شرححالنویسی (تراجم): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== سه گرایش در نگارش تاریخ زندگی فرد را باید از هم تفکیک کرد. # «سیرهنویسی» به معنای آنچه درباره رسول الله{{صل}} نوشته شده و در زمانهای بعد درباره برخی از اشخاص دیگر هم ادامه یافته است. # «شرححالنویسی» یا «زندگینامهنویسی...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = تاریخ | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
سه [[گرایش]] در [[نگارش تاریخ]] [[زندگی]] فرد را باید از هم تفکیک کرد. | سه [[گرایش]] در [[نگارش تاریخ]] [[زندگی]] فرد را باید از هم تفکیک کرد. | ||
| خط ۵: | خط ۱۲: | ||
# «[[علم رجال]]» که [[علم به روات احادیث]] است و بسیار مختصر، تنها به تاریخ ولادت و [[وفات]] شخص و [[ثقه]] و غیر ثقه بودن او پرداخته میشود. | # «[[علم رجال]]» که [[علم به روات احادیث]] است و بسیار مختصر، تنها به تاریخ ولادت و [[وفات]] شخص و [[ثقه]] و غیر ثقه بودن او پرداخته میشود. | ||
آنچه به عنوان [[سیرهنگاری]] در باره شخص [[پیامبر]]{{صل}} مطرح است، علیالقاعده باید [[الگوبرداری]] از آیاتی باشد که در [[قرآن]] درباره [[انبیاء]] آمده است. [[پیامبران در قرآن]]، به لحاظ ویژگیهای شخصی مورد [[ستایش]] قرار گرفته و ضمن آنکه برخوردشان با امتشان مد نظر است، بر [[اخلاقیات]] و خصوصیات [[علمی]] و [[عبادی]] و... آنها تأکید شده است. البته سیرهنویسی تحت تأثیر تاریخ [[عربی]] قدیم یا همان [[ایام العرب]] بود و به همین دلیل [[مغازی]] به سبک و [[سیاق]] ایام العرب قبل از [[اسلام]] نوشته شد. به علاوه [[دانش]] [[نسبشناسی]] هم در آن تأثیر زیادی داشت. با این حال باید گفت که مواد آن به هر شکلی [[انتخاب]] شده باشد صورت قضیه جنبه [[دینی]] با ویژگیهای [[تاریخنویسی]] [[قرآنی]] داشت. قرآن در یک نگاه، تاریخ [[اقوام]] را بر محور پیامبرشان و حتی با نام او میشناسانَد. این روش، افزون بر اینکه محور اصلی را [[دین]] میداند اهمیت [[انبیا]] را نیز نشان میدهد. ازاینرو [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}، از همان آغاز به [[سیره]] و شرح حال پیامبر{{صل}} توجه پیدا کرده و در شرح زندگانی و ویژگیهای آن حضرت، خاطراتی را [[حفظ]] و نقل کردند. بعدها این نوع سیرهنگاری، به شکل جزئیتری درباره [[خلفا]]، [[سلاطین]] و [[علما]] و حتی سایر طبقات نیز در شکل شرححالنویسی رایج گردید. | آنچه به عنوان [[سیرهنگاری]] در باره شخص [[پیامبر]]{{صل}} مطرح است، علیالقاعده باید [[الگوبرداری]] از آیاتی باشد که در [[قرآن]] درباره [[انبیاء]] آمده است. [[پیامبران در قرآن]]، به لحاظ ویژگیهای شخصی مورد [[ستایش]] قرار گرفته و ضمن آنکه برخوردشان با امتشان مد نظر است، بر [[اخلاقیات]] و خصوصیات [[علمی]] و [[عبادی]] و... آنها تأکید شده است. البته سیرهنویسی تحت تأثیر تاریخ [[عربی]] قدیم یا همان [[ایام العرب]] بود و به همین دلیل [[مغازی]] به سبک و [[سیاق]] ایام العرب قبل از [[اسلام]] نوشته شد. به علاوه [[دانش]] [[نسبشناسی]] هم در آن تأثیر زیادی داشت. با این حال باید گفت که مواد آن به هر شکلی [[انتخاب]] شده باشد صورت قضیه جنبه [[دینی]] با ویژگیهای [[تاریخنویسی]] [[قرآنی]] داشت. قرآن در یک نگاه، تاریخ [[اقوام]] را بر محور پیامبرشان و حتی با نام او میشناسانَد. این روش، افزون بر اینکه محور اصلی را [[دین]] میداند اهمیت [[انبیا]] را نیز نشان میدهد. ازاینرو [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}، از همان آغاز به [[سیره]] و شرح حال پیامبر{{صل}} توجه پیدا کرده و در شرح زندگانی و ویژگیهای آن حضرت، خاطراتی را [[حفظ]] و نقل کردند. بعدها این نوع سیرهنگاری، به شکل جزئیتری درباره [[خلفا]]، [[سلاطین]] و [[علما]] و حتی سایر طبقات نیز در شکل شرححالنویسی رایج گردید.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۷.</ref> | ||
==تراجم و رجال == | ==تراجم و رجال == | ||
میان دو [[دانش رجال]] و شرح حال که [[عرب]] به آن [[تراجم]] میگوید ارتباط نزدیکتری هست. دانش رجال، برای سنجش [[سند احادیث]] پدید آمد و این مربوط به [[قرن دوم]] بود؛ زیرا در [[قرن اول]] خبری از این مطلب نیست. با این حال نباید شرح حال را تنها برآمده از [[دل]] [[علم رجال]] دانست، بلکه روش مستقلی است که از نوعی [[فردگرایی]] نشأت گرفته و در میان [[مسلمانان]] امری [[تجربه]] شده بود. مسلمانان به [[نوشتن]] شرح حال [[پیامبر]]، [[خلفا]]، [[صحابه]] و نیز [[شیعیان]] به [[نگارش]] شرح حال [[امامان]] و بسیاری از نمونههای دیگر علاقهمند بودند و همین امر آنان را به [[فکر]] نوشتن شرح حال میانداخت. به ویژه سبب نمود بحث فضائلنویسی به عنوان پدیدهای [[دینی]] - [[تاریخی]] شد که در اطراف اشخاص به پیدایی درآمد. این در حالی است که علم رجال، صرفاً روی نام شخص، مولد و [[وفات]]، و [[ثقه]] و غیر ثقه بودن تأکید داشت. این اطلاعات یا دست کم بخشی از آن به کار کتابهای [[تراجم]] هم میآمد، اما معلومات موجود در آثار شرح حال بسیار مبسوطتر بود. به عبارت دیگر این دو دسته اثر علیرغم نزدیکی به یکدیگر، در عمل دو رشته بودند. | میان دو [[دانش رجال]] و شرح حال که [[عرب]] به آن [[تراجم]] میگوید ارتباط نزدیکتری هست. دانش رجال، برای سنجش [[سند احادیث]] پدید آمد و این مربوط به [[قرن دوم]] بود؛ زیرا در [[قرن اول]] خبری از این مطلب نیست. با این حال نباید شرح حال را تنها برآمده از [[دل]] [[علم رجال]] دانست، بلکه روش مستقلی است که از نوعی [[فردگرایی]] نشأت گرفته و در میان [[مسلمانان]] امری [[تجربه]] شده بود. مسلمانان به [[نوشتن]] شرح حال [[پیامبر]]، [[خلفا]]، [[صحابه]] و نیز [[شیعیان]] به [[نگارش]] شرح حال [[امامان]] و بسیاری از نمونههای دیگر علاقهمند بودند و همین امر آنان را به [[فکر]] نوشتن شرح حال میانداخت. به ویژه سبب نمود بحث فضائلنویسی به عنوان پدیدهای [[دینی]] - [[تاریخی]] شد که در اطراف اشخاص به پیدایی درآمد. این در حالی است که علم رجال، صرفاً روی نام شخص، مولد و [[وفات]]، و [[ثقه]] و غیر ثقه بودن تأکید داشت. این اطلاعات یا دست کم بخشی از آن به کار کتابهای [[تراجم]] هم میآمد، اما معلومات موجود در آثار شرح حال بسیار مبسوطتر بود. به عبارت دیگر این دو دسته اثر علیرغم نزدیکی به یکدیگر، در عمل دو رشته بودند. | ||
[[منابع رجالی]] که تنها اطلاعاتی درباره مولد و وفات و تعیین حد [[توثیق]] اشخاص است، بیشتر در [[قرن سوم]] پدید آمد. برخی از مهمترین آنها عبارت است از: [[تاریخ]] یحیی بن معین، تاریخ ابی زرعة الدمشقی، تاریخ الکبیر بخاری، الجرح والتعدیل [[ابوحاتم رازی]]، الثقات و المجروحین ابن حبان، الکامل فی ضعفاء الرجال ابن عدی، تهذیب الکمال مزّی (۶۵۴-٧۴٢)، میزان الاعتدال ذهبی، لسان المیزان ابن حجر (۷۷۳-۸۵۲)، و تهذیب التهذیبِ همو. | [[منابع رجالی]] که تنها اطلاعاتی درباره مولد و وفات و تعیین حد [[توثیق]] اشخاص است، بیشتر در [[قرن سوم]] پدید آمد. برخی از مهمترین آنها عبارت است از: [[تاریخ]] یحیی بن معین، تاریخ ابی زرعة الدمشقی، تاریخ الکبیر بخاری، الجرح والتعدیل [[ابوحاتم رازی]]، الثقات و المجروحین ابن حبان، الکامل فی ضعفاء الرجال ابن عدی، تهذیب الکمال مزّی (۶۵۴-٧۴٢)، میزان الاعتدال ذهبی، لسان المیزان ابن حجر (۷۷۳-۸۵۲)، و تهذیب التهذیبِ همو.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۸.</ref> | ||
==گرایشهای شرححالنویسی== | ==گرایشهای شرححالنویسی== | ||
===نخست: [[صحابهنگاری]]=== | ===نخست: [[صحابهنگاری]]=== | ||
کتابهای شرح حال، با انواع و اقسام [[گرایشها]] یکی از پر رونقترین آثاری است که در جریان نگارش و تألیف در [[تمدن اسلامی]]، جای خود را باز کرده است. یکی از مهمترین آنها آثاری درباره صحابه است که از قرون نخستین تا این اواخر همواره مورد توجه بوده است. آثاری از جمله: [[الاستیعاب]] فی معرفة الاصحاب از [[ابن عبدالبر]] (٣۶٨-۴۶٣)، معرفة الصحابة از [[ابونعیم اصفهانی]] (۴٣٠)، اسدالغابة فی معرفة الصحابة از [[ابن اثیر]] (م۶٣٠)، و [[الاصابة]] فی [[تمییز]] الصحابة از [[ابن حجر عسقلانی]] (م ٨۵٢). | کتابهای شرح حال، با انواع و اقسام [[گرایشها]] یکی از پر رونقترین آثاری است که در جریان نگارش و تألیف در [[تمدن اسلامی]]، جای خود را باز کرده است. یکی از مهمترین آنها آثاری درباره صحابه است که از قرون نخستین تا این اواخر همواره مورد توجه بوده است. آثاری از جمله: [[الاستیعاب]] فی معرفة الاصحاب از [[ابن عبدالبر]] (٣۶٨-۴۶٣)، معرفة الصحابة از [[ابونعیم اصفهانی]] (۴٣٠)، اسدالغابة فی معرفة الصحابة از [[ابن اثیر]] (م۶٣٠)، و [[الاصابة]] فی [[تمییز]] الصحابة از [[ابن حجر عسقلانی]] (م ٨۵٢).<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۸.</ref> | ||
===دوم: تراجم بر اساس شهر=== | ===دوم: تراجم بر اساس شهر=== | ||
برخی از آثار شرح حال - [[رجال]] بر محوریت [[شهرها]] تدوین شدهاند: تاریخ [[بغداد]]، از [[خطیب بغدادی]] (م ۴۶٣)، تاریخ [[نیشابور]] از [[حاکم نیشابوری]] (که اصل آن مفقود شده)، السیاق ذیل تاریخ نیشابور و برجای مانده، تاریخ اصبهان، از [[ابونعیم]]، طبقات المحدثین بأصبهان از ابوالشیخ، التدوین فی [[اخبار]] [[قزوین]] از [[رافعی]] ([[قرن ششم]])، اعلام النبلاء بتاریخ الحلب الشهباء از محمد [[راغب]] الطباخ [[الحلبی]]، بغیة الطلب فی تاریخ [[حلب]] از ابن العدیم، تاریخ [[جرجان]] از [[ابوالقاسم حمزة بن یوسف سهمی]] (م ۴٢٧) و مفصلتر از همه اینها تاریخ [[دمشق]] [[ابن عساکر]] (۴٩٩-۵٧١) از این شمار هستند و همانطور که اشاره شد برخی بیشتر شرح حال و برخی وجه غالب بر آنها، [[دانش رجال]] است. | برخی از آثار شرح حال - [[رجال]] بر محوریت [[شهرها]] تدوین شدهاند: تاریخ [[بغداد]]، از [[خطیب بغدادی]] (م ۴۶٣)، تاریخ [[نیشابور]] از [[حاکم نیشابوری]] (که اصل آن مفقود شده)، السیاق ذیل تاریخ نیشابور و برجای مانده، تاریخ اصبهان، از [[ابونعیم]]، طبقات المحدثین بأصبهان از ابوالشیخ، التدوین فی [[اخبار]] [[قزوین]] از [[رافعی]] ([[قرن ششم]])، اعلام النبلاء بتاریخ الحلب الشهباء از محمد [[راغب]] الطباخ [[الحلبی]]، بغیة الطلب فی تاریخ [[حلب]] از ابن العدیم، تاریخ [[جرجان]] از [[ابوالقاسم حمزة بن یوسف سهمی]] (م ۴٢٧) و مفصلتر از همه اینها تاریخ [[دمشق]] [[ابن عساکر]] (۴٩٩-۵٧١) از این شمار هستند و همانطور که اشاره شد برخی بیشتر شرح حال و برخی وجه غالب بر آنها، [[دانش رجال]] است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۹.</ref> | ||
===سوم: [[طبقهنویسی]]=== | ===سوم: [[طبقهنویسی]]=== | ||
| خط ۲۶: | خط ۳۳: | ||
بعدها طبقه به معنای [[تراجم]] به کار رفت و این کلمه در عناوینی مانند [[طبقات الشافعیه]] از سُبکی و طبقات الحنابله ابن ابی یعلی، الجواهر المضیئة فی طبقات الحنفیة از [[محیی الدین]] عبدالقادر بن محمد قرشی [[حنفی]] (۶٩۶ - ٧٧۵) و الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیه از [[تقی الدین بن عبدالقادر تمیمی]] الداری حنفی (م ۱۰۰۵ یا ۱۰۱۰)، به کار رفته اما ترتیب سال [[رعایت]] نشده است. در اینجا طبقه، یعنی شرح حال علمایی که تعلق به این [[مذاهب]] دارند. همین معنا از طبقات درباره کتابهای شرح حال قشرهای دیگر مانند [[شعرا]]، اطباء، [[حکما]]، [[قضات]] و غیره هم بکار رفته است. طبقات فحول الشعراء از [[محمد بن سلام جمحی]] (م ۲۳۰) و آثاری با عناوین [[طبقات المفسرین]] یا طبقات الاطباء نیز از این دست است. بسیاری از کتابهای شرح حال هم نام طبقات ندارد اما اختصاص به [[مشاغل]] خاص دارد، چنانکه کتاب الولاة والقضات [[ابوعمر احمد کندی]] (م ٣۵٠) یا الورزاء و الکُتّاب جهشیاری چنیناند. | بعدها طبقه به معنای [[تراجم]] به کار رفت و این کلمه در عناوینی مانند [[طبقات الشافعیه]] از سُبکی و طبقات الحنابله ابن ابی یعلی، الجواهر المضیئة فی طبقات الحنفیة از [[محیی الدین]] عبدالقادر بن محمد قرشی [[حنفی]] (۶٩۶ - ٧٧۵) و الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیه از [[تقی الدین بن عبدالقادر تمیمی]] الداری حنفی (م ۱۰۰۵ یا ۱۰۱۰)، به کار رفته اما ترتیب سال [[رعایت]] نشده است. در اینجا طبقه، یعنی شرح حال علمایی که تعلق به این [[مذاهب]] دارند. همین معنا از طبقات درباره کتابهای شرح حال قشرهای دیگر مانند [[شعرا]]، اطباء، [[حکما]]، [[قضات]] و غیره هم بکار رفته است. طبقات فحول الشعراء از [[محمد بن سلام جمحی]] (م ۲۳۰) و آثاری با عناوین [[طبقات المفسرین]] یا طبقات الاطباء نیز از این دست است. بسیاری از کتابهای شرح حال هم نام طبقات ندارد اما اختصاص به [[مشاغل]] خاص دارد، چنانکه کتاب الولاة والقضات [[ابوعمر احمد کندی]] (م ٣۵٠) یا الورزاء و الکُتّاب جهشیاری چنیناند. | ||
نکته مهم از نظر نوشتار حاضر این است که [[علم]] تراجم یا طبقات، با کار تاریخنگاری عمومی تلفیق شده است؛ چنانکه حاصل این تلفیق پدید آمدن آثار گرانبهای [[تاریخی]] - تراجمی است که نمونههای برجستهای از آثار تاریخی در [[جهان اسلام]] به شمار میآیند. مهمترین آنها که جنبه تراجمی آن [[غلبه]] دارد، [[تاریخ الاسلام]] [[ذهبی]] است. کتاب [[البدایة و النهایه]] رنگ تاریخیتری دارد. یک نمونه قدیمیتر، ذیل المذیل از [[طبری]] است که به عنوان یک جلد مستقل در [[پایان تاریخ]] او آمده است. | نکته مهم از نظر نوشتار حاضر این است که [[علم]] تراجم یا طبقات، با کار تاریخنگاری عمومی تلفیق شده است؛ چنانکه حاصل این تلفیق پدید آمدن آثار گرانبهای [[تاریخی]] - تراجمی است که نمونههای برجستهای از آثار تاریخی در [[جهان اسلام]] به شمار میآیند. مهمترین آنها که جنبه تراجمی آن [[غلبه]] دارد، [[تاریخ الاسلام]] [[ذهبی]] است. کتاب [[البدایة و النهایه]] رنگ تاریخیتری دارد. یک نمونه قدیمیتر، ذیل المذیل از [[طبری]] است که به عنوان یک جلد مستقل در [[پایان تاریخ]] او آمده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۹.</ref> | ||
===چهارم: دایرةالمعارفهای رجال و تراجم=== | ===چهارم: دایرةالمعارفهای رجال و تراجم=== | ||
به تدریج آثار دایرةالمعارفی برای [[رجال]] پدید آمد که برخی از معروفترین آنها عبارتند از: معجم الادباء از [[یاقوت حموی]]، [[وفیات الاعیان]] از [[ابن خلکان]] (۶٠٨ - ۶٨١)، [[سیر]] اعلام النبلاء، از ذهبی، [[الوافی]] بالوفیات از [[صفدی]] (م ٧۶۴)، فوات الوفیات از ابن شاکر کتبی، و یکی از آثار [[پیشگام]] در این زمینه حلیة الاولیاء [[ابونعیم اصفهانی]] (م ۴٣٠) است که فهرست بلندی از قشر زاهدان و [[عارفان]] به دست داده است. برخی از این آثار دایرةالمعارفی تحت عنوان [[نسب]] یا [[لقب]] ترتیب یافته که الانساب [[سمعانی]] والاکمال [[ابن ماکولا]] از آن شمار است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص | به تدریج آثار دایرةالمعارفی برای [[رجال]] پدید آمد که برخی از معروفترین آنها عبارتند از: معجم الادباء از [[یاقوت حموی]]، [[وفیات الاعیان]] از [[ابن خلکان]] (۶٠٨ - ۶٨١)، [[سیر]] اعلام النبلاء، از ذهبی، [[الوافی]] بالوفیات از [[صفدی]] (م ٧۶۴)، فوات الوفیات از ابن شاکر کتبی، و یکی از آثار [[پیشگام]] در این زمینه حلیة الاولیاء [[ابونعیم اصفهانی]] (م ۴٣٠) است که فهرست بلندی از قشر زاهدان و [[عارفان]] به دست داده است. برخی از این آثار دایرةالمعارفی تحت عنوان [[نسب]] یا [[لقب]] ترتیب یافته که الانساب [[سمعانی]] والاکمال [[ابن ماکولا]] از آن شمار است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۴۰.</ref> | ||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010927.jpg|22px]] [[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|'''منابع تاریخ اسلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:تاریخ]] | |||