درگیر شدند و گروهی از آنها به سوی عمان رفتند».<ref>التاریخ ۲۳۲/۱ ۲۳۳ طبعة هوتسما، لیدن، ۱۸۸۳م نک کشف الغمه ورقه ۱۹.</ref> «همدانی» ذکر کرده است که [[ازد]] در «تهامه» اقامت گزیدند؛ چون بین آنها [[تفرقه]] و [[اختلاف]] افتاد، «لذا هر گروهی به طرفی رفته و گروهی از آنها رهسپار عمان و یمامه و [[بحرین]] شدند».<ref>ابو الفدا، تقویم البلدان ۹۹</ref> | |||
تخریب [[سد]] «[[مأرب]]» نمیتواند دلیلی برای [[مهاجرت]] گسترده [[قبایل]] باشد زیرا منطقه تحت [[پوشش]] [[سد مأرب]] محدود بوده است، سد به طور کامل تخریب نشده و تا [[ظهور اسلام]] قابل استفاده بوده است؛ لذا باید گفت که مهاجرت [[دلایل]] عمیقتر و گسترده تری از جمله بحرانهای سخت [[اقتصادی]] و نگرانیهای [[سیاسی]] داشته است. | |||
همچنین قابل ذکر است که [[سرزمین]] محل [[سکونت]] [[ازدیان]] منطقه پر صعوبتی بوده است و این [[قوم]] در آن به شبانکارگی [[اشتغال]] داشتهاند. علاوه بر آن، [[اخبار]] روابط بین اهالی عمان و سکنه شمال [[یمن]] و [[مردم]] [[حجاز]] -که در منابع زیاد [[تکرار]] شده است- احتمالاً گویای این موضوع میتواند باشد که این روابط بر [[هجرت]] خلاصه نشده است، بلکه [[روابط سیاسی]] و [[تجاری]] را نیز در بر میگرفته است.[[ ازد]] عمان در [[هنگام ظهور اسلام]] از تعدادی [[عشیره]] و بطن تشکیل میشد<ref>المعارف، ۶۴۱، ۶۴۰ تحقیق ثروت عکاشة مطبعة دار الکتب القاهرة، ۱۹۶۰: نک فتوح البلدان ۱۵ ۱۷ ابن خلکان، وفیات الأعیان و انباء ابناء الزمان، ۱۰۷/۴، تحقیق احسان عباس، بیروت دائره المعارف الأسلامیة، ۳۷/۲ ۳۸ ترجمه عربی»، جرجی زیدانف العرب قبل الأسلام، ۱۸۲ طبعه، جدیده مراجعه و تعلیق حسین، مؤنس دار، الهلال عمر کحالة معجم قبائل العرب، ۱۵/۱ ۱۶، المطبعة الهاشمیة، دمشق ۱۹۴۹. الدکتور جواد علی تاریخ العرب قبل الأسلام، ۲۶۱/۴، مطبعة المجمع العلمی العراقی، ۱۹۵۵.</ref> که مهمترین آنها بنی معوله بن شمس بن عمرو بن غنم بن غالب بن عثمان بن زهران و [[بنی کعب بن حارث بن کعب بن نصر بن عبداله بن مالک بن نصر بن ازد بوده است.<ref>السیرة النبویه ۱۴/۱۳/۱ تحقیق مصطفی السقا و آخرون مطبعه مصطفی البابی الحلبی و اولاده، مصر، ۱۹۳۶ تک ۰۹/۱ النویری، ۳۳۳/۱۵ ۳۳۷.</ref> آنها به مرکزیت [[صحار]] در این سرزمین قدرتی برای خود ایجاد کردند که [[جیفر]] و عبد پسران جلندی بن مستکبر بن مسعود بن جزار بن عبدالعزی بن معوله بن شمس از جمله [[حکام]] آن در [[زمان]] [[ظهور اسلام]] بودند.<ref>درباره آل جلندی به بخش چهارم ورود) اسلام به (عمان) و بخش پنجم اداره) عمان در روزگار (اسلام همین کتاب نگاه کنید.</ref> از گفتههای فوق میتوان [[استدلال]] کرد که [[سکونت]] آنها در کنار [[ساحل]] بوده است و [[رهبری سیاسی]] و [[اقتصادی]] منطقه در اختیارشان قرار داشته است. | |||
[[حدان بن شمس]] [[برادر]] [[معوله بن شمس]]<ref>الأصمعی، تاریخ العرب قبل الأسلام ۸۷ تحقیق محمد حسن آل یاسین مطبعة، المعارف، بغداد ۱۹۵۹. صفة جزیرة العرب، ۲۱۱. کشف الغمة، ورقه ۲۲ب مخطوط مصور فی المکتبة المرکزیة بدون رقم نک السیابی اسعاف الأعیان فی أنساب اهل عمان ۱۲۹، بیروت، ۱۹۶۵.</ref> گروهی از [[ازد]] عمان را به [[ریاست]] [[مسیله بن هزان حدانی]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستاد<ref>درباره وقد عمان به بخش چهارم ورود) اسلام به عمان) نگاه کنید.</ref> گروهی از آنها در ایام بعد از [[اسلام]] به [[بصره]] [[مهاجرت]] کردند و تعدادی از آنها در عمان باقی ماندند.<ref>تاریخ خلیفه بن خیاط، ۱۸۰/۱ عجاله المبتدی. ۴۶ السمعانی ۸۳/۴ اللباب ۳۴۷/۱ دربارۀ کوچ ازدیان به بصره نک: التنظیمات الاجتماعیة والاقتصادیة فی البصرة فی القرن الأول الهجری، ۳۲۴ ۳۲۵ ط ۲، بیروت ۱۹۶۹.</ref> | |||
بنی مالک بن فهم بن غنم بن دوس بن عتثان بن عبداله بن زهران بن کعب بن حارث بن کعب بن عبداله بن مالک بن نصر بن ازد را از [[طوایف]] ازدی ساکن در عمان گفتهاند.<ref>الیعقوبی، التاریخ ۲۳۲/۱ ۲۳۳. ابن درید الاشتقاق ۴۷۹ تحقیق عبدالسلام هارون القاهرة. ۱۹۵۸ ابن حزم، ۳۷۹. کشف الغمة، ورقه ۱۹ السیابی ۹۰</ref> «نوی«<ref>ابن حزم، ۳۷۹</ref> و «اشافر» از جمله شعب ازدند که در عمان سکونت داشتهاند.<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ۲۲۰ تحقیق اکرم ضیاء العمری، ط ۱، مطبعة العانی، بغداد، ۱۹۶۷. الاشتقاق، ۱۹۷، ۵۰۱، الأغانی، ۵۴/۱۳، الأشقر همان سعد بن عائذ بن مالک بن فهم است ابن الکلبی ۲۱۱ ابن حزم. ۳۸۱ الأکمال ۹۵/۱) و در کتاب الاشتقاق (ص ۵۰۱) او را اسعد بن مالک بن عمرو دانسته و در کتاب اللباب (ج ۱ ص(۶۵) او را سعید بن عائد بن مالک بن عمرو نوشته است.</ref> برخی از آنها بعد از [[اسلام]] به [[بصره]] [[مهاجرت]] کردند؛ اما غالبشان در عمان ماندند.<ref>العلی، ۳۲۵</ref> عقاة«<ref>معجم ما استعجم، ۴۸/۱ العقاه فرزند منقذ بن حارث بن مالک بن فهم است ابن الکلبی. ۲۱۱ ابن حزم (۳۸) در کتاب «معجم ما استعجم» آمده است که او را به دلیل این که برادرش جرموز را کشت بدین اسم نامیدند (معجم ما استعجم، ۴۸/۱)</ref> و «جدید»<ref>الاشتقاق، ۵۰۱ صفة جزیرة العرب ۲۱۱. ابن صاعد، طبقات الأمم، ۱۶، نشر الأب لویس شیخو المطبعة الکاثولیکیة، بیروت ۱۹۱۲ وی همان جدید بن خضیر بن اید بن عائذ بن مالک بن عمرو بن فهم است. (ابن الکلبی، ۲۱۲، الأکمال ۵۳/۲)</ref> از دیگر بطنهای [[ازد]] هستند. جدید از جمله کسانی بودند که [[لقیط بن مالک ازدی]] را ابتدا [[یاری]] کردند و سپس از او دست کشیدند.<ref>الطبری، ۱۹۷۹/۱ نقل از (سیف همچنین: نک بخش چهارم همین کتاب تحت عنوان «ورود اسلام به عمان».</ref> «فراهید»، دیگر بطن از [[ازدیان]] است که [[خلیل بن احمد]]، عروضی مشهور<ref>عجالة المبتدی ۱۰۰، الحمیری حور العین ۱۱۲ تحقیق کمال، مصطفی مصر ۱۹۴۸ ابن خلکان ۲۴۸/۲. السیابی، ۹۲ ۹۳ فراهید با فرهود بن شبابه بن مالک بن فهم مورد اشاره در کتاب ابن الکلبی (۲۱۱) یکی است.</ref> از آنهاست. بطن دیگرشان، [[بنو سلیمه بن مالک بن فهم]] است که اغلبشان به [[ساحل]] شرقی خلیج فارس رفتند و در کرمان ساکن شدند.<ref>کشف الغمه، ورقه، ۲۸ در مورد انتقال آنها به بخش ششم همین کتاب نگاه کنید.</ref> پارهای از بطنها نیز به [[بصره]] رفتند<ref>عجاله المبتدی، ۷۴</ref> و گروهی در عمان باقی ماندند.<ref>طبقات خلیفه بن خیاط، ۲۱۰</ref> دیگر بطن مهم شان «معن» نام دارد.<ref>کشف الغمة ورقة ۲۶ ب. ۲۸ تحفة الاعیان ۳۲/۱ ۳۷ عمان تاریخ یتکلم، ۹۷-۹۸</ref> | |||
«بنی عتیک» یکی دیگر از بطون ازد عمان است<ref>الأصمعی، ۷۸، صفة جزیرة العرب ۲۱۱ ابن صاعد ۶۱ نک: السیابی، ۱۱۰-۱۱۱.</ref> که نسبشان به عتیک بن ازد بن عمران بن عمرو بن مزیقیا میرسد.<ref>ابن الکلبی ۳۰۲ ابن، حزم، ۳۶۷ عجاله المبتدی ۹۱. اللباب ۳۲۲/۲</ref> [[ابن قتیبه دینوری]] بر این [[اعتقاد]] است که بطن عتیک، همان ازدیان «دبا» هستند؛<ref>المعارف، ۳۹۹</ref> بنابراین میتوان [[استنتاج]] کرد که «دبا» از سکونتگاههای ازدیان بوده است. به نظر میرسد که عتیک در [[زمان]] [[ظهور اسلام]]، در [[شهر]] دبا واحد مستقلی بوده است. آنها مخالف سلطة [[آل جلندی]] در عمان بودهاند و این [[مخالفت]] که بعد از [[وفات پیامبر]]{{صل}} حادث شد، توسط [[لقیط بن مالک ازدی]] [[رهبری]] میشده است. مرکز این مخالفت[[ شهر]] دبا بود و بطن عتیک در آن [[حرکت]]، [[دخالت]] داشتند.<ref>درباره دیدگاه عتیک در رابطه با حرکت لقیط بن مالک به بخش ورود اسلام به عمان در همین کتاب نگاه کنید.</ref> | |||
[[مهلب بن ابی صفره]]<ref>المعارف. ۳۹۹ ابن حزم، ۳۶۷ السمعانی ۱ ۱۸۱ اللباب ۴۶/۱. ابن حجر، ر، الأصابة فی تمییز الصحابة، ۱۰۸/۴، مطبعه مصطفی محمد، القاهرة، ۱۹۳۹</ref> و بغام بن حارث بن عبدالله بن عدی بن وائل بن حارث بن عتیک از جمله نامداران بطن عتیک هستند و بغام اولین شخصی است که بر ایرانیان<ref>علیرغم کتمانهای مؤلف در باره ایرانیان ساکن عمان در قبل و بعد از اسلام اینجا که پای افتخارات اعراب عمان به میان میآید دوباره وی حضور ایرانیان در عمان را معترف میشود. (مترجمین)</ref> عمان [[حمله]] کرد.<ref>ابن حزم ۳۷۰ و در کتاب الاشتقاق ص۴۸۳ آمده است که نعام بن حارث از دلاوران آنها در اواخر عصر جاهلیت و اوایل اسلام بود. وی نخستین کسی بود که بر ایرانیان حمله برد».</ref>-<ref>تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی، عبدالرحمان عبدالکریم العانی، ترجمه: مسلم زارع مطلق و غلامرضا زائری، ص۴۱-۴۴.</ref> | |||
گروهی از آنها بعد از اسلام به [[بصره]] [[مهاجرت]] کردند<ref>الاشتقاق، ۱۳۷، ۴۸۳ الجزء الحادی عشر من تاریخ مصنف المجهول، ۲۸۴، مطبعة بولس ابل فی مدینة غرفزولد ۱۸۸۳، الکامل، ۳۸۵/۴ الأصابة، ۴/۱۰۸-۱۰۹</ref> و برخی نیز در [[زمان]] [[والی]] گری مهلب بن ابی صفره بر [[خراسان]] به آنجا کوچیدند<ref>فتوح البلدان، ۴۱۷، الاشتقاق، ۴۸۳</ref> و تعدادی از آنها در عمان ماندند. | |||
الیحمد<ref>الأصمعی ۸۷ صفة جزیرة العربیة. ۲۱۱ الحور العین ۲۰۲. ابن صاعد. ۶۱ کشف الغمه ورقه ۲۲ب، السیلیی ۶۳.</ref> یکی دیگر از بطون [[ازد]] است که در عمان ساکن بودهاند. بر پایه نظر [[نسبشناسان]] آنها از یحمد بن حمی بن عثمان بن نصر بن زهران<ref>ابن الکلبی، ۲۰۳ ابن حزم۳۸۴</ref> هستند که برخی از آنها بعد از اسلام به بصره مهاجرت کردهاند<ref>خلیفه بن خیاط، الطبقات، ۲۱۰.</ref> و گروهی نیز به خراسان کوچیدهاند.<ref>الاشتقاق، ۵۰۶</ref> «[[ماویه]]» و «عرمان» دو تن از پسران عمرو بن ازد هستند<ref>ابن حزم. ۳۷۵ کشف الغمة، ورقه ۲۲ب.</ref> و بطن حواله<ref>الیعقوبی، التاریخ، ۲۰۴/۱، طبعة هو تسما، مطبعه بریل، لیدن ۱۸۸۳.</ref> از [[فرزندان]] [[هنو بن ازد]]<ref>ابن الکلبی، ۲۰۹ الاشتقاق، ۴۷۸ القلقشندی نهایة الأرب فی معرفة انساب العرب، ۲۶۶، مطبعة النجاح، بغداد، ۱۹۵۸.</ref> و بطن طاحیه<ref>ابن سعد اق ۸۰/۲ ۸۱ طبعه ادوارد سخاو مطبعه، بریل لیدن ۱۳۲۴ فما بعد النویری، ۱۸ ۱۱۴ ۱۱۵</ref> از [[اولاد]] طاحیة بن سود بن حجر بن عمران بن عمرو<ref>ابن الکلبی ۲۰۳ ۲۰۶ ابن حزم، ۳۶۷، ۳۷۱ عجاه المبتدی، ۸۵ اللباب، ۲۶۷/۲</ref> هستند که گروهی به [[ریاست]] اسد بن بیرح طاحی نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستادند.<ref>درباره وفد طاحیه به بخش ورود اسلام به عمان در همین کتاب نگاه کنید.</ref> برخی از آنها بعد از [[اسلام]] به [[بصره]] [[هجرت]] نمودند<ref>عجالة المبتدی ۸۵ اللباب، ۲۶۷/۲ ۲۶۸</ref> و بطن هداد<ref>الأغانی، ۹/۱۹) (از الحرمازی ۷۴)</ref> که [[نسبشناسان]]، آنها را به هداد بن زید منات بن حجر بن عمران بن عمرو<ref>این حزم، ۳۷۱. الاشتقاق، ۴۸۴. عجالة المبتدی، ۱۲۲، اللباب ۳۸۲/۳.</ref> میرسانند، بعضی از آنها بعد از اسلام به بصره نقل مکان کردهاند.<ref>اللباب، ۳۸۲/۳</ref> | |||
از دیگر بطنهای ازد عمان، ثماله<ref>ابن سعد، ۱ق، ۳۵/۲، ۸۳</ref> است که از فرزندان عوف بن اسلم بن احجن بن کعب بن حارث بن کعب بن عبدالله بن مالک بن نصر بن ازدی است.<ref>ابن الکلبی ۲۱۰ تک ابن حزم ۳۷۷ عجالة المبتدی ۵، اللباب. ۵. اللباب ۲۴۱/۱ ۲۴۲</ref> اینها هیأتی را نزد پیامبر{{صل}} فرستادند و پیامبر{{صل}} برای شان مکتوبی نوشت.<ref>درباره وفد ثماله به بخش چهارم همین کتاب ورود اسلام به عمان نگاه کنید.</ref> بنی حمامه -که «[[ابن کلبی]]» آن را از حمامة بن عوف بن غازیه بن ذیبان بن عوف بن منهب بن دوس بن عتثان بن عبداله بن زهران بر شمرده است-<ref>ابن الکلبی ۲۱۵</ref> را هم از دیگر شاخههای این [[قوم]] گفتهاند.<ref>عجالة المبتدی ۵۰، السمعانی ۲۳۴/۴، الباب، ۳۸۵/۱</ref> همچنین بطن بنی عامر بن عمرو بن مالک بن اوس بن حارثه<ref>ابن حزم، ۳۴۳</ref> و بطن سائب بن قطن بن عوف بن خزرج در عمان متوطن بودهاند. این دو بطن به طور کامل در عمان ساکن بودهاند و هیچ گزارشی مبنی بر حضور آنها در [[مدینه]] در دست نیست.<ref>ن.م. ۳۵۳</ref> | |||
[[سامه بن لوی]] هم از [[قبایل]] مشهور عمان در هنگام [[فتوحات اسلام]] است. نسابان آنان را به [[قریش]] نسبت میدهند<ref>مصعب الزبیدی نسب، قریش ۱۳ نشر و تعلیق لیفی بروفنسال القاهره ۱۹۵۱ این، حزم. ۱۲ معجم ما استعجم ۴۶/۱ ۴۷.</ref> و گفتهاند سامه بن لوی به دلیل [[مشاجره]] با برادرش عمرو بن لوی از [[مکه]] به [[عمان ]][[مهاجرت]] کرده است.<ref>نسب قریش، ۱۳. المحبر، ۱۶۸. المعارف، ۶۹ انساب الأشراف، ۴۶/۱ ۴۷. ابن هشام ۱۰۱/۱ تاریخ الیعقوبی، ۲۳۴/۱. ابن رسته، ۲۰۶. ابن الأنباری، شرح القصائد السبع الطوال الجاهلیات، ۱۳۰. تحقیق عبدالسلام هارون، دار المعارف مصر ۱۹۶۳، معجم ما استعجم،۸۹/۱.</ref> | |||
[[بنی سامه]] در عمان [[یکپارچگی]] خود را [[حفظ]] کردهاند و با [[ازدیان]] در نیامیختهاند. اما روابط شان به گونهای بوده است که «ابن حبیب» از آنها به عنوان «[[همپیمانان]][[ ازد]]»<ref>المحبر، ۱۶۸</ref> یاد میکند که میتواند دلیلی بر روابط خوب بین آن دو باشد. شکی نیست که این ارتباط قدیمی به قبل از [[اسلام]] بر میگردد زیرا در بدو [[ظهور اسلام]] در عمان ساکن بودهاند. بنی سامه بعد از اسلام نیز در عمان جایگاه [[ارزشمندی]] داشتند. استخری در توصیف آنها نوشته است که آنها از بزرگان عمان هستند<ref>المسالک و الممالک ۲۵ ۲۶ تک صورة الارض، ۳۸-۳۹</ref> و البکری درباره آنها گفته است که «بنی سامه در عمان تنها [[قبیله]] کوچکی است که [[قدرت]] و [[ثروت]] و قوت دارند».<ref>معجم ما استعجم، ۸۹/۱</ref>-<ref>تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی، عبدالرحمان عبدالکریم العانی، ترجمه: مسلم زارع مطلق و غلامرضا زائری، ص۴۵-۴۶.</ref> | |||
بنا بر نقل منابع، سکونتگاه بنی سامه، ناحیه توام بوده است.<ref>به گفته «مقدسی»: «گروهی از قریش که از قدرت برخوردار بودند، بر آن ناحیه چیره شد. احسن التقاسیم. ۹۳: نک کشف الغمه ورقه ۱۲۳</ref> یاقوت هم از «توأم» به عنوان روستایی است که [[منبر]] بنی سامه در آن قرار دارد، یاد نموده است.<ref>معجم البلدان، ۸۸۷/۱. المشترک وصفا و المتفرق صقعا، ۸۴. طبع کوتنجت ۱۸۴۶.</ref> گروهی از آنها بعد از اسلام به [[بصره]] مهاجرت کردند<ref>عجالة المبتدی، ۷۱ یاقوت، ۲۲/۳</ref> ولی بخش اعظم شان، همچنان در عمان باقی ماندند. | |||
[[قضاعه]] و طوایفی از آن از جمله [[بنی جرم]]، از دیگر [[قبایل]] [[عربی]] بودند که در عمان [[سکونت]] گزیده بودند. [[نسبشناسان]] [[مسلمان]]، بنی جرم را از ربان بن حلوان بن عمران بن حافی بن قضاعه به شمار آوردهاند.<ref>جمهرة اللغة. ۸۴/۲ معجم ما استعجم، ۴۸/۱ ۸۲</ref> البکری گفته است که آنها از اتلاد<ref>اتلاد جمع تلد است و تلد به معنی کسی است که در عجم زاده شود در عرب پرورش یابد. (مترجمین)</ref> عمان هستند. اینها پس از خروج از سکونتگاههای شان در [[حضن]] و [[اراضی]] بالای نجد در جوار قبیلة [[أزد]] متوطن شدهاند.<ref>معجم ما استعجم، ۴۸/۱، ۸۲</ref> | |||
«[[ناجیه]]»، «[[راسب بن خزرج]]»، «[[قدامه]]» و «ملکان» از مهمترین بطنهای بنی جرم ساکن عمان هستند<ref>ن. م.</ref> از دیگر قبایل ساکن عمان، «بنی ریام» هستند. نسبشناسان آنها را به قضاعه منسوب میدارند. همدانی نیز گفته است که یکی از اقمار [[قبیله]] [[بنی قضاعه]]، بنی ریام است و [[سرزمین]] آنها، روستایی به نام «رضاع» است، رضاع بر [[ساحل]] [[دریای عمان]] است و [[کوه]] [[حصینی]] در ناحیه عمان دارند که در آن از خود [[مراقبت]] میکنند. این کوه به «جبل بنی ریام» معروف است.<ref>الأکلیل، ۱۹۱/۱ ۱۹۲ تحقیق محمد بن علی الأکوع، مطبعة السنة المحمدیة، القاهرة ۱۹۶۳ تک: صفة جزیرة العرب، ۵۲ معجم ما استعجم، ۶۵۴/۲</ref> | |||
از دیگر [[قبایل عرب]] ساکن در عمان باید از [[قبیله عبدالقیس]] و [[طوایف]] نامدارش نام برد. بنا بر نقل منابع، برخی از بطون قبیلة [[بنی عبدالقیس]] در هنگام [[فتوحات اسلامی]] در عمان ساکن بودهاند و شکی نیست که سکونت این بطون در عمان به روزگاران پیش از [[اسلام]] بر میگردد. «[[ابن درید]]» میگوید<ref>روی دیگر سخن ابن درید این است که زمانی که این بطون به عمان آمدند هنوز اعراب وارد این سرزمین نشده بودند و آنها در میان عجمها یا به عبارت دیگر ایرانیان پرورش یافتند و لذا باید آنها را جز اتلاد به شمار آورد. (مترجمین)</ref> که: «بطون [[عبدالقیس]] از اتلاد عمان محسوب میشوند زیرا از [[زمان]] قدیم<ref>چون اتلاد و تلد به معنی کسی است که در میان ایرانیان پرورش یافته است این عبارت کوتاه گویای این است که ایرانیان از قدیم در عمان بودهاند و قدیمیترین اعراب عبدالقیس هستند که تلد به حساب میآیند در ادامه نیز توضیح داده است که حتی از دیان نیز مهاجران و اتلاد هستند. (مترجمین)</ref> در عمان [[سکونت]] گزیدهاند»<ref>جمهرة اللغة. ۹/۲ تک لسان العرب، ۱۰۰۳</ref> «[[ابن شبه]]» نیز در این باره مینویسد: «قبایلی از [[عبدالقیس]] وارد عمان شدهاند و با [[ازد]] در مملکت شان [[شریک]] شدهاند و این اتلاد، اتلاد عمان هستند».<ref>معجم ما استعجم، ۸۲/۱</ref> | |||
برخی از بطون عبدالقیس که در عمان ساکن شدهاند، از بنی نکره بن لکیز بن افصی بن عبدالقیس<ref>المعارف، ۹۳</ref> و بطن بنی [[صوحان]] و بطن [[مصقله]] بن رقبه<ref>ن. م. ۹۴ البیان و التبیین ۹۶/۱ ۹۶، الطبری اق ۳۱۴۸/۶.. الکامل، ۲۸۸/۳</ref> هستند. بطن اخیر از [[بنی عجل بن عمرو بن ودیعه بن لکیز بن اقصی هستند.<ref>ابن الکلبی، ۱۷۰ ابن قتیبه نیز در کتاب المعارف از این بطن یاد کرده است (ص ۹۴).</ref> عوق، [[عوف]] و عانش پسران دلیل بن عمرو بن ودیعه بن لکیز بن اقصی از دیگر بطون عبدالقیس ساکن عمان هستند. بطن بنو [[زاکیه]] از [[فرزندان]] زاکیه بن وابله بن دهن بن ودیعه بن لکیز بن أفصی بن عبدالقیس هستند.<ref>معجم ما استعجم، ۸۲/۱</ref> | |||
همچنین، در عمان بطونی از [[بنی تمیم]] همراه با دیگر [[قبایل عرب]] مأوا گزیدهاند. البکری از ساکنان [[تمیمی]] عمان، به ذکر جماعتی از بنی سعد بن زید مناة بن تمیم پرداخته،<ref>ن. م. ۸۲/۱</ref> مهترین بطنهای آنها را [[عبدشمس]]، مالک و عوف بر میشمارد.<ref>ن. م. ۸۲/۱</ref> | |||
[[ابن درید]] هم از سکونت جمعی از [[مردم]] بنی مازن بن شیبان بن ثعلبه بن عکا بن بکر بن وائل در عمان خبر داده است.<ref>الاشتقاق، ۳۵۱</ref> جدای از این سخن ابن درید، نگارنده این سطور در سایر منابع اشاراتی دال بر [[تأیید]] آن نیافت. [[واقعیت]] این است که ابن درید تأکید میکند که «کسی از آنها نیست که یاد او تا کنون مانده باشد».<ref>ن. م.</ref> پس بهتر این است که گفته شود تعداد اندکی از آنها در عمان ساکن شدهاند و نقش قابل ذکری نداشتهاند.<ref>تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی، عبدالرحمان عبدالکریم العانی، ترجمه: مسلم زارع مطلق و غلامرضا زائری، ص۴۷-۴۹.</ref>.<ref>[[عبدالرحمن عبدالکریم العانی|العانی، عبدالرحمن عبدالکریم]]، [[تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|تاریخ عمان در قرون نخستین اسلامی]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||