خشوع در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
در کتب [[علمی]] فرقهای چندی میان خشوع و خضوع گفتهاند. این فرقها عبارتند از: | در کتب [[علمی]] فرقهای چندی میان خشوع و خضوع گفتهاند. این فرقها عبارتند از: | ||
# خضوع، مخصوص اعضا و جوارح و خشوع، مربوط به قلب است<ref>المیزان، ج۲، ص۱۵۲.</ref>؛ | |||
# خضوع، در بدن و [[اقرار]] به [[خدمتگزاری]]، و خشوع در صدا و نگاه کردن است؛ | |||
# خشوع، همراه [[اعتقاد]] به برتری فردی است که در مقابل او خشوع میشود، اما خضوع میتواند به صورت [[ظاهرسازی]] باشد، بدون اینکه اعتقاد به برتری فرد مورد [[خضوع]] داشته باشد<ref>معجم الفروق اللغویة، ص۲۱۶.</ref>. | |||
خضوع بیانگر نوعی [[نرمی]] و [[رام]] شدن را نیز دلالت میکند و این در [[رفتار]] و گفتار خودنمایی میکند. از نظر [[قرآن]]، خضوع در گفتار از سوی [[زنان]] ناروا است؛ زیرا حالتی است که میتواند تحریکبرانگیز باشد و قلبهای [[بیمار]] و طمعکار را بر انگیزد و زمینه تعرض به زنان را فراهم آورد<ref>{{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}} «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>. باید توجه داشت که این [[فروتنی]] نوعی تن دادن به [[فساد]] و [[تباهی]] است که باید از آن اجتناب کرد. | خضوع بیانگر نوعی [[نرمی]] و [[رام]] شدن را نیز دلالت میکند و این در [[رفتار]] و گفتار خودنمایی میکند. از نظر [[قرآن]]، خضوع در گفتار از سوی [[زنان]] ناروا است؛ زیرا حالتی است که میتواند تحریکبرانگیز باشد و قلبهای [[بیمار]] و طمعکار را بر انگیزد و زمینه تعرض به زنان را فراهم آورد<ref>{{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}} «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>. باید توجه داشت که این [[فروتنی]] نوعی تن دادن به [[فساد]] و [[تباهی]] است که باید از آن اجتناب کرد. | ||
اما در اصطلاح [[عارفان]]، [[خشوع]] به حالتی گفته میشود که کسی در برابر سلطانی [[قاهر]] قرار گرفته به طوری که تمام توجهش به وی معطوف گشته و از همهجا بریده باشد<ref>المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج۲۹، ص۱۱.</ref>. | اما در اصطلاح [[عارفان]]، [[خشوع]] به حالتی گفته میشود که کسی در برابر سلطانی [[قاهر]] قرار گرفته به طوری که تمام توجهش به وی معطوف گشته و از همهجا بریده باشد<ref>المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج۲۹، ص۱۱.</ref>. | ||