آیه سقایة الحاج: تفاوت میان نسخهها
←احادیث عامه
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
آن دو در حال [[مشاجره]] بودند که علی{{ع}} بر آنها اشراف یافت. پس عباس به او گفت: پسر [[برادر]] [[صبر]] کن! پس علی{{ع}} ایستاد. عباس به او گفت: همانا شیبه بر من [[فخر]] می فروشد و [[گمان]] میکند شریفتر از من است. علی{{ع}} فرمود: ای عمو! تو به او چه گفتی؟ [عباس] گفت: به او گفتم من عموی رسول خدا{{صل}} و وصی پدرش و ساقی حاجیان هستم. من از تو شریف ترم. علی{{ع}} به شیبه گفت: ای شیبه، تو به او چه گفتی؟ [شیبه] گفت: به او گفتم: من از تو شریف ترم. من [[امانت]] دار خانه و [[خزانه]] [[خدا]] هستم. آیا تو امین شمرده می شوی؟ علوی [این کلمات را] اضافه کرد: [[الله]] علیه و قالا - چنان که مرا امین می شمارند. | آن دو در حال [[مشاجره]] بودند که علی{{ع}} بر آنها اشراف یافت. پس عباس به او گفت: پسر [[برادر]] [[صبر]] کن! پس علی{{ع}} ایستاد. عباس به او گفت: همانا شیبه بر من [[فخر]] می فروشد و [[گمان]] میکند شریفتر از من است. علی{{ع}} فرمود: ای عمو! تو به او چه گفتی؟ [عباس] گفت: به او گفتم من عموی رسول خدا{{صل}} و وصی پدرش و ساقی حاجیان هستم. من از تو شریف ترم. علی{{ع}} به شیبه گفت: ای شیبه، تو به او چه گفتی؟ [شیبه] گفت: به او گفتم: من از تو شریف ترم. من [[امانت]] دار خانه و [[خزانه]] [[خدا]] هستم. آیا تو امین شمرده می شوی؟ علوی [این کلمات را] اضافه کرد: [[الله]] علیه و قالا - چنان که مرا امین می شمارند. | ||
[[راوی]] گفت: [علی{{ع}}] به آن دو گفت: بگذارید من هم به شما تفاخر کنم. گفتند: آری. [علی{{ع}}] گفت: پس من از شما دو نفر شریفترم. من نخستین کسی هستم که از میان مردان به [[وعید]] ([[دعوت پیامبر]]) [[ایمان]] آوردم و [[هجرت]] و [[جهاد]] کردم. پس رفتند. | |||
ـ علوی اضافه کرد: هر سه نفرشان ـ به سوی [[پیامبر]]{{صل}} رفته و در مقابل ایشان نشستند و هر یک از ایشان [[افتخار]] خود را بیان کرد. پیامبر{{صل}} در پاسخ آنها چیزی نگفت [[و]] آنها از نزد پیامبر رفتند. درباره آنها پس از چند [[روز]] [[وحی]] نازل شد و [[پیامبر]] به دنبال هر سه نفر آنها فرستاد تا نزد او بیایند. آن گاه [این [[آیه]] را | ـ علوی اضافه کرد: هر سه نفرشان ـ به سوی [[پیامبر]]{{صل}} رفته و در مقابل ایشان نشستند و هر یک از ایشان [[افتخار]] خود را بیان کرد. پیامبر{{صل}} در پاسخ آنها چیزی نگفت [[و]] آنها از نزد پیامبر رفتند. درباره آنها پس از چند [[روز]] [[وحی]] نازل شد و [[پیامبر]] به دنبال هر سه نفر آنها فرستاد تا نزد او بیایند. آن گاه [این [[آیه]] را برای آنها قرائت کرد: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ}}»<ref>تاریخ مدینة [[دمشق]]، ج۴۲، ص۳۵۷-۳۵۸.</ref>. | ||
این [[تفسیر]] را بسیاری از [[عالمان اهل سنّت]] به دست دادهاند. بر همین اساس، [[سمعانی]] در تفسیر خود مینویسد: «اکثر [[مفسران]] بر این نظرند که این [[آیه]] درباره علی و عباس نازل شده است»<ref>تفسیر السمعانی، ج۲، ص۲۹۴.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۸۱-۹۰.</ref>. | این [[تفسیر]] را بسیاری از [[عالمان اهل سنّت]] به دست دادهاند. بر همین اساس، [[سمعانی]] در تفسیر خود مینویسد: «اکثر [[مفسران]] بر این نظرند که این [[آیه]] درباره علی و عباس نازل شده است»<ref>تفسیر السمعانی، ج۲، ص۲۹۴.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۸۱-۹۰.</ref>. | ||