←بنی حریم و تعامل با دولت اموی
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==بنی حریم و تعامل با [[دولت اموی]]== | ==بنی حریم و تعامل با [[دولت اموی]]== | ||
بنی حریم در کنار دیگر [[طوایف]] [[بنی جعفی]] در دوره [[امویان]] همکاریهای گستردهای را با این [[دولت]] آغاز نمودند و در تثبیت و [[تحکیم]] [[خلافت اموی]] بسیار کوشیدند. [[جعفیها]] و طوایف آن در این دوره، بیش از پیش درگیر مسائل [[سیاسی]] و نظامی شدند که علت آن را میتوان عربگرایی [[بنی امیه]] و برپاداشتن [[جنگ]] قبیلهای میان [[عرب]] و [[غیر عرب]]، تفاخرات قومی و [[جاهطلبی]]، دانست که رؤسای [[قبایل]] و نامآوران و جنگاوران [[عرب]] را برای کسب [[منافع مادی]] و [[اجتماعی]] بیشتر، جذب آنها میکرد. از سوی دیگر، [[بنی امیه]] هم همواره از جایگاه و نام [[عثمان]] برای دستیابی به [[قدرت]] و از میان برداشتن مخالفان استفاده میکردند. از اینرو [[عثمانی]] مسلکان بسیاری بر گرد او فراهم آمدند. از جمله این افراد، [[عبیدالله بن حر جعفی]] - یکی از اشراف [[عراق]] - بود که ادعای [[خونخواهی عثمان]] داشت و به همین سبب از [[نمایندگان]] و [[هواداران بنی امیه]] در عراق به شمار میرفت. وی در [[روزگار]] [[خلافت امام علی]]{{ع}} با همین دستاویز به [[معاویه]] پیوست<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰.</ref>. [[خوی]] تجاوزطلبی عبیدالله با جاهطلبی، [[عصبیت]] [[عربی]] و [[گرایش]] ضد [[شیعی]] او پیوند عمیقی داشت. به همین جهت زمانی که [[امویان]]، امیدی به بازگرداندن عراق و [[فرمانروایی]] آن نداشتند، عبیدالله زمینه را فراهم و خود را پیش [[مرگ]] آنها کرد. به نوشته [[طبری]]، هنگامی که [[عبدالملک بن مروان]] بر زبیریان چیره شد، نخستین گروههای عربی که با وی [[همراهی]] کردند، اشراف [[جعفی]] در [[کوفه]] بودند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۱-۱۲.</ref>.<ref>فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهش نامۀ تاریخ اسلام، قبیله جُعفی و نقش آن در تاریخ اسلام تا پایان خلافت امویان، مریم سعیدیان جزی، ص۱۷-۱۸.</ref> [[عبیدالله بن حر]]، از اشراف و نامداران عراق بود<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۶۹-۲۷۰.</ref> و به گرایشهای عثمانی [[شهرت]] داشت<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۱۸۶.</ref>. احتمالاً همین گرایشات عثمانی او موجب حضور وی در [[سپاه معاویه]] در [[جنگ صفّین]] بود<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰.</ref>. بررسی احوال وی روشن میسازد که عبیدالله، فردی زیادهخواه و منفعتطلب بود<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۳۳۱-۳۳۲.</ref>. [[تعصب]] عربی - قبیلهای داشت و از [[موالی]]، [[عجم]] و [[ایرانیان]] به شدت بیزار بود<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۱۸۷.</ref>. قائل به [[فرمانبری]] و [[پیروی]] از یک فرد یا [[حکومت]] خاصی نبود و هیچ یک از [[استانداران]] عراق را شایسته [[گردن نهادن]] نمیدانست<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۵.</ref>. از اینرو [[همراهی]] کوتاه مدتش با [[حکام]] [[عراق]]، تنها برای کسب جایگاه و [[منافع]] بوده است. وی زمانی با زبیریان همساز شد<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۷۶.</ref>، چند صباحی هم با مختار بود<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۶، ص۱۲۹.</ref> و سرانجام با [[مروانیان]] [[بیعت]] کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۷.</ref>. عبیدالله در برابر [[قیام]] [[حجر]] و [[امام حسین]]{{ع}} [[بیطرفی]] پیشه کرده بود از اینرو هنگامی که امام حسین{{ع}} او را به [[یاری]] فراخواند، از پذیرش این امر سر باز زد<ref>طبری، تاریخ الطبری،ج۵، ص۴۰۷.</ref>. سرانجام وی به [[امویان]] پیوست و به عنوان پیش قراول [[سپاه]] مروانیان در [[نبرد]] با [[فرماندار]] [[زبیری]] [[کوفه]] [[شکست]] خورد و کشته شد. و بدین ترتیب به تعبیر «[[ابن کثیر]]»، [[مردم]] را از [[شر]] خود راحت کرد<ref>«استراح الناس منه». ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۹۴.</ref>. کشته شدن عبیدالله دستاویزی شد تا [[شامیان]] به عراق [[حمله]] کنند و بار دیگر [[قدرت]] امویان در این بخش فراخ شود<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۹۰-۳۱۶.</ref>.<ref>مریم سعیدیان جزی، «قبیله جُعفی و نقش آن در تاریخ اسلام تا پایان خلافت امویان»، فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهشنامۀ تاریخ اسلام، ص۱۷-۱۸.</ref> با این حال، گاه نیز اتفاق افتاده است که - علیرغم حمایتهای برخی [[جعفیها]] از این [[دولت]]، - بعضی از ایشان، در هواداری از برخی [[قیامها]] علیه [[حکام اموی]] [[شمشیر]] کشیدند که [[شورش ابن اشعث]] و [[حمایت]] برخی از [[رجال]] بنی حریم از آنان نظیر | بنی حریم در کنار دیگر [[طوایف]] [[بنی جعفی]] در دوره [[امویان]] همکاریهای گستردهای را با این [[دولت]] آغاز نمودند و در تثبیت و [[تحکیم]] [[خلافت اموی]] بسیار کوشیدند. [[جعفیها]] و طوایف آن در این دوره، بیش از پیش درگیر مسائل [[سیاسی]] و نظامی شدند که علت آن را میتوان عربگرایی [[بنی امیه]] و برپاداشتن [[جنگ]] قبیلهای میان [[عرب]] و [[غیر عرب]]، تفاخرات قومی و [[جاهطلبی]]، دانست که رؤسای [[قبایل]] و نامآوران و جنگاوران [[عرب]] را برای کسب [[منافع مادی]] و [[اجتماعی]] بیشتر، جذب آنها میکرد. از سوی دیگر، [[بنی امیه]] هم همواره از جایگاه و نام [[عثمان]] برای دستیابی به [[قدرت]] و از میان برداشتن مخالفان استفاده میکردند. از اینرو [[عثمانی]] مسلکان بسیاری بر گرد او فراهم آمدند. از جمله این افراد، [[عبیدالله بن حر جعفی]] - یکی از اشراف [[عراق]] - بود که ادعای [[خونخواهی عثمان]] داشت و به همین سبب از [[نمایندگان]] و [[هواداران بنی امیه]] در عراق به شمار میرفت. وی در [[روزگار]] [[خلافت امام علی]]{{ع}} با همین دستاویز به [[معاویه]] پیوست<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰.</ref>. [[خوی]] تجاوزطلبی عبیدالله با جاهطلبی، [[عصبیت]] [[عربی]] و [[گرایش]] ضد [[شیعی]] او پیوند عمیقی داشت. به همین جهت زمانی که [[امویان]]، امیدی به بازگرداندن عراق و [[فرمانروایی]] آن نداشتند، عبیدالله زمینه را فراهم و خود را پیش [[مرگ]] آنها کرد. به نوشته [[طبری]]، هنگامی که [[عبدالملک بن مروان]] بر زبیریان چیره شد، نخستین گروههای عربی که با وی [[همراهی]] کردند، اشراف [[جعفی]] در [[کوفه]] بودند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۱-۱۲.</ref>.<ref>فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهش نامۀ تاریخ اسلام، قبیله جُعفی و نقش آن در تاریخ اسلام تا پایان خلافت امویان، مریم سعیدیان جزی، ص۱۷-۱۸.</ref> [[عبیدالله بن حر]]، از اشراف و نامداران عراق بود<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۶۹-۲۷۰.</ref> و به گرایشهای عثمانی [[شهرت]] داشت<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۱۸۶.</ref>. احتمالاً همین گرایشات عثمانی او موجب حضور وی در [[سپاه معاویه]] در [[جنگ صفّین]] بود<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰.</ref>. بررسی احوال وی روشن میسازد که عبیدالله، فردی زیادهخواه و منفعتطلب بود<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۳۳۱-۳۳۲.</ref>. [[تعصب]] عربی - قبیلهای داشت و از [[موالی]]، [[عجم]] و [[ایرانیان]] به شدت بیزار بود<ref>ابن خلدون، العبر، ج۳، ص۱۸۷.</ref>. قائل به [[فرمانبری]] و [[پیروی]] از یک فرد یا [[حکومت]] خاصی نبود و هیچ یک از [[استانداران]] عراق را شایسته [[گردن نهادن]] نمیدانست<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۵.</ref>. از اینرو [[همراهی]] کوتاه مدتش با [[حکام]] [[عراق]]، تنها برای کسب جایگاه و [[منافع]] بوده است. وی زمانی با زبیریان همساز شد<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۷۶.</ref>، چند صباحی هم با مختار بود<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۶، ص۱۲۹.</ref> و سرانجام با [[مروانیان]] [[بیعت]] کرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۷.</ref>. عبیدالله در برابر [[قیام]] [[حجر]] و [[امام حسین]]{{ع}} [[بیطرفی]] پیشه کرده بود از اینرو هنگامی که امام حسین{{ع}} او را به [[یاری]] فراخواند، از پذیرش این امر سر باز زد<ref>طبری، تاریخ الطبری،ج۵، ص۴۰۷.</ref>. سرانجام وی به [[امویان]] پیوست و به عنوان پیش قراول [[سپاه]] مروانیان در [[نبرد]] با [[فرماندار]] [[زبیری]] [[کوفه]] [[شکست]] خورد و کشته شد. و بدین ترتیب به تعبیر «[[ابن کثیر]]»، [[مردم]] را از [[شر]] خود راحت کرد<ref>«استراح الناس منه». ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۹۴.</ref>. کشته شدن عبیدالله دستاویزی شد تا [[شامیان]] به عراق [[حمله]] کنند و بار دیگر [[قدرت]] امویان در این بخش فراخ شود<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۹۰-۳۱۶.</ref>.<ref>مریم سعیدیان جزی، «قبیله جُعفی و نقش آن در تاریخ اسلام تا پایان خلافت امویان»، فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهشنامۀ تاریخ اسلام، ص۱۷-۱۸.</ref> با این حال، گاه نیز اتفاق افتاده است که - علیرغم حمایتهای برخی [[جعفیها]] از این [[دولت]]، - بعضی از ایشان، در هواداری از برخی [[قیامها]] علیه [[حکام اموی]] [[شمشیر]] کشیدند که [[شورش ابن اشعث]] و [[حمایت]] برخی از [[رجال]] بنی حریم از آنان نظیر «صَدَقَه»، «برّه»، «اَشْعَر»<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰؛ بحرالعلوم، الفوائدالرجالیه، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۹.</ref>، [[توبه]]، أشرس، و أحنف<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۱۲.</ref> [[فرزندان]] [[عبیداللّه بن حرّ جُعفی]] که همراه با جمعی دیگر از مردان [[بنی جعفی]] در واقعه دَیرُ الجَماجِم ([[سال ۸۲ هجری]]) در کنار ابن [[اشعث]] حضور یافتند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۰؛ بحرالعلوم، الفوائدالرجالیه، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۹.</ref>، از آن جمله است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی حریم و نقشآفرینی در حوادث و وقایع [[صدر اسلام]]== | ==بنی حریم و نقشآفرینی در حوادث و وقایع [[صدر اسلام]]== | ||