پرش به محتوا

تاریخ‌نگاری اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تاریخ‌نگاری
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
==مسلمانان و انگیزه‌های تاریخ‌نگاری==
==مسلمانان و انگیزه‌های تاریخ‌نگاری==
{{همچنین|اسلام|تاریخ|تاریخ‌نگاری}}
{{همچنین|اسلام|تاریخ|تاریخ‌نگاری}}
خط ۴: خط ۱۱:


==میراث تاریخی اعراب در جاهلیت==
==میراث تاریخی اعراب در جاهلیت==
{{همچنین|عرب در تاریخ اسلامی}}
میراث تاریخی اعراب بیش از هر چیز تحت عنوان «[[ایام العرب]]» جای می‌گیرد. در این اصطلاح، مقصود از «[[یوم]]» روزی است که واقعه مهمی در آن رخ داده و آن [[روز]] و واقعه «تاریخی» شده است. از این‌رو، «یوم» و «واقعه» در «یوم [[صفین]]» یا «[[وقعة صفین]]» به یک معناست. در اینکه [[عرب‌ها]] خاطره این روزها را [[حفظ]] کرده و به طور شفاهی از نسلی به [[نسل]] دیگر انتقال می‌دادند و در مجالس [[ادبی]] و تفریحی خود می‌خواندند، تردیدی وجود ندارد. با این حال، باید دانست آنچه در کتاب‌های ادبی از [[دوران جاهلیت]] و ایام العرب قبل الاسلام برای ما برجای مانده، انتقال آنها از [[دوره جاهلی]] به [[دوره اسلامی]] بر پایه [[روایات]] شفاهی بوده و تنها در دوره‌ای متأخر توسط [[دانشمندان]] قرون [[اسلامی]] تدوین شده است. خاطره این ایام، نخستین «ذهنیت تاریخی» است که میان [[قوم عرب]] موجود بوده، و توجه به رخدادهای گذشته را برای آنان زنده نگاه داشته است.
میراث تاریخی اعراب بیش از هر چیز تحت عنوان «[[ایام العرب]]» جای می‌گیرد. در این اصطلاح، مقصود از «[[یوم]]» روزی است که واقعه مهمی در آن رخ داده و آن [[روز]] و واقعه «تاریخی» شده است. از این‌رو، «یوم» و «واقعه» در «یوم [[صفین]]» یا «[[وقعة صفین]]» به یک معناست. در اینکه [[عرب‌ها]] خاطره این روزها را [[حفظ]] کرده و به طور شفاهی از نسلی به [[نسل]] دیگر انتقال می‌دادند و در مجالس [[ادبی]] و تفریحی خود می‌خواندند، تردیدی وجود ندارد. با این حال، باید دانست آنچه در کتاب‌های ادبی از [[دوران جاهلیت]] و ایام العرب قبل الاسلام برای ما برجای مانده، انتقال آنها از [[دوره جاهلی]] به [[دوره اسلامی]] بر پایه [[روایات]] شفاهی بوده و تنها در دوره‌ای متأخر توسط [[دانشمندان]] قرون [[اسلامی]] تدوین شده است. خاطره این ایام، نخستین «ذهنیت تاریخی» است که میان [[قوم عرب]] موجود بوده، و توجه به رخدادهای گذشته را برای آنان زنده نگاه داشته است.
[[قاضی]] صاعد اندلسی، درباره دانش [[عرب]] می‌گوید، علمی که عرب به آن [[افتخار]] می‌کند، [[زبان عربی]] و لغت و [[شعر]] و [[خطابه]] است. علاوه بر اینها عرب [[اهل علم]] الاخبار و [[معدن]] معرفة السیر و الاعصار هم هست. وی سپس از همدانی نقل می‌کند که [[تاریخ]] گذشته [[عرب]] و [[عجم]]، جز از طریق عرب ممکن نیست. شرح مسأله آن‌که [[عمالقه]] و [[جرهم]] و [[آل]] [[سمیدع]] و [[خزاعه]] که ساکنان [[مکه]] بودند، [[اخبار]] عرب عاربه و.... [[اهل کتاب]] را [[حفظ]] کردند. آنها، برای [[تجارت]] به شهرهای مختلف رفته و «اخبار [[الناس]]» را می‌شناختند. همین‌طور ساکن «عرب» [[حیره]]، به خاطر مجاورت با [[عجم‌ها]]، از [[روزگار]] اسعد ابی کرب و [[بخت نصر]]، [[علم]] و اخبار [[عجم]] و نیز [[[تاریخ]]] [[حمیر]] و رفت و شد آنان به بلاد را فرا گرفتند. بیشتر اخبار آنان از راویانی چون [[عبید بن شریه]]، [[محمد بن سائب کلبی]] و [[هیثم بن عدی]] نقل شده است. همین‌طور عرب‌های ساکن [[شام]] از سلیم و [[غسان]]، اخبار [[روم]] و [[بنی‌اسرائیل]] و یونانی‌ها را گرفتند. عرب‌های ساکن [[بحرین]] نیز از تنوخ و أیاد، اخبار «وبار» را نقل کرده و به خاطر توجه و طول [[تجربه]]، این اخبار را به‌دست آوردند؛ زیرا برای کار [[معیشت]] خود نیاز به [[شناخت]] این امور داشتند، نه اینکه در پی «[[تعلم]] [[حقایق]]» یا «تدرب در [[علوم]]» آنها را فرا گرفته باشند<ref>التعریف بطبقات الامم، ص٢٠۶-٢٠٧.</ref>.
[[قاضی]] صاعد اندلسی، درباره دانش [[عرب]] می‌گوید، علمی که عرب به آن [[افتخار]] می‌کند، [[زبان عربی]] و لغت و [[شعر]] و [[خطابه]] است. علاوه بر اینها عرب [[اهل علم]] الاخبار و [[معدن]] معرفة السیر و الاعصار هم هست. وی سپس از همدانی نقل می‌کند که [[تاریخ]] گذشته [[عرب]] و [[عجم]]، جز از طریق عرب ممکن نیست. شرح مسأله آن‌که [[عمالقه]] و [[جرهم]] و [[آل]] [[سمیدع]] و [[خزاعه]] که ساکنان [[مکه]] بودند، [[اخبار]] عرب عاربه و.... [[اهل کتاب]] را [[حفظ]] کردند. آنها، برای [[تجارت]] به شهرهای مختلف رفته و «اخبار [[الناس]]» را می‌شناختند. همین‌طور ساکن «عرب» [[حیره]]، به خاطر مجاورت با [[عجم‌ها]]، از [[روزگار]] اسعد ابی کرب و [[بخت نصر]]، [[علم]] و اخبار [[عجم]] و نیز [[[تاریخ]]] [[حمیر]] و رفت و شد آنان به بلاد را فرا گرفتند. بیشتر اخبار آنان از راویانی چون [[عبید بن شریه]]، [[محمد بن سائب کلبی]] و [[هیثم بن عدی]] نقل شده است. همین‌طور عرب‌های ساکن [[شام]] از سلیم و [[غسان]]، اخبار [[روم]] و [[بنی‌اسرائیل]] و یونانی‌ها را گرفتند. عرب‌های ساکن [[بحرین]] نیز از تنوخ و أیاد، اخبار «وبار» را نقل کرده و به خاطر توجه و طول [[تجربه]]، این اخبار را به‌دست آوردند؛ زیرا برای کار [[معیشت]] خود نیاز به [[شناخت]] این امور داشتند، نه اینکه در پی «[[تعلم]] [[حقایق]]» یا «تدرب در [[علوم]]» آنها را فرا گرفته باشند<ref>التعریف بطبقات الامم، ص٢٠۶-٢٠٧.</ref>.
خط ۲۷: خط ۳۵:


==حس سیره‌نگاری و سنت‌نویسی رسول{{صل}}==
==حس سیره‌نگاری و سنت‌نویسی رسول{{صل}}==
{{اصلی|سیره‌نگاری}}
اگر فرض کنیم که هیچ‌گونه توجه مستقلی به رویدادهای تاریخی میان [[عرب]] وجود نداشت، به راحتی می‌توانیم بپذیریم که جزو اساسی‌ترین [[وظایف]] [[محدثان]]، ثبت رفتارهای [[رسول خدا]]{{صل}} برای بهره‌گیری در [[فقه]] و [[اخلاق]] و... بود. این حس که یک [[وظیفه دینی]] بود، نقش مهمی در توجه مسلمانان به «گذشته» ایجاد کرد.
اگر فرض کنیم که هیچ‌گونه توجه مستقلی به رویدادهای تاریخی میان [[عرب]] وجود نداشت، به راحتی می‌توانیم بپذیریم که جزو اساسی‌ترین [[وظایف]] [[محدثان]]، ثبت رفتارهای [[رسول خدا]]{{صل}} برای بهره‌گیری در [[فقه]] و [[اخلاق]] و... بود. این حس که یک [[وظیفه دینی]] بود، نقش مهمی در توجه مسلمانان به «گذشته» ایجاد کرد.
کتاب‌های مختلفی که به جمع‌آوری [[احادیث]] پرداخته‌اند، چه به صورت «مُسند» یا در شکل «[[سنن]]» و یا موضوعی، حاوی بخش بزرگی از [[سیره رسول خدا]]{{صل}}، با تأکید بر جنبه‌های [[دینی]] این نقل‌ها بود. این مجموعه‌ها، از روایاتی ساخته شد که پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} توسط [[مسلمانان]] و به [[ضرورت]] [[دین‌شناسی]] به تدریج گردآوری می‌شد. نکات تاریخی در بیشتر [[ابواب فقه]] و در لابلای نقل‌ها آمده، و «کتاب الجهاد» یا «کتاب السِیر» نزدیک‌ترین باب [[فقهی]] است که با [[مغازی رسول الله]]{{صل}} ارتباط دارد. در این باب است که به‌طور عمده، مسایل تاریخی [[جنگ‌ها]]، به ضرورت دانستن [[احکام]] آنها آمده است. کتاب السیر ابواسحاق [[فزاری]] که به چاپ رسیده، به وضوح نشانگر توجه تاریخی [[محدثان]] می‌باشد. چنان‌که [[محمد بن حسن]] [[شیبانی]] هم کتاب السیر [[الکبیر]] نگاشته است! کتاب السیر به عنوان جزئی از [[کتاب‌های حدیثی]] در تمامی این مجموعه‌ها آمده است.
کتاب‌های مختلفی که به جمع‌آوری [[احادیث]] پرداخته‌اند، چه به صورت «مُسند» یا در شکل «[[سنن]]» و یا موضوعی، حاوی بخش بزرگی از [[سیره رسول خدا]]{{صل}}، با تأکید بر جنبه‌های [[دینی]] این نقل‌ها بود. این مجموعه‌ها، از روایاتی ساخته شد که پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} توسط [[مسلمانان]] و به [[ضرورت]] [[دین‌شناسی]] به تدریج گردآوری می‌شد. نکات تاریخی در بیشتر [[ابواب فقه]] و در لابلای نقل‌ها آمده، و «کتاب الجهاد» یا «کتاب السِیر» نزدیک‌ترین باب [[فقهی]] است که با [[مغازی رسول الله]]{{صل}} ارتباط دارد. در این باب است که به‌طور عمده، مسایل تاریخی [[جنگ‌ها]]، به ضرورت دانستن [[احکام]] آنها آمده است. کتاب السیر ابواسحاق [[فزاری]] که به چاپ رسیده، به وضوح نشانگر توجه تاریخی [[محدثان]] می‌باشد. چنان‌که [[محمد بن حسن]] [[شیبانی]] هم کتاب السیر [[الکبیر]] نگاشته است! کتاب السیر به عنوان جزئی از [[کتاب‌های حدیثی]] در تمامی این مجموعه‌ها آمده است.
خط ۱۵۴: خط ۱۶۳:
از جمله منابعی که به‌طور مداوم با این فهرست‌ها سروکار دارند، [[کتاب‌های سیره]] هستند. ارائه فهرستی از [[مهاجرین]] و [[انصار]] برای آنها اهمیت زیادی دارد و بعدها اساس در کتاب‌های [[صحابه‌شناسی]]، همین لیست‌هاست. [[ابن سعد]] در آغاز مجلد سوم که می‌خواهد [[مهاجر]] و انصار را در طبقه‌بندی‌های مشخص بیاورد، اشاره به تلاش‌های فضل بن دکین، معن بن عیسی اشجعی و [[هشام بن محمد بن سائب کلبی]]، درباره این لیست‌ها سخن می‌گوید و می‌نویسد: {{عربی|فَجَمَعْتُ ذلِكَ كُلَّهُ وَ بَيَّنْتُ مَنْ أَمْكَنَنِي تَسْمِيَتُهُ مِنْهُمْ فِي مَوْضِعِهِ}}. سپس به نوع طبقه‌بندی [[اصحاب]] پرداخته، لیست اول را شامل مهاجرین قدیم که در [[جنگ بدر]] شرکت کرده‌اند، می‌داند و به معرفی آنها می‌پردازد که نخستین آنها محمد [[رسول الله]] و دوم [[حمزه]] است<ref>طبقات الکبری، ج۳، ص٣-۴.</ref>.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۴۸.</ref>
از جمله منابعی که به‌طور مداوم با این فهرست‌ها سروکار دارند، [[کتاب‌های سیره]] هستند. ارائه فهرستی از [[مهاجرین]] و [[انصار]] برای آنها اهمیت زیادی دارد و بعدها اساس در کتاب‌های [[صحابه‌شناسی]]، همین لیست‌هاست. [[ابن سعد]] در آغاز مجلد سوم که می‌خواهد [[مهاجر]] و انصار را در طبقه‌بندی‌های مشخص بیاورد، اشاره به تلاش‌های فضل بن دکین، معن بن عیسی اشجعی و [[هشام بن محمد بن سائب کلبی]]، درباره این لیست‌ها سخن می‌گوید و می‌نویسد: {{عربی|فَجَمَعْتُ ذلِكَ كُلَّهُ وَ بَيَّنْتُ مَنْ أَمْكَنَنِي تَسْمِيَتُهُ مِنْهُمْ فِي مَوْضِعِهِ}}. سپس به نوع طبقه‌بندی [[اصحاب]] پرداخته، لیست اول را شامل مهاجرین قدیم که در [[جنگ بدر]] شرکت کرده‌اند، می‌داند و به معرفی آنها می‌پردازد که نخستین آنها محمد [[رسول الله]] و دوم [[حمزه]] است<ref>طبقات الکبری، ج۳، ص٣-۴.</ref>.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۴۸.</ref>


==[[اخبار]] [[تاریخی]] را با چه معیارهایی [[ارزیابی]] کنیم؟==
==معیارهای ارزیابی اخبار تاریخی==
برای ارزیابی اخبار تاریخی ضروری است اقدامات زیر را انجام دهیم:
برای ارزیابی اخبار تاریخی ضروری است اقدامات زیر را انجام دهیم:


۱. [[روایات]] را بر [[قرآن کریم]] عرضه کنیم؛ زیرا از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده است: «بعد از من [[نقل حدیث]] برای شما زیاد خواهد شد اگر [[حدیثی]] از من برای شما روایت شد، آن را بر [[قرآن]] عرضه کنید، آنگاه آنچه را که موافق کتاب خداست؛ قبول کنید و آنچه را که مخالف کتاب خداست، ردّ کنید»<ref>اصول الحنفیه، الشاشی، ص۴۳.</ref>.
۱. [[روایات]] را بر [[قرآن کریم]] عرضه کنیم؛ زیرا از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده است: «بعد از من [[نقل حدیث]] برای شما زیاد خواهد شد اگر [[حدیثی]] از من برای شما روایت شد، آن را بر [[قرآن]] عرضه کنید، آنگاه آنچه را که موافق کتاب خداست؛ قبول کنید و آنچه را که مخالف کتاب خداست، ردّ کنید»<ref>اصول الحنفیه، الشاشی، ص۴۳.</ref>.
و حضرت [[امام سجاد]]{{ع}} درباره قرآن می‌فرماید: «قرآن میزانی است که زبانش از [[حق‌گویی]] [[منحرف]] نمی‌شود و [[نور]] [[هدایتی]] است که برهانش مخفی نمی‌ماند و نشانه نجات‌بخشی است که هر کسی را که از آن [[پیروی]] کند، [[گمراه]] نمی‌کند».
و حضرت [[امام سجاد]]{{ع}} درباره قرآن می‌فرماید: «قرآن میزانی است که زبانش از [[حق‌گویی]] [[منحرف]] نمی‌شود و [[نور]] [[هدایتی]] است که برهانش مخفی نمی‌ماند و نشانه نجات‌بخشی است که هر کسی را که از آن [[پیروی]] کند، [[گمراه]] نمی‌کند».


همچنین مرحوم [[کلینی]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت می‌کند که فرمود: «آنچه که با [[کتاب خدا]] موافق نباشد [[زخرف]] است»<ref>اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۵۵.</ref> و از [[ابن عباس]]روایت شده است: «اگر شنیدید که از [[رسول الله]]{{صل}} برای شما [[حدیث]] نقل می‌کنم و آن را در کتاب خدا نمی‌یابید یا در نظر [[مردم]] [[ناپسند]] یافتید؛ پس بدانید که من بر [[پیامبر]][[ دروغ]] بسته‌ام»<ref>سنن دارمی، ج۱، ص۱۴۶.</ref>.
همچنین مرحوم [[کلینی]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت می‌کند که فرمود: «آنچه که با [[کتاب خدا]] موافق نباشد [[زخرف]] است»<ref>اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۵۵.</ref> و از [[ابن عباس]]روایت شده است: «اگر شنیدید که از [[رسول الله]]{{صل}} برای شما [[حدیث]] نقل می‌کنم و آن را در کتاب خدا نمی‌یابید یا در نظر [[مردم]] [[ناپسند]] یافتید؛ پس بدانید که من بر [[پیامبر]][[ دروغ]] بسته‌ام»<ref>سنن دارمی، ج۱، ص۱۴۶.</ref>.
از [[ابن مسعود]] هم روایت شده است: «نگاه کنید و آنچه را که موافق کتاب خداست، قبول کنید و آنچه را که مخالف کتاب خداست، کنار بگذارید»<ref>المصنف، ج۶، ص۱۱۲ و جامع بیان العلم، ج۲، ص۴۲ و حیاة الصحابة، ج۳، ص۱۹۱.</ref>. و از [[معاذ بن جبل]] روایت شده است: «هر حدیثی را بر کتاب خدا عرضه کنید و هرگز آن را بر [[کلام]] دیگری عرضه نکنید»<ref>حیاة الصحابة، ج۳، ص۱۹۷ و از کنز العمال؛ ابن عساکر، ج۸، ص۸۷.</ref>. و [[أبی بن کعب]] مردی را چنین [[وصیت]] کرد: «کتاب خدا را [[امام]] و راهنمای خویش قرار ده و به [[قضاوت]] و [[حکمیت]] آن [[راضی]] باش»<ref>از حیاة الصحابة، ج۳، ص۵۷۶ و از حلیة الاولیاء، ج۱، ص۲۵۳.</ref>.
از [[ابن مسعود]] هم روایت شده است: «نگاه کنید و آنچه را که موافق کتاب خداست، قبول کنید و آنچه را که مخالف کتاب خداست، کنار بگذارید»<ref>المصنف، ج۶، ص۱۱۲ و جامع بیان العلم، ج۲، ص۴۲ و حیاة الصحابة، ج۳، ص۱۹۱.</ref>. و از [[معاذ بن جبل]] روایت شده است: «هر حدیثی را بر کتاب خدا عرضه کنید و هرگز آن را بر [[کلام]] دیگری عرضه نکنید»<ref>حیاة الصحابة، ج۳، ص۱۹۷ و از کنز العمال؛ ابن عساکر، ج۸، ص۸۷.</ref>. و [[أبی بن کعب]] مردی را چنین [[وصیت]] کرد: «کتاب خدا را [[امام]] و راهنمای خویش قرار ده و به [[قضاوت]] و [[حکمیت]] آن [[راضی]] باش»<ref>از حیاة الصحابة، ج۳، ص۵۷۶ و از حلیة الاولیاء، ج۱، ص۲۵۳.</ref>.


همچنین از [[ابو بکر]] روایت شده است که در خطبه‌ای گفت: «اگر از سوی [[باطل]]، [[جنگی]] بر [[اهل حق]] [[تحمیل]] شد که در اثر آن آثار از بین رفت و [[سنت‌ها]] فراموش شد، در این صورت ملازم [[مساجد]] باشید و از [[قرآن]] [[راهنمایی]] بخواهید» <ref>البیان و التبیین، ج۲، ص۴۴ و عیون الاخبار؛ ابن قتیبه، ج۲، ص۲۳۳ و العقد الفرید، ج۴، ص۶۰.</ref>.
همچنین از [[ابو بکر]] روایت شده است که در خطبه‌ای گفت: «اگر از سوی [[باطل]]، [[جنگی]] بر [[اهل حق]] [[تحمیل]] شد که در اثر آن آثار از بین رفت و [[سنت‌ها]] فراموش شد، در این صورت ملازم [[مساجد]] باشید و از [[قرآن]] [[راهنمایی]] بخواهید» <ref>البیان و التبیین، ج۲، ص۴۴ و عیون الاخبار؛ ابن قتیبه، ج۲، ص۲۳۳ و العقد الفرید، ج۴، ص۶۰.</ref>.
عجیب است که بعضی [[قول پیامبر اکرم]]{{صل}} در مورد عرضه [[احادیث]] بر [[قرآن]] را به [[منحرفان]] نسبت می‌دهند و می‌گویند: «[[خداوند]] ما را به طور مطلق به [[اطاعت از پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}}[[ امر]] فرموده است، همان طور که ما را به [[اطاعت بی‌قید و شرط]] از [[کتاب خدا]] دستور داده و نگفته است که آنچه موافق با کتاب خدا باشد، اخذ کنید و آنچه مخالف است را رها کنید»<ref>جامع بیان العلم؛ ابی عمر، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
عجیب است که بعضی [[قول پیامبر اکرم]]{{صل}} در مورد عرضه [[احادیث]] بر [[قرآن]] را به [[منحرفان]] نسبت می‌دهند و می‌گویند: «[[خداوند]] ما را به طور مطلق به [[اطاعت از پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}}[[ امر]] فرموده است، همان طور که ما را به [[اطاعت بی‌قید و شرط]] از [[کتاب خدا]] دستور داده و نگفته است که آنچه موافق با کتاب خدا باشد، اخذ کنید و آنچه مخالف است را رها کنید»<ref>جامع بیان العلم؛ ابی عمر، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.


و عجیب‌تر این است که بعضی از آنها این [[حدیث]] را به زنادقه و [[خوارج]] نسبت داده‌اند و گفته‌اند: زنادقه و خوارج این حدیث را [[جعل]] کرده‌اند و به نظر [[اهل]] [[علم صحیح]] نیست، و عده‌ای از آنها گفته‌اند: «قبل از هر چیز ما این حدیث را بر کتاب خدا عرضه می‌کنیم تا این ادعا را [[تأیید]] کنیم؛ ولی هنگامی که این حدیث را بر کتاب خدا عرضه می‌کنیم، آن را مخالف کتاب خدا می‌یابیم؛ زیرا در کتاب خدا نیامده است که بعضی از احادیث [[رسول خدا]]{{صل}} پذیرفته نشود؛ بلکه می‌بینیم که کتاب خدا به طور مطلق به [[اطاعت]] و [[تأسی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} امر می‌کند و [[مخالفت]] با دستورهای وی را در هر حالی [[نهی]] می‌کند»<ref>بحوث مع اهل السنّة و السلفیه، ص۶۸ به نقل از جامع بیان العلم، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
و عجیب‌تر این است که بعضی از آنها این [[حدیث]] را به زنادقه و [[خوارج]] نسبت داده‌اند و گفته‌اند: زنادقه و خوارج این حدیث را [[جعل]] کرده‌اند و به نظر [[اهل]] [[علم صحیح]] نیست، و عده‌ای از آنها گفته‌اند: «قبل از هر چیز ما این حدیث را بر کتاب خدا عرضه می‌کنیم تا این ادعا را [[تأیید]] کنیم؛ ولی هنگامی که این حدیث را بر کتاب خدا عرضه می‌کنیم، آن را مخالف کتاب خدا می‌یابیم؛ زیرا در کتاب خدا نیامده است که بعضی از احادیث [[رسول خدا]]{{صل}} پذیرفته نشود؛ بلکه می‌بینیم که کتاب خدا به طور مطلق به [[اطاعت]] و [[تأسی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} امر می‌کند و [[مخالفت]] با دستورهای وی را در هر حالی [[نهی]] می‌کند»<ref>بحوث مع اهل السنّة و السلفیه، ص۶۸ به نقل از جامع بیان العلم، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
[[ابو بکر بیهقی]] می‌گوید: «[[حدیثی]] که در مورد عرضه [[روایت]] بر قرآن نقل شده،[[ باطل]] است؛ زیرا در ابتدا خودش را نقض می‌کند، چون در قرآن هیچ دلالتی بر عرضه کردن حدیث بر قرآن وجود ندارد»<ref>از دلایل النبوة؛ بیهقی، ج۱، ص۲۶.</ref> و به طور مطلق گفته‌اند: «[[سنت]] در مورد کتاب [[قضاوت]] می‌کند؛ ولی کتاب در مورد سنت قضاوت نمی‌کند»<ref>سنن الدارمی، ج۱، ص۱۴۵ و تأویل مختلف الحدیث، ص۱۹۹ و جامع بیان العلم، ج۲، ص۲۳۴ و مقالات الاسلامیین، ج۲، ص۳۲۴.</ref>.
[[ابو بکر بیهقی]] می‌گوید: «[[حدیثی]] که در مورد عرضه [[روایت]] بر قرآن نقل شده،[[ باطل]] است؛ زیرا در ابتدا خودش را نقض می‌کند، چون در قرآن هیچ دلالتی بر عرضه کردن حدیث بر قرآن وجود ندارد»<ref>از دلایل النبوة؛ بیهقی، ج۱، ص۲۶.</ref> و به طور مطلق گفته‌اند: «[[سنت]] در مورد کتاب [[قضاوت]] می‌کند؛ ولی کتاب در مورد سنت قضاوت نمی‌کند»<ref>سنن الدارمی، ج۱، ص۱۴۵ و تأویل مختلف الحدیث، ص۱۹۹ و جامع بیان العلم، ج۲، ص۲۳۴ و مقالات الاسلامیین، ج۲، ص۳۲۴.</ref>.


[[خطّابی]] در شرح بر [[سنن ابی داوود]] کوشیده است [[حدیثی]] را بیابد که [[احادیث]] عرض [[حدیث]] بر [[کتاب خدا]] را [[نفی]] کند و این حدیث را یافته که [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: «هرگز نیابم کسی از شما را که بر جایگاهش تکیه می‌زند و وقتی [[اوامر و نواهی]] من به او می‌رسد؛ می‌گوید: نمی‌دانیم و ما از آنچه که در [[کتاب خدا]] یافته‌ایم،[[ پیروی]] می‌کنیم».
[[خطّابی]] در شرح بر [[سنن ابی داوود]] کوشیده است [[حدیثی]] را بیابد که [[احادیث]] عرض [[حدیث]] بر [[کتاب خدا]] را [[نفی]] کند و این حدیث را یافته که [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: «هرگز نیابم کسی از شما را که بر جایگاهش تکیه می‌زند و وقتی [[اوامر و نواهی]] من به او می‌رسد؛ می‌گوید: نمی‌دانیم و ما از آنچه که در [[کتاب خدا]] یافته‌ایم،[[ پیروی]] می‌کنیم».
وی در شرح این [[حدیث]] نوشته است: «این حدیث دلالت دارد بر این که عرضه [[احادیث]] بر کتاب خدا لازم نیست و هر چیزی که از [[رسول الله]] باشد بنفسه [[حجّت]] است و آنچه را که بعضی [[روایت]] کرده‌اند که [[پیغمبر]] فرموده است: «اگر [[حدیثی]] برای شما نقل شد، آن را بر [[کتاب خداوند]] عرضه کنید، اگر موافق کتاب خدا بود، آن را قبول کنید؛ و الا [[باطل]] است» هیچ سندی ندارد و [[زکریا]] [[ساجی]] از یحیی بن معین نقل کرده است که: «این حدیث را زنادقه [[جعل]] کرده‌اند»<ref>به نقل از عون العبود فی شرح سنن ابی داود، ج۴، ص۳۲۹.</ref>.
وی در شرح این [[حدیث]] نوشته است: «این حدیث دلالت دارد بر این که عرضه [[احادیث]] بر کتاب خدا لازم نیست و هر چیزی که از [[رسول الله]] باشد بنفسه [[حجّت]] است و آنچه را که بعضی [[روایت]] کرده‌اند که [[پیغمبر]] فرموده است: «اگر [[حدیثی]] برای شما نقل شد، آن را بر [[کتاب خداوند]] عرضه کنید، اگر موافق کتاب خدا بود، آن را قبول کنید؛ و الا [[باطل]] است» هیچ سندی ندارد و [[زکریا]] [[ساجی]] از یحیی بن معین نقل کرده است که: «این حدیث را زنادقه [[جعل]] کرده‌اند»<ref>به نقل از عون العبود فی شرح سنن ابی داود، ج۴، ص۳۲۹.</ref>.


خط ۱۸۰: خط ۱۸۴:


۲. ما باید با [[اعتماد]] بر [[قرآن کریم]]، [[شخصیت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} را که والاترین [[انسانی]] است که روی [[کره زمین]] وجود داشته و دارد؛ تعریف کنیم. او متّصف به فضل و کمال و به دور از هر [[عیب]] و نقصی می‌باشد و حتی [[خداوند]] او را به عنوان [[اسوه]] و الگوی مطلق معرفی کرده است:{{متن قرآن|لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. او همان‌گونه است که [[امام هادی]]{{ع}} او را در [[زیارت جامعه]] معرفی می‌کند: {{متن حدیث|عَصَمَکُمُ اَللَّهُ مِنَ اَلزَّلَلِ، وَ آمَنَکُمْ مِنَ اَلْفِتَنِ، وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ اَلدَّنَسِ، وَ أَذْهَبَ عَنْکُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهَّرَکُمْ تَطْهِیراً}}؛ [[خداوند]] شما را از [[لغزش‌ها]] مصون نگاه داشت و از [[فتنه‌ها]] [[ایمنی]] بخشید و از [[پلیدی‌ها]] [[پاک]] گرداند و [[زشتی‌ها]] را از شما دور کرد و شما را [[تطهیر]] کرد.
۲. ما باید با [[اعتماد]] بر [[قرآن کریم]]، [[شخصیت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} را که والاترین [[انسانی]] است که روی [[کره زمین]] وجود داشته و دارد؛ تعریف کنیم. او متّصف به فضل و کمال و به دور از هر [[عیب]] و نقصی می‌باشد و حتی [[خداوند]] او را به عنوان [[اسوه]] و الگوی مطلق معرفی کرده است:{{متن قرآن|لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. او همان‌گونه است که [[امام هادی]]{{ع}} او را در [[زیارت جامعه]] معرفی می‌کند: {{متن حدیث|عَصَمَکُمُ اَللَّهُ مِنَ اَلزَّلَلِ، وَ آمَنَکُمْ مِنَ اَلْفِتَنِ، وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ اَلدَّنَسِ، وَ أَذْهَبَ عَنْکُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهَّرَکُمْ تَطْهِیراً}}؛ [[خداوند]] شما را از [[لغزش‌ها]] مصون نگاه داشت و از [[فتنه‌ها]] [[ایمنی]] بخشید و از [[پلیدی‌ها]] [[پاک]] گرداند و [[زشتی‌ها]] را از شما دور کرد و شما را [[تطهیر]] کرد.
او [[معصوم]] است و از هر [[عیب]] و [[نقص]] و آفتی که باعث [[نفرت]] [[مردم]] گردد، [[پاک]] است. هیچ [[تشتت]] یا ضعفی در اعمالش دیده نمی‌شود و هیچ تناقض یا سخافت در اقوالش مشاهده‌ نمی‌گردد؛ بلکه [[فضائل]] کامل و صفات والای [[انسانی]] از جهت [[حکمت]] و [[علم]] و [[شجاعت]] و [[آرامش]] و [[وقار]] و... در وی دیده می‌شود و در یک کلمه: «او [[خلیفه الهی]] در [[زمین]] و [[حجت خدا]] بر بندگانش می‌باشد».
او [[معصوم]] است و از هر [[عیب]] و [[نقص]] و آفتی که باعث [[نفرت]] [[مردم]] گردد، [[پاک]] است. هیچ [[تشتت]] یا ضعفی در اعمالش دیده نمی‌شود و هیچ تناقض یا سخافت در اقوالش مشاهده‌ نمی‌گردد؛ بلکه [[فضائل]] کامل و صفات والای [[انسانی]] از جهت [[حکمت]] و [[علم]] و [[شجاعت]] و [[آرامش]] و [[وقار]] و... در وی دیده می‌شود و در یک کلمه: «او [[خلیفه الهی]] در [[زمین]] و [[حجت خدا]] بر بندگانش می‌باشد».


خط ۱۸۶: خط ۱۸۹:


۳. با [[اقتدا]] به [[قرآن کریم]] که صاحبان [[عقل]] و [[خرد]] را مورد [[خطاب]] خویش قرار داده است و عقل [[قطعی]] مورد اتفاق را به عنوان [[حکم]] در آنچه می‌گوید، قرار داده است و عقلا را به خاطر [[مخالفت]] با دستورهای عقلشان [[مذمت]] کرده است؛ باید که موضع ما در قبال تمام قضایای [[تاریخی]] بر اساس عقل باشد و بر امکان حدوث هر حادثه تاریخی تأکید بورزیم.
۳. با [[اقتدا]] به [[قرآن کریم]] که صاحبان [[عقل]] و [[خرد]] را مورد [[خطاب]] خویش قرار داده است و عقل [[قطعی]] مورد اتفاق را به عنوان [[حکم]] در آنچه می‌گوید، قرار داده است و عقلا را به خاطر [[مخالفت]] با دستورهای عقلشان [[مذمت]] کرده است؛ باید که موضع ما در قبال تمام قضایای [[تاریخی]] بر اساس عقل باشد و بر امکان حدوث هر حادثه تاریخی تأکید بورزیم.
البته این بعد از آن است که [[نصّ]] خالی از تناقض و [[تعارض]] باشد و در طبقات [[راویان]] و علایق [[سیاسی]] آنان دقّت کرده باشیم و [[سلامتی]] سند [[نص]] را از دست جاعلان و کذّابین و صاحبان [[جریان‌های سیاسی]] و غیره، به [[اثبات]] رسانده باشیم.
البته این بعد از آن است که [[نصّ]] خالی از تناقض و [[تعارض]] باشد و در طبقات [[راویان]] و علایق [[سیاسی]] آنان دقّت کرده باشیم و [[سلامتی]] سند [[نص]] را از دست جاعلان و کذّابین و صاحبان [[جریان‌های سیاسی]] و غیره، به [[اثبات]] رسانده باشیم.
بعد از این دقت‌ها و با در نظر گرفتن تمام این معیارها، می‌توانیم [[نصوص]] بسیاری را که سعی می‌کند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را به مثابه [[کودکی]] [[جاهل]] و عاجز به تصویر بکشد (!!) مورد [[ارزیابی]] قرار دهیم و [[اجازه]] نقل [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} را به آنها ندهیم.
بعد از این دقت‌ها و با در نظر گرفتن تمام این معیارها، می‌توانیم [[نصوص]] بسیاری را که سعی می‌کند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را به مثابه [[کودکی]] [[جاهل]] و عاجز به تصویر بکشد (!!) مورد [[ارزیابی]] قرار دهیم و [[اجازه]] نقل [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} را به آنها ندهیم.


در این هنگام است که می‌توانیم آثاری را از [[میراث]] [[اسلامی]] به [[مسلمانان]] تقدیم کنیم که باعث [[افتخار]] و [[سربلندی]] آنان باشد و این از امتیازهای [[تاریخ اسلام]] است که می‌تواند از قواعدی [[پیروی]] کند که به وسیله آنها، محقق به روش‌های مطمئن [[هدایت]] می‌شود و می‌تواند آن چنان به [[حقیقت]][[ دست]] یابد که خودش [[راضی]] و مطمئن باشد. البته به شرط آنکه به [[قواعد]] و ضمانت‌هایی که بدان‌ها اشاره شد؛ ملتزم باشد.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[تاریخ تحقیقی اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ تحقیقی اسلام]]، ج۱، ص ٥٣-٥٦.</ref>
در این هنگام است که می‌توانیم آثاری را از [[میراث]] [[اسلامی]] به [[مسلمانان]] تقدیم کنیم که باعث [[افتخار]] و [[سربلندی]] آنان باشد و این از امتیازهای [[تاریخ اسلام]] است که می‌تواند از قواعدی [[پیروی]] کند که به وسیله آنها، محقق به روش‌های مطمئن [[هدایت]] می‌شود و می‌تواند آن چنان به [[حقیقت]][[ دست]] یابد که خودش [[راضی]] و مطمئن باشد. البته به شرط آنکه به [[قواعد]] و ضمانت‌هایی که بدان‌ها اشاره شد؛ ملتزم باشد.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[تاریخ تحقیقی اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ تحقیقی اسلام]]، ج۱، ص ۵۳-۵۶.</ref>
 
==[[تاریخ‌نگاران اسلامی]]==
{{مدخل وابسته}}
* [[تاریخ‌نگاران اسلامی قرن اول هجری]]
* [[تاریخ‌نگاران اسلامی قرن دوم هجری]]
* [[تاریخ‌نگاران اسلامی قرن دوم هجری]]
{{پایان مدخل وابسته}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010927.jpg|22px]] [[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|'''منابع تاریخ اسلام''']]
# [[پرونده:IM010323.jpg|22px]] [[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[تاریخ تحقیقی اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ تحقیقی اسلام ج۱''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:تاریخ‌نگاری]]
۸۱٬۹۹۰

ویرایش