ام وهب در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹۹: خط ۹۹:


با توجه به مطالب یاد شده به طور قطع نمی‌توان گفت که عبدالله عمیر کلبی و [[وهب بن عبدالله]] یک نفر هستند و وهب بن عبدالله جزو شهدا نبوده است. البته با توجه به اینکه مورخان از یک [[زن]] [[شهید]] در [[کربلا]] بیشتر نام نبرده‌اند، به نظر می‌رسد منابع تاریخی رجزها و چگونگی کشته شدن امّ وهب [[همسر]] عبدالله عمیر کلبی و همسر وهب را با هم خلط کرده و مسائل مربوط به همسر عبد الله عمیر را در همسر وهب یا مادر او نیز آورده‌اند<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶.</ref>.
با توجه به مطالب یاد شده به طور قطع نمی‌توان گفت که عبدالله عمیر کلبی و [[وهب بن عبدالله]] یک نفر هستند و وهب بن عبدالله جزو شهدا نبوده است. البته با توجه به اینکه مورخان از یک [[زن]] [[شهید]] در [[کربلا]] بیشتر نام نبرده‌اند، به نظر می‌رسد منابع تاریخی رجزها و چگونگی کشته شدن امّ وهب [[همسر]] عبدالله عمیر کلبی و همسر وهب را با هم خلط کرده و مسائل مربوط به همسر عبد الله عمیر را در همسر وهب یا مادر او نیز آورده‌اند<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶.</ref>.
==ام‌وهب==
ام وهب (هانیه) دختر عبد از تیره [[نمر]] بن [[قاسط]] با همسرش [[عبدالله بن عمیر کلبی]] علیمی کنار [[چاه]] جُعد در محله [[بنی‌همدان]] در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌کردند. [[علیم]] تیره‌ای از [[بنی‌کلب]] بود.
ام‌وهب از [[زنان]] [[شجاع]]، [[بی‌باک]] و بلندهمت بود که ضمن [[وفاداری]] به [[همسر]] خویش، شیفته [[امام حسین]]{{ع}} و از [[شیعیان]] [[خالص]] آن حضرت به شمار می‌رفت. شخصیت‌هایی نظیر این [[زن]] نه تنها در [[تاریخ اسلام]] و [[شیعه]] بلکه در [[تاریخ]] [[جهان]] که زنان [[فداکاری]] را در خود دیده است، نادر و اندک است. او یکی از زنان نقش‌آفرین در [[حادثه عاشورا]] است که با حماسه‌آفرینی‌های خود، نقش خویش را در تاریخ [[نهضت حسینی]] ماندگار کرد.
همسرش عبدالله مکنی به [[ابووهب]] از [[اصحاب امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و نیز از [[یاران امام حسین]]{{ع}} بود. عبدالله مردی قوی‌هیکل با دستانی بلند و چهارشانه، ستبر بازو، بلندقامت، شجاع، جنگجویی سرسخت و رزم‌آشنا و مردی [[فداکار]] و [[دوستدار اهل‌بیت]]. بود نام او در ردیف [[شجاعان]] و [[اشراف کوفه]] آمده است.
از [[کربلا]] تا کوفه چهره منطقه و راه‌ها کاملا نظامی بود. مسدود بودن همه جاده‌هایی که به کوفه و اطراف آن ختم می‌شدند امکان ورود به کربلا و [[یاری امام حسین]]{{ع}} را برای اکثر شیعیانی که در کوفه در [[پناهگاه]] بودند و نیز کسانی که در شهرهای دیگر نظیر [[بصره]] اقامت داشتند غیر ممکن می‌نمود. با وجود این چند نفری خود را به کربلا رساندند و در [[سرنوشت]] [[امام]] سهیم شدند. عبدالله و همسرش از شیعیانی بودند که در روزهای آخر به [[سپاه امام حسین]]{{ع}} پیوستند. [[عبدالله بن عمیر]] بسیار [[حریص]] بود که با [[مشرکین]] [[جهاد]] کند و سال‌ها با [[کفار]] جنگیده بود<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۳۶.</ref>. وقتی دید عده‌ای در [[نخیله]] آماده [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} می‌شوند گفت: من علاقه‌مند بودم در جهاد با مشرکین شرکت کنم اما اکنون [[احساس]] می‌کنم [[نبرد]] با کسانی که به [[جنگ]] [[فرزند فاطمه]]{{س}} می‌روند اولی است. آنگاه به [[خانه]] آمد و این مطلب را با همسرش در میان گذاشت.
همسرش از [[سخن]] وی استقبال کرد و تصمیم او را ستود و گفت: درست دریافته‌ای، [[خداوند]] تو را در همه امور به [[راه راست]] [[هدایت]] فرماید. حتما این کار را انجام بده. من هم با تو می‌‌آیم. این دو شبانه از [[کوفه]] خارج شده و به [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] ملحق شدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۹.</ref>. اگرچه برخی منابع پیوستن او را به [[امام]] قبل از رسیدن کاروان به کربلا و در راه دانسته‌اند. بنا به نقلی مادر عبدالله نیز در این [[سفر]] همراه آنان بود.
عبدالله اولین [[شهید کربلا]] در [[نبرد تن به تن]] بود. نخستین کسانی که از [[سپاه عمربن سعد]] به میدان آمدند و مبارز‌‌طلبیدند، [[یسار]] [[غلام]] [[زیاد بن عبید]] و سالم غلام [[عبیدالله بن زیاد]] بودند و از [[سپاه امام]] [[عبدالله بن عمیر کلبی]] پس از [[اجازه]] از امام به میدان رفت. عبدالله ابتدا بر یسار [[حمله]] کرد و با ضربه [[شمشیر]] او را از پای درآورد. در این هنگام سالم از پشت بر وی [[یورش]] برد و غافلگیرانه بر وی حمله کرد که عبدالله دست خود را سپر قرار داد و در نتیجه انگشتانش در هوا پراکنده شد، اما بلافاصله بر سالم ضربه‌ای کاری وارد ساخت و وی را به [[هلاکت]] رساند و [[صبور]] و [[استوار]] درحالی‌که [[رجز]] می‌خواند از میدان بازگشت<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۳۶.</ref>.
{{عربی|إِنْ تُنْكِرُونِي فَأَنَا اِبْنُ كَلْبٍ *** حَسْبِي بَيْتِي فِي عَلِيمٍ حَسْبِي
إِنِّي اِمْرُؤٌ ذُو مِرَّةٍ وَ عَصْبٍ‌ *** وَ لَسْتُ بِالْخَوَّارِ عِنْدَ النَّكْبِ
إِنِّي زَعِيمٌ لَكِ أُمَّ وَهْبٍ *** بِالطَّعْنِ فِيهِمْ مُقْدِماً وَ الضَّرْبِ
ضَرْبَ غُلاَمٍ مُؤْمِنٍ بِالرَّبِّ}}
اگر مرا نمی‌شناسید، بدانید منم فرزند کلب. مرا این سرفرازی بس که خاندانم از [[قبیله]] عُلیم است.
من مردی هستم توانا و [[قدرتمند]] و رزم‌دیده که هنگام [[مصیبت]] و [[سختی]]، عجز و لابه نمی‌کنم و [[ناتوانی]] و [[زبونی]] نمی‌شناسم.
ای ام‌وهب! به تو قول می‌دهم در ضربت زدن از آنان پیش‌دستی کنم. ضرباتی توسط [[جوانی]] [[مؤمن]] به [[خدا]].
ام‌وهب بی‌درنگ عمودی برداشت، نزد شوهر خود آمد و گفت: پدر و مادرم به فدایت در راه این [[خاندان]] [[پاک]] [[جهاد]] کن و لحظه‌ای آرام نگیر. عبدالله بار دیگر به میدان شتافت و کارزاری سخت نمود و پس از به [[هلاکت]] رسانیدن چند نفر در اثر [[حمله]] گروهی از [[سپاه]] پسر سعد بر خاک افتاد و [[شهید]] شد. [[قاتل]] او [[هانی بن ثبیت حضرمی‌]] ‌بود. ام‌وهب خود را بر سر جسد شوهرش رساند و چهره او را که خاک و [[خون]] پوشانده بود با دست [[پاک]] می‌کرد و می‌گفت: عبدالله! [[بهشت]] بر تو گوارا باد. از خدایی که بهشت را بر تو ارزانی داشت می‌خواهم مرا نیز در آنجا مصاحب تو گرداند. [[شمر]] به یکی از غلامانش به نام رستم دستور داد که این بانوی [[فداکار]] را بکشد و او با عمودی که بر سر ام‌وهب کوبید، او را به [[شهادت]] رساند و در کنار شوهرش بر خاک افتاد وی تنها زنی است که در [[کربلا]] به شهادت رسید<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۴؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۸- ۶۹، ۲۰۲؛ البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۸۱-۱۸۲؛ نهایة الأرب فی فنون الادب، ج۷، ص۱۸۷؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۰۱؛ اعلام النساء، ج۵، ص۲۹۲؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۰؛ ج۴۵، ص۱۷؛ انصارالحسین{{ع}}، ص۸۴؛ اعلام النساءالمؤمنات، ص۴۲۹-۴۳۱.</ref>.
عبدالله به هنگام شهادت سی سال داشت و همسرش بیست ساله بوده است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش