۳۳٬۷۵۱
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقلقول ={{وسطچین}}'''[[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟]]'''{{پایان}} | {{جعبه نقل قول| عنوان =| نقلقول ={{وسطچین}}'''[[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟]]'''{{پایان}} | ||
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[علم غیب معصوم (پرسش)|(پرسمان علم غیب معصوم)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پسزمینه=#F8FBF9| گیومه نقلقول =| تراز منبع = وسط}} | |تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[علم غیب معصوم (پرسش)|(پرسمان علم غیب معصوم)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پسزمینه=#F8FBF9| گیومه نقلقول =| تراز منبع = وسط}} | ||
*مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ [[امامان]] {{عم}} و امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸</ref> تلفیق و جمعبندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر به {{عربی|اندازه= | *مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ [[امامان]] {{عم}} و امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸</ref> تلفیق و جمعبندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر به {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سوره نمل، آیه: ۴۰</ref> شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده است. در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. با توجه به ویژگیهای برجسته و گستردهای که برای اسم اعظم در کلمات [[معصومین]] {{عم}} نقل شد و با ملاحظۀ ارتباط علم الکتاب با اسم اعظم که از تلفیق و ارتباط روایات به دست آمد، این ادعا که کتابی که در آیات قرآن با {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سوره نمل، آیه: ۴۰</ref> و یا «عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سوره رعد، آیه: ۴۳</ref> معرفی شده است، علم ما کان و ما یکون را در برداشته باشد ادعای گزافی نخواهد بود بلکه پشتوانهای از آیات قرآن بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت مینماید.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸</ref> و لذاست که میتوان قایل شد امامانی که از اسم اعظم آگاه هستند به منزلۀ آگاهی از علم غیب است. | ||
==روایات دربارۀ اسم اعظم == | ==روایات دربارۀ اسم اعظم == | ||
*در احادیث،<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> اعمال و رفتار خارق العاده [[عیسی بن مریم]] {{ع}} که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸</ref> در روایتی از امام باقر و امام صادق {{ع}} آمده است که فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ١، ص ٣٣٠</ref> «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما ۷۲ حرف از اسم اعظم را داريم و آن يک حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب براى خود مخصوص ساخته است.»<ref>ر.ک. [[سید ابراهیم افتخاری|افتخاری، سید ابراهیم]]، [[بررسی مقایسهای شئون امامت در مکتب قم و بغداد (پایاننامه)|بررسی مقایسهای شئون امامت در مکتب قم و بغداد]]، ص ۱۰۹ و ۱۱۰؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟؛ [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]]، ص ۴۷۸ و ۴۷۹؛ [[منصف علی مطهری|مطهری، منصف علی]]، [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص ۱۴۳؛ [[حسین گنجی|گنجی، حسین]]، [[امامشناسی ۱ (کتاب)|امامشناسی]]، ج ۱، ص ۱۵۹؛ [[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت (مقاله)|ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]]، دو فصلنامۀ معرفت کلامی، ش ۲، ص ۱۱۲؛ [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص ۶۰؛ [[سیده رابیل]]، [[جستاری در مسئله علم غیب (مقاله)|جستاری در مسئله علم غیب]]، منتشر شده در نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی</ref> | *در احادیث،<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> اعمال و رفتار خارق العاده [[عیسی بن مریم]] {{ع}} که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸</ref> در روایتی از امام باقر و امام صادق {{ع}} آمده است که فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ١، ص ٣٣٠</ref> «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما ۷۲ حرف از اسم اعظم را داريم و آن يک حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب براى خود مخصوص ساخته است.»<ref>ر.ک. [[سید ابراهیم افتخاری|افتخاری، سید ابراهیم]]، [[بررسی مقایسهای شئون امامت در مکتب قم و بغداد (پایاننامه)|بررسی مقایسهای شئون امامت در مکتب قم و بغداد]]، ص ۱۰۹ و ۱۱۰؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟؛ [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]]، ص ۴۷۸ و ۴۷۹؛ [[منصف علی مطهری|مطهری، منصف علی]]، [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص ۱۴۳؛ [[حسین گنجی|گنجی، حسین]]، [[امامشناسی ۱ (کتاب)|امامشناسی]]، ج ۱، ص ۱۵۹؛ [[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت (مقاله)|ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]]، دو فصلنامۀ معرفت کلامی، ش ۲، ص ۱۱۲؛ [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص ۶۰؛ [[سیده رابیل]]، [[جستاری در مسئله علم غیب (مقاله)|جستاری در مسئله علم غیب]]، منتشر شده در نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی</ref> | ||
*همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} روایت شده:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲</ref> «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل میکرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد{{صل}} تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به [[محمد]] {{صل}} ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص ۲۷۳؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]، ص ۱۴۵؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟</ref> | *همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} روایت شده:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲</ref> «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل میکرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد{{صل}} تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به [[محمد]] {{صل}} ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص ۳۴ ـ ۳۸؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص ۲۷۳؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]، ص ۱۴۵؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟</ref> | ||
*در روایتی [[امام باقر]] {{ع}} در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ {{عربی|اندازه= | *در روایتی [[امام باقر]] {{ع}} در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سورۀ رعد، آیۀ ۴۳</ref> سؤال میکند، میفرمایند: «منظور، ما [[اهل بیت]] {{عم}} هستیم و علی{{ع}}، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از [[پیامبر اکرم]] {{صل}}است.» [[علامه مجلسی]]، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین میشود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان{{عم}} است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام{{ع}} نیز دارای کلّ علم کتاب است.<ref>ر.ک. [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]]، ص ۴۷۸ و ۴۷۹</ref> | ||
*شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۵۳۹</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان{{عم}} به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»<ref> ر.ک. [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۸۹</ref> | *شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۵۳۹</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان{{عم}} به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»<ref> ر.ک. [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۸۹</ref> | ||