رضایت در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = رضایت | | موضوع مرتبط = رضایت | ||
| عنوان مدخل = رضایت | | عنوان مدخل = رضایت | ||
| مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در فقه سیاسی]] - [[رضایت در معارف و سیره نبوی]] - [[رضایت در معارف و سیره رضوی]] - [[رضایت در سیره معصوم]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روانشناسی اسلامی]] - [[رضایت در عرفان اسلامی]] - [[رضایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در نهج البلاغه]] - [[رضایت در فقه سیاسی]] - [[رضایت در معارف و سیره نبوی]] - [[رضایت در معارف و سیره رضوی]] - [[رضایت در سیره معصوم]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روانشناسی اسلامی]] - [[رضایت در عرفان اسلامی]] - [[رضایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«رضا» در منابع لغت [[فارسی]]، به معنای: ۱- [[خشنودی]]، خوشدلی؛ ۲- [[صلاح]]، صوابدید آمده است<ref>معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۲، ص۱۶۵۹.</ref>. در متون لغت [[عربی]] به معنای [[خشنودی]]<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، ترجمه و تحقیق: سید غلامرضا خسروی حسینی، ج۲، ص۸۰.</ref> و ضد [[سخط]] است<ref>قرشی، سید علیاکبر، قاموس قرآن، ج۳، ص۱۰۴.</ref>، و به معنای [[اختیار]] کردن نیز آمده است<ref>معزی فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر، ص۲۳۰. </ref>، و اصل این ماده به موافقت میل [[آدمی]] به آنچه با آن مواجه است دلالت دارد<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۴، ص۱۵۲.</ref>. | |||
در اصطلاح، عبارت است از ترک [[اعتراض]] بر مقدرات الهیه در [[باطن]] و ظاهر، قولاً و فعلاً<ref>نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص۶۱۲.</ref>، به گونهای که [[بنده]] مقامی بیشتر از آنچه [[خدا]] آن را قرار داده است، [[طلب]] نکند<ref>انصاری، خواجه عبدالله، شرح منازل السائرین، ترجمه و شرح: عبدالرزاق لاهیجی کاشانی، ص۱۱۴.</ref>، که این خود بالاترین [[درجه]] [[تکامل]] است؛ زیرا [[تکامل]] دارای درجاتی است: اول: [[صبر]]؛ دوم:[[تنزیه]] [[خداوند]]؛ سوم: [[سپاس]] و [[ستایش پروردگار]]؛ چهارم: [[رضا]] به [[قضای الهی]]<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۷، ص۴۱۲.</ref>. | در اصطلاح، عبارت است از ترک [[اعتراض]] بر مقدرات الهیه در [[باطن]] و ظاهر، قولاً و فعلاً<ref>نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص۶۱۲.</ref>، به گونهای که [[بنده]] مقامی بیشتر از آنچه [[خدا]] آن را قرار داده است، [[طلب]] نکند<ref>انصاری، خواجه عبدالله، شرح منازل السائرین، ترجمه و شرح: عبدالرزاق لاهیجی کاشانی، ص۱۱۴.</ref>، که این خود بالاترین [[درجه]] [[تکامل]] است؛ زیرا [[تکامل]] دارای درجاتی است: اول: [[صبر]]؛ دوم:[[تنزیه]] [[خداوند]]؛ سوم: [[سپاس]] و [[ستایش پروردگار]]؛ چهارم: [[رضا]] به [[قضای الهی]]<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۷، ص۴۱۲.</ref>. | ||
در [[شناخت]] دقیقتر حد و مرزهای مفهوم [[رضا]]، توجه به نکات ذیل که [[علامه طباطبایی]] مطرح فرموده است روشنگر و راهگشا است: | در [[شناخت]] دقیقتر حد و مرزهای مفهوم [[رضا]]، توجه به نکات ذیل که [[علامه طباطبایی]] مطرح فرموده است روشنگر و راهگشا است: | ||
# | # «[[رضا]]» از مفاهیمی است که صاحبان [[شعور]] و [[اصحاب]] [[اراده]] با آن توصیف میشوند، و در مقابل آن، صفت [[خشم]] و [[سخط]] قرار دارد، و هر دو وصف وجودی هستند (نه چون [[علم]] و [[جهل]] که [[علم]] وجودی و [[جهل]] عدم [[علم]] است). | ||
# [[رضا]] و [[خشنودی]] همواره به اوصاف و [[افعال]] مربوط میشود، نه به ذوات، چنانکه [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا}}<ref>«و به زندگی این جهان خشنودند» سوره یونس، آیه ۷.</ref>. | # [[رضا]] و [[خشنودی]] همواره به اوصاف و [[افعال]] مربوط میشود، نه به ذوات، چنانکه [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا}}<ref>«و به زندگی این جهان خشنودند» سوره یونس، آیه ۷.</ref>. | ||
# [[رضا]] عین [[اراده]] نیست، هر چند هر عملی که [[اراده]] بدان تعلق گیرد، بعد از وقوع، ممکن است [[رضایت]] هم به دنبال داشته باشد. زیرا، [[اراده]] همواره به امری مربوط میشود که هنوز واقع نشده، و [[رضا]] همواره به چیزی تعلق میگیرد که واقع شده و یا وقوعش فرض شده باشد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۷، ص۳۶۶-۳۶۷.</ref>. | # [[رضا]] عین [[اراده]] نیست، هر چند هر عملی که [[اراده]] بدان تعلق گیرد، بعد از وقوع، ممکن است [[رضایت]] هم به دنبال داشته باشد. زیرا، [[اراده]] همواره به امری مربوط میشود که هنوز واقع نشده، و [[رضا]] همواره به چیزی تعلق میگیرد که واقع شده و یا وقوعش فرض شده باشد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۷، ص۳۶۶-۳۶۷.</ref>. | ||