زید بن حارثه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←شرکت در غزوات و فرماندهی سریهها:
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
===شرکت در [[غزوات]] و [[فرماندهی]] [[سریهها]]:=== | ===شرکت در [[غزوات]] و [[فرماندهی]] [[سریهها]]:=== | ||
زید را در شمار [[فرماندهان]] و [[امیران]] [[سپاه اسلام]] آوردهاند؛ وی افزون بر شرکت در [[غزوات]] [[رسول خدا]]{{صل}}، در چندین سریه نیز در [[مقام]] فرمانده شرکت داشته است<ref>بنگرید: ادامه مدخل.</ref>. همچنین وی در [[سریه حمزه]] به [[سیف البحر]]<ref>در هفتمین ماه از هجرت پیامبر{{صل}}.</ref> که نخستین اعزام [[نیروی نظامی]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] بود، حضور داشت<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۹.</ref>. از دیگر مسئولیتهای وی در این دوره، [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] در غیاب آن حضرت بود که میتوان به غزوة بدرالاولی<ref>بدر کوچک که برای مبارزه با غارت کرز بن جابر قهری در ابتدای سال دوم هجرت بود، ر.ک: واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۲؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۰۷.</ref> و [[غزوه مریسیع]] در سال پنجم<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۹.</ref> اشاره کرد. زید در [[جنگ بدر]] حضور فعالی داشت و توانست [[حنظلة]] بن [[ابیسفیان]] را به [[قتل]] رساند<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۶۵؛ البته در ادامه میگوید: برخی امام علی{{ع}} و حمزه را شریک زید در قتل او دانستهاند.</ref> پیامبر{{صل}} پس از [[پیروزی]] بر [[مشرکان مکه]]، زید را با [[عبدالله بن رواحه]] به مدینه فرستاد تا خبر پیروزی [[مسلمانان]] را به [[مردم]] برساند<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۲۹۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۰۷.</ref> که البته تحت تأثیر [[تبلیغات]] [[منافقان]]، [[مردم مدینه]] سخنان زید را مبنی بر [[بشارت]] پیروزی مسلمانان [[باور]] نمیکردند، به خصوص که زید سوار بر شتر پیامبر{{صل}} این سخنان را میگفت و [[استدلال]] منافقان این بود که زید سوار بر شتر پیامبر{{صل}}، گریخته است؛ اما با ورود پیامبر{{صل}} به همراه [[اسیران]] به مدینه، [[درستی]] [[سخن]] زید ثابت شد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۱۵.</ref>. پس از پایان جنگ بدر، [[ابوالعاص بن ربیع]]<ref>یکی از اسرای بدر.</ref> پس از [[آزادی]] به پیامبر{{صل}} قول داد همسرش [[زینب]]{{ع}} که [[دختر رسول خدا]]{{صل}} بود را راهی مدینه کند، از این رو حدود یک ماه پس از جنگ بدر، پیامبر{{صل}} به زید و یکی از [[انصار]] مأموریت داد که برای آوردن [[زینب]] به [[مکه]] بروند، آن دو نیز به مکه رفته و توانستند زینب را به [[مدینه]] بیاورند<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۱۰؛ برای اطلاع از کشمکش قریش برای تحویل ندادن زینب، ر.ک: طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۹۶ و نیز مدخل زینب، دختر رسول خدا{{صل}}.</ref>. چند ماه بعد در جمادیالآخره سال سوم، زید در [[سریه قرده]]<ref>در منطقه نجد در شرق مدینه.</ref>، برای اولین بار به عنوان فرمانده یکصد سوار برای [[حمله]] به [[کاروان تجاری قریش]] اعزام شد که توانست با [[پیروزی]] و [[غنیمت]] به مدینه بازگردد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۷.</ref>. | |||
چند ماه بعد ([[شوال]] [[سال]] سوم) زید در [[جنگ احد]] نیز حضور داشت و در شمار [[تیراندازان]] [[سپاه اسلام]] بود<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۳.</ref>. همچنین وی توانست به [[همراهی]] [[عمار یاسر]]، چهار [[روز]] پس از [[غزوه احد]] در پایان [[غزوه حمراءالاسد]]، یکی از [[مشرکان مکه]] به نام [[معاویة بن مغیره]] را که در اطراف مدینه راه را گم کرده بود، به [[قتل]] برساند<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. | چند ماه بعد ([[شوال]] [[سال]] سوم) زید در [[جنگ احد]] نیز حضور داشت و در شمار [[تیراندازان]] [[سپاه اسلام]] بود<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۳.</ref>. همچنین وی توانست به [[همراهی]] [[عمار یاسر]]، چهار [[روز]] پس از [[غزوه احد]] در پایان [[غزوه حمراءالاسد]]، یکی از [[مشرکان مکه]] به نام [[معاویة بن مغیره]] را که در اطراف مدینه راه را گم کرده بود، به [[قتل]] برساند<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. | ||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۳۹: | ||
زید پس از آن در صلح حدیبیه در پایان سال ششم و [[جنگ خیبر]] در آغاز سال هفتم شرکت کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۳.</ref>. وی در عمرةالقضاء در اواخر سال هفتم، نیز به همراه [[رسول خدا]]{{صل}} حضور داشت. هنگام بازگشت از [[مکه]]، میان زید [[جعفر بن ابیطالب]] و [[امام علی]]{{ع}} درباره اینکه هر کدام خود میخواستند [[سرپرستی]] عماره، دختر [[حمزه]] را بر عهده بگیرند، [[اختلاف]] افتاد، که سرانجام به دلیل اینکه خاله عماره، [[اسماء بنت عمیس]] [[همسر]] جعفر بود، [[رسول خدا]]{{صل}} سرپرستی وی را به عهده جعفر نهاد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۳۹.</ref>. | زید پس از آن در صلح حدیبیه در پایان سال ششم و [[جنگ خیبر]] در آغاز سال هفتم شرکت کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۳.</ref>. وی در عمرةالقضاء در اواخر سال هفتم، نیز به همراه [[رسول خدا]]{{صل}} حضور داشت. هنگام بازگشت از [[مکه]]، میان زید [[جعفر بن ابیطالب]] و [[امام علی]]{{ع}} درباره اینکه هر کدام خود میخواستند [[سرپرستی]] عماره، دختر [[حمزه]] را بر عهده بگیرند، [[اختلاف]] افتاد، که سرانجام به دلیل اینکه خاله عماره، [[اسماء بنت عمیس]] [[همسر]] جعفر بود، [[رسول خدا]]{{صل}} سرپرستی وی را به عهده جعفر نهاد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۳۹.</ref>. | ||
آخرین مأموریت نظامی | آخرین مأموریت نظامی زید، [[سریه موته]] است که در جمادیالاولی سال هشتم به وقوع پیوست. در این [[نبرد]]، رسول خدا{{صل}} [[سپاه]] ۳ هزار نفری از [[مسلمانان]] را برای مقابله با [[رومیان]] به منطقه [[موته]]<ref>واقع در شرق اردن کنونی، ر.ک: شراب، الأثیرة فی السنة والسیره، ص۲۳۷.</ref> اعزام کرد. البته در نام فرمانده این سپاه [[اختلاف]] است؛ بیشتر [[منابع اهل سنت]]، [[زید بن حارثه]] را فرمانده نخست دانسته و جعفر بن ابیطالب و [[عبدالله بن رواحه]] را [[فرماندهان]] دوم و سوم نام بردهاند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۶؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۷.</ref>، اما در منابع [[شیعی]]، جعفر فرمانده اول و زید فرمانده دوم نامیده شدهاند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۵؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۲۱۲؛ برای اطلاع از دلایل ترجیح جعفر، ر.ک: سید جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۱۹، ص۳۱۹ و نیز مدخل جعفر بن ابیطالب.</ref>. به هر روی، در نبردی که میان [[لشکر]] کوچک مسلمانان و سپاه پر تعداد رومیان<ref>بنگرید: واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۶۰.</ref> رخ داد، هر سه فرمانده [[سپاه مسلمانان]] به [[شهادت]] رسیدند و مسلمانان، [[خالد بن ولید]] را به فرماندهی [[انتخاب]] کردند و وی توانست با بهکارگیری [[فنون]] نظامی، سپاه مسلمانان را با تلفات کمی به [[مدینه]] بازگرداند. زید هنگام شهادت پنجاه<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۱۴.</ref> یا ۵۵ سال داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴.</ref>. امروزه [[مزار]] سه فرمانده [[شهید]]، مشخص بوده و بارگاهی بر آن بنا شده است<ref>شراب، الأثیرة فی السنة والسیره، ص۲۳۷.</ref>. | ||
رسول خدا{{صل}} از شهادت زید، به شدت ناراحت شده و با [[دعا]] و [[استغفار]] برای وی، او را از [[بهشتیان]] شمرد. همچنین هنگامی که برای [[تسلیت]] دادن [[خانواده]] | رسول خدا{{صل}} از شهادت زید، به شدت ناراحت شده و با [[دعا]] و [[استغفار]] برای وی، او را از [[بهشتیان]] شمرد. همچنین هنگامی که برای [[تسلیت]] دادن [[خانواده]] زید نزد آنان رفته بود، از [[گریه]] دختر [[خردسال]] زید، آن حضرت نیز گریست و در [[جواب]] سؤال [[سعد بن عباده]] از دلیل این [[گریستن]]، آن را نشانه [[شوق]] و علاقه [[دوست]] به دوست دانست «{{عربی|هذا شوق الحبیب الی حبیبه}}»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴.</ref>. زید چون از [[موالی رسول خدا]]{{صل}} بود، او را جزء [[شهدای بنیهاشم]] به شمار آوردهاند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۶۹.</ref>. | ||
===[[همسران]] زید:=== | ===[[همسران]] زید:=== | ||