←حقگرایی و حقطلبی
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | ||
===== رابطه | ===== اصلاح رابطه با دیگران ===== | ||
بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح روابط اجتماعی به آن پرداخته میشود: | بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح روابط اجتماعی به آن پرداخته میشود: | ||
# '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و داوری از طرف [[زن]] تلاش کنند تا میان این زن و شوهر [[دوستی]] و [[آشتی]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا}}<ref>«و اگر از ناسازگاری آنان نگرانید، چنانچه در پی اصلاح باشند داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید تا خداوند میان آن دو آشتی برقرار کند» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۰؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص۷۸-۷۹.</ref>، | # '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و داوری از طرف [[زن]] تلاش کنند تا میان این زن و شوهر [[دوستی]] و [[آشتی]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا}}<ref>«و اگر از ناسازگاری آنان نگرانید، چنانچه در پی اصلاح باشند داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید تا خداوند میان آن دو آشتی برقرار کند» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۰؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص۷۸-۷۹.</ref>، | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
مصلح باید شناخت کافی از اصلاح داشته باشد، تا عملش به جای اصلاح، به [[افساد]] نکشد. امام علی {{ع}} میفرماید: «ده نفرند که خود و دیگران را به مشکل گرفتار میکنند: یکی از آنان [[اصلاحطلبی]] است که عالم و [[آگاه]] به اصلاح نیست»<ref>{{متن حدیث|عَشَرَةٌ يُفَتِّنُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ غَيْرَهُمْ مُرِيدٌ لِلصَّلَاحِ وَ لَيْسَ بِعَالِمٍ}}، الحیاة، ج۱، ص۳۷.</ref>. یک مصلح باید مثل طبیب، اول درد را [[شناسایی]] و سپس درمان را ارائه دهد و باید بداند که هر دردی، درمان خاص خود را دارد و هر فسادی، اصلاح خاص خود را میطلبد، به قول مرحوم [[شرف الدین]]: «[[صلاح]] را از همان راهی وارد [[جامعه]] کنید که [[فساد]] را وارد کردهاند»<ref>{{عربی|لا یأتی الصلاح الّا من حیث یأتی الفساد}}؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج۱، ص۷۵.</ref>. بنابراین، کسی که در جایگاه اصلاحات سیاسی، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[دینی]] قرار میگیرد، باید به [[احکام]] و [[قوانین الهی]] آشنا و عالم باشد و صلاح و فساد را کاملاً بشناسد<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۴.</ref>. | مصلح باید شناخت کافی از اصلاح داشته باشد، تا عملش به جای اصلاح، به [[افساد]] نکشد. امام علی {{ع}} میفرماید: «ده نفرند که خود و دیگران را به مشکل گرفتار میکنند: یکی از آنان [[اصلاحطلبی]] است که عالم و [[آگاه]] به اصلاح نیست»<ref>{{متن حدیث|عَشَرَةٌ يُفَتِّنُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ غَيْرَهُمْ مُرِيدٌ لِلصَّلَاحِ وَ لَيْسَ بِعَالِمٍ}}، الحیاة، ج۱، ص۳۷.</ref>. یک مصلح باید مثل طبیب، اول درد را [[شناسایی]] و سپس درمان را ارائه دهد و باید بداند که هر دردی، درمان خاص خود را دارد و هر فسادی، اصلاح خاص خود را میطلبد، به قول مرحوم [[شرف الدین]]: «[[صلاح]] را از همان راهی وارد [[جامعه]] کنید که [[فساد]] را وارد کردهاند»<ref>{{عربی|لا یأتی الصلاح الّا من حیث یأتی الفساد}}؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج۱، ص۷۵.</ref>. بنابراین، کسی که در جایگاه اصلاحات سیاسی، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[دینی]] قرار میگیرد، باید به [[احکام]] و [[قوانین الهی]] آشنا و عالم باشد و صلاح و فساد را کاملاً بشناسد<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۴.</ref>. | ||
====== [[حقگرایی]] | ====== [[حقگرایی و حقطلبی]] ====== | ||
ویژگی دیگر مصلح آن است که تمام اقدامهایش بر اساس [[حق]] و حقمداری باشد و [[اسیر]] نفس، [[مال]] و دنیازدگی نشود. به تعبیر [[امام علی]] {{ع}}: «مبادا رعایت و [[بزرگداشت]] کسی مانع شما از [[اجرای حد]] گردد»<ref>{{متن حدیث|لَا تَمْنَعَنَّكُمْ رِعَايَةُ الْحَقِّ لِأَحَدٍ عَنْ إِقَامَةِ الْحَقِّ عَلَيْهِ}}، غررالحکم، خ ۱۰۳۲۸.</ref>. علی {{ع}} که انگیزه خود را [[اصلاح امور جامعه]] مطرح میکند، این [[اصلاحطلبی]] را در محور احیاء [[حق]] میداند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هر آینه این کفش کهنه در نزد من از [[حکومت]] کردن بر شما محبوبتر است، مگر این که اقامه حقی بکنم یا باطلی را دفع کنم»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}، نهج البلاغة.</ref>. حضرت حقمحوری را در [[حرکت اصلاحی]] خود اصلی مسلم میداند. | ویژگی دیگر مصلح آن است که تمام اقدامهایش بر اساس [[حق]] و حقمداری باشد و [[اسیر]] نفس، [[مال]] و دنیازدگی نشود. به تعبیر [[امام علی]] {{ع}}: «مبادا رعایت و [[بزرگداشت]] کسی مانع شما از [[اجرای حد]] گردد»<ref>{{متن حدیث|لَا تَمْنَعَنَّكُمْ رِعَايَةُ الْحَقِّ لِأَحَدٍ عَنْ إِقَامَةِ الْحَقِّ عَلَيْهِ}}، غررالحکم، خ ۱۰۳۲۸.</ref>. علی {{ع}} که انگیزه خود را [[اصلاح امور جامعه]] مطرح میکند، این [[اصلاحطلبی]] را در محور احیاء [[حق]] میداند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هر آینه این کفش کهنه در نزد من از [[حکومت]] کردن بر شما محبوبتر است، مگر این که اقامه حقی بکنم یا باطلی را دفع کنم»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}، نهج البلاغة.</ref>. حضرت حقمحوری را در [[حرکت اصلاحی]] خود اصلی مسلم میداند. | ||